←منابع
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۱۴۲: | خط ۱۴۲: | ||
# [[ابوالحسن اشعری]] که در پی حل تضاد [[عقلگرایی]] و [[ظاهرگرایی]] بود، تنها در راضیکردن [[اهل حدیث]] به [[استدلال]] کامیاب بود، ولی هرگز نتوانست خواسته خود را نظاممند کند و [[جمود]] و ظاهرگرایی که [[روح]] [[تفکر]] اهل حدیث است، از او نیز دور نشد. مثلاً او گرچه درباره وجود استدلال میکند و [[خداوند]] را [[جسم]] نمیداند، به [[رؤیت خدا]] در [[آخرت]] با چشم و عمومیت [[اراده]] او نسبت به تمام امور حتی امور محال ممتنع ذاتی قائل است<ref>سبحانی، جعفر، المذاهب الإسلامیه، ص۴۷-۴۸.</ref>. | # [[ابوالحسن اشعری]] که در پی حل تضاد [[عقلگرایی]] و [[ظاهرگرایی]] بود، تنها در راضیکردن [[اهل حدیث]] به [[استدلال]] کامیاب بود، ولی هرگز نتوانست خواسته خود را نظاممند کند و [[جمود]] و ظاهرگرایی که [[روح]] [[تفکر]] اهل حدیث است، از او نیز دور نشد. مثلاً او گرچه درباره وجود استدلال میکند و [[خداوند]] را [[جسم]] نمیداند، به [[رؤیت خدا]] در [[آخرت]] با چشم و عمومیت [[اراده]] او نسبت به تمام امور حتی امور محال ممتنع ذاتی قائل است<ref>سبحانی، جعفر، المذاهب الإسلامیه، ص۴۷-۴۸.</ref>. | ||
#نظریه کسب اشعری را نهتنها مخالفان [[اشاعره]] نقد کردند، برخی از [[محققان]] اشاعره نیز آن را نادرست شمرده و در ردیف نظرات مبهم و معماگونه نقل کردهاند. [[احمد امین مصری]] آن را به تعبیر جدیدی از [[نظریه جبر]] دانسته، [[معتقد]] است، هیچ تفاوتی با آن ندارد<ref>ربانی گلپایگانی، علی، اشعریه، مجموعه مقالات فرق تسنن، ص۴۹۵.</ref>. از سویی، [[انکار]] [[حُسن و قبح]] [[افعال]] با [[هدف]] [[اثبات]] [[قدرت خداوند]] و محدودنکردن [[قدرت]] او بود، ولی همانطور که [[متکلمان شیعه]] نشان دادند، بیشتر استدلالات ایشان مغالطی است. انکار حُسن و قبح افعالی چون [[راستگویی]]، [[ستم]] به [[مظلوم]]، [[احسان]] به [[یتیم]] و... مغالطهای آشکار در برابر [[وجدان]] است<ref>معروف الحسنی، هاشم، شیعه در برابر معتزله و اشاعره، ص۲۶۵.</ref>.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[رویکرد اشاعره در دینپژوهی (مقاله)|مقاله «رویکرد اشاعره در دینپژوهی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۴۳۷.</ref> | #نظریه کسب اشعری را نهتنها مخالفان [[اشاعره]] نقد کردند، برخی از [[محققان]] اشاعره نیز آن را نادرست شمرده و در ردیف نظرات مبهم و معماگونه نقل کردهاند. [[احمد امین مصری]] آن را به تعبیر جدیدی از [[نظریه جبر]] دانسته، [[معتقد]] است، هیچ تفاوتی با آن ندارد<ref>ربانی گلپایگانی، علی، اشعریه، مجموعه مقالات فرق تسنن، ص۴۹۵.</ref>. از سویی، [[انکار]] [[حُسن و قبح]] [[افعال]] با [[هدف]] [[اثبات]] [[قدرت خداوند]] و محدودنکردن [[قدرت]] او بود، ولی همانطور که [[متکلمان شیعه]] نشان دادند، بیشتر استدلالات ایشان مغالطی است. انکار حُسن و قبح افعالی چون [[راستگویی]]، [[ستم]] به [[مظلوم]]، [[احسان]] به [[یتیم]] و... مغالطهای آشکار در برابر [[وجدان]] است<ref>معروف الحسنی، هاشم، شیعه در برابر معتزله و اشاعره، ص۲۶۵.</ref>.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[رویکرد اشاعره در دینپژوهی (مقاله)|مقاله «رویکرد اشاعره در دینپژوهی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۴۳۷.</ref> | ||
==رویکرد اعتزالی در [[دینپژوهی]]== | |||
رویکرد اعتزالی در دینپژوهی ویژه [[مکتب]] [[معتزله]] است. این [[مکتب کلامی]] را [[واصل بن عطاء]] (۸۰-۱۳۱ق)، [[شاگرد]] [[حسن بصری]] تأسیس کرد<ref>سبحانی، جعفر، المذاهب الإسلامیه، ص٩٢.</ref>. از مهمترین مسائلی که ریشه [[اختلاف]] معتزله و [[اشاعره]] شد، بحث [[حسن و قبح]] است. معتزله [[معتقد]] بودند، [[افعال]] فی حدّذاته و قبل از [[امر و نهی]] [[خداوند]] دارای صفت حسن و قبح میشوند، علاوه بر اینکه [[عقل]] مستقلاً و بدون [[دخالت]] [[شرع]] میتواند این حسن و قبح را [[کشف]] کند<ref>سبحانی، جعفر، المذاهب الإسلامیه، ص۳۷-۳۸.</ref>. | |||
===ویژگیهای روشی معتزله=== | |||
#ویژگی بارز در روش این مکتب، توجه زیاد به عقل است. از نظر ایشان عقل برخی از مسائل را مستقلاً و بدون نیاز به [[راهنمایی]] شرع [[درک]] میکند. | |||
#در [[تعارض حدیث با عقل]]؛ عقل، مقدّم است و آنها هرجا نقل را مخالف عقل مییافتند، آن را [[تأویل]] میکردند<ref>مطهری، مرتضی، آشنایی با علوم اسلامی، ص۴۶.</ref>. | |||
# معتزله در روش خود از نقل نیز استفاده میکردند، ولی چنانکه اشاره شد، عقل را بر نقل مقدم میدانستند. مهمترین اصول معتزله عبارتاند از: [[توحید]]، [[عدل]]، [[وعد و وعید]]، المنزله بین المنزلتین، [[امر به معروف و نهی از منکر]]<ref>سبحانی، جعفر، المذاهب الإسلامیه، ص۹۵.</ref>.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[رویکرد اعتزالی در دینپژوهی (مقاله)|مقاله «رویکرد اعتزالی در دینپژوهی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۴۴۰.</ref> | |||
===[[سیر]] [[تاریخی]]=== | |||
معتزله به لحاظ روششناختی به دو دوره تاریخی تقسیم میشوند: | |||
#دوره [[کلام]] معتزلی غیرفلسفی از [[زمان]] پیدایش تا عصر [[ترجمه]] آثار [[فلسفی]] [[یونانی]] به [[زبان عربی]] که آنها در این دوران از روش قدیمی [[قیاس]] یعنی قیاس [[فقهی]] و [[تمثیل]] منطقی برای مقاصد و [[تأیید]] نگرشهای گوناگون ابداعی خود استفاده میکردند. | |||
#دوره [[کلام فلسفی]] معتزلی که همزمان با عصر ترجمه بود. معتزله از این آثار نهتنها برخی از نگرشهای فلسفی را آموختند، از دو روش [[استدلال]] جدید نیز [[آگاه]] شدند که یکی قیاس منطقی و دیگری کاربرد تازه قیاس یا تمثیل قدیم بود. این دو روش از این نظر با روش [[کلامی]] تمثیل اختلاف داشت که در هر دو بر مبنای دادههای فلسفی استدلال میشد، در حالی که در روش کلامی تمثیل [[استدلال]] بر پایه دادههای نقلی بود<ref>ولفسن، هری اوسترین، فلسفه علم کلام، ترجمه احمد آرام، ص۳۲-۳۳.</ref>. | |||
[[ابوالهذیل]] و نظّام، دو [[شخصیت]] بارز معتزلی هستند که [[کلام]] با فعالیت ایشان رنگ [[فلسفی]] گرفت. ابوالهذیل کتب [[فلاسفه]] را مطالعه و آنها را نقد و رد میکرد<ref>مطهری، [[مرتضی]]، آشنایی با [[علوم اسلامی]]، ص۵۱.</ref>؛ البته [[معتزله]] در هیچ دورهای [[تسلیم]] [[فکر]] [[یونانی]] نشده، [[فلسفه]] آن را بهطور دربست نپذیرفتند، بلکه در ردّ فلاسفه کتاب نوشتند. و در نهایت، [[نزاع]] بین [[متکلمان]] و فلاسفه به نفع هر دو رشته تمام شد<ref>مطهری، مرتضی، آشنایی با علوم اسلامی، ص۴۷.</ref>.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[رویکرد اعتزالی در دینپژوهی (مقاله)|مقاله «رویکرد اعتزالی در دینپژوهی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۴۴۱.</ref> | |||
===تفاوت با [[شیعه]]=== | |||
باوجود شباهتهای معتزله و شیعه نباید روش ایشان را یکی دانست و برخلاف برخی که [[گمان]] میکنند شیعه در مسائل [[کلامی]] به شدت از اندیشههای معتزله اثر پذیرفته است<ref>مشکور، محمدجواد، تاریخ شیعه و فرقههای اسلام، ص۷۰ و ۷۱.</ref>، باید گفت، شیعه نه وامدار و مولود [[تفکر]] معتزلی و نه در تمام اصول موافق ایشان بود و این تفاوت بیشتر بهخاطر [[اختلاف]] روشی آنان است؛ زیرا [[مرجعیت فکری]] شیعه [[امامان معصوم]]{{عم}} است و معتزله [[تفسیر]] و [[رأی]] شخصی یا تحلیل و [[استدلال عقلی]] صرف را منبع و [[مرجع]] خود قرار میدهند. همچنین، شیعه گرچه از استدلال عقلی [[پیروی]] میکند و برای تفکر [[عقلانی]] اهمیت بسیار قائل است، ولی بر خلاف معتزله فقط به [[عقل]] عادی استناد نکرده، عقل [[برتر]] یعنی عقل آموزگاران [[معصوم]]{{عم}} را تکیهگاه خود قرار میدهد<ref>کاشفی، محمدرضا، کلام شیعه، ص۱۷۶.</ref>. | |||
[[امامیه]] [[معتقد]] است، اگر [[نصوص شرعی]] بر خلاف [[احکام]] عقل [[قطعی]] دلالت داشته باشد باید [[تأویل]] شود، ولی معتزله به دلیل [[افراط]] در [[عقلگرایی]] بر این باورند که برخی از نصوص شرعی که با عقل سازگاری ندارند باید کنار گذاشته شوند<ref>کاشفی، محمدرضا، کلام شیعه، ص۱۸۳.</ref>. همچنین، شیعه معتقد است، عقل در [[ادراک]] و نتایج آن به نقل نیازمند است و در واقع نقل، [[عاقل]] را بر کیفیت [[استدلال]] [[آگاه]] میکند، ولی معتزله بر خلاف این مطلب معتقدند<ref>کاشفی، محمدرضا، کلام شیعه، ص۱۸۴.</ref>. | |||
موافقت برخی مباحث [[کلامی]] [[امامیه]] با [[معتزله]] دلیل آن نیست که امامیه این اصول را از معتزله دریافت کرده، بلکه بدین خاطر است که بیشتر اصولی که امامیه از [[پیشوایان معصوم]] گرفتهاند، مطابق حقایقی است که بزرگان [[فلسفه]] [[اثبات]] کردهاند و بر [[قواعد فلسفی]] مبتنی است<ref>کاشفی، محمدرضا، کلام شیعه، تأثیرگذار یا تأثیرپذیر، ص۱۱۷.</ref>. بلکه باید گفت، بسیاری از مباحث [[شیعه]] بر مباحث معتزله تقدم [[تاریخی]] دارد<ref>کاشفی، محمدرضا، کلام شیعه، تأثیرگذار یا تأثیرپذیر، ص۱۱۷.</ref>. شیعه با وجود اشتراکات در غالب [[مسائل اعتقادی]]، در برخی مباحث نیز با ایشان [[اختلاف]] دارد؛ مانند مسئله رابطه [[ایمان]] با عمل، رابطه ایمان با [[اسلام]]، [[اختیار]] و [[آزادی]] [[انسان]]، قلمرو [[عصمت پیامبران]]، [[وجوب]] [[امر به معروف و نهی از منکر]]، [[احباط]]، [[وجوب وجود امام]] [[معصوم]] در هر [[زمان]]، [[نص]] از جانب [[پیامبر]]{{صل}} بر [[امامت علی]]{{ع}} و [[فرزندان]] او، [[رجعت]]، [[خلود در جهنم]] و...<ref>کاشفی، محمدرضا، کلام شیعه، تأثیرگذار یا تأثیرپذیر، ص۱۲۰-۱۲۱.</ref>. که تمام اینها بر [[استقلال]] [[کلام شیعی]] از روش اعتزالی دلالت دارد؛ حتی بسیاری از [[شیعیان]] به دلیل افراطهای معتزله در روش [[عقلانی]] و [[تأویل نصوص]] [[قطعی]] [[دین]] سالها با روش ایشان [[مخالفت]] میکردند<ref>جبرئیلی، محمد صفر، فلسفه علم کلام، ص۲۸۹ و ۳۱۶.</ref>. | |||
'''نقد و بررسی''': | |||
# معتزله نهتنها در بهکارگیری روش [[عقلی]] [[افراط]] کردند، میتوان گفت که ایشان به روش عقلانی صحیح پایبند نبودند؛ چون در روش عقلی صحیح، نقلی که جهت صدور و دلالت آن قطعی باشد نیز دارای اعتبار [[معرفتشناختی]] و [[تأویل]] آن تنها با [[قوانین]] و شرایط تعریفشده و نظاممند ممکن است. بنابراین باید گفت، بیش از پایبند بودن به روش عقلی به نوعی خاص از فلسفهورزی پایبند بودند<ref>محمدی، عبدالله، و عبدالحسین خسروپناه، روششناسی جریانهای دینپژوهی، پژوهش و حوزه، ش ۳۰-۳۱، ص۸۷.</ref>. | |||
# [[ترویج]] این دیدگاه موجب [[بیمبالاتی]] و [[بیپروایی]] درباره [[متون دینی]] میشود و خصوصاً در صورت تبیین نشدن معنای «[[عقل]]»، هرگونه مخالفت احتمالی [[روایات]] با عقل - حتی عقل آمیخته با [[احساسات]] و مشهورات [[اجتماعی]] که پایه محکمی ندارند- مجوزی برای [[تأویل]] و کنارگذاشتن [[متون دینی]] میشود که این [[شتابزدگی]] در تأویل به سلب [[اعتماد]] از پایههای نقلی [[دین]] میانجامد؛ در حالی که یکی از وجوه مهم تمایز [[اسلام]] و [[مسیحیت]] و [[یهودیت]]، عقلانیبودن متون [[اسلامی]] است و همین [[فضیلت]] باارزش است که باعث مصونماندن اسلام از بلاهایی میشود که به سبب [[بیاعتمادی]] به متون [[کتاب مقدس]] بر [[دینداری]] [[مسیحی]] و [[یهودی]] وارد شد، تا آنجا که معناداری [[گزارههای دینی]] بیاعتبار شد و [[تجربه دینی]] شخصی پایه دینداری قرار گرفت و... منشأ تمام این امور، [[تعارض]] میان [[عقل]] و کتاب مقدس است. حال اگر به بهانه [[دفاع]] از روش [[عقلانی]] هرگونه [[مخالفت]] ساده و نهادینهنشده [[نص]] با عقل به معنای دستکشیدن از [[ظواهر دینی]] تلقی شود، خواهناخواه این توهم غلط پیش میآید که [[نصوص]] اسلامی هم قابل اعتماد نیستند. کمااینکه بهانه مخالفان [[احکام]] [[قصاص]]، [[دیه]] [[زن]] و مرد، [[ارث]] زن، [[ارتداد]]، [[حق]] [[طلاق]] و... غیرعقلانی بودن این [[آیات]] است. بنابراین نهادینهکردن حدود و گسترده عقل، معنای ضد عقل و فراعقل و احکام هر یک باید از اولویتهای [[دینپژوهی]] باشد<ref>محمدی، عبدالله، و عبدالحسین خسروپناه، روششناسی جریانهای دینپژوهی، پژوهش و حوزه، ش ۳۰-۳۱، ص۸۷.</ref>.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[رویکرد اعتزالی در دینپژوهی (مقاله)|مقاله «رویکرد اعتزالی در دینپژوهی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۴۴۱.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||
| خط ۱۵۱: | خط ۱۷۵: | ||
# [[پرونده:IM010879.jpg|22px]] [[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[روش شهودی و عرفانی در دینپژوهی (مقاله)|مقاله «روش شهودی و عرفانی در دینپژوهی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام جدید''']] | # [[پرونده:IM010879.jpg|22px]] [[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[روش شهودی و عرفانی در دینپژوهی (مقاله)|مقاله «روش شهودی و عرفانی در دینپژوهی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام جدید''']] | ||
# [[پرونده:IM010879.jpg|22px]] [[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[رویکرد اشاعره در دینپژوهی (مقاله)|مقاله «رویکرد اشاعره در دینپژوهی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام جدید''']] | # [[پرونده:IM010879.jpg|22px]] [[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[رویکرد اشاعره در دینپژوهی (مقاله)|مقاله «رویکرد اشاعره در دینپژوهی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام جدید''']] | ||
# [[پرونده:IM010879.jpg|22px]] [[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[رویکرد اعتزالی در دینپژوهی (مقاله)|مقاله «رویکرد اعتزالی در دینپژوهی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام جدید''']] | |||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||