کاربر:Ali/صفحه تمرین۲: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
حسیل (و به قولی حسل) نام اصلی یمان پسر [[جابر بن ربيعة بن عمرو بن جروه]] است<ref>بلاذری، فتوح البلدان، ج۲، ص۳۷۵.</ref> و یمان [[لقب]] حسیل است<ref>ابن عبد البر، الاستيعاب، ج۱، ص۴۰۷.</ref>. او پدر [[صحابی]] معروف، [[حذيفة بن يمان]] است. برخی نیز لقب جروه - جد اعلای حسیل - را یمان دانسته و حسیل را نیز به جهت انتساب به جد اعلایش - جروه - يمان گفته‌اند<ref>بلاذری، أنساب الأشراف، ج۱، ص۴۰۱؛ طبری، تاريخ، ج۲، ص۵۳۰.</ref>. در وجه نامگذاری حسیل به یمان گویند: حسیل را یمان می‌خواندند؛ زیرا با [[یمن]] [[تجارت]] می‌کرد و چون به یثرب آمد گفتند: [[یمانی]] آمد<ref>بلاذری، أنساب الأشراف، ج۱، ص۴۰۱.</ref>، اما به نقل [[ابن اثیر]]<ref>ابن اثیر، أسد الغابة، ج۱، ص۷۰۶.</ref>، کلبی گوید: این جروه بود که در [[عهد]] [[جاهلیت]] خونی ریخت و به یثرب گریخت، با بنو عبدالاشهل از تیره‌های [[اوس]] [[حلیف]] شد و کسانش گفتند او یمانی است؛ زیرا با قومی یمانی [[هم‌پیمان]] شده است<ref>بنگرید: ابن عبد البر، الاستيعاب، ج۱، ص۴۰۷.</ref>، که البته ممکن است یمان هم لقب حسیل و هم لقب جد اعلایش جروه باشد. حسیل از تیره بنو قطیعه، از [[قبیله]] [[عبس]] و از [[هم‌پیمانان]] [[بنی عبدالاشهل]] بود<ref>ابن عبد البر، الاستيعاب، ج۱، ص۴۰۷.</ref>. [[لیلی]]، مادر [[سلمة بن ثابت بن وقش]]، دختر یمان و [[خواهر]] حذیفة بن يمان است<ref>ابن سعد، الطبقات الكبرى، ج۳، ص۳۳۷ و ج۶، ص۹۴.</ref>.
{{مدخل مرتبط
| موضوع مرتبط = صحابه
| عنوان مدخل  = حسيل بن نويرة اشجعی
| مداخل مرتبط = [[حسيل بن نويرة اشجعی در تاریخ اسلامی]]
| پرسش مرتبط  =
}}
== آشنایی اجمالی ==
حسیل (و به قولی حسل) نام اصلی یمان پسر [[جابر بن ربيعة بن عمرو بن جروه]] است<ref>بلاذری، فتوح البلدان، ج۲، ص۳۷۵.</ref> و یمان [[لقب]] حسیل است<ref>ابن عبد البر، الاستيعاب، ج۱، ص۴۰۷.</ref>. او پدر [[صحابی]] معروف، [[حذیفة بن یمان]] است. برخی نیز لقب جروه - جد اعلای حسیل - را یمان دانسته و حسیل را نیز به جهت انتساب به جد اعلایش - جروه - يمان گفته‌اند<ref>بلاذری، أنساب الأشراف، ج۱، ص۴۰۱؛ طبری، تاريخ، ج۲، ص۵۳۰.</ref>. در وجه نامگذاری حسیل به یمان گویند: حسیل را یمان می‌خواندند؛ زیرا با [[یمن]] [[تجارت]] می‌کرد و چون به یثرب آمد گفتند: [[یمانی]] آمد<ref>بلاذری، أنساب الأشراف، ج۱، ص۴۰۱.</ref>، اما به نقل [[ابن اثیر]]<ref>ابن اثیر، أسد الغابة، ج۱، ص۷۰۶.</ref>، کلبی گوید: این جروه بود که در [[عهد]] [[جاهلیت]] خونی ریخت و به یثرب گریخت، با بنو عبدالاشهل از تیره‌های [[اوس]] [[حلیف]] شد و کسانش گفتند او یمانی است؛ زیرا با قومی یمانی [[هم‌پیمان]] شده است<ref>بنگرید: ابن عبد البر، الاستيعاب، ج۱، ص۴۰۷.</ref>، که البته ممکن است یمان هم لقب حسیل و هم لقب جد اعلایش جروه باشد. حسیل از تیره بنو قطیعه، از [[قبیله]] [[عبس]] و از [[هم‌پیمانان]] [[بنی عبدالاشهل]] بود<ref>ابن عبد البر، الاستيعاب، ج۱، ص۴۰۷.</ref>. [[لیلی]]، مادر [[سلمة بن ثابت بن وقش]]، دختر یمان و [[خواهر]] حذیفة بن يمان است<ref>ابن سعد، الطبقات الكبرى، ج۳، ص۳۳۷ و ج۶، ص۹۴.</ref>.
   
   
[[حذیفه]] گوید: او و پدرش حسیل قصد شرکت در [[جنگ بدر]] را داشتند که در مسیر، [[قریش]] آنها را دستگیر کردند و با دادن [[تعهد]] به [[همراهی]] نکردن با [[رسول خدا]]{{صل}} [[آزاد]] شدند. از این رو در [[بدر]] شرکت نکردند<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۶۶.</ref>. او همراه دو فرزندش حذیفه و صفوان در [[احد]] شرکت کردند<ref>ابن عبد البر، الاستيعاب، ج۱، ص۴۰۷؛ ابونعیم، معرفه الصحابه، ج۲، ص۸۸۸.</ref>. هنگام عزیمت رسول خدا{{صل}} به [[أحد]]، [[حسیل بن جابر]] و [[رفاعة بن وقش]] که هر دو پیر و سالخورده بودند، همراه [[زنان]] بالای بام بودند و [[رسول خدا]]{{صل}} آن دو را با زنان و [[کودکان]] در [[برج]] نهاده بود<ref>طبری، تاريخ، ج۲، ص۵۳۰؛ ذهبی، تاريخ الإسلام، ج۲، ص۲۰۴؛ مقریزی، امتاع الأسماع، ج۱، ص۱۴۵.</ref>. آن دو با هم گفتگویی کردند سپس در [[احد]] به [[سپاه رسول خدا]]{{صل}} پیوستند. [[رفاعه]] را [[مشرکان]] کشتند ولی حسیل بدون اینکه شناخته شود و در حالی که [[حذیفه]] فریاد می‌کشید او پدر من است مواظب باشید، به دست [[مسلمانان]] (و به قولی به دست [[عتبة بن مسعود هذلی]]) کشته شد.
[[حذیفه]] گوید: او و پدرش حسیل قصد شرکت در [[جنگ بدر]] را داشتند که در مسیر، [[قریش]] آنها را دستگیر کردند و با دادن [[تعهد]] به [[همراهی]] نکردن با [[رسول خدا]]{{صل}} [[آزاد]] شدند. از این رو در [[بدر]] شرکت نکردند<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۶۶.</ref>. او همراه دو فرزندش حذیفه و صفوان در [[احد]] شرکت کردند<ref>ابن عبد البر، الاستيعاب، ج۱، ص۴۰۷؛ ابونعیم، معرفه الصحابه، ج۲، ص۸۸۸.</ref>. هنگام عزیمت رسول خدا{{صل}} به [[أحد]]، [[حسیل بن جابر]] و [[رفاعة بن وقش]] که هر دو پیر و سالخورده بودند، همراه [[زنان]] بالای بام بودند و [[رسول خدا]]{{صل}} آن دو را با زنان و [[کودکان]] در [[برج]] نهاده بود<ref>طبری، تاريخ، ج۲، ص۵۳۰؛ ذهبی، تاريخ الإسلام، ج۲، ص۲۰۴؛ مقریزی، امتاع الأسماع، ج۱، ص۱۴۵.</ref>. آن دو با هم گفتگویی کردند سپس در [[احد]] به [[سپاه رسول خدا]]{{صل}} پیوستند. [[رفاعه]] را [[مشرکان]] کشتند ولی حسیل بدون اینکه شناخته شود و در حالی که [[حذیفه]] فریاد می‌کشید او پدر من است مواظب باشید، به دست [[مسلمانان]] (و به قولی به دست [[عتبة بن مسعود هذلی]]) کشته شد.


حذیفه می‌گفت: خدایتان بیامرزد که او [[مهربان‌ترین]] مهربانان است، چه کار کردید! [[رسول خدا]]{{صل}} برای او آرزوی خیر بیشتر فرمود و [[فرمان]] داد تا [[دیه]] او را از [[بیت‌المال]] بپردازند، اما حذیفه خون‌بهای پدرش را به مسلمانان بخشید و با این کار [[منزلت]] او نزد رسول خدا{{صل}} بیشتر شد<ref>واقدى، المغازي، ج۱، ص۲۳۳؛ ابن هشام، السیره النبویه، ج۲، ص۷۸؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۲۱.</ref>.
حذیفه می‌گفت: خدایتان بیامرزد که او [[مهربان‌ترین]] مهربانان است، چه کار کردید! [[رسول خدا]]{{صل}} برای او آرزوی خیر بیشتر فرمود و [[فرمان]] داد تا [[دیه]] او را از [[بیت‌المال]] بپردازند، اما حذیفه خون‌بهای پدرش را به مسلمانان بخشید و با این کار [[منزلت]] او نزد رسول خدا{{صل}} بیشتر شد<ref>واقدى، المغازي، ج۱، ص۲۳۳؛ ابن هشام، السیره النبویه، ج۲، ص۷۸؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۲۱.</ref>.<ref>[[رمضان محمدی|محمدی، رمضان]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۳ (کتاب)|مقاله «حسيل بن نويرة اشجعی»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۳، ص۶۵-۶۶.</ref>.
 
== جستارهای وابسته ==
{{مدخل وابسته}}
* [[جابر بن ربيعة بن عمرو بن جروه]] (پدر)
* [[حذیفة بن یمان]] (فرزند)
* [[صفوان بن یمان]] (فرزند)
* [[لیلی بنت یمان]] (دختر)
* [[عمرو بن ثابت بن وقش]] (نوه)
 
{{پایان مدخل وابسته}}
 
== منابع ==
{{منابع}}
# [[پرونده:IM009659.jpg|22px]] [[رمضان محمدی|محمدی، رمضان]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۳ (کتاب)|'''مقاله «حسيل بن نويرة اشجعی»، دانشنامه سیره نبوی ج۳''']]
{{پایان منابع}}
 
== پانویس ==
{{پانویس}}
 
[[رده:صحابه]]
[[رده:اعلام]]
۲۶٬۶۷۵

ویرایش