پرش به محتوا

تربیت در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۶: خط ۶:
}}
}}


==کاربرد تربیت در [[قرآن]]==  
== کاربرد تربیت در [[قرآن]] ==  
ماده «ربب» یا «ربو» در قرآن به هیئت «تفعیل» نیامده و به شکل‎های فراوان دیگر در [[آیات]] مختلف به کار رفته که در اغلب آنها به معنای [[ربوبیت تکوینی]] و [[تشریعی]]<ref>مواردی که این ماده درباره خدای تعالی به کار رفته نظیر: {{متن قرآن|رَبِّ الْعَالَمِينَ}}، {{متن قرآن|رَبِّي وَرَبُّكُمْ}}، {{متن قرآن|رَبَّنَا}}....</ref> و زیادت و فزونی در [[امور مادی]]<ref>مواردی که ماده مذکور در مورد ربا به کار رفته است، مانند: {{متن قرآن|مِنْ رِبًا لِيَرْبُوَ}}، {{متن قرآن|رَبْوَةٍ}}، {{متن قرآن|رِبَا}}....</ref> می‌باشد. در تمام قرآن دو مورد به معنای تربیت [[انسان]] آمده است: یکی به شکل فعل ماضی: {{متن قرآن|رَبِّ ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّيَانِي صَغِيرًا}}<ref>«پروردگارا! بر آنان بخشایش آور چنان که آنها مرا در کودکی پروردند» سوره اسراء، آیه ۲۴.</ref>. دوم، در قالب فعل جحد: {{متن قرآن|قَالَ أَلَمْ نُرَبِّكَ فِينَا وَلِيدًا وَلَبِثْتَ فِينَا مِنْ عُمُرِكَ سِنِينَ}}<ref>«(فرعون) گفت: آیا در کودکی تو را نزد خود نپروردیم و سال‌هایی از عمرت را نزد ما نگذراندی؟» سوره شعراء، آیه ۱۸.</ref>.
ماده «ربب» یا «ربو» در قرآن به هیئت «تفعیل» نیامده و به شکل‎های فراوان دیگر در [[آیات]] مختلف به کار رفته که در اغلب آنها به معنای [[ربوبیت تکوینی]] و [[تشریعی]]<ref>مواردی که این ماده درباره خدای تعالی به کار رفته نظیر: {{متن قرآن|رَبِّ الْعَالَمِينَ}}، {{متن قرآن|رَبِّي وَرَبُّكُمْ}}، {{متن قرآن|رَبَّنَا}}....</ref> و زیادت و فزونی در [[امور مادی]]<ref>مواردی که ماده مذکور در مورد ربا به کار رفته است، مانند: {{متن قرآن|مِنْ رِبًا لِيَرْبُوَ}}، {{متن قرآن|رَبْوَةٍ}}، {{متن قرآن|رِبَا}}....</ref> می‌باشد. در تمام قرآن دو مورد به معنای تربیت [[انسان]] آمده است: یکی به شکل فعل ماضی: {{متن قرآن|رَبِّ ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّيَانِي صَغِيرًا}}<ref>«پروردگارا! بر آنان بخشایش آور چنان که آنها مرا در کودکی پروردند» سوره اسراء، آیه ۲۴.</ref>. دوم، در قالب فعل جحد: {{متن قرآن|قَالَ أَلَمْ نُرَبِّكَ فِينَا وَلِيدًا وَلَبِثْتَ فِينَا مِنْ عُمُرِكَ سِنِينَ}}<ref>«(فرعون) گفت: آیا در کودکی تو را نزد خود نپروردیم و سال‌هایی از عمرت را نزد ما نگذراندی؟» سوره شعراء، آیه ۱۸.</ref>.


توجه به این نکته لازم است که هر دو [[آیه]] به دلیل قرینه حالی و [[کلامی]]، مربوط به [[تربیت جسمانی]] است؛ زیرا در آیه اول، کلمه «صغیراً» و در آیه دوم، جمله {{متن قرآن|وَلَبِثْتَ فِينَا مِنْ عُمُرِكَ سِنِينَ}} و نیز [[حال]] [[دعای ابراهیم]]{{ع}} که زمان [[ضعف]] جسمی خود را به زبان آورد و همچنین [[تکبر]] و [[خودبینی]] [[فرعون]] که [[کودکی]] [[موسی]]{{ع}} را به رخش کشید، به این معنا اشاره دارد که منظور، پرورش جسمی است، نه تربیت [[روحی]] و [[معنوی]] که قابل [[حس]] و [[مشاهده]] نیست. بنابراین، ریشه «تربیت» در قرآن، اغلب به تربیت غیر [[انسانی]] نظیر ربوبیت تکوینی و [[تشریعی]] و زیادت و فزونی، اشاره دارد و فقط در دو مورد به معنای [[تربیت انسانی]] و [[جسمانی]] به کار رفته است.
توجه به این نکته لازم است که هر دو [[آیه]] به دلیل قرینه حالی و [[کلامی]]، مربوط به تربیت جسمانی است؛ زیرا در آیه اول، کلمه «صغیراً» و در آیه دوم، جمله {{متن قرآن|وَلَبِثْتَ فِينَا مِنْ عُمُرِكَ سِنِينَ}} و نیز حال [[دعای ابراهیم]]{{ع}} که زمان [[ضعف]] جسمی خود را به زبان آورد و همچنین [[تکبر]] و [[خودبینی]] [[فرعون]] که کودکی [[موسی]]{{ع}} را به رخش کشید، به این معنا اشاره دارد که منظور، پرورش جسمی است، نه تربیت [[روحی]] و [[معنوی]] که قابل [[حس]] و مشاهده نیست. بنابراین، ریشه «تربیت» در قرآن، اغلب به تربیت غیر [[انسانی]] نظیر ربوبیت تکوینی و [[تشریعی]] و زیادت و فزونی، اشاره دارد و فقط در دو مورد به معنای [[تربیت انسانی]] و جسمانی به کار رفته است.
 
[[تربیت]]، به همین هیئت، به معنای تربیت [[روحی]] و [[معنوی]] [[انسان]] در [[روایات]] بسیاری به کار رفته است. از جمله [[امام زین العابدین]]{{ع}} در [[صحیفه سجادیه]] با زبان [[دعا]] عرض می‌کند: {{متن حدیث|وَ أَعِنِّي عَلَى تَرْبِيَتِهِمْ وَ تَأْدِيبِهِمْ‌، وَ بِرِّهِمْ}}<ref>صحیفه سجادیه، ص۱۳۸.</ref>؛ «[پروردگارا] مرا [[یاری]] فرما که فرزندانم را بپرورم و [[ادب]] نمایم و به آنان [[مهربانی]] کنم».
[[تربیت]]، به همین هیئت، به معنای تربیت [[روحی]] و [[معنوی]] [[انسان]] در [[روایات]] بسیاری به کار رفته است. از جمله [[امام زین العابدین]]{{ع}} در [[صحیفه سجادیه]] با زبان [[دعا]] عرض می‌کند: {{متن حدیث|وَ أَعِنِّي عَلَى تَرْبِيَتِهِمْ وَ تَأْدِيبِهِمْ‌، وَ بِرِّهِمْ}}<ref>صحیفه سجادیه، ص۱۳۸.</ref>؛ «[پروردگارا] مرا [[یاری]] فرما که فرزندانم را بپرورم و [[ادب]] نمایم و به آنان [[مهربانی]] کنم».
[[امام علی]]{{ع}} در [[ستایش]] [[انصار]] می‌فرماید: {{متن حدیث|هُمْ وَ اللَّهِ رَبَّوُا الْإِسْلَامَ كَمَا يُرَبَّى الْفِلْوُ}}<ref>نهج البلاغه، حکمت ۴۶۵.</ref>. «به [[خدا]] آنان (انصار)، [[اسلام]] را پروراندند، چنان که کره اسب از شیر گرفته را پرورش می‌دهند» در [[روایت]] اول تربیت به معنای [[تربیت معنوی]] انسان و در روایت دوم تربیت به معنای مطلق پرورش، اعم از مادی و معنوی و انسان و غیر انسان به کار رفته است؛ چراکه در مورد اسلام [[رشد]] و نمو معنوی و در مورد دوم (کره اسب) پرورش مادی و جسمی مراد است؛ یعنی [[انصار پیامبر]]{{صل}} کسانی بودند که با تلاش و [[جهاد]] و مبارزه‎شان، زمینه رشد و [[پیشرفت]] اسلام را فراهم ساختند<ref>[[محمد احسانی|احسانی، محمد]]، [[سیره اخلاقی و تربیتی معصومین (کتاب)|سیره اخلاقی و تربیتی معصومین]]، ص ۲۴.</ref>.
[[امام علی]]{{ع}} در [[ستایش]] [[انصار]] می‌فرماید: {{متن حدیث|هُمْ وَ اللَّهِ رَبَّوُا الْإِسْلَامَ كَمَا يُرَبَّى الْفِلْوُ}}<ref>نهج البلاغه، حکمت ۴۶۵.</ref>. «به [[خدا]] آنان (انصار)، [[اسلام]] را پروراندند، چنان که کره اسب از شیر گرفته را پرورش می‌دهند» در [[روایت]] اول تربیت به معنای [[تربیت معنوی]] انسان و در روایت دوم تربیت به معنای مطلق پرورش، اعم از مادی و معنوی و انسان و غیر انسان به کار رفته است؛ چراکه در مورد اسلام [[رشد]] و نمو معنوی و در مورد دوم (کره اسب) پرورش مادی و جسمی مراد است؛ یعنی [[انصار پیامبر]]{{صل}} کسانی بودند که با تلاش و [[جهاد]] و مبارزه‎شان، زمینه رشد و [[پیشرفت]] اسلام را فراهم ساختند<ref>[[محمد احسانی|احسانی، محمد]]، [[سیره اخلاقی و تربیتی معصومین (کتاب)|سیره اخلاقی و تربیتی معصومین]]، ص ۲۴.</ref>.


== آموزه‌های تربیتی ==
== آموزه‌های تربیتی ==
منظور از «آموزه‌های [[تربیتی]]» راهبردها و راهکارهای روشن و واضحی است که [[خداوند]] [[پیامبر]] خود را برای اصل انجام [[رسالت]]، حفظ و تداوم آن، مورد خطاب قرار می‌دهد و اصول و اموری را به صورت کلی و یا خاص بیان و با [[راهنمایی]] خود تربیت می‌کند. این [[تعالیم]] [[تربیتی]] با روش‌های مختلفی همچون یاد دادن [[سیر و سلوک]]، [[تعلیم]] [[عبادت]]، و [[دعوت]] به [[استقامت]] و [[استغاثه]]، روش [[تبلیغ]]، [[شیوه]] مردم‌داری و حتی گاهی با [[توبیخ]] و یا [[انذار]] و یا یادآوری [[تاریخ]] [[پیامبران]] و مسائل و [[مشکلات]] و یا ناکامی‌های آنان [[تأدیب]] می‌کند و وسیله صیانت [[پیامبر]] از [[انحراف]] را فراهم می‌سازد. چنانکه به صورت کلی می‌گوید: {{متن قرآن|قُلْ رَبِّ ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّيَانِي صَغِيرًا}}<ref>«و از سر مهر برای آنان به خاکساری افتادگی کن و بگو پروردگارا! بر آنان بخشایش آور چنان که آنها مرا در کودکی پروردند» سوره اسراء، آیه ۲۴.</ref>و بگو خدایا بر [[والدین]] من، که مرا در [[کودکی]] تربیت کردند رحم نما. البته گاهی این تربیت‌ها برجسته می‌شود و با واژه: «رَب» که به [[پیامبر]] اختصاص داده شده، نمایان می‌گردد؛ به همین [[دلیل]] در [[قرآن کریم]] بعد از [[لفظ جلاله]] «[[الله]]» بیشترین وصفی که در باره [[خداوند متعال]] بکار رفته، واژه «[[رب]]» است که حدود ۹۰۰ مرتبه تکرار شده است. و گاهی با واژه غیر [[رب]] و معنای [[رب]] همان گونه که در مفردات راغب آمده است،<ref>الرب فی الأصل: التربیة، و هو إنشاء الشیء حالا فحالا إلی حد التمام، یقال رَبهُ، و رباه و رَببَهُ/ (مفردات راغب ص ۳۳۶)</ref> در اصل به معنای تربیت و آن ایجاد شئ به صورت تدریجی تا [[حد]] [[رسیدن به کمال]] است. [[خداوند]]، انسان‌هایی را که به چنین درجه‌ای نائل شوند، «ربیون» و «ربانیون» نامیده است. «ربی» و «ربانی» هر دو معنی منسوب به «[[رب]]» هستند، با این تفاوت که واژۀ «ربانی» [[مبالغه]] آمیزتر است. اگر به آیاتی که این دو واژه در آنها به کار رفته، توجه کنیم، [[لطف]] این [[مبالغه]] آشکار می‌شود، زیرا «ربی» به کسی اطلاق شده که در اصطلاح رایج او را [[شاگرد]] یا متربی می‌گویند و «ربانی» به کسی که اصطلاحاً استاد و یا مربی نامیده می‌شود، اطلاق گردیده است و این بدان معنا است که وجه انتساب استاد به «[[رب]]» باید عمیق‌تر و بارزتر از مربی و [[شاگرد]] باشد.
منظور از «آموزه‌های [[تربیتی]]» راهبردها و راهکارهای روشن و واضحی است که [[خداوند]] [[پیامبر]] خود را برای اصل انجام [[رسالت]]، حفظ و تداوم آن، مورد خطاب قرار می‌دهد و اصول و اموری را به صورت کلی و یا خاص بیان و با [[راهنمایی]] خود تربیت می‌کند. این تعالیم [[تربیتی]] با روش‌های مختلفی همچون یاد دادن [[سیر و سلوک]]، [[تعلیم]] [[عبادت]]، و [[دعوت]] به [[استقامت]] و [[استغاثه]]، روش [[تبلیغ]]، شیوه مردم‌داری و حتی گاهی با توبیخ و یا [[انذار]] و یا یادآوری [[تاریخ]] [[پیامبران]] و مسائل و [[مشکلات]] و یا ناکامی‌های آنان [[تأدیب]] می‌کند و وسیله صیانت [[پیامبر]] از [[انحراف]] را فراهم می‌سازد. چنانکه به صورت کلی می‌گوید: {{متن قرآن|قُلْ رَبِّ ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّيَانِي صَغِيرًا}}<ref>«و از سر مهر برای آنان به خاکساری افتادگی کن و بگو پروردگارا! بر آنان بخشایش آور چنان که آنها مرا در کودکی پروردند» سوره اسراء، آیه ۲۴.</ref>و بگو خدایا بر والدین من، که مرا در کودکی تربیت کردند رحم نما. البته گاهی این تربیت‌ها برجسته می‌شود و با واژه: «رَب» که به [[پیامبر]] اختصاص داده شده، نمایان می‌گردد؛ به همین [[دلیل]] در [[قرآن کریم]] بعد از [[لفظ جلاله]] «[[الله]]» بیشترین وصفی که در باره [[خداوند متعال]] بکار رفته، واژه «[[رب]]» است که حدود ۹۰۰ مرتبه تکرار شده است. و گاهی با واژه غیر رب و معنای رب همان گونه که در مفردات راغب آمده است،<ref>الرب فی الأصل: التربیة، و هو إنشاء الشیء حالا فحالا إلی حد التمام، یقال رَبهُ، و رباه و رَببَهُ/ (مفردات راغب ص ۳۳۶)</ref> در اصل به معنای تربیت و آن ایجاد شئ به صورت تدریجی تا [[حد]] [[رسیدن به کمال]] است. [[خداوند]]، انسان‌هایی را که به چنین درجه‌ای نائل شوند، «ربیون» و «ربانیون» نامیده است. «ربی» و «ربانی» هر دو معنی منسوب به «[[رب]]» هستند، با این تفاوت که واژۀ «ربانی» [[مبالغه]] آمیزتر است. اگر به آیاتی که این دو واژه در آنها به کار رفته، توجه کنیم، [[لطف]] این مبالغه آشکار می‌شود، زیرا «ربی» به کسی اطلاق شده که در اصطلاح رایج او را شاگرد یا متربی می‌گویند و «ربانی» به کسی که اصطلاحاً استاد و یا مربی نامیده می‌شود، اطلاق گردیده است و این بدان معنا است که وجه انتساب استاد به «[[رب]]» باید عمیق‌تر و بارزتر از مربی و شاگرد باشد.
#{{متن قرآن|وَكَأَيِّنْ مِنْ نَبِيٍّ قَاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ}}<ref>«و بسا پیامبرانی که همراه آنان توده‌های انبوه به نبرد (با دشمنان خداوند) پرداختند و در راه خداوند هر چه به ایشان رسید نه سست و نه ناتوان شدند و نه تن به زبونی سپردند؛ و خداوند شکیبایان را دوست می‌دارد» سوره آل عمران، آیه ۱۴۶.</ref>و چه بسیار از [[پیامبران]] بودند که ربیون فراوانی به همراه آنها در [[راه خدا]] جنگیدند، یعنی کسانی که تربیت شده [[انبیا]] بودند و در این محضر قرار داشته‌اند.
#{{متن قرآن|وَكَأَيِّنْ مِنْ نَبِيٍّ قَاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ}}<ref>«و بسا پیامبرانی که همراه آنان توده‌های انبوه به نبرد (با دشمنان خداوند) پرداختند و در راه خداوند هر چه به ایشان رسید نه سست و نه ناتوان شدند و نه تن به زبونی سپردند؛ و خداوند شکیبایان را دوست می‌دارد» سوره آل عمران، آیه ۱۴۶.</ref>و چه بسیار از [[پیامبران]] بودند که ربیون فراوانی به همراه آنها در [[راه خدا]] جنگیدند، یعنی کسانی که تربیت شده [[انبیا]] بودند و در این محضر قرار داشته‌اند.
#{{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که پروردگارت به فرشتگان فرمود: می‌خواهم جانشینی در زمین بگمارم، گفتند: آیا کسی را در آن می‌گماری که در آن تباهی می‌کند و خون‌ها می‌ریزد در حالی که ما تو را با سپاس، به پاکی می‌ستاییم و تو را پاک می‌شمریم؛ فرمود: من چیزی می‌دانم که» سوره بقره، آیه ۳۰.</ref>
#{{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که پروردگارت به فرشتگان فرمود: می‌خواهم جانشینی در زمین بگمارم، گفتند: آیا کسی را در آن می‌گماری که در آن تباهی می‌کند و خون‌ها می‌ریزد در حالی که ما تو را با سپاس، به پاکی می‌ستاییم و تو را پاک می‌شمریم؛ فرمود: من چیزی می‌دانم که» سوره بقره، آیه ۳۰.</ref>
خط ۲۰: خط ۲۲:
#{{متن قرآن|الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ}}<ref>«حق از (آن) پروردگار توست پس هیچ‌گاه از دو دلان مباش!» سوره بقره، آیه ۱۴۷.</ref>  
#{{متن قرآن|الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ}}<ref>«حق از (آن) پروردگار توست پس هیچ‌گاه از دو دلان مباش!» سوره بقره، آیه ۱۴۷.</ref>  


و نیز مواردی دیگر: {{متن قرآن|قُلْ
و


{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ * قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا * نِصْفَهُ أَوِ انْقُصْ مِنْهُ قَلِيلًا * أَوْ زِدْ عَلَيْهِ وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا * إِنَّا سَنُلْقِي عَلَيْكَ قَوْلًا ثَقِيلًا * إِنَّ نَاشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَطْئًا وَأَقْوَمُ قِيلًا}}<ref>«ای جامه بر خویش پیچیده * نیمی از آن را یا اندکی از آن (نیمه) را کم کن! * شب را- جز اندکی- بپای خیز * یا (اندکی) بر آن بیفزای و قرآن را آرام و روشن بخوان * ما سخنی سنگین را به زودی بر تو فرو می‌فرستیم * بی‌گمان عبادت شبانه در پابرجایی، سخت‌تر و در گفتار، استوارتر است» سوره مزمل، آیه ۱-۶.</ref>
'''نکته''': در همه [[آیات]] فوق بر واژه [[رب]] تاکید شده و این که [[خداوند]] [[رب]] [[پیامبر]] و [[مشرکان]] و همه موجودات است و برای [[پیامبر]] این مسئله تاکید بیشتر شده، که [[پیامبر]] نمونه اعلای تربیت [[خداوند]] است و در حالات و زمان‌های مختلف به [[پیامبر]] یادآوری شده که [[رب]] را فراموش نکند و به مخالفان [[دعوت]] [[توحید]] هم اعلان کند که [[خداوند]] [[رب]] آنها هم هست و در [[قرآن]] ۳۴ بار کلمه: «رَب الْعالَمِینَ» به کار رفته و ۲۱۷ مورد واژه «رَبک» که مخاطب آن [[پیامبران]] و اکثر [[پیامبر اسلام]] است.
# {{متن قرآن|وَمِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَكَ عَسَى أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقَامًا مَحْمُودًا}}<ref>«و پاره‌ای از شب را بدان (نماز شب) بیدار باش که (نمازی) افزون برای توست باشد که پروردگارت تو را به جایگاهی ستوده برانگیزد» سوره اسراء، آیه ۷۹.</ref>
# {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ * قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا * نِصْفَهُ أَوِ انْقُصْ مِنْهُ قَلِيلًا * أَوْ زِدْ عَلَيْهِ وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا * إِنَّا سَنُلْقِي عَلَيْكَ قَوْلًا ثَقِيلًا * إِنَّ نَاشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَطْئًا وَأَقْوَمُ قِيلًا}}<ref>«ای جامه بر خویش پیچیده * نیمی از آن را یا اندکی از آن (نیمه) را کم کن! * شب را- جز اندکی- بپای خیز * یا (اندکی) بر آن بیفزای و قرآن را آرام و روشن بخوان * ما سخنی سنگین را به زودی بر تو فرو می‌فرستیم * بی‌گمان عبادت شبانه در پابرجایی، سخت‌تر و در گفتار، استوارتر است» سوره مزمل، آیه ۱-۶.</ref>.


'''نکته''': در [[آیات]] فوق این موضوعات مطرح گردیده است:
'''نکته''': در [[آیات]] فوق این موضوعات مطرح گردیده است:


# در آیاتی که کلمه: «رَبک» به کار آمده، این معنا به دست می‌آید که [[محمد]] تحت تربیت خاص [[خداوند]] است.  
# در آیاتی که کلمه: «رَبک» به کار آمده، این معنا به دست می‌آید که [[محمد]] تحت تربیت خاص [[خداوند]] است.  
# [[دستور]] [[نافله]] [[شب]] به [[محمد]] در جهت پرورش و تربیت او برای رسیدن به [[مقام محمود]]: {{متن قرآن|عَسَى أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقَامًا مَحْمُودًا}}<ref>«و پاره‌ای از شب را بدان (نماز شب) بیدار باش که (نمازی) افزون برای توست باشد که پروردگارت تو را به جایگاهی ستوده برانگیزد» سوره اسراء، آیه ۷۹.</ref> است.  
# [[دستور]] [[نافله]] شب به [[محمد]] در جهت پرورش و تربیت او برای رسیدن به [[مقام محمود]]: {{متن قرآن|عَسَى أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقَامًا مَحْمُودًا}}<ref>«و پاره‌ای از شب را بدان (نماز شب) بیدار باش که (نمازی) افزون برای توست باشد که پروردگارت تو را به جایگاهی ستوده برانگیزد» سوره اسراء، آیه ۷۹.</ref> است.  
# [[دستور خداوند]] به [[عبادت]] شبانه و [[توجه به خدا]]، در جهت پرورش و آماده شدن [[پیامبر]] برای دریافت [[قرآن]]: {{متن قرآن|إِنَّا سَنُلْقِي عَلَيْكَ قَوْلًا ثَقِيلًا}}<ref>«ما سخنی سنگین را به زودی بر تو فرو می‌فرستیم» سوره مزمل، آیه ۵.</ref> و کسب [[مقامات معنوی]] و اتصال به [[معبود]] است<ref>[[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱]]، ص ۲۸۲-۲۸۴.</ref>.
# [[دستور خداوند]] به [[عبادت]] شبانه و [[توجه به خدا]]، در جهت پرورش و آماده شدن [[پیامبر]] برای دریافت [[قرآن]]: {{متن قرآن|إِنَّا سَنُلْقِي عَلَيْكَ قَوْلًا ثَقِيلًا}}<ref>«ما سخنی سنگین را به زودی بر تو فرو می‌فرستیم» سوره مزمل، آیه ۵.</ref> و کسب [[مقامات معنوی]] و اتصال به [[معبود]] است<ref>[[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱]]، ص ۲۸۲-۲۸۴.</ref>.


۱۲۹٬۸۰۱

ویرایش