جز
جایگزینی متن - 'لیکن' به 'لکن'
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
جز (جایگزینی متن - 'لیکن' به 'لکن') |
||
| خط ۱۴: | خط ۱۴: | ||
==[[تاریخ]] [[جاهلی]] بنی جحجبا== | ==[[تاریخ]] [[جاهلی]] بنی جحجبا== | ||
اطلاعات ما از تاریخ جاهلی بنی جحجبا بن کلفه تقریباً منحصر به برخی [[اخبار]] جنگهای جاهلی این قوم است. از جمله این اخبار، [[روایات]] افسانهای [[نبرد]] [[تبّع]] -فرمانروای [[حمیری]] یمن- با احیحة بن جلاح جحجبی –رییس [[وقت]] [[قبیله اوس]]- است. در این [[حمله]]، احیحه که در خود توان مقابله با تبع را نمیدید به قلعه خود پناه برد و در آن متحصن شد. تبع که از دستیابی به احیحه [[مأیوس]] شده بود، به قطع درختان [[نخل]] او در اطراف این قلعه پرداخت<ref>سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۴، ص۴۸.</ref>. [[جنگ]] جاهلی بنی خَطمَه و بنی جحجبا<ref>ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۳، ص۱۶؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۱، ص۳۵۰.</ref> و نیز نبردی موسوم به «جنگ [[کعب بن عمرو مازنی]]» هم، از دیگر گزارشات واصله از [[دوران جاهلی]] این طایفه است. این جنگ میان بنی جحجبا و [[بنی مازن بن نجار]] از [[قبیله خزرج]] در گرفته بود. سبب بروز این [[جنگ]] آن بود که [[کعب بن عمرو]] مازنی با دختری از [[قبیله]] [[بنی سالم]] [[ازدواج]] کرد؛ ولی چندی نگذشت که با این [[قبیله]] دچار [[اختلاف]] شد. بدین جهت [[احیحة بن جلاح]] –بزرگ قبیله بنی جحجبا- گروهی را فرستاد تا او را زیر نظر بگیرند. آنان نیز، به دستور عمل کرده، در فرصتی مناسب کعب را به [[قتل]] رساندند. [[عاصم بن عمرو]] –برادر مقتول- پس از اطلاع از قتل [[برادر]]، کسان خود را گرد آورد و آماده [[کارزار]] شد. او سپس، در ضمن پیامی به بنی جحجبا، به آنان [[اعلان]] [[جنگ]] نمود. در نتیجه، دو گروه در منطقهای به نام «رُحابَه» با هم رو در رو شدند و پیکاری سخت کردند. جنگ با [[شکست]] بنی جحجبا خاتمه یافت و [[مردمان]] آن روی به [[گریز]] نهادند. عاصم بن عمرو به تعقیب احیحه پرداخت و زمانی به او رسید که وی وارد [[دژ]] خود شده بود. عاصم تیری به سوی او انداخت | اطلاعات ما از تاریخ جاهلی بنی جحجبا بن کلفه تقریباً منحصر به برخی [[اخبار]] جنگهای جاهلی این قوم است. از جمله این اخبار، [[روایات]] افسانهای [[نبرد]] [[تبّع]] -فرمانروای [[حمیری]] یمن- با احیحة بن جلاح جحجبی –رییس [[وقت]] [[قبیله اوس]]- است. در این [[حمله]]، احیحه که در خود توان مقابله با تبع را نمیدید به قلعه خود پناه برد و در آن متحصن شد. تبع که از دستیابی به احیحه [[مأیوس]] شده بود، به قطع درختان [[نخل]] او در اطراف این قلعه پرداخت<ref>سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۴، ص۴۸.</ref>. [[جنگ]] جاهلی بنی خَطمَه و بنی جحجبا<ref>ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۳، ص۱۶؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۱، ص۳۵۰.</ref> و نیز نبردی موسوم به «جنگ [[کعب بن عمرو مازنی]]» هم، از دیگر گزارشات واصله از [[دوران جاهلی]] این طایفه است. این جنگ میان بنی جحجبا و [[بنی مازن بن نجار]] از [[قبیله خزرج]] در گرفته بود. سبب بروز این [[جنگ]] آن بود که [[کعب بن عمرو]] مازنی با دختری از [[قبیله]] [[بنی سالم]] [[ازدواج]] کرد؛ ولی چندی نگذشت که با این [[قبیله]] دچار [[اختلاف]] شد. بدین جهت [[احیحة بن جلاح]] –بزرگ قبیله بنی جحجبا- گروهی را فرستاد تا او را زیر نظر بگیرند. آنان نیز، به دستور عمل کرده، در فرصتی مناسب کعب را به [[قتل]] رساندند. [[عاصم بن عمرو]] –برادر مقتول- پس از اطلاع از قتل [[برادر]]، کسان خود را گرد آورد و آماده [[کارزار]] شد. او سپس، در ضمن پیامی به بنی جحجبا، به آنان [[اعلان]] [[جنگ]] نمود. در نتیجه، دو گروه در منطقهای به نام «رُحابَه» با هم رو در رو شدند و پیکاری سخت کردند. جنگ با [[شکست]] بنی جحجبا خاتمه یافت و [[مردمان]] آن روی به [[گریز]] نهادند. عاصم بن عمرو به تعقیب احیحه پرداخت و زمانی به او رسید که وی وارد [[دژ]] خود شده بود. عاصم تیری به سوی او انداخت لکن تیرش به درب دژ اصابت کرد و احیحه [[جان]] سالم به در برد. با این حال، او یکی از برادرانش را در این [[حمله]] از دست داد. پس از آن جنگ، دو طرف چند شب درنگ کردند. در این مدت، احیحه شنید که عاصم بن عمرو در پی فرصتی جهت غافلگیری و [[هلاکت]] اوست. از این رو، [[یاران]] خود را جمع کرد و تصمیم گرفت بر [[بنی نجار]] [[شبیخون]] بزند. سلمی دختر عمرو بن زید نجاری -[[همسر]] احیحه،- پس از [[آگاهی]] از این تصمیم، شبانه خود را پیش بنی نجار رساند و آنان را از موضوع [[آگاه]] ساخت و سپس به قلعه بازگشت. سپیدهدم، احیحه و یارانش بر جمع عاصم بن عمرو و یارانش [[یورش]] آوردند؛ اما با [[سپاه]] آماده رزم بنی نجار مواجه شدند و چون احیحه دریافت که موفق به غافلگیری بنی نجار نشده است، پس از زد و خوردی کوتاه، به [[سرعت]] عقب نشست<ref>ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۶۶۰-۶۶۱.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | ||
==[[تاریخ]] [[اسلامی]] بنی جحجبا== | ==[[تاریخ]] [[اسلامی]] بنی جحجبا== | ||
| خط ۳۷: | خط ۳۷: | ||
تعاملات بنی جحجبا با بنی امیه را باید در دو موضع متناقض [[همراهی]] و درگیری تعریف کرد. علاوه بر حضور جمعی از جحجبیها همچون أبو لیلی بلال بن بلیل (بلبل) انصاری<ref>ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۳۵؛ خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۱، ص۱۹۹؛ المزی، تهذیب الکمال، ج۱۲، ص۲۱۵.</ref> و پسرانش<ref>ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۳۵. نیز ر.ک: ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۵، ص۲۶۹؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۷، ص۲۹۲.</ref> در [[جنگ صفین]] و مقابله با [[سپاه]] [[معاویة بن ابوسفیان]] -که در بخش گذشته بدان پرداخته شد،- میتوان به حضور گروهی از [[مردم]] این [[طایفه]] در [[واقعه حره]] در [[سال ۶۳ هجری]] در [[مخالفت]] با [[یزید بن معاویه]] (حک. ۶۰-۶۳ [[هجری]]) و [[رژیم]] [[اموی]] اشاره کرد. در این [[جنبش]] [[مدنی]]، جمعی از جحجبیها در پی [[حمله]] قوای [[شام]] به [[مدینه]] کشته شدند که از جمله آنان میتوان از افراد بنامی چون [[عیاض بن عمرو بن بلبل]] (بلیل)<ref>خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۱۵۳.</ref>، [[عمرو بن عمرو بن بلبل]] (بلیل)<ref>خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۱۵۳.</ref>، [[عمرو بن عقبة بن عتواره]]<ref>خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۱۵۳.</ref> و [[ذکوان مولی ابن حنظله]]<ref>خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۱۵۳.</ref> نام برد. [[عبدالرحمن بن ابی لیلی]] هم که پیش از این از حضور او در [[واقعه صفین]] در کنار [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} سخن به میان رفته بود هم، از دیگر [[رجال]] نامآور بنی جحجبا در [[دوران بنی امیه]] بود که به [[اتفاق نظر]] علمای [[تاریخ]] و [[تراجم]]، همراه با [[عبدالرحمن بن محمد بن اشعث]] در سال ۸۱ و [[۸۲ هجری]] علیه حجاج شورید و با همراهان او از [[کوفه]] بیرون رفت تا این که در [[جنگ]] با [[یاران]] [[حجاج بن یوسف ثقفی]] –امیر [[اموی]] [[عراق]]- در [[دجیل]] –نهری در [[بصره]]- کشته شد<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۶، ص۱۶۸. نیز ر.ک: ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۳۶، ص۸۲-۸۴؛ ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، ج۶، ص۲۵۲.</ref>. | تعاملات بنی جحجبا با بنی امیه را باید در دو موضع متناقض [[همراهی]] و درگیری تعریف کرد. علاوه بر حضور جمعی از جحجبیها همچون أبو لیلی بلال بن بلیل (بلبل) انصاری<ref>ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۳۵؛ خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۱، ص۱۹۹؛ المزی، تهذیب الکمال، ج۱۲، ص۲۱۵.</ref> و پسرانش<ref>ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۳۵. نیز ر.ک: ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۵، ص۲۶۹؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۷، ص۲۹۲.</ref> در [[جنگ صفین]] و مقابله با [[سپاه]] [[معاویة بن ابوسفیان]] -که در بخش گذشته بدان پرداخته شد،- میتوان به حضور گروهی از [[مردم]] این [[طایفه]] در [[واقعه حره]] در [[سال ۶۳ هجری]] در [[مخالفت]] با [[یزید بن معاویه]] (حک. ۶۰-۶۳ [[هجری]]) و [[رژیم]] [[اموی]] اشاره کرد. در این [[جنبش]] [[مدنی]]، جمعی از جحجبیها در پی [[حمله]] قوای [[شام]] به [[مدینه]] کشته شدند که از جمله آنان میتوان از افراد بنامی چون [[عیاض بن عمرو بن بلبل]] (بلیل)<ref>خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۱۵۳.</ref>، [[عمرو بن عمرو بن بلبل]] (بلیل)<ref>خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۱۵۳.</ref>، [[عمرو بن عقبة بن عتواره]]<ref>خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۱۵۳.</ref> و [[ذکوان مولی ابن حنظله]]<ref>خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۱۵۳.</ref> نام برد. [[عبدالرحمن بن ابی لیلی]] هم که پیش از این از حضور او در [[واقعه صفین]] در کنار [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} سخن به میان رفته بود هم، از دیگر [[رجال]] نامآور بنی جحجبا در [[دوران بنی امیه]] بود که به [[اتفاق نظر]] علمای [[تاریخ]] و [[تراجم]]، همراه با [[عبدالرحمن بن محمد بن اشعث]] در سال ۸۱ و [[۸۲ هجری]] علیه حجاج شورید و با همراهان او از [[کوفه]] بیرون رفت تا این که در [[جنگ]] با [[یاران]] [[حجاج بن یوسف ثقفی]] –امیر [[اموی]] [[عراق]]- در [[دجیل]] –نهری در [[بصره]]- کشته شد<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۶، ص۱۶۸. نیز ر.ک: ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۳۶، ص۸۲-۸۴؛ ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، ج۶، ص۲۵۲.</ref>. | ||
در کنار این مخالفتها، جمعی از جحجبیها هم در کنار این [[دولت]] در عرصههای مختلف نظامی و [[کارگزاری]] به معاضدت و [[همراهی]] با [[حکومت بنی امیه]] برخاستند که از چهرههای سرشناس و معروف ایشان در این زمینه میتوان از [[فضالة بن عبید بن نافذ]] نام برد. وی از [[اصحاب رسول خدا]]{{صل}}<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۴۸، ص۲۹۰؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۴، ص۶۳.</ref> و از حاضران [[جنگ احد]] و دیگر جنگهای بعد از آن<ref>ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۴، ص۶۳.</ref> و از [[بیعت کنندگان]] [[بیعت شجره]] بود<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۴۸، ص۲۹۰؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۴، ص۶۳.</ref>. او در دوران [[خلافت عمر]] و عثمان، متصدی امر [[قضاوت]] در [[شام]] گردید<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۵۹، ص۴۳۴.</ref> و با روی کار آمدن [[معاویة بن ابوسفیان]] به عنوان [[خلیفه]] [[اسلامی]]، عهده دار این امر در [[دمشق]] گردید<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۷، ص۲۸۲؛ ابو نعیم، معرفة الصحابه، ج۴، ص۹۲؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۳، ص۱۲۶۲.</ref>. [[فضاله]] از معتمدان معاویه و [[جانشین]] او در [[زمان]] غیاب معاویه در [[دمشق]] بود<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۴۸، ص۲۹۰.</ref>. نقل است که معاویه در باب [[جنگ صفین]] با او [[مشورت]] کرد و [[فضالة بن عبید]] با این سخن که: «لم احبک بها و لکن استترت بک من النار؛ من این [[جنگ]] را برایت نمیپسندم | در کنار این مخالفتها، جمعی از جحجبیها هم در کنار این [[دولت]] در عرصههای مختلف نظامی و [[کارگزاری]] به معاضدت و [[همراهی]] با [[حکومت بنی امیه]] برخاستند که از چهرههای سرشناس و معروف ایشان در این زمینه میتوان از [[فضالة بن عبید بن نافذ]] نام برد. وی از [[اصحاب رسول خدا]]{{صل}}<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۴۸، ص۲۹۰؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۴، ص۶۳.</ref> و از حاضران [[جنگ احد]] و دیگر جنگهای بعد از آن<ref>ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۴، ص۶۳.</ref> و از [[بیعت کنندگان]] [[بیعت شجره]] بود<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۴۸، ص۲۹۰؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۴، ص۶۳.</ref>. او در دوران [[خلافت عمر]] و عثمان، متصدی امر [[قضاوت]] در [[شام]] گردید<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۵۹، ص۴۳۴.</ref> و با روی کار آمدن [[معاویة بن ابوسفیان]] به عنوان [[خلیفه]] [[اسلامی]]، عهده دار این امر در [[دمشق]] گردید<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۷، ص۲۸۲؛ ابو نعیم، معرفة الصحابه، ج۴، ص۹۲؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۳، ص۱۲۶۲.</ref>. [[فضاله]] از معتمدان معاویه و [[جانشین]] او در [[زمان]] غیاب معاویه در [[دمشق]] بود<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۴۸، ص۲۹۰.</ref>. نقل است که معاویه در باب [[جنگ صفین]] با او [[مشورت]] کرد و [[فضالة بن عبید]] با این سخن که: «لم احبک بها و لکن استترت بک من النار؛ من این [[جنگ]] را برایت نمیپسندم لکن بواسطه تو [[آتش]] [[اختلاف]] و [[فتنه]] را فرو مینشانم»، [[رأی]] به شرکت او در [[صفین]]، علیه امیرالمؤمنین علی{{ع}} داد<ref>ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۳، ص۱۲۶۳؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۴، ص۶۳.</ref>. پس از این جنگ، معاویه [[فضاله]] را [[امیر]] لشکری کرد و به غزای [[روم]] فرستاد<ref>ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۳، ص۱۲۶۳؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۴۸، ص۲۹۰؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۴، ص۶۳.</ref>. برخی نویسندگان در آثار خود از [[فرماندهی]] چندین باره و اعزام مکرر وی از سوی معاویه به نبردهای تابستانه(صواعف) خبر داده اند<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۵۹، ص۴۳۴.</ref>. علاوه بر [[فضالة بن عبید]]، از فرزندش معن نیز در شمار [[کارگزاران]] [[بنی امیه]] نام برده شده است. معن را از [[اصحاب نبی]] خاتم{{صل}}<ref>ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۴، ص۴۶۲.</ref> و [[والی یمن]] برای معاویه گفتهاند<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۳۷۲؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۳۶؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۴، ص۴۶۲.</ref>. [[ابن عساکر]] (م. ۵۷۱ [[هجری]]) نیز در کتاب خود، ضمن بر شمردن نام و [[نسب]] او با عنوان: «[[معن بن حمید بن فضاله]]»، وی را [[والی]] [[یزید بن معاویه]] در [[مصر]] و از [[فرمانداران]] [[عبدالملک بن مروان]] (حک. ۶۵-۸۶ هجری) در [[بحرین]] معرفی کرده است<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۵۹، ص۴۳۴.</ref>. محمد پسر [[عبدالرحمن بن ابی لیلی بن بلال بن بلبل]] (بلیل) نیز از دیگر [[صاحب منصبان]] و قاضیان [[دولت]] بنی امیه بود<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۳۷۲؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۳۵-۳۳۶؛ عوتبی صحاری، الانساب، ج۲، ص۵۴۶.</ref>. او این [[منصب]] را بعد این دولت، در دوران دولت [[عباسیان]]، -در [[زمان]] امارت [[عیسی بن موسی]] در [[کوفه]] و اطراف آن،- برای [[منصور عباسی]] نیز بر عهده داشت<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۶، ص۳۴۱. نیز ر.ک: هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۳۷۲.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | ||
==مشاهیر بنی جحجبا== | ==مشاهیر بنی جحجبا== | ||