←مقدمه
بدون خلاصۀ ویرایش |
(←مقدمه) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۲: | خط ۲: | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
* [[معاشرت]] به معنی نحوه برخورد با دیگران است. [[آداب | * [[معاشرت]] به معنی [[نحوه برخورد]] با دیگران است. [[آداب معاشرت]] مربوط است به [[معاشرت با مردم]]، دیدار، [[مصافحه]]، [[همنشینی]]، [[مکاتبه]]، [[احوالپرسی]]، جواب [[سلام]] و [[درود]]، [[آداب]] نفس و آنچه مربوط به اینهاست<ref> محمدرضا عطایی، مجموعه ورام، آداب و اخلاق در اسلام، ص۷۱.</ref>. | ||
* [[قرآن]] [[ادب]] برخورد با دیگران را نه تنها در قلمرو [[برادران]] [[مسلمان]] لازم میشمارد، بلکه براساس [[صفا]]، و [[صمیمیت]] انسانی را در بین تمام [[جوامع بشری]] سودمند میشمارد. | * [[قرآن]] [[ادب]] برخورد با دیگران را نه تنها در قلمرو [[برادران]] [[مسلمان]] لازم میشمارد، بلکه براساس [[صفا]]، و [[صمیمیت]] [[انسانی]] را در بین تمام [[جوامع بشری]] سودمند میشمارد. | ||
* از رسالتهای اساسی | * از رسالتهای اساسی قرآن در بهبود [[ادب معاشرت]] همانا بنیانگذاری [[حسن ظن]] است، گرچه در [[جامعه]] تباه [[وظیفه]] اولی [[خوشگمانی]] نیست، لکن در جامعه که [[صالح]] دستور نخست [[گمان]] خوب نسبت به دیگران داشتن است... بر این راستا که خطوط اصلی [[قرآن کریم]] در ادب معاشرت، همانا [[قسط و عدل]]، [[وحدت]] و [[جماعت]]، حسن ظن و [[مشورت]] است<ref> سعیده داوودی راد، تربیت اخلاقی در صحیفه کامله سجادیه، (پایاننامه کارشناسی ارشد رشته تاریخ و فلسفه تعلیم و تربیت، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، ۱۳۷۵)، ص۸۹.</ref>. | ||
* بدان که [[انسان]] یا با دیگران است یا تنهاست و از آنجا که [[زندگی]] [[ | * بدان که [[انسان]] یا با دیگران است یا تنهاست و از آنجا که [[زندگی]] انسان به [[تنهایی]] مشکل است و جز با معاشرت به همنوعان میسر نیست، ناگزیر باید آداب معاشرت را بیاموزد و برای هر معاشری در معاشرتش آدابی است و این آداب نیز به قدر [[حق]] اوست و حقش نیز به مقدار رابطهای است که بر اساس آن معاشرت برقرار شده است<ref> محسن فیض کاشانی، محجة البیضاء، ترجمه محمد صادق عارف، ج۳، ص۴۴.</ref>. | ||
* | * معاشرت طبعاً ارتباط تنگاتنگی با مسئله رعایت [[احترام]] و [[حفظ حیثیت]] و موقعیت افراد دارد و در قرآن کریم، بر رعایت آن تأکید شده است<ref> محمد تقی مصباح یزدی، اخلاق در قرآن، ج۳، ص۲۴۷. در قرآن کریم آمده است: {{متن قرآن|لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَنْ تَأْكُلُوا جَمِيعًا أَوْ أَشْتَاتًا فَإِذَا دَخَلْتُمْ بُيُوتًا فَسَلِّمُوا عَلَى أَنْفُسِكُمْ تَحِيَّةً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُبَارَكَةً طَيِّبَةً كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ}} «نیز (بر شما گناهی نیست) در اینکه با هم یا پراکنده غذا بخورید پس چون به هر خانهای در آمدید به همدیگر درود گویید، درودی خجسته پاکیزه از نزد خداوند؛ بدین گونه خداوند آیات را برای شما روشن میدارد باشد که خرد ورزید» سوره نور، آیه ۶۱.</ref><ref>[[فردین احمدوند|احمدوند، فردین]]، [[مکارم ا[[خلاق]] در [[صحیفه]] (کتاب)|مکارم [[اخلاق]] در صحیفه]]، ص۲۰۰.</ref> | ||
* به طور کلی در برخوردها و | * به طور کلی در برخوردها و [[رفتارهای اجتماعی]]، روابطی که [[انسانها]] با هم برقرار میکنند تابع دو دیدگاه است. یا بر مبنای دیدگاه "[[کرامت]]" و یا بر مبنای "[[اهانت]]" است. در یک نگاه، [[انسان]] موجودی است با [[ارزش]] و [[شریف]] و صاحب کرامت ذاتی و در نگاه دیگر بیارزش، حقیر و فاقد کرامت ذاتی و صرفاً طبیعی است... [[سیره]] [[اولیاء]] و [[انبیاء]] در برخورد با [[انسان]] مبتنی بر کرامت بوده است،؛ چراکه آنها خود [[کریم]] بودهاند بر این اساس خطوط اصلی مباحث [[اخلاقی]] در زمینه [[اجتماعی]] مبتنی بر کرامت است. در [[روابط اجتماعی]] از سویی [[اصلاح نفس]] [[رفتار]] فرد مطرح است و از سوی دیگر [[اصلاح]] افراد؛ تا زمینه [[فسق]] برچیده شود و روابط اجتماعی کریمانه شکل گیرد<ref> سعیده داوودی راد، تربیت اخلاقی در صحیفه کامله سجادیه (پایاننامه کارشناسی ارشد رشته تاریخ و فلسفه تعلیم و تربیت، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، ۱۳۷۵)، ص۱۱۲.</ref>. | ||
* [[معاشرت]]، | * [[معاشرت]]، [[بازار]] تبادل اخلاق است، بسیاری از [[محاسن]] و [[رذایل اخلاقی]] از همین [[معاشرتها]] انتقال و تسری مییابد. اگر از انسانهای موفق، و برعکس از انسانهای ناموفق پرسیده شود عامل [[موفقیت]] یا عدم موفقیت شما چه بوده است؟ بیدرنگ یکی از عوامل مهم موفقیت و یا عدم موفقیت خود را [[رفاقت]] با [[دوستان]] خوب یا بد اعلام میدارند<ref>فردین احمدوند|احمدوند، فردین، [[مکارم اخلاق در صحیفه (کتاب)|مکارم اخلاق در صحیفه]]، ص۲۰۱.</ref> | ||
* در [[اسلام]] اصل بر این است که حتی با [[دشمن]] برخورد انسانی شود و سعی در [[سازندگی]] داشته باشیم. توصیه [[اسلامی]] این است که برای [[دوست]] و [[برادر]] مؤمنت [[خون]] و [[مال]] را بذل کن و برای | * در [[اسلام]] اصل بر این است که حتی با [[دشمن]] برخورد [[انسانی]] شود و سعی در [[سازندگی]] داشته باشیم. توصیه [[اسلامی]] این است که برای [[دوست]] و [[برادر]] مؤمنت [[خون]] و [[مال]] را بذل کن و برای دشمن خود [[عدالت]] و [[احسان]] خویش، و برای [[عامه]] [[مردم]] چهره گشاده و احسانت را<ref> علی قائمی، اخلاق و معاشرت در اسلام، ص۲۶۷.</ref>. | ||
* نحوه برخورد [[مؤمن]] بر اساس [[آیات]] و [[روایات]] میبایست: | * [[نحوه برخورد]] [[مؤمن]] بر اساس [[آیات]] و [[روایات]] میبایست: | ||
# برخورد با گشادهرویی | # برخورد با [[گشادهرویی]] | ||
# تبسم و لبخند | # [[تبسم]] و [[لبخند]] | ||
# [[سلام]] | # [[سلام کردن]] | ||
# [[مصافحه]] | # [[مصافحه]] | ||
# پرسش از نام | # [[پرسش]] از نام | ||
# رعایت [[حسن خلق]] | # رعایت [[حسن خلق]] | ||
# [[خراج]] کردن جا (باز کردن جا) | # [[خراج]] کردن جا (باز کردن جا) | ||
# ایجاد زمینه امن | # ایجاد زمینه [[امن]] | ||
# سخن خوشتر | # [[سخن خوشتر]] | ||
# | # دیدار از روی [[شوق]] و برای دیدار خود را [[زینت]] نمایند و...<ref> علی قائمی، اخلاق و معاشرت در اسلام، ص۱۸۷ – ۱۹۰.</ref>. | ||
* [[پیامبر]] {{صل}} میفرمایند: "خوشحال و خوشرو با [[مردم]] برخورد کردن [[کینه]] را میبرد"<ref> محمد باقر مجلسی، حلیه المتقین، ص۳۷۹.</ref>. | * [[پیامبر]]{{صل}} میفرمایند: "خوشحال و [[خوشرو]] با [[مردم]] برخورد کردن [[کینه]] را میبرد"<ref> محمد باقر مجلسی، حلیه المتقین، ص۳۷۹.</ref>. | ||
* [[امام صادق]] {{ع}} میفرمایند: "از ما نیست کسی که [[نیکو]] [[مصاحبت]] نکند با مصاحبان خود و [[ | * [[امام صادق]]{{ع}} میفرمایند: "از ما نیست کسی که [[نیکو]] [[مصاحبت]] نکند با مصاحبان خود و نیکو [[رفاقت]] نکند با رفیقان خود و نیکو نمکخوارگی نکند با کسی که با او [[مهربانی]] کند"<ref> محمد باقر مجلسی، حلیه المتقین، ص۳۷۹.</ref>. | ||
* [[امام سجاد]] {{ع}} در مورد [[حق]] [[معاشرت]] [[انسان]] میفرمایند: اما | * [[امام سجاد]]{{ع}} در مورد [[حق]] [[معاشرت]] [[انسان]] میفرمایند: اما حق معاشرت بر تو این است که او را نفریبی و با او دغل نکنی و به او [[دروغ]] نگویی و غافلش نساخته، و گولش نزنی. و برای او [[کارشکنی]] نکنی و... اگر به تو [[اعتماد]] کرد هرچه توانی برای او بکوش<ref> حسن حرانی، تحف العقول ترجمه بهزاد جعفری، ص۲۴۷؛ سید جعفر شهیدی، زندگانی علی بن الحسین{{عم}}، ص۱۸۵.</ref><ref>[[فردین احمدوند|احمدوند، فردین]]، [[مکارم اخلاق در صحیفه (کتاب)|مکارم اخلاق در صحیفه]]، ص۱۹۲۰۲.</ref> | ||
== منابع == | == منابع == | ||