←مقدمۀ سوم
| خط ۵۷: | خط ۵۷: | ||
ذاتی بودن [[حاکمیت]] برای ذات مقدس [[حق متعال]] این نتیجه را در پی دارد که همۀ [[احکام]] مربوط به امور ذاتی بر آن مترتب میشود. از جمله احکام امور ذاتی این است که: {{عربی|الذَّاتِيُّ لَا يُعَلَّلُ}} یعنی چیزی که ذاتی است علت نمیخواهد، و به همین سبب جای سؤال به «چرا» نیست. مثلاً «[[انسانیت]]» برای [[انسان]] ذاتی است؛ لذا این [[پرسش]] جای ندارد که «چرا انسان انسان است؟» | ذاتی بودن [[حاکمیت]] برای ذات مقدس [[حق متعال]] این نتیجه را در پی دارد که همۀ [[احکام]] مربوط به امور ذاتی بر آن مترتب میشود. از جمله احکام امور ذاتی این است که: {{عربی|الذَّاتِيُّ لَا يُعَلَّلُ}} یعنی چیزی که ذاتی است علت نمیخواهد، و به همین سبب جای سؤال به «چرا» نیست. مثلاً «[[انسانیت]]» برای [[انسان]] ذاتی است؛ لذا این [[پرسش]] جای ندارد که «چرا انسان انسان است؟» | ||
بر این اساس از آنجا که «حاکمیت» برای [[ذات اقدس حق متعال]] ذاتی است | بر این اساس از آنجا که «حاکمیت» برای [[ذات اقدس حق متعال]] ذاتی است ، جای این پرسش وجود ندارد که «چرا [[خداوند]] از [[حق حاکمیت]] برخوردار است»؛ زیرا خداوندی [[خدا]] به معنای حاکمیت اوست، و لذا سؤال «چرا خداوند حق حاکمیت دارد»؛ نظیر سؤال «چرا خداوند، خداوند است» میباشد که سؤال بیجایی است. | ||
بجز خداوند ثبوت حق حاکمیت برای هر موجودی جای این سؤال دارد که «چرا و به چه سبب این موجود دارای حق حاکمیت است یا به سخنی دیگر: این موجود حق حاکمیت خود را از چه منبعی گرفته است؟» | بجز خداوند ثبوت حق حاکمیت برای هر موجودی جای این سؤال دارد که «چرا و به چه سبب این موجود دارای حق حاکمیت است یا به سخنی دیگر: این موجود حق حاکمیت خود را از چه منبعی گرفته است؟» | ||