←جستارهای وابسته
(←مقدمه) |
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۱۴: | خط ۱۴: | ||
بیشتر [[متکلمان]] به این [[شأن]] اشاره کردهاند. [[شیخ مفید]] به عنوان نخستین متکلم این دوران، گاهی روایتی نقل میکند که در آن، [[امام علی]]{{ع}}، خود و دیگر [[امامان]]{{عم}} را [[شاهدان]] [[خدا]] معرفی کرده است.<ref>همو، الارشاد، ج ۱، ص۲۲۹.</ref> افزون بر آن، در ابتدای کتاب [[فقهی]] خود، امامان{{عم}} را شاهدان اعمال شیعیان در [[روز قیامت]] و [[پیامبران]] را نیز شاهدان اعمال [[امت]] خود میداند.<ref>همو، المقنعة، ص۳۲.</ref> [[سید مرتضی]] نیز به این شأن پرداخته است. مرحوم [[سید]] آنگاه که [[قاضی عبدالجبار معتزلی]] میخواهد از [[آیه]] {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِّتَكُونُواْ شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ}}<ref>بقره (۲)، ۱۴۳.</ref> استفاده کند تا [[حجیت اجماع]] و [[درستی]] [[روایت]] {{عربی|"لَا تَجْتَمِعُ أُمَّتِی عَلَی خَطَإٍ"}} را ثابت نماید، [[استدلال]] به آیه را مردود میداند، به این دلیل که «[[شهدا]]» جمع [[شهید]] است و اگر مقصود از «[[امت وسط]]» [[مسلمانان]] باشند، پس باید فردفرد مسلمانان [[شاهد]] باشند. این امر موجب میشود که گفته شود هریک از افراد امت خود حجتی برای درستی [[رفتار]] و گفتار خود است و هیچکس به این سخن ملتزم نمیشود؛ ازاینرو درست آن است که بگوییم مقصود از «امت وسط» گروهی خاص است که هریک از آنها [[شاهد]] بر دیگر افرادند و آنها همان امامانیاند که [[عصمت]] و [[طهارت]] آنها ثابت شده است<ref>سید مرتضی علم الهدی، الشافی فی الامامة، تحقیق عبدالزهرا حسینی، ج ۱، ص۲۳۲.</ref>. سید مرتضی دراینباره این [[پرسش]] را مطرح میکند که با توجه به آنکه امامان{{عم}} همگی چیز واحدی را مشاهده نکردهاند، چگونه میتوانند بر آن چیز [[شهادت]] دهند؟ وی در پاسخ میگوید برای شهادت لازم نیست مشهود علیه دیده شود، بلکه [[علم]] به آن کافی است، چنانکه [[شهادت]] ما نیز به [[یگانگی خداوند]] و [[نبوت]] پیامبرانش از همین قبیل است. [[سید]] درباره گستره شهادت ایشان نیز بیان میکند که این شهادت بر اعمال کسانی است که [[اهل]] [[ثواب]] نیستند یا آنکه اساساً خارج از [[امت]] اسلاماند<ref>همان، ص۲۳۱.</ref>. [[ابوالصلاح حلبی]] نسبت به [[شئون امام در قیامت]] تنها به [[شأن]] شهادت بر اعمال [[بندگان]] اشاره کرده است. وی به بهانه [[اثبات عصمت امامان]]{{عم}} با استناد به آیاتی همچون {{متن قرآن|فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِن كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ}}<ref>نساء (۴)، ۴۱.</ref> و {{متن قرآن|وَيَوْمَ نَبْعَثُ فِي كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيدًا عَلَيْهِم مِّنْ أَنفُسِهِمْ}}<ref>نحل، ۸۹.</ref> [[اثبات]] میکند که [[شاهدان]] در [[قیامت]] باید [[معصوم]] باشند و این صفت تنها برای [[امامان]]{{عم}} [[ثابت]] است.<ref>ابوالصلاح حلبی، تقریب المعارف، ص۱۸۰-۱۸۱.</ref> [[شیخ طوسی]] بر اساس [[آیه]] {{متن قرآن|وَيَوْمَ نَبْعَثُ فِي كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيدًا عَلَيْهِم مِّنْ أَنفُسِهِمْ وَجِئْنَا بِكَ شَهِيدًا عَلَى هَؤُلاء}}<ref>نحل، ۸۹.</ref> بیان میکند که در هر دورهای لازم است حجتی روی [[زمین]] باشد که مورد عنایت خداوند متعال است<ref>محمد بن حسن طوسی، التبیان، ج۶، ص۴۱۷.</ref>. شیخ در جایی دیگر این نظریه را با تفصیل بیشتری مطرح کرده است. او به مناسبت نقد [[ادله]] [[اهل سنت]] بر [[حجیت اجماع]]، آیه {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِّتَكُونُواْ شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ}}<ref>بقره، ۱۴۳.</ref> را نقل میکند. پس از رد استناد ایشان به این آیه، اثبات میکند که مقصود از [[امت وسط]] میتواند [[ائمه اطهار]]{{عم}} باشد. شیخ طوسی همچون [[سید مرتضی]] [[معتقد]] است برای شهادت لازم نیست مشهود علیه دیده شود، بلکه [[علم]] به آن کافی است، چنانکه شهادت ما نیز به یگانگی خداوند و نبوت پیامبرانش از همین قبیل است. وی درباره گستره شهادت ایشان معتقد است این شهادت بر کسانی است که اهل ثواب نیستند یا آنکه اساساً خارج از امت اسلاماند.<ref>محمد بن حسن طوسی، تلخیص الشافی، تحقیق حسین بحرالعلوم، ج ۱، ص۱۶۶-۱۷۰؛ همو، تمهید الأصول فی علم الكلام، تصحیح عبدالمحسن مشکوة الدینی، ص۳۵۷؛ همو، التبیان، ج ۲، ص۷-۸.</ref> [[ابن میثم بحرانی]] [[شأن]] [[شهادت]] را برای [[پیامبر]] و [[امامان]]{{عم}} [[ثابت]] دانسته است. به [[باور]] او، مقصود از شهادت، همان [[آگاهی]] از [[افعال]] [[امت]] است. چنین شأنی برای ایشان سبب میشود [[مردم]] نسبت به کارهای خود [[مراقبت]] بیشتری داشته باشند.<ref>میثم بن علی بن میثم بحرانی، شرح نهج البلاغه، ج۲، ص۲۰۳-۲۰۴.</ref> [[علامه حلی]] در پی [[اثبات عصمت امام]]{{ع}}، [[آیه]] {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِّتَكُونُواْ شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ}}<ref>بقره، ۱۴۳.</ref> را طرح میکند و با مسلّم انگاشتن اینکه مقصود از [[شاهدان]]، همان اماماناند، میگوید که [[خداوند]] [[امام]] را [[تزکیه]] و [[پاک]] کرده است؛ زیرا در غیر این صورت شهادت ایشان در [[قیامت]] پذیرفته نمیشود. کسی که خداوند او را تزکیه و پاک کرده، [[معصوم]] است<ref>حسن بن یوسف حلی، الالفین، ج ۱، ص۱۳۲-۱۳۳. </ref>.<ref>ر.ک: [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت]]، ص۳۴۳ ـ ۳۴۵.</ref> | بیشتر [[متکلمان]] به این [[شأن]] اشاره کردهاند. [[شیخ مفید]] به عنوان نخستین متکلم این دوران، گاهی روایتی نقل میکند که در آن، [[امام علی]]{{ع}}، خود و دیگر [[امامان]]{{عم}} را [[شاهدان]] [[خدا]] معرفی کرده است.<ref>همو، الارشاد، ج ۱، ص۲۲۹.</ref> افزون بر آن، در ابتدای کتاب [[فقهی]] خود، امامان{{عم}} را شاهدان اعمال شیعیان در [[روز قیامت]] و [[پیامبران]] را نیز شاهدان اعمال [[امت]] خود میداند.<ref>همو، المقنعة، ص۳۲.</ref> [[سید مرتضی]] نیز به این شأن پرداخته است. مرحوم [[سید]] آنگاه که [[قاضی عبدالجبار معتزلی]] میخواهد از [[آیه]] {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِّتَكُونُواْ شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ}}<ref>بقره (۲)، ۱۴۳.</ref> استفاده کند تا [[حجیت اجماع]] و [[درستی]] [[روایت]] {{عربی|"لَا تَجْتَمِعُ أُمَّتِی عَلَی خَطَإٍ"}} را ثابت نماید، [[استدلال]] به آیه را مردود میداند، به این دلیل که «[[شهدا]]» جمع [[شهید]] است و اگر مقصود از «[[امت وسط]]» [[مسلمانان]] باشند، پس باید فردفرد مسلمانان [[شاهد]] باشند. این امر موجب میشود که گفته شود هریک از افراد امت خود حجتی برای درستی [[رفتار]] و گفتار خود است و هیچکس به این سخن ملتزم نمیشود؛ ازاینرو درست آن است که بگوییم مقصود از «امت وسط» گروهی خاص است که هریک از آنها [[شاهد]] بر دیگر افرادند و آنها همان امامانیاند که [[عصمت]] و [[طهارت]] آنها ثابت شده است<ref>سید مرتضی علم الهدی، الشافی فی الامامة، تحقیق عبدالزهرا حسینی، ج ۱، ص۲۳۲.</ref>. سید مرتضی دراینباره این [[پرسش]] را مطرح میکند که با توجه به آنکه امامان{{عم}} همگی چیز واحدی را مشاهده نکردهاند، چگونه میتوانند بر آن چیز [[شهادت]] دهند؟ وی در پاسخ میگوید برای شهادت لازم نیست مشهود علیه دیده شود، بلکه [[علم]] به آن کافی است، چنانکه [[شهادت]] ما نیز به [[یگانگی خداوند]] و [[نبوت]] پیامبرانش از همین قبیل است. [[سید]] درباره گستره شهادت ایشان نیز بیان میکند که این شهادت بر اعمال کسانی است که [[اهل]] [[ثواب]] نیستند یا آنکه اساساً خارج از [[امت]] اسلاماند<ref>همان، ص۲۳۱.</ref>. [[ابوالصلاح حلبی]] نسبت به [[شئون امام در قیامت]] تنها به [[شأن]] شهادت بر اعمال [[بندگان]] اشاره کرده است. وی به بهانه [[اثبات عصمت امامان]]{{عم}} با استناد به آیاتی همچون {{متن قرآن|فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِن كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ}}<ref>نساء (۴)، ۴۱.</ref> و {{متن قرآن|وَيَوْمَ نَبْعَثُ فِي كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيدًا عَلَيْهِم مِّنْ أَنفُسِهِمْ}}<ref>نحل، ۸۹.</ref> [[اثبات]] میکند که [[شاهدان]] در [[قیامت]] باید [[معصوم]] باشند و این صفت تنها برای [[امامان]]{{عم}} [[ثابت]] است.<ref>ابوالصلاح حلبی، تقریب المعارف، ص۱۸۰-۱۸۱.</ref> [[شیخ طوسی]] بر اساس [[آیه]] {{متن قرآن|وَيَوْمَ نَبْعَثُ فِي كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيدًا عَلَيْهِم مِّنْ أَنفُسِهِمْ وَجِئْنَا بِكَ شَهِيدًا عَلَى هَؤُلاء}}<ref>نحل، ۸۹.</ref> بیان میکند که در هر دورهای لازم است حجتی روی [[زمین]] باشد که مورد عنایت خداوند متعال است<ref>محمد بن حسن طوسی، التبیان، ج۶، ص۴۱۷.</ref>. شیخ در جایی دیگر این نظریه را با تفصیل بیشتری مطرح کرده است. او به مناسبت نقد [[ادله]] [[اهل سنت]] بر [[حجیت اجماع]]، آیه {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِّتَكُونُواْ شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ}}<ref>بقره، ۱۴۳.</ref> را نقل میکند. پس از رد استناد ایشان به این آیه، اثبات میکند که مقصود از [[امت وسط]] میتواند [[ائمه اطهار]]{{عم}} باشد. شیخ طوسی همچون [[سید مرتضی]] [[معتقد]] است برای شهادت لازم نیست مشهود علیه دیده شود، بلکه [[علم]] به آن کافی است، چنانکه شهادت ما نیز به یگانگی خداوند و نبوت پیامبرانش از همین قبیل است. وی درباره گستره شهادت ایشان معتقد است این شهادت بر کسانی است که اهل ثواب نیستند یا آنکه اساساً خارج از امت اسلاماند.<ref>محمد بن حسن طوسی، تلخیص الشافی، تحقیق حسین بحرالعلوم، ج ۱، ص۱۶۶-۱۷۰؛ همو، تمهید الأصول فی علم الكلام، تصحیح عبدالمحسن مشکوة الدینی، ص۳۵۷؛ همو، التبیان، ج ۲، ص۷-۸.</ref> [[ابن میثم بحرانی]] [[شأن]] [[شهادت]] را برای [[پیامبر]] و [[امامان]]{{عم}} [[ثابت]] دانسته است. به [[باور]] او، مقصود از شهادت، همان [[آگاهی]] از [[افعال]] [[امت]] است. چنین شأنی برای ایشان سبب میشود [[مردم]] نسبت به کارهای خود [[مراقبت]] بیشتری داشته باشند.<ref>میثم بن علی بن میثم بحرانی، شرح نهج البلاغه، ج۲، ص۲۰۳-۲۰۴.</ref> [[علامه حلی]] در پی [[اثبات عصمت امام]]{{ع}}، [[آیه]] {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِّتَكُونُواْ شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ}}<ref>بقره، ۱۴۳.</ref> را طرح میکند و با مسلّم انگاشتن اینکه مقصود از [[شاهدان]]، همان اماماناند، میگوید که [[خداوند]] [[امام]] را [[تزکیه]] و [[پاک]] کرده است؛ زیرا در غیر این صورت شهادت ایشان در [[قیامت]] پذیرفته نمیشود. کسی که خداوند او را تزکیه و پاک کرده، [[معصوم]] است<ref>حسن بن یوسف حلی، الالفین، ج ۱، ص۱۳۲-۱۳۳. </ref>.<ref>ر.ک: [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت]]، ص۳۴۳ ـ ۳۴۵.</ref> | ||
==شهادت اخروی== | |||
در [[دادگاه]] [[عدالت الهی]] شاهدانی بر [[اعمال انسانها]] [[گواهی]] میدهند و [[داوری]] عادلانه [[الهی]] با استناد به شهادت این [[شهود]] انجام میپذیرد. این گواهی با شهادت شهود در [[دنیا]] تفاوتی بنیادین دارد و دارای ویژگیهای زیر است: | |||
# [[شاهدان اعمال]] در [[روز قیامت]] باید [[اعمال]] را در ظرف تحقق آن یعنی دنیا ملاحظه کرده باشند. اگر [[شاهد]] «الف» صرفاً به استناد گفته شاهد «ب» بر عمل شخص «ج» شهادت دهد، هر چند شاهد «ب» بر [[حق]] باشد، شهادت او کامل نیست؛ زیرا فرد «الف» بر گفته فرد «ب» شاهد است، نه بر عمل فرد «ج». | |||
# [[شاهدان روز قیامت]] هم بر ظاهر عمل شهادت میدهند و هم بر [[باطن]] آن؛ زیرا شاهد کامل شاهدی است که از پوسته ظاهر بگذرد و به درون عمل [[نفوذ]] کند. همچنین درباره ظاهر هیچ عملی نمیتوان [[حکم قطعی]] و کامل صادر کرد و مشخصکننده [[واقعی]] بسیاری از اعمال، ظاهر آنها نیست، بلکه انگیزه و نیتی است که عمل با آن انجام شده است. | |||
# شاهدان اعمال باید از هرگونه [[خطا]] در [[مقام]] [[تحمل]] اعمال و سپس گواهی به آن مصون باشند، تا شهادت آنها کاملاً درست و واقعی باشد<ref>دیوانی، امیر، حیات جاودانه، ص۳۱۶-۳۱۷.</ref>.<ref>[[مهدی جدی|جدی، مهدی]]، [[شهادت اخروی (مقاله)|مقاله «شهادت اخروی»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص۲۶۴.</ref> | |||
==شاهدان روز قیامت== | |||
شاهدان روز قیامت در یک تقسیمبندی، به شهود بیرونی و درونی تقسیم میشوند؛ شهود بیرونی بیرون از وجود [[انسان]]، [[خداوند متعال]]، [[پیامبران]]، [[اولیای الهی]]، [[فرشتگان الهی]]، [[نامه اعمال]]، [[زمین]] و [[زمان]] و شهود درونی که در وجود خود انسان اعضا و جوارح او هستند. البته شاهد دیگری بر [[اعمال انسان]] وجود دارد که از سنخ دو قسم مذکور نیست و آن، تجسم یافتن [[حقیقت]] اعمال انسان است<ref>سبحانی، جعفر، الالهیات، ج۴، ص۲۵۵.</ref> که در ادامه توضیح هرکدام بیان میشود: | |||
۱. '''خداوند متعال''': در [[روز رستاخیز]] [[خداوند]] خود در رأس [[گواهان]] قرار دارد؛ زیرا تمامی ویژگیهای لازم برای شهادت دادن در [[ذات پاک الهی]] به صورت کامل و بدون [[نقص]] وجود دارد: | |||
{{متن قرآن|فَإِلَيْنَا مَرْجِعُهُمْ ثُمَّ اللَّهُ شَهِيدٌ عَلَى مَا يَفْعَلُونَ}}<ref>«باری، بازگشتشان به سوی ماست آنگاه خداوند بر آنچه انجام میدهند گواه است» سوره یونس، آیه ۴۶.</ref>. | |||
چگونگی [[گواهی دادن]] [[خداوند]] یا بدین صورت است که [[گواهی]] خود را از طریق [[الهام]] به [[فرشتگان]] [[مأمور]] [[حساب]] بیان میکند و یا اینکه اعضای پیکر [[انسان]] را به سخن درمیآورد تا آنچه را انجام دادهاند، بازگو کنند<ref>مکارم شیرازی، ناصر، و همکاران، پیام قرآن، ج۶، ص۱۵۰.</ref>. | |||
۲. '''[[پیامبران]]''': یکی دیگر از [[شاهدان اعمال]] در [[روز قیامت]]، پیامبران نسبت به امتهای خود و [[پیامبر اسلام]]{{صل}} نسبت به سایر پیامبران است: | |||
{{متن قرآن|وَيَوْمَ نَبْعَثُ فِي كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيدًا عَلَيْهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَجِئْنَا بِكَ شَهِيدًا عَلَى هَؤُلَاءِ}}<ref>«و (یاد کن) روزی را که در هر امّتی گواهی از خودشان بر آنان برانگیزیم و تو را بر اینان گواه آوریم» سوره نحل، آیه ۸۹.</ref>. | |||
البته در این [[آیه]] این نکته به صراحت نیامده که گواهی هر امتی [[پیامبر]] آنهاست، ولی چون [[شاهدان روز قیامت]] باید بر ظاهر و [[باطن]] [[اعمال]] و آنچه در [[دل انسان]] خطور میکند، بهطور کامل [[آگاه]] و نیز از هرگونه [[خطا]] و [[اشتباه]] هنگام [[تحمل]] اعمال، و [[دروغ]] و [[خیانت]] هنگام ادای [[شهادت]] به دور باشند، مصداق «[[شهید]]» در آیه فوق پیامبر هر امتی خواهد بود؛ زیرا فقط این دو ویژگی را داراست<ref>سبحانی، جعفر، الالهیات، ج۴، ص۲۵۶.</ref>. همچنین، در این آیه، [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[شاهد]] [[انبیای گذشته]] معرفی شده است. | |||
درباره چگونگی شهادت [[انبیا]] بر [[امتها]] یا [[شهادت پیامبر اکرم]] بر انبیا میتوان گفت، با اینکه معنای [[شهود]]، [[آگاهی]] همراه با حضور است و هر یک از انبیا و همچنین شخص پیامبر اسلام در محدوده خاص زمانی [[امت]] خود بودهاند، ممکن است اینگونه باشد که [[روح]] آنها در [[عالم برزخ]] نیز ناظر احوال امتهاست، و درباره پیامبر اکرم نیز ممکن است حضور روح مقدسش در طول [[تاریخ]] [[بشریت]] سبب این آگاهی و حضور باشد؛ چنانکه در [[روایات]] آمده است که اولین مخلوق [[خدا]] [[نور]] پیامیر [[اسلام]]{{صل}} بود<ref>مکارم شیرازی، ناصر و همکاران، پیام قرآن، ج۶، ص۱۵۱.</ref>. | |||
۳. '''[[اولیای الهی]]''': علاوه بر [[شهود]] یادشده، در میان [[امت اسلامی]] [[امامان معصوم]]{{عم}} نیز [[گواه]] بر اعمالاند: | |||
{{متن قرآن|وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ}}<ref>«و بدین گونه شما را امّتی میانه کردهایم تا گواه بر مردم باشید و پیامبر بر شما گواه باشد» سوره بقره، آیه ۱۴۳.</ref>. | |||
هرچند [[آیه]] بالا بر حسب ظاهر، تمام افراد [[امت]] را دربرمیگیرد، ولی با توجه به اینکه [[شاهدان اعمال]] در [[آخرت]] باید بر [[باطن]] و [[حقیقت]] [[اعمال]] مانند، [[ایمان]]، [[کفر]]، [[نفاق]]، اخلاص، [[ریا]] و... [[شهادت]] دهند و این خصوصیت در انسانهای عادی یافته نمیشود؛ لذا منظور از «امت» [[برترین]] افراد امت و همان [[امامان]] معصوماند و اطلاق «امت» بر آنان از آنروست که از میان امت اسلامی برخاستهاند<ref>سعیدیمهر، محمد، آموزش کلام اسلامی، ج۱، ص۲۹۲؛ سبحانی، جعفر، الهیات، ج۴، ص۲۵۷-۲۵۸.</ref>. همچنین [[روایات]] متعددی در [[تأیید]] این سخن وجود دارد که برای نمونه در روایتی [[امام باقر]]{{ع}} در [[تفسیر آیه]] یادشده فرمودهاند: | |||
{{متن حدیث|وَ لَا يَكُونُ شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ إِلَّا الْأَئِمَّةُ{{عم}} وَ الرُّسُلُ، فَأَمَّا الْأُمَّةُ فَإِنَّهُ غَيْرُ جَائِزٍ أَنْ يَسْتَشْهِدَهَا اللَّهُ، وَ فِيهِمْ مَنْ لَا تَجُوزُ شَهَادَتُهُ فِي الدُّنْيَا عَلَى حُزْمَةِ بَقْلٍ}}<ref>عروسی حویزی، عبد علی بن جمعه، تفسیر نورالثقلین، ج۱، ص۱۳۵، ح۴۱۱.</ref>؛ | |||
و تنها امامان و [[پیامبران]] بر [[مردم]] شهادت میدهند و ممکن نیست خود امت از سوی [[خداوند]] به شهادت گرفته شوند، درحالیکه در میان امت کسانی هستند که شهادت آنها در [[دنیا]] حتی بر (امور بیارزشی مانند) دستهای سبزی پذیرفته و معتبر نیست. | |||
۴. '''[[فرشتگان الهی]]''': گروهی از فرشتگان الهی نیز، در [[رستاخیز]] در زمره [[گواهان اعمال]] خواهند بود: | |||
{{متن قرآن|وَجَاءَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَعَهَا سَائِقٌ وَشَهِيدٌ}}<ref>«و با هر کسی که میآید گسیلکننده و گواهی است» سوره ق، آیه ۲۱.</ref>. | |||
مقصود از «سائق» و «[[شهید]]»، دو فرشتهای هستند که هنگام حضور هر [[انسانی]] در رستاخیز، او را [[همراهی]] میکنند؛ یکی او را به سوی [[محشر]] میراند و دیگری بر [[اعمال]] او [[گواهی]] میدهد، شبیه حال مجرمانی که در [[دنیا]] آنها را به سوی [[دادگاه]] میبرند؛ مأموری از پشت سر برای [[سوق]] آنها به سوی دادگاه و مأموری از پیش رو با پروندهای درباره اعمال آنها. از امیرالمؤمنین علی{{ع}} [[روایت]] شده است که پس از [[تلاوت]] این [[آیه]] فرمود: | |||
{{متن حدیث|سَائِقٌ يَسُوقُهَا إِلَى مَحْشَرِهَا وَ شَاهِدٌ يَشْهَدُ عَلَيْهَا بِعَمَلِهَا}}<ref>نهجالبلاغه (صبحی صالح)، خطبه ۸۵.</ref>؛ سوق دهندهای او را به سوی [[محشر]] میراند و شاهدی بر اعمال او گواهی میدهد. | |||
۵. '''[[نامه اعمال]]''': [[آیات]] و [[روایات]] متعددی دلالت دارد بر اینکه کارهای خوب و بد [[مردم]] در کتابهایی نوشته میشود و نویسندگانی هستند که آن کتابها را مینگارند و در [[روز حساب]] این کتابها بر [[انسان]] عرضه میشود و او آن را میخواند و [[مجرمان]] از آن کتاب هراسان و از اینکه در آن عمال ریز و درشت آنان نوشته شده، شگفتزده میشوند: | |||
{{متن قرآن|إِنَّا نَحْنُ نُحْيِي الْمَوْتَى وَنَكْتُبُ مَا قَدَّمُوا وَآثَارَهُمْ}}<ref>«ما خود، مردگان را زنده میگردانیم و هر چه را پیش فرستادهاند و آنچه را از آنان بر جای مانده است مینگاریم» سوره یس، آیه ۱۲.</ref>. | |||
{{متن قرآن|وَوُضِعَ الْكِتَابُ فَتَرَى الْمُجْرِمِينَ مُشْفِقِينَ مِمَّا فِيهِ}}<ref>«و کارنامه (ی هر کس، پیش رویش) نهاده میشود و گناهکاران را از آنچه در آن است هراسان مییابی» سوره کهف، آیه ۴۹.</ref>. | |||
۶. '''[[زمین]]''': زمین نیز از [[شهود]] [[قیامت]] است و درباره اعمالی که بر پهنه آن انجام گرفته، گواهی میدهد: | |||
{{متن قرآن|يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبَارَهَا * بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحَى لَهَا}}<ref>«در آن روز زمین رازهایش را باز میگوید * زیرا پروردگارت به آن، وحی کرده است» سوره زلزال، آیه ۴-۵.</ref>. | |||
[[رسول خدا]]{{صل}} در بیان اخباری که زمین بازگو میکند، فرموده است: | |||
{{متن حدیث|أَخْبَارُهَا أَنْ تَشْهَدَ عَلَى كُلِّ عَبْدٍ وَ أَمَةٍ بِمَا عَمِلُوا عَلَى ظَهْرِهَا تَقُولُ عَمِلَ كَذَا وَ كَذَا وَ يَوْمَ كَذَا وَ كَذَا فَهَذَا أَخْبَارُهَا}}<ref>طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج۱۰، ص۷۹۹.</ref>؛ | |||
خبرهای زمین آن است که بر هر مرد و زنی از آنچه که بر روی [[زمین]] انجام دادهاند، خبر میدهد و میگوید در فلان [[روز]] فلان کار را انجام داد؛ این است [[اخبار]] [[زمین]]. | |||
منظور از [[سخن گفتن]] زمین، ظاهر شدن آثار اعمالی است که [[انسان]] بر روی زمین انجام داده است؛ زیرا هر عملی که او انجام میدهد در پیرامون خود آثاری بهجا میگذارد. چنانچه در [[دنیا]] نیز با آثاری که [[مجرم]] از خود بهجا میگذارد، کیفیت [[جرم]] و نوع آن به دست میآید<ref>سبحانی، جعفر، الهیات، ج۴، ص۲۶۱.</ref>. | |||
۷. '''[[زمان]]''': در برخی [[روایات]]، زمان نیز از [[شاهدان]] [[رستاخیز]] دانسته و از [[امام صادق]]{{ع}} [[روایت]] شده است که درباره [[گواهی]] روز و شب فرمود: | |||
{{متن حدیث|إِنَّ النَّهَارَ إِذَا جَاءَ قَالَ يَا ابْنَ آدَمَ اعْمَلْ فِي يَوْمِكَ هَذَا خَيْراً أَشْهَدْ لَكَ بِهِ عِنْدَ رَبِّكَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَإِنِّي لَمْ آتِكَ فِيمَا مَضَى وَ لَا آتِيكَ فِيمَا بَقِيَ وَ إِذَا جَاءَ اللَّيْلُ قَالَ مِثْلَ ذَلِكَ}}<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ج۲، ص۴۵۵، ح۱۲.</ref>؛ | |||
هنگامی که روز فرا رسد، (به انسان) میگوید: ای فرزند [[آدم]] در این روز خود، [[کار نیک]] انجام بده تا در [[روز قیامت]] تو نزد پروردگارت به نفع [[شهادت]] دهم. من نه در گذشته نزد تو آمدهام و نه در [[آینده]] خواهم بود و هنگامی که شب رسد، او نیز چنین سخنی میگوید. | |||
۸. '''اعضا و جوارح [[آدمی]]''': یکی دیگر از [[شهود]] رور [[قیامت]]، اعضا و جوارح انسانهاست که بر [[اعمال]] گذشته آنها گواهی میدهند: | |||
{{متن قرآن|يَوْمَ تَشْهَدُ عَلَيْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَأَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُمْ بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>«روزی که زبان و دست و پای آنها بدانچه میکردهاند به زیان آنها، گواهی میدهد» سوره نور، آیه ۲۴.</ref>. | |||
{{متن قرآن|حَتَّى إِذَا مَا جَاءُوهَا شَهِدَ عَلَيْهِمْ سَمْعُهُمْ وَأَبْصَارُهُمْ وَجُلُودُهُمْ بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ * وَقَالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَيْنَا قَالُوا أَنْطَقَنَا اللَّهُ الَّذِي أَنْطَقَ كُلَّ شَيْءٍ وَهُوَ خَلَقَكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ}}<ref>«تا چون بدانجا رسند گوش و چشمها و پوستهایشان بر آنان به آنچه میکردند، گواهی دهند * و به پوستهای تن خود میگویند: چرا به زیان ما گواهی دادید؟ میگویند: خداوند ما را به سخن آورد همان که هر چیز را به سخن میآورد و او نخست بار شما را آفرید و به سوی او بازگردانده خواهید شد» سوره فصلت، آیه ۲۰-۲۱.</ref>. | |||
از این [[آیات]]، افزون بر اصل [[شهادت]] اعضا و جوارح [[انسان]] در [[قیامت]]، این نکته مهم فهمیده میشود که همه موجودات [[عالم طبیعت]] حتی موجودات مادی مرتبهای از [[ادراک]] و [[حیات]] را دارند، هرچند چشم ظاهربین انسان از [[درک]] این [[حقیقت]] در [[دنیا]] [[ناتوان]] است. دلیل این مدعا آن است که اگر اعضا و جوارح انسان، در دنیا درک و [[شعور]] نداشته باشند، [[قادر]] به درک [[اعمال انسان]] نخواهند بود و در این صورت، [[سخن گفتن]] آنها در قیامت مصداق [[حقیقی]] شهادت نخواهد شد؛ زیرا شهادت [[واقعی]] آن است که [[شاهد]]، در هنگام وقوع عمل، آن را درک کرده باشد<ref>طباطبایی، سید محمدحسین، انسان از آغاز تا انجام، ترجمه صادق لاریجانی، ص۱۵۴.</ref>. | |||
۹. '''[[اعمال]] مجسمشده''': [[تجسم اعمال]] به این معناست که [[اعمال نیک]] و بد انسان صورتی [[دنیوی]] دارد که ما آن را میبینیم و نیز صورتی [[اخروی]] که اکنون در [[دل]] و نهاد عمل نهفته است. و این صورت در [[آخرت]] جلوه میکند و موجب [[لذت]] و [[فرح]] یا [[آزار]] و [[اندوه]] انسان میشود حتی نیتها و [[ملکات نفسانی]] انسان نیز در [[جهان آخرت]] تجسم مییابد. این اعمال، برای افراد دارای اعمال و نیات [[ناپسند]] به صورت [[زشت]] و اعمال و نیات [[پسندیده]] به صورتهای زیبای [[بهشتی]] [[تمثل]] مییابند. با توجه به ویژگیهای گفته شده معلوم میشود که تجسم اعمال بهترین [[گواه]] بر عمل است؛ زیرا حقیقت عمل، گویای واقعی عمل خواهد بود<ref>سبحانی، جعفر، و محمدرضایی، محمد، اندیشه اسلامی، ج۱، ص۲۱۸-۲۱۹.</ref>. در [[قرآن کریم]] به روشنی از تجسم اعمال یاد شده است: | |||
{{متن قرآن|فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ * وَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ}}<ref>«پس هر کس همسنگ ذرهای نیکی ورزد، آن را خواهد دید * و هر کس همسنگ ذرهای بدی کند، آن را خواهد دید» سوره زلزال، آیه ۷-۸.</ref>. | |||
از این دو [[آیه]] به خوبی برمیآید که خود عمل در [[قیامت]] حاضر و [[انسان]] از آن [[آگاه]] میشود و همان عمل را میبیند، نه [[پاداش]] و [[کیفر]] آن را<ref>سبحانی، جعفر، الالهیات، ج۴، ص۲۶۲.</ref>.<ref>[[مهدی جدی|جدی، مهدی]]، [[شهادت اخروی (مقاله)|مقاله «شهادت اخروی»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص۲۶۴.</ref> | |||
==حقیقت شهادت اخروی== | |||
با توجه با اینکه [[آخرت]]، سرای کنار رفتن همه حجابها و ظهور همه حقایقی است که در [[دنیا]] پنهان بوده، اشراف و [[آگاهی]] [[شهود]] در دنیا نیز حقیقتی دارد که این حقیقت در آخرت نمایان میشود و در قالب شهادت اخروی تجلی مییابد<ref>سعیدیمهر، محمد، آموزش کلام اسلامی، ج۱، ص۲۹۵.</ref>.<ref>[[مهدی جدی|جدی، مهدی]]، [[شهادت اخروی (مقاله)|مقاله «شهادت اخروی»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص۲۶۹.</ref> | |||
==فلسفه شهادت اخروی== | |||
این نکته مسلم است که [[گواهی]] اخروی، برخلاف شهادتهای [[دنیوی]] به منظور آگاهی [[حاکم]] بر [[اعمال]] نیست؛ زیرا [[خداوند سبحان]] که [[قاضی]] [[محکمه]] [[روز قیامت]] است، عالم مطلق بوده، هیچ امری از حوزه [[علم]] بیکران او خارج نیست. بنابراین نباید فلسفه این شهادت را [[آگاه]] ساختن قاضی و کمک به او برای صدور [[حکم]] دانست؛ زیرا گواهی [[خداوند]] بر [[اعمال انسان]]، کافی است. بنابراین شهادت شهود در [[رستاخیز]] میتواند به خاطر علل زیر باشد: | |||
# [[اتمام حجت]] بر [[انسانها]]: [[شاهدان]] اخروی به گونهای هستند که هیچ مجالی برای متهم ساختن آنان به [[کذب]] یا [[خطا]] و [[اشتباه]] وجود ندارد؛ به ویژه آنکه آنان از [[ظواهر]] اعمال گذر کرده، با نظر به باطن آن شهادت میدهند؛ بر این اساس، این نوع شهادت [[قدرت]] هرگونه [[انکار]] را از [[انسان]] میگیرد<ref>سعیدیمهر، محمد، آموزش کلام اسلامی، ج۱، ص۲۹۵.</ref>. | |||
#اثر [[تربیتی]]: وجود [[گواهان]] از لحاظ تربیتی بسیار سودمندند، اگر انسان بداند، گواهان بسیاری [[شاهد]] اعمال او هستند و در روز قیامت شهادت میدهند، چه بسا از انجام [[کارهای زشت]] خودداری کند. برای مثال، اگر کسی بداند که دوربینهای فراوانی تمام اعمال او را ثبت میکنند، بیشتر مراقب خود است<ref>سبحانی، جعفر، و محمدرضایی، محمد، اندیشه اسلامی، ج۱، ص۲۱۲.</ref>.<ref>[[مهدی جدی|جدی، مهدی]]، [[شهادت اخروی (مقاله)|مقاله «شهادت اخروی»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۲۷۰.</ref> | |||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||