مدیران رابط کاربری، مدیران، templateeditor
۲۶٬۶۷۵
ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | {{مدخل مرتبط | ||
| موضوع مرتبط = صحابه | | موضوع مرتبط = صحابه | ||
| عنوان مدخل = | | عنوان مدخل = حکم بن عمرو بن مجدع غفاری | ||
| مداخل مرتبط = [[ | | مداخل مرتبط = [[حکم بن عمرو بن مجدع غفاری در تاریخ اسلامی]] | ||
| پرسش مرتبط = | | پرسش مرتبط = | ||
}} | }} | ||
== آشنایی اجمالی == | == آشنایی اجمالی == | ||
....<ref>[[رحمتالله بانشی|بانشی، رحمتالله]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۳ (کتاب)|مقاله | او نوادة [[مجدع بن حدیم بن حارث بن نعیله]]، از [[بنو ضمرة بن بکر]] از [[قبیله]] بزرگ [[کنانه]] است. به سبب افتادگی و تصحیفهای معمول در نسخهها، اختلافهای جزئی در سلسله [[نسب]] وجود دارد<ref>ر.ک: ابن کلبی، جمهرة النسب، ج۱، ص۲۱۹؛ ابن سلام، کتاب النسب، ص۲۲۲؛ خلیفة بن خیاط، کتاب الطبقات، ص۲۹۹.</ref>. وی در اصل از [[نسل]] نعیله ([[ثعلبه]]) [[برادر]] [[غفار بن ملیل]] است، اما چون تعدادشان کم بود به [[غفاری]] منسوب شدند<ref>ر.ک: ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۹۳؛ ابن قانع، معجم الصحابه، ج۱، ص۲۰۹؛ ابن ماکولا، الاکمال، ج۷، ص۲۲۳.</ref>. کنیهاش [[ابو رافع]] است<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۷ ص۱۱۳.</ref> و گاهی به او [[حکم بن اقرع]]<ref>ذهبی، الکاشف، ص۳۴۵؛ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۹۳.</ref> یا [[اقرع]] نیز گفته میشود<ref>ابونعیم، معرفه الصحابه، ج۲، ص۷۰۸.</ref>. [[خلیفة بن خیاط]]<ref>خلیفة بن خیاط، کتاب الطبقات، ص۲۹۹.</ref> نام مادرش را [[أمامة بنت عبدالمالک]] از بنو غفار دانسته، ولی [[ابن حبان]]<ref>ابن حبان، کتاب الثقات، ج۳، ص۸۴.</ref> [[اسماء]] بنت مالک گفته است. | ||
[[حکم]] [[صحابی]] مشهور و [[بزرگواری]] است<ref>ابن حبان، مشاهیر علماء الامصار، ص۱۰۱؛ ذهبی، تجرید اسما الصحابه، ج۱، ص۱۳۶.</ref> که تا [[زمان]] [[رحلت رسول خدا]]{{صل}} در کنار ایشان بود، سپس به [[بصره]] رفت و در آنجا خانهای بنا کرد<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۷، ص۲۱؛ ابن حبیب، المحبر، ص۲۹۵.</ref>. بر پایه روایتی که [[ابن اثیر]]<ref>ابن اثیر، اسدالغابه، ج۱، ص۳۶۸.</ref> ذیل ترجمة [[بریده اسلمی]] آورده، [[رسول خدا]]{{صل}} بریده و حکم غفاری را دو چشم [[اهل مشرق]] توصیف کرده است. وی روایتهای متعددی در بابهای مختلف از رسول خدا{{صل}} نقل کرده است، از جمله آنها [[روایت]] [[نهی]] [[پیامبر]] از خوردن گوشت الاغ اهلی است<ref>احمد بن حنبل، المسند، ج۴، ص۲۱۲؛ بخاری، صحیح، ج۶، ص۲۳۰؛ عبدالرزاق صنعانی، ج۴، ص۵۲۵.</ref> و نهی از [[وضو]] گرفتن مرد از باقیمانده آب وضوی [[زنان]]<ref>ترمذی، سنن، ج۱، ص۴۴؛ ابن حبان، صحیح، ج۴، ص۷۱.</ref>. البته برخی این روایت را حمل بر [[کراهت]] کردهاند<ref>ابن عبدالبر، الاستذکار، ج۱، ص۲۹۷.</ref> و در [[فقه شیعه]] به سبب [[ضعف]] این [[روایت]]، [[وضو]] گرفتن مردان از باقیمانده آب وضوی [[زنان]] جایز دانسته شده است<ref>محقق حلی، ج۱، ص۱۰۰؛ علامه حلی، منتهی المطلب، ج۱، ص۲۸.</ref>. [[حدیثی]] درباره نبودن [[اطاعت]] در [[معصیت]] خدا<ref>احمد بن حنبل، المسند، ج۴، ص۲۳۲؛ ابن ابی عاصم، الاحاد و المثانی، ج۲، ص۲۶۲؛ طبرانی، المعجم الکبیر، ج۳، ص۲۰۸.</ref> و موارد دیگری را از [[رسول خدا]]{{صل}} نقل کرده است<ref>ر.ک: طیالسی، مسند، ص۱۷۶؛ بغوی، معجم الصحابه، ج۲، ص۹۹؛ ابونعیم، معرفه الصحابه، ج۲، ص۷۰۸؛ هیثمی، مجمع الزوائد، ج۲، ص۶۰.</ref>. افرادی چون [[ابوحاجب سوادة بن عاصم]]، [[جابر بن یزید]]، [[عبدالله بن صامت]]، [[دلجة بن قیس]] و برخی دیگر [[راوی]] روایتهای وی هستند<ref>ابن ابیحاتم، الجرح والتعدیل، ج۳، ص۱۱۹؛ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۹۳.</ref>. | |||
اگرچه ابن حبیب<ref>ابن حبیب، المحبر، ص۲۹۵.</ref>[[حکم]] را از [[یاران]] معاویه در [[جنگ صفین]] دانسته، اما بر پایه برخی گزارشها، [[امیر مؤمنان علی]]{{ع}} در ماجرای درگیری با [[فتنهگران]] از [[حکم]] [[درخواست کمک]] کرد. اما وی بهانه آورد و از [[جنگ]] کناره گرفت<ref>طبرانی، المعجم الکبیر، ج۳، ص۲۱۰؛ هیثمی، مجمع الزوائد، ج۷، ص۳۰۱.</ref>. | |||
به گفته [[بلاذری]]<ref>بلاذری، فتوح البلدان، ج۳، ص۵۰۶.</ref> و [[طبری]]<ref>طبری، تاریخ طبری، ج۵، ص۲۲۵.</ref> در زمانی که [[زیاد بن ابیه]] [[حاکم بصره]] بود (سال۴۵) تصمیم گرفت [[حکومت]] منطقه [[خراسان]] را به [[حکم بن ابیالعاص بن بشر ثقفی|حکم بن ابیالعاص ثقفی]] بسپارد، ولی پیک ویژه زیاد بن ابیه [[اشتباه]] کرد و [[حکم غفاری]] را برای این [[مأموریت]] فراخواند. زیاد بن ابیه هم آن را به فال [[نیک]] گرفت و [[فرمانداری خراسان]] را به او سپرد. وی تا [[زمان]] درگذشتش (مشهور سال ۵۰ است) [[حاکم خراسان]] بود و در آن [[سرزمین]] پیروزیهای چشمگیری داشت و غنیمتهای هنگفتی به دست آورد<ref>بلاذری، انساب، ج۵، ص۲۳۰؛ طبری، تاریخ طبری، ج۵، ص۲۲۹؛ ابن اعثم، الفتوح، ج۴، ص۳۱۵.</ref>. زیاد بن ابیه با شنیدن [[اخبار]] [[پیروزی]] و [[غنایم]]، در نامهای به حکم نوشت که [[معاویه بن ابیسفیان]] دستور داده هیچکدام از طلا و نقرههای غنیمتی را میان [[مردم]] تقسیم نکن و آنان را به [[مرکز حکومت]] بفرست. اما حکم در [[جواب]] نوشت من [[کتاب خدا]] را بر کتاب ([[نامه]]) معاویه مقدم میدانم، به [[خدا]] قسم، اگر [[آسمانها]] و [[زمین]] به روی بندهای بسته باشد، هرگاه آن [[بنده]] از [[خدا]] بترسد، [[خداوند]] راه برونرفت از آن [[مشکلات]] را برای او فراهم میسازد. سپس به [[مردم]] گفت: بشتابید به سوی غنیمتهای خود و آن را تقسیم کنید. از این رو، مورد [[بیمهری]] [[حکومت مرکزی]] واقع شد و از خدا درخواست [[مرگ]] کرد، سپس از [[دنیا]] رفت<ref>بلاذری، انساب، ج۵، ص۲۳۰؛ حاکم نیشابوری، المستدرک، ج۳، ص۴۴۲؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۱، ص۴۱۲.</ref>. از این رو، [[گمان]] به [[تشیع]] وی شده است<ref>امین، أعیان الشیعه، ج۶، ص۲۱۱.</ref> گفته شده به سبب همین [[نافرمانی]]، معاویه دستور داد [[حکم]] را [[زندانی]] کرده، و به زنجیر کشند. او نیز [[وصیت]] کرد وی را با زنجیرش [[دفن]] کنند تا در [[قیامت]] با [[ابو عبدالرحمن]] (معاویه) [[مخاصمه]] کند<ref>ابن حبان، مشاهیر، ص۱۰؛ ابن حجر، تهذیب، ج۲، ص۳۷۵.</ref>. | |||
در [[زمان مرگ]] [[حکم]] [[اختلاف]] شده است، برخی آن را سال ۴۵ گفتهاند<ref>ذهبی، تاریخ، ج۴، ص۴۱.</ref>. شمار بسیاری (قول مشهور همین است) [[سال]] ۵۰<ref>خلیفة بن خیاط، کتاب الطبقات، ص۲۹۹؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۷، ص۲۱؛ طبری، تاریخ طبری، ج۵، ص۲۵۰.</ref> و بعضی دیگر سال ۵۱ را [[زمان]] درگذشت وی دانستهاند<ref>حاکم نیشابوری، المستدرک، ج۳ ص۴۴۱.</ref>. برخلاف قول ضعیفی که مکان مرگش را [[بصره]] گفته<ref>ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۱، ص۴۱۲.</ref> صحیح آن است که وی در [[خراسان]] درگذشت<ref>ابن معین، تاریخ، ج۱، ص۳۵؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۱، ص۴۱۲.</ref> و با [[بریده اسلمی]] در مقبرة حصین در [[مرو]] مقابل حمام [[ابو حمزه سکری]] دفن شدند. [[احمد بن شیبان]] اظهار میکند که [[قبر]] آن دو را [[زیارت]] کرده است<ref>حاکم نیشابوری، المستدرک، ج۳، ص۴۴۲.</ref>. حکم پسری به نام عبدالکبیر داشت که در شمار [[راویان]] است<ref>بخاری، تاریخ، ج۶، ص۱۲۶؛ ابن ابیحاتم، الجرح والتعدیل، ج۶، ص۶۲.</ref> و نیز دختری به نام جنوب داشت که با [[قثم]] فرزند [[عباس بن عبدالمطلب]] [[ازدواج]] کرد<ref>ابن حبان، کتاب الثقات، ج۳، ص۸۴.</ref>.<ref>[[رحمتالله بانشی|بانشی، رحمتالله]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۳ (کتاب)|مقاله «حکم بن عمرو بن مجدع غفاری»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۳، ص۱۰۲-۱۰۳.</ref> | |||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||
{{مدخل وابسته}} | {{مدخل وابسته}} | ||
* [[]] (قبیله) | * [[بنیکنانه]] (قبیله) | ||
* [[مجدع بن حدیم بن حارث بن نعیله]] (جد) | |||
* [[غفار بن ملیل]] (برادر) | |||
* [[أمامة بنت عبدالمالک]] (مادر) | |||
* [[عبدالکبیر بن حکم]] (فرزند) | |||
* [[جنوب بنت حکم]] (فرزند) | |||
* [[قثم بن عباس بن عبدالمطلب]] (داماد) | |||
{{پایان مدخل وابسته}} | {{پایان مدخل وابسته}} | ||
== منابع == | == منابع == | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||
# [[پرونده:IM009659.jpg|22px]] [[رحمتالله بانشی|بانشی، رحمتالله]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۳ (کتاب)|'''مقاله | # [[پرونده:IM009659.jpg|22px]] [[رحمتالله بانشی|بانشی، رحمتالله]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۳ (کتاب)|'''مقاله «حکم بن عمرو بن مجدع غفاری»، دانشنامه سیره نبوی ج۳''']] | ||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||