←منابع
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۲۳: | خط ۲۳: | ||
==[[فلسفه]] [[طواف]]== | ==[[فلسفه]] [[طواف]]== | ||
[[حکمت]] اصلی [[تشریع]] طواف برپایه آیاتی از [[قرآن کریم]] و [[روایات]]، [[پاک]] شدن طواف کنندگان از آلودگی ها و [[گناهان]] است. در روایاتی از [[اهل بیت]] آمده است که پیش از [[آفرینش آدم]] [[خداوند]] از [[خلقت]] [[جانشینی]] برای خود در [[زمین]] به [[فرشتگان]] خبر داد؛ ولی فرشتگان گفتند مخلوق یادشده در زمین [[فساد]] کرده و [[خون]] میریزد؛ ولی آنان پیوسته [[خدا]] را [[تسبیح]] و [[تقدیس]] میکنند. خداوند در پاسخ از [[علم]] خویش و [[جهل]] آنان به این امر خبر داد: {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَـٰٓئِكَةِ إِنِّى جَاعِلٌۭ فِى ٱلْأَرْضِ خَلِيفَةًۭ قَالُوٓا۟ أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ ٱلدِّمَآءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّىٓ أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که پروردگارت به فرشتگان فرمود: میخواهم جانشینی در زمین بگمارم، گفتند: آیا کسی را در آن میگماری که در آن تباهی میکند و خونها میریزد در حالی که ما تو را با سپاس، به پاکی میستاییم و تو را پاک میشمریم؛ فرمود: من چیزی میدانم که شما نمیدانید» سوره بقره، آیه۳۰.</ref> <ref>الکافی، ج ۴، ص۱۸۷-۱۸۸؛ وسائل الشیعه، ج ۱۳، ص۲۹۶-۲۹۷.</ref>. بر پایه [[حدیثی]] دیگر، فرشتگان بدان سبب که [[اهل]] [[خونریزی]] و فساد نیستند، خود را شایستهتر از [[آدم]] برای [[خلیفه خدا]] بودن دانستند<ref>علل الشرایع، ج ۱، ص۱۰۵؛ ج ۲، ص۴۰۲.</ref>. در حدیثی از [[امام سجاد]] نیز آمده است که پس از [[خلقت آدم]] و [[تعلیم اسماء]] به آن حضرت، فرشتگان بر آدم [[سجده]] کردند: {{متن قرآن|وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَـٰٓئِكَةِ ٱسْجُدُوا۟ لِـَٔادَمَ فَسَجَدُوٓا۟}}<ref>سوره بقره، آیه ۳۴.</ref>؛ ولی هنگام سجده در [[نهان]] خویش، خود را خزانهداران [[الهی]] و [[مقربان]] درگاه او شمردند و گفتند [[گمان]] نمیکردیم نزد خدا مخلوقی گرامیتر از ما باشد که خداوند در پاسخ، از علم خود به گفتار آشکار و نهان آنان خبر داد:{{متن قرآن|إِنِّىٓ أَعْلَمُ غَيْبَ ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَأَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا كُنتُمْ تَكْتُمُونَ}}<ref>سوره بقره، آیه۳۳.</ref> <ref>مستدرک الوسائل، ج ۹، ص۳۲۵؛ بحار الانوار، ج ۹۶، ص۲۰۵.</ref>. در پی این امر، [[خداوند]] بر آنان [[غضب]] کرد و از آنان روی گردانید<ref>الکافی، ج ۴، ص۱۸۷-۱۸۸؛ بحار الانوار، ج ۱۱، ص۱۲۰.</ref> و میان [[نور]] خود و [[فرشتگان]] حجابی قرار داد<ref>وسائل الشیعه، ج ۱۳، ص۲۹۶؛ بحار الانوار، ج ۱۱، ص۱۱۰.</ref>. پس از محجوب شدن [[نور الهی]] از فرشتگان، آنان به خطای خود پی بردند<ref>علل الشرایع، ج ۲، ص۴۰۳؛ وسائل الشیعه، ج ۱۳، ص۲۹۶.</ref> و از عمل خود پشیمان شده و با [[پناه بردن]] به [[عرش الهی]] از خداوند [[آمرزش]] خواستند<ref>الکافی، ج ۴، ص۱۸۷-۱۸۸؛ عیون اخبار الرضا، ج ۲، ص۹۸.</ref>، از این رو خداوند به آنان [[فرمان]] داد تا در [[آسمان]] چهارم [[بیت المعمور]] را بنا کنند تا با [[طواف]] بر گرد آن [[توبه]] آنان پذیرفته شود<ref>الکافی، ج ۴، ص۱۸۷-۱۸۸؛ مستدرک الوسائل، ج ۹، ص۳۷۰.</ref>. سپس خداوند به برخی فرشتگان فرمود تا در محاذات بیت المعمور در [[زمین]] نیز خانهای بسازند تا [[آدمیان]] [[گناهکار]] همانند فرشتگان پیرامون آن طواف کنند و خداوند همانند فرشتگان از آنان نیز [[راضی]] شود<ref>مستدرک الوسائل، ج ۹، ص۳۲۵؛ بحار الانوار، ج ۵۵، ص۵۹.</ref>، از این رو پس از ارتکاب [[خطا]] ([[ترک اولی]]) از سوی [[آدم]]، آن حضرت برای پذیرش توبهاش نزد [[کعبه]] آمد و پس از طواف بر گرد آن، در [[مستجار]] از خداوند [[بخشایش]] خواست و [[خدا]] توبهاش را پذیرفت<ref>تفسیر عیاشی، ج ۱، ص۳۱؛ مستدرک الوسائل، ج ۹، ص۳۷۰، ۳۸۶.</ref>. در روایتی از [[رسول خدا]] [[حکمت]] [[تشریع]] طواف، اقامه [[ذکر الهی]] شمرده شده است<ref>مسند احمد، ج ۶، ص۶۴، ۱۳۹؛ عوالی اللئالی، ج ۱، ص۳۲۴.</ref>. بر پایه برخی [[روایات]]، سبب ۷ شوط بودن طواف نیز آن است که فرشتگان برای [[پذیرش توبه]] خود به ۷۰۰۰ سال طواف بر گرد بیت المعمور [[مأمور]] شدند. در مقابل، [[انسانها]] نیز برای بخشایش گناهانشان در برابر هر ۱۰۰۰ سال فرشتگان به یک شوط مأمور شدند، از این رو هفت شوط [[واجب]] شد<ref>علل الشرایع، ج ۲، ص۴۰۷؛ وسائل الشیعه، ج ۱۳، ص۳۳۲.</ref>. در [[حدیثی]] از [[رسول خدا]] نیز آمده است که در [[جاهلیت]] عدد خاصی برای [[طواف]] نبود و [[عبدالمطلب]] ۷ شوط را برای طواف [[سنت]] کرد و [[خداوند]] نیز سنت یادشده را در [[اسلام]] [[امضا]] کرد<ref>من لایحضره الفقیه، ج ۴، ص۳۶۵؛ وسائل الشیعه، ج ۱۳، ص۳۳۱.</ref>.<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[طواف (مقاله)|مقاله «طواف»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۵۸۶.</ref> | [[حکمت]] اصلی [[تشریع]] طواف برپایه آیاتی از [[قرآن کریم]] و [[روایات]]، [[پاک]] شدن طواف کنندگان از آلودگی ها و [[گناهان]] است. در روایاتی از [[اهل بیت]] آمده است که پیش از [[آفرینش آدم]] [[خداوند]] از [[خلقت]] [[جانشینی]] برای خود در [[زمین]] به [[فرشتگان]] خبر داد؛ ولی فرشتگان گفتند مخلوق یادشده در زمین [[فساد]] کرده و [[خون]] میریزد؛ ولی آنان پیوسته [[خدا]] را [[تسبیح]] و [[تقدیس]] میکنند. خداوند در پاسخ از [[علم]] خویش و [[جهل]] آنان به این امر خبر داد: {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَـٰٓئِكَةِ إِنِّى جَاعِلٌۭ فِى ٱلْأَرْضِ خَلِيفَةًۭ قَالُوٓا۟ أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ ٱلدِّمَآءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّىٓ أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که پروردگارت به فرشتگان فرمود: میخواهم جانشینی در زمین بگمارم، گفتند: آیا کسی را در آن میگماری که در آن تباهی میکند و خونها میریزد در حالی که ما تو را با سپاس، به پاکی میستاییم و تو را پاک میشمریم؛ فرمود: من چیزی میدانم که شما نمیدانید» سوره بقره، آیه۳۰.</ref> <ref>الکافی، ج ۴، ص۱۸۷-۱۸۸؛ وسائل الشیعه، ج ۱۳، ص۲۹۶-۲۹۷.</ref>. بر پایه [[حدیثی]] دیگر، فرشتگان بدان سبب که [[اهل]] [[خونریزی]] و فساد نیستند، خود را شایستهتر از [[آدم]] برای [[خلیفه خدا]] بودن دانستند<ref>علل الشرایع، ج ۱، ص۱۰۵؛ ج ۲، ص۴۰۲.</ref>. در حدیثی از [[امام سجاد]] نیز آمده است که پس از [[خلقت آدم]] و [[تعلیم اسماء]] به آن حضرت، فرشتگان بر آدم [[سجده]] کردند: {{متن قرآن|وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَـٰٓئِكَةِ ٱسْجُدُوا۟ لِـَٔادَمَ فَسَجَدُوٓا۟}}<ref>سوره بقره، آیه ۳۴.</ref>؛ ولی هنگام سجده در [[نهان]] خویش، خود را خزانهداران [[الهی]] و [[مقربان]] درگاه او شمردند و گفتند [[گمان]] نمیکردیم نزد خدا مخلوقی گرامیتر از ما باشد که خداوند در پاسخ، از علم خود به گفتار آشکار و نهان آنان خبر داد:{{متن قرآن|إِنِّىٓ أَعْلَمُ غَيْبَ ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَأَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا كُنتُمْ تَكْتُمُونَ}}<ref>سوره بقره، آیه۳۳.</ref> <ref>مستدرک الوسائل، ج ۹، ص۳۲۵؛ بحار الانوار، ج ۹۶، ص۲۰۵.</ref>. در پی این امر، [[خداوند]] بر آنان [[غضب]] کرد و از آنان روی گردانید<ref>الکافی، ج ۴، ص۱۸۷-۱۸۸؛ بحار الانوار، ج ۱۱، ص۱۲۰.</ref> و میان [[نور]] خود و [[فرشتگان]] حجابی قرار داد<ref>وسائل الشیعه، ج ۱۳، ص۲۹۶؛ بحار الانوار، ج ۱۱، ص۱۱۰.</ref>. پس از محجوب شدن [[نور الهی]] از فرشتگان، آنان به خطای خود پی بردند<ref>علل الشرایع، ج ۲، ص۴۰۳؛ وسائل الشیعه، ج ۱۳، ص۲۹۶.</ref> و از عمل خود پشیمان شده و با [[پناه بردن]] به [[عرش الهی]] از خداوند [[آمرزش]] خواستند<ref>الکافی، ج ۴، ص۱۸۷-۱۸۸؛ عیون اخبار الرضا، ج ۲، ص۹۸.</ref>، از این رو خداوند به آنان [[فرمان]] داد تا در [[آسمان]] چهارم [[بیت المعمور]] را بنا کنند تا با [[طواف]] بر گرد آن [[توبه]] آنان پذیرفته شود<ref>الکافی، ج ۴، ص۱۸۷-۱۸۸؛ مستدرک الوسائل، ج ۹، ص۳۷۰.</ref>. سپس خداوند به برخی فرشتگان فرمود تا در محاذات بیت المعمور در [[زمین]] نیز خانهای بسازند تا [[آدمیان]] [[گناهکار]] همانند فرشتگان پیرامون آن طواف کنند و خداوند همانند فرشتگان از آنان نیز [[راضی]] شود<ref>مستدرک الوسائل، ج ۹، ص۳۲۵؛ بحار الانوار، ج ۵۵، ص۵۹.</ref>، از این رو پس از ارتکاب [[خطا]] ([[ترک اولی]]) از سوی [[آدم]]، آن حضرت برای پذیرش توبهاش نزد [[کعبه]] آمد و پس از طواف بر گرد آن، در [[مستجار]] از خداوند [[بخشایش]] خواست و [[خدا]] توبهاش را پذیرفت<ref>تفسیر عیاشی، ج ۱، ص۳۱؛ مستدرک الوسائل، ج ۹، ص۳۷۰، ۳۸۶.</ref>. در روایتی از [[رسول خدا]] [[حکمت]] [[تشریع]] طواف، اقامه [[ذکر الهی]] شمرده شده است<ref>مسند احمد، ج ۶، ص۶۴، ۱۳۹؛ عوالی اللئالی، ج ۱، ص۳۲۴.</ref>. بر پایه برخی [[روایات]]، سبب ۷ شوط بودن طواف نیز آن است که فرشتگان برای [[پذیرش توبه]] خود به ۷۰۰۰ سال طواف بر گرد بیت المعمور [[مأمور]] شدند. در مقابل، [[انسانها]] نیز برای بخشایش گناهانشان در برابر هر ۱۰۰۰ سال فرشتگان به یک شوط مأمور شدند، از این رو هفت شوط [[واجب]] شد<ref>علل الشرایع، ج ۲، ص۴۰۷؛ وسائل الشیعه، ج ۱۳، ص۳۳۲.</ref>. در [[حدیثی]] از [[رسول خدا]] نیز آمده است که در [[جاهلیت]] عدد خاصی برای [[طواف]] نبود و [[عبدالمطلب]] ۷ شوط را برای طواف [[سنت]] کرد و [[خداوند]] نیز سنت یادشده را در [[اسلام]] [[امضا]] کرد<ref>من لایحضره الفقیه، ج ۴، ص۳۶۵؛ وسائل الشیعه، ج ۱۳، ص۳۳۱.</ref>.<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[طواف (مقاله)|مقاله «طواف»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۵۸۶.</ref> | ||
==[[احکام فقهی]] [[طواف]]== | |||
طواف [[احکام]] و شرایطی دارد که برخی از آنها از [[آیات قرآن]] برداشت شدهاند؛ مانند: | |||
===[[وجوب]] طواف=== | |||
به نظر [[فقیهان]] [[شیعه]] و [[اهل سنت]]، طواف، [[واجب]] است؛ زیرا در [[آیات]] ۲۷ و ۲۹ [[سوره]] [[حجّ]] [[مسلمانان]] به انجام [[مناسک حج]] و طواف بر گرد [[کعبه]] [[مأمور]] شدهاند<ref>تذکرة الفقهاء، ج ۸، ص۱۲۶؛ الاقناع، ج ۱، ص۲۳۳.</ref>:{{متن قرآن|وَأَذِّن فِى ٱلنَّاسِ بِٱلْحَجِّ.... *...وَلْيَطَّوَّفُوا۟ بِٱلْبَيْتِ ٱلْعَتِيقِ}}<ref> «و در میان مردم به حجّ بانگ بردار تا پیاده و سوار بر هر شتر تکیدهای که از هر راه دوری میرسند، نزد تو آیند * سپس باید آلایشهای خود را بپیرایند و نذرهاشان را بجای آورند و خانه دیرین (کعبه) را طواف کنند» سوره حج، آیه۲۷و۲۹.</ref>؛ با این [[استدلال]] که {{متن قرآن|وَلْيَطَّوَّفُوا۟}} امر است و امر بر وجوب دلالت دارد<ref>احکام القرآن، جصاص، ج ۳، ص۳۱۲؛ مجمع البیان، ج ۷، ص۱۴۷.</ref>؛ همچنین وجوب طواف از [[آیه]] ۱۹۶ [[سوره بقره]] که در آن از اِتمام [[حج]] و [[عمره]] یاد شده: {{متن قرآن|وَأَتِمُّوا۟ ٱلْحَجَّ وَٱلْعُمْرَةَ لِلَّهِ}} نیز استفاده شده است؛ با این استدلال که آیه بر وجوب حج و عمره دلالت دارد، از این رو طواف که جزء [[اعمال]] یاد شده است نیز واجب خواهد بود<ref>تقریرات الحج، گلپایگانی، ج ۲، ص۵۰؛ التهذیب فی مناسک الحج والعمره، ج ۳، ص۸.</ref>. اما درباره مراد از طواف در آیه ۲۹ سوره حجّ آرای فقیهان متفاوت است: برخی از [[فقیهان امامیه]] و اهل سنت مراد از آن را طواف حج و [[زیارت]] دانستهاند<ref>المبسوط، ج ۴، ص۳۴؛ تذکرة الفقهاء، ج ۸، ص۱۲۶.</ref>؛ زیرا آیه پس از امر به «قضای تَفَث» که به حلق و [[رمی]] [[تفسیر]] شده<ref>الکافی، ج ۴، ص۵۰۳-۵۰۴؛ مستدرک الوسائل، ج ۹، ص۳۷۹.</ref>، به طواف [[فرمان]] داده است و طوافِ پس از حلق و رمی، طواف زیارت است<ref>الام، ج ۲، ص۱۹۶؛ التفسیر الکبیر، ج ۲۳، ص۳۰.</ref>. در مقابل، بیشتر فقیهان امامیه با استناد به [[روایات تفسیری]] [[اهل بیت]] مراد از طواف در آیه را [[طواف]] [[نساء]] دانستهاند<ref>مسالک الافهام، کاظمی، ج ۲، ص۱۲۸؛ الحدائق، ج ۱۷، ص۲۸۱.</ref>. برخی نیز [[طواف]] یادشده را [[طواف]] [[وداع]] دانستهاند<ref>الام، ج ۲، ص۱۹۶؛ جامع البیان، ج ۱۷، ص۲۰۰.</ref>. در مقابل، برخی طواف در [[آیه]] را عام دانستهاند که همه طوافهای [[حج]] و [[عمره]] را دربرمیگیرد<ref>کنز العرفان، ج ۱، ص۲۷۱؛ فقه القرآن، ج ۱، ص۲۸۱، ۲۸۸.</ref>.<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[طواف (مقاله)|مقاله «طواف»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۵۸۷.</ref> | |||
===شرایط طواف=== | |||
طواف شرایطی دارد که [[رعایت]] آنها لازم است؛ مانند [[ستر]] عورت. دلیل این امر آیه ۳۱ [[سوره اعراف]] است که در آن [[مسلمانان]] به همراه داشتن [[زینت]] در هرمسجد [[فرمان]] داده شدهاند:{{متن قرآن| خُذُوا۟ زِينَتَكُمْ عِندَ كُلِّ مَسْجِدٍۢ}}؛ با این توضیح که مراد از زینت در آیه، [[پوشش]] عورت هنگام [[نماز]] و طواف است<ref> ذکری، ج ۳، ص۵؛ مسالک الافهام، کاظمی، ج ۱، ص۱۷۴.</ref>. [[شأن نزول آیه]] نیز مؤید دیدگاه یادشده است<ref>المجموع، ج ۸، ص۱۹؛ مسالک الافهام، کاظمی، ج ۱، ص۱۷۴.</ref>. آیه ۲۸ سوره اعراف که در آن [[مشرکان]] از طواف با بدن برهنه [[نهی]] شدهاند نیز بر [[لزوم]] پوشش عورت در طواف دلالت دارد<ref>مجمع البیان، ج ۴، ص۲۳۹؛ المجموع، ج ۳، ص۱۶۵.</ref>. به [[روایات]] منقول از [[رسول خدا]] که در آن [[پیامبر]] پس از [[نزول]] [[سوره]] [[برائت]]، علی را به [[مکه]] فرستاد و مشرکان را از طواف برهنه نهی کرد نیز بر [[وجوب]] این شرط استناد شده است<ref>المجموع، ج ۸، ص۱۴؛ الحدائق، ج ۱۶، ص۹۳-۹۴.</ref>. شرط دیگر طواف، [[طهارت]] از [[حدث]] اکبر و اصغر است. دلیل این امر [[احادیث]] منقول از رسول خدا و [[صحابه]] است<ref>تذکرة الفقهاء، ج ۸، ص۸۳؛ المجموع، ج ۸، ص۱۴.</ref>. در مقابل، [[ابوحنیفه]] و پیروانش با استناد به آیه {{متن قرآن|وَلْيَطَّوَّفُوا۟ بِٱلْبَيْتِ}}<ref>سوره حج، آیه ۲۹.</ref> طهارت در طواف را شرط نمیدانند؛ با این [[استدلال]] که آیه همگان را بهگونه عام به طواف فرمان داده است و عموم یادشده طواف بیطهارت را نیز دربر میگیرد. افزون بر این، طهارت در دیگر [[اعمال]] حج شرط نیست. بنا بر این در طواف هم نباید شرط باشد<ref>المبسوط، ج ۴، ص۳۸؛ المجموع، ج ۸، ص۱۷.</ref>؛ همچنین [[فقیهان]] با استناد به [[احادیث]]، [[طهارت]] بدن و [[لباس]] [[طواف]] کننده، [[مباح]] بودن لباس و غصبی نبودن آن و نیز [[ختنه]] بودن مردان را از دیگر شرایط [[طواف]] دانستهاند<ref>فقه الامام جعفر الصادق، ج ۲، ص۱۹۱؛ مناسک الحج، گلپایگانی، ص۱۰۹.</ref>.<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[طواف (مقاله)|مقاله «طواف»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۵۸۸.</ref> | |||
===[[واجبات]] طواف=== | |||
در طواف چند عمل [[واجب]] شمرده شده است: | |||
#[[نیت]]<ref>مستند الشیعه، ج ۱۲، ص۶۹؛ جواهر الکلام، ج ۱۹، ص۲۸۵.</ref>. در نیت، طواف کننده باید نوع طواف از جهت [[حج]] یا [[عمره]] بودن، طواف حج یا [[نساء]] بودن و واجب یا [[مستحب]] بودن آن را تعیین کند. افزون بر این، باید طواف را به [[قصد قربت]] بهجا آورد<ref>ایضاح الفوائد، ج ۱، ص۲۹۷؛ الدروس الشرعیه، ج ۱، ص۳۹۶-۳۹۷.</ref>؛ زیرا طواف [[عبادت]] است و [[عبادات]] باید با قصد قربت باشند<ref> تذکرة الفقهاء، ج ۸، ص۳۱۸؛ مجمع الفائده، ج ۷، ص۷۴.</ref>: {{متن قرآن|وَمَآ أُمِرُوٓا۟ إِلَّا لِيَعْبُدُوا۟ ٱللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ ٱلدِّينَ}}<ref> سوره بینه، آیه ۵.</ref>. به روایاتی در این باره نیز استناد شده است<ref>تذکرة الفقهاء، ج ۸، ص۳۱۸.</ref>. | |||
#بیرون بودن همه بدن از [[خانه خدا]]<ref>الحدائق، ج ۱۶، ص۱۰۲؛ تذکرة الفقهاء، ج ۸، ص۹۰.</ref>. پس طواف بر روی شاذروان (برآمدگی اطراف [[کعبه]]) که جزو [[خانه]] است جایز نیست؛ زیرا [[قرآن]] طواف را بر گرد خانه واجب شمرده است: {{متن قرآن|وَلْيَطَّوَّفُوا۟ بِٱلْبَيْتِ}}<ref>سوره حج، آیه ۲۹.</ref> و طواف بر روی بخش یادشده، طواف بر گرد کعبه نیست<ref>تذکرة الفقهاء، ج ۸، ص۹۰؛ الفقه علی المذاهب الخمسه، ج ۱، ص۲۳۵.</ref>. افزون بر این، به نظر [[فقیهان امامیه]] و بیشتر [[فقیهان]] [[اهل سنت]]، طواف باید بر گرد [[حجر اسماعیل]] باشد<ref>الام، ج ۲، ص۱۹۲؛ تذکرة الفقهاء، ج ۸، ص۹۱.</ref>. دلیل این امر، افزون بر [[روایات اهل بیت]]<ref>تذکرة الفقهاء، ج ۸، ص۹۱؛ الحدائق، ج ۱۶، ص۱۰۶.</ref>، روایاتی از [[رسول]] خداست که در آنها حجر اسماعیل از [[خانه کعبه]] یا در [[حکم]] آن دانسته شده است، از این رو بر پایه [[آیه]] یادشده، طواف باید بر گرد آن انجام شود<ref>الام، ج ۲، ص۱۹۲؛ کشاف القناع، ج ۲، ص۵۶۰.</ref>. همچنین فقیهان با استناد به [[روایات]]، اموری دیگر، مانند آغاز و ختم طواف به [[حجرالاسود]]، چرخیدن از جانب چپ به دور [[کعبه]]، کامل کردن ۷ شوط، [[طواف]] میان کعبه و [[مقام ابراهیم]] (به نظر مشهور) و [[موالات]] میان اشواط را از دیگر [[واجبات]] این عمل شمردهاند<ref>فتح الوهاب، ج ۱، ص۲۴۳-۲۴۴؛ مستند الشیعه، ج ۱۲، ص۷۷-۶۹.</ref>.<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[طواف (مقاله)|مقاله «طواف»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۵۸۹.</ref> | |||
===[[زمان]] [[طواف]]=== | |||
[[قرآن کریم]] در [[آیات]] ۲۷ - ۲۹ [[سوره]] [[حجّ]] [[مؤمنان]] را به طواف [[خانه خدا]] در [[حج]] پس از [[ذکر خدا]] در روزهایی معلوم و ادای «تَفَث» و [[وفا]] به «نذور» [[فرمان]] داده است: {{متن قرآن|وَأَذِّن فِى ٱلنَّاسِ بِٱلْحَجِّ * لِّيَشْهَدُوا۟ مَنَـٰفِعَ لَهُمْ وَيَذْكُرُوا۟ ٱسْمَ ٱللَّهِ فِىٓ أَيَّامٍۢ مَّعْلُومَـٰتٍ عَلَىٰ مَا رَزَقَهُم مِّنۢ بَهِيمَةِ ٱلْأَنْعَـٰمِ * ثُمَّ لْيَقْضُوا۟ تَفَثَهُمْ وَلْيُوفُوا۟ نُذُورَهُمْ وَلْيَطَّوَّفُوا۟ بِٱلْبَيْتِ ٱلْعَتِيقِ}}<ref>سوره حج، آیه۲۷-۲۹.</ref>. مراد از روزهای معلوم در [[آیه]]، بر پایه [[روایات]] و کلمات [[مفسران]]، ایام تشریق (روزهای ۱۱ تا ۱۳ [[ذیحجه]]) است<ref>مجمع البیان، ج ۷، ص۱۴۶؛ [[وسائل الشیعه]]، ج ۱۴، ص۲۷۰.</ref> و مقصود از {{متن قرآن|لْيَقْضُوا۟ تَفَثَهُمْ}} تراشیدن سر و کوتاه کردن مو و ناخن و برطرف کردن دیگر آلودگیهاست<ref>الکافی، ج ۴، ص۵۰۳-۵۰۴، ۵۴۹؛ وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص۲۱۲-۲۱۳.</ref> و مراد از وفا به [[نذر]] نیز انجام دادن [[مناسک حج]] دانسته شده که در [[روز عید قربان]] انجام میشود<ref>الکافی، ج ۴، ص۵۴۹؛ معانی الاخبار، ص۳۴۰.</ref>، از این رو زمان طواف یادشده پس از [[اعمال]] [[روز]] [[عید]] خواهد بود. بیشتر [[فقیهان]] نیز مقصود از طواف یادشده را طواف [[زیارت]] یا طواف [[نساء]]<ref>المغنی، ج ۳، ص۴۶۵؛ مغنی المحتاج، ج ۱، ص۵۱۳؛ الحدائق، ج ۱۷، ص۲۸۱.</ref> و با استناد به روایات و [[سیره پیامبر]] و [[اهلبیت]]، زمان این دو طواف را پس از اعمال روز عید دانستهاند؛ اما درباره پایان [[وقت]] جواز انجام این دو طواف [[اختلاف]] نظر دارند<ref>الحدائق، ج ۱۷، ص۲۷۳-۲۷۴؛ جواهر الکلام، ج ۱۹، ص۲۶۶-۲۶۴.</ref>.<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[طواف (مقاله)|مقاله «طواف»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۵۸۹.</ref> | |||
===مکان طواف=== | |||
جایگاه طواف، پیرامون [[کعبه]] است<ref>بدائع الصنایع، ج ۲، ص۱۳۱.</ref>:{{متن قرآن|وَلْيَطَّوَّفُوا۟ بِٱلْبَيْتِ}}<ref>سوره حج، آیه ۲۹.</ref>. فقیهان [[اهلسنت]] گفتهاند: آیه یادشده عام است و طواف بر گرد [[خانه کعبه]] را دربر میگیرد؛ طواف کننده به کعبه دور باشد یا نزدیک<ref>بدائع الصنایع، ج ۲، ص۱۳۱.</ref> و مانعی میان وی و [[کعبه]] باشد یا نباشد؛ نیز [[طواف]] در پشت بام [[مسجد]] را شامل میشود؛ در صورتی که بام مسجد کوتاهتر از [[خانه کعبه]] باشد<ref>فتح العزیز، ج ۷، ص۳۰۱؛ المجموع، ج ۸، ص۳۹.</ref>. برخی از آنان نیز طواف بر بام [[مسجد الحرام]] را در صورتی که بلندتر از بام کعبه باشد نیز جایز دانستهاند<ref>المجموع، ج ۸، ص۳۹؛ نهایة المحتاج، ج ۳، ص۲۸۳.</ref>. در مقابل، در روایاتی از [[اهل بیت]] مطاف در [[عصر رسول خدا]] فاصله میان کعبه و [[مقام ابراهیم]] دانسته شده و از طواف در خارج از این محدوده منع شده است<ref>الکافی، ج ۴، ص۴۱۳؛ تهذیب الاحکام، ج ۵، ص۱۰۸.</ref>. مشهور [[فقیهان]] متقدم و برخی فقیهان متأخر [[امامیه]] نیز بر پایه [[روایات]] یادشده، حد مطاف را محدوده یادشده دانستهاند<ref>الحدائق، ج ۱۶، ص۱۱۰؛ تحریر الوسیله، ج ۱، ص۴۳۳.</ref>؛ اما در مقابل، [[ابن جنید]] و بسیاری از فقیهان متأخر طواف در محدوده خارج از [[مقام]] را در صورت [[ضرورت]] یا به طور مطلق جایز دانستهاند<ref>فتاوی ابن جنید، ص۱۳۶؛ مناسک الحج، ص۱۵۶.</ref>؛ همچنین [[فقیهان امامیه]] طواف در طبقات بالایی [[مسجدالحرام]] را که بالاتر از سطح کعبه است صحیح نمیدانند<ref>استفتائات، سیستانی، ص۳۸۸.</ref>.<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[طواف (مقاله)|مقاله «طواف»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۵۹۰.</ref> | |||
===[[نماز]] طواف=== | |||
پس از طواف، بر حجگزار [[واجب]] است دو رکعت نماز نزد مقام ابراهیم بگزارد<ref>المبسوط، ج ۴، ص۱۱۲؛ تذکرة الفقهاء، ج ۸، ص۹۴.</ref>:{{متن قرآن|وَٱتَّخِذُوا۟ مِن مَّقَامِ إِبْرَٰهِـۧمَ مُصَلًّۭى}}<ref>سوره بقره، آیه ۱۲۵.</ref>؛ با این [[استدلال]] که {{متن قرآن|وَٱتَّخِذُوا۟}} امر است و امر بر [[وجوب]] دلالت دارد<ref>مسالک الافهام، کاظمی، ج ۲، ص۲۴۰؛ الحدائق، ج ۱۶، ص۱۳۴.</ref> در روایتی نیز آمده است که [[پیامبر اکرم]] پس از طواف دو رکعت نماز گزارد و سپس [[آیه]] یادشده را [[تلاوت]] کرد و [[مسلمانان]] دانستند که آیه یادشده درباره نماز طواف است<ref>بدائع الصنایع، ج ۲، ص۱۴۸؛ جواهر الکلام، ج ۱۹، ص۳۰۱.</ref>. بیشتر [[روایات اهلبیت]] نیز مؤید این دیدگاهاند<ref>تذکرة الفقهاء، ج ۸، ص۹۴؛ الحدائق، ج ۱۶، ص۱۳۴.</ref>. در مقابل، شماری از [[فقیهان امامیه]] و بیشتر [[فقیهان]] [[اهل سنت]] این [[نماز]] را [[مستحب]] شمردهاند<ref>مختلف الشیعه، ج ۴، ص۱۸۴؛ المجموع، ج ۸، ص۴۹؛ مواهب الجلیل، ج ۴، ص۱۵۶.</ref>.<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[طواف (مقاله)|مقاله «طواف»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۵۹۰.</ref> | |||
===منع از [[طواف]]=== | |||
منع [[حجگزاران]] و دیگران از ورود به [[مسجد الحرام]] و طواف [[خانه خدا]] [[حرام]] است. و منع کنندگان از طواف<ref>تفسیر بغوی، ج ۲، ص۲۴۶؛ التفسیر الوسیط، ج ۶، ص۹۲.</ref> و [[عبادت]]<ref>التفسیر الوسیط، ج ۶، ص۹۲.</ref> در این [[مسجد]] به [[عذاب الهی]] [[تهدید]] شدهاند: {{متن قرآن|وَمَا لَهُمْ أَلَّا يُعَذِّبَهُمُ ٱللَّهُ وَهُمْ يَصُدُّونَ عَنِ ٱلْمَسْجِدِ ٱلْحَرَامِ}}<ref>سوره انفال، آیه ۳۴.</ref>. [[قرآن کریم]] در آیهای دیگر همگان را در عبادت و [[نماز]] و طواف در مسجد الحرام برابر شمرده و ظلمکنندگان در این مکان را [[مستحق عذاب]] [[الهی]] دانسته است<ref>فقه القرآن، ج ۱، ص۳۱۸؛ الوجیز فی تفسیر القرآن العزیز، ج ۱، ص۳۳۸-۳۳۹.</ref>:{{متن قرآن| وَٱلْمَسْجِدِ ٱلْحَرَامِ ٱلَّذِى جَعَلْنَـٰهُ لِلنَّاسِ سَوَآءً ٱلْعَـٰكِفُ فِيهِ وَٱلْبَادِ وَمَن يُرِدْ فِيهِ بِإِلْحَادٍۭ بِظُلْمٍۢ نُّذِقْهُ مِنْ عَذَابٍ أَلِيمٍۢ}}<ref>سوره حج، آیه ۲۵.</ref>. در روایتی نیز [[پیامبر]] [[متولیان]] مسجد الحرام را از منع دیگران از طواف و نماز در هر ساعتی از شب یا [[روز]] برحذر داشته است<ref>مسند احمد، ج ۴، ص۸۰؛ عوالی اللئالی، ج ۱، ص۲۰۱.</ref>.<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[طواف (مقاله)|مقاله «طواف»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۵۹۱.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||