مدیران رابط کاربری، مدیران، templateeditor
۲۶٬۶۷۵
ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱۰: | خط ۱۰: | ||
[[حذیفه]] گوید: او و پدرش حسیل قصد شرکت در [[جنگ بدر]] را داشتند که در مسیر، [[قریش]] آنها را دستگیر کردند و با دادن [[تعهد]] به [[همراهی]] نکردن با [[رسول خدا]]{{صل}} [[آزاد]] شدند. از این رو در [[بدر]] شرکت نکردند<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۶۶.</ref>. او همراه دو فرزندش حذیفه و صفوان در [[احد]] شرکت کردند<ref>ابن عبد البر، الاستيعاب، ج۱، ص۴۰۷؛ ابونعیم، معرفه الصحابه، ج۲، ص۸۸۸.</ref>. هنگام عزیمت رسول خدا{{صل}} به [[أحد]]، [[حسیل بن جابر]] و [[رفاعة بن وقش]] که هر دو پیر و سالخورده بودند، همراه [[زنان]] بالای بام بودند و [[رسول خدا]]{{صل}} آن دو را با زنان و [[کودکان]] در [[برج]] نهاده بود<ref>طبری، تاريخ، ج۲، ص۵۳۰؛ ذهبی، تاريخ الإسلام، ج۲، ص۲۰۴؛ مقریزی، امتاع الأسماع، ج۱، ص۱۴۵.</ref>. آن دو با هم گفتگویی کردند سپس در [[احد]] به [[سپاه رسول خدا]]{{صل}} پیوستند. [[رفاعه]] را [[مشرکان]] کشتند ولی حسیل بدون اینکه شناخته شود و در حالی که [[حذیفه]] فریاد میکشید او پدر من است مواظب باشید، به دست [[مسلمانان]] (و به قولی به دست [[عتبة بن مسعود هذلی]]) کشته شد. | [[حذیفه]] گوید: او و پدرش حسیل قصد شرکت در [[جنگ بدر]] را داشتند که در مسیر، [[قریش]] آنها را دستگیر کردند و با دادن [[تعهد]] به [[همراهی]] نکردن با [[رسول خدا]]{{صل}} [[آزاد]] شدند. از این رو در [[بدر]] شرکت نکردند<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۶۶.</ref>. او همراه دو فرزندش حذیفه و صفوان در [[احد]] شرکت کردند<ref>ابن عبد البر، الاستيعاب، ج۱، ص۴۰۷؛ ابونعیم، معرفه الصحابه، ج۲، ص۸۸۸.</ref>. هنگام عزیمت رسول خدا{{صل}} به [[أحد]]، [[حسیل بن جابر]] و [[رفاعة بن وقش]] که هر دو پیر و سالخورده بودند، همراه [[زنان]] بالای بام بودند و [[رسول خدا]]{{صل}} آن دو را با زنان و [[کودکان]] در [[برج]] نهاده بود<ref>طبری، تاريخ، ج۲، ص۵۳۰؛ ذهبی، تاريخ الإسلام، ج۲، ص۲۰۴؛ مقریزی، امتاع الأسماع، ج۱، ص۱۴۵.</ref>. آن دو با هم گفتگویی کردند سپس در [[احد]] به [[سپاه رسول خدا]]{{صل}} پیوستند. [[رفاعه]] را [[مشرکان]] کشتند ولی حسیل بدون اینکه شناخته شود و در حالی که [[حذیفه]] فریاد میکشید او پدر من است مواظب باشید، به دست [[مسلمانان]] (و به قولی به دست [[عتبة بن مسعود هذلی]]) کشته شد. | ||
حذیفه میگفت: خدایتان بیامرزد که او [[مهربانترین]] مهربانان است، چه کار کردید! [[رسول خدا]]{{صل}} برای او آرزوی خیر بیشتر فرمود و [[فرمان]] داد تا [[دیه]] او را از [[بیتالمال]] بپردازند، اما حذیفه خونبهای پدرش را به مسلمانان بخشید و با این کار [[منزلت]] او نزد رسول خدا{{صل}} بیشتر شد<ref>واقدى، المغازي، ج۱، ص۲۳۳؛ ابن هشام، السیره النبویه، ج۲، ص۷۸؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۲۱.</ref>.<ref>[[رمضان محمدی|محمدی، رمضان]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۳ (کتاب)|مقاله | حذیفه میگفت: خدایتان بیامرزد که او [[مهربانترین]] مهربانان است، چه کار کردید! [[رسول خدا]]{{صل}} برای او آرزوی خیر بیشتر فرمود و [[فرمان]] داد تا [[دیه]] او را از [[بیتالمال]] بپردازند، اما حذیفه خونبهای پدرش را به مسلمانان بخشید و با این کار [[منزلت]] او نزد رسول خدا{{صل}} بیشتر شد<ref>واقدى، المغازي، ج۱، ص۲۳۳؛ ابن هشام، السیره النبویه، ج۲، ص۷۸؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۲۱.</ref>.<ref>[[رمضان محمدی|محمدی، رمضان]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۳ (کتاب)|مقاله «حسین بن جابر عبسی قطعی»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۳، ص۶۵-۶۶.</ref>. | ||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||
| خط ۲۵: | خط ۲۵: | ||
== منابع == | == منابع == | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||
# [[پرونده:IM009659.jpg|22px]] [[رمضان محمدی|محمدی، رمضان]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۳ (کتاب)|'''مقاله | # [[پرونده:IM009659.jpg|22px]] [[رمضان محمدی|محمدی، رمضان]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۳ (کتاب)|'''مقاله «حسین بن جابر عبسی قطعی»، دانشنامه سیره نبوی ج۳''']] | ||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||