اصول آموزشی: تفاوت میان نسخه‌ها

۳۵٬۳۶۰ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۳ ژوئن ۲۰۲۵
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۱۵۵: خط ۱۵۵:
[[طبرسی]] نیز در [[حدیثی]] از [[ابن عباس]] آورده است: {{متن عربی|كَانَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} إِذَا حَدَّثَ الْحَدِيثَ أَوْ سُئِلَ عَنِ الْأَمْرِ كَرَّرَهُ ثَلَاثاً لِيَفْهَمَ وَ يُفْهَمَ عَنْهُ}}<ref>بحارالانوار، ج۱۶، ص۲۳۴.</ref>؛ «[[پیامبر]]{{صل}} هرگاه حدیثی را بیان می‌کرد یا در مورد چیزی از او پرسشی می‌شد آن را سه بار تکرار می‌کرد تا سؤال خوب روشن و سخن او خوب فهمیده شود».
[[طبرسی]] نیز در [[حدیثی]] از [[ابن عباس]] آورده است: {{متن عربی|كَانَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} إِذَا حَدَّثَ الْحَدِيثَ أَوْ سُئِلَ عَنِ الْأَمْرِ كَرَّرَهُ ثَلَاثاً لِيَفْهَمَ وَ يُفْهَمَ عَنْهُ}}<ref>بحارالانوار، ج۱۶، ص۲۳۴.</ref>؛ «[[پیامبر]]{{صل}} هرگاه حدیثی را بیان می‌کرد یا در مورد چیزی از او پرسشی می‌شد آن را سه بار تکرار می‌کرد تا سؤال خوب روشن و سخن او خوب فهمیده شود».
تکرار مطلب، افزون بر اینکه موجب [[فهم]] بهتر آن می‌شود، [[تأمل]] و [[تفکر]] را نیز در آن باعث می‌گردد؛ البته بر اساس [[کلام]] [[ابن عباس]]، تکرار برای فهم مطلب بوده، ولی محدود به آن نیست و این برداشت ابن عباس است و ممکن است این تکرار دلیل‌های متعددی داشته باشد که یکی از آنها تأمل و تفکر در مطلب است، به ویژه آن‌که آن حضرت [[پرسش]] [[پرسشگر]] را نیز تکرار می‌کرد تا شاید خود پیامبر{{صل}} نیز در آن تأمل کند؛ همچنین در [[روایت]] دیگری از علی{{ع}} آمده است: {{متن حدیث|مَنْ أَسْرَعَ فِي الْجَوَابِ لَمْ يُدْرِكِ الصَّوَابَ}}<ref>غررالحکم، حدیث ۸۶۴۰.</ref>؛ «کسی که در پاسخ دادن [[عجله]] کند، پاسخ [[درستی]] نخواهد داد»؛ یعنی ابتدا باید در پرسش تأمل و تفکر کرد و آن را خوب فهمید؛ سپس به آن پاسخ داد.<ref>[[سید علی حسینی‌زاده|حسینی‌زاده، سید علی]]، [[نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی (کتاب)|نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی]]، ص ۵۲.</ref>
تکرار مطلب، افزون بر اینکه موجب [[فهم]] بهتر آن می‌شود، [[تأمل]] و [[تفکر]] را نیز در آن باعث می‌گردد؛ البته بر اساس [[کلام]] [[ابن عباس]]، تکرار برای فهم مطلب بوده، ولی محدود به آن نیست و این برداشت ابن عباس است و ممکن است این تکرار دلیل‌های متعددی داشته باشد که یکی از آنها تأمل و تفکر در مطلب است، به ویژه آن‌که آن حضرت [[پرسش]] [[پرسشگر]] را نیز تکرار می‌کرد تا شاید خود پیامبر{{صل}} نیز در آن تأمل کند؛ همچنین در [[روایت]] دیگری از علی{{ع}} آمده است: {{متن حدیث|مَنْ أَسْرَعَ فِي الْجَوَابِ لَمْ يُدْرِكِ الصَّوَابَ}}<ref>غررالحکم، حدیث ۸۶۴۰.</ref>؛ «کسی که در پاسخ دادن [[عجله]] کند، پاسخ [[درستی]] نخواهد داد»؛ یعنی ابتدا باید در پرسش تأمل و تفکر کرد و آن را خوب فهمید؛ سپس به آن پاسخ داد.<ref>[[سید علی حسینی‌زاده|حسینی‌زاده، سید علی]]، [[نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی (کتاب)|نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی]]، ص ۵۲.</ref>
==اصل [[استفاده از فرصت‌ها]]==
از جمله [[اصول آموزشی]] در [[سیره معصومان]]{{عم}}، استفاده از فرصت‌های مناسب در [[آموزش دادن]] افراد است. این اصل از سویی موجب آسان شدن [[آموزش]] و از سوی دیگر، موجب [[نشر]] و [[گسترش علم]] خواهد شد؛ زیرا [[معلم]] با تکیه بر این اصل، همواره می‌کوشد در هر فرصتی که [[دانش‌آموزی]] پیدا شد به آموزش او بپردازد؛ افزون بر این، همواره درصدد ایجاد فرصت‌های [[آموزشی]] برخواهد آمد. آموزش در سیره معصومان{{عم}}، به [[زمان]] و مکان خاصی محدود نیست، گرچه ممکن است زمان و مکانی برای آن معین شود، ولی هرگز محدودیتی نمی‌آورد یا برای مثال [[معصومان]]{{عم}} اغلب، بعد از [[طلوع آفتاب]] و در [[مسجد]] به ترتیب و آموزش [[شاگرد]] می‌پرداختن، د ولی آموزش‌های آنان به این زمان و مکان اختصاص نداشته است، بلکه هر زمان و در هر مکان که طالب [[علمی]]، [[اهل]] [[درک]] و [[فهم]] و یا نیازمند به [[دانش]] را می‌یافتند به آموزش او می‌پرداختند.
آن بزرگواران از هر فرصتی که پیش می‌آمد در راستای آموزش [[اصحاب]] خویش استفاده می‌کردند. داستان [[حضرت علی]]{{ع}} و [[اعرابی]] در میدان [[جنگ]]، در این زمینه مشهور و معروف است. [[مرحوم صدوق]] در کتاب [[توحید]] آورده است: [[عربی]] [[بادیه‌نشین]] - در [[جنگ جمل]] - از [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} پرسید: آیا شما می‌گویید: «[[خدا]] یکی است»؟ [[مردم]] به او [[هجوم]] آوردند و گفتند: آیا نمی‌بینی امیرالمؤمنین{{ع}} در حال تقسیم [[لشکر]] است؟ [[امام]]{{ع}} فرمود: رهایش کنید! آنچه اعرابی از آن می‌پرسد، همان چیزی است که ما برای آن با این [[قوم]] می‌جنگیم؛ سپس فرمود: ای اعرابی! اینکه گفته می‌شود «خدا یکی است» بر چهار وجه می‌تواند باشد: دو وجه آن در مورد خدا جایز نیست و دو مورد دیگر در مورد خدا صادق است.»..<ref>{{متن حدیث|وَ رَوَى الصَّدُوقُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ شُرَيْحِ بْنِ هَانِئٍ عَنْ أَبِيهِ قَالَ: إِنَّ أَعْرَابِيّاً قَامَ يَوْمَ الْجَمَلِ إِلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ{{ع}} فَقَالَ: يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ أَ تَقُولُ إِنَّ اللَّهَ وَاحِدٌ؟ قَالَ: فَحَمَلَ النَّاسُ عَلَيْهِ، قَالُوا: يَا أَعْرَابِيُّ! أَ مَا تَرَى مَا فِيهِ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ مِنْ تَقَسُّمِ الْقَلْبِ؟ فَقَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ{{ع}}: دَعُوهُ! فَإِنَّ الَّذِي يُرِيدُهُ الْأَعْرَابِيُّ هُوَ الَّذِي نُرِيدُهُ مِنَ الْقَوْمِ، ثُمَّ قَالَ: يَا أَعْرَابِيُّ! إِنَّ الْقَوْلَ فِي أَنَّ اللَّهَ وَاحِدٌ عَلَى أَرْبَعَةِ أَقْسَامٍ، فَوَجْهَانِ مِنْهَا لَا يَجُوزَانِ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ وَجْهَانِ يَثْبُتَانِ فِيهِ...}} ([[توحید صدوق]]، ص۸۳).</ref>.
فرصت‌هایی را که برای [[انسان]] پیش می‌آید نباید از دست داد، بلکه باید از آنها بیشترین استفاده را کرد. [[امام صادق]]{{ع}} می‌فرماید: {{متن حدیث|الْأَيَّامُ ثَلَاثَةٌ: فَيَوْمٌ مَضَى لَا يُدْرَكُ وَ يَوْمٌ النَّاسُ فِيهِ، فَيَنْبَغِي أَنْ يَغْتَنِمُوهُ وَ غَداً إِنَّمَا فِي أَيْدِيهِمْ أَمَلُهُ}}<ref>بحارالانوار، ج۷۸، ص۲۳۸.</ref>؛ «[[دنیا]]]روزگاران[سه [[روز]] است: دیروز که گذشته است و قابل بازگشت نیست و امروز که [[مردم]] در آن قرار دارند؛ پس سزاوار است که آن را [[غنیمت]] شمارند و فردا که می‌توانند آرزوی آن را داشته باشند». [[شاعر]] می‌گوید:
{{متن عربی|مَا فَاتَ مَضَى وَ مَا سَيَأْتِيكَ فَأَيْنَ *** قُمْ فَاغْتَنِمِ الْفُرْصَةَ بَيْنَ الْعَدَمَيْنِ}}<ref>بحارالانوار، ج۷۸، ص۲۳۸.</ref>
این توصیه [[امام]] به استفاده از [[وقت]] است. [[معصومان]]{{عم}} در [[زندگی]] خود همواره از [[فرصت‌ها]] به ویژه در امر [[آموزش]] بیشترین استفاده را می‌بردند. در [[جنگ بدر]]، شماری از [[دشمنان]] به [[اسارت]] [[مسلمانان]] درآمدند که هر یک از آنها باید برای [[آزادی]] خود چهارهزار درهم یا دینار یا کمتر می‌پرداخت. [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: هر کس [[مالی]] ندارد باید به [[کودکان]] [[انصار]] سواد بیاموزد، تا [[آزاد]] شود<ref>{{متن عربی|عَنِ الشَّعْبِيِّ قَالَ‌: كَانَ فِدَاءُ أُسَارَى بَدْرٍ أَرْبَعَةَ آلَافٍ إِلَى مَا دُونَ ذَلِكَ‌. فَمَنْ لَمْ يَكُنْ عِنْدَهُ شَيْ‌ءٌ أُمِرَ أَنْ يُعَلِّمَ غِلْمَانَ الْأَنْصَارِ الْكِتَابَةَ}} (الطبقات الکبری، ج۲، ص۲۲).</ref>.
در روزگاری که در میان مسلمانان افراد باسوادی که حتی بتوانند کودکان [[مسلمان]] را آموزش دهند وجود نداشت، [[پیامبر گرامی اسلام]]{{صل}} از [[فرصت]] به دست آمده، استفاده کرد و از [[دشمن]] در راستای آموزش کودکان مسلمان بهره گرفت.
محدود کردن آموزش به زمانی خاص در [[روز]] موجب پایین آمدن کمیت و کیفیت [[تعلیم و تربیت]] [[جامعه]] است؛ ازاین‌رو [[معصومان]]{{عم}} همواره سعی داشتند از هر فرصتی برای ارتقای سطح [[علمی]] و [[فرهنگی]] جامعه استفاده کنند. آنان به هر بهانه‌ای باب [[گفتگو]] را باز می‌کردند و آن را به جلسه [[آموزش]] [[تغییر]] می‌دادند. به نمونه‌هایی از [[سیره]] آنها توجه کنید:
[[حضرت علی]]{{ع}} حال مردی را جویا شد. پاسخ داد در [[خوف و رجا]] به سر می‌برم. [[امام]] فرمود: هر کس به چیزی [[امید]] داشته باشد آن را [[طلب]] می‌کند و هر کس از چیزی بترسد، از آن [[فرار]] می‌کند؛ نمی‌دانم [[خوف]] مردی که شهوتی بر او روی آورد و او آن را وا ننهد، چه معنا دارد و امید مردی را که بلایی بر او نازل شود و [[صبر]] نکند چه معنا دارد؟<ref>{{متن حدیث|وَ قَالَ [أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ{{ع}}] لِرَجُلٍ: كَيْفَ أَنْتُمْ؟ فَقَالَ: نَرْجُو وَ نَخَافُ. فَقَالَ{{ع}}: مَنْ رَجَا شَيْئاً طَلَبَهُ وَ مَنْ خَافَ شَيْئاً هَرَبَ مِنْهُ. مَا أَدْرِي مَا خَوْفُ رَجُلٍ عَرَضَتْ لَهُ شَهْوَةٌ فَلَمْ يَدَعْهَا لِمَا خَافَ مِنْهُ وَ مَا أَدْرِي مَا رَجَاءُ رَجُلٍ نَزَلَ بِهِ بَلَاءٌ فَلَمْ يَصْبِرْ عَلَيْهِ لِمَا يَرْجُو}} (تحف العقول، ص۲۱۲).</ref>
همچنین شخصی از [[امام حسین]]{{ع}} کمک خواست امام فرمود: «سؤال روا نیست، مگر در وامی سنگین یا فقری ذلت‌بار و یا غرامتی گران. آن مرد گفت: من جز برای یکی از این موارد نیامده‌ام. امام دستور داد هزار دینار به او بدهند»<ref>{{متن حدیث|وَ أَتَاهُ [حُسينَ بنَ علِيٍّ{{ع}}] رَجُلٌ فَسَأَلَهُ فَقَالَ{{ع}}: إِنَّ الْمَسْأَلَةَ لَا تَصْلُحُ إِلَّا فِي غُرْمٍ فَادِحٍ أَوْ فَقْرٍ مُدْقِعٍ أَوْ حَمَالَةٍ مُفْظِعَةٍ. فَقَالَ الرَّجُلُ: مَا جِئْتُ إِلَّا فِي إِحْدَاهُنَّ. فَأَمَرَ لَهُ بِمِائَةِ دِينَارٍ}} (تحف العقول، ص۲۵۱).</ref>.
امام حتی هنگامی که شخصی برای [[کمک مالی]] نزد او می‌آید، از آموزش آنچه مورد نیاز او بود، [[غفلت]] نکرده، بلکه کمال توجه را دارد و به آموزش او می‌پردازد.
[[جابر بن عبدالله انصاری]] نیز می‌گوید: در [[بصره]] با [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} بودیم، وقتی از [[جنگ]] فارغ شدیم، آخر شب، امام نزد ما آمد و فرمود: چه می‌کنید؟ گفتیم: در [[مذمت]] [[دنیا]] سخن می‌گوییم، فرمود: ای جابر! چرا دنیا را مذمت می‌کنی؟ سپس [[خدا]] را [[حمد]] و ثنا گفت و فرمود: چه می‌شود مردمانی را که [[دنیا]] را مذمّت می‌کنند و [[زهد]] به خود بسته‌اند؟ دنیا برای کسی که با آن راست باشد، [[خانه]] [[راستی]]، و برای کسی که آن را درست بفهمد، [[مسکن]] تندرسی، و برای کسی که از آن [[توشه]] بردارد خانه [[بی‌نیازی]] است.»..<ref>{{متن حدیث|قَالَ جَابِرُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِيُّ: كُنَّا مَعَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ{{ع}} بِالْبَصْرَةِ، فَلَمَّا فَرَغَ مِنْ قِتَالِ مَنْ قَاتَلَهُ أَشْرَفَ عَلَيْنَا مِنْ آخِرِ اللَّيْلِ، فَقَالَ: مَا أَنْتُمْ فِيهِ؟ فَقُلْنَا فِي ذَمِّ الدُّنْيَا. فَقَالَ: عَلَامَ تَذُمُّ الدُّنْيَا يَا جَابِرُ؟ ثُمَّ حَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَيْهِ وَ قَالَ: أَمَّا بَعْدُ فَمَا بَالُ أَقْوَامٍ يَذُمُّونَ الدُّنْيَا، انْتَحَلُوا الزُّهْدَ فِيهَا؟ الدُّنْيَا مَنْزِلُ صِدْقٍ لِمَنْ صَدَقَهَا وَ مَسْكَنُ عَافِيَةٍ لِمَنْ فَهِمَ عَنْهَا وَ دَارُ غِنًى لِمَنْ تَزَوَّدَ مِنْهَا، مَسْجِدُ أَنْبِيَاءِ اللَّهِ...}} ([[تحف العقول]]، ص۱۸۳).</ref>.
همه [[معصومان]]{{عم}} این‌گونه عمل می‌کردند؛ یعنی بیشتر آموزش‌های آنان در فرصت‌های غیر رسمی بود که در برخورد و [[ملاقات]] با [[اصحاب]] به دست می‌آمد. آنان در برخوردهای خود با اصحاب، نهایت استفاده را در [[آموزش]] آنان می‌بردند. اگر اصحاب سؤالی داشتند می‌پرسیدند وگرنه [[ائمه]]{{عم}} خود با طرح سؤال، و یا - دست‌کم - با این [[پرسش]] که آیا فلان مطلب را برای شما نگویم، شروع می‌کردند و مطالب مورد نظر خود را که مطابق نیاز اصحاب نیز بود، بیان می‌فرمودند.
این اصل، افزون بر اینکه از به هدر دادن [[فرصت‌ها]] و نیز بسیاری از [[غیبت‌ها]]، [[تهمت‌ها]] و هتک [[حرمت‌ها]] [[پیشگیری]] می‌کند، از نظر [[آموزشی]] نیز بهترین [[فرصت]] آموزشی به شمار می‌آید. مسأله [[اوقات فراغت]] امروزه از مهم‌ترین [[مشکلات]] برخی [[جوامع]] است، درحالی‌که این اوقات نه‌تنها از مشکلات نیست که اگر به [[درستی]] از آن بهره‌برداری شود، می‌تواند از بهترین فرصت‌ها باشد. اگر همه [[استادان]] و [[معلمان]] و به‌طور کلی همه [[انسان‌ها]]، این اصل آموزشی را در نظر داشته باشند و بر آن تکیه کنند و در هر فرصتی که در [[ارتباط با دیگران]] به دست می‌آورند [[شاهد]] جامعه‌ای [[فرهیخته]] و با [[فرهنگ]] خواهیم بود؛ ازاین‌رو است که [[حضرت علی]]{{ع}} [[انسان‌ها]] را به سه گروه تقسیم می‌کند: «عالم ربانی، طالب دانشی که در راه [[نجات]] است و پیروانی که به دنبال هر صدایی می‌روند و با هر بادی می‌چرخند؛ در پرتو [[نور]] [[دانش]] نیستند تا [[هدایت]] شوند و به تکیه‌گاهی تکیه ندارند تا نجات یابند»<ref>{{متن حدیث|عَنْ عَلِيٍّ{{ع}}: النَّاسُ ثَلَاثَةٌ: عَالِمٌ رَبَّانِيٌّ وَ مُتَعَلِّمٌ عَلَى سَبِيلِ النَّجَاةِ وَ هَمَجٌ رَعَاعٌ أَتْبَاعُ كُلِّ نَاعِقٍ، يَمِيلُونَ مَعَ كُلِّ رِيحٍ، لَمْ يَسْتَضِيئُوا بِنُورِ الْعِلْمِ فَيَهْتَدُوا، وَ لَمْ يَلْجَئُوا إِلَى رُكْنٍ وَثِيقٍ فَيَنْجُوا}} (تحف العقول، ص۱۶۳).</ref>.
آیا مراد [[امام]] این است که همه [[مردم]] باید کار و [[زندگی]] خود را رها کنند و به [[مدرسه‌ها]] و دانشگاه‌ها و مراکز [[علمی]] روی آورند تا یا عالم شوند و یا - دست‌کم - مصداقی از دانشجو باشند؟ به [[یقین]] چنین نیست، و امام به [[علم]] [[آموختن]] [[تشویق]] می‌کند؛ یعنی می‌فرماید: هر کس و دارای هر شغلی هستید خود را طالب دانش فرض کنید و درصدد [[یادگیری]] و آموختن باشید. شاید بتوان گفت که این امر ممکن نیست مگر آن‌که [[دانشمندان]] و [[استادان]] نیز در هر فرصتی به [[آموزش]] بپردازند؛ گذشته از آن در [[روایات]] دیگری نیز آمده است که [[خداوند]] به یادگیری امر نکرد مگر اینکه قبل از آن از [[علما]] [[پیمان]] گرفت که آنچه را که یاد گرفته‌اند به دیگران بیاموزند.
از [[امام صادق]]{{ع}} [[روایت]] شده که فرمود: {{متن حدیث|قَرَأْتُ فِي كِتَابِ عَلِيٍّ{{ع}} أَنَّ اللَّهَ لَمْ يَأْخُذْ عَلَى الْجُهَّالِ عَهْداً بِطَلَبِ الْعِلْمِ حَتَّى أَخَذَ عَلَى الْعُلَمَاءِ عَهْداً بِبَذْلِ الْعِلْمِ لِلْجُهَّالِ لِأَنَّ الْعِلْمَ كَانَ قَبْلَ الْجَهْلِ}}<ref>بحارالانوار، ج۲، ص۶۷.</ref>؛ «در [[کتاب علی]]{{ع}} خواندم که خداوند از [[جاهلان]] پیمان نگرفت که علم فراگیرند، مگر اینکه از علما بر [[بخشش]] علم به آنان پیمان گرفت؛ زیرا علم قبل از [[جهل]] است».
بر این اساس، [[امام سجاد]]{{ع}} بسیاری از [[بردگان]] را آموزش می‌داد به گونه‌ای که تعدادی از علمای بزرگ از میان آنها برخاستند<ref>{{متن عربی|وَ كَانَ الْإِمَامُ زَيْنُ الْعَابِدِينَ{{ع}} يَعْطِفُ عَلَى الْمَوَالِي كَأَشَدِّ مَا يَكُونُ الْعَطْفُ، فَكَانَ يَشْتَرِيهِمْ، وَ يَشْتَرِي نِسَاءَهُمْ، وَ يُعْتِقُهُمْ جَمِيعًا لِيَنْعَمُوا بِالْحُرِّيَّةِ وَ الْكَرَامَةِ، وَ إِذَا أَعْتَقَهُمْ مَنَحَهُمُ الْأَمْوَالَ الطَّائِلَةَ، وَ الثَّرَاءَ الْعَرِيضَ لِيَسْتَغْنُوا عَمَّا فِي أَيْدِي النَّاسِ. وَ قَدْ تَبَنَّى طَائِفَةً مِنَ الْمَوَالِي فَجَعَلَ يُغَذِّيهِمْ بِأَنْوَاعِ الْعُلُومِ وَ الْمَعَارِفِ، وَ قَدْ تَخَرَّجَ عَلَى يَدِهِ مَجْمُوعَةٌ مِنْهُمْ كَانُوا مِنْ كِبَارِ الْعُلَمَاءِ فِي ذَلِكَ الْعَصْرِ}} (حیاة الامام محمد باقر{{ع}}، ج۱، ص۳۸).</ref>.
بنابراین، می‌توان گفت: [[استفاده از فرصت‌ها]] در امر [[آموزش]]، از [[اصول آموزشی]] است؛ البته در این ارتباط نکته دیگری نیز وجود دارد و آن اینکه: از فرصت‌های متناسب با محتوای [[آموزشی]]، نیز باید بهره برد؛ به بیانی دیگر باید محتوای آموزشی را متناسب با [[فرصت]] پیش آمده [[انتخاب]] کرد و یا برای محتوای خاص باید [[منتظر]] فرصتی مناسب بود که البته این امر را با عنوان اصل «تناسب محتوا با شرایط» بیان خواهیم کرد.<ref>[[سید علی حسینی‌زاده|حسینی‌زاده، سید علی]]، [[نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی (کتاب)|نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی]]، ص ۵۷.</ref>
==[[اصل تناسب]] محتوا با موقعیت و شرایط فراگیر==
از جمله اصول آموزشی در [[سیره معصومان]]{{عم}} این است که محتوای آموزشی باید با شرایط یادگیرنده، از قبیل نیازها، [[زمان]] و [[مکان آموزش]]، [[روش آموزش]] و...، متناسب باشد؛ زیرا این امر اولاً، در راستای اصل [[عمل‌گرایی]] در آموزش - که به زودی بیان خواهیم کرد - و هماهنگ با آن است و ثانیاً، در کیفیت آموزش تأثیر بسزایی دارد.
تحقق این اصل به دو صورت ممکن است: اول اینکه محتوا را متناسب با شرایط انتخاب کنیم و دیگر آن‌که شرایط را متناسب با محتوای آموزشی [[تغییر]] دهیم؛ البته در مواردی که محتوای آموزشی ثابت است، به ناچار باید شرایط مناسب را ایجاد کرد، ولی در مواردی که محتوا ثابت نیست و قابل [[انعطاف]] و تغییر است محتوا و شرایط، هر دو تغییرپذیرند و در سیره معصومان{{عم}} هر دو صورت رخ داده است؛ برای نمونه در [[سیره پیامبر]]{{صل}} آمده است و [[ابن عباس]] می‌گوید: «[[پیامبر خدا]]{{صل}} در [[روز عید قربان]] برای [[مردم]] [[خطبه]] خواند و فرمود ای مردم امروز چه روزی است؟ گفتند: [[روز]] محترمی است. فرمود: اینجا چه شهری است؟ گفتند: ([[مکه]]) [[شهر]] محترمی است. فرمود: این چه ماهی است؟ گفتند: ماه محترمی است. فرمود: همانا [[خون]] شما و [[مال]] شما و آبروی شما بر یکدیگر مانند این [[روز]] در این شهر و در این ماه [[محترم]] است و این مطلب را چندین بار تکرار کرد»<ref>{{متن حدیث|عَنْ ابْنِ عَبَّاسٍ: أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} خَطَبَ النَّاسَ يَوْمَ النَّحْرِ فَقَالَ‌: يَا أَيُّهَا النَّاسُ‌! أَيُّ يَوْمٍ هَذَا؟ قَالُوا: يَوْمٌ حَرَامٌ‌، قَالَ‌: فَأَيُّ بَلَدٍ هَذَا؟ قَالُوا: بَلَدٌ حَرَامٌ‌، قَالَ‌: فَأَيُّ شَهْرٍ هَذَا؟ قَالُوا: شَهْرٌ حَرَامٌ‌، قَالَ‌: فَإِنَّ دِمَاءَكُمْ وَ أَمْوَالَكُمْ وَ أَعْرَاضَكُمْ عَلَيْكُمْ حَرَامٌ‌، كَحُرْمَةِ يَوْمِكُمْ هَذَا، فِي بَلَدِكُمْ هَذَا، فِي شَهْرِكُمْ هَذَا، فَأَعَادَهَا مِرَارًا...}}} (صحیح بخاری، ج۲، ص۱۹۱).</ref>.
در این [[سیره]]، [[پیامبر]]{{صل}} متناسب با شرایط [[زمان]] و مکان، محتوای [[آموزشی]] خود را [[انتخاب]] کرد و توانست با ارائه این مطلب، [[عادت]] دیرینه [[عرب]] را در محترم نشمردن [[جان]] و مال و آبروی همدیگر [[تغییر]] دهد و [[احترام]] گذاشتن به جان و مال و آبروی همدیگر را در قلب‌های آنان بنشاند؛ یعنی در روز و ماه و مکانی که احترامش برای [[مسلمانان]] لازم است و همه برای آنها احترام قائل بودند، جان و مال و [[آبروی مؤمن]] نیز به همان اندازه احترام دارد، و این در حالی است که پیامبر{{صل}} می‌توانست این مطلب را در زمان یا مکان دیگری بیان کند؛ اما اگر چنان می‌کرد، از چنین تأثیری برخوردار نبود. (این نمونه‌ای از نوع اول یعنی انتخاب محتوا متناسب با شرایط است).
[[میمون بن عبدالله]] نیز می‌گوید: عده‌ای نزد [[امام صادق]]{{ع}} آمدند تا [[حدیث]] بیاموزند.
[[امام]] به من فرمود: آیا هیچکدام از اینان را می‌شناسی؟ گفتم: خیر؛ مود: پس چگونه نزد من آمده‌اند؟ گفتم: اینان گروهی هستند که از هر سو حدیث می‌آموزند و برایشان مهم نیست که از چه کسی می‌آموزند. امام از یکی از آنان پرسید: آیا از غیر از من نیز حدیث آموخته‌ای؟ عرض کرد: بله؛ امام فرمود: برخی از آنچه شنیده‌ای را برای من بازگو! گفت: من آمده‌ام تا از شما [[حدیث]] بشنوم نه اینکه برای شما حدیث بگویم...
در نهایت [[امام]] آنان را وادار کرد تا برخی از آنچه را که شنیده بودند، برای [[امام]] باز گویند؛ اما چون امام دانست که اینان کسانی هستند که از هر کس [[حدیث]] می‌شنوند و به [[صحت]] و سقم آن کاری ندارند [[حدیثی]] متناسب با وضع آنان بیان کرد و فرمود: {{متن حدیث|اكْتُبْ: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ، حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ جَدِّي، قَالَ: مَا اسْمُكَ؟ قَالَ: مَا تَسْأَلُ عَنِ اسْمِي. إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} قَالَ: خَلَقَ اللَّهُ الْأَرْوَاحَ قَبْلَ الْأَجْسَادِ بِأَلْفَيْ عَامٍ، ثُمَّ أَسْكَنَهَا الْهَوَاءَ فَمَا تَعَارَفَ مِنْهَا ائْتَلَفَ هَاهُنَا وَ مَا تَنَاكَرَ مِنْهَا ثُمَّ اخْتَلَفَ هَاهُنَا، وَ مَنْ كَذَبَ عَلَيْنَا أَهْلَ الْبَيْتِ حَشَرَهُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَى يَهُودِيّاً، وَ إِنْ أَدْرَكَ الدَّجَّالَ آمَنَ بِهِ وَ إِنْ لَمْ يُدْرِكْهُ آمَنَ بِهِ فِي قَبْرِهِ}}<ref>اختیار معرفة الرجال، ج۲، ص۶۹۲.</ref>؛ «بنویس: [[به نام خداوند بخشنده مهربان]]، پدرم از جدّم برایم [[روایت]] کرد. آنان گفتند: نام تو چیست؟ فرمود: از نامم نپرسید. [[پیامبر خدا]]{{صل}} فرمود: [[خداوند]] [[ارواح]] را دو هزار سال قبل از بدن‌ها [[خلق]] کرد، سپس آنان را در هوا][[آسمان]]] [[مسکن]] داد. آن روح‌هایی که در آنجا یکدیگر را می‌شناختند در اینجا نیز با هم انس و [[الفت]] دارند و آن روح‌هایی که در آنجا یکدیگر را نمی‌شناختند در اینجا نیز با هم [[اختلاف]] پیدا می‌کنند و هر کس به ما [[اهل‌بیت]] دروغی نسبت دهد خداوند او را در [[قیامت]] [[کور]] و [[یهودی]] [[محشور]] می‌گرداند و اگر [[دجال]] را [[درک]] کند به او [[ایمان]] می‌آورد و اگر او را درک نکند در [[قبر]] به او ایمان می‌آورد».
در این [[سیره]] نیز - چنان‌که روشن است - امام{{ع}} برای اینکه محتوای [[آموزشی]] را متناسب با وضعیت آنان [[انتخاب]] کند ابتدا از وضعیت آموزشی و [[روحی]] آنان پرسید، آنگاه متناسب با آن مطالبی را برایشان بیان کرد.
این [[رفتار علی]]{{ع}} نیز بیانگر نوع دوم از این اصل (یعنی ایجاد شرایط متناسب با محتوا) است. [[جابر بن عبدالله انصاری]] می‌گوید: «... امام فرمود: با من بیا! با او رفتم تا به گورستان رسیدیم؛ سپس فرمود: ای خاک‌نشینان! و ای [[غریبان]]! خانه‌های شما را [[مسکن]] ساختند و [[میراث]] شما را تقسیم کردند و [[همسران]] شما را به [[زناشویی]] بردند. این خبری است که ما داریم، شما چه خبر دارید؟ سپس اندکی [[تأمل]] کرد و سر برافراشت و فرمود: [[سوگند]] به کسی که [[آسمان]] را برافراشت تا بلندی گرفت، و [[زمین]] را گستراند تا پهناور شد! اگر به این [[مردگان]] [[اجازه]] سخن داده می‌شد هرآینه می‌گفتند: همانا ما بهترین [[توشه]] را [[تقوا]] یافتیم؛ سپس فرمود: جابر هرگاه خواستی باز گرد»<ref>{{متن حدیث|يَا جَابِرُ امْضِ مَعِي! فَمَضَيْتُ مَعَهُ حَتَّى أَتَيْنَا الْقُبُورَ، فَقَالَ: يَا أَهْلَ التُّرْبَةِ وَ يَا أَهْلَ الْغُرْبَةِ! أَمَّا الْمَنَازِلُ فَقَدْ سُكِنَتْ وَ أَمَّا الْمَوَارِيثُ فَقَدْ قُسِمَتْ وَ أَمَّا الْأَزْوَاجُ فَقَدْ نُكِحَتْ، هَذَا خَبَرُ مَا عِنْدَنَا، فَمَا خَبَرُ مَا عِنْدَكُمْ؟ ثُمَّ أَمْسَكَ عَنِّي مَلِيّاً ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ فَقَالَ: وَ الَّذِي أَقَلَّ السَّمَاءَ فَعَلَتْ وَ سَطَحَ الْأَرْضَ فَدَحَتْ، لَوْ أُذِنَ لِلْقَوْمِ فِي الْكَلَامِ لَقَالُوا إِنَّا وَجَدْنَا خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوى،‏ ثُمَّ قَالَ: يَا جَابِرُ إِذَا شِئْتَ فَارْجِعْ}} (تحف العقول، ص۱۸۳).</ref>.
در این مورد، [[امام علی]]{{ع}} برای اینکه جابر را از اشتباهی که گرفتار آن شده است ([[زهد]] و [[بی‌اعتنایی]] به [[دنیا]] و [[مذمت]] آن) درآورد و [[شناخت]] صحیحی از دنیا به او بدهد، او را به [[قبرستان]] برد و در آنجا مطالب لازم را به او گوشزد کرد و به او فهماند که صِرف [[بدگویی]] و مذمت دنیا فایده‌ای ندارد، بلکه باید تقوا پیشه ساخت و از مواهب دنیا نیز در راستای [[آخرت]]، بهره برد. [[آموزشی]] که مبتنی بر این اصل باشد عمیق‌تر است و هرگز فراموش نخواهد شد.
همچنین بر اساس این اصل، آموزش‌های [[معصومان]]{{عم}} بیشتر هنگامی ارائه می‌شد که [[اصحاب]] می‌خواستند کاری را شروع کنند و یا آن کار را [[اشتباه]] انجام می‌دادند، در این‌گونه موارد محتوای آموزشی متناسب با آن کار را به آنان ارائه می‌کردند؛ برای مثال [[امام صادق]]{{ع}} می‌فرماید: [[پیامبر]]{{صل}} هرگاه می‌خواست اصحاب را به [[جنگ]] بفرستد، آنان را جمع می‌کرد و می‌فرمود: «با نام و کمک [[خدا]] و در [[راه خدا]] و با][[اعتقاد]] به][[دین]] [[رسول خدا]]، [[حرکت]] کنید و [[خیانت]] نکنید، [[مُثله]] نکنید، [[حیله]] نکنید، پیرمرد [[ضعیف]] و [[کودک]] و [[زن]] را نکشید، درختی را قطع نکنید مگر اینکه ناچار شوید و هرکدام از شما، ضعیف‌ترین یا [[برترین]] شما [[مسلمانان]] مردی از [[مشرکان]] را پناه داد در [[امان]] است تا [[کلام خدا]] را بشنود، اگر پیرو شما شد [[برادر دینی]] شماست و اگر سر باز زد او را به جایگاه خویش برسانید و از [[خدا]] [[یاری]] بجویید»<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} قَالَ: كَانَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} إِذَا بَعَثَ سَرِيَّةً دَعَاهُمْ فَأَجْلَسَهُمْ بَيْنَ يَدَيْهِ ثُمَّ يَقُولُ: سِيرُوا بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ عَلَى مِلَّةِ رَسُولِ اللَّهِ، لَا تَغُلُّوا وَ لَا تُمَثِّلُوا وَ لَا تَغْدِرُوا وَ لَا تَقْتُلُوا شَيْخاً فَانِياً وَ لَا صَبِيّاً وَ لَا امْرَأَةً وَ لَا تَقْطَعُوا شَجَراً إِلَّا أَنْ تُضْطَرُّوا إِلَيْهَا، وَ أَيُّمَا رَجُلٍ مِنْ أَدْنَى الْمُسْلِمِينَ أَوْ أَفْضَلِهِمْ نَظَرَ إِلَى رَجُلٍ مِنَ الْمُشْرِكِينَ فَهُوَ جَارٌ يَسْمَعَ كَلامَ اللَّهِ فَإِنْ تَبِعَكُمْ فَأَخُوكُمْ فِي الدِّينِ وَ إِنْ أَبَى فَأَبْلِغُوهُ مَأْمَنَهُ وَ اسْتَعِينُوا بِاللَّهِ عَلَيْهِ}} (تفسیر نورالثقلین، ج۲، ص۱۸۷).</ref>.
بنابراین یکی از [[اصول آموزشی]] در [[سیره معصومان]]{{عم}}، [[اصل تناسب]] محتوای [[آموزشی]] با شرایط دانش‌آموز است؛ اما اینکه این اصل چه تأثیرهایی آموزشی می‌تواند به دنبال داشته باشد پرسشی است که در اینجا باید به آن پاسخ داد.
===آثار آموزشی===
به طور کلی، این اصل از چند جهت می‌تواند بر کیفیت [[یادگیری]] فراگیران بیافزاید:
#متناسب بودن محتوا با شرایط فراگیر سبب [[رغبت]] او به یادگیری و در نتیجه افزایش انگیزه یادگیری خواهد شد که نقش آن نیز انکارناپذیر است.
# [[رعایت]] این اصل موجب انس فراگیر با محتوا، و تعامل او با [[معلم]] از راه طرح [[پرسش و پاسخ]] به پرسش‌های معلم خواهد شد.
#تناسب محتوا با شرایط فراگیر یادگیری را از حالت نظری صرف و اغلب بی‌فایده و یا کم‌فایده، به یادگیری مفید تبدیل می‌کند؛ به عبارت دیگر [[انسان]] را از [[علم]] غیر مفید [[نجات]] می‌دهد و او را از [[علم نافع]] بهره‌مند می‌سازد؛ چون مراد از شرایط فراگیر تنها موقعیت کلاسی او نیست بلکه وضعیت کاری و [[زندگی]] روزمره او نیز در نظر است؛ ازاین‌رو [[آموزش]] مبتنی بر این اصل از [[آموزش]] محتواهایی که هیچ ارتباطی با [[زندگی]] دانش‌آموز ندارد، [[پرهیز]] می‌کند.
#با [[رعایت]] این اصل در آموزش، به دنبال آموزش نظری آموزش عملی نیز تحقق خواهد یافت و اگر در عمل ایرادی نیز [[مشاهده]] شد، بیان و رفع خواهد شد و در نتیجه، [[یادگیری]] عمیق و در سطح [[فهم]] و یا حتی عمل تحقق خواهد پذیرفت.<ref>[[سید علی حسینی‌زاده|حسینی‌زاده، سید علی]]، [[نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی (کتاب)|نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی]]، ص ۶۱.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۸۰٬۱۵۳

ویرایش