زن در عصر جاهلیت: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۷: خط ۷:


== مقدمه ==
== مقدمه ==
[[زن]] در دوره [[جاهلیت]] از شخصیتی مستقل برخوردار نبود و [[نهاد خانواده]] [[استحکام]] لازم را نداشت. روابط ناسالم میان مرد و زن و [[قوانین]] نادرست [[ازدواج]] که بیشتر کام‎جویی بی‌قید و شرط مردان را تأمین می‌کرد، [[عفت]] عمومی را کم‎رنگ و [[سلامت]] [[نسل]] را به خطر انداخته بود. در [[عصر جاهلیت]] میان [[زنان]] طبقه اشراف و زنان دیگر تفاوت قائل بودند. در میان طبقه اشراف، زنان در امر ازدواج [[حق انتخاب]] داشتند؛ یعنی [[اختیار]] ازدواج را به [[دختران]] وا می‎گذاردند و بدون [[رضایت]] دختران آنان را به [[عقد]] کسی در نمی‌آوردند<ref>یحیی نوری، جاهلیت و اسلام، ص۶۳۰.</ref>.
[[زن]] در دوره [[جاهلیت]] از شخصیتی مستقل برخوردار نبود و [[نهاد خانواده]] [[استحکام]] لازم را نداشت. روابط ناسالم میان مرد و زن و [[قوانین]] نادرست [[ازدواج]] که بیشتر کام‎جویی بی‌قید و شرط مردان را تأمین می‌کرد، [[عفت]] عمومی را کم‎رنگ و [[سلامت]] نسل را به خطر انداخته بود. در [[عصر جاهلیت]] میان [[زنان]] طبقه اشراف و زنان دیگر تفاوت قائل بودند. در میان طبقه اشراف، زنان در امر ازدواج [[حق انتخاب]] داشتند؛ یعنی [[اختیار]] ازدواج را به [[دختران]] وا می‎گذاردند و بدون [[رضایت]] دختران آنان را به [[عقد]] کسی در نمی‌آوردند<ref>یحیی نوری، جاهلیت و اسلام، ص۶۳۰.</ref>.


و همچنین یک زن می‌توانست قبل از ازدواج شرط کند که هر [[وقت]] که بخواهد از شوهرش جدا شود و یا بعد از ازدواج همچنان در [[خانه]] پدرش بماند. همچنین می‌توانست به هر گریزانی پناه دهد<ref>رژی بلاشر، تاریخ ادبیات عرب، ترجمه آذرتاش آذرنوش، تهران، ص۴۳.</ref>.
و همچنین یک زن می‌توانست قبل از ازدواج شرط کند که هر وقت که بخواهد از شوهرش جدا شود و یا بعد از ازدواج همچنان در [[خانه]] پدرش بماند. همچنین می‌توانست به هر گریزانی پناه دهد<ref>رژی بلاشر، تاریخ ادبیات عرب، ترجمه آذرتاش آذرنوش، تهران، ص۴۳.</ref>.


به طور کلی اگر زنان طبقه اشراف [[عرب]] را که گروه بسیار کمی بوده‌اند استثنا بدانیم، بقیه زنان عرب در [[عصر جاهلی]] به شیوه بسیار [[ذلّت]] باری [[زندگی]] می‌کردند؛ نه حق انتخاب و ازدواج داشتند و نه مهری به خود زنان داده می‌شد، وقتی در اواخر عصر جاهلیت، این گونه [[رفتارها]] شدّت بیشتری یافته بود به طوری که زن همانند کالا [[خرید و فروش]] می‌شد و دختران، [[زنده به گور]] می‌شدند و زن به [[زنا]] وادار می‌شد و [[سنّت]] ظهار و ایلاء و [[ضرار]] رواج داشت.
به طور کلی اگر زنان طبقه اشراف [[عرب]] را که گروه بسیار کمی بوده‌اند استثنا بدانیم، بقیه زنان عرب در [[عصر جاهلی]] به شیوه بسیار [[ذلّت]] باری [[زندگی]] می‌کردند؛ نه حق انتخاب و ازدواج داشتند و نه مهری به خود زنان داده می‌شد، وقتی در اواخر عصر جاهلیت، این گونه [[رفتارها]] شدّت بیشتری یافته بود به طوری که زن همانند کالا [[خرید و فروش]] می‌شد و دختران، [[زنده به گور]] می‌شدند و زن به [[زنا]] وادار می‌شد و [[سنّت]] ظهار و ایلاء و [[ضرار]] رواج داشت. در نگاه [[اعراب]]، [[زن]] در آن دوران یک موجود [[پست]]، عامل ننگ، وسیله [[هوس]] رانی مردان، کالای مورد [[تجارت]] ثروت‎مندان، [[ضعیف]]، [[ذلیل]] و... به شمار می‌رفت.
در نگاه [[اعراب]]، [[زن]] در آن دوران یک موجود [[پست]]، عامل [[ننگ]]، وسیله [[هوس]] رانی مردان، کالای مورد [[تجارت]] ثروت‎مندان، [[ضعیف]]، [[ذلیل]] و... به شمار می‌رفت.


در این جا به برخی از ظلم‌هایی که در [[حق]] زنان در آن دوران می‌شد تا جایی که به صورت [[فرهنگ]] آن عصر در آمده بود و [[قرآن]] نیز به آن اشاره کرده، می‌پردازیم:
در این جا به برخی از ظلم‌هایی که در [[حق]] زنان در آن دوران می‌شد تا جایی که به صورت [[فرهنگ]] آن عصر در آمده بود و [[قرآن]] نیز به آن اشاره کرده، می‌پردازیم:


== [[زنده به گور کردن دختران]] ==
== زنده به گور کردن دختران ==
از آثار شوم [[تفکر]] عمومی اعراب نسبت به جنس مؤنث، کشتن یا [[زنده به گور کردن دختران]] بود. [[آیه]] ۵۸ و ۵۹ [[سوره نحل]] و آیه ۸ [[سوره تکویر]] به این نکته اشاره کرده است.
از آثار شوم [[تفکر]] عمومی اعراب نسبت به جنس مؤنث، کشتن یا زنده به گور کردن دختران بود. [[آیه]] ۵۸ و ۵۹ [[سوره نحل]] و آیه ۸ [[سوره تکویر]] به این نکته اشاره کرده است.


[[قرآن مجید]] در خصوص انگیزه کشتن [[فرزندان]] در [[عصر جاهلی]] علاوه بر [[تعصّب]] به دو نکته اشاره کرده است که یکی، [[ترس]] از [[فقر]] و دیگری، انگیزه[[تقرب]] به بت‎هاست<ref>{{متن قرآن|وَلَا تَقْتُلُوا أَوْلَادَكُمْ خَشْيَةَ إِمْلَاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَإِيَّاكُمْ إِنَّ قَتْلَهُمْ كَانَ خِطْئًا كَبِيرًا}} «و فرزندانتان را از ترس [[ناداری]] مکشید، ما به آنان و شما روزی می‌دهیم؛ بی‌گمان کشتن آنان گناهی بزرگ است» [[سوره اسراء]]، [[آیه]] ۳۱؛ {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ زَيَّنَ لِكَثِيرٍ مِنَ الْمُشْرِكِينَ قَتْلَ أَوْلَادِهِمْ شُرَكَاؤُهُمْ لِيُرْدُوهُمْ وَلِيَلْبِسُوا عَلَيْهِمْ دِينَهُمْ وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُونَ}} «و بدین‌گونه در نظر بسیاری از [[مشرکان]]، شریکان آنان کشتن فرزندانشان را آراسته جلوه دادند تا آنان را نابود کنند و دینشان را بر آنان مشتبه گردانند و اگر [[خداوند]] می‌خواست چنین نمی‌کردند پس آنان را با آنچه [[دروغ]] می‌بافند واگذار» [[سوره انعام]]، آیه ۱۳۷.</ref>.
[[قرآن مجید]] در خصوص انگیزه کشتن [[فرزندان]] در [[عصر جاهلی]] علاوه بر [[تعصّب]] به دو نکته اشاره کرده است که یکی، [[ترس]] از [[فقر]] و دیگری، انگیزه[[تقرب]] به بت‎هاست<ref>{{متن قرآن|وَلَا تَقْتُلُوا أَوْلَادَكُمْ خَشْيَةَ إِمْلَاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَإِيَّاكُمْ إِنَّ قَتْلَهُمْ كَانَ خِطْئًا كَبِيرًا}} «و فرزندانتان را از ترس [[ناداری]] مکشید، ما به آنان و شما روزی می‌دهیم؛ بی‌گمان کشتن آنان گناهی بزرگ است» [[سوره اسراء]]، [[آیه]] ۳۱؛ {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ زَيَّنَ لِكَثِيرٍ مِنَ الْمُشْرِكِينَ قَتْلَ أَوْلَادِهِمْ شُرَكَاؤُهُمْ لِيُرْدُوهُمْ وَلِيَلْبِسُوا عَلَيْهِمْ دِينَهُمْ وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُونَ}} «و بدین‌گونه در نظر بسیاری از [[مشرکان]]، شریکان آنان کشتن فرزندانشان را آراسته جلوه دادند تا آنان را نابود کنند و دینشان را بر آنان مشتبه گردانند و اگر [[خداوند]] می‌خواست چنین نمی‌کردند پس آنان را با آنچه [[دروغ]] می‌بافند واگذار» [[سوره انعام]]، آیه ۱۳۷.</ref>.


دلیل تنفّر [[اعراب جاهلی]] از [[دختران]] و [[زنده به گور کردن]] آنها امور زیر بوده است:
دلیل تنفّر [[اعراب جاهلی]] از [[دختران]] و زنده به گور کردن آنها امور زیر بوده است:
# دختر نقش [[اقتصادی]] و تولیدی نداشته و سربار [[زندگی]] بوده است؛
# دختر نقش [[اقتصادی]] و تولیدی نداشته و سربار [[زندگی]] بوده است؛
# در [[جنگ]] که [[سرنوشت]] [[قبیله]] به آن بوده، دختر [[قدرت]] [[جنگیدن]] و [[دفاع]] نداشته است؛
# در [[جنگ]] که [[سرنوشت]] [[قبیله]] به آن بوده، دختر [[قدرت]] [[جنگیدن]] و [[دفاع]] نداشته است؛
# در [[جنگ‌ها]] دختران به [[اسارت]] رفته و مورد [[تجاوز]] [[دشمن]] قرار می‌گرفتند<ref>محسن قرائتی، تفسیر نور، ج۶، ص۳۶۴.</ref>.
# در [[جنگ‌ها]] دختران به [[اسارت]] رفته و مورد [[تجاوز]] [[دشمن]] قرار می‌گرفتند<ref>محسن قرائتی، تفسیر نور، ج۶، ص۳۶۴.</ref>.


[[قرطبی]] هر دو عامل - فقر شدید و [[تعصّب]] - را برای [[زنده به گور کردن دختران]] ذکر کرده است و از [[ربیعه]] و [[مضر]]، به عنوان کسانی نام می‌برد که از روی [[نادانی]] اقدام به زنده به گور کردن دختران خود می‌کردند<ref>الجامع لاحکام القرآن، ج۷، ص۹۶.</ref>.<ref>[[سید صفیه میرحسینی|میرحسینی]] و [[ابراهیم فلاح|فلاح]]، [[شیوه‌های مبارزه پیامبر با فرهنگ جاهلی (کتاب)|شیوه‌های مبارزه پیامبر با فرهنگ جاهلی]]، ص۳۴.</ref>
[[قرطبی]] هر دو عامل - فقر شدید و [[تعصّب]] - را برای زنده به گور کردن دختران ذکر کرده است و از [[ربیعه]] و مضر، به عنوان کسانی نام می‌برد که از روی [[نادانی]] اقدام به زنده به گور کردن دختران خود می‌کردند<ref>الجامع لاحکام القرآن، ج۷، ص۹۶.</ref>.<ref>[[سید صفیه میرحسینی|میرحسینی]] و [[ابراهیم فلاح|فلاح]]، [[شیوه‌های مبارزه پیامبر با فرهنگ جاهلی (کتاب)|شیوه‌های مبارزه پیامبر با فرهنگ جاهلی]]، ص۳۴.</ref>


== [[نکاح]] و اقسام آن در [[جزیرة العرب]] ==
== [[نکاح]] و اقسام آن در [[جزیرة العرب]] ==
[[زناشویی]] و نکاح از حساس‌ترین مسائل زندگی[[زن]] محسوب می‌شود که خوش‎بختی و [[بدبختی]] او در آن رقم می‌خورد و از صحنه‌هایی است که [[زن]] از حالت فردی به حالت [[اجتماعی]] [[تغییر]] زندگی می‌دهد. از طرف دیگر، نکاح مقدمه [[تشکیل خانواده]] یا [[اجتماع]] کوچک است که هسته اصلی اجتماع بزرگ بشری به شمار می‌آید، از [[آداب و رسوم]] مربوط به [[نکاح]] می‌توان به جایگاه و [[شخصیت]] [[زن]] و مرد در آن [[جامعه]] پی برد که با بهره‌گیری از [[قرآن کریم]] به اموری اشاره می‌شود.<ref>[[سید صفیه میرحسینی|میرحسینی]] و [[ابراهیم فلاح|فلاح]]، [[شیوه‌های مبارزه پیامبر با فرهنگ جاهلی (کتاب)|شیوه‌های مبارزه پیامبر با فرهنگ جاهلی]]، ص۳۵.</ref>
[[زناشویی]] و نکاح از حساس‌ترین مسائل زندگی[[زن]] محسوب می‌شود که خوش‎بختی و [[بدبختی]] او در آن رقم می‌خورد و از صحنه‌هایی است که [[زن]] از حالت فردی به حالت [[اجتماعی]] [[تغییر]] زندگی می‌دهد. از طرف دیگر، نکاح مقدمه [[تشکیل خانواده]] یا [[اجتماع]] کوچک است که هسته اصلی اجتماع بزرگ بشری به شمار می‌آید، از آداب و رسوم مربوط به [[نکاح]] می‌توان به جایگاه و [[شخصیت]] [[زن]] و مرد در آن [[جامعه]] پی برد که با بهره‌گیری از [[قرآن کریم]] به اموری اشاره می‌شود.<ref>[[سید صفیه میرحسینی|میرحسینی]] و [[ابراهیم فلاح|فلاح]]، [[شیوه‌های مبارزه پیامبر با فرهنگ جاهلی (کتاب)|شیوه‌های مبارزه پیامبر با فرهنگ جاهلی]]، ص۳۵.</ref>


=== نکاح اختصاصی ===
=== نکاح اختصاصی ===
در این نکاح مرد از [[وابستگان]] زن تقاضای [[ازدواج]] می‌نمود و این [[زن]] فقط منحصر به او بود و [[حقّ]] ارتباط با مردان دیگر را نداشت<ref>ابوالفتوح رازی، روض‌الجنان و روح‎الجنان فی [[تفسیر القرآن]]، ج۱۶، ص۱۰.</ref>.<ref>سید صفیه میرحسینی|میرحسینی و ابراهیم فلاح|فلاح، شیوه‌های مبارزه پیامبر با فرهنگ جاهلی (کتاب)|شیوه‌های مبارزه پیامبر با فرهنگ جاهلی، ص۳۵.</ref>
در این نکاح مرد از وابستگان زن تقاضای [[ازدواج]] می‌نمود و این [[زن]] فقط منحصر به او بود و [[حقّ]] ارتباط با مردان دیگر را نداشت<ref>ابوالفتوح رازی، روض‌الجنان و روح‎الجنان فی [[تفسیر القرآن]]، ج۱۶، ص۱۰.</ref>.<ref>[[سید صفیه میرحسینی|میرحسینی]] و [[ابراهیم فلاح|فلاح]]، [[شیوه‌های مبارزه پیامبر با فرهنگ جاهلی (کتاب)|شیوه‌های مبارزه پیامبر با فرهنگ جاهلی]]، ص۳۵.</ref>


=== نکاح البدل ([[زناشویی]] تعویضی) ===
=== نکاح البدل ([[زناشویی]] تعویضی) ===
در [[قرآن]] می‌خوانیم:
در [[قرآن]] می‌خوانیم:
{{متن قرآن|لَا يَحِلُّ لَكَ النِّسَاءُ مِنْ بَعْدُ وَلَا أَنْ تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنْ أَزْوَاجٍ وَلَوْ أَعْجَبَكَ حُسْنُهُنَّ إِلَّا مَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ رَقِيبًا}}<ref>«پس از این (زنانی که برشمردیم) زنان (دیگر) و (نیز) اینکه همسرانی (تازه) را جایگزین آنان کنی بر تو حلال نیست هر چند زیبایی (خوی) آنان تو را خوش آید؛ مگر آنکه کنیزت باشند و خداوند مراقب هر چیزی است» سوره احزاب، آیه ۵۲.</ref>.<ref>سید صفیه میرحسینی|میرحسینی و ابراهیم فلاح|فلاح، شیوه‌های مبارزه پیامبر با فرهنگ جاهلی (کتاب)|شیوه‌های مبارزه پیامبر با فرهنگ جاهلی، ص۳۶.</ref>
{{متن قرآن|لَا يَحِلُّ لَكَ النِّسَاءُ مِنْ بَعْدُ وَلَا أَنْ تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنْ أَزْوَاجٍ وَلَوْ أَعْجَبَكَ حُسْنُهُنَّ إِلَّا مَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ رَقِيبًا}}<ref>«پس از این (زنانی که برشمردیم) زنان (دیگر) و (نیز) اینکه همسرانی (تازه) را جایگزین آنان کنی بر تو حلال نیست هر چند زیبایی (خوی) آنان تو را خوش آید؛ مگر آنکه کنیزت باشند و خداوند مراقب هر چیزی است» سوره احزاب، آیه ۵۲.</ref>.<ref>[[سید صفیه میرحسینی|میرحسینی]] و [[ابراهیم فلاح|فلاح]]، [[شیوه‌های مبارزه پیامبر با فرهنگ جاهلی (کتاب)|شیوه‌های مبارزه پیامبر با فرهنگ جاهلی]]، ص۳۶.</ref>


=== نکاح المقت (زناشویی تنفرآمیز) ===
=== نکاح المقت (زناشویی تنفرآمیز) ===
در قرآن آمده است:
در قرآن آمده است:
{{متن قرآن|وَلَا تَنْكِحُوا مَا نَكَحَ آبَاؤُكُمْ مِنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ إِنَّهُ كَانَ فَاحِشَةً وَمَقْتًا وَسَاءَ سَبِيلًا}}<ref>«و با زنانی که پدرانتان به نکاح آورده‌اند، ازدواج نکنید که کاری زشت و ناخوشایند و بیراه است؛ مگر آنچه از پیش (در زمان جاهلیت) روی داده است» سوره نساء، آیه ۲۲.</ref>.<ref>سید صفیه میرحسینی|میرحسینی و ابراهیم فلاح|فلاح، شیوه‌های مبارزه پیامبر با فرهنگ جاهلی (کتاب)|شیوه‌های مبارزه پیامبر با فرهنگ جاهلی، ص۳۶.</ref>
{{متن قرآن|وَلَا تَنْكِحُوا مَا نَكَحَ آبَاؤُكُمْ مِنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ إِنَّهُ كَانَ فَاحِشَةً وَمَقْتًا وَسَاءَ سَبِيلًا}}<ref>«و با زنانی که پدرانتان به نکاح آورده‌اند، ازدواج نکنید که کاری زشت و ناخوشایند و بیراه است؛ مگر آنچه از پیش (در زمان جاهلیت) روی داده است» سوره نساء، آیه ۲۲.</ref>.<ref>[[سید صفیه میرحسینی|میرحسینی]] و [[ابراهیم فلاح|فلاح]]، [[شیوه‌های مبارزه پیامبر با فرهنگ جاهلی (کتاب)|شیوه‌های مبارزه پیامبر با فرهنگ جاهلی]]، ص۳۶.</ref>


=== نکاح الخدن (زناشویی پنهانی) ===
=== نکاح الخدن (زناشویی پنهانی) ===
خط ۴۸: خط ۴۷:
=== [[نکاح]] الشغار ([[زناشویی]] تعویضی) ===
=== [[نکاح]] الشغار ([[زناشویی]] تعویضی) ===
کلمه شغار به معنای حامی نداشتن، دورشدن و منقصت است و همچنین به معنای آماده شدن [[زنان]] برای [[عمل]]زناشویی به کار می‌رود و در این جا معنای اخیر مراد است<ref>دهخدا، لغت‌نامه، ج۹، ص۱۲۶۲۰.</ref>.
کلمه شغار به معنای حامی نداشتن، دورشدن و منقصت است و همچنین به معنای آماده شدن [[زنان]] برای [[عمل]]زناشویی به کار می‌رود و در این جا معنای اخیر مراد است<ref>دهخدا، لغت‌نامه، ج۹، ص۱۲۶۲۰.</ref>.
در کتاب‌های [[روایی]] [[شیعه]] به نکاح شغار در [[عصر جاهلیت]] اشاره شده و روایاتی از [[پیامبر گرامی]]{{صل}} [[اسلام]] نقل شده است که ایشان می‌فرمایند. {{متن حدیث|لا الشغار فی الاسلام}}<ref>کلینی، کافی (اصول و فروع)، ج۵، ح۲، ص۳۶۱؛ حرّ عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۰، ص۳۰۴، ح۲۵۶۸۰ و ج۲۰، ص۳۰۴.</ref>.<ref>سید صفیه میرحسینی|میرحسینی و ابراهیم فلاح|فلاح، [[شیوه‌های مبارزه پیامبر با فرهنگ جاهلی (کتاب)|شیوه‌های مبارزه پیامبر با فرهنگ جاهلی]]، ص۳۸.</ref>
در کتاب‌های [[روایی]] [[شیعه]] به نکاح شغار در [[عصر جاهلیت]] اشاره شده و روایاتی از [[پیامبر گرامی]]{{صل}} [[اسلام]] نقل شده است که ایشان می‌فرمایند. {{متن حدیث|لا الشغار فی الاسلام}}<ref>کلینی، کافی (اصول و فروع)، ج۵، ح۲، ص۳۶۱؛ حرّ عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۰، ص۳۰۴، ح۲۵۶۸۰ و ج۲۰، ص۳۰۴.</ref>.<ref>[[سید صفیه میرحسینی|میرحسینی]] و [[ابراهیم فلاح|فلاح]]، [[شیوه‌های مبارزه پیامبر با فرهنگ جاهلی (کتاب)|شیوه‌های مبارزه پیامبر با فرهنگ جاهلی]]، ص۳۸.</ref>


=== [[نکاح]] الجمع ([[زناشویی]] همگانی) ===
=== [[نکاح]] الجمع ([[زناشویی]] همگانی) ===
از جمله رفتارهای [[ظالمانه]] و [[جاهلانه]] [[عرب]] در دوره [[جاهلیت]] این بود که ثروت‎مندان آنان به منظور کسب [[ثروت]]، کنیزانی [[زیبا]] تهیه کرده و آنها را با آموزش‌های خاص عشوه‎‌گری در خانه‌هایی جا می‌دادند و بر بام آن پرچمی که حکایت از [[آزادی]] ورود برای همگان داشت [[نصب]] می‌کردند. این [[زنان]] به پرچم‎داران یا (ذوات الرّایات) معروف بودند. این [[عمل زشت]] مورد قبول [[عرب جاهلی]] بود و کسانی که مرتکب این گونه [[رفتارها]] می‌شدند مورد [[سرزنش]] قرار نمی‌گرفتند، بلکه [[فرزندی]] که ثمره این چنین نکاحی بود با کمک قیافه‎‌شناسان به یکی از مردها منتسب شده و فرزند رسمی و [[مشروع]] آن مرد محسوب می‌شد<ref>جاهلیت و اسلام، ص۶۰۵.</ref>.<ref>[[سید صفیه میرحسینی|میرحسینی]] و [[ابراهیم فلاح|فلاح]]، [[شیوه‌های مبارزه پیامبر با فرهنگ جاهلی (کتاب)|شیوه‌های مبارزه پیامبر با فرهنگ جاهلی]]، ص۳۸.</ref>
از جمله رفتارهای [[ظالمانه]] و [[جاهلانه]] [[عرب]] در دوره [[جاهلیت]] این بود که ثروت‎مندان آنان به منظور کسب [[ثروت]]، کنیزانی [[زیبا]] تهیه کرده و آنها را با آموزش‌های خاص عشوه‎گری در خانه‌هایی جا می‌دادند و بر بام آن پرچمی که حکایت از [[آزادی]] ورود برای همگان داشت [[نصب]] می‌کردند. این [[زنان]] به پرچم‎داران یا (ذوات الرّایات) معروف بودند. این عمل زشت مورد قبول [[عرب جاهلی]] بود و کسانی که مرتکب این گونه [[رفتارها]] می‌شدند مورد [[سرزنش]] قرار نمی‌گرفتند، بلکه [[فرزندی]] که ثمره این چنین نکاحی بود با کمک قیافه‎شناسان به یکی از مردها منتسب شده و فرزند رسمی و [[مشروع]] آن مرد محسوب می‌شد<ref>جاهلیت و اسلام، ص۶۰۵.</ref>.<ref>[[سید صفیه میرحسینی|میرحسینی]] و [[ابراهیم فلاح|فلاح]]، [[شیوه‌های مبارزه پیامبر با فرهنگ جاهلی (کتاب)|شیوه‌های مبارزه پیامبر با فرهنگ جاهلی]]، ص۳۸.</ref>


=== نکاح الاستبضاع (زناشویی جهت باردار شدن) ===
=== نکاح الاستبضاع (زناشویی جهت باردار شدن) ===
این نکاح، شرم‎‌آورترین [[سنن]] [[جاهلی]] به شمار می‌رود. اگر مردی [[دوست]] داشت که فرزندی با قیافه و شکلی خاص، یا [[دلیر]] و [[شجاع]]، یا [[شاعر]] و [[کاهن]] و امثال آن داشته باشد و خود متصف به این اوصاف نبود، زنش را با قرار و مذاکرات قبلی در [[اختیار]] مردی که آن خصوصیات را داشت قرار می‌داد تا از او فرزندی با آن صفات متولد شود و طبق [[سنت]] رایج، این فرزند متعلق به شوهر رسمی آن [[زن]] بود<ref>جاهلیت و اسلام، ص۶۰۵.</ref>.<ref>سید صفیه میرحسینی|میرحسینی و ابراهیم فلاح|فلاح، شیوه‌های مبارزه پیامبر با فرهنگ جاهلی (کتاب)|شیوه‌های مبارزه پیامبر با فرهنگ جاهلی، ص۳۹.</ref>
این نکاح، شرم‎آورترین [[سنن]] [[جاهلی]] به شمار می‌رود. اگر مردی [[دوست]] داشت که فرزندی با قیافه و شکلی خاص، یا [[دلیر]] و [[شجاع]]، یا [[شاعر]] و [[کاهن]] و امثال آن داشته باشد و خود متصف به این اوصاف نبود، زنش را با قرار و مذاکرات قبلی در [[اختیار]] مردی که آن خصوصیات را داشت قرار می‌داد تا از او فرزندی با آن صفات متولد شود و طبق [[سنت]] رایج، این فرزند متعلق به شوهر رسمی آن [[زن]] بود<ref>جاهلیت و اسلام، ص۶۰۵.</ref>.<ref>[[سید صفیه میرحسینی|میرحسینی]] و [[ابراهیم فلاح|فلاح]]، [[شیوه‌های مبارزه پیامبر با فرهنگ جاهلی (کتاب)|شیوه‌های مبارزه پیامبر با فرهنگ جاهلی]]، ص۳۹.</ref>


=== نکاح الرهط (زناشویی دسته جمعی) ===
=== نکاح الرهط (زناشویی دسته جمعی) ===
یکی دیگر از ازدواج‌های قانونی عرب جاهلی این بود که عده‌ای که نباید از ده تن [[تجاوز]] کنند با [[رضایت]] هم با زنی رابطه زناشویی برقرار می‌کردند و مخارج او را متکفل می‌شدند، فرزندی که به [[دنیا]] می‌آمد، اگر پسر بود مادر او پدرش را از جمع آن ده نفر [[انتخاب]] می‌کرد و اگر دختر بود آن فرزند نزد مادر می‌ماند؛ زیرا کسی حاضر به [[پذیرفتن]] او نمی‌شد<ref>جاهلیت و اسلام، ص۶۰۶</ref>.<ref>[[سید صفیه میرحسینی|میرحسینی]] و [[ابراهیم فلاح|فلاح]]، [[شیوه‌های مبارزه پیامبر با فرهنگ جاهلی (کتاب)|شیوه‌های مبارزه پیامبر با فرهنگ جاهلی]]، ص۳۹.</ref>
یکی دیگر از ازدواج‌های قانونی عرب جاهلی این بود که عده‌ای که نباید از ده تن [[تجاوز]] کنند با [[رضایت]] هم با زنی رابطه زناشویی برقرار می‌کردند و مخارج او را متکفل می‌شدند، فرزندی که به [[دنیا]] می‌آمد، اگر پسر بود مادر او پدرش را از جمع آن ده نفر [[انتخاب]] می‌کرد و اگر دختر بود آن فرزند نزد مادر می‌ماند؛ زیرا کسی حاضر به پذیرفتن او نمی‌شد<ref>جاهلیت و اسلام، ص۶۰۶</ref>.<ref>[[سید صفیه میرحسینی|میرحسینی]] و [[ابراهیم فلاح|فلاح]]، [[شیوه‌های مبارزه پیامبر با فرهنگ جاهلی (کتاب)|شیوه‌های مبارزه پیامبر با فرهنگ جاهلی]]، ص۳۹.</ref>


=== [[نکاح]] المضامده ===
=== [[نکاح]] المضامده ===
خط ۶۳: خط ۶۲:


== [[طلاق]] و اقسام آن در [[عصر جاهلیت]] ==
== [[طلاق]] و اقسام آن در [[عصر جاهلیت]] ==
از مطالعه نکاح و اقسام آن در [[جزیرة العرب]] به [[راحتی]] می‌توان به [[سنت جاهلی]] آن دوران در مورد طلاق پی برد به این معنا که وقتی نکاح بر اساس [[ظلم]] و بی‌انصافی مطلق از طرف مرد باشد، طلاق و به هم خوردن [[روابط همسری]] نیز تنها شرطش [[اراده]] و میل مرد است. اوست که با اندک بهانه‌ای می‌تواند رشته زوجیت را قطع کند. قطع زوجیت در آن [[روزگار]] انواع خاصی داشت که در اینجا به مهم‌ترین آنها اشاره می‌کنیم و توضیح آن را در بخش دوم این کتاب می‌خوانیم. اقسام طلاق عبارتند از: ظهار، ایلاء، [[ضرار]].<ref>سید صفیه میرحسینی|میرحسینی و ابراهیم فلاح|فلاح، شیوه‌های مبارزه پیامبر با فرهنگ جاهلی (کتاب)|شیوه‌های مبارزه پیامبر با فرهنگ جاهلی، ص۴۰.</ref>
از مطالعه نکاح و اقسام آن در [[جزیرة العرب]] به راحتی می‌توان به [[سنت جاهلی]] آن دوران در مورد طلاق پی برد به این معنا که وقتی نکاح بر اساس [[ظلم]] و بی‌انصافی مطلق از طرف مرد باشد، طلاق و به هم خوردن [[روابط همسری]] نیز تنها شرطش [[اراده]] و میل مرد است. اوست که با اندک بهانه‌ای می‌تواند رشته زوجیت را قطع کند. قطع زوجیت در آن [[روزگار]] انواع خاصی داشت که در اینجا به مهم‌ترین آنها اشاره می‌کنیم و توضیح آن را در بخش دوم این کتاب می‌خوانیم. اقسام طلاق عبارتند از: ظهار، ایلاء، [[ضرار]].<ref>[[سید صفیه میرحسینی|میرحسینی]] و [[ابراهیم فلاح|فلاح]]، [[شیوه‌های مبارزه پیامبر با فرهنگ جاهلی (کتاب)|شیوه‌های مبارزه پیامبر با فرهنگ جاهلی]]، ص۴۰.</ref>


== [[تعدد زوجات]] ==
== تعدد زوجات ==
در میان [[قبایل عرب]] از جمله افتخارات مردان، داشتن [[زنان]] زیاد بود. گاه شمار زنان یک مرد از سی صد تن افزون می‌گشت. البته برای این [[روحیه]]، دلایلی از قبیل: میل به داشتن [[فرزندان]] زیاد و [[تفاخر]] به آنان، شدّت [[غریزه جنسی]]، مطرح نمودن مردی خود، زیاد کردن افراد [[قبیله]] به منظور [[دفاع]] در برابر مهاجمان، [[زندگی]] صحرانشینی و... نقل شده است.
در میان [[قبایل عرب]] از جمله افتخارات مردان، داشتن [[زنان]] زیاد بود. گاه شمار زنان یک مرد از سی صد تن افزون می‌گشت. البته برای این [[روحیه]]، دلایلی از قبیل: میل به داشتن [[فرزندان]] زیاد و [[تفاخر]] به آنان، شدّت [[غریزه جنسی]]، مطرح نمودن مردی خود، زیاد کردن افراد [[قبیله]] به منظور [[دفاع]] در برابر مهاجمان، [[زندگی]] صحرانشینی و... نقل شده است.


خط ۷۴: خط ۷۳:
یکم: ازدواج‌هایی که در [[حقیقت]] فقط نام [[نکاح]] و [[ازدواج]] روی آن نهاده بودند و شیوه‌های مختلفی از [[زنا]] بوده است، مانند: مضامده، بدل، استبضاع و... پس روشن است که چنین ازدواج‌هایی دارای مهر و کابین نبوده است.
یکم: ازدواج‌هایی که در [[حقیقت]] فقط نام [[نکاح]] و [[ازدواج]] روی آن نهاده بودند و شیوه‌های مختلفی از [[زنا]] بوده است، مانند: مضامده، بدل، استبضاع و... پس روشن است که چنین ازدواج‌هایی دارای مهر و کابین نبوده است.


دوم: ازدواج‌هایی که تقریباً به شیوه امروزی دارای مهر و کابین بوده است. در این نوع نکاح با آنکه یکی از شرایط ازدواج قراردادن مهریه برای [[زن]] بود، ولی [[اعتقاد]] داشتند که این مهریه به زن تعلّق نمی‌گیرد و متعلق به پدر دختر یا [[ولیّ]] و [[سرپرست]] دختر است. نمونه بارز آن را می‌توان در به [[ارث]] بردن زن پدر در [[عصر جاهلیت]] دید بدین صورت که هرگاه پسری زن پدر خود را به ارث می‌برد و رغبتی به ازدواج با او نداشت او را به دیگری می‌سپرد و مهرش را می‌گرفت<ref>مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۲، ص۷۷۲.</ref>.<ref>[[[[سید]] [[صفیه]] میرحسینی|میر[[حسینی]]]] و ابراهیم فلاح|فلاح، شیوه‌های مبارزه پیامبر با فرهنگ جاهلی (کتاب)|شیوه‌های مبارزه پیامبر با فرهنگ جاهلی، ص۴۱.</ref>
دوم: ازدواج‌هایی که تقریباً به شیوه امروزی دارای مهر و کابین بوده است. در این نوع نکاح با آنکه یکی از شرایط ازدواج قراردادن مهریه برای [[زن]] بود، ولی [[اعتقاد]] داشتند که این مهریه به زن تعلّق نمی‌گیرد و متعلق به پدر دختر یا [[ولیّ]] و [[سرپرست]] دختر است. نمونه بارز آن را می‌توان در به [[ارث]] بردن زن پدر در [[عصر جاهلیت]] دید بدین صورت که هرگاه پسری زن پدر خود را به ارث می‌برد و رغبتی به ازدواج با او نداشت او را به دیگری می‌سپرد و مهرش را می‌گرفت<ref>مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۲، ص۷۷۲.</ref>.<ref>[[سید صفیه میرحسینی|میرحسینی]] و [[ابراهیم فلاح|فلاح]]، [[شیوه‌های مبارزه پیامبر با فرهنگ جاهلی (کتاب)|شیوه‌های مبارزه پیامبر با فرهنگ جاهلی]]، ص۴۱.</ref>


== عدّه ==
== عدّه ==
[[قبایل عرب]] در باب عدّه، [[سنن]] مختلفی داشتند که وجه مشترک آنها، [[ظلم]] و [[اذیت]] نسبت به زن بود؛ مثلاً در عدّه [[وفات]]، [[زنان]] شوهر مرده باید حداقل یک سال و گاهی اوقات تا پایان عمر بر بالای [[قبر]] شوهر [[خیمه]] سیاه بزنند و لباس‌های کهنه و کثیف که حاکی از [[عزا]] باشد بپوشند و از هر گونه [[زینت]] و [[آرایش]] حتی شست و شو و [[نظافت]] خودداری نمایند و همواره در آن خیمه به [[عزاداری]] بپردازند<ref>جاهلیت و اسلام، ص۶۱۸.</ref>.<ref>سید صفیه میرحسینی|میرحسینی و ابراهیم فلاح|فلاح، شیوه‌های مبارزه پیامبر با فرهنگ جاهلی (کتاب)|شیوه‌های مبارزه پیامبر با فرهنگ جاهلی، ص۴۲.</ref>
[[قبایل عرب]] در باب عدّه، [[سنن]] مختلفی داشتند که وجه مشترک آنها، [[ظلم]] و [[اذیت]] نسبت به زن بود؛ مثلاً در عدّه [[وفات]]، [[زنان]] شوهر مرده باید حداقل یک سال و گاهی اوقات تا پایان عمر بر بالای [[قبر]] شوهر [[خیمه]] سیاه بزنند و لباس‌های کهنه و کثیف که حاکی از [[عزا]] باشد بپوشند و از هر گونه [[زینت]] و [[آرایش]] حتی شست و شو و [[نظافت]] خودداری نمایند و همواره در آن خیمه به [[عزاداری]] بپردازند<ref>جاهلیت و اسلام، ص۶۱۸.</ref>.<ref>[[سید صفیه میرحسینی|میرحسینی]] و [[ابراهیم فلاح|فلاح]]، [[شیوه‌های مبارزه پیامبر با فرهنگ جاهلی (کتاب)|شیوه‌های مبارزه پیامبر با فرهنگ جاهلی]]، ص۴۲.</ref>


==[[حیض]] ==
==حیض ==
از جمله ظلم‌هایی که به زنان [[مدینه]] می‌شد و در هیچ جای [[عربستان]] وجود نداشته، مربوط به مسئله حیض [[زنان]] می‌شود. [[اعراب]] [[مدینه]] در این مسئله تحت تأثیر [[یهودیان]] قرار داشتند؛ بدین صورت که هرگاه زنانشان حیض می‌شدند، در [[خوردن و آشامیدن]] با او [[شریک]] نمی‌شدند و جدا از [[زن]] غذا می‌خوردند و کار به این جا ختم نمی‌شد، بلکه زن را با کمال سنگ‎دلی از [[خانه]] بیرون می‌انداختند تا اینکه آن مدت تمام می‌شد، بعد زن را به خانه راه می‌دادند<ref>سیوطی، الدرالمنتور فی تفسیر المأثور، ج۱، ص۲۵۸.</ref>.<ref>[[سید صفیه میرحسینی|میرحسینی]] و فلاح، شیوه‌های مبارزه پیامبر با فرهنگ جاهلی، ص۴۲.</ref>
از جمله ظلم‌هایی که به زنان [[مدینه]] می‌شد و در هیچ جای [[عربستان]] وجود نداشته، مربوط به مسئله حیض [[زنان]] می‌شود. [[اعراب]] [[مدینه]] در این مسئله تحت تأثیر [[یهودیان]] قرار داشتند؛ بدین صورت که هرگاه زنانشان حیض می‌شدند، در [[خوردن و آشامیدن]] با او [[شریک]] نمی‌شدند و جدا از [[زن]] غذا می‌خوردند و کار به این جا ختم نمی‌شد، بلکه زن را با کمال سنگ‎دلی از [[خانه]] بیرون می‌انداختند تا اینکه آن مدت تمام می‌شد، بعد زن را به خانه راه می‌دادند<ref>سیوطی، الدرالمنتور فی تفسیر المأثور، ج۱، ص۲۵۸.</ref>.<ref>[[سید صفیه میرحسینی|میرحسینی]] و [[ابراهیم فلاح|فلاح]]، [[شیوه‌های مبارزه پیامبر با فرهنگ جاهلی (کتاب)|شیوه‌های مبارزه پیامبر با فرهنگ جاهلی]]، ص۴۲.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۱۲۹٬۶۲۱

ویرایش