←اثبات صدق خداوند
| خط ۶۱: | خط ۶۱: | ||
==مبدا بودن [[خدا]] برای [[صدق]] و [[حق]]== | ==مبدا بودن [[خدا]] برای [[صدق]] و [[حق]]== | ||
مبدأ بودن خدا برای صدق و حق از این روست که صدق و [[حقانیت]] قول و [[اعتقاد]] و عمل، به مطابقت آنها با [[سنت]] جاری در وجود است و آن وجود فعل خداست و در [[حقیقت]]، حقانیت قول و اعتقاد و عمل به [[مشیت]] و [[اراده]] اوست<ref>المیزان، ج ۱۰، ص۵۷.</ref>، چنانکه در [[آیه]] {{متن قرآن|الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ}}<ref>«حق از (آن) پروردگار توست پس هیچگاه از دو دلان مباش!» سوره بقره، آیه ۱۴۷.</ref> به مبدأ بودن [[خداوند]] برای حق تصریح شده است. آیه یادشده از بدیعترین بیانهای [[قرآنی]] است؛ زیرا «حق» در آن به جای «مع» با «مِن» ابتدائیه همراه شده است، چون در تعبیر نخست، شائبه [[شرک]] و در حقیقت نسبت دادن عجز به خداوند هست؛ توضیح آنکه [[انسان]]، سخنان حق و قضایای ثابت در نفس الامر را از [[واقعیت]] وجود خارجی بهدست میآورد، هرچند آن سخنان و قضایا [[قطعی]] و تغییرناپذیرند و تمام وجود از آنِ خداست<ref>المیزان، ج ۳، ص۲۱۳.</ref> و در وجود، [[کذب]] نیست، چنانکه در عدم، صدق نیست. صدق، وجود محض است که با عدم نسبتی ندارد و کذب، عدم محض است که با وجود نسبتی ندارد<ref>الفتوحات المکیه، ج ۱۲، ص۴۲۹.</ref>. بنابراین خدا افزون بر آنکه ذاتش حق است، مبدأ هر حقی است که جز خود اوست و هر حقی به وی منتهی میشود، چنانکه مبدأ هر چیزی است<ref>المیزان، ج ۳، ص۲۱۳؛ ج ۱۶، ص۷۳.</ref> و هر صدق و صادقی از سوی اوست.<ref>الاسنی فی شرح اسماء الله الحسنی، ص۴۵۶.</ref><ref>[[سید رضا اسحاقنیا تربتی|اسحاقنیا تربتی، سید رضا]]، [[صادق / اسماء و صفات (مقاله)|مقاله «صادق / اسماء و صفات»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۲۰.</ref> | مبدأ بودن خدا برای صدق و حق از این روست که صدق و [[حقانیت]] قول و [[اعتقاد]] و عمل، به مطابقت آنها با [[سنت]] جاری در وجود است و آن وجود فعل خداست و در [[حقیقت]]، حقانیت قول و اعتقاد و عمل به [[مشیت]] و [[اراده]] اوست<ref>المیزان، ج ۱۰، ص۵۷.</ref>، چنانکه در [[آیه]] {{متن قرآن|الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ}}<ref>«حق از (آن) پروردگار توست پس هیچگاه از دو دلان مباش!» سوره بقره، آیه ۱۴۷.</ref> به مبدأ بودن [[خداوند]] برای حق تصریح شده است. آیه یادشده از بدیعترین بیانهای [[قرآنی]] است؛ زیرا «حق» در آن به جای «مع» با «مِن» ابتدائیه همراه شده است، چون در تعبیر نخست، شائبه [[شرک]] و در حقیقت نسبت دادن عجز به خداوند هست؛ توضیح آنکه [[انسان]]، سخنان حق و قضایای ثابت در نفس الامر را از [[واقعیت]] وجود خارجی بهدست میآورد، هرچند آن سخنان و قضایا [[قطعی]] و تغییرناپذیرند و تمام وجود از آنِ خداست<ref>المیزان، ج ۳، ص۲۱۳.</ref> و در وجود، [[کذب]] نیست، چنانکه در عدم، صدق نیست. صدق، وجود محض است که با عدم نسبتی ندارد و کذب، عدم محض است که با وجود نسبتی ندارد<ref>الفتوحات المکیه، ج ۱۲، ص۴۲۹.</ref>. بنابراین خدا افزون بر آنکه ذاتش حق است، مبدأ هر حقی است که جز خود اوست و هر حقی به وی منتهی میشود، چنانکه مبدأ هر چیزی است<ref>المیزان، ج ۳، ص۲۱۳؛ ج ۱۶، ص۷۳.</ref> و هر صدق و صادقی از سوی اوست.<ref>الاسنی فی شرح اسماء الله الحسنی، ص۴۵۶.</ref><ref>[[سید رضا اسحاقنیا تربتی|اسحاقنیا تربتی، سید رضا]]، [[صادق / اسماء و صفات (مقاله)|مقاله «صادق / اسماء و صفات»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۲۰.</ref> | ||
==[[راستی در گفتار]]، عمل و [[اعتقاد]]== | ==[[راستی در گفتار]]، عمل و [[اعتقاد]]== | ||