جهان‌بینی الحادی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۷: خط ۷:


== مقدمه ==
== مقدمه ==
[[جهان‌بینی]] [[الحادی]]، وجود [[خالق]] [[حکیم]] و عادلی را در [[جهان]] [[نفی]] می‌کند، از این نوع [[جهان‌بینی]] عمومی، به طور منطقی، [[جهان‌بینی سیاسی]] مبتنی بر قاعدۀ "[[زور]] =[[حق]]" نتیجه گرفته می‌شود. با [[نفی]] وجود [[مدیریت]] و [[حاکمیت]] مبتنی بر [[عقل]] و [[حکمت]] در سراسر [[جهان]]، دلیلی برای تفکیک بین حقّانیت و [[قدرت]] وجود نخواهد داشت و حقّانیت، همواره تابع [[قدرت]] و [[زور]] خواهد بود؛ زیرا بنابر نظریۀ [[نفی]] [[خدای حکیم]]، آنچه در [[جهان]] [[حکومت]] می‌کند، [[قدرت]] غالب است که حقیقتی در [[جهان]]، [[برتر]] از آن نیست و هر قدرتی که بر قدرتی دیگر [[غلبه]] کند، نمایندۀ [[حقیقت]] [[حاکم]] بر [[جهان]] خواهد بود.
[[جهان‌بینی الحادی]]، وجود [[خالق]] [[حکیم]] و عادلی را در [[جهان]] [[نفی]] می‌کند، از این نوع [[جهان‌بینی]] عمومی، به طور منطقی، [[جهان‌بینی سیاسی]] مبتنی بر قاعدۀ "[[زور]] =[[حق]]" نتیجه گرفته می‌شود. با نفی وجود [[مدیریت]] و [[حاکمیت]] مبتنی بر [[عقل]] و [[حکمت]] در سراسر جهان، دلیلی برای تفکیک بین حقّانیت و [[قدرت]] وجود نخواهد داشت و حقّانیت، همواره تابع قدرت و زور خواهد بود؛ زیرا بنابر نظریۀ نفی [[خدای حکیم]]، آنچه در جهان [[حکومت]] می‌کند، قدرت غالب است که حقیقتی در جهان، [[برتر]] از آن نیست و هر قدرتی که بر قدرتی دیگر [[غلبه]] کند، نمایندۀ [[حقیقت]] [[حاکم]] بر جهان خواهد بود.


این [[جهان‌بینی سیاسی]]، نظریۀ [[سیاسی]] مبتنی بر [[مشروعیت]] هر نوع تسلّط [[سیاسی]] را نتیجه می‌دهد و در حقیقت هر نوع نظریۀ [[سیاسی]] [[معتقد]] به تساوی حقّانیت و [[مشروعیت]] با [[قدرت]]، تنها با [[جهان‌بینی سیاسی]] برخاسته از [[جهان‌بینی الحادی]] قابل توجیه است.
این جهان‌بینی سیاسی، نظریۀ [[سیاسی]] مبتنی بر [[مشروعیت]] هر نوع تسلّط سیاسی را نتیجه می‌دهد و در حقیقت هر نوع نظریۀ سیاسی [[معتقد]] به [[تساوی]] حقّانیت و مشروعیت با قدرت، تنها با جهان‌بینی سیاسی برخاسته از جهان‌بینی الحادی قابل توجیه است.


بر مبنای [[جهان‌بینی الهی]] است که در عالم [[سیاست]]، [[مشروعیت]] از [[قدرت]] قابل تفکیک است و تلازمی بین قدرت داشتن و مشروعیت داشتن وجود ندارد. و در این صورت است که در عالم [[سیاست]]، این بحث راه پیدا می‌کند که [[قدرت]] باید از [[مشروعیت]] و [[حقانیت]] برخوردار باشد و قدرتی که [[دلیل]] بر [[مشروعیت]] و [[حقانیت]] آن نیست، [[مشروعیت]] ندارد و از [[حقّ]] [[امر و نهی]] و اِعمال [[سیاست]] برخوردار نیست؛ زیرا به [[دلیل]] وجود خدای کاملی که [[حق]] [[سیاست]] [[مشروع]] یعنی [[امر و نهی]] عادلانه لازم ذاتی اوست، تنها قدرتی [[مشروع]] و از حقّانیت برخوردار است که [[مشروعیت]] [[امر و نهی]] خود را از او گرفته باشد؛ و هر نوع [[سیاست]] و [[امر و نهی]] غیر مستند به [[اذن]] او، [[اعمال]] قدرتی [[نامشروع]] و نا‌بحقّ خواهد بود؛ لکن بنا بر [[نفی]] وجود [[خدای حکیم]] و [[نفی]] [[جهان‌بینی سیاسی]] [[معتقد]] به وجود منبع اصلی و ذاتی برای [[مشروعیت]] [[سیاست]] و [[امر و نهی]]، معیار و ملاکی برای [[مشروعیت]] [[امر و نهی]] و [[سیاست]] وجود نخواهد داشت؛ زیرا همۀ [[انسان‌ها]] نسبت به [[حق]] [[امر و نهی]] و [[سیاست]]، در [[شأن]] و رتبۀ واحدی قرار دارند و تنها امتیازی که در این زمینه برای [[انسانی]] معین یا گروه [[انسانی]] معینی پدیدار می‌گردد، [[امتیاز]] برخورداری از [[قدرت]] و [[زور]] بیشتری است که بتواند به وسیلۀ آن، دیگران را در برابر خود وادار به [[فروتنی]] و [[فرمانبرداری]] و [[تبعیت]] کند. در این صورت است که [[مشروعیت]] و [[حقانیت]]، معنایی به جز [[زور]] و [[قدرت]] و تسلّط و [[قهر]] نخواهد داشت.
بر مبنای [[جهان‌بینی الهی]] است که در عالم [[سیاست]]، مشروعیت از قدرت قابل تفکیک است و تلازمی بین قدرت داشتن و مشروعیت داشتن وجود ندارد. و در این صورت است که در عالم سیاست، این بحث راه پیدا می‌کند که قدرت باید از مشروعیت و حقانیت برخوردار باشد و قدرتی که دلیل بر مشروعیت و حقانیت آن نیست، مشروعیت ندارد و از [[حقّ]] [[امر و نهی]] و اِعمال سیاست برخوردار نیست؛ زیرا به دلیل وجود خدای کاملی که حق سیاست [[مشروع]] یعنی امر و نهی عادلانه لازم ذاتی اوست، تنها قدرتی مشروع و از حقّانیت برخوردار است که مشروعیت امر و نهی خود را از او گرفته باشد؛ و هر نوع سیاست و امر و نهی غیر مستند به [[اذن]] او، [[اعمال]] قدرتی [[نامشروع]] و نا‌بحقّ خواهد بود؛ لکن بنا بر نفی وجود خدای حکیم و نفی جهان‌بینی سیاسی معتقد به وجود منبع اصلی و ذاتی برای مشروعیت سیاست و امر و نهی، معیار و ملاکی برای مشروعیت [[امر و نهی]] و [[سیاست]] وجود نخواهد داشت؛ زیرا همۀ [[انسان‌ها]] نسبت به [[حق امر و نهی]] و سیاست، در [[شأن]] و رتبۀ واحدی قرار دارند و تنها امتیازی که در این زمینه برای [[انسانی]] معین یا گروه انسانی معینی پدیدار می‌گردد، امتیاز برخورداری از [[قدرت]] و [[زور]] بیشتری است که بتواند به وسیلۀ آن، دیگران را در برابر خود وادار به [[فروتنی]] و [[فرمانبرداری]] و [[تبعیت]] کند. در این صورت است که [[مشروعیت]] و حقانیت، معنایی به جز زور و قدرت و تسلّط و قهر نخواهد داشت.


بنابر آنچه گفتیم؛ [[جهان‌بینی الحادی]]، مبنای توجیه آن دسته از نظریه‌های [[سیاسی]] است که [[حاکمان]] زورگو و [[مستبد]] را [[خدایان]] و [[فرمانروایان]] مطلقی می‌دانند که هیچکس را [[حق]] [[سرکشی]] در برابر [[قدرت]] آنها نیست و هر چه را که آنان بخواهند و بپسندند، [[حق]] و خیر مطلق است و [[حق]] و [[خیر و خوبی]] و سعادتی فراتر از خواسته و ایده و [[پندار]] آنان نیست. این همان گفتاری است که [[خدای متعال]] از قول [[فرعون]] [[طغیانگر]] [[سبکسر]] [[مصر]] [[نقل]] می‌کند که به [[قوم]] خود می‌گفت: {{متن قرآن|مَا أُرِيكُمْ إِلَّا مَا أَرَى وَمَا أَهْدِيكُمْ إِلَّا سَبِيلَ الرَّشَادِ}}<ref>«آنچه به شما نشان می‌دهم همان است که می‌اندیشم و شما را جز به راه نیک و درست راهنمایی نمی‌کنم» سوره غافر، آیه ۲۹.</ref>.
بنابر آنچه گفتیم؛ [[جهان‌بینی الحادی]]، مبنای توجیه آن دسته از نظریه‌های [[سیاسی]] است که [[حاکمان]] زورگو و [[مستبد]] را خدایان و [[فرمانروایان]] مطلقی می‌دانند که هیچکس را [[حق]] [[سرکشی]] در برابر قدرت آنها نیست و هر چه را که آنان بخواهند و بپسندند، [[حق]] و خیر مطلق است و حق و [[خیر و خوبی]] و سعادتی فراتر از خواسته و ایده و پندار آنان نیست. این همان گفتاری است که [[خدای متعال]] از قول [[فرعون]] [[طغیانگر]] سبکسر [[مصر]] نقل می‌کند که به [[قوم]] خود می‌گفت: {{متن قرآن|مَا أُرِيكُمْ إِلَّا مَا أَرَى وَمَا أَهْدِيكُمْ إِلَّا سَبِيلَ الرَّشَادِ}}<ref>«آنچه به شما نشان می‌دهم همان است که می‌اندیشم و شما را جز به راه نیک و درست راهنمایی نمی‌کنم» سوره غافر، آیه ۲۹.</ref>.


نظریه‌های [[سیاسی]] مبتنی بر [[نفی]] وجود [[خداوند]] حاکمی که [[حقانیت]] و [[مشروعیت حکومت]] و [[امر و نهی]]، ذاتی او باشد، همگی در این نتیجه که [[زور]]، مساوی با [[حق]] است یکسانند و تفاوت چندانی بین آنکه این [[زور]]، در دست یک فرد یا چند فرد قرار گیرد یا با [[رضایت]] دیگر افراد به دست آمده باشد یا بدون [[رضایت]] آنها، وجود ندارد؛ لهذا [[سرنوشت]] رژیم‌های [[استبدادی]] [[الحادی]]، با رژیم‌های [[دموکراسی]] [[الحادی]]، [[سرنوشت]] واحدی است و هر دو نوع رژیم و همۀ رژیم‌های [[سیاسی]] مبتنی بر [[جهان‌بینی سیاسی]] [[الحادی]] به یک نتیجه منتهی می‌شود و آن اینکه خواستۀ فرد یا افراد خاصی از [[جامعه]]، بدون وجود توجیه منطقی و معقول خاصی، بلکه تنها به [[دلیل]] چنگانداختن به [[قدرت]] و [[زور]] به گونه‌ای نامحدود، بر خواستۀ دیگران [[برتری]] می‌یابد و ملاک خوبی، [[خیر]]، [[خوشی]] و [[سعادت]] [[جامعه]] قرار می‌گیرد<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۱ (کتاب)|فقه نظام سیاسی اسلام]]، ج۱، ص۸۳-۸۵.</ref>.
نظریه‌های سیاسی مبتنی بر [[نفی]] وجود خداوند حاکمی که حقانیت و [[مشروعیت حکومت]] و [[امر و نهی]]، ذاتی او باشد، همگی در این نتیجه که زور، مساوی با حق است یکسانند و تفاوت چندانی بین آنکه این زور، در دست یک فرد یا چند فرد قرار گیرد یا با [[رضایت]] دیگر افراد به دست آمده باشد یا بدون رضایت آنها، وجود ندارد؛ لهذا [[سرنوشت]] رژیم‌های [[استبدادی]] [[الحادی]]، با رژیم‌های [[دموکراسی]] الحادی، سرنوشت واحدی است و هر دو نوع [[رژیم]] و همۀ [[رژیم‌های سیاسی]] مبتنی بر [[جهان‌بینی سیاسی]] الحادی به یک نتیجه منتهی می‌شود و آن اینکه خواستۀ فرد یا افراد خاصی از [[جامعه]]، بدون وجود توجیه منطقی و معقول خاصی، بلکه تنها به دلیل چنگانداختن به قدرت و زور به گونه‌ای نامحدود، بر خواستۀ دیگران [[برتری]] می‌یابد و ملاک خوبی، [[خیر]]، [[خوشی]] و [[سعادت]] [[جامعه]] قرار می‌گیرد<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۱ (کتاب)|فقه نظام سیاسی اسلام ج۱]]، ص۸۳-۸۵.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
۱۲۹٬۷۴۳

ویرایش