بنی جحجبا: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۷٬۳۷۸ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۷ مهٔ ۲۰۲۵
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۲۶: خط ۲۶:
وقتی خبر [[شهادت]] خبیب به [[رسول خدا]]{{صل}} رسید، فرمود: «کدامیک از شما می‌تواند او را از چوبه دار پایین بیاورد؟» [[زبیر]] برخاست و عرض کرد: «من و [[مقداد]] می‌رویم و او را از چوبه دار پایین می‌آوریم». ایشان از [[مدینه]] [[حرکت]] کرده، شب‌ها راه می‌رفتند و روزها پنهان می‌شدند تا این که وارد [[تنعیم]] شدند. آنها پس از رسیدن به مکان مورد نظر، [[مشاهده]] کردند که چهل نفر پاسبان چوبه دار، همگی مست و بی‌هوش به [[خواب]] رفته‌اند. پس بی‌درنگ، [[خبیب بن عدی]] را از دار فرود آوردند و با کمال [[تعجب]] دیدند با آنکه چهل [[روز]] روی چوبه دار بوده، بدن او هنوز تازه است، به حدی که اعضای بدنش باز و بسته می‌شود. عجیب‌تر آنکه خبیب، دست خود را روی جراحت و زخم نهاده بود و از لای انگشتانش همچنان [[خون]] می‌چکید. زبیر، جنازه را بر پشت اسبش بست و به سوی مدینه روان شدند. پاسبانان [[بیدار]] شدند و چون جنازه را بالای دار ندیدند، فوراً [[قریش]] را از واقعه خبر دار کردند. ۷۰ نفر در تعقیب جنازه حرکت کردند. [[قریشیان]] در تعقیب آنان، خود را به زبیر و مقداد رساندند. زبیر، ناچار جنازه را به [[زمین]] گذاشت تا با ایشان [[نبرد]] کند، در این هنگام، زمین بدن خبیب را بلعید و از این جهت او را «[[بلیع الارض]]» خواندند<ref>ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۲، ص۱۰۳؛ مجلسی، بحارالانوار، ج۲۰، ص۱۵۲.</ref>.
وقتی خبر [[شهادت]] خبیب به [[رسول خدا]]{{صل}} رسید، فرمود: «کدامیک از شما می‌تواند او را از چوبه دار پایین بیاورد؟» [[زبیر]] برخاست و عرض کرد: «من و [[مقداد]] می‌رویم و او را از چوبه دار پایین می‌آوریم». ایشان از [[مدینه]] [[حرکت]] کرده، شب‌ها راه می‌رفتند و روزها پنهان می‌شدند تا این که وارد [[تنعیم]] شدند. آنها پس از رسیدن به مکان مورد نظر، [[مشاهده]] کردند که چهل نفر پاسبان چوبه دار، همگی مست و بی‌هوش به [[خواب]] رفته‌اند. پس بی‌درنگ، [[خبیب بن عدی]] را از دار فرود آوردند و با کمال [[تعجب]] دیدند با آنکه چهل [[روز]] روی چوبه دار بوده، بدن او هنوز تازه است، به حدی که اعضای بدنش باز و بسته می‌شود. عجیب‌تر آنکه خبیب، دست خود را روی جراحت و زخم نهاده بود و از لای انگشتانش همچنان [[خون]] می‌چکید. زبیر، جنازه را بر پشت اسبش بست و به سوی مدینه روان شدند. پاسبانان [[بیدار]] شدند و چون جنازه را بالای دار ندیدند، فوراً [[قریش]] را از واقعه خبر دار کردند. ۷۰ نفر در تعقیب جنازه حرکت کردند. [[قریشیان]] در تعقیب آنان، خود را به زبیر و مقداد رساندند. زبیر، ناچار جنازه را به [[زمین]] گذاشت تا با ایشان [[نبرد]] کند، در این هنگام، زمین بدن خبیب را بلعید و از این جهت او را «[[بلیع الارض]]» خواندند<ref>ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۲، ص۱۰۳؛ مجلسی، بحارالانوار، ج۲۰، ص۱۵۲.</ref>.
لازم به ذکر است که علاوه بر مردان بنی جحجبا، برخی از زنانی این [[طایفه]] نیز، از [[پیشگامان]] [[اسلام در مدینه]] به شمار می‌آمدند. پس از [[هجرت]] [[نبی اکرم]]{{صل}} به [[مدینه]]، جمعی از [[زنان]] این [[قوم]]، پس از [[پذیرش اسلام]]، با آن حضرت [[بیعت]] کردندکه از جمله آنان می‌توان از: نسیبه بنت [[نیار بن حارث بن بلال بن احیحه]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۶۴؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۱۹؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۶، ص۲۸۱.</ref>، عمیره بنت [[عقبة بن احیحه]]<ref>ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۱۹؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۶، ص۲۰۸. ابن سعد از او با نام و نسب «عمیره بنت محمد بن عقبة بن احیحه» یاد کرده است. (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۶۳)</ref>، ثبیته بنت [[معبد بن سهل بن احیحه]]<ref>ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۱۹.</ref>، فریعه بنت [[قیس بن عمیر بن لوذان]]<ref>ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۱۹؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۶، ص۲۳۴؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۲۸۰.</ref>، مطیعه بنت [[نعمان بن مالک بن حذیفه]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۶۴؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۱۸؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۶، ص۲۶۵.</ref> و سمیه بنت [[معبد بن بشیر بن سهل]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۶۴.</ref> نام برد.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>
لازم به ذکر است که علاوه بر مردان بنی جحجبا، برخی از زنانی این [[طایفه]] نیز، از [[پیشگامان]] [[اسلام در مدینه]] به شمار می‌آمدند. پس از [[هجرت]] [[نبی اکرم]]{{صل}} به [[مدینه]]، جمعی از [[زنان]] این [[قوم]]، پس از [[پذیرش اسلام]]، با آن حضرت [[بیعت]] کردندکه از جمله آنان می‌توان از: نسیبه بنت [[نیار بن حارث بن بلال بن احیحه]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۶۴؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۱۹؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۶، ص۲۸۱.</ref>، عمیره بنت [[عقبة بن احیحه]]<ref>ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۱۹؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۶، ص۲۰۸. ابن سعد از او با نام و نسب «عمیره بنت محمد بن عقبة بن احیحه» یاد کرده است. (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۶۳)</ref>، ثبیته بنت [[معبد بن سهل بن احیحه]]<ref>ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۱۹.</ref>، فریعه بنت [[قیس بن عمیر بن لوذان]]<ref>ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۱۹؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۶، ص۲۳۴؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۲۸۰.</ref>، مطیعه بنت [[نعمان بن مالک بن حذیفه]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۶۴؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۱۸؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۶، ص۲۶۵.</ref> و سمیه بنت [[معبد بن بشیر بن سهل]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۶۴.</ref> نام برد.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>
===بنی جحجبا و دوران خلفای ثلاث===
از بنی جحجبا و حضورش در وقایع و حوادث این دوران معدود اخباری در دست است که از مهمترین آنها می‌توان [[همراهی]] آنان با دیگر [[طوایف]] [[انصاری]] در قلع و قمع [[متنبئین]] و به ویژه [[پیکار]] یمامه در [[سال ۱۲ هجری]] با [[مسیلمه]] [[کذّاب]] که تهدیدی جدی برای [[اساس اسلام]] به شمار می‌رفت، اشاره کرد. در این [[جنگ]]، جمع زیادی از [[انصار]] کشته شدند که برخی منابع تعداد این [[شهدا]] را تا هفتاد نفر بر شمرده اند<ref>واقدی، المغازی، ج۱، ص۳۵۰؛ بیهقی، دلائل النبوه، ج۳، ص۲۷۷؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۴، ص۴۶. نیز ر.ک: ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۳، ص۱۲۱۳، ۲۳۶۳ و ج۴، ص۱۶۲۷؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۱، ص۸۸، ۲۷۹، ۲۳۱، ۳۷۷ و ج۲، ص۱۰۴، ۱۸۹، ۲۸۱ و....</ref>؛ این در حالی است که «[[واقدی]]» (م. ۲۰۷ [[هجری]]) تعداد کشته‌های انصار را تنها در یک مرحله از [[جنگ یمامه]]، ۱۱۶ تن ذکر کرده است<ref>واقدی، الرده، ص۱۳۴.</ref>. بر پایه گزارشات [[منابع تاریخی]] و [[صحابه‌نگاری]]، جمع زیادی از بنی جحجبی‌ها هم در شمار شهدای این جنگ قرار داشتند که از جمله آنان می‌توان از معاریف و اصحابی چون: [[طلحة بن عتبه]]<ref>خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۵۹؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۲، ص۷۷۰؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۱، ص۳۴۰.</ref>، [[عباد بن حارث بن عدی]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۳۷۲؛ بلاذری، فتوح البلدان، ص۹۷؛ ابن درید، الاشتقاق، ص۴۴۲.</ref>، [[جرو بن مالک بن عمرو]]<ref>ابو نعیم، معرفة الصحابه، ج۱، ص۵۰۵؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۱، ص۲۶۹؛ ابن ماکولا، اکمال الکمال، ج۲، ص۸۹.</ref>، [[مالک بن ربیع]]<ref>ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۵، ص۵۳۵.</ref>، [[عبدالرحمن بن عبدالله بن ثعلبه]]<ref>ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۳، ص۳۶۲.</ref>، سعید (سعد) بن ربیع<ref>ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۲، ص۲۳۳-۲۳۴؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۳، ص۸۶.</ref>، و [[موالیان]] و همپیمانان آنها نظیر: [[جزء بن عباس حلیف بنی جحجبا]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۲۷۸.</ref>، [[ابوعقیل بن عبدالله بن ثعلبه بلوی]]<ref>بلاذری، فتوح البلدان، ص۹۷؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۲، ص۸۳۸-۴۳۹؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۱، ص۳۴۰.</ref>، [[عامر بن ثابت انصاری]]<ref>ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۲، ص۷۸۸؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۳، ص۱۵؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۳، ص۴۶۸.</ref> و [[رباح مولی حارث بن مالک]]<ref>خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۵۹؛ ابو نعیم، معرفة الصحابه، ج۲، ص۳۰۵؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۲، ص۴۸۷.</ref> نام برد.
از مشارکت بنی جحجبا در دیگر حوادث و وقایع مهم این دوران از جمله [[فتوحات]]، جز اخباری از حضور [[فضالة بن عبید بن نافذ]] در [[فتح شام]]<ref>ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۵، ص۲۸۳.</ref> و [[مصر]]<ref>ابو نعیم، معرفة الصحابه، ج۴، ص۹۲؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۵، ص۲۸۳.</ref> و نقش‌آفرینی فردی به نام خنیس (حنبس) بن ابی سائب بن عباده –از [[اصحاب پیامبر]]{{صل}}- در [[فتوحات عراق]]<ref>ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۱، ص۶۲۵؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۲، ص۲۹۱.</ref>، اطلاعی در دست نیست.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>
===بنی جحجبا و تعامل با [[دولت]] [[امام علی]]{{ع}}===
از اندک [[اخبار]] ثبت شده از حضور بنی جحجبا در وقایع و حوادث ایام [[حکومت امیرالمؤمنین]]{{ع}} می‌توان از حضور برخی چهره‌های آنان در جنگ‌های دوران حکومت امیرالمؤمنین{{ع}} از جمله [[صفین]] و [[نهروان]] اشاره کرد. بر این اساس و بنا بر گزارشات موجود، ابو لیلی بلال بن بلیل(بلبل) بن احیحة بن جلاح -[[صحابی]] ارجمند [[رسول خدا]]{{صل}}<ref>ابو نعیم، معرفة الصحابه، ج۳، ص۴۱۱؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۵، ص۲۶۹؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۷، ص۲۹۲.</ref> و از خصیصان امام علی{{ع}}<ref>خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۱، ص۱۹۹.</ref>،- از جمله جحجبی‌هایی بود که همراه با هفت فرزندش<ref>ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۳۵.</ref> از جمله [[عبدالرحمن بن ابی لیلی]]<ref>ر.ک: ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۵، ص۲۶۹؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۷، ص۲۹۲.</ref> در [[یاری امام علی]]{{ع}} در [[جنگ صفین]] حضور یافته بود<ref>ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۳۵؛ خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۱، ص۱۹۹؛ المزی، تهذیب الکمال، ج۱۲، ص۲۱۵.</ref>. برخی منابع، او را از شهدای [[صفین]] گفته‌اند<ref>ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۷، ص۲۹۲؛ المزی، تهذیب الکمال، ج۱۲، ص۲۱۵.</ref>؛ این در حالی است که بعضی دیگر از منابع، با برشمردن [[ابولیلی]] و پسرش عبدالرحمن در شمار حاضران در تمامی نبردهای دوران حضرت<ref>ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۵، ص۲۶۹. نیز ر.ک: ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۷، ص۲۹۲.</ref>، تلویحاً از زنده ماندن وی پس از [[معرکه صفین]] خبر داده‌اند. از عبدالرحمن فرزند ابولیلی-که منابع از او در شمار [[تابعین]] یاد کرده‌اند،-<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۳۷۱؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۶، ص۱۶۶؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۳۵.</ref> و پیشتر از او به عنوان یکی از مشارکت کنندگان در [[واقعه صفین]] یاد کردیم، از دیگر جحجبی‌هایی بود که علاوه بر حضور در این رخداد [[تاریخی]]، در [[نبرد نهروان]] نیز شرکت جسته بود<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۳۶، ص۸۰؛ ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، ج۶، ص۲۵۲.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>
===تعاملات بنی جحجبا و [[دولت]] [[بنی امیه]]===
تعاملات بنی جحجبا با بنی امیه را باید در دو موضع متناقض [[همراهی]] و درگیری تعریف کرد. علاوه بر حضور جمعی از جحجبی‌ها همچون أبو لیلی بلال بن بلیل (بلبل) انصاری<ref>ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۳۵؛ خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۱، ص۱۹۹؛ المزی، تهذیب الکمال، ج۱۲، ص۲۱۵.</ref> و پسرانش<ref>ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۳۵. نیز ر.ک: ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۵، ص۲۶۹؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۷، ص۲۹۲.</ref> در [[جنگ صفین]] و مقابله با [[سپاه]] [[معاویة بن ابوسفیان]] -که در بخش گذشته بدان پرداخته شد،- می‌توان به حضور گروهی از [[مردم]] این [[طایفه]] در [[واقعه حره]] در [[سال ۶۳ هجری]] در [[مخالفت]] با [[یزید بن معاویه]] (حک. ۶۰-۶۳ [[هجری]]) و [[رژیم]] [[اموی]] اشاره کرد. در این [[جنبش]] [[مدنی]]، جمعی از جحجبی‌ها در پی [[حمله]] قوای [[شام]] به [[مدینه]] کشته شدند که از جمله آنان می‌توان از افراد بنامی چون [[عیاض بن عمرو بن بلبل]] (بلیل)<ref>خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۱۵۳.</ref>، [[عمرو بن عمرو بن بلبل]] (بلیل)<ref>خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۱۵۳.</ref>، [[عمرو بن عقبة بن عتواره]]<ref>خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۱۵۳.</ref> و [[ذکوان مولی ابن حنظله]]<ref>خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۱۵۳.</ref> نام برد. [[عبدالرحمن بن ابی لیلی]] هم که پیش از این از حضور او در [[واقعه صفین]] در کنار [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} سخن به میان رفته بود هم، از دیگر [[رجال]] نام‌آور بنی جحجبا در [[دوران بنی امیه]] بود که به [[اتفاق نظر]] علمای [[تاریخ]] و [[تراجم]]، همراه با [[عبدالرحمن بن محمد بن اشعث]] در سال ۸۱ و [[۸۲ هجری]] علیه حجاج شورید و با همراهان او از [[کوفه]] بیرون رفت تا این که در [[جنگ]] با [[یاران]] [[حجاج بن یوسف ثقفی]] –امیر [[اموی]] [[عراق]]- در [[دجیل]] –نهری در [[بصره]]- کشته شد<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۶، ص۱۶۸. نیز ر.ک: ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۳۶، ص۸۲-۸۴؛ ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، ج۶، ص۲۵۲.</ref>.
در کنار این مخالفت‌‌ها، جمعی از جحجبی‌ها هم در کنار این [[دولت]] در عرصه‌های مختلف نظامی و [[کارگزاری]] به معاضدت و [[همراهی]] با [[حکومت بنی امیه]] برخاستند که از چهره‌های سرشناس و معروف ایشان در این زمینه می‌توان از [[فضالة بن عبید بن نافذ]] نام برد. وی از [[اصحاب رسول خدا]]{{صل}}<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۴۸، ص۲۹۰؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۴، ص۶۳.</ref> و از حاضران [[جنگ احد]] و دیگر جنگ‌های بعد از آن<ref>ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۴، ص۶۳.</ref> و از [[بیعت کنندگان]] [[بیعت شجره]] بود<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۴۸، ص۲۹۰؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۴، ص۶۳.</ref>. او در دوران [[خلافت عمر]] و عثمان، متصدی امر [[قضاوت]] در [[شام]] گردید<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۵۹، ص۴۳۴.</ref> و با روی کار آمدن [[معاویة بن ابوسفیان]] به عنوان [[خلیفه]] [[اسلامی]]، عهده دار این امر در [[دمشق]] گردید<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۷، ص۲۸۲؛ ابو نعیم، معرفة الصحابه، ج۴، ص۹۲؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۳، ص۱۲۶۲.</ref>. [[فضاله]] از معتمدان معاویه و [[جانشین]] او در [[زمان]] غیاب معاویه در [[دمشق]] بود<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۴۸، ص۲۹۰.</ref>. نقل است که معاویه در باب [[جنگ صفین]] با او [[مشورت]] کرد و [[فضالة بن عبید]] با این سخن که: «لم احبک بها و لکن استترت بک من النار؛ من این [[جنگ]] را برایت نمی‌پسندم لیکن بواسطه تو [[آتش]] [[اختلاف]] و [[فتنه]] را فرو می‌نشانم»، [[رأی]] به شرکت او در [[صفین]]، علیه امیرالمؤمنین علی{{ع}} داد<ref>ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۳، ص۱۲۶۳؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۴، ص۶۳.</ref>. پس از این جنگ، معاویه [[فضاله]] را [[امیر]] لشکری کرد و به غزای [[روم]] فرستاد<ref>ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۳، ص۱۲۶۳؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۴۸، ص۲۹۰؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۴، ص۶۳.</ref>. برخی نویسندگان در آثار خود از [[فرماندهی]] چندین باره و اعزام مکرر وی از سوی معاویه به نبردهای تابستانه(صواعف) خبر داده اند<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۵۹، ص۴۳۴.</ref>. علاوه بر [[فضالة بن عبید]]، از فرزندش معن نیز در شمار [[کارگزاران]] [[بنی امیه]] نام برده شده است. معن را از [[اصحاب نبی]] خاتم{{صل}}<ref>ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۴، ص۴۶۲.</ref> و [[والی یمن]] برای معاویه گفته‌اند<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۳۷۲؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۳۶؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۴، ص۴۶۲.</ref>. [[ابن عساکر]] (م. ۵۷۱ [[هجری]]) نیز در کتاب خود، ضمن بر شمردن نام و [[نسب]] او با عنوان: «[[معن بن حمید بن فضاله]]»، وی را [[والی]] [[یزید بن معاویه]] در [[مصر]] و از [[فرمانداران]] [[عبدالملک بن مروان]] (حک. ۶۵-۸۶ هجری) در [[بحرین]] معرفی کرده است<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۵۹، ص۴۳۴.</ref>. محمد پسر [[عبدالرحمن بن ابی لیلی بن بلال بن بلبل]] (بلیل) نیز از دیگر [[صاحب منصبان]] و قاضیان [[دولت]] بنی امیه بود<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۳۷۲؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۳۵-۳۳۶؛ عوتبی صحاری، الانساب، ج۲، ص۵۴۶.</ref>. او این [[منصب]] را بعد این دولت، در دوران دولت [[عباسیان]]، -در [[زمان]] امارت [[عیسی بن موسی]] در [[کوفه]] و اطراف آن،- برای [[منصور عباسی]] نیز بر عهده داشت<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۶، ص۳۴۱. نیز ر.ک: هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۳۷۲.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۸۰٬۱۲۹

ویرایش