جاهلیت در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

جز (جایگزینی متن - 'دست' به 'دست')
خط ۱۲۲: خط ۱۲۲:
در [[مکه]] کسانی بودند معروف به «[[حنفاء]]» که برخی، ایشان را روشن فکرانی می‌دانند که [[خضوع]] بر [[بت‌ها]] را روا نمی‌دانستند و خواستار گذر از این مرحله بودند و به دنبال یافتن عقایدی بهتر از آن بودند زیرا در خلال آمیزش با [[یهودیان]] و [[مسیحیان]]، دانسته بودند که [[بت پرستی]] از [[حقیقت]] بدور است. [[حسن]] ابرهیم [[حسن]] مینویسد: «بعضی از اینان کسانی را به [[توحید]] و ترک [[بت پرستی]] و عادات [[جاهلیت]] [[دعوت]] میکردند و [[عقیده]] داشتند که خدای یگانه‌ای هست که در روز حساب [[مردم]] را [[پاداش]] میدهد... [[امیه]] بن [[ابوالصلت]] شاعر معروف [[عرب]] از جمله این کسان بود و... [[ورقة بن نوفل]] و [[قیس]] بن ساعده از [[حنفیان]] بودند». [[قرآن کریم]] نیز به این مسأله اشاره دارد و در [[مقام]] پاسخ به [[محاجه]] [[یهود]] و [[نصاری]] که هر یک [[حضرت ابراهیم]] {{ع}} را منتسب به [[پیامبر]] خود میدانستند، میفرماید: {{متن قرآن|مَا كَانَ إِبْرَاهِيمُ يَهُودِيًّا وَلَا نَصْرَانِيًّا وَلَكِنْ كَانَ حَنِيفًا مُسْلِمًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ}}<ref>«ابراهیم نه یهودی بود و نه مسیحی ولی درست‌آیینی فرمانبردار بود و از مشرکان نبود» سوره آل عمران، آیه ۶۷.</ref>. [[هدف]] [[قرآن]] آن است که بفرماید: ابرهیم نه [[یهودی]]، نه [[مسیحی]] و نه [[مشرک]] بوده است‌، بلکه [[حنیف]] و [[مسلمان]] بوده و از این [[آیه]] می‌توان فهمید [[مسلمان]] بودن [[حضرت ابراهیم]] به معنای لغوی [[اسلام]] بر میگردد که همان [[تسلیم]] [[خدا]] شدن در [[مقام]] ربوبیش [[خاضع]] گشتن است<ref>المیزان فی تفسیر القرآن، ص۳۹۸. </ref>. <ref>ر.ک: [[محمد اسماعیل عبداللهی|عبداللهی]] و [[محمد کرمی نیا|کرمی نیا]]، [[برخورد قرآن و سنت با جاهلیت عصر نزول (مقاله)|مقاله «برخورد قرآن و سنت با جاهلیت عصر نزول»]]، ص۱۴ ـ ۲۰. </ref>
در [[مکه]] کسانی بودند معروف به «[[حنفاء]]» که برخی، ایشان را روشن فکرانی می‌دانند که [[خضوع]] بر [[بت‌ها]] را روا نمی‌دانستند و خواستار گذر از این مرحله بودند و به دنبال یافتن عقایدی بهتر از آن بودند زیرا در خلال آمیزش با [[یهودیان]] و [[مسیحیان]]، دانسته بودند که [[بت پرستی]] از [[حقیقت]] بدور است. [[حسن]] ابرهیم [[حسن]] مینویسد: «بعضی از اینان کسانی را به [[توحید]] و ترک [[بت پرستی]] و عادات [[جاهلیت]] [[دعوت]] میکردند و [[عقیده]] داشتند که خدای یگانه‌ای هست که در روز حساب [[مردم]] را [[پاداش]] میدهد... [[امیه]] بن [[ابوالصلت]] شاعر معروف [[عرب]] از جمله این کسان بود و... [[ورقة بن نوفل]] و [[قیس]] بن ساعده از [[حنفیان]] بودند». [[قرآن کریم]] نیز به این مسأله اشاره دارد و در [[مقام]] پاسخ به [[محاجه]] [[یهود]] و [[نصاری]] که هر یک [[حضرت ابراهیم]] {{ع}} را منتسب به [[پیامبر]] خود میدانستند، میفرماید: {{متن قرآن|مَا كَانَ إِبْرَاهِيمُ يَهُودِيًّا وَلَا نَصْرَانِيًّا وَلَكِنْ كَانَ حَنِيفًا مُسْلِمًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ}}<ref>«ابراهیم نه یهودی بود و نه مسیحی ولی درست‌آیینی فرمانبردار بود و از مشرکان نبود» سوره آل عمران، آیه ۶۷.</ref>. [[هدف]] [[قرآن]] آن است که بفرماید: ابرهیم نه [[یهودی]]، نه [[مسیحی]] و نه [[مشرک]] بوده است‌، بلکه [[حنیف]] و [[مسلمان]] بوده و از این [[آیه]] می‌توان فهمید [[مسلمان]] بودن [[حضرت ابراهیم]] به معنای لغوی [[اسلام]] بر میگردد که همان [[تسلیم]] [[خدا]] شدن در [[مقام]] ربوبیش [[خاضع]] گشتن است<ref>المیزان فی تفسیر القرآن، ص۳۹۸. </ref>. <ref>ر.ک: [[محمد اسماعیل عبداللهی|عبداللهی]] و [[محمد کرمی نیا|کرمی نیا]]، [[برخورد قرآن و سنت با جاهلیت عصر نزول (مقاله)|مقاله «برخورد قرآن و سنت با جاهلیت عصر نزول»]]، ص۱۴ ـ ۲۰. </ref>


==== [[شرک جاهلی]] و [[بت‌پرستی]] ====
==== شرک جاهلی و [[بت‌پرستی]] ====
برجسته‌ترین ویژگی [[دوران جاهلیت]]، [[شرک]] ورزی به [[خدا]] و [[پرستش]] [[بت]] بود. [[انحطاط]] [[فکری]] آنان به حدّی رسید که ساخته دست خویش را می‌پرستیدند! و اینان همان‌ها بودند که [[قرآن کریم]] خطاب به ایشان فرمود‌: {{متن قرآن|أَتَعْبُدُونَ مَا تَنْحِتُونَ}}<ref>«(ابراهیم) گفت: آیا چیزی را که خود می‌تراشید می‌پرستید؟» سوره صافات، آیه ۹۵.</ref>.
برجسته‌ترین ویژگی [[دوران جاهلیت]]، [[شرک]] ورزی به [[خدا]] و [[پرستش]] [[بت]] بود. انحطاط [[فکری]] آنان به حدّی رسید که ساخته دست خویش را می‌پرستیدند! و اینان همان‌ها بودند که [[قرآن کریم]] خطاب به ایشان فرمود‌: {{متن قرآن|أَتَعْبُدُونَ مَا تَنْحِتُونَ}}<ref>«(ابراهیم) گفت: آیا چیزی را که خود می‌تراشید می‌پرستید؟» سوره صافات، آیه ۹۵.</ref>.


[[بت‌ها]] و [[اصنام]] در نزد بیشتر آنها، به عنوان واسطه و شفیع میان [[انسان]] و [[خدا]] تلقّی می‌شد. آنان گرچه خود از طریق [[نیایش]] اوثان و تقدیم [[قربانی]] [[سعی]] در [[تقرّب]] به صانع عالم داشتند و [[بت‌ها]] را نیز شفیع خود می‌پنداشتند، اما [[اعتقاد]] به «الله‌» به عنوان [[خدای بزرگ]] و صانع [[جهان]] نیز در میانشان رایج بود. هم چنانکه [[قرآن]] از آن [[عقاید]] چنین یاد می‌کند: {{متن قرآن|وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ}}<ref>«و اگر از آنان بپرسی: چه کسی آسمان‌ها و زمین را آفریده است؟ می‌گویند: خداوند.» سوره لقمان، آیه ۲۵.</ref>.
[[بت‌ها]] و [[اصنام]] در نزد بیشتر آنها، به عنوان واسطه و شفیع میان [[انسان]] و [[خدا]] تلقّی می‌شد. آنان گرچه خود از طریق [[نیایش]] اوثان و تقدیم [[قربانی]] [[سعی]] در [[تقرّب]] به صانع عالم داشتند و [[بت‌ها]] را نیز شفیع خود می‌پنداشتند، اما [[اعتقاد]] به «الله‌» به عنوان [[خدای بزرگ]] و صانع [[جهان]] نیز در میانشان رایج بود. هم چنانکه [[قرآن]] از آن [[عقاید]] چنین یاد می‌کند: {{متن قرآن|وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ}}<ref>«و اگر از آنان بپرسی: چه کسی آسمان‌ها و زمین را آفریده است؟ می‌گویند: خداوند.» سوره لقمان، آیه ۲۵.</ref>.
۱۲۹٬۵۷۲

ویرایش