←علوم متعارف
(←سنت) |
|||
| خط ۲۷۲: | خط ۲۷۲: | ||
[[امام حسین]]{{ع}} نیز در سخنان خود شرایط آن [[روزگار]] را شرح داد؛ چنانکه در یکی از خطبههای خود فرمود: «... بدانید که اینان به [[طاعت شیطان]] درآمده و از [[اطاعت]] [[رحمان]] سر باز زدهاند و [[فساد]] را علنی کرده و [[حقوق الهی]] را تعطیل کرده و [[غنائم]] را به خود اختصاص داده و [[حرام]] [[خدا]] را [[حلال]] و و حلال خدا را حرام کردهاند»<ref>{{متن حدیث|... وَ إِنَّ هَؤُلاَءِ قَدْ لَزِمُوا طَاعَةَ الشَّيْطَانِ، وَ تَرَكُوا طَاعَةَ الرَّحْمَنِ، وَ أَظْهَرُوا الْفَسَادَ، وَ عَطَّلُوا الْحُدُودَ، وَ اِسْتَأْثَرُوا بِالْفَيْءِ، وَ أَحَلُّوا حَرَامَ اللَّهِ، وَ حَرَّمُوا حَلاَلَهُ...}}. طبری، تاریخ، ج۵، ص۴۰۳.</ref>. بر این اساس از آنجا که به [[قدرت]] رسیدن شخصی چون یزید، علاوه بر موروثی شدن [[خلافت]]، فراموش شدن و نابودی اصل [[اسلام]] را در پی داشت، امام حسین{{ع}} با تأکید فراوان به این [[فریضه الهی]]، [[قیام]] کرده و فرمود: {{متن حدیث|... أُرِيدُ أَنْ آمُرُ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَنْهَى عَنِ الْمُنْكَرِ...}}<ref>ابن اعثم کوفی، الفتوح، ج۵، ص۲۱.</ref>.<ref>[[هناء ذاکر مشهدی|ذاکر مشهدی، هناء]]، [[پژوهشی در زمینههای تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری (کتاب)|پژوهشی در زمینههای تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری]]، ص ۳۰۳-۳۱۱.</ref> | [[امام حسین]]{{ع}} نیز در سخنان خود شرایط آن [[روزگار]] را شرح داد؛ چنانکه در یکی از خطبههای خود فرمود: «... بدانید که اینان به [[طاعت شیطان]] درآمده و از [[اطاعت]] [[رحمان]] سر باز زدهاند و [[فساد]] را علنی کرده و [[حقوق الهی]] را تعطیل کرده و [[غنائم]] را به خود اختصاص داده و [[حرام]] [[خدا]] را [[حلال]] و و حلال خدا را حرام کردهاند»<ref>{{متن حدیث|... وَ إِنَّ هَؤُلاَءِ قَدْ لَزِمُوا طَاعَةَ الشَّيْطَانِ، وَ تَرَكُوا طَاعَةَ الرَّحْمَنِ، وَ أَظْهَرُوا الْفَسَادَ، وَ عَطَّلُوا الْحُدُودَ، وَ اِسْتَأْثَرُوا بِالْفَيْءِ، وَ أَحَلُّوا حَرَامَ اللَّهِ، وَ حَرَّمُوا حَلاَلَهُ...}}. طبری، تاریخ، ج۵، ص۴۰۳.</ref>. بر این اساس از آنجا که به [[قدرت]] رسیدن شخصی چون یزید، علاوه بر موروثی شدن [[خلافت]]، فراموش شدن و نابودی اصل [[اسلام]] را در پی داشت، امام حسین{{ع}} با تأکید فراوان به این [[فریضه الهی]]، [[قیام]] کرده و فرمود: {{متن حدیث|... أُرِيدُ أَنْ آمُرُ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَنْهَى عَنِ الْمُنْكَرِ...}}<ref>ابن اعثم کوفی، الفتوح، ج۵، ص۲۱.</ref>.<ref>[[هناء ذاکر مشهدی|ذاکر مشهدی، هناء]]، [[پژوهشی در زمینههای تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری (کتاب)|پژوهشی در زمینههای تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری]]، ص ۳۰۳-۳۱۱.</ref> | ||
==علوم متعارف== | ==سوم: علوم متعارف== | ||
{{اصلی|علوم|آموزش علوم متعارف}} | |||
بخش دیگری از مواد [[تعلیمی]] [[اهلبیت]]{{عم}} به علوم متعارف آن [[روزگار]] اختصاص داشت. علوم متعارف در دوره مورد نظر، علومی است که محصول تجربهها و نیازهای [[جامعه اسلامی]] بود. این علوم از نظر موضوع روش و شأنیت، وجهی برون از [[علم دین]] داشت، و [[تجربی]] و بشری بهشمار میرفت. اهلبیت{{عم}} آن دسته از [[علوم غیر دینی]] را که با [[شریعت اسلام]] در تضاد نبود، [[تأیید]] و بقیه را رد میکردند. آنان همواره [[مسلمانان]] را به پرداختن به علوم مفید و مورد نیاز [[بشر]] [[ترغیب]] میکردند و از آنها میخواستند تا علوم گوناگون را متناسب با [[پیشرفت]] دانشهای متعارف روزگارشان بیاموزند و هنگامی که برخی از علوم را فراتر از توان [[مردم]] میدیدند، با دادن حکمی کلی آنها را به [[یادگیری]] [[علم]] فرامیخواندند؛ چنانکه [[رسول گرامی اسلام]]{{صل}} با بیان [[حدیث]] {{متن حدیث|اطْلُبُوا الْعِلْمَ وَ لَوْ بِالصِّينِ}} از مسلمانان خواست تا علم را از هر کجا که لازم است، بجویند. نگارنده در این بخش بر آن است تا ابتدا، موضع [[دین]] و اهلبیت{{عم}} را درباره علوم متعارف آن روزگار بررسی کند و سپس به بررسی زمینههای [[اجتماعی]]، [[فرهنگی]] و [[سیاسی]] مؤثر در تأیید یا منع آن علوم بپردازد. | بخش دیگری از مواد [[تعلیمی]] [[اهلبیت]]{{عم}} به علوم متعارف آن [[روزگار]] اختصاص داشت. علوم متعارف در دوره مورد نظر، علومی است که محصول تجربهها و نیازهای [[جامعه اسلامی]] بود. این علوم از نظر موضوع روش و شأنیت، وجهی برون از [[علم دین]] داشت، و [[تجربی]] و بشری بهشمار میرفت. اهلبیت{{عم}} آن دسته از [[علوم غیر دینی]] را که با [[شریعت اسلام]] در تضاد نبود، [[تأیید]] و بقیه را رد میکردند. آنان همواره [[مسلمانان]] را به پرداختن به علوم مفید و مورد نیاز [[بشر]] [[ترغیب]] میکردند و از آنها میخواستند تا علوم گوناگون را متناسب با [[پیشرفت]] دانشهای متعارف روزگارشان بیاموزند و هنگامی که برخی از علوم را فراتر از توان [[مردم]] میدیدند، با دادن حکمی کلی آنها را به [[یادگیری]] [[علم]] فرامیخواندند؛ چنانکه [[رسول گرامی اسلام]]{{صل}} با بیان [[حدیث]] {{متن حدیث|اطْلُبُوا الْعِلْمَ وَ لَوْ بِالصِّينِ}} از مسلمانان خواست تا علم را از هر کجا که لازم است، بجویند. نگارنده در این بخش بر آن است تا ابتدا، موضع [[دین]] و اهلبیت{{عم}} را درباره علوم متعارف آن روزگار بررسی کند و سپس به بررسی زمینههای [[اجتماعی]]، [[فرهنگی]] و [[سیاسی]] مؤثر در تأیید یا منع آن علوم بپردازد. | ||