اصول آموزشی: تفاوت میان نسخه‌ها

۲۲٬۹۷۹ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۳ ژوئن ۲۰۲۵
(صفحه‌ای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = تعلیم | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط = }} == مقدمه == اصول آموزشی عبارت است از: مجموعه قواعد کلی آموزشی که بر اساس مبانی و اهداف آموزشی، انشا می‌شود و راهنمای عمل آموزگار قرار گرفته، رفتار آموزشی...» ایجاد کرد)
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۴۹: خط ۴۹:
[[امام حسین]]{{ع}} [[پرسش‌ها]] را مطرح کرد و اعرابی به همه آنها پاسخ گفت؛ در نتیجه امام{{ع}}، [[انگشتر]] خود را با کیسه‌ای حاوی هزار دینار به او داد و فرمود: دینارها را به طلبکاران بده و انگشتر را نیز در مخارج [[زندگی]] صرف کن».
[[امام حسین]]{{ع}} [[پرسش‌ها]] را مطرح کرد و اعرابی به همه آنها پاسخ گفت؛ در نتیجه امام{{ع}}، [[انگشتر]] خود را با کیسه‌ای حاوی هزار دینار به او داد و فرمود: دینارها را به طلبکاران بده و انگشتر را نیز در مخارج [[زندگی]] صرف کن».
این‌گونه برخوردهای [[معصومان]]{{عم}} نیز باعث [[تشویق]] [[اصحاب]] به [[فراگیری علم]] و تقویت انگیزه آنان می‌شد.<ref>[[سید علی حسینی‌زاده|حسینی‌زاده، سید علی]]، [[نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی (کتاب)|نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی]]، ص ۳۷.</ref>
این‌گونه برخوردهای [[معصومان]]{{عم}} نیز باعث [[تشویق]] [[اصحاب]] به [[فراگیری علم]] و تقویت انگیزه آنان می‌شد.<ref>[[سید علی حسینی‌زاده|حسینی‌زاده، سید علی]]، [[نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی (کتاب)|نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی]]، ص ۳۷.</ref>
==اصل [[کوشش]]==
از دیگر [[اصول آموزشی]] در [[سیره معصومان]]{{عم}}، کوشش فعالیت یادگیرنده است؛ یعنی کسی که می‌خواهد در مسائل [[علمی]] و [[دینی]] عالم و دانشمند شود، باید خود در این زمینه فعال باشد، نه اینکه تنها منفعل و گیرنده باشد و [[منتظر]] بماند که [[معلم]] و استاد مطالب خود را بیان کند و او تنها گوشی باشد برای شنیدن و ضبط مطالب آنها. فراگیر باید با انگیزه و فعال، در پی [[فراگیری علم]] باشد و در مسائل علمی و دینی کندوکاو کند، تا - دست‌کم - پرسش‌های لازم را فراهم آورد و از معلم و استاد در پاسخ به پرسش‌های خویش کمک بگیرد.
این ویژگی در سیره معصومان{{عم}} بیشتر در مورد کسانی است که قصد دارند عالم و دانشمند شوند نه عموم [[مردم]]. درباره عموم مردم سعی [[معصومان]]{{عم}} بر این بوده که مطالب لازم دینی را در هر فرصتی به آنان بیاموزند، اگرچه آنان خود کوششی در این زمینه نداشته باشند؛ زیرا [[آموزش]] مسائل دینی به [[مسلمانان]]، [[وظیفه عالمان]] [[دین]]، به ویژه معصومان{{عم}} است؛ البته معصومان{{عم}}، اغلب در مورد عموم مردم نیز می‌کوشیدند تا به شیوه‌های گوناگونی توجه و انگیزه آنان را برانگیزانند. [[راز]] این مطلب در این نهفته که عالم و دانشمند کسی است که [[علم]] را به [[فهم]] [[عقل]] و [[قلب]] و با تمام وجود خود [[درک]] کند، نه این#که تنها مطالبی را در [[ذهن]] و [[حافظه]] [[خود نگهداری]] کند. [[امام صادق]]{{ع}} از [[حضرت علی]]{{ع}} نقل فرمود که: {{متن حدیث|... أَلَا لَا خَيْرَ فِي عِلْمٍ لَيْسَ فِيهِ تَفَهُّمٌ، أَلَا لَا خَيْرَ فِي قِرَاءَةٍ لَيْسَ فِيهَا تَدَبُّرٌ...}}<ref>بحارالانوار، ج۲، ص۴۸.</ref>؛ «[[آگاه]] باشید! علمی که در آن فهم نباشد، خیری ندارد؛ آگاه باشید! علمی که در آن [[تدبّر]] نباشد، خیری ندارد.»...
[[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرمود: {{متن حدیث|الْعِلْمُ عِلْمَانِ: عِلْمٌ فِي الْقَلْبِ فَذَلِكَ الْعِلْمُ النَّافِعُ وَ عِلْمٌ فِي اللِّسَانِ فَذَلِكَ حُجَّةٌ عَلَى الْعِبَادِ}}<ref>بحارالانوار، ج۲، ص۳۷.</ref>؛ «علم دو قسم است: علمی که در [[نفس انسان]] [[رسوخ]] کرده است؛ پس این [[علم]] مفید می‌باشد و [[علمی]] که بر زبان است؛ پس این علم [در [[قیامت]] [[[حجت]] بر [[بندگان]] است».
علمی که در نفس [[رسوخ]] کرده، مانند چشمه‌ای است که همواره می‌جوشد؛ اما [[علمی]] که تنها در [[حافظه]] باشد، مانند منبع آبی است که تنها برای مدت کوتاهی آب دارد و زود فروکش می‌کند.
علی{{ع}}، در عبارتی دیگر می‌فرماید: {{متن حدیث|الْعِلْمُ عِلْمَانِ: مَطْبُوعٌ وَ مَسْمُوعٌ وَ لَا يَنْفَعُ الْمَسْمُوعُ إِذَا لَمْ يَكُنِ الْمَطْبُوعُ}}<ref>نهج‌البلاغه، حکمت ۳۳۸.</ref>؛ «[[دانش]] دو گونه است: دانشی که از [[درون انسان]] مایه و ریشه گرفته و دانشی که از دیگران شنیده شده و تنها در حافظه جای گرفته است. اگر قسم دوم نباشد، قسم اول سودمند نخواهد بود».
همچنین آن حضرت در سخنی دیگر، [[علم]] را دارای درجه‌هایی متعدد می‌داند و علمی را که تنها بر زبان جاری و [[فهم]] نشده است، فروترین درجه و علمی را که در اعضا و جوارح نمایان شود فراترین درجه علم می‌داند و می‌فرماید: {{متن حدیث|أَوْضَعُ الْعِلْمِ مَا وُقِفَ عَلَى اللِّسَانِ وَ أَرْفَعُهُ مَا ظَهَرَ فِي الْجَوَارِحِ وَ الْأَرْكَانِ}}<ref>نهج‌البلاغه، حکمت ۹۲.</ref>.
روشن است که بین فروترین و فراترین درجه در این میان درجات متعدد دیگری وجود دارد که هر یک دارای مطلوبیت متفاوت است. از جمله علمی که به [[عقل]] و [[قلب]] [[درک]] شده باشد که در [[سخن پیامبر]]{{صل}} به آن اشاره شده بود و درجه مطلوبیت آن گرچه نسبتاً بالا است ولی از علمی که در عمل نیز به کار گرفته شود [[پایین‌تر]] است و اگر این علم در عمل نیز جاری شود هم از عمق بیشتری برخوردار خواهد بود و هم [[ارزش]] کاربردی را دارد پس دارای مطلوبیتی بیش از مرحله قبل خواهد بود.
[[معصومان]]{{عم}} همواره می‌کوشیدند تا شاگردان خود را به کندوکاو در مسائل علمی وادارند، به گونه‌ای که - دست‌کم - [[پرسش]] را خود بیابند و پاسخ را از [[امام]] بشنوند؛ در این صورت پاسخ در برابر یک نیاز درونی است و فراگیر آن را به خوبی درک می‌کند و اگر اشکال و ابهامی نیز درباره آن داشته باشد با [[پرسش از امام]] آن را رفع کرده و [[علم]] را از مرحله [[سمع]] به مرحله [[فهم]] می‌رساند.
شیوه [[تدریس امام]] [[باقر]] و [[امام صادق]]{{ع}} و به‌طور کلی همه [[معصومان]]{{عم}}، بدین‌گونه بود که همواره [[پرسش]] از سوی شاگردان و [[اصحاب]] بود و پاسخ از سوی ایشان. «عماد زاده» در این باره می‌نویسد:
«در [[مسجد]] پس از [[نماز]] [[امام]]{{ع}} رو به [[مردم]] می‌کرد و یا حلقه درس طوری بود که صدر و ذیل نداشت و [[امام]]{{ع}} احتیاجات [[روز]] مردم را که یک یک می‌پرسیدند، به آنان می‌آموخت و می‌فرمود: بپرسید هرچه می‌خواهید. هر یک از افراد، بر اساس مقتضای نیاز [[روحی]] و [[معنوی]] خود یا بر حسب احتیاجات محیط [[زندگی]] و [[احکام دین]]، مسائلی می‌پرسید و امام به او پاسخ می‌داد و سایرین هم می‌شنیدند»<ref>زندگانی [[معلم]] کبیر، امام جعفر صادق{{ع}}، ج۲، ص۹۹.</ref>.
البته گاه [[معصومان]]{{عم}} حتی به مجرد شنیدن سؤال [[اصحاب]] نیز سریع پاسخ نمی‌گفتند، بلکه تلاش می‌کردند تا پاسخ را نیز از خود [[پرسش]] کننده بشنوند و او را در بحث درگیر کنند. به این [[سیره]] توجه کنید:
[[محمد بن منصور]] می‌گوید: از [[امام باقر]] یا صادق{{ع}} درباره [[آیه]] {{متن قرآن|وَإِذَا فَعَلُوا فَاحِشَةً قَالُوا وَجَدْنَا عَلَيْهَا آبَاءَنَا وَاللَّهُ أَمَرَنَا بِهَا قُلْ إِنَّ اللَّهَ لَا يَأْمُرُ بِالْفَحْشَاءِ...}}<ref>«و چون کاری زشت کنند گویند: پدرانمان را بر همین کار یافته‌ایم و خداوند ما را به آن فرمان داده است، بگو: بی‌گمان خداوند به کار زشت فرمان نمی‌دهد» سوره اعراف، آیه ۲۸.</ref> پرسیدم، امام فرمود: آیا کسی را دیده‌ای که [[گمان]] کند [[خدا]] به [[زنا]]، [[شرب خمر]] و نظیر این [[محرمات]] امر کند؟ گفتم: خیر؛ فرمود: پس این «فاحشه»‌ای که آنان ادعا می‌کنند خدا را بدان امرشان کرده، چیست؟ گفتم: خدا و ولیش بهتر می‌دانند؛ فرمود: این در مورد «[[ائمه]] [[جور]]» است که ادعا می‌کنند خدا آنان را به [[حکومت]] بر مردم امر کرده است و حال آن‌که خدا آنان را به چنین کاری امر نکرده است.»..<ref>{{متن حدیث|عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَنْصُورٍ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ {{متن قرآن|وَإِذَا فَعَلُوا فَاحِشَةً قَالُوا وَجَدْنَا عَلَيْهَا آبَاءَنَا وَاللَّهُ أَمَرَنَا بِهَا قُلْ إِنَّ اللَّهَ لَا يَأْمُرُ بِالْفَحْشَاءِ أَتَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ}} قَالَ: فَقَالَ: هَلْ رَأَيْتَ أَحَداً زَعَمَ أَنَّ اللَّهَ أَمَرَ بِالزِّنَا وَ شُرْبِ الْخَمْرِ أَوْ شَيْ‏ءٍ مِنْ هَذِهِ الْمَحَارِمِ؟! فَقُلْتُ: لَا. فَقَالَ: مَا هَذِهِ الْفَاحِشَةُ الَّتِي يَدَّعُونَ أَنَّ اللَّهَ أَمَرَهُمْ بِهَا؟ قُلْتُ: اللَّهُ أَعْلَمُ وَ وَلِيُّهُ. قَالَ: فَإِنَّ هَذَا فِي أَئِمَّةِ الْجَوْرِ ادَّعَوْا أَنَّ اللَّهَ أَمَرَهُمْ بِالائْتِمَامِ بِقَوْمٍ لَمْ يَأْمُرْهُمُ اللَّهُ بِالائْتِمَامِ بِهِمْ فَرَدَّ اللَّهُ ذَلِكَ عَلَيْهِمْ فَأَخْبَرَ أَنَّهُمْ قَدْ قَالُوا عَلَيْهِ الْكَذِبَ وَ سَمَّى ذَلِكَ مِنْهُمْ فَاحِشَةً}} (الکافی، ج۱، ص۳۷۳).</ref>.
در این [[سیره]]، افزون بر اینکه ابتدا [[پرسش]] از سوی [[شاگرد]] مطرح شد، [[امام]] در پاسخ نیز او را شرکت داد تا خود [[فکر]] کند و در بحث درگیر شود.
[[پیامبر]]{{صل}} فرمود: {{متن حدیث|تَعَلَّمُوا الْعِلْمَ فَإِنَّ تَعَلُّمَهُ حَسَنَةٌ وَ مُدَارَسَتَهُ تَسْبِيحٌ وَ الْبَحْثَ عَنْهُ جِهَادٌ}}<ref>تحف العقول، ص۲۸.</ref>؛ «[[علم]] بیاموزید؛ زیرا [[آموختن علم]] [[حسنه]] و بحث و [[گفتگو]] از آن [[تسبیح]] و [[کاوش]] از آن [[جهاد]] و... است»؛ یعنی هرچه [[کوشش]] فراگیران در امر [[آموزش]] و [[یادگیری]] بیشتر شود [[ارزش]] آن نیز افزایش می‌یابد؛ چنان‌که حسنه ([[کار نیک]]) خوب است، اما [[تسبیح خدا]] از آن بهتر و [[جهاد در راه خدا]] از آن دو نیز بهتر می‌باشد.
همچنین [[امام باقر]]{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|إِذَا حَدَّثْتُكُمْ بِشَيْ‏ءٍ فَاسْأَلُونِي مِنْ كِتَابِ اللَّهِ}}<ref>الکافی، ج۱، ص۶۰.</ref>؛ «هرگاه مطلبی را برای شما بیان کردم از دلیل آن در [[قرآن]] بپرسید».
البته پاسخ‌های [[معصومان]]{{عم}} نیز اغلب پاسخ‌های کلی و سربسته بوده است، تا کسانی که [[استعداد]]، [[فهم]]، [[شوق]] و [[اشتیاق]] لازم را دارند، با طرح پرسش‌هایی دیگر، به عمق آن برسند. این پاسخ کلی نه از سر [[بخل]] است که آنها خود بیشترین [[مذمت]] را نثار بخل [[علمی]] کرده‌اند، بلکه این کلی‌گویی ازآن‌رو است که اولاً، به تدریج و مرحله به مرحله آموزش دهند و ثانیاً، کسانی که استعداد لازم را دارند و یا به علم علاقه دارند، با طرح پرسش و کنکاش بیشتر با امام، هم خود در [[کسب دانش]] دخیل باشند و هم به ژرفای مفاهیم علمی برسند؛ چراکه ارائه [[دانش]] به کسانی که استعداد و [[لیاقت]] آن را ندارند، افزون بر ضایع کردن علم، سبب [[گمراهی]] آنان نیز می‌شود. پیامبر{{صل}} فرمود: {{متن حدیث|لَا تُؤْتُوا الْحِكْمَةَ غَيْرَ أَهْلِهَا فَتَظْلِمُوهَا وَ لَا تَمْنَعُوهَا أَهْلَهَا فَتَظْلِمُوهُمْ}}<ref>بحارالانوار، ج۲، ص۷۸.</ref>؛ «[[حکمت]] را به غیر اهلش ندهید که اگر چنین کنید، به حکمت [[ظلم]] کرده‌اید و آن را از اهلش دریغ مدارید که اگر چنین کنید، به آن شخص ظلم کرده‌اید»؛ بنابراین، فعالیت و [[کوشش]] فراگیران [[دانش]] از [[اصول آموزشی]] [[معصومان]]{{عم}} محسوب می‌شود. این اصل آثار [[آموزشی]] فراوانی را به دنبال دارد که به بیان برخی از آنها می‌پردازیم.
===آثار آموزشی===
# آموزشی که بر کوشش دانش‌آموز [[استوار]] باشد بر عمق [[یادگیری]] می‌افزاید؛ زیرا یادگیری درجه‌هایی دارد که پایین‌ترین آنها یادسپاری یا [[حفظ]] است؛ پس از آن، [[فهم]] و [[درک]] مطلب و سپس [[یقین]] به آن و در نهایت، کار برد آن در عمل می‌باشد؛ بنابراین، هرچه فراگیر در یادگیری نقش چشمگیر داشته باشد، یادگیری او دقیق‌تر و عمیق‌تر خواهد بود. در [[روایات]]، این مطلب در قالب مراحل [[علم]] و [[آموزش]] بیان شده است. علی{{ع}} در روایتی، در پاسخ به شخصی که از او توصیه‌ای خواست، چهار مرحله برای یادگیری بیان فرمود: {{متن حدیث|أَيُّهَا الْإِنْسَانُ! اسْمَعْ! ثُمَّ اسْتَفْهِمْ، ثُمَّ اسْتَيْقِنْ، ثُمَّ اسْتَعْمِلْ...}}<ref>مجموعه ورام، ص۴۸۰.</ref>؛ «بشنو، سپس بفهم، سپس یقین کن و پس از آن، به‌کار بند». در این [[روایت]] بالاترین [[هدف]] از یادگیری و یا به عبارتی بالاترین درجه یادگیری، عمل به آموخته‌ها بیان شده است که هر یادگیرنده باید متوجه آن نیز باشد. آموزشی که بر تلاش دانش‌آموز استوار باشد، دست‌کم، یادگیری را تا مرحله دوم و سوم عمق می‌بخشد و همین زمینه‌ای می‌شود برای اجرای آن در مرحله چهارم. اجرای آموخته‌ها در عمل نیز خود، عامل دیگری در [[پایداری]] و عمق بخشیدن به یادگیری است. به‌طور کلی از دیدگاه معصومان{{عم}}، [[علمی]] که تنها بر زبان جاری باشد، علم به [[حساب]] نمی‌آید. [[امام سجاد]]{{ع}} در پاسخ به «[[زهری]]» فرمود: «علم آن چیزی است که با آن [[شناخت]] حاصل شود». زهری می‌گوید: [[حدیثی]] را برای [[علی بن الحسین]]{{ع}} نقل کردم؛ [[امام]] فرمود: «آفرین! ما نیز این‌گونه شنیده‌ایم»؛ گفتم: [[حدیثی]] را نقل نکردم مگر اینکه شما از من به آن عالم‌تر بودید! [[امام]] فرمود: «چنین مگو! مادام که چیزی شناخته نشده است، [[علم]] نیست؛ علم وقتی است که [[شناختی]] حاصل شود»<ref>{{متن حدیث|عَنِ الزُّهْرِيِّ قَالَ: حَدَّثْتُ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ بِحَدِيثٍ فَلَمَّا فَرَغْتُ قَالَ: أَحْسَنْتَ بَارَكَ اللَّهُ فِيكَ! هَكَذَا سَمِعْنَاهُ. قَالَ: فَقُلْتُ: لَا أَرَانِي حَدَّثْتُ حَدِيثاً أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ مِنِّي! قَالَ: لَا تَفْعَلْ ذَلِكَ فَلَيْسَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَمْ يُعْرَفْ إِنَّمَا مَعْنَى الْعِلْمِ مَا عُرِفَ}} (کشف الغمة، ج۲، ص۳۱۳).</ref>؛ یعنی تو که تنها [[حدیث]] را در [[ذهن]] و [[حافظه]] خود داری و معنی آن را نفهمیده‌ای عالم نیستی، بلکه عالم کسی است که آنچه را می‌شنود، بفهمد. شاید مراد [[امام]] از این نیز بالاتر باشد؛ یعنی تو که حدیث را از ما گرفته‌ای، هرچند، افزودن بر [[حفظ]]، [[فهم]] نیز کرده باشی، عالم نیستی. عالم کسی است که علم را [[کشف]] کند. البته فهم آنچه دیگران کشف و [[تولید]] کرده‌اند مقدمه‌ای برای کشف علم و عالم شدن است.
# [[کوشش]] دانش‌پژوه، [[آموزش]] را از حالت یکنواختی و طالب [[دانش]] را از کسالت و [[بی‌حالی]]، [[نجات]] داده، تحرک و تنوع را بر فرایند آموزش و [[شادی]] و [[نشاط]] را بر [[دانش‌آموزان]] [[حاکم]] می‌کند. این امر خود عامل مؤثری در کیفیت بخشیدن به آموزش و [[یادگیری]] است.
# تلاش دانشجو او را به دانشجوی [[واقعی]] تبدیل می‌کند. «دانش‌آموز» در سطح‌های پایین [[آموزشی]] مطرح است ولی در سطح‌های بالاتر بر او «دانشجو» اطلاق می‌شود. دانشجو، کسی است که خود در جستجوی دانش است و برای او جز [[روش آموزش]] فعال، مناسب نیست.
# تلاش دانش‌آموز، [[معلم]] و استاد را با نیاز واقعی او، و حتی نیاز واقعی [[جامعه]] و مسائل و [[مشکلات]] گوناگون آشنا می‌سازد؛ در نتیجه تلاش‌های آموزشی او متوجه مسائل و مشکلات دانش‌آموز و جامعه می‌شود؛ بنابراین تلاش‌ها و یادگیری‌ها، هم زمینه قبلی دارد و هم به عمل می‌انجامد و این دو عامل در یادگیری بهتر و عمیق‌تر، بسیار مؤثر است.
#با توجه به تعداد [[دانشجویان]] و تفاوت ذهنیت‌ها و سلیقه‌ها، فعالیت مستقیم آموزشی هر یک از آنان می‌تواند زوایای گوناگون یک موضوع را مورد بررسی قرار دهد؛ از این‌رو [[آموزش]] فعّال، گستره [[یادگیری]] را نیز افزایش می‌دهد و از این جهت نیز بر کیفیت آموزش می‌افزاید.
#وقتی اساس تلاش‌های [[آموزشی]] بر عهده دانش‌آموز باشد، تنها کسانی به ادامه تحصیل موفق خواهند شد که به تحصیل [[عشق]] و علاقه دارند و از [[استعداد]] و [[توانایی]] لازم نیز برخوردارند و کسانی که استعداد و علاقه لازم را ندارند خود به خود از ادامه تحصیل بازمی‌مانند و [[سرمایه]] خود و [[جامعه]] را به هدر نمی‌دهند؛ افزون بر آن، [[آموزش]] فعال، خود انگیزش‌آفرین و استعدادپرور است و علاقه لازم را در [[دانش‌آموزان]] ایجاد می‌کند.
# [[استقلال]] دانش‌آموز نیز از دیگر امتیازاتی است که از فعالیت آموزشی او حاصل می‌شود. وقتی فعالیت اصلی آموزشی بر عهده دانش‌آموز باشد، وی – دست‌کم - به [[استقلال علمی]] آموزشی دست خواهد یافت و با گذراندن مدت کوتاهی از [[معلم]] و استاد [[بی‌نیاز]] خواهد شد و خود می‌تواند راه [[تحصیل علم]] را بپیماید؛ البته، افزون بر این، می‌توان گفت به‌طور کلی، در سایر زمینه‌ها نیز موجب استقلال دانش‌آموز خواهد شد؛ زیرا این اصل موجب [[حاکمیت]] [[روحیه]] استقلال‌طلبی در دانش‌آموز می‌شود.
#فعالیت دانش‌آموز در کار آموزشی، افزون بر همه این موارد، موجب ایجاد و تقویت انگیزه او در امر آموزش نیز می‌شود؛ زیرا [[موفقیت]] در هر کاری، به ویژه در مسائل [[علمی]]، هرچند در حد [[کشف]] و دسترسی به [[پرسش]] باشد، خود سرورآفرین و موجب تشویق [[انسان]] برای ادامه فعالیت است. در شرح حال خواجه [[طوس]] آورده‌اند: مدتی در حل مسأله‌ای علمی می‌کوشید تا اینکه در نیمه شبی به پاسخ آن دست یافت و فریاد برآورد: کجایند [[پادشاهان]] و شاهزادگان تا این [[لذت]] را دریابند!<ref>[[سید علی حسینی‌زاده|حسینی‌زاده، سید علی]]، [[نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی (کتاب)|نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی]]، ص ۴۱.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۸۰٬۱۵۳

ویرایش