عدل: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۹٬۵۰۵ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۶ ژوئن ۲۰۲۵
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۲۰۵: خط ۲۰۵:
===== [[عدالت کیفری]] =====
===== [[عدالت کیفری]] =====
===== [[عدالت جزایی]] =====
===== [[عدالت جزایی]] =====
== اهمیت عدالت ==
عدالت از اوصاف فعل [[حق تعالی]]<ref>{{متن قرآن|شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ وَالْمَلَائِكَةُ وَأُولُو الْعِلْمِ قَائِمًا بِالْقِسْطِ}} «خداوند - که به دادگری ایستاده است - و فرشتگان و دانشوران گواهی می‌دهند که: هیچ خدایی نیست جز او که پیروزمند فرزانه است» سوره آل عمران، آیه ۱۸.</ref> و معیار و رکن [[آفرینش]] است که با نبود آن، هستی [[جهان]] به نابودی و نیستی روی خواهد گذاشت<ref>{{متن حدیث|عَنْ رَسُولِ اللَّهِ‌{{صل}}: بِالْعَدْلِ قَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْضُ‌}}؛ ابن ابی‌جمهور احسائی، عوالی اللئالی، ج۴، ص۱۰۳، ح۱۵۱.</ref>. بنابراین عدالت، محور عالم است و باید بر همه هستی، [[حاکمیت]] و [[سیطره]] داشته باشد که مجموعه [[انسان‌ها]] از جمله آن محسوب می‌شود.
[[امیرمؤمنان]]{{ع}} اهمیت عدالت را ضمن بیان‌هایی شیوا و جامع این‌گونه تبیین فرموده است: عدالت مایه زندگی است<ref>{{متن حدیث|الْعَدْلُ حَيَاةٌ}}؛ عبدالواحد آمدی، غررالحکم، ترجمه حسینی، ج۱، ص۶۴؛ محمدی ری‌شهری، میزان‌الحکمه، ج۴، ص۱۸۳۹.</ref>. عدالت ملاک عالم و [[انتظام]] بخش احوال آن و جور، مایه هلاکت و ویرانی است<ref>{{متن حدیث|الْعَدْلُ مِلَاكٌ الْجَوْرُ هَلَاكٌ}}؛ غررالحکم، ج۱، ص۵۷.</ref>.<ref>[[محمد رضا کریمی والا|کریمی والا، محمد رضا]]، [[وظایف متقابل مردم و حکومت در حاکمیت علوی (کتاب)|وظایف متقابل مردم و حکومت در حاکمیت علوی]]، ص۷۶.</ref>
== [[لزوم]] [[اجرای عدالت]] ==
«عدالت» محور [[عالم هستی]] و خواسته [[فطرت]] انسان‌هایِ [[آزاده]] است و در [[مکتب اسلام]]، به عنوان اصلی که می‌تواند [[مشکلات]] [[اجتماعی]] [[بشر]] را حل کرده، [[سیر]] [[تکامل]] جامعه را هموار سازد، اساس سلامت رفتارهای فردی و اجتماعی و مقدم بر سایر [[اصول اخلاقی]] تلقی شده است. از این رو در منابع دینی به [[عدالت‌ورزی]] و گسترش [[دادگری]] اهمیت بسیاری داده شده و برای [[حاکمیت]] دادن به آن تأکیدها و سفارش‌های فراوانی نقل شده است؛ به ویژه در مورد [[حاکمان]] [[اسلامی]] که به عنوان [[هدایتگران]] و سکان‌داران جامعه، نقش مؤثری در احیای این مهم می‌توانند داشته باشند.
در [[آیات]] بسیاری، به عدالت‌ورزی و دادگری [[امر]] شده است. [[خداوند متعال]] می‌فرماید: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ}}<ref>«به راستی خداوند به دادگری و نیکی کردن ... به شما اندرز می‌دهد» سوره نحل، آیه ۹۰.</ref>. در آیه‌ای دیگر می‌فرماید: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ}}<ref>«ای [[مؤمنان]]! به [[دادگری]] بپاخیزید» سوره نساء، آیه ۱۳۵.</ref>.<ref>[[محمد رضا کریمی والا|کریمی والا، محمد رضا]]، [[وظایف متقابل مردم و حکومت در حاکمیت علوی (کتاب)|وظایف متقابل مردم و حکومت در حاکمیت علوی]]، ص۸۱.</ref>
== ابعاد مختلف عدالت ==
# عدالت در توزیع  [[ثروت]] و درآمد: همه [[نعمت‌ها]] و [[ثروت‌ها]] برای عموم [[انسان‌ها]] [[آفریده]] شده است و کسی [[حق]] [[انحصار]] آنها را ندارد؛ [[خداوند متعال]] می‌فرماید: {{متن قرآن|وَالْأَرْضَ وَضَعَهَا لِلْأَنَامِ}}<ref>«و زمین را برای آفریدگان پدید آورد» سوره الرحمن، آیه ۱۰.</ref>. برخورداری از ثروت و درآمد و [[بهره‌مندی از نعمت‌های الهی]] به [[میزان]] شایستگی، از [[حقوق]] مسلّم افراد جامعه است؛ اما عواملی از قبیل [[احتکار]]، [[رباخواری]]، استفاده از شرایط ویژه [[اقتصادی]] برای تصاحب [[اموال]] دیگران، [[غصب]]، [[سرقت]] و ملاحظات و [[تبعیض‌ها]] در اعطای امتیازات، باعث پیدایش بسیاری از [[نابرابری‌های اقتصادی]] در [[جامعه]] خواهد بود که [[حکومت اسلامی]] موظف است زمینه‌های چنین [[بی‌عدالتی‌ها]] را ـ که از عوامل مؤثر در [[فقر]] و [[محرومیت]] [[جامعه]] است ـ از بین برده و در ایجاد محیطِ سالم [[اقتصادی]] بکوشد.
# [[عدالت قضایی]]: [[خداوند]] خطاب به [[حضرت داوود]]{{ع}} می‌فرمایند: ای داوود! ما تو را در روی [[زمین]] [[مقام خلافت]] دادیم، تا میان [[خلق]] [[خدا]] به [[حق]] [[حکم]] کنی و هرگز [[هوای نفس]] را [[پیروی]] نکنی که تو را از [[راه خدا]] [[گمراه]] سازد و آنان که از راه خدا گمراه شوند، چون [[روز حساب]] (و [[قیامت]]) را فراموش کرده‌اند، به [[عذاب]] سخت معذّب خواهند شد<ref>ص، آیه ۲۶.</ref>. یعنی حال که این [[موهبت]] بزرگ ([[حکومت الهی]]) به تو ارزانی شده است، [[وظیفه]] داری که در میان [[مردم]] به حق حکم کرده و هرگز از هوای نفس [[پیروی]] نکنی و این، بیانگر اهمیتِ [[عدالت]]، در [[قضاوت]] و [[دادرسی]] است. منظور از تحقق بخشیدن به عدالت قضایی و دادرسی این است که:
## اولاً، همه افراد [[جامعه]] امکان دسترسی به [[محکمه]] [[عدل]] را داشته باشند و چنین نباشد که در [[کشور اسلامی]] مناطق دور دست از وجود [[محکمه]] [[قضایی]] [[محروم]] باشند و [[مردم]] محاکم خود را نتوانند حل کنند.
## ثانیاً، روند [[قضاوت]] و [[دادرسی]] بین طرفین دعوا، یکسان و به [[عدالت]] باشد و از هرگونه ملاحظات تبعیض‌آمیز پرهیز شود.
## ثالثاً، در صدور [[حکم]]، جانب عدالت و [[رضایت الهی]] مراعات شود و [[مجرم]] آن‌گونه که مستحق است، [[مجازات]] شود.
# عدالت در اعطای آزادی: [[اندیشه]] آزادی‌های [[انسانی]] از دیرباز در ذهن [[بشر]] وجود داشته است، به طوری که آن را آرمانی برای خود تصور کرده و هم چون گوهری عزیز، هیچ گاه از آن چشم نپوشیده است؛ حتی پذیرش [[قوانین]] و [[متعهد]] شدن در برابر مقرراتِ جاری نیز برای این بوده که [[آزادی]] به مخاطره نیفتد. علاوه بر اینکه [[انسان‌ها]] خواهان چنین آزادی‌اند، [[تساوی]] و [[برابری]] در برخورداری از آزادی نیز مطلوب آنان بوده و [[تبعیض]] در اعطای آن، برای عموم انسان‌ها امری ناپذیرفتنی و منفور بوده است. به طور اساسی، بیشتر خیزش‌ها و [[انقلاب‌ها]] در [[اعتراض]] به [[بی‌عدالتی]] و [[نابرابری]] در آزادی بوده که به نوعی انسان‌ها را در برخورداری از استعدادها و توانایی‌های طبیعی و خدادادی‌شان محدود و [[محروم]] ساخته است.
# عدالت در تعامل با اقوام و قبایل: افراد هر جامعه غالباً از [[اقوام]] و نژادهای مختلفی تشکیل یافته‌اند که هرکدام به [[آداب]] و [[فرهنگ]] خاص خود [[احترام]] گذاشته و از آن [[تبعیت]] می‌کنند. اگر در جامعه نژاد و قومی خاص بر سایر اقوام و نژادها ترجیح داده شود، منشأ بروز [[مشکلات]] و تعارض‌های زیادی خواهد گردید. [[اسلام]]، همه [[مردم]] را از جهت قومی و [[نژادی]] برابر و مساوی دانسته و تنها ملاک [[برتر]] بودن را [[میزان]] [[کمالات]] و [[قرب]] به [[مبدأ هستی]] قرار داده است<ref>سوره حجرات، آیه ۱۳.</ref>.
# عدالت در اخذ مالیات: در [[زمان]] [[خلافت امیرمؤمنان]]{{ع}} عمده‌ترین منابع تأمین [[بیت المال]]، وجوهی بود که به عنوان [[زکات]] از [[مردم]] گرفته می‌شد و نیز اموالی که به صورت [[خراج]] از [[اهل ذمه]] و معاهدان با [[دولت اسلامی]] دریافت می‌گردید. علاوه بر موارد فوق، ظاهراً وجوهی به صورت [[مالیات]] نیز از [[مردم]] اخذ می‌شد<ref>ر.ک: وسائل الشیعه، ج۶، ص۵۱.</ref>. اگر [[نظام مالیاتی]] [[کشور]] [[اصلاح]] شود و [[مالیات‌دهندگان]] رفتارهای اصولی و عادلانه [[دولت]] را در این زمینه [[احساس]] کنند، به طور قطع، [[اشتیاق]] و دل‌گرمی خود را در پرداخت وجوه مالیاتی ابراز خواهند کرد؛ زیرا از طرفی تلاش [[صادقانه]] دولت در تخصیص بهینه [[اموال]] جهت عمران و [[پیشرفت]] کشور، آنها را مطمئن می‌سازد که اموالشان به [[منافع]] آنان [[هزینه]] می‌شود و از سوی دیگر، رفتارهای عادلانه در [[گرفتن مالیات]]، آنها را از [[همدلی]] و [[همکاری]] [[دولتمردان]] [[آگاه]] می‌سازد<ref>[[محمد رضا کریمی والا|کریمی والا، محمد رضا]]، [[وظایف متقابل مردم و حکومت در حاکمیت علوی (کتاب)|وظایف متقابل مردم و حکومت در حاکمیت علوی]]، ص۸۸ ـ ۹۷.</ref>.
== شرایط [[تحقق عدالت]] ==
از مهم‌ترین شرایط [[عدالت‌ورزی]] هر [[انسانی]] به ویژه زمامدار، این است که نخست در [[اصلاح]] و [[تربیت]] خویش بکوشد و [[ملکه عدالت]] را بر وجود خود [[حاکم]] کند؛ زیرا کسی که خود را اصلاح نکرده و عدالت را در وجود خود ظاهر ننموده باشد، قابلیت [[اصلاح دیگران]] و [[اجرای عدالت]] را نخواهد داشت.
علاوه بر [[اصلاح نفس]] و [[خودسازی]]، لازم است حاکم بر اموری چند ملازمت کند، تا بتواند با عدالت‌ورزی خود به عنوان بهترین و باارزش‌ترین [[سلوک]]، الگوی دیگران شود و [[عدالت]] را در [[جامعه]] [[حاکمیت]] بخشد، این امور عبارت‌اند از:
# در همه حال به ذات [[پاک]] [[خداوند]] [[توکل]] کرده و به فضل و [[رحمت]] بی‌نهایت او [[متوسل]] شود و از درگاهش [[توفیق]] انجام دادن هر امر مهمی را بر وجه صواب مسئلت نماید<ref>ر.ک: احمد بن محمد مهدی نراقی، معراج السعاده، ص۴۹۲.</ref>؛
# در همه حال پاسدار [[احکام شریعت]] [[اسلام]] بوده و در [[ترویج]] و اجرای آن اهتمام ورزد<ref>ر.ک: احمد بن محمد مهدی نراقی، معراج السعاده، ص۴۹۲.</ref>؛
# زمینه هرگونه [[ظلم و ستم]] را در جامعه از بین ببرد و خود نیز به اندازه‌ای از ظلم و ستم بپرهیزد که حتی در [[حق دشمن]] نیز آن را روا ندارد؛
# در موقع گماشتن افراد، [[انصاف]] و [[مروت]] آنها را بررسی کند و بر کیفیت [[رفتار]] کارگزارانِ خود با [[مردم]]، [[نظارت]] داشته باشد<ref>معراج السعاده، ص۴۹۳ - ۴۹۴.</ref>؛
# با همه مردم در قبال [[قانون]] و حکمِ [[حق]] یکسان رفتار کند.
# آن‌چه را که در گفتار از عدالت پیشگی بیان می‌دارد، در عمل نیز به اجرا درآورد.
# در برابر [[ملت]] از خود نرمش و [[انعطاف]] نشان دهد؛ [[امیرمؤمنان]]{{ع}} در این باره سفارش‌های متعددی به [[کارگزاران]] خود می‌کنند. در یکی از این موارد فرمودند: در برابر [[مردم]] [[فروتن]] باش و با آنان [[نرم‌خویی]] و [[انعطاف‌پذیری]] پیشه کن و در برخورد با آنان [[گشاده‌رو]] باش<ref>نهج البلاغه، نامه ۲۷.</ref>.
# [[اعمال]] و [[رفتار]] [[خواص]] و اطرافیان را که می‌توانند تهدیدی علیه [[عدالت اجتماعی]] باشند، [[نظارت و کنترل]] کند<ref>ر.ک: نهج البلاغه، نامه ۵۳.</ref>.
در پرتو تحقق این شرایط، روحیه [[حق‌گرایی]] و [[خدامحوری]] [[حاکمان]] و [[مدیران]] تقویت و [[عدل و داد]] در جای جای [[کشور اسلامی]] سایه‌گستر خواهد شد<ref>[[محمد رضا کریمی والا|کریمی والا، محمد رضا]]، [[وظایف متقابل مردم و حکومت در حاکمیت علوی (کتاب)|وظایف متقابل مردم و حکومت در حاکمیت علوی]]، ص۹۸.</ref>.
== دستاوردهای اجرای عدالت ==
# دستاوردهای سیاسی: آنچه به عنوان برآیند سیاسی اجرای عدالت حائز اهمیت است، می‌توان به چند نکته اشاره کرد:
## '''ایجاد [[امنیت]]''': بی‌شک مهم‌ترین ثمره [[اجرای عدالت]]، [[امنیت سیاسی]] است. البته [[امنیت فرهنگی]]، [[اقتصادی]]، روانی و [[اجتماعی]] نیز در فضای امنیت سیاسی پدید خواهد آمد.
## '''[[شکست]] [[دشمن]]''': دشمن در هر شرایطی [[منتظر]] فرصت است تا روزنه‌ای بیابد و ضربه‌اش را بزند. [[تحقق عدالت]] تمام روزنه‌های نفوذ دشمن را می‌بندد و [[اجازه]] ورود به [[حریم خصوصی]] یک [[ملت]] [[متحد]]، منسجم و یکپارچه را به او نمی‌دهد.
## '''[[اجرای احکام]] و [[حدود شرعی]]''': در بیانی از [[مولای متقیان]] آمده است: «و حدود ضایع مانده‌ات اجرا گردد...» <ref>{{متن حدیث|وَ تُقَامَ الْمُعَطَّلَةُ مِنْ حُدُودِكَ}}؛ صبحی الصالح، شرح نهج البلاغه، خطبه ۱۳۱.</ref>.
# دستاوردهای [[فرهنگی]] [[اجتماعی]]: تحقق عدالت علاوه بر بُعد [[سیاسی]]، در [[فرهنگ]] و [[اجتماع]] [[مردم]] نیز تاثیرگذار است، از جمله تأثیرهای اجتماعی می‌توان به [[خشنودی]] مردم از [[اجرای عدالت]] اشاره نمود و از نظر فرهنگی باعث پیدایش پیوند میان اقشار [[جامعه]] می‌گردد، اما از بعد اجتماعی و فرهنگی سبب [[بردباری]] و [[استواری]] مردم در مقابل [[سختی‌ها]] می‌شود.
## '''خشنودی مردم''': در نامه امام علی{{ع}} به [[مالک اشتر]] چند نمونه از تأکید حضرت بر رضایت‌مندی مردم وجود دارد؛ از جمله «باید از کارها آن را بیشتر [[دوست]] بداری که نه از [[حق]] بگذرد و نه فرو ماند و [[عدالت]] را فراگیرتر بود و [[رعیت]] را دلپذیرتر». سپس علت [[راضی]] داشتن مردم را چنین بیان می‌دارند: «[[ناخشنودی]] همگان خشنودی [[نزدیکان]] را بی‌اثر گرداند و [[خشم]] نزدیکان خشنودی همگان را زیانی نرساند و به هنگام فراخی زندگانی، سنگینی بار نزدیکان بر [[والی]] از همه افراد رعیت بیش‌تر است و در [[روز]] [[گرفتاری]] [[یاری]] آنان از همه کمتر... همانا آنانکه [[دین]] را پشتیبان‌اند و موجب انبوهی [[مسلمانان]] و آماده [[پیکار]] با [[دشمنان]]، [[عامه]] مردمان‌اند. پس [[گرایش]] تو به آنان باشد و میلت به سوی ایشان...»<ref>دشتی، محمد، ترجمه نهج البلاغه، نامه ۵۳.</ref>.
## '''ایجاد پیوند میان [[انسان‌ها]]''': عدالت رشته‌ای است که قلب‌ها را به هم گره می‌زند و زنجیرهای [[عاطفی]] ارتباط را به هم می‌دوزد؛ چراکه با وجود عدالت، مردم [[احساس]] می‌کنند بین آنها [[تبعیض]] وجود ندارد و همه به یک چشم دیده می‌شوند.
## '''[[استواری]] و [[بردباری]]''': [[عدالت]]، زمینه‌های بردباری را برای شخص محکم‌تر می‌کند و او را به [[ثبات]] [[حقیقی]] [[شخصیت]] می‌رساند.
# دستاوردهای [[اقتصادی]]: اگر عدالت به [[درستی]] اجرایی شود آثار اقتصادی بزرگی برای مردم به وجود خواهد آمد، از جمله این دستاوردهای اقتصادی می‌توان به [[توسعه]] و [[رفاه مردم]]، [[اصلاح]] و [[آبادانی]] [[شهرها]] و در آخر کمک به [[ستمدیدگان]] اشاره کرد<ref>[[امید چناری|چناری، امید]]، [[وظایف نهادهای حاکمیتی در قبال مفاسد اقتصادی (کتاب)|وظایف نهادهای حاکمیتی در قبال مفاسد اقتصادی]]، ص۸۹ - ۹۸.</ref>.


== جستارهای وابسته ==  
== جستارهای وابسته ==  
۱۲۹٬۵۶۶

ویرایش