پرش به محتوا

محمد بن جعفر دیباج: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۴: خط ۴:


== آشنایی اجمالی ==
== آشنایی اجمالی ==
[[ابوجعفر محمد بن جعفر بن محمد دیباج علوی هاشمی]] را به خاطر صورت زیبایش به [[دیباج]] ملقب کردند<ref>عمدة الطالب، ص۲۷۵.</ref>. پدرش [[امام صادق]]{{ع}} و مادرش [[ام ولد]] بود<ref>مقاتل الطالبیین، ص۳۵۸.</ref>. وی نزد پدر و دیگران [[علم حدیث]] را فرا گرفت<ref>رجال النجاشی، ج۲، ص۲۷۱.</ref>.
[[ابوجعفر محمد بن جعفر بن محمد دیباج علوی هاشمی]] را به خاطر صورت زیبایش به [[دیباج]] ملقب کردند<ref>عمدة الطالب، ص۲۷۵.</ref>. پدرش [[امام صادق]]{{ع}} و مادرش ام ولد بود<ref>مقاتل الطالبیین، ص۳۵۸.</ref>. وی نزد پدر و دیگران [[علم حدیث]] را فرا گرفت<ref>رجال النجاشی، ج۲، ص۲۷۱.</ref>.


[[علمای شیعه]] او را فردی [[شجاع]]، [[عابد]]، [[فاضل]] و [[محدث]] به شمار آورده‌اند که همه [[عمر]] را یک [[روز]] در میان [[روزه]] می‌گرفت و بسیار مورد [[اطمینان]] و مورد [[احترام]] مردم بود. کسانی چون [[موسی بن سلمه]]، [[محمد بن ابی‌عمر]] و [[اسحاق بن موسی]] از او [[روایت]] کرده‌اند<ref>قاموس الرجال، ج۸، ص۱۰۶.</ref>. وی دارای مطلبی بود که از پدرش روایت کرده است<ref>آقا بزرگ تهرانی، الذریعه، ج۲۴، ص۱۴۹.</ref>.<ref>جمعی از پژوهشگران، [[فرهنگ‌نامه مؤلفان اسلامی (کتاب)|فرهنگ‌نامه مؤلفان اسلامی]]، ج۱، ص۶۹۴؛ پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، [[تاریخ اسلام بخش دوم ج۲ (کتاب)|تاریخ اسلام بخش دوم ج۲]] ص ۹۱؛ [[سید غلام رضا تهامی|تهامی، سید غلام رضا]]، [[فرهنگ اعلام تاریخ اسلام ج۱ (کتاب)|فرهنگ اعلام تاریخ اسلام ج۱]] ص۱۹۲.</ref>
[[علمای شیعه]] او را فردی [[شجاع]]، [[عابد]]، [[فاضل]] و [[محدث]] به شمار آورده‌اند که همه [[عمر]] را یک [[روز]] در میان [[روزه]] می‌گرفت و بسیار مورد [[اطمینان]] و مورد [[احترام]] مردم بود. کسانی چون [[موسی بن سلمه]]، [[محمد بن ابی‌عمر]] و [[اسحاق بن موسی]] از او [[روایت]] کرده‌اند<ref>قاموس الرجال، ج۸، ص۱۰۶.</ref>. وی دارای مطلبی بود که از پدرش روایت کرده است<ref>آقا بزرگ تهرانی، الذریعه، ج۲۴، ص۱۴۹.</ref>.<ref>جمعی از پژوهشگران، [[فرهنگ‌نامه مؤلفان اسلامی (کتاب)|فرهنگ‌نامه مؤلفان اسلامی]]، ج۱، ص۶۹۴؛ پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، [[تاریخ اسلام بخش دوم ج۲ (کتاب)|تاریخ اسلام بخش دوم ج۲]] ص ۹۱؛ [[سید غلام رضا تهامی|تهامی، سید غلام رضا]]، [[فرهنگ اعلام تاریخ اسلام ج۱ (کتاب)|فرهنگ اعلام تاریخ اسلام ج۱]] ص۱۹۲.</ref>
خط ۱۱: خط ۱۱:
[[ابوالفرج]] می‌گوید: او مردی [[فاضل]] و در میان [[اهل]] و [[خاندان]] خود مقدم بود و می‌گوید: [[مأمون]] در [[خراسان]] به خاندان [[ابوطالب]] دستور داد با کسی از [[آل ابوطالب]] غیر از محمد بن جعفر سوار شوند و حرکت کنند. آنها نپذیرفتند و گفتند: حرکت نکنیم و جز با محمد بن جعفر سوار نمی‌شویم، پس مأمون با خواسته آنها موافقت کرد.
[[ابوالفرج]] می‌گوید: او مردی [[فاضل]] و در میان [[اهل]] و [[خاندان]] خود مقدم بود و می‌گوید: [[مأمون]] در [[خراسان]] به خاندان [[ابوطالب]] دستور داد با کسی از [[آل ابوطالب]] غیر از محمد بن جعفر سوار شوند و حرکت کنند. آنها نپذیرفتند و گفتند: حرکت نکنیم و جز با محمد بن جعفر سوار نمی‌شویم، پس مأمون با خواسته آنها موافقت کرد.


محمد بن جعفر [[حدیث]] نقل کرده است و از پدرش [[روایات]] زیادی نقل کرده و [[محدثان]] از او [[روایت]] کرده‌اند مانند [[محمد بن ابی عمرو عبدی]] و [[محمد بن سلمه]] و [[اسحاق بن موسی انصاری]] و غیر از این افراد از بزرگان [[اهل حدیث]].
محمد بن جعفر [[حدیث]] نقل کرده است و از پدرش [[روایات]] زیادی نقل کرده و محدثان از او [[روایت]] کرده‌اند مانند [[محمد بن ابی عمرو عبدی]] و [[محمد بن سلمه]] و [[اسحاق بن موسی انصاری]] و غیر از این افراد از بزرگان [[اهل حدیث]].


[[محمد بن منصور]] گوید: در حضور [[ابوطاهر احمد بن عیسی بن عبدالله]] سخن از محمد بن جعفر به میان آمد، شنیدم از ابوطاهر که به خوبی از او یاد کرد و او را [[ستایش]] کرد و گفت: محمد بن جعفر مردی [[عابد]] و فاضل بود و روزی را [[روزه]] می‌کرد و روزی را [[افطار]] می‌نمود.
[[محمد بن منصور]] گوید: در حضور [[ابوطاهر احمد بن عیسی بن عبدالله]] سخن از محمد بن جعفر به میان آمد، شنیدم از ابوطاهر که به خوبی از او یاد کرد و او را [[ستایش]] کرد و گفت: محمد بن جعفر مردی [[عابد]] و فاضل بود و روزی را [[روزه]] می‌کرد و روزی را [[افطار]] می‌نمود.
خط ۱۹: خط ۱۹:
== قیام محمد بن جعفر دیباج ==
== قیام محمد بن جعفر دیباج ==
{{اصلی|قیام محمد بن جعفر دیباج}}
{{اصلی|قیام محمد بن جعفر دیباج}}
[[محمد دیباج]] در دوران [[خلافت مأمون]] در [[حجاز]] [[ادعای امامت]] نمود و [[مردم]] را به [[امامت]] خویش فراخواند. گروهی از مردم، بعد از [[شهادت]] [[امام صادق]]{{ع}} به [[اتفاق]] [[فرزندان]] [[محمد]]، به سرکردگی [[حسین بن حسن افطس]]، به او [[اصرار]] کردند که از [[مقام]] و موقعیت خویش استفاده کرده و [[قیام]] نماید و ادعای امامت کند. اصرارها چنان زیاد بود که [[محمد بن جعفر]]، قیام کرد و ادعای امامت نمود و دیگران نیز او را [[حمایت]] کردند و بسیاری از [[مردم]] [[حجاز]] با او به [[امارت]] [[بیعت]] کردند و به او [[لقب]] [[امیرمؤمنان]] دادند. او اولین فرد از بنی الحسین{{ع}} بود که سال ۲۰۰ه‍ برای امر [[خلافت]] با او بیعت صورت پذیرفت.
[[محمد دیباج]] در دوران [[خلافت مأمون]] در [[حجاز]] ادعای امامت نمود و [[مردم]] را به [[امامت]] خویش فراخواند. گروهی از مردم، بعد از [[شهادت]] [[امام صادق]]{{ع}} به [[اتفاق]] [[فرزندان]] محمد، به سرکردگی [[حسین بن حسن افطس]]، به او اصرار کردند که از [[مقام]] و موقعیت خویش استفاده کرده و [[قیام]] نماید و ادعای امامت کند. اصرارها چنان زیاد بود که [[محمد بن جعفر]]، قیام کرد و ادعای امامت نمود و دیگران نیز او را حمایت کردند و بسیاری از [[مردم]] [[حجاز]] با او به [[امارت]] [[بیعت]] کردند و به او [[لقب]] [[امیرمؤمنان]] دادند. او اولین فرد از بنی الحسین{{ع}} بود که سال ۲۰۰ه‍ برای امر [[خلافت]] با او بیعت صورت پذیرفت.


امام رضا{{ع}} به طور صریح به او فرمود: «ای عمو، پدر و برادر خود ([[امام صادق]] و [[امام کاظم]]{{عم}}) را با این [[اقدام]] [[تکذیب]] مکن». اما او گوش مکرد و در [[جنگ]] با [[عیسی]] جلودی مغلوب شد؛ به گونه‌ای که مجبور شد همچون عباسیان [[لباس سیاه]] بپوشد و درخواست [[امان]] کرده، گفته‌های پیشین خود را تکذیب کند و [[حکومت]] را مخصوص عباسیان اعلام دارد<ref>اربلی، کشف الغمه، ج۳، ص۹۳.</ref>. جلودی او را به [[مرو]] نزد [[مأمون]] فرستاد و مأمون او را [[تکریم]] بسیار کرد<ref>خیرالدین زرکلی، الأعلام، ج۶، ص۶۹.</ref>.<ref>پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، [[تاریخ اسلام بخش دوم ج۲ (کتاب)|تاریخ اسلام بخش دوم ج۲]] ص ۹۱؛ [[سید غلام رضا تهامی|تهامی، سید غلام رضا]]، [[فرهنگ اعلام تاریخ اسلام ج۱ (کتاب)|فرهنگ اعلام تاریخ اسلام ج۱]] ص۱۹۲؛ جمعی از پژوهشگران، [[فرهنگ‌نامه مؤلفان اسلامی (کتاب)|فرهنگ‌نامه مؤلفان اسلامی]] ج۱، ص۶۹۴.</ref>
امام رضا{{ع}} به طور صریح به او فرمود: «ای عمو، پدر و برادر خود ([[امام صادق]] و [[امام کاظم]]{{عم}}) را با این [[اقدام]] [[تکذیب]] مکن». اما او گوش مکرد و در [[جنگ]] با [[عیسی]] جلودی مغلوب شد؛ به گونه‌ای که مجبور شد همچون عباسیان [[لباس سیاه]] بپوشد و درخواست [[امان]] کرده، گفته‌های پیشین خود را تکذیب کند و [[حکومت]] را مخصوص عباسیان اعلام دارد<ref>اربلی، کشف الغمه، ج۳، ص۹۳.</ref>. جلودی او را به مرو نزد [[مأمون]] فرستاد و مأمون او را [[تکریم]] بسیار کرد<ref>خیرالدین زرکلی، الأعلام، ج۶، ص۶۹.</ref>.<ref>پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، [[تاریخ اسلام بخش دوم ج۲ (کتاب)|تاریخ اسلام بخش دوم ج۲]] ص ۹۱؛ [[سید غلام رضا تهامی|تهامی، سید غلام رضا]]، [[فرهنگ اعلام تاریخ اسلام ج۱ (کتاب)|فرهنگ اعلام تاریخ اسلام ج۱]] ص۱۹۲؛ جمعی از پژوهشگران، [[فرهنگ‌نامه مؤلفان اسلامی (کتاب)|فرهنگ‌نامه مؤلفان اسلامی]] ج۱، ص۶۹۴.</ref>


== وفات ==
== وفات ==
۱۲۹٬۶۲۱

ویرایش