آیه اکمال دین از دیدگاه اهل سنت: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'لیکن' به 'لکن'
جز (جایگزینی متن - 'لیکن' به 'لکن')
خط ۸۶: خط ۸۶:
«چون [[مسلمانان]] [[حج]] گزاردند و پس از آن هیچ حکمی دیگر از فرایض بر [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نازل نشد، [[دین کامل]] گردید»<ref>طبری، جامع البیان، ج۶، ص۷۹.</ref>.
«چون [[مسلمانان]] [[حج]] گزاردند و پس از آن هیچ حکمی دیگر از فرایض بر [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نازل نشد، [[دین کامل]] گردید»<ref>طبری، جامع البیان، ج۶، ص۷۹.</ref>.
قول دوم می‌گوید:
قول دوم می‌گوید:
«مراد از [[اکمال دین]]، پایان یافتن تمام فرایض در [[حجة الوداع]] نیست، بلکه به معنای اتمام معظم فرایض و [[حلال]] و حرام‌هاست، لیکن چون در حجة الوداع مشرکی با مسلمانان در [[طواف]] شرکت نداشت و طواف [[مشرکان]] به صورت عریان نیز پایان یافته بود، [[قرآن]] از این رخداد با عنوان اکمال دین یاد کرده است»<ref>قرطبی، تفسیر قرطبی، ج۶، ص۶۲.</ref>.
«مراد از [[اکمال دین]]، پایان یافتن تمام فرایض در [[حجة الوداع]] نیست، بلکه به معنای اتمام معظم فرایض و [[حلال]] و حرام‌هاست، لکن چون در حجة الوداع مشرکی با مسلمانان در [[طواف]] شرکت نداشت و طواف [[مشرکان]] به صورت عریان نیز پایان یافته بود، [[قرآن]] از این رخداد با عنوان اکمال دین یاد کرده است»<ref>قرطبی، تفسیر قرطبی، ج۶، ص۶۲.</ref>.
ابن [[عطیه]] اندلسی و [[قرطبی]] این قول را [[رأی]] [[جمهور]] [[اهل سنت]] می‌دانند<ref>ر.ک: ابن عطیة، المحرر الوجیز، ج۲، ص۱۵۴؛ قرطبی، تفسیر قرطبی، ج۶، ص۶۲.</ref>.
ابن [[عطیه]] اندلسی و [[قرطبی]] این قول را [[رأی]] [[جمهور]] [[اهل سنت]] می‌دانند<ref>ر.ک: ابن عطیة، المحرر الوجیز، ج۲، ص۱۵۴؛ قرطبی، تفسیر قرطبی، ج۶، ص۶۲.</ref>.


خط ۱۰۴: خط ۱۰۴:
[[ابن عطیه اندلسی]] بر این قول مناقشه کرده، پس از آنکه مراد از [[کافران]] در این [[آیه]] را همه کافران آن [[روز]] در روی [[زمین]] می‌شناسد، می‌نویسد:
[[ابن عطیه اندلسی]] بر این قول مناقشه کرده، پس از آنکه مراد از [[کافران]] در این [[آیه]] را همه کافران آن [[روز]] در روی [[زمین]] می‌شناسد، می‌نویسد:
«یأس کافران [از [[آحاد]] مسلمانان و ارتداد آنان نبود، بلکه] از اضمحلال امر اسلام و [[فساد]] جمع آن بوده است؛ یعنی آنان از اینکه [[دین]] را مضمحل کنند و این آیین را از هم بگسلند و شوکتش را از بین ببرند، مأیوس شدند»<ref>ابن عطیه، المحرر الوجیز، ج۲، ص۱۵۳ - ۱۵۴.</ref>.
«یأس کافران [از [[آحاد]] مسلمانان و ارتداد آنان نبود، بلکه] از اضمحلال امر اسلام و [[فساد]] جمع آن بوده است؛ یعنی آنان از اینکه [[دین]] را مضمحل کنند و این آیین را از هم بگسلند و شوکتش را از بین ببرند، مأیوس شدند»<ref>ابن عطیه، المحرر الوجیز، ج۲، ص۱۵۳ - ۱۵۴.</ref>.
هر چند ابن عطیه اندلسی توضیح نمی‌دهد که چگونه اضمحلال [[دین]] پیش از این برای [[کافران]] امکان داشت، هم‌اکنون از آن [[مأیوس]] شدند، لیکن قول وی با [[ظاهر آیه]] که سخن از [[یأس]] از دین [[مسلمانان]] دارد و نه از خود مسلمانان، سازگارتر است، به ویژه آنکه کافران پیش از این از همان [[آغاز بعثت]] [[تجربه]] کرده بودند که مسلمانان به هیچ روی از [[آیین]] خود دست نخواهند شست، هر چند آنان را [[تطمیع]]، [[تهدید]]، محاصره و... یا حتی [[جنگ]] و [[خونریزی]] به پا کنند.
هر چند ابن عطیه اندلسی توضیح نمی‌دهد که چگونه اضمحلال [[دین]] پیش از این برای [[کافران]] امکان داشت، هم‌اکنون از آن [[مأیوس]] شدند، لکن قول وی با [[ظاهر آیه]] که سخن از [[یأس]] از دین [[مسلمانان]] دارد و نه از خود مسلمانان، سازگارتر است، به ویژه آنکه کافران پیش از این از همان [[آغاز بعثت]] [[تجربه]] کرده بودند که مسلمانان به هیچ روی از [[آیین]] خود دست نخواهند شست، هر چند آنان را [[تطمیع]]، [[تهدید]]، محاصره و... یا حتی [[جنگ]] و [[خونریزی]] به پا کنند.


قول دیگری که [[زمخشری]]<ref>زمخشری، الکشاف، ج۱، ص۶۰۵.</ref> و [[بیضاوی]]<ref>بیضاوی، انوار التنزیل، ج۱، ص۲۵۵.</ref> احتمال داده و [[فخر رازی]] آن را به واقع نزدیک‌تر می‌داند، این است که می‌گوید:
قول دیگری که [[زمخشری]]<ref>زمخشری، الکشاف، ج۱، ص۶۰۵.</ref> و [[بیضاوی]]<ref>بیضاوی، انوار التنزیل، ج۱، ص۲۵۵.</ref> احتمال داده و [[فخر رازی]] آن را به واقع نزدیک‌تر می‌داند، این است که می‌گوید:
خط ۱۸۹: خط ۱۸۹:
افزون بر آن، این احتمال موجب آن می‌شود رابطه فقره اول یعنی {{متن قرآن|الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا}}، از این فقره {{متن قرآن|الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ}} قطع شود. نا [[امید]] شدن [[کفار]] از دین ربطی به [[إکمال دین]] با تعلیم حج تمتع [[پیامبر اکرم]]{{صل}} به مردم، ندارد؟!
افزون بر آن، این احتمال موجب آن می‌شود رابطه فقره اول یعنی {{متن قرآن|الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا}}، از این فقره {{متن قرآن|الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ}} قطع شود. نا [[امید]] شدن [[کفار]] از دین ربطی به [[إکمال دین]] با تعلیم حج تمتع [[پیامبر اکرم]]{{صل}} به مردم، ندارد؟!
ممکن است گفته شود مراد از به [[کمال رساندن]] دین، بر اثر نازل شدن بقایای [[حلال و حرام]] در این [[روز]] ([[عرفه]]) در [[سوره مائده]] باشد؛ زیرا دیگر بعد از این [[سوره]]، [[حلال]] و حرامی باقی نماند و به واسطه کامل کردن دین، [[نومیدی]] بر دل‌های کفار مسلط و آثار آن بر چهره‌هاشان نیز هویدا شده بود.
ممکن است گفته شود مراد از به [[کمال رساندن]] دین، بر اثر نازل شدن بقایای [[حلال و حرام]] در این [[روز]] ([[عرفه]]) در [[سوره مائده]] باشد؛ زیرا دیگر بعد از این [[سوره]]، [[حلال]] و حرامی باقی نماند و به واسطه کامل کردن دین، [[نومیدی]] بر دل‌های کفار مسلط و آثار آن بر چهره‌هاشان نیز هویدا شده بود.
لیکن بر اساس این فرض، لازم است کفاری را که در [[آیه]] با {{متن قرآن|الَّذِينَ كَفَرُوا}} از آنها تعبیر شده، بشناسیم و بفهمیم که اینان چه کسانی بودند؟
لکن بر اساس این فرض، لازم است کفاری را که در [[آیه]] با {{متن قرآن|الَّذِينَ كَفَرُوا}} از آنها تعبیر شده، بشناسیم و بفهمیم که اینان چه کسانی بودند؟
اگر مراد کفار [[عرب]] باشند، [[اسلام]] در آن روز شامل آنها نیز شده بود و در بین آنان کسی نبود که [[تظاهر]] به غیر اسلام کند. خود این [[تظاهر به اسلام]]، در [[حقیقت]] «اسلام» (یعنی [[تسلیم شدن]]) ظاهری آنان بود؛ بنابراین [[کافر]] [[عربی]] باقی نمانده بود، و اگر مراد، [[کفار]] دیگر از نژادها و ملت‌های دیگر باشد- چنان که گفتیم - اینان در آن [[روز]] از [[غلبه]] بر [[مسلمانان]] [[مأیوس]] نبودند.
اگر مراد کفار [[عرب]] باشند، [[اسلام]] در آن روز شامل آنها نیز شده بود و در بین آنان کسی نبود که [[تظاهر]] به غیر اسلام کند. خود این [[تظاهر به اسلام]]، در [[حقیقت]] «اسلام» (یعنی [[تسلیم شدن]]) ظاهری آنان بود؛ بنابراین [[کافر]] [[عربی]] باقی نمانده بود، و اگر مراد، [[کفار]] دیگر از نژادها و ملت‌های دیگر باشد- چنان که گفتیم - اینان در آن [[روز]] از [[غلبه]] بر [[مسلمانان]] [[مأیوس]] نبودند.


۲۲۷٬۶۸۳

ویرایش