←جستارهای وابسته
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۳۳۸: | خط ۳۳۸: | ||
===پیمان برادری میان صحابه=== | ===پیمان برادری میان صحابه=== | ||
برقرار ساختن [[پیمان]] [[مؤاخات]] ([[برادری]]) میان صحابه به صورت دو به دو، از نخستین اقدامهای رسول خدا{{صل}} پس از [[هجرت به مدینه]] بود. [[ابناسحاق]] از [[عقد اخوت]] میان مهاجران و انصار یاد کرده است<ref>السیرة النبویه، ج ۱، ص۵۰۴.</ref>. بهگفته [[بلاذری]]، هیچ مهاجری بدون [[برادر]] وانهاده نشد<ref>انساب الاشراف، ج ۱، ص۳۱۹.</ref>. از برخی گزارشهای [[تاریخی]] هم برمیآید که پیمان خواهری نیز میان برخی [[صحابیات]] برقرار شد<ref>الاستیعاب، ج ۱، ص۴۰.</ref>. چنانکه برخی [[مورخان]] گفتهاند، بهنظر میرسد عقد اخوت دو بار انجام شده است: یک بار در [[مکه]] پیش از [[هجرت]] و دیگربار در مدینه میان [[مهاجر]] و انصار<ref>الطبقات، ج ۱، ص۲۳۸؛ انساب الاشراف، ج ۱، ص۳۱۸.</ref>. این [[پیمانها]] چنان مستحکم بوده که یکی از آثار آنها ایجاد توارث بوده است<ref>الطبقات، ج ۳، ص۴۳۸؛ امتاع الاسماع، ج ۱، ص۶۹.</ref>. روایتی از [[امام باقر]]{{ع}} نیز مؤید برقراری توارث با [[مؤاخات]] بوده است<ref>مجمع البیان، ج ۴، ص۸۶۲-۸۶۵.</ref>. با [[نزول آیه]]{{متن قرآن| وَأُو۟لُوا۟ ٱلْأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَىٰ بِبَعْضٍۢ فِى كِتَـٰبِ ٱللَّهِ}}<ref>«و کسانی که پس از آن ایمان آورده و هجرت گزیده و همراه شما جهاد کردهاند از شمایند و در کتاب خداوند خویشاوندان (در ارثبری) نسبت به همدیگر (از دیگران) سزاوارترند؛ بیگمان خداوند به هر چیزی داناست» سوره انفال، آیه ۷۵.</ref>[[حکم]] توارث با مؤاخات [[نسخ]] شد و توارث بر پایه [[خویشاوندی]] نهاده شد<ref>الطبقات، ج ۳، ص۴۳۸؛ الدر المنثور، ج ۴، ص۱۱۷.</ref>. با این حال، اصل مؤاخات باقی ماند و بر اساس [[آیه]] ۱۰ [[سوره حجرات]]: {{متن قرآن|إِنَّمَا ٱلْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌۭ}} که در [[سال نهم هجری]] نازل شد، بر [[اخوت]] تمامی [[مؤمنان]] و [[صحابه]] با یکدیگر تأکید شد. در اهمیت [[عقد]] مؤاخات در شرایط نخستین سال [[هجرت]] گفتهاند که [[رسول خدا]] با ورود به [[مدینه]] میان [[اصحاب]] خود [[عقد برادری]] بست تا [[وحشت]] [[غربت]] را از میان آنان بردارد و آنان را با یکدیگر مأنوس و برخی را [[یاور]] برخی دیگر کند؛ اما زمانی که [[اسلام]] [[عزت]] یافت و [[دلها]] با یکدیگر انس یافتند و وحشت از میان رفت، [[خداوند]] آیه اولوا الارحام را نازل کرد و همه مؤمنان را با یکدیگر [[برادر]] ساخت<ref>الروض الانف، ج ۲، ص۲۵۲؛ سبل الهدی، ج ۲، ص۱۰۴.</ref>.<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[صحابه (مقاله)|مقاله «صحابه»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۱۲۳.</ref> | برقرار ساختن [[پیمان]] [[مؤاخات]] ([[برادری]]) میان صحابه به صورت دو به دو، از نخستین اقدامهای رسول خدا{{صل}} پس از [[هجرت به مدینه]] بود. [[ابناسحاق]] از [[عقد اخوت]] میان مهاجران و انصار یاد کرده است<ref>السیرة النبویه، ج ۱، ص۵۰۴.</ref>. بهگفته [[بلاذری]]، هیچ مهاجری بدون [[برادر]] وانهاده نشد<ref>انساب الاشراف، ج ۱، ص۳۱۹.</ref>. از برخی گزارشهای [[تاریخی]] هم برمیآید که پیمان خواهری نیز میان برخی [[صحابیات]] برقرار شد<ref>الاستیعاب، ج ۱، ص۴۰.</ref>. چنانکه برخی [[مورخان]] گفتهاند، بهنظر میرسد عقد اخوت دو بار انجام شده است: یک بار در [[مکه]] پیش از [[هجرت]] و دیگربار در مدینه میان [[مهاجر]] و انصار<ref>الطبقات، ج ۱، ص۲۳۸؛ انساب الاشراف، ج ۱، ص۳۱۸.</ref>. این [[پیمانها]] چنان مستحکم بوده که یکی از آثار آنها ایجاد توارث بوده است<ref>الطبقات، ج ۳، ص۴۳۸؛ امتاع الاسماع، ج ۱، ص۶۹.</ref>. روایتی از [[امام باقر]]{{ع}} نیز مؤید برقراری توارث با [[مؤاخات]] بوده است<ref>مجمع البیان، ج ۴، ص۸۶۲-۸۶۵.</ref>. با [[نزول آیه]]{{متن قرآن| وَأُو۟لُوا۟ ٱلْأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَىٰ بِبَعْضٍۢ فِى كِتَـٰبِ ٱللَّهِ}}<ref>«و کسانی که پس از آن ایمان آورده و هجرت گزیده و همراه شما جهاد کردهاند از شمایند و در کتاب خداوند خویشاوندان (در ارثبری) نسبت به همدیگر (از دیگران) سزاوارترند؛ بیگمان خداوند به هر چیزی داناست» سوره انفال، آیه ۷۵.</ref>[[حکم]] توارث با مؤاخات [[نسخ]] شد و توارث بر پایه [[خویشاوندی]] نهاده شد<ref>الطبقات، ج ۳، ص۴۳۸؛ الدر المنثور، ج ۴، ص۱۱۷.</ref>. با این حال، اصل مؤاخات باقی ماند و بر اساس [[آیه]] ۱۰ [[سوره حجرات]]: {{متن قرآن|إِنَّمَا ٱلْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌۭ}} که در [[سال نهم هجری]] نازل شد، بر [[اخوت]] تمامی [[مؤمنان]] و [[صحابه]] با یکدیگر تأکید شد. در اهمیت [[عقد]] مؤاخات در شرایط نخستین سال [[هجرت]] گفتهاند که [[رسول خدا]] با ورود به [[مدینه]] میان [[اصحاب]] خود [[عقد برادری]] بست تا [[وحشت]] [[غربت]] را از میان آنان بردارد و آنان را با یکدیگر مأنوس و برخی را [[یاور]] برخی دیگر کند؛ اما زمانی که [[اسلام]] [[عزت]] یافت و [[دلها]] با یکدیگر انس یافتند و وحشت از میان رفت، [[خداوند]] آیه اولوا الارحام را نازل کرد و همه مؤمنان را با یکدیگر [[برادر]] ساخت<ref>الروض الانف، ج ۲، ص۲۵۲؛ سبل الهدی، ج ۲، ص۱۰۴.</ref>.<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[صحابه (مقاله)|مقاله «صحابه»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۱۲۳.</ref> | ||
==[[جنگ]] و [[جهاد]] [[صحابه]]== | |||
[[رسول خدا]] و صحابه تا پیش از [[هجرت]]، اگر چه به طرق گوناگون به دست [[مشرکان]] [[آزار]] و [[شکنجه]] میشدند<ref>{{متن قرآن|يَسْـَٔلُونَكَ عَنِ ٱلشَّهْرِ ٱلْحَرَامِ قِتَالٍۢ فِيهِ قُلْ قِتَالٌۭ فِيهِ كَبِيرٌۭ وَصَدٌّ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ وَكُفْرٌۢ بِهِۦ وَٱلْمَسْجِدِ ٱلْحَرَامِ وَإِخْرَاجُ أَهْلِهِۦ مِنْهُ أَكْبَرُ عِندَ ٱللَّهِ وَٱلْفِتْنَةُ أَكْبَرُ مِنَ ٱلْقَتْلِ وَلَا يَزَالُونَ يُقَـٰتِلُونَكُمْ حَتَّىٰ يَرُدُّوكُمْ عَن دِينِكُمْ إِنِ ٱسْتَطَـٰعُوا۟ وَمَن يَرْتَدِدْ مِنكُمْ عَن دِينِهِۦ فَيَمُتْ وَهُوَ كَافِرٌۭ فَأُو۟لَـٰٓئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَـٰلُهُمْ فِى ٱلدُّنْيَا وَٱلْـَٔاخِرَةِ وَأُو۟لَـٰٓئِكَ أَصْحَـٰبُ ٱلنَّارِ هُمْ فِيهَا خَـٰلِدُونَ}}«از تو درباره جنگ در ماه حرام میپرسند، بگو: جنگ در آن (گناهی) بزرگ است و (گناه) باز داشتن (مردم) از راه خداوند و ناسپاسی به او و (باز داشتن مردم از) مسجد الحرام و بیرون راندن اهل آن از آن، در نظر خداوند بزرگتر است و آشوب (شرک) از کشتار (هم) بزرگتر است؛ و (این کافران) پیاپی با شما جنگ میکنند تا اگر بتوانند شما را از دینتان بازگردانند، و کردار کسانی از شما که از دین خود بازگردند و در کفر بمیرند، در این جهان و جهان واپسین، تباه است و آنان دمساز آتش و در آن جاودانند» سوره بقره، آیه ۲۱۷.</ref>، مجاز به [[رویارویی]] با [[مشرکان قریش]] نبودند؛ ولی پس از [[هجرت به مدینه]] و متفاوت شدن شرایط، [[قرآن کریم]] در آغاز هجرت به مدینه و با [[تشریع حکم]] [[جهاد دفاعی]]، به صحابه [[اجازه]] داد در برابر [[هجوم]] [[مشرکان مکه]]، به [[دفاع از خود]] بپردازند<ref>اسباب النزول، واحدی، ص۲۰۸؛ المیزان، ج ۱۴، ص۳۸۴.</ref>: {{متن قرآن|أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَـٰتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا۟ وَإِنَّ ٱللَّهَ عَلَىٰ نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ * ٱلَّذِينَ أُخْرِجُوا۟ مِن دِيَـٰرِهِم بِغَيْرِ حَقٍّ إِلَّآ أَن يَقُولُوا۟ رَبُّنَا ٱللَّهُ وَلَوْلَا دَفْعُ ٱللَّهِ...}}<ref>«به کسانی که بر آنها جنگ تحمیل میشود اجازه (ی جهاد) داده شد زیرا ستم دیدهاند و بیگمان خداوند بر یاری آنان تواناست * همان کسانی که ناحق از خانههای خود بیرون رانده شدند و جز این نبود که میگفتند: پروردگار ما خداوند است و اگر خداوند برخی مردم را به دست برخی دیگر از میان برنمیداشت بیگمان دیرها (ی راهبان) و کلیساها (ی مسیحیان) و کنشتها (ی یهودیان) و مسجدهایی که نام خداوند را در آن بسیار میبرند ویران میشد و بیگمان خداوند به کسی که وی را یاری کند یاری خواهد رساند که خداوند توانمندی پیروز است» سوره حج، آیه ۳۹-۴۰.</ref> بهگفته [[مفسران]]، این آیه در پی درخواستهای مکرر [[صحابه]] از [[رسول خدا]] برای مقابله با [[آزار]] [[مشرکان قریش]] نازل شد و [[پیامبر اکرم]]{{صل}} تا پیش از [[هجرت]] با این [[استدلال]] که هنوز از سوی [[خدا]] در این مورد فرمانی نیامده، از پذیرش تقاضای صحابه خودداری میکرد<ref>مجمع البیان، ج ۷، ص۱۳۶؛ المیزان، ج ۴، ص۳۸۴.</ref>. پس از آنکه رسول خدا و صحابه مهاجری که به ترک [[مکه]] وادار شده بودند، [[اجازه]] [[جنگ]] یافتند، به کاروانهای [[تجاری]] [[مشرکان]] [[هجوم]] بردند. بر اساس گزارشهای [[تاریخی]]، عمده صحابۀ شرکتکننده در این [[حمله]]، [[مهاجران]] بودند تا از این راه برخی از ستمی را که بر آنان رفته بود جبران کنند. در ادامه، [[مسلمانان]] گستردهتر به جنگ و [[جهاد با مشرکان]] فرا خوانده شدند و یکی از اصولی که مسلمانان در بیعتها به آن [[متعهد]] میشدند حضور در [[جهاد]] بود. در [[سورههای مدنی]] مانند بقره، [[آلعمران]]، [[انفال]] و [[توبه]] آیاتی پرشمار به موضوع جهاد مسلمانان با [[کافران]] اختصاص دارند. | |||
در جهت عمل به این [[فریضه]]، صحابه اولیه نخستین مسلمانانی بودند که در رکاب رسول خدا{{صل}} یا به [[فرمان]] آن حضرت در [[غزوهها]] و سرایای متعددی حاضر شدند. [[مسعودی]] [[غزوههای پیامبر]] [[اکرم]]{{صل}} را ۲۶ [[غزوه]] دانسته و قول به ۲۷ غزوه را نیز گزارش کردهاند<ref>مروج الذهب، ج ۲، ص۲۸۰؛ دلائل النبوه، ج ۵، ص۴۶۵.</ref>. سرایای آن حضرت را نیز از ۳۵ تا ۴۸ سریه گفتهاند<ref>تاریخ طبری، ج ۳، ص۱۵۲، ۱۵۸.</ref>. از لابهلای [[آیات]] پرشماری که به غزوهها و جنگهای دوره رسول خدا{{صل}} نظر دارند، میتوان اطلاعات فراوانی را درباره [[جنگ]] و [[جهاد]] [[صحابه]] استفاده کرد؛ از جمله: | |||
===تشویق صحابه به جهاد و پایداری=== | |||
در [[غزوه بدر]]، [[رسول خدا]]، [[فرمان]] یافت تا [[صحابه]] را به [[جنگ با مشرکان]] و [[استقامت]] در برابر آنها [[تشویق]] کند. بر اساس این تشویقها، از صحابه [[انتظار]] بود که هر نفر در برابر ۱۰ نفر [[مقاومت]] کند، از همین رو در [[آیه]] ۶۵ [[سوره انفال]] [[خداوند]] به ۲۰ تن یا ۱۰۰ تن از [[مسلمانان]] [[صابر]] [[وعده]] [[پیروزی]] بر ۲۰۰ تن یا ۱۰۰۰ تن از [[کافران]] را داده است: {{متن قرآن|يَـٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِىُّ حَرِّضِ ٱلْمُؤْمِنِينَ عَلَى ٱلْقِتَالِ إِن يَكُن مِّنكُمْ عِشْرُونَ صَـٰبِرُونَ يَغْلِبُوا۟ مِا۟ئَتَيْنِ وَإِن يَكُن مِّنكُم مِّا۟ئَةٌۭ يَغْلِبُوٓا۟ أَلْفًۭا مِّنَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌۭ لَّا يَفْقَهُونَ}}<ref>«ای پیامبر! مؤمنان را به کارزار برانگیز، اگر از شما بیست تن شکیبا باشند بر دویست تن پیروز میگردند و اگر از شما صد تن باشند بر هزار تن از کافران پیروز میشوند زیرا آنان گروهی هستند که درنمییابند» سوره انفال، آیه ۶۵.</ref>؛ ولی در آیه بعد، این [[حکم]] [[تخفیف]] داده شده و از صحابه خواسته شده تا ۱۰۰ یا ۱۰۰۰ تن از آنان، تنها در برابر ۲۰۰ یا ۲۰۰۰ تن از کافران مقاومت کنند: {{متن قرآن|ٱلْـَٔـٰنَ خَفَّفَ ٱللَّهُ عَنكُمْ وَعَلِمَ أَنَّ فِيكُمْ ضَعْفًۭا فَإِن يَكُن مِّنكُم مِّا۟ئَةٌۭ صَابِرَةٌۭ يَغْلِبُوا۟ مِا۟ئَتَيْنِ وَإِن يَكُن مِّنكُمْ أَلْفٌۭ يَغْلِبُوٓا۟ أَلْفَيْنِ بِإِذْنِ ٱللَّهِ وَٱللَّهُ مَعَ ٱلصَّـٰبِرِينَ}}<ref>«اکنون خداوند بر شما آسان گرفت و معلوم داشت که در شما ناتوانی هست؛ اگر از شما صد تن شکیبا باشند بر دویست تن پیروز میگردند و اگر از شما هزار تن باشند بر دو هزار تن به اذن خداوند پیروز میشوند و خداوند با شکیبایان است» سوره انفال، آیه ۶۶.</ref>. [[اصحاب رسول خدا]] در [[جنگها]] [[وظیفه]] داشتند در برابر [[مشرکان]] مقاومت کنند و بجنگند و از هرگونه [[عقبنشینی]] برحذر و متخلفان، به [[دوزخ]] [[تهدید]] شدند: {{متن قرآن|يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ إِذَا لَقِيتُمُ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ زَحْفًۭا فَلَا تُوَلُّوهُمُ ٱلْأَدْبَارَ * وَمَن يُوَلِّهِمْ يَوْمَئِذٍۢ دُبُرَهُۥٓ إِلَّا مُتَحَرِّفًۭا لِّقِتَالٍ أَوْ مُتَحَيِّزًا إِلَىٰ فِئَةٍۢ فَقَدْ بَآءَ بِغَضَبٍۢ مِّنَ ٱللَّهِ وَمَأْوَىٰهُ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ ٱلْمَصِيرُ}}<ref>«ای مؤمنان! چون با انبوه کافران رویاروی شدید از آنان واپس مگریزید! * و هر کس در آن روز از آنان واپس گریزد - مگر آنکه برای کارزاری (بهتر) کناره جوید یا جوینده جایی (بهتر) نزد گروهی (خودی) باشد- خشم خداوند را به گردن گرفته و جایگاه (نهایی) او دوزخ است و (این) پایانه، بد است» سوره انفال، آیه ۱۵-۱۶.</ref>. [[قرآن کریم]] در [[آیه]] ۱۴۶ [[سوره آلعمران]] با بیان [[مقاومت]] [[یاران]] [[پیامبران پیشین]] در [[جنگها]]، [[مسلمانان]] را برای حضور در جنگها و [[همراهی]] با [[رسول خدا]]{{صل}} [[تشویق]] میکند: {{متن قرآن|وَكَأَيِّن مِّن نَّبِىٍّۢ...وَٱللَّهُ يُحِبُّ ٱلصَّـٰبِرِينَ}}<ref>«و بسا پیامبرانی که همراه آنان تودههای انبوه به نبرد (با دشمنان خداوند) پرداختند و در راه خداوند هر چه به ایشان رسید نه سست و نه ناتوان شدند و نه تن به زبونی سپردند؛ و خداوند شکیبایان را دوست میدارد» سوره عمران، آیه ۱۴۶.</ref>.<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[صحابه (مقاله)|مقاله «صحابه»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۱۲۵.</ref> | |||
===تخلف برخی صحابه از جنگ=== | |||
شماری از صحابه در [[مکه]] و در زمانی که زمینه [[جهاد با مشرکان]] فراهم نبود، تقاضای جنگ و [[جهاد]] با آنان را میکردند و به آنها گفته میشد که فعلاً از جهاد خودداری کنید و هنگامی که در [[مدینه]] زمینه فراهم و [[فرمان جهاد]] داده شد، [[ترس]] وجود آنها را فراگرفت و به [[اعتراض]] لب گشودند که پروردگارا! چرا جنگ را بر ما مقرر داشتی<ref>التبیان، ج ۳، ص۲۶۱؛ تفسیر قرطبی، ج ۵، ص۲۸۱.</ref>: {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى ٱلَّذِينَ قِيلَ لَهُمْ كُفُّوٓا۟ أَيْدِيَكُمْ وَأَقِيمُوا۟ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتُوا۟ ٱلزَّكَوٰةَ فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ ٱلْقِتَالُ إِذَا فَرِيقٌۭ مِّنْهُمْ يَخْشَوْنَ ٱلنَّاسَ كَخَشْيَةِ ٱللَّهِ أَوْ أَشَدَّ خَشْيَةًۭ وَقَالُوا۟ رَبَّنَا لِمَ كَتَبْتَ عَلَيْنَا ٱلْقِتَالَ...}}<ref>«آیا به (حال و روز) کسانی ننگریستهای که به آنان گفته شد (چندی) دست (از جنگ) بکشید و نماز را بر پا دارید و زکات را بپردازید (ولی آنان آرزومند جهاد بودند) و چون بر آنان کارزار مقرر شد ناگهان دستهای از آنان (چنان) از مردم (کافر) ترسیدند چون ترسیدن از خداوند یا فراتر از آن و گفتند: پروردگارا! چرا نبرد را بر ما مقرر کردی؟ چرا زمانی کوتاه ما را مهلت ندادی؟ (به اینان) بگو: بهره این جهان، اندک است و سرای واپسین برای آن کس که پرهیزگاری ورزد بهتر است و سر مویی بر شما ستم نخواهد رفت» سوره نساء، آیه ۷۷.</ref>. در [[آیات]] ۸۶ - ۸۷ [[سوره توبه]] نیز سخن از [[مسلمانان]] [[توانگری]] است که هنگام آمدن فرمانِ [[ایمان]] و [[جهاد]]، از [[رسول خدا]]{{صل}} [[اجازه]] میخواهند از شرکت در [[جنگ]] همانند معذوران معاف باشند: {{متن قرآن|وَإِذَآ أُنزِلَتْ سُورَةٌ أَنْ ءَامِنُوا۟ بِٱللَّهِ وَجَـٰهِدُوا۟ مَعَ رَسُولِهِ ٱسْتَـْٔذَنَكَ أُو۟لُوا۟ ٱلطَّوْلِ مِنْهُمْ وَقَالُوا۟ ذَرْنَا نَكُن مَّعَ ٱلْقَـٰعِدِينَ * رَضُوا۟ بِأَن يَكُونُوا۟ مَعَ ٱلْخَوَالِفِ وَطُبِعَ عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لَا يَفْقَهُونَ}}<ref>«و چون سورهای فرو فرستاده شوو چون سورهای فرو فرستاده شود که به خداوند ایمان آورید و همراه با پیامبرش جهاد کنید، توانمندان از ایشان، از تو اجازه میگیرند و میگویند: بگذار تا ما با خانهنشینان بمانیم * راضی شدهاند که با واپسماندگان (جهاد، از زنان و کودکان) باشند و بر دلهایشان مهر نهاده شده است از این رو در نمییابند» سوره توبه، آیه ۸۶-۸۷.</ref>. آیات ۳۸ - ۳۹ سوره توبه شماری از [[مؤمنان]] را به علت چسبیدن به [[زمین]] و سنگینی در امر جهاد [[نکوهش]] و آنان را به [[کیفری]] دردناک و [[جایگزینی]] قومی [[جهادگر]] [[تهدید]] میکنند: {{متن قرآن|يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ مَا لَكُمْ إِذَا قِيلَ لَكُمُ ٱنفِرُوا۟ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ ٱثَّاقَلْتُمْ إِلَى ٱلْأَرْضِ أَرَضِيتُم بِٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا مِنَ ٱلْـَٔاخِرَةِ فَمَا مَتَـٰعُ ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا فِى ٱلْـَٔاخِرَةِ إِلَّا قَلِيلٌ * إِلَّا تَنفِرُوا۟ يُعَذِّبْكُمْ عَذَابًا أَلِيمًۭا وَيَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَيْرَكُمْ وَلَا تَضُرُّوهُ شَيْـًۭٔا وَٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍۢ قَدِيرٌ}}<ref>«ای مؤمنان! چگونهاید که چون به شما گفته شود در راه خداوند رهسپار (جنگ) گردید، گرانخیزی میورزید؟ آیا به جای جهان واپسین به زندگانی این جهان خرسند شدهاید؟ در حالی که کالای زندگی این جهان در برابر جهان واپسین جز اندکی نیست * اگر رهسپار نگردید (خداوند) شما را به عذابی دردناک دچار میکند و قومی دیگر را به جای شما میآورد و شما هیچ زیانی به او نمیتوانید رساند و خداوند بر هر کاری تواناست» سوره توبه، آیه ۳۸-۳۹.</ref>.<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[صحابه (مقاله)|مقاله «صحابه»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۱۲۵.</ref> | |||
===سلحشوری صحابه=== | |||
[[رسول خدا]]{{صل}} با برخورداری از [[روحیه]] [[شجاعت]] در همه عرصهها و از جمله صحنه [[نبرد]] با [[دشمن]]<ref>بحار الانوار، ج ۱۶، ص۱۱۶-۱۱۷.</ref> و استفاده از سلحشوری صحابه توانست در مدت ۱۰ سال حضور در [[مدینه]] با بیش از ۸۰ [[غزوه]] و سریه به [[دفاع از کیان اسلام]] و [[مبارزه]] با [[دشمنان]] و [[مشرکان]] بپردازد. [[قرآن کریم]] در شماری از [[آیات]]، به تبیین [[مقاومت]] صحابه در [[غزوهها]] پرداخته و آنان را به سبب [[شدت عمل]] در برابر [[کافران]] [[ستوده]] است: {{متن قرآن|مُّحَمَّدٌۭ رَّسُولُ ٱللَّهِ وَٱلَّذِينَ مَعَهُۥٓ أَشِدَّآءُ عَلَى ٱلْكُفَّارِ}}<ref>سوره فتح، آیه ۲۹.</ref>. در [[حدیبیه]] نیز هنگامی که [[صحابه رسول خدا]] در آن شرایط دشوار با رسول خدا [[بیعت]] کردند که در صورت [[جنگ]] از صحنه نگریزند یا تا سر حدّ [[مرگ]] بایستند و بجنگند<ref>المغازی، ج ۲، ص۶۰۳؛ انساب الاشراف، ج ۱، ص۴۴۱.</ref>، [[خداوند]] از آنان [[ستایش]] و اعلام [[رضایت]] کرده است: {{متن قرآن|لَّقَدْ رَضِىَ ٱللَّهُ عَنِ ٱلْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ ٱلشَّجَرَةِ}}<ref>سوره فتح، آیه ۱۸.</ref>.<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[صحابه (مقاله)|مقاله «صحابه»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۱۲۶.</ref> | |||
===برخورداری صحابه از امدادهای غیبی=== | |||
برخورداری صحابه از امدادهای غیبی [[الهی]] در غزوهها در موارد متعددی گزارش شده است. از گزارش [[آیات قرآن کریم]] برمیآید که اوج این امدادها، در [[غزوه بدر]] بوده است؛ مانند اینکه در این غزوه برای [[آرامش]] [[یاران رسول خدا]]{{صل}} [[خواب]] را بر آنان مسلط کرد و صبحگاهان که برای [[غسل]] نیازمند آب شدند، برای آنان [[باران]] فرستاد تا هم خود را با آن [[پاک]] کنند، هم با آن [[زمین]] را زیر پای آنان محکم کند<ref>جامع البیان، ج ۹، ص۱۲۹؛ التبیان، ج ۵، ص۸۶.</ref>: {{متن قرآن|إِذْ يُغَشِّيكُمُ ٱلنُّعَاسَ أَمَنَةًۭ مِّنْهُ وَيُنَزِّلُ عَلَيْكُم مِّنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءًۭ لِّيُطَهِّرَكُم بِهِۦ وَيُذْهِبَ عَنكُمْ رِجْزَ ٱلشَّيْطَـٰنِ وَلِيَرْبِطَ عَلَىٰ قُلُوبِكُمْ وَيُثَبِّتَ بِهِ ٱلْأَقْدَامَ}}<ref>«(یاد کن) آنگاه را که (خداوند) خوابی سبک را بر شما فرا میپوشاند تا از سوی او آرامشی (برای شما) باشد و از آسمان آبی فرو میباراند تا شما را بدان پاکیزه گرداند و پلیدی شیطان را از شما بزداید و دلهایتان را نیرومند سازد و گامها (یتان) را بدان استوار دارد» سوره انفال، آیه ۱۱.</ref>؛ نیز در [[غزوه بدر]]، هنگامی که [[مسلمانان]] کمشمار با [[سپاه مشرکان]] پرشمار روبهرو شدند، [[خداوند]] [[سپاه]] [[مشرک]] را در چشم مسلمانان کمشمار جلوه داد تا با روحیهای [[قوی]] به [[جنگ]] وارد شوند<ref>التبیان، ج ۵، ص۱۳۱؛ تفسیر قرطبی، ج ۴، ص۲۶.</ref>: {{متن قرآن|وَإِذْ يُرِيكُمُوهُمْ إِذِ ٱلْتَقَيْتُمْ فِىٓ أَعْيُنِكُمْ قَلِيلًۭا}}<ref>سوره انفال، آیه ۴۴.</ref>. در همین [[غزوه]]، [[قرآن کریم]] از حضور ۱۰۰۰ [[فرشته]] در آغاز جنگ برای [[یاری]] مسلمانان گزارش میکند<ref>التبیان، ج ۵، ص۸۴؛ مجمع البیان، ج ۴، ص۸۴۱.</ref>: {{متن قرآن|فَٱسْتَجَابَ لَكُمْ أَنِّى مُمِدُّكُم بِأَلْفٍۢ مِّنَ ٱلْمَلَـٰٓئِكَةِ مُرْدِفِينَ}}<ref>«(یاد کن) آنگاه را که از پروردگارتان فریادخواهی میکردید و به شما پاسخ داد که من با هزار فرشته پیاپی امدادگر شما خواهم بود» سوره انفال، آیه ۹.</ref>. شمار [[فرشتگان]] در ادامه جنگ به ۳۰۰۰ افزایش یافت<ref>جامع البیان، ج ۴، ص۵۰-۵۱؛ روض الجنان، ج ۵، ص۵۳.</ref>: {{متن قرآن|إِذْ تَقُولُ لِلْمُؤْمِنِينَ أَلَن يَكْفِيَكُمْ أَن يُمِدَّكُمْ رَبُّكُم بِثَلَـٰثَةِ ءَالَـٰفٍۢ مِّنَ ٱلْمَلَـٰٓئِكَةِ مُنزَلِينَ}}<ref>«(یاد کن) آنگاه را که به مؤمنان میگفتی: آیا بسندهتان نیست که خداوند با سه هزار فرشته فرو فرستاده (از سوی خود) شما را یاری رساند؟» سوره آلعمران، آیه ۱۲۴.</ref>. از امدادهایی که در غزوه بدر نصیب [[صحابه]] شد و در [[پیروزی]] آنان و [[شکست]] سپاه [[مکه]] نقشی مهم داشت، [[رعب]] و وحشتی بود که خداوند در دلهای [[مشرکان]] افکند<ref>المغازی، ج ۱، ص۹۵؛ اسباب النزول، واحدی، ص۱۲۹.</ref>: {{متن قرآن|سَأُلْقِى فِى قُلُوبِ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ ٱلرُّعْبَ}}<ref>سوره انفال، آیه ۱۲.</ref>. چند [[آیه]] دیگر نیز از افکندن رعب در [[دل]] [[دشمن]] خبر دادهاند؛ مانند {{متن قرآن|سَنُلْقِى فِى قُلُوبِ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ ٱلرُّعْبَ}}<ref>سوره آلعمران، آیه ۱۵۱.</ref> و {{متن قرآن|وَقَذَفَ فِى قُلُوبِهِمُ ٱلرُّعْبَ}}<ref>سوره احزاب، آیه ۲۶.</ref>. در برابر ایجاد رعب در دل [[دشمنان]]، خداوند [[سکینه]] و [[آرامش]] را در دلهای [[مؤمنان]] پدید میآورد، چنانکه در ماجرای [[ناکامی]] [[سپاه]] انبوه [[مسلمانان]] در حنین و [[شکست]] آنان، از [[نزول]] [[آرامش]] بر [[رسول خدا]] و [[مؤمنان]] خبر میدهد: {{متن قرآن|لَقَدْ نَصَرَكُمُ ٱللَّهُ فِى مَوَاطِنَ كَثِيرَةٍۢ وَيَوْمَ حُنَيْنٍ...ثُمَّ أَنزَلَ ٱللَّهُ سَكِينَتَهُۥ عَلَىٰ رَسُولِهِۦ وَعَلَى ٱلْمُؤْمِنِينَ}}<ref>سوره توبه، آیه ۲۵-۲۶.</ref> و در ماجرای [[فتح المبین]] که در آغاز [[سوره فتح]] از آن یاد شده است میفرماید<ref>تفسیر سمر قندی، ج ۳، ص۳۰۹.</ref>: {{متن قرآن|هُوَ ٱلَّذِىٓ أَنزَلَ ٱلسَّكِينَةَ فِى قُلُوبِ ٱلْمُؤْمِنِينَ لِيَزْدَادُوٓا۟ إِيمَـٰنًۭا مَّعَ إِيمَـٰنِهِمْ}}<ref>«اوست که آرامش را در دل مؤمنان فرو فرستاد تا ایمانی بر ایمانشان بیفزایند و سپاهیان آسمانها و زمین از آن خداوند است و خداوند دانایی فرزانه است» سوره فتح، آیه ۴.</ref>. در بیشتر مواردی که از انزال [[سکینه]] سخن به میان آمده، پس از آن از فروفرستادن سپاهیانی از [[آسمان]] برای کمک به مؤمنان یاد شده است: {{متن قرآن|وَأَنزَلَ جُنُودًۭا لَّمْ تَرَوْهَا}}<ref>سوره توبه، آیه ۲۶. {{متن قرآن|لَّقَدْ رَضِىَ ٱللَّهُ عَنِ ٱلْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ ٱلشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مَا فِى قُلُوبِهِمْ فَأَنزَلَ ٱلسَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ وَأَثَـٰبَهُمْ فَتْحًۭا قَرِيبًۭا}}«به راستی خداوند از مؤمنان خشنود شد هنگامی که با تو در زیر آن درخت بیعت میکردند پس آنچه در دل داشتند معلوم داشت، از این رو آرامش را بر آنها فرو فرستاد و به پیروزی زودرسی پاداششان داد» سوره فتح، آیه ۱۸. {{متن قرآن|إِذْ جَعَلَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ فِى قُلُوبِهِمُ ٱلْحَمِيَّةَ حَمِيَّةَ ٱلْجَـٰهِلِيَّةِ فَأَنزَلَ ٱللَّهُ سَكِينَتَهُۥ عَلَىٰ رَسُولِهِۦ وَعَلَى ٱلْمُؤْمِنِينَ وَأَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ ٱلتَّقْوَىٰ وَكَانُوٓا۟ أَحَقَّ بِهَا وَأَهْلَهَا وَكَانَ ٱللَّهُ بِكُلِّ شَىْءٍ عَلِيمًۭا}}«(یاد کن) آنگاه را که کافران به ننگ - ننگ جاهلی- دل نهادند و خداوند، آرامش خود را بر پیامبرش و بر مؤمنان فرو فرستاد و آنان را به فرمان پرهیزگاری پایبند کرد و آنان بدان سزاوارتر و شایسته آن بودند و خداوند به هر چیزی داناست» سوره فتح، آیه ۲۶.</ref>. در [[غزوه احزاب]] نیز [[صحابه]] از [[امدادهای غیبی]] برخوردار شدند: بر اساس [[آیه]] ۹ [[سوره احزاب]]، [[خداوند]] از این [[امداد]]، به «[[نعمت]]» تعبیر کرده است و خطاب به [[مؤمنان]] میفرماید [[نعمت خدا]] را که در [[غزوه خندق]] بر شما نازل شد به یاد داشته باشید؛ هنگامی که سپاهیانی از [[قبایل]] گوناگون همپیمان شدند و آهنگ شما کردند و ما برای [[شکست]] آنان در شبهای زمستانی بادی سرد بر آنان فرستادیم و لشکریانی از [[فرشتگان]] که شما آنها را نمیدیدید به سویشان گسیل داشتیم<ref>جامع البیان، ج ۲۱، ص۸۱؛ مناقب، ج ۲، ص۳۲۴.</ref>: {{متن قرآن|يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ ٱذْكُرُوا۟ نِعْمَةَ ٱللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ جَآءَتْكُمْ جُنُودٌۭ فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِيحًۭا وَجُنُودًۭا لَّمْ تَرَوْهَا وَكَانَ ٱللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرًا}}<ref>«ای مؤمنان! نعمت خداوند را بر خویش به یاد آورید هنگامی که سپاهیانی بر شما تاختند و ما بر (سر) آنان بادی و (نیز) سپاهیانی را که آنان را نمیدیدید فرستادیم و خداوند به آنچه انجام میدهید بیناست» سوره احزاب، آیه ۹.</ref>.<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[صحابه (مقاله)|مقاله «صحابه»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۱۲۶.</ref> | |||
===فرار صحابه از جنگ=== | |||
در شماری از [[آیات]]، صحابه برای [[سستی]] در جنگ [[نکوهش]] شدهاند؛ از جمله هنگامی که آنان در [[جنگ احد]] متحمل شکست شدند درباره آن [[گفتوگو]] میکردند و گفتند این آسیب و شکست از کجا به ما رسید؟ خداوند به [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[فرمان]] میدهد به آنان بگوید این شکست از نزد خود شماست و خودتان اینگونه خواستید<ref>جامع البیان، ج ۴، ص۱۰۸.</ref>: {{متن قرآن|قُلْتُمْ أَنَّىٰ هَـٰذَا قُلْ هُوَ مِنْ عِندِ أَنفُسِكُمْ إِنَّ ٱللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍۢ قَدِيرٌۭ}}<ref>«آیا چون گزندی به شما رسید که دو چندان آن را (به دشمنان خود) رسانده بودید (باز) میگویید این (گزند) از کجا (آمد)؟ بگو: این از سوی خود شماست؛ بیگمان خداوند بر هر کاری تواناست» سوره آلعمران، آیه ۱۶۵.</ref>. همچنین [[قرآن کریم]] صحابه شکستخورده در [[احد]] را به دلیل سستی، [[مخالفت]] با [[دستور پیامبر]]، [[اختلاف]] و [[دنیاطلبی]] نکوهش میکند و همین امور را عامل شکست آنان در [[اُحد]] میداند<ref>مجمع البیان، ج ۲، ص۸۵۸-۸۵۹.</ref>: {{متن قرآن|حَتَّىٰٓ إِذَا فَشِلْتُمْ وَتَنَـٰزَعْتُمْ فِى ٱلْأَمْرِ وَعَصَيْتُم مِّنۢ بَعْدِ مَآ أَرَىٰكُم مَّا تُحِبُّونَ مِنكُم مَّن يُرِيدُ ٱلدُّنْيَا وَمِنكُم مَّن يُرِيدُ ٱلْـَٔاخِرَةَ}}<ref>«و به راستی خداوند به وعده خود وفا کرد که (در جنگ احد) به اذن وی آنان را از میان برداشتید؛ تا اینکه سست شدید و در کار (خود) به کشمکش افتادید و پس از آنکه آنچه را دوست میداشتید به شما نمایاند سرکشی کردید؛ برخی از شما این جهان را و برخی جهان واپسین را میخواستید؛ سپس شما را از (دنبال کردن) آنان روگردان کرد تا بیازمایدتان؛ و از شما در گذشت و خداوند به مؤمنان بخشش دارد» سوره آلعمران، آیه ۱۵۲.</ref>. در [[آیه]] بعد، از گریختن [[صحابه]] از صحنه [[نبرد]] و توجه نکردن به هیچ کس و [[بیاعتنایی]] آنان به فراخوان [[رسول خدا]]{{صل}} برای بازگشت خبر میدهد: {{متن قرآن|إِذْ تُصْعِدُونَ وَلَا تَلْوُۥنَ عَلَىٰٓ أَحَدٍۢ وَٱلرَّسُولُ يَدْعُوكُمْ فِىٓ أُخْرَىٰكُمْ}}<ref>«یاد کنید هنگامی را که (در احد) به بالا میگریختید و به کسی (جز خود) توجهی نمیکردید و پیامبر شما را از پی فرا میخواند آنگاه (خداوند) شما را با اندوهی از پی اندوهی کیفر داد تا بر آنچه از دست دادید یا بر سرتان آمد اندوه مخورید و خداوند از آنچه انجام می» سوره آلعمران، آیه ۱۵۳.</ref>. بر پایه روایتی از [[ابنعباس]]، مراد از {{متن قرآن|مَّن يُرِيدُ ٱلدُّنْيَا}} جمعی از صحابه است که برای گردآوری [[غنایم]]، سنگر خود را رها کردند و مراد از {{متن قرآن|مَّن يُرِيدُ ٱلْـَٔاخِرَةَ}} گروهی است که سنگر خود را رها نکردند<ref>التبیان، ج ۳، ص۱۹؛ تفسیر ثعالبی، ج ۲، ص۱۲۵.</ref>. آیه ۱۵۵ [[سوره آلعمران]]، اقدام [[تیراندازان]] متخلف را لغزشی [[شیطانی]] میداند: {{متن قرآن|إِنَّ ٱلَّذِينَ تَوَلَّوْا۟ مِنكُمْ يَوْمَ ٱلْتَقَى ٱلْجَمْعَانِ إِنَّمَا ٱسْتَزَلَّهُمُ ٱلشَّيْطَـٰنُ بِبَعْضِ مَا كَسَبُوا۟}}<ref>«بیگمان شیطان آنان را که در روز برخورد آن دو گروه (به دشمن) پشت کردند با برخی کارها که کرده بودند از راه به در برد و البته خداوند از آنان در گذشت؛ به راستی خداوند آمرزندهای بردبار است» سوره آلعمران، آیه ۱۵۵.</ref>. بهگفته بسیاری از [[مفسران]]، [[گناهان]] پیشین [[مسلمانان]] که از آن [[توبه]] نکرده بودند، سبب شد تا [[شیطان]] به هنگام [[جنگ]]، آنها را بلغزاند و از جنگ بگریزند<ref>مجمع البیان، ج ۲، ص۸۶۴؛ روح المعانی، ج ۲، ص۳۱۱.</ref>. [[قرآن کریم]] در ماجرای [[غزوه احزاب]] نیز [[دنیاطلبی]] و [[ترس از مرگ]] را علت [[فرار]] برخی از [[صحابه]] دانسته است<ref>التبیان، ج ۸، ص۳۲۵.</ref>: {{متن قرآن|قُل لَّن يَنفَعَكُمُ ٱلْفِرَارُ إِن فَرَرْتُم مِّنَ ٱلْمَوْتِ أَوِ ٱلْقَتْلِ وَإِذًۭا لَّا تُمَتَّعُونَ إِلَّا قَلِيلًۭا}}<ref>«بگو: گریز از مرگ یا از کشته شدن- اگر بگریزید- برای شما سودی ندارد و با آن جز اندکی (از زندگی) بهرهور نخواهید شد» سوره احزاب، آیه ۱۶.</ref>. همچنین قرآن کریم در ماجرای [[غزوه حنین]]، از [[غرور]] بیجای [[مسلمانان]] به سبب کثرت جمعیّت و [[شکست]] و فراری شدن آنها خبر میدهد و آنان را [[نکوهش]] میکند: {{متن قرآن|وَيَوْمَ حُنَيْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنكُمْ شَيْـًۭٔا وَضَاقَتْ عَلَيْكُمُ ٱلْأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ ثُمَّ وَلَّيْتُم مُّدْبِرِينَ}}<ref>«بیگمان خداوند در نبردهایی بسیار و در روز (جنگ) «حنین» شما را یاری کرده است؛ هنگامی که فزونیتان شما را به غرور واداشت اما هیچ سودی برای شما نداشت و زمین با گستردگیش بر شما تنگ شد سپس با پشت کردن (به دشمن) واپس گریختید» سوره توبه، آیه ۲۵.</ref>. این [[آیه]] چنانکه تصریح شده، درباره غزوه حنین است که در برابر [[لشکر]] [[هوازن]] به [[فرماندهی]] [[مالک بن عوف]] بود. بر اساس گزارش [[مورخان]]، بر اثر [[یورش]] غافلگیرانه [[جنگجویان]] هوازن از تنگهها و شکافهای [[کوه]]، طلایهداران [[سپاه اسلام]] از صحنه [[جنگ]] گریختند و درپی آنان [[اهل مکه]] و پس از آن دیگر دستههای سپاه اسلام با پذیرش شکست، فراری شدند<ref>المغازی، ج ۳، ص۸۹۲؛ السیرة النبویه، ج ۲، ص۴۴۲.</ref> و تنها شمار اندکی از صحابه در میدان جنگ [[ایستادگی]] و از [[پیامبر]]{{صل}} [[محافظت]] کردند<ref>تاریخ یعقوبی، ج ۲، ص۶۲؛ الاستیعاب، ج ۱، ص۱۲۸.</ref>. برخی مورخان شمار مدافعان از [[رسول خدا]]{{صل}} را تنها ۹ تن از [[بنیهاشم]] دانستهاند<ref>تاریخ یعقوبی، ج ۲، ص۶۲؛ الارشاد، مفید، ج ۱، ص۱۴۲.</ref>.<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[صحابه (مقاله)|مقاله «صحابه»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۱۲۸.</ref> | |||
===دلجویی از صحابه پس از ناکامی=== | |||
[[قرآن]] در مواردی که صحابه دچار آسیب و شکست میشدند به [[دلداری]] از آنها میپرداخت، چنانکه پس از [[شکست]] [[اُحد]]، از آنان خواست [[سست]] و [[غمگین]] نباشند و چنانچه به اقتضای [[ایمان]] عمل کنند آنان را از [[مشرکان]] [[برتر]] میداند<ref>تفسیر مقاتل، ج ۱، ص۳۰۳؛ جامع البیان، ج ۴، ص۶۶.</ref>: {{متن قرآن|وَلَا تَهِنُوا۟ وَلَا تَحْزَنُوا۟ وَأَنتُمُ ٱلْأَعْلَوْنَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ}}<ref>«و سستی نورزید و اندوهگین مباشید که اگر مؤمن باشید شما برترید» سوره عمران، آیه ۱۳۹.</ref>؛ نیز به [[صحابه]] یادآوری میکند که اگر شما در این [[جنگ]] آسیب دیدهاید، به [[دشمن]] هم در این جنگ و در [[جنگ بدر]] آسیب وارد شده است: {{متن قرآن|إِن يَمْسَسْكُمْ قَرْحٌۭ فَقَدْ مَسَّ ٱلْقَوْمَ قَرْحٌۭ مِّثْلُهُۥ وَتِلْكَ ٱلْأَيَّامُ نُدَاوِلُهَا بَيْنَ ٱلنَّاسِ}}<ref>«اگر زخمی به شما (در احد) برسد زخمی همانند آن به آن گروه رسیده است، و ما این روزگاران را میان مردم (دست به دست) میگردانیم و تا مؤمنان را خداوند معلوم بدارد و از (میان) شما گواهانی بگیرد و خداوند ستمگران را دوست نمیدارد» سوره عمران، آیه ۱۴۰.</ref>؛ نیز برای [[دلداری]] صحابه، به [[پیامبران]] و [[مؤمنان]] پیشین اشاره میکند که آنان همراه یکدیگر پیکارها کردند و در برابر آسیبها و شکستها [[سستی]] نکردند و نالان نشدند: {{متن قرآن|وَكَأَيِّن مِّن نَّبِىٍّۢ قَـٰتَلَ مَعَهُۥ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌۭ فَمَا وَهَنُوا۟ لِمَآ أَصَابَهُمْ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ وَمَا ضَعُفُوا۟ وَمَا ٱسْتَكَانُوا۟ وَٱللَّهُ يُحِبُّ ٱلصَّـٰبِرِينَ}}<ref>«و بسا پیامبرانی که همراه آنان تودههای انبوه به نبرد (با دشمنان خداوند) پرداختند و در راه خداوند هر چه به ایشان رسید نه سست و نه ناتوان شدند و نه تن به زبونی سپردند؛ و خداوند شکیبایان را دوست میدارد» سوره عمران، آیه ۱۴۶.</ref>.<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[صحابه (مقاله)|مقاله «صحابه»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۱۲۹.</ref> | |||
===اختلاف صحابه در تقسیم غنایم=== | |||
یکی از مباحث مهم در [[جنگها]] و در عین حال مرتبط به صحابه، موضوع [[غنایم جنگی]] بود. از شماری از [[آیات قرآن کریم]] برمیآید که تقسیم غنایم در مواردی مایه [[اختلاف]] میان صحابه بوده است؛ از جمله از [[آیه]] نخست [[سوره انفال]] که گروهی از [[مفسران]] مقصود از [[انفال]] در آن را غنایم جنگی دانستهاند<ref>مجمع البیان، ج ۴، ص۷۹۵؛ [[المیزان]]، ج ۹، ص۶.</ref>، برمیآید که [[مسلمانان]] در [[تقسیم غنایم]] با یکدیگر [[مشاجره]] میکردند و از همین رو [[خداوند]] آنان را به [[رعایت]] [[تقوا]] و [[صلح]] و [[آشتی]] و [[اطاعت از خدا]] و [[پیامبر]] [[فرمان]] داده است: {{متن قرآن|يَسْـَٔلُونَكَ عَنِ ٱلْأَنفَالِ قُلِ ٱلْأَنفَالُ لِلَّهِ وَٱلرَّسُولِ فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَأَصْلِحُوا۟ ذَاتَ بَيْنِكُمْ وَأَطِيعُوا۟ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥٓ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ}}<ref>«از تو از انفال میپرسند بگو: انفال از آن خداوند و پیامبر است پس، از خداوند پروا کنید و میانه خود را سازش دهید و اگر مؤمنید از خداوند و پیامبرش فرمان برید» سوره انفال، آیه ۱.</ref>. | |||
از برخی [[آیات]] استفاده میشود که برخی [[صحابه]] در [[جنگ بدر]] خودسرانه و بیمشورت با [[رسول خدا]]{{صل}} و برای دستیابی به [[منافع مادی]]، پیش از [[غلبه]] کامل بر [[دشمن]]، به گرفتن [[اسیر]] از دشمن پرداختند<ref>جامع البیان، ج ۹، ص۱۱۴.</ref> تا در برابر [[آزادی]] آنان فدیه بگیرند. [[قرآن کریم]] این اقدام را در صورتی که موجب [[ضعف]] [[جبهه]] [[مسلمانان]] شود، [[دنیاطلبی]] و ناروا دانسته است: {{متن قرآن|مَا كَانَ لِنَبِىٍّ أَن يَكُونَ لَهُۥٓ أَسْرَىٰ حَتَّىٰ يُثْخِنَ فِى ٱلْأَرْضِ تُرِيدُونَ عَرَضَ ٱلدُّنْيَا وَٱللَّهُ يُرِيدُ ٱلْـَٔاخِرَةَ وَٱللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌۭ}}<ref>«بر هیچ پیامبری روا نیست که اسیرانی داشته باشد تا (آنگاه که) در (سر) زمین (خویش دشمن را) از توان بیندازد؛ (شما از گرفتن اسیر) کالای ناپایدار این جهان را میخواهید و خداوند جهان واپسین را (برای شما) میخواهد و خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره انفال، آیه ۶۷.</ref>. در [[غزوه اُحد]] نیز [[خداوند]] بر تحقق [[وعده]] خود در [[پیروزی]] مسلمانان در آغاز [[نبرد]] تأکید میکند و در عین حال از [[کشمکش]] و [[نافرمانی]] و [[سستی]] شماری از صحابه و رها کردن محل [[مأموریت]] خویش، برای دستیابی به [[غنایم جنگی]]، [[نکوهش]] میکند و از این گروه نافرمان و [[حریص]] در دستیابی به [[غنایم]]، با تعبیر {{متن قرآن|مَّن يُرِيدُ ٱلدُّنْيَا}} یاد میکند، چنانکه از [[تیراندازان]] مقاومی که سنگرشان را رها نکردند به {{متن قرآن|مَّن يُرِيدُ ٱلْـَٔاخِرَةَ}} تعبیر کرده است<ref>التبیان، ج ۳، ص۱۹؛ تفسیر ثعالبی، ج ۲، ص۱۲۵.</ref>: {{متن قرآن|وَلَقَدْ صَدَقَكُمُ ٱللَّهُ وَعْدَهُۥٓ إِذْ تَحُسُّونَهُم بِإِذْنِهِۦ حَتَّىٰٓ إِذَا فَشِلْتُمْ وَتَنَـٰزَعْتُمْ فِى ٱلْأَمْرِ وَعَصَيْتُم مِّنۢ بَعْدِ مَآ أَرَىٰكُم مَّا تُحِبُّونَ مِنكُم مَّن يُرِيدُ ٱلدُّنْيَا وَمِنكُم مَّن يُرِيدُ ٱلْـَٔاخِرَةَ ثُمَّ صَرَفَكُمْ عَنْهُمْ لِيَبْتَلِيَكُمْ وَلَقَدْ عَفَا عَنكُمْ وَٱللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَلَى ٱلْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«و به راستی خداوند به وعده خود وفا کرد که (در جنگ احد) به اذن وی آنان را از میان برداشتید؛ تا اینکه سست شدید و در کار (خود) به کشمکش افتادید و پس از آنکه آنچه را دوست میداشتید به شما نمایاند سرکشی کردید؛ برخی از شما این جهان را و برخی جهان واپسین را میخواستید؛ سپس شما را از (دنبال کردن) آنان روگردان کرد تا بیازمایدتان؛ و از شما در گذشت و خداوند به مؤمنان بخشش دارد» سوره آلعمران، آیه ۱۵۲.</ref>. برخی [[آیه]] ۱۶۱ [[سوره آلعمران]] را مرتبط با [[تیراندازان]] نافرمان در [[جنگ احد]] میدانند؛ زیرا آنان [[بیم]] داشتند که [[رسول خدا]]{{صل}} [[غنایم]] را قسمت نکند و هرکس هرچه بهدست آورده، از آنِ خودش باشد، از همین رو سنگر خود را ترک کردند<ref>مجمع البیان، ج ۲، ص۸۵۸-۸۵۹.</ref> که در این صورت «غُلّ» و [[خیانت]] [[نفی]] شده در آیه، خودداری از تقسیم عادلانه غنایم خواهد بود: {{متن قرآن|وَمَا كَانَ لِنَبِىٍّ أَن يَغُلَّ وَمَن يَغْلُلْ يَأْتِ بِمَا غَلَّ يَوْمَ ٱلْقِيَـٰمَةِ ثُمَّ تُوَفَّىٰ كُلُّ نَفْسٍۢ مَّا كَسَبَتْ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ}}<ref>«هیچ پیامبری را نسزد که خیانت ورزد؛ و هر کس خیانت کند در رستخیز آنچه را خیانت ورزیده است، (با خود) خواهد آورد؛ آنگاه به هر کس (پاداش) هر چه کرده است تمام داده خواهد شد و بر آنان ستم نخواهد رفت» سوره آلعمران، آیه ۱۶۱.</ref>. | |||
از [[آیات]] مرتبط با [[فتح خیبر]] برمیآید که برخی از [[صحابه]] برای دستیابی به غنایم با [[لشکر اسلام]] همراه میشدهاند. در آیات ۱۸ - ۲۰ [[سوره فتح]] [[خداوند]] [[مسلمانان]] را به فتح خیبر و غنیمتهای فراوان آن [[بشارت]] داد: {{متن قرآن|...وَأَثَـٰبَهُمْ فَتْحًۭا قَرِيبًۭا *...مَغَانِمَ كَثِيرَةًۭ تَأْخُذُونَهَا فَعَجَّلَ لَكُمْ هَـٰذِهِۦ وَكَفَّ أَيْدِىَ ٱلنَّاسِ عَنكُمْ}}. آیه ۱۵ سوره فتح نیز به این مطلب اشاره دارد که برخی [[صحابه]] بیاباننشین در جریان [[عمره]] [[حدیبیه]] به علت [[ترس]] از [[قریش]]، با [[رسول خدا]] همراه نشدند؛ ولی پس از [[وعده الهی]] به [[فتح خیبر]] و [[غنایم]] فراوان آن میخواستند در این [[جنگ]] شرکت کنند. [[خداوند]] این گروه را از [[همراهی]] با [[رسول خدا]] و غنیمتهای [[خیبر]] [[محروم]] کرد و به پیامبرش فرمود آنان را از همراهی در [[غزوه خیبر]] باز دارد<ref>مجمع البیان، ج ۹، ص۱۷۴.</ref>: {{متن قرآن|سَيَقُولُ ٱلْمُخَلَّفُونَ إِذَا ٱنطَلَقْتُمْ إِلَىٰ مَغَانِمَ لِتَأْخُذُوهَا ذَرُونَا نَتَّبِعْكُمْ يُرِيدُونَ أَن يُبَدِّلُوا۟ كَلَـٰمَ ٱللَّهِ قُل لَّن تَتَّبِعُونَا كَذَٰلِكُمْ قَالَ ٱللَّهُ مِن قَبْلُ فَسَيَقُولُونَ بَلْ تَحْسُدُونَنَا بَلْ كَانُوا۟ لَا يَفْقَهُونَ إِلَّا قَلِيلًۭا}}<ref>«چون برای گرفتن غنیمتهایی رهسپار شوید جهادگریزان خواهند گفت: بگذارید دنبال شما بیاییم، آنان برآنند که گفتار خداوند را دگرگون سازند؛ بگو: هرگز دنبال ما نخواهید آمد، خداوند از پیش چنین فرموده است؛ آنگاه خواهند گفت بلکه به ما رشک میبرید! (چنین نیست) بلکه» سوره فتح، آیه ۱۵.</ref>. | |||
در [[غزوه حنین]] نیز که [[غنایم جنگی]] بسیار فراوان بود<ref>الطبقات، ج ۲، ص۱۱۶؛ البدء و التاریخ، ج ۴، ص۲۳۷.</ref>، [[تقسیم غنایم]] موجب [[اختلاف]] شد: رسول خدا{{صل}} بخشی از غنایم را به نومسلمانانی بخشید که در [[فتح مکه]] [[مسلمان]] شده بودند. این گروه از [[مسلمانان]] که [[قرآن کریم]] از آنان با تعبیر {{متن قرآن|الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ}} یاد میکند، [[ایمانی]] [[سست]] و حتی از مسلمانان [[نفرت]] داشتند و رسول خدا{{صل}} از این طریق درصدد بود که دلهای آنان را به [[اسلام]] و مسلمانان نزدیک کند و از [[کینه]] آنان نسبت به مسلمانان بکاهد<ref>المغازی، ج ۳، ص۹۴۴؛ الطبقات، ج ۲، ص۱۱۶.</ref>، از این رو رسول خدا{{صل}} به [[سران قریش]]، از جمله [[ابوسفیان]] و پسرانش معاویه و یزید ۱۰۰ شتر<ref>تاریخ یعقوبی، ج ۲، ص۶۳؛ السیرة النبویه، ج ۲، ص۴۹۳.</ref> و به دیگر متنفذان [[قریش]] که عدد آنها را بیش از ۲۰ نفر گفتهاند، ۴۰ تا ۵۰ شتر بخشید<ref>الاستیعاب، ج ۳، ص۱۲۲۱؛ اسدالغابه، ج ۲، ص۲۴۹.</ref>. اختصاص چنین سهمی به [[مؤلفة قلوبهم]] [[گلایه]] و [[شکایت]] برخی از [[صحابه]] را همراه داشت، چنانکه مردی از [[بنیتمیم]] به نام [[حرقوص بن زهیر]]، معروف به ذوالخُوَیْصِره، [[پیامبر]] را به [[بیعدالتی]] متهم کرد که [[خشم]] دیگر [[صحابیان]] را برانگیخت<ref>المغازی، ج ۳، ص۹۴۴؛ السیرة النبویه، ج ۲، ص۴۹۵.</ref>. [[انصار]] نیز از این تقسیم ناخشنود و بر این [[گمان]] بودند که پس از [[مسلمان]] شدن [[قریش]]، [[رسول خدا]]{{صل}} به آنها توجهی ندارد<ref>تاریخ یعقوبی، ج ۲، ص۶۳.</ref>. این [[نارضایتی]] در سروده [[حسّان بن ثابت]] درباره این رخداد آشکار است<ref>السیرة النبویه، ج ۱، ص۴۹۵؛ [[البدایه و النهایه]]، ج ۴، ص۳۶۱.</ref>. با خبردار شدن رسول خدا{{صل}} از این [[ناخرسندی]]، انصار را در مکانی جداگانه گرد آورد و ضمن [[ستایش]] و بیان خدمات انصار، به آنان فرمود آیا [[راضی]] نیستید که قریش با گاو و گوسفند به [[خانه]] خود بازگردند و شما همراه [[پیامبر خدا]] بازگردید؟ آنگاه برای انصار و [[فرزندان]] و دودمانشان [[دعا]] کرد. انصار با شنیدن [[سخنان پیامبر]] گریستند و از [[رفتار]] خود پشیمان شدند<ref>المغازی، ج ۳، ص۹۴۷؛ الطبقات الکبری، ج ۲، ص۱۱۷.</ref>. برخی [[نزول آیات]] ۵۸ - ۵۹ [[سوره توبه]] را درباره معترضان به [[تقسیم غنایم]] در حنین دانستهاند<ref>مجمع البیان، ج ۵، ص۶۲.</ref>. این [[آیات]] درباره کسانیاند که از روی [[خودخواهی]] درباره تقسیم [[صدقات]] به [[پیامبر]]{{صل}} [[اعتراض]] میکنند. پس اگر از صدقات به آنان داده شود راضی میشوند و گرنه بهخشم میآیند و ای کاش به آنچه [[خدا]] و پیامبرش به آنان داد راضی میشدند و به فضل و [[لطف خدا]] [[دل]] میبستند: {{متن قرآن|وَمِنْهُم مَّن يَلْمِزُكَ فِى ٱلصَّدَقَـٰتِ فَإِنْ أُعْطُوا۟ مِنْهَا رَضُوا۟ وَإِن لَّمْ يُعْطَوْا۟ مِنْهَآ إِذَا هُمْ يَسْخَطُونَ * وَلَوْ أَنَّهُمْ رَضُوا۟ مَآ ءَاتَىٰهُمُ ٱللَّهُ وَرَسُولُهُۥ وَقَالُوا۟ حَسْبُنَا ٱللَّهُ سَيُؤْتِينَا ٱللَّهُ مِن فَضْلِهِۦ وَرَسُولُهُۥٓ إِنَّآ إِلَى ٱللَّهِ رَٰغِبُونَ}}<ref>«و برخی از ایشان درباره زکاتها بر تو خرده میگیرند؛ اگر از آن به آنان داده شود خرسند میشوند و اگر داده نشود ناگهان به خشم میآیند * و اگر آنها به آنچه خداوند و پیامبرش به آنان دادهاند خرسند میشدند و میگفتند:» سوره توبه، آیه ۵۸-۵۹.</ref>. در همین [[غزوه]] بود که [[شتاب]] برخی [[سپاهیان]] برای گرفتن سهم خود از [[غنایم]]، [[رسول خدا]]{{صل}} را آزرد. آن حضرت از همه حاضران در [[جنگ]] خواست اگر غنیمتی بردهاند بازگردانند تا عادلانه میان همگان قسمت شود<ref>السیرة النبویه، ج ۲، ص۴۹۳؛ تاریخ طبری، ج ۳، ص۸۹.</ref>. برخی از [[لشکریان]] از [[فرمان پیامبر]] [[اکرم]]{{صل}} [[اطاعت]] نکرده و [[غنایم]] برده شده را پنهان کردند<ref>المغازی، ج ۳، ص۹۱۷-۹۱۸.</ref>. بر اساس روایتی، [[آیه]] ۱۶۱ [[سوره آلعمران]] درباره همین افراد نازل شد و [[خائنان]] را به [[کیفر]] اعمالشان در [[قیامت]] [[تهدید]] کرد<ref>جامع البیان، ج ۴، ص۱۰۲؛ مجمع البیان، ج ۲، ص۸۷۲.</ref>.<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[صحابه (مقاله)|مقاله «صحابه»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۱۲۹.</ref> | |||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||