بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۸۴: | خط ۸۴: | ||
== [[دعوت]] از [[امام حسین]] {{ع}} == | == [[دعوت]] از [[امام حسین]] {{ع}} == | ||
پس از [[شهادت]] امام علی {{ع}}، جعده که داماد وی بود، همچنان در [[کوفه]] سکونت گزید و طبق وصیت امام، صورت قبری در خانه وی ساخته شد تا علاوه بر ایجاد [[شک]] برای دشمنان، نام جعده بر سر زبانهای [[مردم]] آن [[شهر]] باقی بماند و خانه او که روزی محل سکونت امام بود، هم چون پایگاهی برای [[مشتاقان]] [[علی]] {{ع}} در کوفه [[حفظ]] شود. بنابراین، [[پیروان]] و | پس از [[شهادت]] امام علی {{ع}}، جعده که داماد وی بود، همچنان در [[کوفه]] سکونت گزید و طبق وصیت امام، صورت قبری در خانه وی ساخته شد تا علاوه بر ایجاد [[شک]] برای دشمنان، نام جعده بر سر زبانهای [[مردم]] آن [[شهر]] باقی بماند و خانه او که روزی محل سکونت امام بود، هم چون پایگاهی برای [[مشتاقان]] [[علی]] {{ع}} در کوفه [[حفظ]] شود. بنابراین، [[پیروان]] و شیعیان علی{{ع}}، جعده را نماینده [[اهل بیت]] و حافظ [[اسرار]] خویش میدانستند و خواستههای خود را از طریق او به [[امام حسن]] {{ع}}و امام حسین {{ع}} بیان میکردند. از این رو، در [[زمان]] [[معاویه]] عدهای از [[شیعیان]] نزد جعده آمدند و از او خواستند تا نامهای به [[حسین بن علی]] {{ع}} بنویسد و از آن حضرت بخواهد که بر ضد معاویه [[قیام]] کند. | ||
جعده نیز به نمایندگی از شیعیان، به امام حسین {{ع}} نوشت: "اما بعد؛ شیعیان شما در این جا [[دل]] و جانشان با [[امید]] به شما روشن است و هیچ کسی جز شما را پذیرا نیستند. نظر برادرت [[حسن]] {{ع}} را نیز در [[جنگ]] با معاویه شناختهاند و شما را هم در [[مهربانی]] با [[دوستان]] و [[استواری]] و | جعده نیز به نمایندگی از شیعیان، به امام حسین {{ع}} نوشت: "اما بعد؛ شیعیان شما در این جا [[دل]] و جانشان با [[امید]] به شما روشن است و هیچ کسی جز شما را پذیرا نیستند. نظر برادرت [[حسن]] {{ع}} را نیز در [[جنگ]] با معاویه شناختهاند و شما را هم در [[مهربانی]] با [[دوستان]] و [[استواری]] و تندی در برابر [[دشمنان]] و کوشش برای پیاده شدن امر [[خدا]] میشناسند. پس اگر میخواهی این [[حکومت]] را به دست گیری، به سوی ما بیا که همانا ما خود را برای [[شهادت]] همراه شما آماده کردهایم". | ||
حضرت در پاسخ چنین نوشتند: ".... اما برادرم ([[حسن]])، من امیدوارم که [[خداوند]] او را موفق و کارش را محکم گرداند؛ اما امروز نظر من، [[قیام]] و [[مبارزه]] نیست. پس شما نیز حرکتی نکنید. خداوند شما را [[رحمت]] کند، در خانههای خود بنشینید و تا زمانی که [[معاویه]] زنده است، خود را از هر اتهامی [[حفظ]] کنید. پس اگر خدا حادثه [[مرگ]] او را پیش آورد و من زنده بودم، در نامهای به شما نظرم را مینویسم"<ref>الاخبار الطوال، دینوری، ص۲۲۱.</ref>. | حضرت در پاسخ چنین نوشتند: ".... اما برادرم ([[حسن]])، من امیدوارم که [[خداوند]] او را موفق و کارش را محکم گرداند؛ اما امروز نظر من، [[قیام]] و [[مبارزه]] نیست. پس شما نیز حرکتی نکنید. خداوند شما را [[رحمت]] کند، در خانههای خود بنشینید و تا زمانی که [[معاویه]] زنده است، خود را از هر اتهامی [[حفظ]] کنید. پس اگر خدا حادثه [[مرگ]] او را پیش آورد و من زنده بودم، در نامهای به شما نظرم را مینویسم"<ref>الاخبار الطوال، دینوری، ص۲۲۱.</ref>. | ||
پس از | پس از شهادت امام حسن {{ع}} [[فرزندان]] [[جعده]] و دیگر [[شیعیان کوفه]] دور [[سلیمان]] صرد گرد آمدند و در نامهای به [[امام حسین]] {{ع}} شهادت مظلومانه برادرش را به ایشان تسلیت گفتند و در پایاننامه اعلام کردند [[منتظر]] [[فرمان]] ایشان برای، مبارزه با دشمنان اهل بیت و گرفتن [[حق]] هستند. البته این بار نیز امام حسین {{ع}} در جواب، آنان را به [[صبر]] تا مرگ معاویه فرا خواندند<ref>تاریخ یعقوبی، یعقوبی، ج۲، ص۲۲۸.</ref>.<ref>[[مهدی عباسی|عباسی، مهدی]]، [[جعده بن هبیره (مقاله)|مقاله «جعده بن هبیره»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۴ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۴]]، ص۲۷۶-۲۷۷.</ref> | ||
== سرانجام جعده == | == سرانجام جعده == | ||
بعضی، | بعضی، رحلت جعده را در سال ۶۶ هجری دانسته و گفتهاند؛ وی در [[زمان]] [[قیام امام حسین]] {{ع}} در [[کوفه]] بوده است؛ ولی درباره نبودن وی در این [[نهضت]] حرفی نزدهاند. اما همان گونه که بیشتر مؤرخان نوشتهاند، جعده در زمان معاویه در [[مدینه]] از [[دنیا]] رفت<ref>موسوعة طبقات فقهاء، جعفر سبحانی، ج۱، ص۳۱۳.</ref>.<ref>[[مهدی عباسی|عباسی، مهدی]]، [[جعده بن هبیره (مقاله)|مقاله «جعده بن هبیره»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۴ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۴]]، ص۲۷۷.</ref> | ||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||