پرش به محتوا

بنیادگرایی: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۵٬۵۴۵ بایت حذف‌شده ،  ‏۲۰ اوت ۲۰۲۵
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲: خط ۲:
| موضوع مرتبط =  
| موضوع مرتبط =  
| عنوان مدخل  =  
| عنوان مدخل  =  
| مداخل مرتبط = [[بنیادگرایی در فقه سیاسی]]
| مداخل مرتبط = [[بنیادگرایی در فقه سیاسی]] - [[بنیادگرایی در فلسفه دین و کلام جدید]]
| پرسش مرتبط  =
| پرسش مرتبط  =
}}
}}
خط ۴۳: خط ۴۳:
«بنیادگرایی» یا «رادیکالیزم» در اصطلاح [[سیاسی]] به [[اصلاح‌طلبی]] و [[تندروی]] بنیادی و جناح افراطیون و [[سیاست]] [[یورش]] و حالت تهاجمی گفته می‌شود.
«بنیادگرایی» یا «رادیکالیزم» در اصطلاح [[سیاسی]] به [[اصلاح‌طلبی]] و [[تندروی]] بنیادی و جناح افراطیون و [[سیاست]] [[یورش]] و حالت تهاجمی گفته می‌شود.
رادیکالیزم از واژۀ لاتین «Radix» و «Icis» به معنای «ریشه» آمده است و در اصطلاح طرفداری از تغییرات بنیادین است. این اصطلاح، برای اولین‌بار در [[کشور]] بریتانیا توسط چارلز فوکس [[رهبر]] [[حزب]] ویگ رایج شد و به اعضای حزب ویگ، که خواهان [[اصلاحات]] ریشه‌ای در [[پارلمان]] و [[مذهب]] بودند و از پروتستانیسم [[دفاع]] می‌کردند، گفته می‌شد. در سدۀ نوزدهم رادیکال‌ها، بخش بزرگی از بورژوازی [[لیبرال]] [[انگلیس]] به شمار می‌آمدند. خواست نخستین آنان [[اصلاح]] [[قانون]] [[انتخابات]] بود که در سال ۱۸۳۲ میلادی تحقق یافت. با تشکیل حزب سوسیالیست در انگلیس، نگرش رادیکالیستی به سوی حزب جدید متمایل شد. امروزه، اصطلاح رادیکالیزم به هر [[فکر]] و عمل سیاسی، [[اقتصادی]] و [[اجتماعی]] اطلاق می‌شود که خواهان دگرگونی‌های سریع در ارگان‌ها و سازمان‌های اجتماعی به مفهوم عام باشد<ref>فرهنگ سیاسی، ص۳۱۱؛ فقه سیاسی، ج۱۰، ص۲۶۱.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۲ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۲]]، ص۹۰.</ref>
رادیکالیزم از واژۀ لاتین «Radix» و «Icis» به معنای «ریشه» آمده است و در اصطلاح طرفداری از تغییرات بنیادین است. این اصطلاح، برای اولین‌بار در [[کشور]] بریتانیا توسط چارلز فوکس [[رهبر]] [[حزب]] ویگ رایج شد و به اعضای حزب ویگ، که خواهان [[اصلاحات]] ریشه‌ای در [[پارلمان]] و [[مذهب]] بودند و از پروتستانیسم [[دفاع]] می‌کردند، گفته می‌شد. در سدۀ نوزدهم رادیکال‌ها، بخش بزرگی از بورژوازی [[لیبرال]] [[انگلیس]] به شمار می‌آمدند. خواست نخستین آنان [[اصلاح]] [[قانون]] [[انتخابات]] بود که در سال ۱۸۳۲ میلادی تحقق یافت. با تشکیل حزب سوسیالیست در انگلیس، نگرش رادیکالیستی به سوی حزب جدید متمایل شد. امروزه، اصطلاح رادیکالیزم به هر [[فکر]] و عمل سیاسی، [[اقتصادی]] و [[اجتماعی]] اطلاق می‌شود که خواهان دگرگونی‌های سریع در ارگان‌ها و سازمان‌های اجتماعی به مفهوم عام باشد<ref>فرهنگ سیاسی، ص۳۱۱؛ فقه سیاسی، ج۱۰، ص۲۶۱.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۲ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۲]]، ص۹۰.</ref>
==[[الهیات]] بنیادگرا==
بنیادگرایی<ref>Fundamentalism.</ref>، در لغت به معنای [[حفظ]] اصول و مبانی است که [[رجوع]] به آنها به نحوی توصیه می‌شود. این اصطلاح در فضای الهیات و [[کلام]] سابقه چندانی ندارد و از حدود سال‌های ۱۹۱۰ میلادی در واکنش به الهیات [[لیبرال]] و در حوزه [[پروتستان]] پدیدار شد. واکاوی [[تاریخی]] این [[اندیشه]] ما را به دوران بسط نخستین [[مسیحیت]] برای مقابله با افکاری می‌رساند که [[کلیسا]] آنها را [[بدعت]] می‌پنداشت.
در آغاز [[قرن چهارم]] شوراهایی تشکیل شد تا در آنها مسیحیت و [[مسیحی]] تعریف شود. شورای نیقیه نخستین شورائی بود که با عنوان اعتقادنامه [[رسولان]]<ref>Apostlcps Creed.</ref> اصولی را برای مسیحی بودن تعیین کرد. تشکیل این شوراها در دوران قرون وسطا هم ادامه یافت و در برخی موارد، اصول دیگری نیز به آن مرام‌نامه نخستین اضافه شد<ref>شورای کالسدون (Chalcedon) در سال ۱۴۵۱م پس از مشاجرات مفصل درباره جوهره مسیح، اعتقاد به الوهیت کامل مسیح و در عین حال انسان‌بودن کامل وی را تصویب کرد.</ref>.
در دوره مدرن هم طرفداران [[عقل‌گرایی]] [[فلسفی]] و هم طرفداران اکتشافات [[علوم تجربی]] مسیحیت و الهیات [[هجوم]] آورده بودند، این مسئله مطرح شد که مسیحیت برای ادامه [[حیات]] خود باید از جنبه‌های اساطیری و رازآلودگی خود کاسته، صورتی [[عقلانی]] بیابد؛ به همین دلیل تلاش‌هایی برای [[دفاع]] از مسیحیت و ساحت [[دین]] آغاز شد و این تلاش‌ها ابتدا به پیدایش فرقه‌ای [[اصلاح‌طلب]] در مسیحیت به نام پروتستان و سپس به پیدایش الهیات جدید انجامید که بیشتر [[اندیشمندان]] آن نیز پروتستان‌ها بودند؛ زیرا در [[کلیسای کاتولیک]] با وجود [[مرجعیت]] سنتی پاپ‌ها و [[عقیده]] به خطاناپذیری آنان جایی برای [[پویایی]] کلیسا وجود ندارد<ref>کونگ، هانس، تاریخ کلیسای کاتولیک، ترجمه حسن قنبری، فصل هفتم.</ref>. نخستین کسی که تجسم [[تغییر]] در ساختار قدیم و تأسیس ساختار جدید در الهیات مسیحی از او یاد می‌‌شود، شلایر ماخر<ref>Schieier macher.</ref> است<ref>Kung، Huns، Christianity، Essen's، and Future Continuum.</ref>، او نه تنها پایه‌گذار الهیات لیبرال<ref>Liberal Theology.</ref>، پایه‌گذار الهیات معاصر<ref>Contemperory Theology.</ref> است<ref>لین، تونی، تاریخ تفکر مسیحی، ترجمه روبرت آسریان، ص۳۹۰.</ref>.
از نظر ماخر ویژگی خاص [[دین]] [[تجربه]] اسرارآمیز [[دینی]]<ref>Christianity، Essen's and Future Continuum، p. 68.</ref>. ایمان، تجربه شخصی از امر مطلق است و [[الهیات]] باید به بررسی این تجربه بپردازد<ref>مجموعه مؤلفان، مقدمه بر الهیات معاصر، ترجمه همایون همتی، ص۴۹.</ref>. شلایر ماخر با این کار عملاً حوزه [[شناخت]] و دین را از هم جدا کرد و در این فضا الهیات [[لیبرال]] [[رشد]] کرد.
از نظر لیبرالیست‌ها به دلیل [[ضعف]] قالب‌های سنتی [[مسیحیت]] برای [[هماهنگی]] با اقتضائات دوره جدید باید مسیحیت را طوری معرفی کرد که [[مردم]] [[جهان]] جدید بتوانند آن را نفهمند<ref>هوردن، ویلیام، راهنمای الهیات پروتستان، ترجمه طاطه وس میکائیلیان.</ref>. به گونه‌ای که به تدریج [[عقل انسان]] در جایگاه تنها [[داور]] معتبر شناخت حقائق هستی، مطرح و کم‌کم در همه حوزه‌های [[حیات اجتماعی]] [[قرن]] نوزدهم [[حاکم]] شد<ref>Heker، Komard، Encyclopedia of Theology Edited By Karl Rahner، Bunrs.</ref>.
در مقابل لیبرال‌ها در حوزه [[پروتستان]] انجیل‌گرایان پدیدار شدند. این [[نهضت]] نخست در کشورهای انگلیسی‌زبان و کم‌کم در [[آمریکا]] ایجاد شد<ref>Eliade، Mircea، The Encyclopedia of Religion، Vol 5، p. 190.</ref>. انجیلی‌ها نیز به دنبال هماهنگی خود با دنیای جدید بودند، ولی بر این امر نیز پافشاری می‌کردند که هماهنگ‌شدن نباید به [[مسخ]] و [[تحریف انجیل]] بینجامد. [[شور]] بازیافته مسیحیت در دهه هفتاد قرن نوزدهم به کمک انجیلی‌ها با پدیده بنیادگرایی دینی آشنا شد. این پدیده نخست با عنوان تقریرگرایی<ref>Dispensationalism.</ref> شناخته می‌شد که نام خود را از نوعی [[فلسفه]] [[اعتقاد]] به [[تاریخ]] گرفته بود؛ مبتنی بر این اصل که تاریخ بشری از آغاز [[خلقت]] تا [[زمان ظهور]] دوباره [[مسیح]]، طبق [[مشیت الهی]] در هفت مرحله [[سیر]] می‌کند.
این [[جنبش]] را بعدها یک کشیش محلی به نام انیجر سون اسکافیلد (١٨۴٣ - ١٩٢١) به صورت یک جریان مذهبی آمریکایی درآورد. وی نسخه‌ای از [[ترجمه]] کتاب کینگ جیمز از [[کتاب مقدس]] را که [[تأیید]] شده بود، دریافت کرده، بر آن شرح و حاشیه‌ای افزود که مفاهیم [[جنبش]] تقریرگرایی را تجسم می‌کرد. این اقدام در سال ۱۹۰۹م با عنوان «[[کتاب مقدس]] [[مرجع]] اسکافیلد» انتشار یافت و مبدأ بنیادگرایی آمریکایی قرار گرفت، ولی [[تاریخ]] ظهور عمومی این اصطلاح مربوط به انتشار یک سلسله از [[مقالات]] است که در سال ۱۹۱۰م در [[دوازده]] جلد با عنوان «بنیاد» منتشر شد. که شامل نود مقاله است و آنها را [[روحانیون]] [[پروتستان]] در [[مخالفت]] با هرگونه [[حل و فصل]] یا راه‌حل میانه برای پذیرش نوگرائی نوشتند<ref>Kepet، Gilles، The Revenge of Good، op. cit، p. 105-106.</ref>.
در دهه دوم [[قرن]] بیستم اصطلاح بنیادگرایی به مناسبت [[اختلاف]] [[کلیساها]] درباره نظریه [[داروین]]، در مطبوعات [[آمریکا]] رواج یافت و اگرچه در هنگام معرفی [[جان]] اسکابز -یکی از [[معلمان]] ایالت تنسی که نظریه داروین را [[تدریس]] کرده بود- به [[دادگاه]] [[شکست]] خوردند، ولی ثابت کردند آنها طیف [[فکری]] نیرومند در متن [[مذهب]] آمریکا هستند. چنان که [[اخلاق‌گرایی]] متعصبانه پروتستان‌ها نیز موجب ممنوعیت قانونی شراب‌خواری از سال ۱۹۱۹ تا سال ۱۹۳۳ شد.
شرایط رکود بزرگ ۱۹۲۹ در آمریکا فراهم به صورت جدی‌تر مطرح کرد و از این [[زمان]] کم‌کم [[جنبش]] بنیادگرایی به یک مهمانی ناخوانده به نام [[سیاست]] وارد شد و [[دشمنی]] با [[کمونیسم]] که [[اجماع]] داشت، [[ملت]] درباره آن با جنبش بنیادگرایی به صورت جریان مردمی در آمد و از آرای [[دیوان]] عالی درباره ممنوعیت برگزاری [[نماز]] در [[مدارس]] و جواز سقط جنین [[انتقاد]] شد و از همه مهم‌تر، جنبش بنیادگرایی با اصل [[قانون اساسی]] درباره جدایی [[کلیسا]] و [[دولت]] به مخالفت پرداخت و پیرو آن با [[اعمال]] فشار بر کاخ سفید و [[کنگره]] در سیاست‌های عمومی آمریکا و همچنین [[پیروان]] عمومی خود اثر می‌گذاشتند<ref>هلال، رضا، تفکیک آمریکا.</ref>.
بنابراین، جنبش بنیادگرایی به دلیل مخالفت با [[لیبرالیسم]] و [[اعتقاد]] به خطاناپذیری [[متون مقدس]] و [[معجزات]] کتاب مقدس و به ویژه تولد [[مسیح]] از [[مریم]] باکره و بازگشت مسیح [[رشد]] کرد. این جنبش به واقع پاسخی محافظه‌کارانه به تفسیرهای نوگرایان است که در عین حال به [[تغییر]] شکل [[مذهب]] [[پروتستان]] متناسب با اکتشافات [[علمی]] جدید و [[معارف دینی]] معتقدند<ref>Casber، Louis، The fundamentalist Morment op. cit. p. 219.</ref>. به تعبیر دیگر، اصطلاح بنیادگرایی درباره جریان‌های [[متعصب]] [[دینی]] در مسائل [[عقیدتی]] و [[اخلاقی]] به کار می‌رود که به خطاناپذیری لفظی [[کتاب مقدس]] ([[عهد عتیق]] و جدید) [[ایمان]] دارند و معتقدند، که کتاب مقدس دربردارنده دستورالعمل‌هایی برای تمامی [[شئون زندگی]] مانند [[امور سیاسی]] و به ویژه پیش‌گویی‌هایی درباره [[حوادث آینده]] است که به [[رستاخیز]] [[بنی اسرائیل]] و بازگشت دوباره [[مسیح]] مربوط می‌شود. و کسانی را که تاکنون به این [[عقیده]] ایمان ندارند، [[هدایت]] می‌کند<ref>هلال، رضا، مسیحیت صهیونیست و بنیادگرای آمریکا، ترجمه علی جنتی، ص۲۴۵-۲۵۰.</ref>.<ref>[[عبدالله فتحی|فتحی، عبدالله]]، [[الهیات بنیادگرا (مقاله)|مقاله «الهیات بنیادگرا»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۱۹۷.</ref>
==[[اصول اعتقادی]] بنیادگرایی==
پروفسور هارولد بلوم اصول پنج‌گانه [[عقائد]] بنیادگرایی را چنین بیان می‌کند:
سخن کتاب مقدس همواره درست است؛
تولد مسیح از [[مریم]] باکره؛
رنج‌های مسیح به خاطر [[فدا]] شدن برای [[انسان‌ها]] بوده است؛
برخاستن مسیح از میان [[مردگان]]؛
بازگشت دوباره مسیح برای [[حکومت]] بر [[جهان]] در هزاره [[خوشبختی]].
به [[اعتقاد]] بلوم، اصول ۲، ۳ و ۴ از قدیم جزء [[اعتقادات]] [[مسیحیان]] بوده است، ولی اصول ۱ و ۵ مهم‌ترین اصول در اعتقادات بنیادگرایان به شمار می‌آیند<ref>Bloom، Harold، The American Riligion، op. cit. p. 219.</ref>.
ناگفته نماند، بنیادگرایی به دو جریان پیشاهزاره و پساهزاره تقسیم شد که گروه اول به [[ظهور مسیح]] پیش از هزار سال خوشبختی [[معتقد]] هستند و [[تاریخ]] را به هفت دوره تقسیم می‌کنند. اما پساهزاره‌ها معتقدند که بعد از هزار سال حکومت [[سلامت معنوی]] و تنگ‌شدن دایره [[شر]] و [[فساد]] [[سلطنت]] و مسیح بر دل‌های بیشتر انسان‌ها، [[شیطان]] ظاهر شده، شر و [[ارتداد]] را ایجاد می‌کند و سپس مسیح با [[شکوه]] و [[عظمت]] خواهد آمد و همه مردگان را زنده خواهد کرد و رستاخیز همگانی و جایگاه [[ابدی]] انسان‌ها در آن [[روز]] خواهد بود<ref>Clous، Robert G.، The Meaning of Millennium، IVP.</ref>.
با گذشت [[زمان]] اصطلاح بنیادگرایی درباره [[یهودیان]] و دیگر [[ادیان]] و [[مذاهب]] مثل [[هندوان]] نیز به کار رفت و حتی در مطبوعات [[غربی]] درباره بعضی نهضت‌های مدعی [[احیای اسلام]] نیز به کار برده شد؛ تا آنجا که از دهه ۱۹۷۰ میلادی و به ویژه بعد از [[پیروزی انقلاب]] در [[ایران]] این لفظ وقتی به‌تنهایی و بدون قید [[مسیحیت]] یا... به کار می‌رفت، بر بنیادگرایی [[اسلامی]] دلالت می‌کرد.
در دهه ۱۹۹۰ میلادی کاربرد این واژه که نشان‌دهنده نوعی [[تفکر]] اسلامی بود کاملاً رواج داشت و متأسفانه کم‌کم بدون در نظرگرفتن تفاوت‌های میان انواع [[احیای دین]] در [[اسلام]]، برچسبی [[زشت]] دانسته شد. که به نظر می‌رسد این مسئله بیشتر [[صبغه]] [[سیاسی]] یا [[تبلیغاتی]] دارد، تا اینکه نشانگر از [[واقعیت]] و [[معرفتی]] در پس ظاهر این اصطلاح باشد. به همین دلیل، حتی اگر به وجود عوارض مشترکی بین تمام بنیادگرایان [[دینی]] -یا اسلامی- قائل شویم، هرگز نمی‌توان همه آنها را در یک [[جبهه]] و دارای یک [[هدف]] و یا یک مسیر دانست؛ چه اینکه میان جریان [[حنبلی]] در قرون اولیه اسلام، جریان [[ابن تیمیه]] در [[قرن هشتم]]، جریان [[وهابیت]] در [[عربستان]]، اخوان المسلمین در [[مصر]] و [[مکتب]] انقلابی اصولی [[امام خمینی]] (ره) در میان [[اهل تشیع]] که اغلب همگی را از مصادیق بنیادگرایی می‌دانند، جز یک سری شباهت‌های ساده نقطه مشترکی وجود ندارد و جستار در [[کشف]] روابط میان این [[مکاتب فکری]] به مجالی گسترده‌تر نیاز دارد.<ref>[[عبدالله فتحی|فتحی، عبدالله]]، [[الهیات بنیادگرا (مقاله)|مقاله «الهیات بنیادگرا»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۱۹۹.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
خط ۷۹: خط ۴۸:
# [[پرونده: 1100699.jpg|22px]] [[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|'''دانشنامه فقه سیاسی ج۱''']]
# [[پرونده: 1100699.jpg|22px]] [[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|'''دانشنامه فقه سیاسی ج۱''']]
# [[پرونده:1100701.jpg|22px]] [[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۲ (کتاب)|'''دانشنامه فقه سیاسی ج۲''']]
# [[پرونده:1100701.jpg|22px]] [[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۲ (کتاب)|'''دانشنامه فقه سیاسی ج۲''']]
# [[پرونده:IM010879.jpg|22px]] [[عبدالله فتحی|فتحی، عبدالله]]، [[الهیات بنیادگرا (مقاله)|مقاله «الهیات بنیادگرا»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام جدید''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


== پانویس ==
== پانویس ==
{{پانویس}}
{{پانویس}}
۸۰٬۱۲۹

ویرایش