طلاق در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۲۶٬۱۴۷ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۲ ژوئن ۲۰۲۵
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۱۵۳: خط ۱۵۳:
====[[اولویت]] شیردهی و حضانت====
====[[اولویت]] شیردهی و حضانت====
مادر [[کودک]] هرچند مطلَّقه باشد، برای شیردهی فرزند خود از [[حق]] اولویت نسبت به دیگر [[زنان]] برخوردار است<ref>المغنی، ج ۹، ص۳۱۲؛ مفاتیح الشرایع، ج ۲، ص۲۷۰؛ جواهر الکلام، ج ۳۱، ص۲۸۰.</ref>:{{متن قرآن|وَٱلْوَٰلِدَٰتُ يُرْضِعْنَ أَوْلَـٰدَهُنَّ حَوْلَيْنِ كَامِلَيْنِ لِمَنْ أَرَادَ أَن يُتِمَّ ٱلرَّضَاعَةَ}}<ref>سوره بقره، آیه ۲۳۳.</ref>. دلیل دیگر، جمله «لَا تُضَارَّ وَالِدَةٌ بِوَلَدِهَا» در [[آیه]] یاد شده است که شوهران را از [[زیان]] رساندن به [[مادران]] به خاطر فرزندانشان [[نهی]] کرده است<ref>جواهر الکلام، ج ۳۱، ص۲۸۰؛ مهذب الاحکام، ج ۲۵، ص۲۷۲.</ref>. [[امام صادق]]{{ع}} نیز با استناد به جمله یاد شده، مادران مطلَّقه را از دیگر [[زنان]] برای شیردهی [[فرزندان]] اولی دانست<ref>الکافی، ج ۶، ص۱۰۳؛ وسائل الشیعه، ج ۲۱، ص۴۷۲؛ مستدرک الوسائل، ج ۱۵، ص۱۶۳.</ref>. دلیل دیگر، آیه ۶ [[سوره طلاق]] است که شوهران را به پرداخت [[اجرت]] شیردهی زنان مطلَّقه [[فرمان]] داده و تنها در صورت پدید آمدن [[عسر و حرج]] به آنان [[اجازه]] داده است تا زنانی دیگر را برای شیردهی برگزینند<ref>المجموع، ج ۱۸، ص۳۱۴؛ مفاتیح الشرایع، ج ۲، ص۳۷۰؛ مسالک الافهام، کاظمی، ج ۴، ص۴۴.</ref>:{{متن قرآن|فَإِنْ أَرْضَعْنَ لَكُمْ فَـَٔاتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ وَأْتَمِرُوا۟ بَيْنَكُم بِمَعْرُوفٍۢ وَإِن تَعَاسَرْتُمْ فَسَتُرْضِعُ لَهُۥٓ أُخْرَىٰ}}<ref>سوره طلاق، آیه ۶.</ref>. البته [[فقیهان]] از آیه یادشده و برخی [[روایات]] استفاده کرده‌اند که [[حق]] یادشده در صورتی برای مادران مطلَّقه ثابت است که شیردهی آنان رایگان یا با اجرة المثل باشد و گرنه حق یادشده ساقط است و شوهران می‌توانند زنانی دیگر را [[اجیر]] کنند<ref>المجموع، ج ۱۸، ص۳۱۱؛ الحدائق، ج ۲۵، ص۷۵.</ref>. همچنین [[فقیهان امامیه]] با استناد به آیه ۲۳۳ [[سوره بقره]] مادران مطلَّقه را نسبت به نگهداری و حضانت فرزندان دارای حق [[اولویت]] نسبت به شوهر دانسته‌اند<ref>جواهر الکلام، ج ۳۱، ص۲۸۴ – ۲۸۵؛ مهذب الاحکام، ج ۲۵، ص۲۷۶.</ref>. در [[روایات اهل بیت]] نیز مادران مطلَّقه نسبت به شوهر یا زنان دیگر در مورد فرزند پسر تا دوسالگی و فرزند دختر تا ۷ سالگی از اولویت حضانت برخوردار دانسته شده‌اند؛ مشروط به اینکه [[ازدواج]] نکرده باشند و بیش از اجرةالمثل نیز [[طلب]] نکنند<ref>الکافی، ج ۶، ص۴۴؛ وسائل الشیعه، ج ۲۱، ص۴۷۰.</ref>. افزون بر این، [[قرآن کریم]] به شوهران و مادران مطلَّقه فرمان داده است چنانچه می‌خواهند فرزند را از شیر بگیرند، با [[رضایت]] و [[مشورت]] یکدیگر یا دیگران<ref>مجمع البیان، ج ۲، ص۱۱۵؛ فقه القرآن، ج ۲، ص۱۲۳؛ التفسیر الکبیر، ج ۶، ص۱۳۲.</ref> این کار را انجام دهند:{{متن قرآن|فَإِنْ أَرَادَا فِصَالًا عَن تَرَاضٍۢ مِّنْهُمَا وَتَشَاوُرٍۢ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِمَا}}<ref>سوره بقره، آیه ۲۳۳.</ref>. [[رضایت]] [[مادران]] مطلَّقه و [[مشورت]] با آنان از این روست که مادر از حال فرزند آگاه‌تر و به او دلسوزتر است<ref>مجمع البیان، ج ۲، ص۱۱۵؛ مسالک الافهام، کاظمی، ج ۳، ص۱۱۵.</ref>. در آیه‌ای دیگر، [[قرآن کریم]] شوهر و [[زنان]] مطلَّقه را به مشورت [[نیکو]] با یکدیگر [[فرمان]] داده است:{{متن قرآن|وَأْتَمِرُوا۟ بَيْنَكُم بِمَعْرُوفٍۢ}}<ref>سوره طلاق، آیه ۶.</ref>. سبب این امر آن است که هیچ‌یک از [[پدر و مادر]] و فرزند به جهت [[اجرت]] بیشتر یا کمتر یا [[نقص]] در خوردن شیر [[زیان]] نبینند<ref>مسالک الافهام، شهید، ج ۴، ص۶۵؛ المیزان، ج ۱۹، ص۳۱۲.</ref>. برخی «[[ائتمار]]» را به معنای امر کردن دانسته و گفته‌‌اند پدر و مادر یکدیگر را درباره فرزند به خیر و معروف فرمان دهند<ref>مجمع البیان، ج ۱۰، ص۴۷؛ کنز العرفان، ج ۲، ص۲۱۸.</ref>. در پایان، [[قرآن]] با فرمان دادن زوجین به [[رعایت]] [[تقوا]] و [[اعلان]] [[آگاهی]] مطلق [[خدا]] از همه امور بر رعایت [[حدود الهی]] و [[حقوق فرزندان]] و [[والدین]] تأکید کرده است<ref>کنز العرفان، ج ۲، ص۲۳۵؛ نمونه، ج ۲، ص۱۹۰.</ref>:{{متن قرآن|وَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَٱعْلَمُوٓا۟ أَنَّ ٱللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌۭ}}<ref>سوره بقره، آیه ۲۳۳.</ref>.<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[طلاق (مقاله)|مقاله «طلاق»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۵۳۴.</ref>
مادر [[کودک]] هرچند مطلَّقه باشد، برای شیردهی فرزند خود از [[حق]] اولویت نسبت به دیگر [[زنان]] برخوردار است<ref>المغنی، ج ۹، ص۳۱۲؛ مفاتیح الشرایع، ج ۲، ص۲۷۰؛ جواهر الکلام، ج ۳۱، ص۲۸۰.</ref>:{{متن قرآن|وَٱلْوَٰلِدَٰتُ يُرْضِعْنَ أَوْلَـٰدَهُنَّ حَوْلَيْنِ كَامِلَيْنِ لِمَنْ أَرَادَ أَن يُتِمَّ ٱلرَّضَاعَةَ}}<ref>سوره بقره، آیه ۲۳۳.</ref>. دلیل دیگر، جمله «لَا تُضَارَّ وَالِدَةٌ بِوَلَدِهَا» در [[آیه]] یاد شده است که شوهران را از [[زیان]] رساندن به [[مادران]] به خاطر فرزندانشان [[نهی]] کرده است<ref>جواهر الکلام، ج ۳۱، ص۲۸۰؛ مهذب الاحکام، ج ۲۵، ص۲۷۲.</ref>. [[امام صادق]]{{ع}} نیز با استناد به جمله یاد شده، مادران مطلَّقه را از دیگر [[زنان]] برای شیردهی [[فرزندان]] اولی دانست<ref>الکافی، ج ۶، ص۱۰۳؛ وسائل الشیعه، ج ۲۱، ص۴۷۲؛ مستدرک الوسائل، ج ۱۵، ص۱۶۳.</ref>. دلیل دیگر، آیه ۶ [[سوره طلاق]] است که شوهران را به پرداخت [[اجرت]] شیردهی زنان مطلَّقه [[فرمان]] داده و تنها در صورت پدید آمدن [[عسر و حرج]] به آنان [[اجازه]] داده است تا زنانی دیگر را برای شیردهی برگزینند<ref>المجموع، ج ۱۸، ص۳۱۴؛ مفاتیح الشرایع، ج ۲، ص۳۷۰؛ مسالک الافهام، کاظمی، ج ۴، ص۴۴.</ref>:{{متن قرآن|فَإِنْ أَرْضَعْنَ لَكُمْ فَـَٔاتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ وَأْتَمِرُوا۟ بَيْنَكُم بِمَعْرُوفٍۢ وَإِن تَعَاسَرْتُمْ فَسَتُرْضِعُ لَهُۥٓ أُخْرَىٰ}}<ref>سوره طلاق، آیه ۶.</ref>. البته [[فقیهان]] از آیه یادشده و برخی [[روایات]] استفاده کرده‌اند که [[حق]] یادشده در صورتی برای مادران مطلَّقه ثابت است که شیردهی آنان رایگان یا با اجرة المثل باشد و گرنه حق یادشده ساقط است و شوهران می‌توانند زنانی دیگر را [[اجیر]] کنند<ref>المجموع، ج ۱۸، ص۳۱۱؛ الحدائق، ج ۲۵، ص۷۵.</ref>. همچنین [[فقیهان امامیه]] با استناد به آیه ۲۳۳ [[سوره بقره]] مادران مطلَّقه را نسبت به نگهداری و حضانت فرزندان دارای حق [[اولویت]] نسبت به شوهر دانسته‌اند<ref>جواهر الکلام، ج ۳۱، ص۲۸۴ – ۲۸۵؛ مهذب الاحکام، ج ۲۵، ص۲۷۶.</ref>. در [[روایات اهل بیت]] نیز مادران مطلَّقه نسبت به شوهر یا زنان دیگر در مورد فرزند پسر تا دوسالگی و فرزند دختر تا ۷ سالگی از اولویت حضانت برخوردار دانسته شده‌اند؛ مشروط به اینکه [[ازدواج]] نکرده باشند و بیش از اجرةالمثل نیز [[طلب]] نکنند<ref>الکافی، ج ۶، ص۴۴؛ وسائل الشیعه، ج ۲۱، ص۴۷۰.</ref>. افزون بر این، [[قرآن کریم]] به شوهران و مادران مطلَّقه فرمان داده است چنانچه می‌خواهند فرزند را از شیر بگیرند، با [[رضایت]] و [[مشورت]] یکدیگر یا دیگران<ref>مجمع البیان، ج ۲، ص۱۱۵؛ فقه القرآن، ج ۲، ص۱۲۳؛ التفسیر الکبیر، ج ۶، ص۱۳۲.</ref> این کار را انجام دهند:{{متن قرآن|فَإِنْ أَرَادَا فِصَالًا عَن تَرَاضٍۢ مِّنْهُمَا وَتَشَاوُرٍۢ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِمَا}}<ref>سوره بقره، آیه ۲۳۳.</ref>. [[رضایت]] [[مادران]] مطلَّقه و [[مشورت]] با آنان از این روست که مادر از حال فرزند آگاه‌تر و به او دلسوزتر است<ref>مجمع البیان، ج ۲، ص۱۱۵؛ مسالک الافهام، کاظمی، ج ۳، ص۱۱۵.</ref>. در آیه‌ای دیگر، [[قرآن کریم]] شوهر و [[زنان]] مطلَّقه را به مشورت [[نیکو]] با یکدیگر [[فرمان]] داده است:{{متن قرآن|وَأْتَمِرُوا۟ بَيْنَكُم بِمَعْرُوفٍۢ}}<ref>سوره طلاق، آیه ۶.</ref>. سبب این امر آن است که هیچ‌یک از [[پدر و مادر]] و فرزند به جهت [[اجرت]] بیشتر یا کمتر یا [[نقص]] در خوردن شیر [[زیان]] نبینند<ref>مسالک الافهام، شهید، ج ۴، ص۶۵؛ المیزان، ج ۱۹، ص۳۱۲.</ref>. برخی «[[ائتمار]]» را به معنای امر کردن دانسته و گفته‌‌اند پدر و مادر یکدیگر را درباره فرزند به خیر و معروف فرمان دهند<ref>مجمع البیان، ج ۱۰، ص۴۷؛ کنز العرفان، ج ۲، ص۲۱۸.</ref>. در پایان، [[قرآن]] با فرمان دادن زوجین به [[رعایت]] [[تقوا]] و [[اعلان]] [[آگاهی]] مطلق [[خدا]] از همه امور بر رعایت [[حدود الهی]] و [[حقوق فرزندان]] و [[والدین]] تأکید کرده است<ref>کنز العرفان، ج ۲، ص۲۳۵؛ نمونه، ج ۲، ص۱۹۰.</ref>:{{متن قرآن|وَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَٱعْلَمُوٓا۟ أَنَّ ٱللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌۭ}}<ref>سوره بقره، آیه ۲۳۳.</ref>.<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[طلاق (مقاله)|مقاله «طلاق»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۵۳۴.</ref>
===[[حقوق]] شوهر پس از [[طلاق]]===
در برابر [[حقوق زنان]] مطلَّقه، شوهران نیز پس از طلاق [[حقوقی]] دارند که [[زنان]] مطلَّقه باید آنها را [[رعایت]] کنند؛ مانند:
====عده نگه داشتن====
چنانچه شوهر پیش از آمیزش جنسی با [[زن]] او را طلاق دهد، نگه داشتن عده بر زن [[واجب]] نیست<ref>المجموع، ج ۱۸، ص۱۲۴؛ مسالک الافهام، کاظمی، ج ۴، ص۶۷؛ ریاض المسائل، ج ۱۱، ص۱۱۱.</ref>:{{متن قرآن|إِذَا نَكَحْتُمُ ٱلْمُؤْمِنَـٰتِ ثُمَّ طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِن قَبْلِ أَن تَمَسُّوهُنَّ فَمَا لَكُمْ عَلَيْهِنَّ مِنْ عِدَّةٍۢ تَعْتَدُّونَهَا}}<ref>«چون زنان مؤمن را به همسری (خود) درآوردید سپس پیش از آنکه با آنان هم‌آغوش شوید طلاقشان دادید برای شما بر (عهده) آنان عدّه‌ای نیست که آن را بشمارید» سوره احزاب، آیه ۴۹.</ref>؛ اما با تحقق مقاربت جنسی، به [[اتفاق]] [[فقیهان]] [[اسلامی]] مطلَّقه باید عده نگه دارد که زنان یادشده و مقدار عده هر گروه از زنان با توجه به حالات آنان متفاوت است: یک. زنان مطلَّقه‌ای که حیض می‌بینند باید به مدت سه «قُرْء» عده نگه دارند<ref>المجموع، ج ۱۸، ص۱۳۰؛ الانوار اللوامع، ج ۱۰، ص۱۰۷؛ فقه الصادق، ج ۶، ص۳۰.</ref>:{{متن قرآن|وَالْمُطَلَّقَاتُ يَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ ثَلَاثَةَ قُرُوءٍ}}<ref>«و زنان طلاق داده باید تا سه پاکی (از حیض) خویشتن، انتظار کشند و اگر ایمان به خداوند و روز بازپسین دارند پنهان داشتن آنچه خداوند در زهدانشان آفریده است برای آنان روا نیست و اگر شوهرانشان سر آشتی دارند به باز آوردن آنان در این حال سزاوارترند و زنان را بر مردان، حقّ شایسته‌ای است چنان که مردان را بر زنان؛ و مردان را بر آنان، به پایه‌ای برتری است و خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره بقره، آیه ۲۲۸.</ref>.. مراد از «قُرء» به نظر [[فقیهان امامیه]]<ref>مسالک الافهام، کاظمی، ج ۴، ص۴۵؛ جواهر الکلام، ج ۳۲، ص۲۱۹ - ۲۲۰.</ref> و شافعیه<ref>الام، ج ۵، ص۲۲۴؛ المجموع، ج ۱۸، ص۱۳۰ - ۱۳۱.</ref> [[پاکی]] است. دلیل آنان افزون بر [[اجماع]] فقیهان امامیه و [[روایات]] منقول از [[رسول خدا]] و [[اهل بیت]] [[آیه]] ۱ [[سوره طلاق]] است که شوهران را به [[طلاق]] در [[زمان]] عده [[فرمان]] داده است:{{متن قرآن|فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ}}؛ با این توضیح که مراد از عده، زمان [[پاکی]] [[زن]] است؛ زیرا به [[اتفاق]] [[فقیهان]]، [[طلاق]] در [[زمان]] [[حیض]] جایز نیست<ref>الام، ج ۵، ص۲۲۴؛ جواهر الکلام، ج ۳۲، ص۲۲۰.</ref>. در مقابل، دیگر فقهای [[اهل سنت]] «قرء» را به معنای حیض دانسته و برآن‌اند که [[زنان]] مطلَّقه باید به مدت سه حیض عده نگه دارند<ref>بدائع الصنائع، ج ۳، ص۱۹، ۱۹۴؛ المغنی، ج ۹، ص۸۱ - ۸۲.</ref>. دو و سه: زنان مطلَّقه یائسه و زنانی که به سن حیض نرسیده‌اند که به [[عقیده]] [[فقهای اهل سنت]] و برخی [[فقیهان امامیه]]، عدۀ آنان سه ماه است. دلیل اینان، نخست [[آیه]] ۴ [[سوره طلاق]] است که عده این زنان را سه ماه دانسته است<ref>بدائع الصنائع، ج ۳، ص۱۹۲؛ المغنی، ج ۹، ص۷۷؛ المجموع، ج ۱۸، ص۱۴۱.</ref>:{{متن قرآن|وَٱلَّـٰٓـِٔى يَئِسْنَ مِنَ ٱلْمَحِيضِ مِن نِّسَآئِكُمْ إِنِ ٱرْتَبْتُمْ فَعِدَّتُهُنَّ ثَلَـٰثَةُ أَشْهُرٍۢ وَٱلَّـٰٓـِٔى لَمْ يَحِضْنَ}}. در مقابل، مشهور فقیهان امامیه برآن‌اند که این دو گروه از زنان مطلَّقه عده ندارند. دلیل آنان [[روایات مستفیض]] منقول از [[اهل بیت]] است که در آنها بر عده نداشتن این زنان تصریح شده است<ref>الخلاف، ج ۵، ص۵۳؛ جواهر الکلام، ج ۳۲، ص۲۳۳؛ العروة الوثقی، ج ۶، ص۸۴ - ۸۵.</ref>. برخی فقیهان مفهوم آیه یادشده را نیز مؤید دیدگاه مشهور فقیهان امامیه دانسته‌اند<ref>جواهر الکلام، ج ۳۲، ص۲۳۵؛ نظام الطلاق، ص۲۲۴.</ref>. [[پیروان]] این دیدگاه در [[تفسیر آیه]] یادشده گفته‌‌اند: در این آیه سه ماه عده به [[شک]] در سبب [[انقطاع]] حیض مشروط شده است:{{متن قرآن|إِنِ ٱرْتَبْتُمْ}} و شک در سبب یائسه بودن مربوط به زنانی است که همانند آنها حیض می‌شوند؛ نه زنانی که به طور قطع یائسه شده یا به سن حیض رسیده‌اند؛ زیرا در مورد چنین زنانی شکی وجود ندارد<ref>الخلاف، ج ۵، ص۵۳؛ کنر العرفان، ج ۲، ص۲۵۹؛ نظام الطلاق، ص۲۴۳.</ref>. چهار. زنان باردار که به نظر مشهور فقیهان امامیه<ref>مختلف الشیعه، ج ۷، ص۵۱۹؛ الحدائق، ج ۲۵، ص۴۴۷.</ref> و فقیهان اهل سنت<ref>المبسوط، سرخسی، ج ۶، ص۱۵؛ المغنی، ج ۹، ص۷۷؛ مغنی المحتاج، ج ۳، ص۳۸۸.</ref> عده [[طلاق]] آنها تا [[زمان]] وضع حمل آنهاست:{{متن قرآن|وَأُو۟لَـٰتُ ٱلْأَحْمَالِ أَجَلُهُنَّ أَن يَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ}}<ref>سوره طلاق، آیه ۴.</ref>. این [[حکم]] در [[روایات اهل بیت]] نیز آمده است<ref>الحدائق، ج ۲۵، ص۲۸۴ - ۲۸۵؛ نظام الطلاق، ص۲۶۶.</ref>. در مقابل، برخی [[فقیهان امامیه]] با استناد به احادیثی از [[اهل بیت]]، عده [[زنان]] باردار را هریک از وضع حمل یا سه ماه که نزدیک‌تر باشد ([[اقرب]] الأجلین) دانسته‌اند<ref>مختلف الشیعه، ج ۷، ص۵۱۹ - ۵۲۰؛ الحدائق، ج ۲۵، ص۴۴۸ - ۴۴۹.</ref>. [[پیروان]] نظریه مشهور، دیدگاه یادشده را رد و از [[ادله]] آنان پاسخ داده‌اند<ref>الحدائق، ج ۲۵، ص۴۵۰؛ جواهر الکلام، ج ۳۲، ص۲۵۴.</ref>. پنج. عده زنان مسترابه (زنانی که در سن حیض قرار دارند؛ ولی حیض نمی‌شوند)<ref>القاموس الفقهی، ص۱۵۷؛ معجم الفاظ الفقه، ص۳۸۵.</ref> به نظر فقیهان امامیه، سه ماه است. دلیل این نظر [[آیه]] ۴ [[سوره طلاق]] است که در آن به صراحت از سه ماه عده برای این زنان یادشده است:{{متن قرآن|وَٱلَّـٰٓـِٔى يَئِسْنَ مِنَ ٱلْمَحِيضِ مِن نِّسَآئِكُمْ إِنِ ٱرْتَبْتُمْ فَعِدَّتُهُنَّ ثَلَـٰثَةُ أَشْهُرٍۢ وَٱلَّـٰٓـِٔى لَمْ يَحِضْنَ}}؛ با این توضیح که مراد از{{متن قرآن|إِنِ ٱرْتَبْتُمْ}} [[شک]] در حیض شدن زنان یادشده است که آیا به جهت سن یا پدیده عارضی است؛ زیرا اگر زنان یادشده در سن حیض شدن نبودند شک در حیض آنان معنا نداشت<ref>الحدائق، ج ۲۵، ص۴۰۹؛ جامع المدارک، ج ۴، ص۵۷۴.</ref>. [[روایات مستفیض]]، بلکه [[متواتر]] منقول از اهل بیت و [[اجماع]] فقیهان امامیه نیز مؤید این حکم‌اند<ref>الحدائق، ج ۲۵، ص۴۱۰؛ جواهر الکلام، ج ۳۲، ص۲۳۰.</ref>. نظر بسیاری از [[فقیهان]] [[اهل سنت]] نیز با استناد به آیه یادشده همین است<ref>المجموع، ج ۱۸، ص۱۴۱، ۱۴۳؛ المغنی، ج ۹، ص۹۴.</ref>؛ اما برخی از آنان عده این زنان را یک سال دانسته‌اند؛ زیرا حیض نشدن این زنان می‌تواند به جهت بارداری باشد، از این رو باید تا [[زمان]] وضع حمل [[صبر]] کنند<ref>المغنی، ج ۹، ص۹۴؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۸، ص۱۶۳.</ref>. برخی نیز گفته‌اند زنان یادشده باید تا زمان رفع شک صبر کنند<ref>احکام القرآن، ابن عربی، ج ۴، ص۲۷۵؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۸، ص۱۶۳.</ref>.<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[طلاق (مقاله)|مقاله «طلاق»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۵۳۵.</ref>
====[[حق]] [[رجوع]]====
از دیگر [[حقوق]] مردان پس از [[طلاق]]، [[رجوع]] به [[زنان]] تا پایان عده در [[طلاق]] رجعی است:{{متن قرآن|وَٱلْمُطَلَّقَـٰتُ يَتَرَبَّصْنَ بِأَنفُسِهِنَّ ثَلَـٰثَةَ قُرُوٓءٍۢ...وَبُعُولَتُهُنَّ أَحَقُّ بِرَدِّهِنَّ فِى ذَٰلِكَ}}<ref>سوره بقره، آیه ۲۲۸.</ref>. آیاتی که پس از [[طلاق]]، مردان را به نگه داشتن نیکوی [[زنان]] یا رها کردن آنان مخیر کرده‌اند:{{متن قرآن|ٱلطَّلَـٰقُ مَرَّتَانِ فَإِمْسَاكٌۢ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٌۢ بِإِحْسَـٰنٍۢ}}<ref>سوره بقره، [[آیه]] ۲۲۹. {{متن قرآن|فَإِذَا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ فَارِقُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍۢ وَأَشْهِدُوا۟ ذَوَىْ عَدْلٍۢ مِّنكُمْ وَأَقِيمُوا۟ ٱلشَّهَـٰدَةَ لِلَّهِ ذَٰلِكُمْ يُوعَظُ بِهِۦ مَن كَانَ يُؤْمِنُ بِٱللَّهِ وَٱلْيَوْمِ ٱلْـَٔاخِرِ وَمَن يَتَّقِ ٱللَّهَ يَجْعَل لَّهُۥ مَخْرَجًۭا}}«پس، چون به سر آمد عدّه خویش رسیدند یا به [[شایستگی]] نگاهشان دارید یا به شایستگی از آنان جدا شوید و دو تن [[دادگر]] از (میان) خود [[گواه]] بگیرید و [[گواهی]] را برای [[خداوند]] برپا دارید؛ این است که با آن، به کسی که به خداوند و [[روز بازپسین]] [[ایمان]] دارد [[اندرز]] داده می‌شود و هر کس از خداوند [[پروا]] کند (خداوند) برای او دری می‌گشاید» [[سوره طلاق]]، آیه ۲.</ref> نیز به [[حق]] یادشده اشاره دارند؛ با این توضیح که مراد از امساک به معروف، [[رجوع]] پس از طلاق است<ref>تذکرة الفقهاء، ج ۱، ص۳۴۳؛ الحدائق، ج ۲۵، ص۳۵۳.</ref>. افزون بر [[آیات قرآن]]، به [[روایات]] و [[اجماع]] نیز بر [[مشروعیت]] رجوع استناد شده است<ref>المغنی، ج ۸، ص۴۷۰؛ الحدائق، ج ۲۵، ص۳۵۷؛ جواهر الکلام، ج ۳۲، ص۱۷۹.</ref>. به نظر [[فقیهان امامیه]] و فقهای حنفیه، رجوع به مطلَّقه افزون بر گفتار صریح و کنایی، با کارهایی همچون لمس، [[بوسیدن]] و مقاربت نیز جایز است. دلیل این [[حکم]]، افزون بر اجماع و روایات<ref>الحدائق، ج ۲۵، ص۳۵۷؛ جواهر الکلام، ج ۳۲، ص۱۷۹.</ref>، آیه یادشده است که از رجوع کننده با عنوان «شوهر» یادشده است:{{متن قرآن|وَبُعُولَتُهُنَّ}} و اطلاق عنوان شوهر به طلاق دهنده رجعی بر باقی بودن پیوند [[زناشویی]] دلالت دارد، از این رو وی حق انجام [[اعمال]] یادشده را با [[زن]] دارد<ref>الخلاف، ج ۲، ص۴۹۷؛ المبسوط، سرخسی، ج ۶، ص۱۹.</ref>؛ اما برخی [[فقیهان]] [[اهل سنت]] رجوع را تنها با گفتار جایز شمرده‌اند؛ زیرا [[نکاح]] و طلاق نیز تنها با گفتار انجام می‌شود<ref>الام، ج ۵، ص۲۵۹؛ التفسیر الکبیر، ج ۶، ص۱۱۶؛ المغنی، ج ۸، ص۴۸۳.</ref>. همچنین [[قرآن]] به شوهران [[فرمان]] داده است که [[رجوع]] باید به معروف باشد:{{متن قرآن|ٱلطَّلَـٰقُ مَرَّتَانِ فَإِمْسَاكٌۢ بِمَعْرُوفٍ}}<ref>سوره بقره، آیه ۲۲۹.</ref> و رجوع به معروف آن است که شوهر [[حقوق الهی]] [[زن]] را پس از رجوع [[رعایت]] کند<ref>تفسیر قرطبی، ج ۳، ص۱۵۵؛ المیزان، ج ۱۹، ص۳۱۳.</ref> و [[هدف]] آنان از این عمل [[اصلاح]] باشد:{{متن قرآن|وَبُعُولَتُهُنَّ أَحَقُّ بِرَدِّهِنَّ فِى ذَٰلِكَ إِنْ أَرَادُوٓا۟ إِصْلَـٰحًۭا}}<ref>سوره بقره، آیه۲۲۸.</ref> و از ضرر زدن به [[همسر]] و [[آزار]] وی بپرهیزند و گرنه از [[حدود الهی]] [[تجاوز]] کرده و به خود [[ستم]] کرده‌‌اند:{{متن قرآن|فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ...وَلَا تُمْسِكُوهُنَّ ضِرَارًۭا لِّتَعْتَدُوا۟ وَمَن يَفْعَلْ ذَٰلِكَ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ}}<ref>سوره بقره، آه ۲۳۱.</ref>. افزون بر این، قرآن در ادامه [[آیه]] از [[گواه]] گرفتن دو [[شاهد]] یاد کرده است:{{متن قرآن|فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ فَارِقُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍۢ وَأَشْهِدُوا۟ ذَوَىْ عَدْلٍۢ مِّنكُمْ}}<ref>سوره طلاق، آیه۲.</ref>. برخی از [[فقیهان]] [[اهل سنت]] با استناد به آیه یادشده شاهد گرفتن هنگام رجوع را بر شوهر [[واجب]] شمرده‌اند<ref>المجموع، ج ۱۷، ص۲۶۹؛ المغنی، ج ۸، ص۴۸۲.</ref>؛ اما به نظر [[فقیهان امامیه]] و برخی فقیهان اهل سنت شاهد گرفتن در رجوع واجب نیست؛ زیرا قرآن رجوع را به وجود شاهد مشروط نکرده<ref>الخلاف، ج ۴، ص۵۰۱؛ احکام الرجعه، ص۱۷۵.</ref> <ref>{{متن قرآن|وَٱلْمُطَلَّقَـٰتُ يَتَرَبَّصْنَ بِأَنفُسِهِنَّ ثَلَـٰثَةَ قُرُوٓءٍۢ وَلَا يَحِلُّ لَهُنَّ أَن يَكْتُمْنَ مَا خَلَقَ ٱللَّهُ فِىٓ أَرْحَامِهِنَّ إِن كُنَّ يُؤْمِنَّ بِٱللَّهِ وَٱلْيَوْمِ ٱلْـَٔاخِرِ وَبُعُولَتُهُنَّ أَحَقُّ بِرَدِّهِنَّ فِى ذَٰلِكَ إِنْ أَرَادُوٓا۟ إِصْلَـٰحًۭا وَلَهُنَّ مِثْلُ ٱلَّذِى عَلَيْهِنَّ بِٱلْمَعْرُوفِ وَلِلرِّجَالِ عَلَيْهِنَّ دَرَجَةٌۭ وَٱللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ}}«و زنان طلاق داده باید تا سه پاکی (از حیض) خویشتن، انتظار کشند و اگر ایمان به خداوند و روز بازپسین دارند پنهان داشتن آنچه خداوند در زهدانشان آفریده است برای آنان روا نیست و اگر شوهرانشان سر آشتی دارند به باز آوردن آنان در این حال سزاوارترند و زنان را بر مردان، حقّ شایسته‌ای است چنان که مردان را بر زنان؛ و مردان را بر آنان، به پایه‌ای برتری است و خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره بقره، آیه ۲۲۸.</ref> و در [[آیه]] یادشده نیز [[شاهد]] گرفتن قید [[طلاق]] است؛ زیرا ذکر [[شهود]] پس از جمله{{متن قرآن|فَارِقُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍۢ}} آمده است که به معنای جدایی و طلاق است<ref>الخلاف، ج ۴، ص۵۰۰؛ جواهر الکلام، ج ۳۲، ص۱۸۵.</ref>:{{متن قرآن|إِذَا طَلَّقْتُمُ ٱلنِّسَآءَ...فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ فَارِقُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍۢ وَأَشْهِدُوا۟ ذَوَىْ عَدْلٍۢ مِّنكُمْ}}<ref>سوره طلاق، آیه ۱-۲.</ref>. بر فرض که امر «أَشْهِدُوا» درباره [[رجوع]] باشد، بر [[استحباب]] حمل می‌شود<ref>المغنی، ج ۸، ص۴۸۲؛ جواهر الکلام، ج ۳۲، ص۱۸۵.</ref>. افزون بر این، رجوعْ تداوم [[نکاح]] پیشین است و برای تداوم نکاح شاهد گرفتن [[واجب]] نیست<ref>المغنی، ج ۸، ص۴۸۲.</ref>. [[روایات مستفیض]] منقول از [[اهل بیت]] و [[اجماع]] [[فقهای امامیه]] نیز بر عدم [[وجوب]] شاهد گرفتن دلالت دارند<ref>جواهر الکلام، ج ۳۲، ص۱۸۵؛ الحدائق، ج ۲۵، ص۳۵۹.</ref>؛ ولی به نظر [[پیروان]] این دیدگاه، بر پایه آیه و [[روایات]] متعدد و برای [[حفظ]] [[حقوق زوجین]] و [[رفع نزاع]]، شاهد گرفتن [[مستحب]] است<ref>المبسوط، سرخسی، ج ۶، ص۱۹؛ جواهر الکلام، ج ۳۲، ص۱۸۵؛ نظام الطلاق، ص۲۱۰.</ref>.<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[طلاق (مقاله)|مقاله «طلاق»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۵۳۷.</ref>
====[[اعلان]] [[حیض]] و بارداری====
[[قرآن کریم]] در آیه ۲۲۸ [[سوره بقره]] [[زنان]] مطلَّقه را در صورت [[ایمان به خدا]] و [[معاد]] از [[کتمان]] آنچه [[خداوند]] در رحم آنان [[آفریده]] برحذر داشته است:{{متن قرآن|وَٱلْمُطَلَّقَـٰتُ...وَلَا يَحِلُّ لَهُنَّ أَن يَكْتُمْنَ مَا خَلَقَ ٱللَّهُ فِىٓ أَرْحَامِهِنَّ إِن كُنَّ يُؤْمِنَّ بِٱللَّهِ وَٱلْيَوْمِ ٱلْـَٔاخِرِ}}. مراد از مخلوق خداوند در رحم‌های زنان، حیض و حمل است که برخی از زنان با [[هدف]] [[تعجیل]] در پایان یافتن عده، این دو را کتمان می‌کنند<ref>زبدة البیان، ص۵۹۱؛ مسالک الافهام، کاظمی، ج ۴، ص۴۹؛ مغنی المحتاج، ج ۴، ص۴۴.</ref>. سبب [[نهی]] از کتمان این دو امر، [[حفظ حقوق]] شوهران در رجوع به [[همسر]] و انتساب فرزند به آنان به جای [[الحاق]] به دیگری است<ref>مجمع البیان، ج ۲، ص۹۹؛ فقه القرآن، ج ۲، ص۱۸۷.</ref>. [[فقیهان امامیه]] و [[اهل سنت]] با استناد به [[آیه]] یادشده و [[روایات]] و [[اجماع]] برآن‌اند که در صورت [[اعلان]] این دو امر از سوی [[زن]]، باید ادعای او پذیرفته شود<ref>المبسوط، سرخسی، ج ۶، ص۲۶؛ مغنی المحتاج، ج ۴، ص۴۴؛ الحدائق، ج ۳، ص۲۶۲.</ref>، مگر اینکه زن به تضییع [[حقوق]] مرد متهم باشد که در این صورت پذیرش ادعای او [[واجب]] نیست<ref>الحدائق، ج ۲، ص۲۶۲؛ مستند الشیعه، ج ۲، ص۴۸۱ - ۴۸۲.</ref>. معنای مشروط شدن [[تحریم]] [[کتمان]] این دو امر در آیه بر [[ایمان به خدا]] و [[معاد]]:{{متن قرآن|إِن كُنَّ يُؤْمِنَّ بِٱللَّهِ وَٱلْيَوْمِ ٱلْـَٔاخِرِ}} آن نیست که تحریم کتمان تنها به [[زنان]] [[مؤمن]] به [[خدا]] و معاد اختصاص دارد، بلکه بدین معناست که کتمان امور یادشده با ایمان به خدا و معاد منافات دارد و زنان [[مؤمن واقعی]] مرتکب این [[عمل حرام]] نمی‌شوند<ref>التفسیر الکبیر، ج ۶، ص۹۸؛ مسالک الافهام، کاظمی، ج ۴، ص۵۱.</ref>.<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[طلاق (مقاله)|مقاله «طلاق»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۵۳۸.</ref>
====خارج نشدن از [[خانه]] شوهر====
زن مطلَّقه رجعیه نباید تا پایان مدت عده از خانه شوهر خود خارج شود<ref>الام، ج ۵، ص۲۵۱؛ [[جواهر الکلام]]، ج ۳۲، ص۳۳۰.</ref>: {{متن قرآن|إِذَا طَلَّقْتُمُ ٱلنِّسَآءَ...وَلَا يَخْرُجْنَ}}<ref>سوره طلاق، آیه ۱.</ref>. [[روایات اهل بیت]] و اجماع فقیهان امامیه نیز بر این [[حکم]] دلالت دارند<ref>جواهر الکلام، ج ۳۲، ص۳۳۰؛ العروة الوثقی، ج ۶، ص۱۷۸.</ref>. مشهور فقیهان امامیه<ref>زبدة البیان، ص۵۸۲ - ۵۸۳؛ الحدائق، ج ۲۵، ص۵۲۳.</ref> از اطلاق آیه و روایات استفاده کرده‌اند که مطلَّقه رجعیه حتی با توافق و [[اجازه]] شوهر [[حق]] خروج از خانه را ندارد؛ زیرا حضور در خانه شوهر در این مدت افزون بر حق زوجین، از [[حقوق الهی]] نیز هست که [[رعایت]] آن بر زن لازم است، از این رو به نظر برخی، در صورت توافق زوجین بر خروج زن از خانه، [[حاکم اسلامی]] باید زن را از خارج شدن از خانه شوهر منع کند<ref>مسالک الافهام، شهید، ج ۹، ص۳۱۴؛ الحدائق، ج ۲۵، ص۵۲۳.</ref>. برخی از [[فقهای اهل سنت]] نیز خروج [[زن]] از [[خانه]] شوهر بدون عذر را مطلقاً منع کرده‌اند<ref>الام، ج ۵، ص۲۵۱؛ الاقناع، ج ۲، ص۱۳۳.</ref>. در برابر، برخی دیگر از [[فقهای امامیه]] با استناد به احادیثی از [[اهل بیت]] گفته‌‌اند [[زن]] با [[اجازه]] شوهر می‌تواند از [[خانه]] خارج شود؛ با این [[استدلال]] که [[روایات]] یادشده خاص‌اند و اطلاق [[آیه]] و روایات دیگر را تخصیص می‌زنند<ref>الحدائق، ج ۲۵، ص۵۲۳.</ref>. افزون بر [[لزوم]] حضور مطلَّقه در خانه شوهر، در روایاتی از اهل بیت [[زنان]] مطلَّقه به [[زینت]] کردن خود با [[سرمه کشیدن]] بر [[چشم‌ها]] و رنگ کردن موها و استفاده از [[بوی خوش]] و [[پوشیدن]] لباس‌های [[نیک]] در خانه شوهر توصیه شده‌اند<ref>الکافی، ج ۶، ص۹۲؛ تهذیب، ج ۸، ص۱۲۱، ۱۵۸.</ref>. سپس [[قرآن]] سبب خارج نشدن مطلَّقه رجعیه را از خانه شوهر، پدید آمدن حادثه‌ای از سوی [[خدا]] در پی این امر دانسته است:{{متن قرآن|لا تَدْرِى لَعَلَّ ٱللَّهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذَٰلِكَ أَمْرًۭا}}<ref>سوره طلاق، آیه ۱.</ref> که در [[روایات اهل بیت]] و کلمات [[مفسران]]، این امر به [[رجوع]] شوهر به زن در [[زمان]] عده و [[سازش]] میان آنها [[تفسیر]] شده است<ref>تهذیب، ج ۸، ص۱۲۱، ۱۵۸؛ مجمع البیان، ج ۱۰، ص۴۰؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۸، ص۱۵۶.</ref>.<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[طلاق (مقاله)|مقاله «طلاق»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۵۳۸.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۸۰٬۲۸۹

ویرایش