بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۵: | خط ۵: | ||
== تعریف [[علم کلام]] == | == تعریف [[علم کلام]] == | ||
در تعریفهای صورت گرفته برای علم کلام گاهی تعریف به موضوع علم کلام [[ترجمه]] شده است<ref>جرجانی، سید شریف، التعریفات، ص۸۰؛ لاهیجی، عبد الرزاق، شوارق الالهام، ص۵.</ref> و برخی به اهداف و رسالتهای آن اشاره دارند<ref>ایجی، عضدالدین، المواقف، ص۷؛ جرجانی، سید شریف، التعریفات، ص۸۰؛ ابن خلدون، مقدمه ابن خلدون، ص۴۵۸.</ref>؛ برخی نیز [[کلام]] را با توجه به موضوع روش و اهداف این [[علم]] آن را دانشی تعریف کردهاند که فرد با آن به استباط، تنظیم و [[تبیین معارف]] و مفاهیم [[دینی]] پرداخته، بر اساس شیوههای مختلف [[استدلال]] اعم از [[برهان]]، [[جدل]]، [[خطابه]] و... گزارههای [[اعتقادی]] را [[اثبات]] و توجیه میکند و به [[اعتراض]] و [[شبهات]] [[مخالفان دین]] پاسخ میدهد<ref>گلپایگانی، علی ربانی، درآمدی بر علم کلام، ص۳۵.</ref>.<ref>[[حسن رضائی|رضائی، حسن]]، [[علم کلام (مقاله)|مقاله «علم کلام»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۳۱۸.</ref> | |||
در تعریف علم کلام، فایده و [[هدف]] از تأسیس آن [[اختلاف]] زیادی وجود ندارد، [[قاضی ایجی]] در تعریف این [[علم]] میگوید: [[کلام]] [[علمی]] است که با وجود آن میتوان [[قدرت]] بر [[اثبات]] [[عقاید دینی]]، آوردن [[حجت]] و دفع شبهه را پیدا کرد. او در ذکر فواید علم کلام میگوید: فایده این علم عبارت است از: | در تعریف علم کلام، فایده و [[هدف]] از تأسیس آن [[اختلاف]] زیادی وجود ندارد، [[قاضی ایجی]] در تعریف این [[علم]] میگوید: [[کلام]] [[علمی]] است که با وجود آن میتوان [[قدرت]] بر [[اثبات]] [[عقاید دینی]]، آوردن [[حجت]] و دفع شبهه را پیدا کرد. او در ذکر فواید علم کلام میگوید: فایده این علم عبارت است از: | ||
# [[پیشرفت]] از مرحلۀ [[تقلید]] به جایگاه بلند [[یقین]] ... . | # [[پیشرفت]] از مرحلۀ [[تقلید]] به جایگاه بلند [[یقین]] ... . | ||
| خط ۳۶: | خط ۳۸: | ||
== موضوع علم کلام == | == موضوع علم کلام == | ||
در میان اندیشمندان نظریات مختلفی درباره موضوع [[علم کلام]] ابراز شده که به نظر میرسد ذات و [[صفات الهی]] که قول قابل اعتنای بسیاری از متکلمین<ref>بنگرید به: ایجی، شرح المواقف، ص۷؛ تفتازانی، شرح المقاصاد، ص۱۸۰؛ لاهیجی، گوهر مراد، ص۴۲.</ref> است، میتواند وجه جامع همه مسائل علم کلام باشد<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص۱۵۵.</ref>. | در میان اندیشمندان نظریات مختلفی درباره موضوع [[علم کلام]] ابراز شده که به نظر میرسد ذات و [[صفات الهی]] که قول قابل اعتنای بسیاری از متکلمین<ref>بنگرید به: ایجی، شرح المواقف، ص۷؛ تفتازانی، شرح المقاصاد، ص۱۸۰؛ لاهیجی، گوهر مراد، ص۴۲.</ref> است، میتواند وجه جامع همه مسائل علم کلام باشد<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص۱۵۵.</ref>. | ||
در بیانی دیگر درباره موضوع علم کلام نظریههای مختلفی مطرح شده که از آنها دو نظریه زیر درستتر است: | |||
# موضوع علم کلام، [[خداوند]] (اثبات، وجود صفات و [[افعال الهی]]) است؛ | |||
# موضوع علم کلام، [[عقاید دینی]] است. | |||
اکثر [[محققان]] معاصر موضوع علم کلام را عقاید دینی میدانند<ref>[[حسن رضائی|رضائی، حسن]]، [[علم کلام (مقاله)|مقاله «علم کلام»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۳۱۸.</ref>. | |||
== اهمیت علم کلام == | == اهمیت علم کلام == | ||
| خط ۵۵: | خط ۶۳: | ||
"[[کلام]]" یکی از چند عنوانی است که [[علم]] [[اعتقادات]] به آن موسوم گردیده است. برخی به جای عنوان کلام، از اسمهای دیگری برای این علم استفاده کردهاند. [[خواجه طوسی]] در مقدمه نقد المحصل و ابنمیثم در مقدمه قواعد المرام [[علم]] [[اصول دین]]، و تفتازانی فقه اکبر را در شرح المقاصد به کار بردهاند. | "[[کلام]]" یکی از چند عنوانی است که [[علم]] [[اعتقادات]] به آن موسوم گردیده است. برخی به جای عنوان کلام، از اسمهای دیگری برای این علم استفاده کردهاند. [[خواجه طوسی]] در مقدمه نقد المحصل و ابنمیثم در مقدمه قواعد المرام [[علم]] [[اصول دین]]، و تفتازانی فقه اکبر را در شرح المقاصد به کار بردهاند. | ||
مورخین و متکلمین در بیان اینکه چرا این علم "[[کلام]]" نامیده شده، چند علت گفتهاند. | مورخین و متکلمین در بیان اینکه چرا این علم "[[کلام]]" نامیده شده، چند علت گفتهاند: | ||
# این علم موجب میشود [[قدرت]] [[سخنوری]] (تکلّم) و استدلالگری در [[انسان]] افزایش یابد؛ | |||
# در نخستین کتابهای [[عقیدتی]]، مباحثی با عنوانهای «کلام فی الجیر»، «کلام فی اثبات [[الصانع]]» و مانند آن، آغاز میشده است؛ | |||
# مهمترین و داغترین مسئله عقیدتی که در آغاز [[اسلام]] مطرح شد، مسئله [[مخلوق بودن]] و نبودن «[[کلام خدا]]» بود<ref>[[حسن رضائی|رضائی، حسن]]، [[علم کلام (مقاله)|مقاله «علم کلام»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۳۱۹؛ [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص۱۵۴.</ref>. | |||
== اهداف و رسالتهای [[کلام]] == | |||
بر اساس جمعبندی از سخنان [[متکلمان]] میتوان [[اهداف]] [[علم کلام]] را چنین برشمرد: | |||
# رسیدن به [[دینداری]] به صورت محققانه؛ | |||
# [[اثبات]] پیشفرضها و موضوعهای سایر [[علوم دینی]] از طریق علم کلام؛ یعنی تا در علم کلام [[وجود خداوند]] و [[رستاخیز]] و فرستادن [[انبیا]]، ثابت و تا زمانی که بحثهای مربوط به [[هدفمندی]] و [[تکلیف]] [[انسان]] در این [[علم]] بررسی نشود، بحث درباره سایر [[علوم اسلامی]]؛ نظیر [[تفسیر]]، [[فقه]]، [[حقوق]] و... بیموضوع و بیمعنا خواهد بود؛ | |||
# [[هدایت]] [[حقجویان]] و نقد سفسطهگران؛ | |||
# [[دفاع]] از اصول و [[عقاید دینی]]<ref>گلپایگانی، علی ربانی، درآمدی بر علم کلام، ص۳۷-۴۴.</ref>.<ref>[[حسن رضائی|رضائی، حسن]]، [[علم کلام (مقاله)|مقاله «علم کلام»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۳۱۹.</ref> | |||
== اسباب پیدایش علم کلام == | |||
پیدایش و [[رشد]] مباحث [[کلامی]] در میان مسلمانان به دلیل چند عامل درونی و بیرونی بود: | |||
# طرح [[مباحث اعتقادی]] در [[قرآن کریم]]؛ | |||
# آشنایی مسلمانان با آرای کلامی دیگر [[مذاهب]] و [[ادیان]]: با [[رحلت]] [[رسول گرامی اسلام]]{{صل}} و دیدار و گفتوگوی مسلمانان با [[پیروان ادیان]] و مذاهب دیگر در بسیاری از مباحث [[علمی]] میان مسلمانان به مباحث کلامی و اعتقادی پرداخته شد و [[مناظره]] میان پیروان ادیان و [[ترجمه]] آثار [[فلسفی]] و کلامی [[یونانی]] و [[رومی]] بر رشد و گسترش روزافزون علاقه مسلمانان به این مباحث افزود<ref>سبحانی، جعفر، الالهیات علی هدی الکتاب والسنة والعقل، ج۱، ص۵.</ref>؛ | |||
# طرح آزادانه مباحث [[اعتقادات]] و افسانههای ناظر به مباحث [[دینی]] در [[قرن دوم]]، [[روحانیون]] [[مسیحی]] و [[یهودی]] با تظاهر به مسلمانی، قصه و افسانههای [[دروغین]] [[عهدین]] و کتابهای ضاله را که ناظر به مباحث دینی بود در میان مسلمانان نقل میکردند و ایشان، [[عقاید]] نادرست و بدعتآمیز یهودی و [[مسیحی]] را با جعل حدیث به [[انبیا]] و حتی [[رسول گرامی اسلام]] نسبت میدادند. این موضوع به طرح مباحثی درباره [[اثبات]] یا نقد این مباحث انجامید<ref>علمالهدی، سید مرتضی، امالی، ج۱، ص۱۲۷.</ref>.<ref>[[حسن رضائی|رضائی، حسن]]، [[علم کلام (مقاله)|مقاله «علم کلام»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۳۲۰.</ref> | |||
== [[مکاتب کلامی]] == | |||
بعد از [[رحلت رسول اکرم]]{{صل}}، اختلافنظرهای [[اعتقادی]]، [[سیاسی]] و نیز برخی عوامل دیگر سبب [[رشد]] و گسترش مباحث [[کلامی]] و پیدایش مکاتب مختلف کلامی در میان آنان شد. مهمترین مکاتب که اثر زیادی در مباحث کلامی داشتند، [[امامیه]]، مرجنه، [[اهل حدیث]]، [[معتزله]] و [[اشاعره]] بودند. هر یک از این گروهها و [[مکاتب فکری]]، اصول و بنیانهای [[اعتقادی]] خاصی داشتند و البته در میان [[اهل سنت]]، [[مکتب اشعری]] که از نظر روشی مابین [[عقلگرایی]] معتزلی و جمود بر ظاهر اهل حدیث قرار دارد، بیشترین اثرگذاری را داشته است. [[کلام امامیه]] نیز از [[نصوص]] [[شیعی]] و نیز تحلیلهای [[عقلی]] اثر پذیرفته است و به صورت خاص با ظهور [[خواجه نصیرالدین]] توسی مباحث کلامی به آن، بیشتر مطرح شد<ref>[[حسن رضائی|رضائی، حسن]]، [[علم کلام (مقاله)|مقاله «علم کلام»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۳۲۱.</ref>. | |||
== اشاعره [[پیروان]] [[فکری]] معتزله == | == اشاعره [[پیروان]] [[فکری]] معتزله == | ||
| خط ۹۹: | خط ۱۲۶: | ||
خلاصه این که علم کلام در هیچ روزگاری موجب ضعف مسلمین و شکست خوردن ایشان نبوده است. بلکه-در هر زمانی که حقیقتا با [[پیروی]] از روشهای صحیح، این [[علم]] را به کار برده اند-از عوامل [[وحدت]] کلمۀ مسلمین و پیوستن صفوف ایشان و سرافرازی در مقابل دشمنان شده است... و با این حال منکر آن نیستیم که همین علم را برخی وسیلۀ توجیه عقائد [[باطل]] خود کردهاند. ولی این به علم کلام اختصاص ندارد. چه بسیار از علوم اسلامی که وسیلهای برای پیاده شدن [[اهداف]] مخالفین در رویارویی با حق و [[دین اسلام]]، گردیده است... و این مطلب موجب [[اتهام]] علم کلام نمیشود بلکه [[وظیفه]] [[مردم]] است تا بین [[عالمان]] علم کلام تفاوت گذارده و عالم بر حق را [[شناسایی]] کنند و به پیروی از او بپردازند و از طرفی عالم مغرض را شناسایی و از او دوری نمایند...<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۱ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام، ج۱]]، ص ۶۵.</ref>. | خلاصه این که علم کلام در هیچ روزگاری موجب ضعف مسلمین و شکست خوردن ایشان نبوده است. بلکه-در هر زمانی که حقیقتا با [[پیروی]] از روشهای صحیح، این [[علم]] را به کار برده اند-از عوامل [[وحدت]] کلمۀ مسلمین و پیوستن صفوف ایشان و سرافرازی در مقابل دشمنان شده است... و با این حال منکر آن نیستیم که همین علم را برخی وسیلۀ توجیه عقائد [[باطل]] خود کردهاند. ولی این به علم کلام اختصاص ندارد. چه بسیار از علوم اسلامی که وسیلهای برای پیاده شدن [[اهداف]] مخالفین در رویارویی با حق و [[دین اسلام]]، گردیده است... و این مطلب موجب [[اتهام]] علم کلام نمیشود بلکه [[وظیفه]] [[مردم]] است تا بین [[عالمان]] علم کلام تفاوت گذارده و عالم بر حق را [[شناسایی]] کنند و به پیروی از او بپردازند و از طرفی عالم مغرض را شناسایی و از او دوری نمایند...<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۱ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام، ج۱]]، ص ۶۵.</ref>. | ||
== منابع == | == منابع == | ||