جز
جایگزینی متن - '،-' به ' -'
(←منابع) |
جز (جایگزینی متن - '،-' به ' -') |
||
| خط ۱۵: | خط ۱۵: | ||
==عوامل تسریع در سقوط [[دولت]] اسلام== | ==عوامل تسریع در سقوط [[دولت]] اسلام== | ||
مراد از سقوط دولت [[اسلام]] از میان رفتن [[فرهنگ اسلامی]] و جدایی [[رهبری]] [[نظام]] و متن جامعه از این [[فرهنگ]] است که در اینصورت اسلام که به مثابه [[فرمانده]] جامعه و [[امت]] است از آن دور میافتد، طبیعتا بعد از [[فروپاشی]] دولت و [[اجتماع]]، امت بدون [[رهبر]] به [[حال]] خود باقی میماند و در برابر اولین حملهای که به آن بشود فرومیپاشد چه اینکه در برابر حملات متعددی که [[خلافت عباسی]] با آن روبرو شد این اتفاق افتاد. | مراد از سقوط دولت [[اسلام]] از میان رفتن [[فرهنگ اسلامی]] و جدایی [[رهبری]] [[نظام]] و متن جامعه از این [[فرهنگ]] است که در اینصورت اسلام که به مثابه [[فرمانده]] جامعه و [[امت]] است از آن دور میافتد، طبیعتا بعد از [[فروپاشی]] دولت و [[اجتماع]]، امت بدون [[رهبر]] به [[حال]] خود باقی میماند و در برابر اولین حملهای که به آن بشود فرومیپاشد چه اینکه در برابر حملات متعددی که [[خلافت عباسی]] با آن روبرو شد این اتفاق افتاد. | ||
این فروپاشی به معنی سقوط دولت و انقلاب و تنها ماندن امت است، این امت هم در عین تدین به اسلام، [[ایمان]] به آن و تعامل با آن، به [[دلیل تسلسل]] حوادث محکوم به فروپاشی خواهد بود؛ چراکه [[امت اسلام]] مدت بسیار کمی را با اسلام صحیح به سر برده | این فروپاشی به معنی سقوط دولت و انقلاب و تنها ماندن امت است، این امت هم در عین تدین به اسلام، [[ایمان]] به آن و تعامل با آن، به [[دلیل تسلسل]] حوادث محکوم به فروپاشی خواهد بود؛ چراکه [[امت اسلام]] مدت بسیار کمی را با اسلام صحیح به سر برده بود - همان [[زمان]] کمی که شخص [[پیامبر اکرم]]{{صل}} عهدهدار امر رهبری انقلاب بود- و پس از آن امت با انقلابی [[منحرف]] شده [[زندگی]] کرد، انحرافی که نگذاشت تا اسلام در عمق زندگی جامعه [[نفوذ]] کرده و آنان را در قبال [[عقیده]] خود [[مسئول]] سازد، و نگذاشت تا اسلام با دادن فرهنگ خود به جامعه آن را در برابر فرهنگهای [[بیگانه]] [[محافظت]] کرده و عدم فروپاشی آن را در برابر [[فرهنگها]]، حملات، و [[افکار]] جدیدی که حملهکنندگان به شهرهای اسلام وارد میکردند تضمین نماید، و امت در پی از دست دادن انقلاب، دولت و فرهنگ، خورد شدن [[شخصیت]]، درهم شکسته شدن [[اراده]] و بسته شدن دستانش توسط حکومتهایی که [[زمامدار]] این انقلاب منحرف بودند و پس از فقدان [[روح]] [[واقعی]] خود دیگر به [[تنهایی]] خود را [[قادر]] به [[مقاومت]] نمیدید چراکه این [[حکومتها]] امت را در برابر حکومتهای جابرانه خود به [[کرنش]] وادار کرده بودند. | ||
طبیعی است که چنین امتی در چالش با جریان کفرآمیزی که به [[جنگ]] با او آمده از هم بپاشد و به زودی [[امت]]، [[رسالت]] و [[عقیده اسلامی]] یکجا ذوب شود و پس از اینکه زمانی یک [[حقیقت]] زنده بر صحنه [[تاریخ]] بود از آن صفحه محو شده و از آن جز خاطرهای باقی نماند و این پایان کار [[اسلام]] بود<ref>ر.ک: اهل البیت تنوع ادوار و وحدة هدف، ص۱۲۷- ۱۲۹.</ref>. | طبیعی است که چنین امتی در چالش با جریان کفرآمیزی که به [[جنگ]] با او آمده از هم بپاشد و به زودی [[امت]]، [[رسالت]] و [[عقیده اسلامی]] یکجا ذوب شود و پس از اینکه زمانی یک [[حقیقت]] زنده بر صحنه [[تاریخ]] بود از آن صفحه محو شده و از آن جز خاطرهای باقی نماند و این پایان کار [[اسلام]] بود<ref>ر.ک: اهل البیت تنوع ادوار و وحدة هدف، ص۱۲۷- ۱۲۹.</ref>. | ||