بنی حبلی: تفاوت میان نسخه‌ها

۴ بایت حذف‌شده ،  ‏۲۸ مهٔ ۲۰۲۵
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۶۱: خط ۶۱:
گفته شده که [[عمر بن خطاب]] پس از جنگ نهاوند، در [[اندیشه]] پیشروی در خاک [[ایران]] شد. او پس از [[عزل]] عبدالله، [[زیاد بن حنظله]] را به جای او [[منصوب]] کرد. اما زیاد اندکی بعد استعفا کرد و عمر، [[امارت کوفه]] را به [[عمار بن یاسر]] سپرد و جهت تقویت نیروهای [[اسلامی]]، عبدالله بن عبدالله را به مدد [[بصریان]] و [[ابوموسی اشعری]] را هم به کمک [[کوفیان]] فرستاد<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۴، ص۱۳۸؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۳، ص۱۸؛ ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون، ج۲، ص۵۵۹.</ref>.وی در همین سال (یعنی [[سال ۲۱ هجری]])، پرچم‌هایی را برای برخی بزرگان و سران [[کوفی]] از جمله عبدالله بن عبدالله بن عتبان فرستاد و او را در رأس سپاهی [[مأمور]] فتح [[اصفهان]] کرد<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۴، ص۱۳۸؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۳، ص۱۸؛ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۲۰۹.</ref>. عبدالله با سپاهش [[حرکت]] کرد تا این که به [[نهاوند]]، نزد [[حذیفة بن یمان]] رسید و سپس از آنجا با همراهان خود و افرادی که از [[سپاه]] [[نعمان بن مقرن]] بدو پیوسته بودند، روانه اصفهان گردید<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۴، ص۱۳۹؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۳، ص۱۸-۱۹.</ref>. او در [[اصفهان]] به مصاف لشکری از [[مردم]] این [[شهر]] به [[فرماندهی]] «استندار» رفت. [[سپاه مسلمانان]] در یکی از روستاهای اصفهان با مقدمه [[لشکر]] اصفهان به فرماندهی «[[شهر براز]] جاذویه» برخوردند و به شدت با آنها وارد [[جنگ]] شدند. «شهر براز» از [[سپاه اسلام]] هماورد‌طلبید و عبدالله بن [[ورقاء]] ریاحی –طلایه دار [[سپاه]] [[عبدالله بن عبدالله]]- به [[نبرد]] او رفت و وی را کشت. این واقعه، باعث هزیمت سپاه [[اصفهان]] شد و در پی آن، استندار خواستار [[صلح]] شد و بدین ترتیب عبدالله با او صلح کرد. پس از آن، عبدالله بن عبدالله آهنگ «جی» کرد. او در جی با فادوسفان -[[امیر]] اصفهان- در ازای پرداخت [[جزیه]] [[مصالحه]] کرد و سپس همراه [[ابوموسی اشعری]] که جهت کمک به او پیوسته بود، به جی وارد شد<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۴، ص۱۴۰؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۳، ص۱۹؛ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۲۰۹.</ref> و عمر را بواسطه [[نامه]] از فتح خود خبردار کرد. عمر هم طی نامه ای بدو دستور داد تا [[حرکت]] کند و جهت فتح کرمان با سهیل بن عدی -دیگر سردار [[اسلامی]]- فراهم آیند. عبدالله، [[سائب بن اقرع]] را [[جانشین]] خود کرد و پیش از سهیل خود را به کرمان رساند<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۴، ص۱۴۱؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۳، ص۱۹؛ ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون، ج۲، ص۵۵۹.</ref>. سپاه عبدالله و سپاه سهیل در کرمان فراهم آمدند و در [[سال ۲۳ هجری]] به نبرد سپاه کرمان و لشکری که از «قفس(قفص)» به [[یاری]] آنان آمده بود رفتند و آنان را مغلوب خویش ساختند. پس از این [[پیروزی]]، سپاه [[سهیل بن عدی]] از یک سو و نیروهای عبدالله بن عبدالله بن عتبان از راه بیابان «شیر»، وارد جیرفت شدند و شتران و گوسفندان بسیاری را به [[غنیمت]] گرفتند<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۴، ص۱۸۰؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۳، ص۴۳-۴۴؛ ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون، ج۲، ص۵۶۶.</ref>. [[فتوحات]] مکران در سال ۲۳ هجری هم، از دیگر فتوحات مهم اسلامی در [[ایران]] بود که عبدالله بن عبدالله بن عتبان نقش آفرین آن بود. نقل است که چون [[حکم بن عمرو تغلبی]] –از [[سرداران]] فاتح [[اسلامی]]- آهنگ فتح مکران نمود، عبدالله و تنی چند از سرداران [[اسلام]] به کمک او شتافتند. [[مردم]] مکران به مقابله با آنها آمدند و سپاهی از [[دیار]] سند نیز به مددشان حاضر شدند. لیکن در مصاف با [[مسلمانان]] مغلوب شدند و جمع زیادی از ایشان کشته شدند<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۴، ص۱۸۱-۱۸۲؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۳، ص۴۵-۴۶.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>
گفته شده که [[عمر بن خطاب]] پس از جنگ نهاوند، در [[اندیشه]] پیشروی در خاک [[ایران]] شد. او پس از [[عزل]] عبدالله، [[زیاد بن حنظله]] را به جای او [[منصوب]] کرد. اما زیاد اندکی بعد استعفا کرد و عمر، [[امارت کوفه]] را به [[عمار بن یاسر]] سپرد و جهت تقویت نیروهای [[اسلامی]]، عبدالله بن عبدالله را به مدد [[بصریان]] و [[ابوموسی اشعری]] را هم به کمک [[کوفیان]] فرستاد<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۴، ص۱۳۸؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۳، ص۱۸؛ ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون، ج۲، ص۵۵۹.</ref>.وی در همین سال (یعنی [[سال ۲۱ هجری]])، پرچم‌هایی را برای برخی بزرگان و سران [[کوفی]] از جمله عبدالله بن عبدالله بن عتبان فرستاد و او را در رأس سپاهی [[مأمور]] فتح [[اصفهان]] کرد<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۴، ص۱۳۸؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۳، ص۱۸؛ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۲۰۹.</ref>. عبدالله با سپاهش [[حرکت]] کرد تا این که به [[نهاوند]]، نزد [[حذیفة بن یمان]] رسید و سپس از آنجا با همراهان خود و افرادی که از [[سپاه]] [[نعمان بن مقرن]] بدو پیوسته بودند، روانه اصفهان گردید<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۴، ص۱۳۹؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۳، ص۱۸-۱۹.</ref>. او در [[اصفهان]] به مصاف لشکری از [[مردم]] این [[شهر]] به [[فرماندهی]] «استندار» رفت. [[سپاه مسلمانان]] در یکی از روستاهای اصفهان با مقدمه [[لشکر]] اصفهان به فرماندهی «[[شهر براز]] جاذویه» برخوردند و به شدت با آنها وارد [[جنگ]] شدند. «شهر براز» از [[سپاه اسلام]] هماورد‌طلبید و عبدالله بن [[ورقاء]] ریاحی –طلایه دار [[سپاه]] [[عبدالله بن عبدالله]]- به [[نبرد]] او رفت و وی را کشت. این واقعه، باعث هزیمت سپاه [[اصفهان]] شد و در پی آن، استندار خواستار [[صلح]] شد و بدین ترتیب عبدالله با او صلح کرد. پس از آن، عبدالله بن عبدالله آهنگ «جی» کرد. او در جی با فادوسفان -[[امیر]] اصفهان- در ازای پرداخت [[جزیه]] [[مصالحه]] کرد و سپس همراه [[ابوموسی اشعری]] که جهت کمک به او پیوسته بود، به جی وارد شد<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۴، ص۱۴۰؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۳، ص۱۹؛ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۲۰۹.</ref> و عمر را بواسطه [[نامه]] از فتح خود خبردار کرد. عمر هم طی نامه ای بدو دستور داد تا [[حرکت]] کند و جهت فتح کرمان با سهیل بن عدی -دیگر سردار [[اسلامی]]- فراهم آیند. عبدالله، [[سائب بن اقرع]] را [[جانشین]] خود کرد و پیش از سهیل خود را به کرمان رساند<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۴، ص۱۴۱؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۳، ص۱۹؛ ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون، ج۲، ص۵۵۹.</ref>. سپاه عبدالله و سپاه سهیل در کرمان فراهم آمدند و در [[سال ۲۳ هجری]] به نبرد سپاه کرمان و لشکری که از «قفس(قفص)» به [[یاری]] آنان آمده بود رفتند و آنان را مغلوب خویش ساختند. پس از این [[پیروزی]]، سپاه [[سهیل بن عدی]] از یک سو و نیروهای عبدالله بن عبدالله بن عتبان از راه بیابان «شیر»، وارد جیرفت شدند و شتران و گوسفندان بسیاری را به [[غنیمت]] گرفتند<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۴، ص۱۸۰؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۳، ص۴۳-۴۴؛ ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون، ج۲، ص۵۶۶.</ref>. [[فتوحات]] مکران در سال ۲۳ هجری هم، از دیگر فتوحات مهم اسلامی در [[ایران]] بود که عبدالله بن عبدالله بن عتبان نقش آفرین آن بود. نقل است که چون [[حکم بن عمرو تغلبی]] –از [[سرداران]] فاتح [[اسلامی]]- آهنگ فتح مکران نمود، عبدالله و تنی چند از سرداران [[اسلام]] به کمک او شتافتند. [[مردم]] مکران به مقابله با آنها آمدند و سپاهی از [[دیار]] سند نیز به مددشان حاضر شدند. لیکن در مصاف با [[مسلمانان]] مغلوب شدند و جمع زیادی از ایشان کشته شدند<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۴، ص۱۸۱-۱۸۲؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۳، ص۴۵-۴۶.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>


==اعلام و [[رجال]] [[بنی حبلی]]==
==اعلام و [[رجال]] بنی حبلی==
از مشاهیر و معاریف این [[قوم]] –علاوه بر نام رجالی که در متن به نام شان پرداخته شد،- می‌توان به نام اصحابی چون ثابت بن یزید (زید) بن ودیعة بن عمرو<ref>خلیفة بن خیاط، الطبقات، ص۱۶۸؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۵۵؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۱، ص۲۰۵. ابن اثیر از او با نام و نسب «ثابت بن ودیعه بن جذام» یاد کرده، وی را از بنی عمرو بن عوف دانسته است. (ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۱، ص۲۷۹)</ref> -که به جهت نسبت به جدش [[ثابت بن ودیعه]] هم خوانده می‌شود-<ref>ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۱، ص۲۰۵.</ref>، [[عمة بن ریاب بن حنیف بن ریاب]] (رئاب)<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۵، ص۳۳۴.</ref>، [[ایمن بن عبید بن عمرو حبلی]] [[برادر]] [[اسامة بن زید]] -[[مولی]] [[پیامبر]]{{صل}}-<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۱۸. ابن حزم ضمن ذکر مطالب فوق، با ذکر دلایلی به رد برادری او با اسامة بن زید پرداخته است. (ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۵۵)</ref> نام برد. ضمن این از [[عبدالواحد بن سعد بن زید بن ودیعه]] –از رجال نامی این قوم در [[عقرقوف]]-<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۱۸.</ref> و [[علی بن ثابت بن زید بن ودیعة بن عمرو بن قیس]] [[شاعر]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۱۸.</ref> هم از دیگر معاریف بنی حبلی به شمار آمده‌اند.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>
از مشاهیر و معاریف این [[قوم]] –علاوه بر نام رجالی که در متن به نام شان پرداخته شد،- می‌توان به نام اصحابی چون ثابت بن یزید (زید) بن ودیعة بن عمرو<ref>خلیفة بن خیاط، الطبقات، ص۱۶۸؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۵۵؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۱، ص۲۰۵. ابن اثیر از او با نام و نسب «ثابت بن ودیعه بن جذام» یاد کرده، وی را از بنی عمرو بن عوف دانسته است. (ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۱، ص۲۷۹)</ref> -که به جهت نسبت به جدش [[ثابت بن ودیعه]] هم خوانده می‌شود-<ref>ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۱، ص۲۰۵.</ref>، [[عمة بن ریاب بن حنیف بن ریاب]] (رئاب)<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۵، ص۳۳۴.</ref>، [[ایمن بن عبید بن عمرو حبلی]] [[برادر]] [[اسامة بن زید]] -[[مولی]] [[پیامبر]]{{صل}}-<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۱۸. ابن حزم ضمن ذکر مطالب فوق، با ذکر دلایلی به رد برادری او با اسامة بن زید پرداخته است. (ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۵۵)</ref> نام برد. ضمن این از [[عبدالواحد بن سعد بن زید بن ودیعه]] –از رجال نامی این قوم در [[عقرقوف]]-<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۱۸.</ref> و [[علی بن ثابت بن زید بن ودیعة بن عمرو بن قیس]] [[شاعر]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۱۸.</ref> هم از دیگر معاریف بنی حبلی به شمار آمده‌اند.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>


۸۰٬۱۲۹

ویرایش