←منابع
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۲۶۵: | خط ۲۶۵: | ||
استفاده از [[تمثیل]] و [[تشبیه]] نیز در راستای تحقق این اصل آموزشی است. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[دین]] را به درختی [[استوار]] و در حال [[رشد]]، [[تشبیه]] میکند که [[ایمان]]، اصل آن و [[زکات]]، فرع آن و [[نماز]]، آب آن و [[روزه]]، ریشههای آن و [[اخلاق نیک]]، برگ آن،...، و دوری از [[محرمات]] میوه آن است؛ سپس میفرماید: «همانگونه که درخت جز با میوه [[پاکیزه]] کامل نمیشود، [[ایمان]] نیز جز با دوری از محرمات کامل نمیگردد»<ref>{{متن حدیث|عَنِ النَّبِيِّ{{صل}} أَنَّهُ قَالَ: أَلَا إِنَّ مَثَلَ هَذَا الدِّينِ كَمَثَلِ شَجَرَةٍ نَابِتَةٍ ثَابِتَةٍ، الْإِيمَانُ أَصْلُهَا وَ الزَّكَاةُ فَرْعُهَا، وَ الصَّلَاةُ مَاؤُهَا، وَ الصِّيَامُ عُرُوقُهَا، وَ حُسْنُ الْخُلُقِ وَرَقُهَا، وَ الْإِخَاءُ فِي الدِّينِ لِقَاحُهَا، وَ الْحَيَاءُ لِحَاؤُهَا، وَ الْكَفُّ عَنْ مَحَارِمِ اللَّهِ ثَمَرَتُهَا، فَكَمَا لَا تَكْمُلُ الشَّجَرَةُ إِلَّا بِثَمَرَةٍ طَيِّبَةٍ كَذَلِكَ لَا يَكْمُلُ الْإِيمَانُ إِلَّا بِالْكَفِّ عَنْ مَحَارِمِ اللَّهِ}} (مستدرک الوسائل، ج۱۱، ص۲۷۹).</ref>. | استفاده از [[تمثیل]] و [[تشبیه]] نیز در راستای تحقق این اصل آموزشی است. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[دین]] را به درختی [[استوار]] و در حال [[رشد]]، [[تشبیه]] میکند که [[ایمان]]، اصل آن و [[زکات]]، فرع آن و [[نماز]]، آب آن و [[روزه]]، ریشههای آن و [[اخلاق نیک]]، برگ آن،...، و دوری از [[محرمات]] میوه آن است؛ سپس میفرماید: «همانگونه که درخت جز با میوه [[پاکیزه]] کامل نمیشود، [[ایمان]] نیز جز با دوری از محرمات کامل نمیگردد»<ref>{{متن حدیث|عَنِ النَّبِيِّ{{صل}} أَنَّهُ قَالَ: أَلَا إِنَّ مَثَلَ هَذَا الدِّينِ كَمَثَلِ شَجَرَةٍ نَابِتَةٍ ثَابِتَةٍ، الْإِيمَانُ أَصْلُهَا وَ الزَّكَاةُ فَرْعُهَا، وَ الصَّلَاةُ مَاؤُهَا، وَ الصِّيَامُ عُرُوقُهَا، وَ حُسْنُ الْخُلُقِ وَرَقُهَا، وَ الْإِخَاءُ فِي الدِّينِ لِقَاحُهَا، وَ الْحَيَاءُ لِحَاؤُهَا، وَ الْكَفُّ عَنْ مَحَارِمِ اللَّهِ ثَمَرَتُهَا، فَكَمَا لَا تَكْمُلُ الشَّجَرَةُ إِلَّا بِثَمَرَةٍ طَيِّبَةٍ كَذَلِكَ لَا يَكْمُلُ الْإِيمَانُ إِلَّا بِالْكَفِّ عَنْ مَحَارِمِ اللَّهِ}} (مستدرک الوسائل، ج۱۱، ص۲۷۹).</ref>. | ||
[[امام علی]]{{ع}} نیز در روایتی [[دنیا]] را به ماری [[تشبیه]] میکند که وقتی آن را لمس میکنید، نرم و لطیف ولی نیشش دردناک است...<ref>{{متن حدیث|أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّمَا مَثَلُ الدُّنْيَا مَثَلُ الْحَيَّةِ لَيِّنٌ مَسُّهَا شَدِيدٌ نَهْشُهَا...}} (ارشاد، ج۱، ص۲۲۷).</ref>.<ref>[[سید علی حسینیزاده|حسینیزاده، سید علی]]، [[نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزشهای دینی (کتاب)|نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزشهای دینی]]، ص ۶۹.</ref> | [[امام علی]]{{ع}} نیز در روایتی [[دنیا]] را به ماری [[تشبیه]] میکند که وقتی آن را لمس میکنید، نرم و لطیف ولی نیشش دردناک است...<ref>{{متن حدیث|أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّمَا مَثَلُ الدُّنْيَا مَثَلُ الْحَيَّةِ لَيِّنٌ مَسُّهَا شَدِيدٌ نَهْشُهَا...}} (ارشاد، ج۱، ص۲۲۷).</ref>.<ref>[[سید علی حسینیزاده|حسینیزاده، سید علی]]، [[نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزشهای دینی (کتاب)|نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزشهای دینی]]، ص ۶۹.</ref> | ||
==اصل ارزشیابی== | |||
از دیگر [[اصول آموزشی]] در [[سیره معصومان]]{{عم}}، [[ارزشیابی]] است. [[هدف]] اصلی از ارزشیابی در هر کاری [[شناخت]] [[میزان]] [[آمادگی]] و تواناییهای [[انسان]] در آن کار است. این شناخت در مسائل [[آموزشی]] به [[آموزگار]] و دانشآموز در برنامهریزیهای [[آینده]] کمک خواهد کرد؛ زیرا [[معلم]] میتواند بر اساس این ارزشیابی، محتوای آموزشی بعدی را ارائه کند و دانشآموز نیز میتواند بر اساس آن به [[عیبها]] و ضعفهای خود پی برده و به جبران و تکمیل آنها بپردازد. افزون بر این، ارزشیابیهای آموزشی کنونی این امکان را فراهم میآورد که دانشآموز مروری دوباره بر آموختههای گذشته خود داشته باشد و آنها را به صورت بهتری بیاموزد. در [[سیره]] [[اهلبیت]]{{عم}}، گرچه شاگردان به صورت رسمی و پیوسته، ارزشیابی نمیشوند ولی آن بزرگواران گاه شاگردان خود را [[ارزیابی]] [[علمی]] میکردند. ارزشیابی در سیره به پایان دوره آموزشی اختصاص ندارد، بلکه هرگاه [[امام]] لازم بداند، برای [[آگاهی]] از میزان [[یادگیری]] شاگردان سطح [[استعداد]] و [[توانایی]] آنان، [[آگاه]] ساختن شاگردان از میزان [[علم]] و جهلشان و مانند آنها به ارزیابی آنان اقدام میکند. اینگونه ارزیابیها که گاه ممکن است در ابتدای [[آموزش]] صورت گیرد، در حین آموزش و نیز در پایان آموزش از [[کارایی]] بیشتری نیز برخوردار است؛ زیرا دانشآموز را وادار میکند که همواره به مطالعه و یادگیری آموختهها بپردازد و همیشه آمادگی لازم را برای [[امتحان]] داشته باشد؛ در نتیجه مطالعه را برای شب امتحان به تأخیر نمیاندازد. در [[سیره اهل بیت]]{{ع}}، نمونههایی از هر یک از ارزیابیهای یاد شده [[مشاهده]] میشود؛ این [[سیره پیامبر]]{{صل}} میتواند نمونهای از ارزیابی در ابتدای آموزش (ارزیابی ورودی) باشد. | |||
جابر میگوید: «[[رسول خدا]]{{صل}} از من پرسید: هرگاه به [[نماز]] میایستی، چگونه قرائت میکنی؟ گفتم: میگویم: {{متن قرآن|الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ}}. [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: بگو: {{متن قرآن|بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ * الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ * الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ}}<ref>«به نام خداوند بخشنده بخشاینده * سپاس، خداوند، پروردگار جهانیان را * آن بخشندۀ بخشاینده» سوره فاتحه، آیه ۱-۳.</ref>.<ref>{{متن حدیث|عَنْ جَابِرٍ قَالَ: قَالَ لِي رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: كَيْفَ تَقْرَأُ إِذَا قُمْتَ فِي الصَّلَاةِ؟ قَالَ: قُلْتُ: {{متن قرآن|الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ}}، قَالَ: قُلْ: {{متن قرآن|بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ * الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ * الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ}}}} ([[مستدرک الوسائل]]، ج۴، ص۱۶۵).</ref> | |||
این دو [[سیره]] نیز میتواند نمونههایی از [[ارزیابی]] پس از [[آموزش]] باشد. | |||
از [[امام صادق]]{{ع}} [[روایت]] شده که روزی از یکی از شاگردان خود پرسید: «از من چه آموختهای؟» عرض کرد: هشت مسأله از شما آموختهام. [[امام]] فرمود: «آنها را برایم بازگو». عرض کرد: اول اینکه دیدم هر محبوبی [[دوست]] خود را به هنگام [[مرگ]] رها میکند؛ ازاینرو [[همت]] خود را صرف چیزی کردم که مرا در [[تنهایی]] رها نکند، بلکه انیس تنهاییام باشد و آن [[کار نیک]] است. امام فرمود: به [[خدا]] قسم، چه [[نیک]] آموختهای.»..<ref>{{متن حدیث|رُوِيَ عَنِ الصَّادِقِ{{ع}} أَنَّهُ قَالَ لِبَعْضِ تَلَامِذَتِهِ: أَيَّ شَيْءٍ تَعَلَّمْتَ مِنِّي؟ قَالَ لَهُ: يَا مَوْلَايَ ثَمَانَ مَسَائِلَ، قَالَ لَهُ{{ع}}: قُصَّهَا عَلَيَّ لِأَعْرِفَهَا، قَالَ: الْأُولَى رَأَيْتُ كُلَّ مَحْبُوبٍ يُفَارِقُ عِنْدَ الْمَوْتِ حَبِيبَهُ فَصَرَفْتُ هِمَّتِي إِلَى مَا لَا يُفَارِقُنِي بَلْ يُؤْنِسُنِي فِي وَحْدَتِي وَ هُوَ فِعْلُ الْخَيْرِ، فَقَالَ: أَحْسَنْتَ وَ اللَّهِ...}} (مجموعة ورام، ج۱، ص۳۱۱).</ref>. | |||
[[حماد بن عیسی]] نیز میگوید: «امام صادق{{ع}} روزی به من فرمود: آیا [[نیکو]] [[نماز]] میگزاری؟ عرض کردم: آقای من، من کتاب حریز در نماز را حفظم؛ امام فرمود: [[حفظ]] آن بر تو لازم نیست، بلند شو و نماز بگزار! [[حماد]] میگوید: در برابر امام رو به [[قبله]] به نماز ایستادم و [[رکوع]] و [[سجده]] کردم. امام فرمود: حماد نیکو نماز نمیگزاری چه [[زشت]] است برای [[انسان]] که شصت یا هفتاد سال از عمرش بگذرد و یک نماز کامل با تمام حدود و شرایطش اقامه نکرده باشد. حماد میگوید: در خود [[احساس]] [[سرافکندگی]] کردم و به امام عرض کردم: فدایت شوم! نماز را به من بیاموز! امام رو به [[قبله]] ایستاد و...<ref>{{متن حدیث|عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى قَالَ: قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} يَوْماً: تُحْسِنُ أَنْ تُصَلِّيَ يَا حَمَّادُ، قَالَ: فَقُلْتُ: يَا سَيِّدِي! أَنَا أَحْفَظُ كِتَابَ حَرِيزٍ فِي الصَّلَاةِ، قَالَ: فَقَالَ: لَا عَلَيْكَ، قُمْ صَلِّ، قَالَ: فَقُمْتُ بَيْنَ يَدَيْهِ مُتَوَجِّهاً إِلَى الْقِبْلَةِ، فَاسْتَفْتَحْتُ الصَّلَاةَ وَ رَكَعْتُ وَ سَجَدْتُ، فَقَالَ: يَا حَمَّادُ! لَا تُحْسِنُ أَنْ تُصَلِّيَ مَا أَقْبَحَ بِالرَّجُلِ أَنْ يَأْتِيَ عَلَيْهِ سِتُّونَ سَنَةً أَوْ سَبْعُونَ سَنَةً فَمَا يُقِيمَ صَلَاةً وَاحِدَةً بِحُدُودِهَا تَامَّةً، قَالَ حَمَّادٌ: فَأَصَابَنِي فِي نَفْسِيَ الذُّلُّ، فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ، فَعَلِّمْنِي الصَّلَاةَ، فَقَامَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} مُسْتَقْبِلَ الْقِبْلَةِ...}} ([[مستدرک الوسائل]]، ج۴، ص۸۳).</ref>. | |||
سؤال [[امام صادق]]{{ع}} از مفضّل بن عمر نیز میتواند نمونهای از [[ارزیابی]] در حین [[آموزش]] (مرحلهای) باشد. در این [[سیره]]، [[امام]] در حین [[مباحثه]] با مفضّل، فرمود: | |||
{{متن حدیث|يَا مُفَضَّلُ! وَ مَا عِلْمُكَ بِأَنَّ الظَّالِمَ لَا يَنَالُ عَهْدَ الْإِمَامَةِ؟ قَالَ الْمُفَضَّلُ: يَا مَوْلَايَ! لَا تَمْتَحِنِّي بِمَا لَا طَاقَةَ لِي بِهِ وَ لَا تَخْتَبِرْنِي وَ لَا تَبْتَلِنِي فَمِنْ عِلْمِكُمْ عَلِمْتُ وَ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ عَلَيْكُمْ أَخَذْتُ}}<ref>بحارالانوار، ج۵۳، ص۲۵.</ref>؛ «[[مفضل]]! به چه دلیل میگویی [[امامت]] به [[ظالم]] نمیرسد؟ مفضّل گفت: آقای من! مرا به آنچه بر آن توان ندارم [[امتحان]] نکن و مرا مورد [[آزمون]] و امتحان قرار مده. هر آنچه که شما به من بیاموزی میآموزم و از [[فضل خدا]] بر شما میگیرم». | |||
در این [[روایت]] به گفته مفضّل امام درصدد امتحان و [[آزمایش]] او بود و او [[اقرار]] کرد که هرچه را شما به من بیاموزید فرامیگیرم و فراتر از آن نمیدانم. البته امام درصدد ارزیابی [[یادگیری]] او نبود؛ بلکه میخواست بداند [[میزان]] [[آگاهی]] و آشنایی مفضل با [[قرآن]] و [[تأمل]] او در قرآن چگونه است؛ زیرا در سؤال بعدی امام از او درباره آیاتی که [[کافران]] را ظالم میداند، پرسید و مفضّل نیز پاسخ داد. | |||
ارزیابی امام صادق{{ع}} از [[مناظره]] [[اصحاب]] خود نمونهای دیگر از [[ارزیابی]] مرحلهای است. | |||
هشام ابن سالم میگوید: نزد [[امام صادق]]{{ع}} بودیم که مردی از [[اهل شام]] [[اجازه]] ورود خواست، [[امام]] اجازه داد. شامی وارد شد و [[سلام]] کرد. امام به او فرمود که بنشیند؛ سپس پرسید: نیازت چیست؟ شامی عرض کرد: شنیدهام به هرچه که از شما بپرسند، [[آگاهی]]؛ ازاینرو آمدهام تا با شما [[مناظره]] کنم. | |||
در مورد چه چیز مناظره کنی؟ | |||
در مورد [[قرآن]] و [[حروف مقطعه]] آن، سکون، جر، [[نصب]] و رفع آن ([[تفسیر]] و [[اعراب]] قرآن). | |||
اگر بر [[حمران]] [[پیروز]] شدی بر من پیروز شدهای! | |||
شامی با حمران مناظره کرد و [[شکست]] خورد؛ سپس خواست در زبان عربی مناظره کند. امام [[ابان بن تغلب]] را معرفی کرد؛ شامی با او مناظره کرد و شکست خورد. در [[کلام]] و [[توحید]] و [[امامت]] و [[علوم]] دیگر نیز با [[مؤمن طاق]]، [[هشام بن حکم]] و طیّار مناظره کرد و شکست خورد. در پایان، امام{{ع}} [[مناظرات]] و سخنان [[اصحاب]] خود را در حضور آنان برای شامی ارزیابی کرد<ref>در روایتی دیگر در بحار آمده است که امام، در پایان به هر یک از این افراد رو کرد و سخن آنان را برایشان ارزیابی نمود. (بحارالانوار، ج۲۳، ص۹، ح۱۲).</ref> و نقاط مثبت و منفی هر یک را چنین بیان کرد: اما حمران از «[[حق]]» سؤال کرد و تو آن را نمیدانستی و او بر تو [[غلبه]] کرد؛ اما [[ابان]]، حق را با [[باطل]] آمیخت و با [[قیاس]] بر تو غلبه کرد، و اما [[طیار]]، مانند پرندهای فرود و فراز داشت و تو مانند پرندهای بودی که [[قدرت]] پرواز نداشتی، و اما [[هشام بن سالم]] فرود و فراز بهتری داشت و اما هشام بن حکم به حق سخن گفت و تو را مبهوت ساخت<ref>ر.ک: اختیار معرفة الرجال، ج۲، ص۵۵۴.</ref>. | |||
به این ترتیب امام{{ع}} آموختههای شاگردان خود را ارزیابی کرد و به آنان فهماند که کدام یک از این راهها درستتر است. | |||
امروزه نیز در بخش [[ارزشیابی]] به [[لزوم]] سه نوع [[ارزشیابی]] برای [[آموزگار]] اشاره میشود: | |||
# ارزشیابی تشخیصی یا ورودی؛ | |||
# ارزشیابی مرحلهای؛ | |||
# ارزشیابی پایانی.<ref>[[سید علی حسینیزاده|حسینیزاده، سید علی]]، [[نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزشهای دینی (کتاب)|نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزشهای دینی]]، ص ۷۳.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||