ارتداد: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۸٬۳۸۳ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۴ سپتامبر ۲۰۲۵
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۱: خط ۱:
{{در دست ویرایش ۲|ماه=[[مهر]]|روز=[[2]]|سال=[[۱۴۰۴]]|کاربر=Bahmani}}
{{مدخل مرتبط
{{مدخل مرتبط
| موضوع مرتبط = ارتداد
| موضوع مرتبط = ارتداد
خط ۴۵: خط ۴۶:
== [[توبه]] [[مرتد]] ==
== [[توبه]] [[مرتد]] ==
[[توبه]] [[مرتد]] فطری پذیرفته نیست و او محکوم به [[مرگ]] است؛ اما [[مرتد]] ملی را نخست به [[توبه]] وامی‌دارند. او سه روز مهلت دارد تا [[توبه]] کند. اگر نپذیرد و [[توبه]] نکند، محکوم به [[مرگ]] است<ref>وسائل الشیعة، ۱۸/ ۵۴۸.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۷۲.</ref>.
[[توبه]] [[مرتد]] فطری پذیرفته نیست و او محکوم به [[مرگ]] است؛ اما [[مرتد]] ملی را نخست به [[توبه]] وامی‌دارند. او سه روز مهلت دارد تا [[توبه]] کند. اگر نپذیرد و [[توبه]] نکند، محکوم به [[مرگ]] است<ref>وسائل الشیعة، ۱۸/ ۵۴۸.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۷۲.</ref>.
== معناشناسی ==
[[ارتداد]] به معنای [[رجعت]] و بازگشت از چیزی است<ref>جوهری، الصحاح، ۲/۴۷۳؛ فیومی، المصباح المنیر، ۲۲۴.</ref> و در اصطلاح [[فقهی]] به خارج‌شدن از [[آیین اسلام]] گفته می‌شود، و فرد مرتکب آن را «[[مرتد]]» می‌گویند<ref>حلبی، الکافی فی الفقه، ۳۱۱؛ امام‌ خمینی، تحریر الوسیله، ۲/۳۴۹؛ سبزواری، مهذّب الاحکام، ۲۸/۱۳۴.</ref>.
== پیشینه ==
ارتداد و [[احکام]] آن در برخی از [[ادیان]] و [[مذاهب]] پیش از [[اسلام]] نظیر [[یهودیت]] و [[مسیحیت]] وجود داشته است. در [[تورات]] آمده است هرگاه کسی از دینِ برگزیده و [[حق]] روی گرداند، مرتد شده و [[مجازات]] می‌شود<ref>کتاب مقدس، تثنیه، ب۱۳، ۱-۱۸؛ رساله به عبرانیان، ب۱۰، ۲۶-۳۲.</ref>. تورات صریحاً مجازات مرتد را [[مرگ]] شمرده و [[حکم]] به سنگسار وی کرده است<ref>کتاب مقدس، تثنیه، ب۱۷، ۲-۷.</ref>.
[[قرآن]] نیز از ارتداد [[بنی‌اسرائیل]] و گوساله‌پرست شدن آنان در [[غیبت]] [[حضرت موسی]]{{ع}} و مجازات آنان سخن گفته است<ref>سوره بقره، آیه ۵۴.</ref>؛ چنان‌که در چند [[آیه]] از ارتداد برخی از [[مسلمانان]] در زمان حیات پیامبر{{صل}} و پس از [[وفات]] ایشان خبر داده است<ref>سوره مائده، آیه ۵۴؛ سوره محمد، آیه ۲۵.</ref>.<ref>زمخشری، الکشاف، ۱/۶۴۴-۶۴۶ و ۴/۳۲۶؛ طبرسی، ۳/۳۲۱ و ۹/۱۵۸.</ref>
بحث ارتداد در منابع فقهی [[شیعه]] پیشینه‌ای طولانی دارد. [[شیخ صدوق]] از نخستین فقهای [[شیعی]] است که [[احکام]] [[ارتداد]] را به صورت اجمالی در انتهای باب [[عتق]] و [[تدبیر]] [[کتاب المقنع]] بیان کرده است. پس از وی [[شیخ مفید]] از فقهای قرن چهارم و پنجم در بحث [[ارث]]<ref>مفید، المقنعه، ۷۰۲.</ref> و صید و ذباحه<ref>مفید، المقنعه، ۵۷۹.</ref> پاره‌ای از احکام [[مرتد]] را بیان کرده است؛ اما [[شیخ طوسی]] نخستین [[فقیه]] شیعی است که بحث ارتداد را به صورت بابی مستقل و به‌تفصیل مطرح کرده و فروع فراوانی درباره آن آورده است<ref>شیخ طوسی، المبسوط، ۷/۲۸۱-۲۸۶.</ref>. پس از او [[فقها]] در قرون متمادی در ابواب مختلف [[فقهی]] به‌ویژه در کتاب حدود به احکام مرتد پرداخته‌اند. برخی از معاصران نیز آثار مستقلی در این خصوص تالیف کرده‌اند<ref>تفضلی، ارتداد از دیدگاه فقها؛ صرامی، احکام مرتد.</ref>.<ref>[[سید جعفر حسینی|حسینی، سید جعفر]]، [[ارتداد - حسینی (مقاله)|مقاله «ارتداد»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۱]]، ص۶۱۶ - ۶۲۲.</ref>
== اقسام ارتداد ==
مرتد از نظر فقهای شیعه با توجه به [[روایات]]<ref>حر عاملی، تفصیل وسائل الشیعه، ۲۸/۳۲۴، ۳۲۷ و ۳۳۳.</ref> بر دو گونه است:
#'''مرتد ملی:''' کسی که نخست [[کافر]] بوده، سپس [[مسلمان]] شده و بار دیگر کافر شده است؛
#'''[[مرتد فطری]]:''' کسی که هنگام انعقاد نطفه او حداقل یکی از والدین او مسلمان باشند و پس از [[بلوغ]] اظهار اسلام کند و سپس کافر شود<ref>امام‌ خمینی، تحریر الوسیله، ۲/۳۴۹-۳۵۰.</ref>؛ لکن در ملاک ارتداد فطری اختلاف نظر وجود دارد. بر پایه نظریه مشهور فقها تا [[زمان]] [[علامه حلی]]، مرتد فطری کسی است که در هنگام تولدش، یکی از والدین او مسلمان باشد<ref>مفید، المقنعه، ۸۰۰؛ طوسی، النهایه، ۵۲۴؛ حلی، علامه، ارشاد الاذهان، ۲/۱۸۹.</ref>، بلکه از ظاهر برخی عبارات بر می‌آید اگر یکی از والدین پس از ولادت هم [[مسلمان]] شود، کافی است<ref>حلی، محقق، شرائع الاسلام، ۴/۱۳؛ حلی، علامه، قواعد الاحکام، ۳/۳۴۵؛ فاضل هندی، کشف اللثام، ۹/۳۵۸.</ref>؛ اما نظر معروف<ref> نجفی، جواهر الکلام، ۴۱/۶۰۳؛ حکیم، مستمسک العروة الوثقی، ۲/۱۲۱.</ref> پس از [[علامه حلی]]، [[مرتد فطری]] را کسی می‌داند که در [[زمان]] انعقاد نطفه‌اش یکی از والدین او مسلمان باشد<ref>ابن‌فهد حلی، المهذب، ۴/۳۳۹، شهید ثانی، الروضة البهیه، ۸/۳۰.</ref>.<ref>[[سید جعفر حسینی|حسینی، سید جعفر]]، [[ارتداد - حسینی (مقاله)|مقاله «ارتداد»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۱]]، ص۶۱۶ - ۶۲۲.</ref>
== شرایط ارتداد ==
برخی از فقها<ref>حلی، محقق، شرائع الاسلام، ۴/۱۷۰؛ حلی، علامه، تحریر الاحکام، ۲/۲۳۵؛ نجفی، جواهر الکلام، ۴۱/۶۰۹.</ref> شرایط عمومی تکلیف یعنی [[عقل]]، بلوغ، [[اختیار]] و قصد را در تحقق ارتداد معتبر دانسته‌اند<ref>امام‌ خمینی، تحریر الوسیله، ۲/۴۶۹.</ref>. برخی دیگر<ref>نجفی، جواهر الکلام، ۴۱/۶۰۹-۶۱۰؛ گلپایگانی، الدرالمنضود، ۲/۲۶۷-۲۶۸؛ سبزواری، مهذّب الاحکام، ۲/۱۰۸.</ref> کلمات کفرآمیزی که در حالت [[غضب]] از [[انسان]] سر می‌زند را موجب [[ارتداد]] نمی‌دانند، به‌شرط اینکه غضب به‌حدی رسیده باشد که [[اختیار]] را از [[آدمی]] سلب کند<ref>امام‌ خمینی، تحریر الوسیله، ۲/۴۷۰.</ref>.<ref>[[سید جعفر حسینی|حسینی، سید جعفر]]، [[ارتداد - حسینی (مقاله)|مقاله «ارتداد»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۱]]، ص۶۱۶ - ۶۲۲.</ref>
== اسباب ارتداد ==
فقها بر این نکته [[اتفاق نظر]] دارند که [[کفر]] ـ یعنی [[انکار]] [[خدا]] یا وحدانیّت یا [[نبوت]]<ref>یزدی طباطبایی، العروة الوثقی، ۱/۱۳۸-۱۳۹؛ حکیم، مستمسک العروة الوثقی، ۱/۳۷۸.</ref>، یا حکمی از [[احکام]] [[ضروری دین]] که مستلزم انکار خدا، [[توحید]] یا نبوت باشد ـ موجب ارتداد است<ref>نجفی، جواهر الکلام، ۶/۴۶؛ حکیم، مستمسک العروة الوثقی، ۱/۳۷۸؛ امام‌ خمینی، الطهاره، ۱/۲۱۶.</ref>. به [[باور]] برخی، ضروری دین آن دسته از مسایل غیر نظری‌اند که در ضروری‌ بودن آنها تردیدی نیست. اگر [[مکلف]] این دسته از مسائل را یا حتی مسایل نظری‌ای را که [[یقین]] به ضروری‌ بودن آنها دارد انکار کند، موجب ارتدادش خواهد شد<ref>اردبیلی، مجمع الفائدة، ۱۳/۳۱۴؛ نجفی، جواهر الکلام، ۶/۴۶-۴۷.</ref>.
ظاهر عبارات بیشتر فقها<ref>عاملی، سیدمحمدجواد، مفتاح الکرامة، ۲/۳۷-۳۸.</ref> و تصریح بعضی دیگر<ref>نجفی، جواهر الکلام، ۶/۴۸.</ref> بر این است که [[انکار ضروری دین]] به‌تنهایی موجب [[حکم]] به [[ارتداد]] منکر است و فرقی ندارد که این [[انکار]] مستلزم [[تکذیب]] [[نبی]]{{صل}} یا انکار نبوت باشد یا نباشد و دلیل این نظریه اطلاق بعضی از [[روایات]] است<ref>حر عاملی، تفصیل وسائل الشیعه، ۱/۳۳.</ref>.
از نظر برخی فقها [[سبّ]] (دشنام‌دادن) و [[توهین]] به [[خداوند]] یا [[پیامبر]]{{صل}} یا یکی از [[ائمه]]{{ع}}<ref>مفید، المقنعه، ۷۴۳؛ حلی، علامه، تذکرة الفقهاء، ۹/۴۳۳.</ref> یا حضرت [[فاطمه]]{{س}} از اسباب ارتداد است<ref> نجفی، جواهر الکلام، ۴۱/۴۳۷-۴۳۸؛ خویی، موسوعه، ۴۱/۳۲۱.</ref>. از نظر بعضی از فقها سخنی که بر خروج از [[اسلام]] و [[اهانت]] و [[استهزا]] به [[شرع]] و [[شارع]] دلالت کند، یکی دیگر از اسباب ارتداد است، چه از روی [[دشمنی]] و [[اعتقاد]] باشد یا از روی [[تمسخر]] (هزل و [[مزاح]])<ref>اردبیلی، مجمع الفائدة، ۱۳/۳۱۴.</ref>؛ اما از نظر بعضی دیگر در صورتی که استهزا قابل حمل بر مزاح و هزل باشد، موجب ارتداد نمی‌شود.<ref>شهید ثانی، الروضة البهیه، ۹/۳۳۴.</ref> برخی مسخره و استهزا را تنها در صورتی که به حد [[انکار ضروری دین]] برسد، موجب ارتداد دانسته‌اند<ref>گلپایگانی، مجمع المسائل، ۲/۲۱۴.</ref>.
فقها انکار منجر به ارتداد را به دو قسم گفتاری و عملی تقسیم کرده‌اند. مرتد در انکار گفتاری با زبان، [[ضروری دین]] را منکر می‌شود یا اینکه [[اقرار]] به خروج از اسلام می‌کند. [[مرتد]] در انکار عملی کاری می‌کند که منجر به [[خروج از دین]] است، مانند [[سجده]] بر [[بت]] یا نجس‌ کردن [[خانه کعبه]]<ref>حلی، علامه، ارشاد الاذهان، ۲/۱۸۹؛ حلی، علامه، قواعد الاحکام، ۳/۵۷۳؛ شهید اول، الدروس، ۲/۵۱.</ref>.<ref>[[سید جعفر حسینی|حسینی، سید جعفر]]، [[ارتداد - حسینی (مقاله)|مقاله «ارتداد»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۱]]، ص۶۱۶ - ۶۲۲.</ref>
== [[احکام]] مرتد ==
بخشی از احکام و مسائلی که بر ارتداد مترتب است، مشترک میان همه اقسام ارتداد است و بخش دیگر که [[مجازات]] مرتد است به اعتبار اقسام مرتد فرق می‌کند<ref>امام‌ خمینی، تحریر الوسیله، ۲/۴۷۰.</ref>. [[مرتد]] ـ به سبب مانع‌ بودن [[کفر]] ـ از [[مسلمان]] [[ارث]] نمی‌برد<ref>طوسی، النهایه، ۶۶۲؛ نجفی، جواهر الکلام، ۳۹/۱۵ و ۱۸.</ref>. [[وارثان]] مرتد نیز اگر [[کافر]] باشند از او ارث نمی‌برند<ref>نراقی، مستند الشیعة، ۱۹/۲۶ و ۴۱؛ نجفی، جواهر الکلام، ۳۹/۱۸.</ref>. در این فرض، [[میراث]] مرتد به [[امام]]{{ع}} می‌رسد<ref>طباطبایی، ریاض المسائل، ۱۴/۲۳۳-۲۳۴؛ نراقی، مستند الشیعة، ۱۹/۴۱؛ نجفی، جواهر الکلام، ۳۹/۱۷.</ref>.
از آثار دیگر [[ارتداد]] جاری‌شدن [[احکام]] کفر بر فرزند مرتد است. در صورتی که نطفه فرزند در [[زمان]] ارتداد پدر و مادر منعقد شود، فرزند محکوم به کفر است و احکام کافر بر وی مترتب می‌شود<ref>حلی، محقق، شرائع الاسلام، ۴/۱۸۴؛ فاضل هندی، کشف اللثام، ۱۰/۶۶۹؛ نجفی، جواهر الکلام، ۴۱/۶۰۴.</ref>؛ البته اگر پدر و مادر یا یکی از آن دو [[توبه]] کنند و به [[آیین اسلام]] بازگردند، فرزند نیز به تبع در [[حکم]] مسلمان است<ref>نجفی، جواهر الکلام، ۶/۲۹۹ و ۲۱/۱۳۵-۱۳۶؛ خویی، منهاج الصالحین، ۱/۱۲۶.</ref>. سایر [[فرزندان]] مرتد نیز که پیش از ارتداد والدین نطفه‌شان منعقد شده، در حکم مسلمان‌اند و این حکم تا زمان [[بلوغ]] باقی است و پس از بلوغ اگر [[اقرار]] به [[اسلام]] کنند، مسلمان‌اند و اگر اقرار به کفر کنند، از نظر اکثر فقها محکوم به ارتداد ملی‌اند<ref>طوسی، المبسوط، ۷/۲۸۵؛ حلی، علامه، ارشاد الاذهان، ۲/۱۹۰؛ فاضل هندی، کشف اللثام، ۱۰/۶۶۹.</ref>.<ref>[[سید جعفر حسینی|حسینی، سید جعفر]]، [[ارتداد - حسینی (مقاله)|مقاله «ارتداد»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۱]]، ص۶۱۶ - ۶۲۲.</ref>
== [[مجازات]] مرتد ==
‌اندیشمندان بر این باورند که [[فتنه‌انگیزی]] و آلوده‌ کردن فضای [[فکری]] [[جامعه]] و تشویش اذهان عمومی در [[تشخیص حق]] از [[باطل]]، [[خیانت]] به [[بشر]] و از جرایم بزرگ است و [[مجازات]] [[مرتد]]، سدی مستحکم در مقابل این [[فتنه‌انگیزی]] است<ref> ابن‌عاشور، التحریر و التنویر، ۲/۳۱۹.</ref>. فقها<ref>حلی، محقق، شرائع الاسلام، ۴/۱۸۳-۱۸۴؛ اردبیلی، مجمع الفائدة، ۱۳/۳۳۶؛ نجفی، جواهر الکلام، ۴۱/۶۱۱-۶۱۲.</ref> معتقدند اگر مردی مرتد شود و [[ارتداد]] او [[فطری]] باشد، محکوم به [[مرگ]] می‌شود؛ اما اگر ملی باشد، [[توبه]] داده می‌شود؛ چنانچه [[توبه]] نکرد، کشته می‌شود. نیز مرتد اگر [[زن]] باشد، خواه فطری و خواه ملی، وادار به توبه می‌شود و چنانچه توبه نکند، [[زندانی]] می‌شود و بر او سختگیری می‌کنند تا بر اثر [[سختی]] و [[مشکلات]] توبه کند<ref>امام‌ خمینی، تحریر الوسیله، ۲/۴۶۹-۴۷۰.</ref>. مستند این [[حکم]] برخی [[احادیث]] است<ref>حر عاملی، تفصیل وسائل الشیعه، ۲۸/۳۳۰-۳۳۲.</ref>؛ اما کسی که [[پیامبر]]{{صل}} یا [[امام]]{{ع}} را [[سب]] کرده، هرچند توبه کرده باشد، کشته می‌شود<ref>شهید ثانی، الروضة البهیه، ۹/۱۹۶.</ref>. اگر در ارتداد ملی مردی پس از توبه دوباره مرتد شود، از نظر برخی محکوم به مرگ است<ref>حلبی، الکافی فی الفقه، ۳۱۱؛ ابن‌زهره، ۳۸۰.</ref>. بعضی نیز قائل‌اند پس از سه مرتبه ارتداد، فرد محکوم به مرگ می‌شود<ref>شهید ثانی، مسالک الافهام، ۱۵/۳۱؛ کاشف‌الغطاء، ۴/۴۲۲.</ref>.
از جمله مجازات‌های [[مرد]] [[مرتد فطری]]، جواز تقسیم اموال او در میان وار‌ث‌ها پیش از کشته‌ شدن وی است. این [[حکم]] مورد اتفاق فقهاست<ref>نجفی، جواهر الکلام، ۴۱/۶۰۵.</ref> و [[احادیث]] بر آن دلالت دارند<ref>حر عاملی، تفصیل وسائل الشیعه، ۲۸/۳۲۳-۳۲۴.</ref>.
از جمله احکام ارتداد که به نوعی مجازات مرتد نیز شمرده می‌شود، انقطاع رابطه زوجیت مرتد با همسرش است. در همه مواردِ ارتداد رابطه زوجیت از میان می‌رود<ref>امام‌ خمینی، تحریر الوسیله، ۲/۳۴۹.</ref> و تنها در فرضی که مرد مرتد ملی شود یا [[زن]] مرتد ملی یا [[فطری]] گردد و [[ارتداد]] پس از دخول باشد، انقطاع زوجیت متوقف بر سپری‌شدن عده [[طلاق]] است. در صورتی که [[مرتد]] پیش از پایان عده [[توبه]] کند، زوجیت بر حال خود باقی خواهد بود و اگر توبه نکند، معلوم می‌شود از اول ارتداد، زوجیت از میان رفته است<ref>امام‌ خمینی، تحریر الوسیله، ۲/۳۴۹.</ref>. این [[احکام]] نظر اکثر فقهاست<ref>شهید ثانی، الروضة البهیه، ۵/۲۳۰؛ [[فاضل هندی]]، [[کشف]] اللثام، ۱۰/۶۷۱؛ نجفی، [[جواهر الکلام]]، ۳۰/۴۷، ۴۹؛ خویی، [[منهاج]] الصالحین، ۲/۲۷۰.</ref>.<ref>[[سید جعفر حسینی|حسینی، سید جعفر]]، [[ارتداد - حسینی (مقاله)|مقاله «ارتداد»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۱]]، ص۶۱۶ - ۶۲۲.</ref>


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
خط ۵۷: خط ۹۸:
== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
# [[پرونده:IM009731.jpg|22px]] [[سید جعفر حسینی|حسینی، سید جعفر]]، [[ارتداد - حسینی (مقاله)|مقاله «ارتداد»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۱ (کتاب)|'''دانشنامه امام خمینی ج۱''']]
# [[پرونده:1414.jpg|22px]] [[فرهنگ شیعه (کتاب)|پژوهشکده علوم اسلامی امام صادق (ع)، '''فرهنگ شیعه''']]
# [[پرونده:1414.jpg|22px]] [[فرهنگ شیعه (کتاب)|پژوهشکده علوم اسلامی امام صادق (ع)، '''فرهنگ شیعه''']]
# [[پرونده:13681040.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه دینی''']]
# [[پرونده:13681040.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه دینی''']]
۱۲۹٬۵۶۲

ویرایش