←مقدمه
بدون خلاصۀ ویرایش |
(←مقدمه) |
||
| خط ۱۱: | خط ۱۱: | ||
مطالعه آثار افرادی چون کوماراسومی، رنه گنون، شووان، بوکهارت و دیگران، باعث گرایش نصر به متافیزیک سنتی و حکمت خالده شد و او پس از فراگیری علم تجربی و ریاضیات در دانشگاه ماساچوست به بحران فکری دچار شد؛ زیرا نصر، رشته فیزیک را برای شناخت سرشت عالم و پدیدهها برگزیده بود، ولی تأمل در مباحث فیزیکی به او نشان داد که مباحث بنیادین مابعد الطبیعی در فیزیک یافت نمیشود این تأمل با حضور در سخنرانی برتراندراسل ـ فیلسوف انگلیسی ـ تقویت شد. وقتی که او از راسل شنیده بود که «ماهیت واقعیات خارجی، فی حد نفسه، موضوع و دلمشغولی علم فیزیک نیست»، طی ملاقاتی با جورجیودی سانتی یانا -فیلسوف علم ایتالیایی- و نیز مطالعه آثار رنه گنون به تفکر سنتی و نقد فلسفه جدید غرب گرایش یافت. او از میان فلاسفه جدید غرب، تنها به پاسکال و لایب نیتس علاقه داشت، ولی فلسفه وجود ملاصدرا را ژرفتر از فلسفه هایدگر میدانست. او پس از بازگشت به ایران و تدریس و پذیرش مدیریت در دانشگاه تهران در کلاسهای آیتالله کاظم عصار و آیتالله ذوالمجد طباطبایی شرکت کرد و از آن طریق با علامه طباطبایی آشنا شد و سپس حلقه بحث هفتگی را با حضور ذوالمجد، مطهری، هانری کربن، سید جلالالدین آشتیانی و بعدها داریوش شایگان تشکیل داد. | مطالعه آثار افرادی چون کوماراسومی، رنه گنون، شووان، بوکهارت و دیگران، باعث گرایش نصر به متافیزیک سنتی و حکمت خالده شد و او پس از فراگیری علم تجربی و ریاضیات در دانشگاه ماساچوست به بحران فکری دچار شد؛ زیرا نصر، رشته فیزیک را برای شناخت سرشت عالم و پدیدهها برگزیده بود، ولی تأمل در مباحث فیزیکی به او نشان داد که مباحث بنیادین مابعد الطبیعی در فیزیک یافت نمیشود این تأمل با حضور در سخنرانی برتراندراسل ـ فیلسوف انگلیسی ـ تقویت شد. وقتی که او از راسل شنیده بود که «ماهیت واقعیات خارجی، فی حد نفسه، موضوع و دلمشغولی علم فیزیک نیست»، طی ملاقاتی با جورجیودی سانتی یانا -فیلسوف علم ایتالیایی- و نیز مطالعه آثار رنه گنون به تفکر سنتی و نقد فلسفه جدید غرب گرایش یافت. او از میان فلاسفه جدید غرب، تنها به پاسکال و لایب نیتس علاقه داشت، ولی فلسفه وجود ملاصدرا را ژرفتر از فلسفه هایدگر میدانست. او پس از بازگشت به ایران و تدریس و پذیرش مدیریت در دانشگاه تهران در کلاسهای آیتالله کاظم عصار و آیتالله ذوالمجد طباطبایی شرکت کرد و از آن طریق با علامه طباطبایی آشنا شد و سپس حلقه بحث هفتگی را با حضور ذوالمجد، مطهری، هانری کربن، سید جلالالدین آشتیانی و بعدها داریوش شایگان تشکیل داد. | ||
نصر به اعتراف خودش، به تصوف فرقهای معتقد است و خود را عضو گروه صوفیانه معرفی میکند و پدرش را هم از مشایخ صوفیه میداند که با صفی علیشاه حشر و نشر بسیاری داشته است. او توانست با تألیفات متعددی مانند: در جستجوی امر قدسی، دلباخته معنویت، نیاز به علم قدسی، هنر و معنویت، نظر متفکران اسلامی درباره طبیعت، معرفت و امر قدسی، انسان و طبیعت، بحرانهای معنوی انسان امروزی، آرمانها و واقعیات اسلام، قلب اسلام، دین و نظام طبیعت، جوان مسلمان و دنیای متجدد، صدرالمتألهین و حکمت متعالیه، آموزههای صوفیان، از دیروز تا امروز، جاودان خود (مجموعه مقالات)، سنت عقلانی اسلامی در ایران (مجموعه مقالات)، تاریخ فلسفه اسلامی با همکاری الیور لیمن به نشر اندیشه سنتگرایی بپردازد و خود را نماینده فکری این جریان در دهه هفتاد و هشتاد نشان دهد. (ر.ک: در غربت غربی، زندگینامه خودنوشت سیدحسین نصر)</ref>، شاخصترین چهره این جریان است. وی در تبیین اصول سنّتگرایی و پیرو گنون و شوان است. او در دوران اقامت خود در | نصر به اعتراف خودش، به تصوف فرقهای معتقد است و خود را عضو گروه صوفیانه معرفی میکند و پدرش را هم از مشایخ صوفیه میداند که با صفی علیشاه حشر و نشر بسیاری داشته است. او توانست با تألیفات متعددی مانند: در جستجوی امر قدسی، دلباخته معنویت، نیاز به علم قدسی، هنر و معنویت، نظر متفکران اسلامی درباره طبیعت، معرفت و امر قدسی، انسان و طبیعت، بحرانهای معنوی انسان امروزی، آرمانها و واقعیات اسلام، قلب اسلام، دین و نظام طبیعت، جوان مسلمان و دنیای متجدد، صدرالمتألهین و حکمت متعالیه، آموزههای صوفیان، از دیروز تا امروز، جاودان خود (مجموعه مقالات)، سنت عقلانی اسلامی در ایران (مجموعه مقالات)، تاریخ فلسفه اسلامی با همکاری الیور لیمن به نشر اندیشه سنتگرایی بپردازد و خود را نماینده فکری این جریان در دهه هفتاد و هشتاد نشان دهد. (ر.ک: در غربت غربی، زندگینامه خودنوشت سیدحسین نصر)</ref>، شاخصترین چهره این جریان است. وی در تبیین اصول سنّتگرایی و پیرو گنون و شوان است. او در دوران اقامت خود در آمریکا کتابهای گنون، شوان و کوماراسوامی را مطالعه و با شوان و بورکهارت نیز [[ملاقات]] کرد. سنّتگرایی واکنش خاصی در برابر مدرنیته است که خود گرایشهای متعددی دارد. | ||
سنّتگرایی اسلامی همانند سایر جنبشهای [[دینی]] چون سنّتگرایی [[یهودیت]]، کاتولیک، پروتستان و دیگر واکنشهای اروپایی در برابر [[مدرنیسم]] است. این جنبشهای مذهبی در حمایت از سنّتهای خاص خود و [[مرجعیت]] رهبرانی چون پاپ به [[مخالفت]] آشکار با مدرنیسم پرداختند<ref>لگن هاوزن، محمد، چرا سنتگرا نیستم، ترجمه منصور نصیری.</ref>. [[سنّت]] در ماجرای سنّتگرایی به معنای رسم و عادت و اسلوب نیست، بلکه مقصود، [[سنّت الهی]] و [[ازلی]] و [[ابدی]] است که در همه وجود ساری و جاری است. [[سنّت]]، به معنای اصول و حقایقی است که منشأ قدسی و تبلور، کاربرد و تجلیات خاص خود را در چارچوب هر [[تمدن]] دارد و هر تمدّنی که با این اصول پیوند دارد، تمدن سنّتی نامیده میشود<ref>ر.ک: نصر، سیدحسین، دین و نظام طبیعت، ترجمه محمدحسن فغفوری، یادداشتهای فصل اول و نیز معرفت و معنویت، فصل دوم.</ref>. [[پیروان]] این [[مکتب]] نیز مانند روشنفکران به رابطه [[دین]] و مدرنتیه توجه دارند، ولی برخلاف ایشان به هماهنگسازی دین با مدرنیته [[معتقد]]، بلکه چاره را بازگشت به اصول سنّتی میدانند. همچنین، مطالعات ایشان در [[دینپژوهی]] بسیار گسترده است؛ از اینرو با یافتن اشتراکات [[ادیان]] آنها را داروی درمانگر مدرنیته معرفی میکنند. پیروان این جریان با تأکید بر [[عرفان اسلامی]] و آیینهای شرقی در صدد حل معضل دنیای جدید غرب هستند<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[سنتگرایی (مقاله)|مقاله «سنتگرایی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۴۷۹.</ref>. | سنّتگرایی اسلامی همانند سایر جنبشهای [[دینی]] چون سنّتگرایی [[یهودیت]]، کاتولیک، پروتستان و دیگر واکنشهای اروپایی در برابر [[مدرنیسم]] است. این جنبشهای مذهبی در حمایت از سنّتهای خاص خود و [[مرجعیت]] رهبرانی چون پاپ به [[مخالفت]] آشکار با مدرنیسم پرداختند<ref>لگن هاوزن، محمد، چرا سنتگرا نیستم، ترجمه منصور نصیری.</ref>. [[سنّت]] در ماجرای سنّتگرایی به معنای رسم و عادت و اسلوب نیست، بلکه مقصود، [[سنّت الهی]] و [[ازلی]] و [[ابدی]] است که در همه وجود ساری و جاری است. [[سنّت]]، به معنای اصول و حقایقی است که منشأ قدسی و تبلور، کاربرد و تجلیات خاص خود را در چارچوب هر [[تمدن]] دارد و هر تمدّنی که با این اصول پیوند دارد، تمدن سنّتی نامیده میشود<ref>ر.ک: نصر، سیدحسین، دین و نظام طبیعت، ترجمه محمدحسن فغفوری، یادداشتهای فصل اول و نیز معرفت و معنویت، فصل دوم.</ref>. [[پیروان]] این [[مکتب]] نیز مانند روشنفکران به رابطه [[دین]] و مدرنتیه توجه دارند، ولی برخلاف ایشان به هماهنگسازی دین با مدرنیته [[معتقد]]، بلکه چاره را بازگشت به اصول سنّتی میدانند. همچنین، مطالعات ایشان در [[دینپژوهی]] بسیار گسترده است؛ از اینرو با یافتن اشتراکات [[ادیان]] آنها را داروی درمانگر مدرنیته معرفی میکنند. پیروان این جریان با تأکید بر [[عرفان اسلامی]] و آیینهای شرقی در صدد حل معضل دنیای جدید غرب هستند<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[سنتگرایی (مقاله)|مقاله «سنتگرایی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۴۷۹.</ref>. | ||