پیشگیری از جرم: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۳۱٬۰۶۴ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱ اکتبر ۲۰۲۵
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۱۷۴: خط ۱۷۴:


در سفارش [[امام علی]]{{ع}}، هم به افرادی که ممکن است در صدد [[ارتکاب جرم]] برآیند توصیه‌هایی وجود دارد و هم به افرادی که احتمال دارد در معرض بزه‌دیدگی قرار گیرند، سفارش می‌شود. سفارش‌های [[اخلاقی]] [[امام]]، بیش‌تر در زمره گروه نخست قرار می‌گیرد. اینکه افراد، [[حب دنیا]] را از [[دل]] بیرون کنند<ref>{{متن حدیث|إِيَّاكَ وَ حُبَّ الدُّنْيَا فَإِنَّهَا أَصْلُ كُلِّ خَطِيئَةٍ وَ مَعْدِنُ كُلِّ بَلِيَّةٍ}}. (آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۲، ص۲۹۷، ح۲۶۶۹)</ref>، [[خدا]] را بر کار خویش حاضر و ناظر بدانند، در محاسبه‌های خود، [[آخرت]] را هم در نظر بگیرند و از لذت‌های زودگذری که از رهگذر ارتکاب جرم به دست می‌آید، [[چشم]] بپوشند<ref>{{متن حدیث|أَلَا فَاذْكُرُوا هَاذِمَ اللَّذَّاتِ وَ مُنَغِّصَ الشَّهَوَاتِ وَ قَاطِعَ الْأُمْنِيَاتِ عِنْدَ الْمُسَاوَرَةِ لِلْأَعْمَالِ الْقَبِيحَةِ}}. (نهج البلاغه، خطبه ۹۹)</ref>، همه از این قبیل است. در گروه دوم، سفارش‌هایی چون [[چشم‌پوشی]] از ارزش‌های کم‌تر برای [[حفظ]] ارزش‌های بالاتر، مانند چشم‌پوشی از [[مال]] و حتی [[بذل و بخشش]] آن برای [[حفظ آبرو]] و [[ناموس]]<ref>{{متن حدیث|وَقُّوا أَعْرَاضَكُمْ بِبَذْلِ أَمْوَالِكُمْ}}. (آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۶، ص۱۱۲، ح۱۰۰۷۰)</ref>، دوری‌جستن از پذیراشدن [[دین]] و ضمانت‌های [[مالی]] که از عهده آن نمی‌توان برآمد<ref>{{متن حدیث|لَا تَضْمَنْ مَا لَا تَقْدِرُ عَلَى الْوَفَاءِ بِهِ}}. (آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۶، ص۲۶۴، ح۱۰۱۷۸)</ref>، دیده می‌شود.<ref>[[محمد علی حاجی‌ ده‌آبادی|حاجی‌ ده‌آبادی، محمد علی]]، [[پیشگیری از جرم (مقاله)|مقاله «پیشگیری از جرم»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۳۰۷.</ref>
در سفارش [[امام علی]]{{ع}}، هم به افرادی که ممکن است در صدد [[ارتکاب جرم]] برآیند توصیه‌هایی وجود دارد و هم به افرادی که احتمال دارد در معرض بزه‌دیدگی قرار گیرند، سفارش می‌شود. سفارش‌های [[اخلاقی]] [[امام]]، بیش‌تر در زمره گروه نخست قرار می‌گیرد. اینکه افراد، [[حب دنیا]] را از [[دل]] بیرون کنند<ref>{{متن حدیث|إِيَّاكَ وَ حُبَّ الدُّنْيَا فَإِنَّهَا أَصْلُ كُلِّ خَطِيئَةٍ وَ مَعْدِنُ كُلِّ بَلِيَّةٍ}}. (آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۲، ص۲۹۷، ح۲۶۶۹)</ref>، [[خدا]] را بر کار خویش حاضر و ناظر بدانند، در محاسبه‌های خود، [[آخرت]] را هم در نظر بگیرند و از لذت‌های زودگذری که از رهگذر ارتکاب جرم به دست می‌آید، [[چشم]] بپوشند<ref>{{متن حدیث|أَلَا فَاذْكُرُوا هَاذِمَ اللَّذَّاتِ وَ مُنَغِّصَ الشَّهَوَاتِ وَ قَاطِعَ الْأُمْنِيَاتِ عِنْدَ الْمُسَاوَرَةِ لِلْأَعْمَالِ الْقَبِيحَةِ}}. (نهج البلاغه، خطبه ۹۹)</ref>، همه از این قبیل است. در گروه دوم، سفارش‌هایی چون [[چشم‌پوشی]] از ارزش‌های کم‌تر برای [[حفظ]] ارزش‌های بالاتر، مانند چشم‌پوشی از [[مال]] و حتی [[بذل و بخشش]] آن برای [[حفظ آبرو]] و [[ناموس]]<ref>{{متن حدیث|وَقُّوا أَعْرَاضَكُمْ بِبَذْلِ أَمْوَالِكُمْ}}. (آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۶، ص۱۱۲، ح۱۰۰۷۰)</ref>، دوری‌جستن از پذیراشدن [[دین]] و ضمانت‌های [[مالی]] که از عهده آن نمی‌توان برآمد<ref>{{متن حدیث|لَا تَضْمَنْ مَا لَا تَقْدِرُ عَلَى الْوَفَاءِ بِهِ}}. (آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۶، ص۲۶۴، ح۱۰۱۷۸)</ref>، دیده می‌شود.<ref>[[محمد علی حاجی‌ ده‌آبادی|حاجی‌ ده‌آبادی، محمد علی]]، [[پیشگیری از جرم (مقاله)|مقاله «پیشگیری از جرم»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۳۰۷.</ref>
==[[لزوم]] [[اندیشیدن]] [[تدابیر]] گوناگون==
اصل دیگری که در نگاه کلان به گفته‌های [[امام علی]]{{ع}} [[استنباط]] می‌شود، اتخاذ تدابیر همه‌جانبه و گوناگون برای [[پیشگیری از جرم]] است. آن‌چه در روند شکل‌گیری مباحث و نظریه‌های پیشگیری از جرم دیده می‌شود، جزئی‌نگری است که البته به [[پیروی]] از روش [[علوم تجربی]]، در این مباحث نیز پی گرفته شده است. جزئی‌نگری در [[مقام]] [[پژوهش]] به سبب آن‌که زوایای بسیاری از موضوعات خاص و جزئی را با عمق و دقت بیش‌تری می‌کاود، امری مطلوب است؛ اما به دلیل جزئی بودن نمی‌تواند کارگشایی فراوانی داشته باشد. در [[مقام عمل]] و مواجهه با پدیده [[شومی]] چون [[بزه‌کاری]] که علل و عوامل گوناگونی در شکلگیری و [[رشد]] آن [[دخالت]] دارد، نمی‌توان از یک دیدگاه و به صورت جزئی اقدام کرد. شاید ریشه [[شکست]] و عدم [[کارایی]] نظریه‌ها و الگوهای پیشگیری از جرم، همین باشد. به هر حال، اگر [[جرم]] و [[انحراف]]، پدیده‌ای است که ریشه در علل و عوامل گوناگونی چون [[فقر]]، [[جهل]] (کمبود یا نبود آگاهی‌های لازم) [[محیط اجتماعی]]، وضعیت [[سیاسی]] و [[فرهنگی]] دارد، نمی‌توان با نظر به یک یا چند عامل - و نه همه عوامل- با آن [[مبارزه]] کرد.
تتبع در [[سخنان امام علی]]{{ع}}، آموزه‌های گوناگونی را در زمینه پیشگیری از جرم، فراروی [[انسان]] قرار می‌دهد. با نگرشی کلان به این [[آموزه‌ها]] می‌توان دریافت که [[امام]] مبارزه و به تعبیر بهتر، واکنشی همه‌جانبه را در این راه، ضرور می‌بیند؛ البته می‌توان با تحلیل دقیق این آموزه‌ها، اولویت‌های اساسی را در پیشگیری از جرم استخراج کرد؛ به طور مثال، امام علی{{ع}} [[نادانی]] را پایه هرگونه [[شر]] و [[بدی]] و [[دانش]] را سرمنشأ هرگونه خیر و صلاح می‌داند. از دیدگاه او [[تقوای الهی]] و [[کوشش]] در جهت [[متقی]] کردن یکایک افراد [[جامعه]]، کلید و منشأ [[رستگاری]] جامعه و [[رهایی]] آن از هر [[بدبختی]] است. این‌گونه آموزه‌ها که امام در آن از اساس و سبب هر بدبختی و انحراف سخن می‌گوید، در مقایسه با دیگر آموزه‌هایی که از معاشرت‌کردن با [[فاسقان]] و [[فاجران]] و نیز حضور در مکان‌های خاصی [[پرهیز]] می‌دهد، می‌تواند این معنا را برساند که از نظر وی کدام یک [[اولویت]] دارد. [[تکرار]] یک آموزه در سخنان [[حضرت امیر]] نیز به سبب در دسترس نبودن همه سخنانش نمی‌تواند دلیل کافی برای اهمیت و [[اولویت]] آن آموزه باشد، ولی با نظر به آن‌چه فعلاً موجود است، می‌تواند نوعی اولویت برای آن آموزه را بیان کند.
دنباله این جستار، ضمن ارائه آموزه‌های [[پیشگیری]] از دیدگاه [[امام علی]]{{ع}} که بیان‌گر روش‌ها و برنامه‌های پیشگیری است، به نوعی اولویت‌ها را نیز خاطرنشان می‌سازد.<ref>[[محمد علی حاجی‌ ده‌آبادی|حاجی‌ ده‌آبادی، محمد علی]]، [[پیشگیری از جرم (مقاله)|مقاله «پیشگیری از جرم»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۳۰۸.</ref>
==اولویت‌ها و روش‌های [[پیشگیری از جرم]]==
===[[اجرای عدالت]]===
نگاهی به گفتارهای امام علی{{ع}}، این مطلب را به [[ذهن]] خواننده متبادر می‌سازد که «[[عدالت]]»، بنیاد و قوام [[جامعه سالم]] است که بسیاری از زمینه‌های [[اجتماعی]]، [[اقتصادی]] و [[سیاسی]] [[انحراف‌ها]] و جرایم را از میان می‌برد؛ افزون بر آن، هنگام بروز [[کجی]] و [[انحراف]] در [[جامعه]]، میکوشد تا با بهترین [[شیوه]] ممکن، حالت [[اعتدال]] را به جامعه بازگرداند؛ به گونه‌ای که [[حقوق]] [[مشروع]] افراد و کیان [[اجتماع]] لطمه‌ای نخورد. نقش کارساز و زیربنایی عدالت، [[انسان‌ها]] را همواره شیفته خود ساخته است و هیچ [[انسانی]]، هر چند [[ستم‌کار]]، از [[شعار]] [[عدالت‌خواهی]] و [[عدالت‌طلبی]] نمی‌گریزد. به عبارت دیگر، «عدالت» همواره در [[اندیشه]] و گفتار [[بشر]]، [[تقدس]] و [[ارزش]] داشته است، تا آنجا که [[ظلم]] بالسویه را نیز [[عدل]] خوانده‌اند<ref>ر.ک: کاتوزیان، ناصر، «حقوق و عدالت»، مجله نقد و نظر، سال سوم، شماره ۲-۳.</ref> و [[حاکمان]] و سردمداران، ستم‌گری‌های خود را به نام [[رفع ظلم]] و [[برقراری عدالت]] [[اجرا]] کرده‌اند<ref>محسنی، مرتضی، دوره حقوق جزای عمومی، ص۴، به نقل از: محمدعلی معتمد، حقوق جزای عمومی، ص۷۳.</ref>؛ با وجود این، در میان [[عالمان]]، «عدالت» مفهوم و معنای مورد اتفاقی نمی‌یابد و درباره عناصر سازنده مفهوم عدالت [[اختلاف]] وجود دارد.
تعاریفی که از عدالت ارائه شده، مفاهیم [[انصاف]]، [[برابری]]، [[بی‌طرفی]] و [[پاداش]] یا [[کیفر]] مناسب را در بر دارد. طبق نظر لوکاس (۱۹۸۰م) عدالت، مفهومی متفاوت از [[نیکوکاری]]، [[بخشندگی]] و [[سخاوت]]، [[قدردانی]] و [[حق‌شناسی]]، [[دوستی]]، [[ترحم]] و [[دلسوزی]] است. عدالت چیزی نیست که لزوماً باید به سبب آن [[احساس]] [[خرسندی]] کنیم؛ بلکه چیزی است که بر اساس آن، [[حق]] پافشاری داریم. مفهوم [[عدالت]] را نباید با [[مفهوم خیر]] درآمیخت. برخی کارها ممکن است خوب تلقی شوند؛ اما برای عدالت ضرور نباشند؛ به طور مثال [[صدقه دادن]] و [[عفو و گذشت]] خیر است؛ ولی عدالت نیست<ref>POLLOCK، JOYCEIYNM، Ethics in Crime and Justice، U.S.A. West / Wdsworth، third Edition، P. P. ۸۶ – ۸۷.</ref>.
[[متون دینی]] و به ویژه [[سخنان امام علی]]{{ع}} معنا و تصویر روشنی از عدالت ارائه داده است. حضرت می‌فرماید:
{{متن حدیث|الْعَدْلُ يَضَعُ الْأُمُورَ مَوَاضِعَهَا وَ الْجُودُ يُخْرِجُهَا مِنْ جِهَتِهَا وَ الْعَدْلُ سَائِسٌ عَامٌّ وَ الْجُودُ عَارِضٌ خَاصٌّ}}<ref>نهج البلاغه، حکمت ۲۳۷؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۲۰، باب ۴۴۶، ص۸۵.</ref>؛ «عدالت، هر چیزی را در جای خود می‌نهد؛ در حالی که [[بخشش]]، آن را از جای خود خارج می‌سازد. عدالت [[تدبیر]] عمومی [[مردم]] است؛ در حالی که بخشش، گروه خاصی را شامل می‌شود».
از این سخن درمی‌یابیم که عدالت شریف‌تر و [[برتر]] است. دقت در [[کلام امام]]، بیان‌گر تفاوت «عدالت و [[تساوی]]» و «عدالت و [[اخلاق]]» است. ممکن است «تساوی» در مواردی از مصادیق عدالت، و در موارد دیگر، از مصادیق [[ظلم]] باشد که در این صورت، رفتارنکردن به تساوی در جایی که باید به تساوی [[رفتار]] شود، خود، موجب [[پایمال شدن حقوق]] افراد و [[برانگیخته شدن]] [[احساسات]] و [[عواطف]] آنها و بر هم خوردن [[نظم اجتماعی]] می‌شود؛ در مقابل، به تساوی رفتارکردن در جایی که باید به تساوی رفتار نشود نیز گذشته از آن‌که خود، [[جرم]] به شمار می‌رود، جرم‌زا است؛ به همین جهت، «عدالت» (در صورت [[رعایت]])، عوامل جرم‌زایی را از میان برمی‌دارد؛ زیرا احساسات و عواطف [[آدمیان]] را ارضا می‌سازد؛ البته مانند بسیاری موارد، ممکن است هم برای مجریان عدالت و هم برای عموم مردم در تشخیص مصادیق، نوعی خلط و [[خطا]] پیش آید که در این صورت، چه بسا ظلمی چهره [[عدل]] به خود گیرد یا عدلی، ظلم تلقی شود و عادلی به سبب [[اجرای عدالت]] [[ظالم]] قلمداد و [[شهید]] راه [[عدالت]] گردد. از سوی دیگر، [[عدالت‌خواهی]] شعاری شیرین است؛ اما در عمل، هم سخت و هم برای برخی تلخ است؛ از این‌رو همراه‌شدن آن با [[اخلاق]]، تا اندازه‌ای چهره‌ای لطیف‌تر به آن می‌بخشد؛ اما هرگز نباید اخلاق، [[ایثار]] وجود را مبنا قرار داد و از [[عدالت]] صرف نظر کرد؛ چراکه به نابودی خودِ اخلاق منجر خواهد شد<ref>مطهری، مرتضی، بیست گفتار، ص۸۴.</ref>. استاد [[مرتضی مطهری]] می‌گوید:
[[اجرای عدالت]] است که می‌تواند جلوی [[مطامع]] [[روحی]] را [[سد]] کند، جلوی حرص‌ها و آزها و طمع‌ها را بگیرد؛ البته عدالت فقط می‌تواند رادع و مانع باشد، نه اینکه آنها را از بیخ و بن برکند؛ اما اگر عدالت نباشد و میدان، میدان [[زور]] و [[غارت]] و [[چپاول]] باشد، آنها که تحت فشار عوامل روحی همچون [[حرص]]، [[آز]]، [[طمع]]، [[حسد]]، [[حقد]] و [[کینه]] هستند، مطامعشان بیش‌تر تحریک می‌شود و بیش‌تر تحت فشار [[قوی]] این عامل‌ها قرار می‌گیرند. امکان اینکه به سوی [[ظلم و جور]] و ستم‌کردن و اجحاف [[حقوق دیگران]] کشیده شوند، بیش‌تر است. این هم از بعد فردی است و هم از بعد [[اجتماعی]]<ref>مطهری، مرتضی، بیست گفتار، ص۱۴.</ref>.
[[تاریخ]] [[زندگی]] [[بشر]] از آن حکایت دارد که اجرای عدالت، با کاهش [[جرم]]، و عدم اجرای عدالت، با افزایش جرایم همراه بوده است. در جوامعی که [[ثروت]] به صورت نابرابر [[توزیع]] شده و دسترسی به [[آموزش و پرورش]]، [[اشتغال]] و [[مراقبت]] [[بهداشتی]] برای همگان به صورت مساوی امکان‌پذیر نمی‌باشد، نرخ جرایم بالاتر است<ref>معظمی، شهلا، «جرم شهری: سیاست‌هایی برای پیشگیری»، مجله امنیت، شماره ۹-۱۰، سال ۱۳۷۹، ص۵۰.</ref>. بدین لحاظ، از جمله اهدافی که [[سازمان]] [[ملل]] در زمینه [[عدالت کیفری]] و [[پیشگیری از جرم]] ارائه کرده، اجرای عدالت به شیوه‌ای کارآمدتر و مؤثرتر است؛ البته با [[رعایت]] [[احترام به حقوق]] همه افراد زیان‌دیده از جرم (قربانیان جرم) و همه کسانی که در [[نظام]] [[کیفری]] دست‌اندرکارند<ref>معظمی، شهلا، «جرم شهری: سیاست‌هایی برای پیشگیری»، مجله امنیت، شماره ۹-۱۰، سال ۱۳۷۹، ص۴۷.</ref>. ۲
در [[اندیشه]] [[امام علی]]{{ع}}، به سامان رسیدن کار [[حکومت]] و بقای آن، در گرو اجرای عدالت است: {{متن حدیث|مَا حُصِّنَ الدُّوَلُ بِمِثْلِ الْعَدْلِ}}<ref>حکیمی، محمدرضا و محمد حکیمی و علی حکیمی، الحیاة، ج۶، ص۳۳۰.</ref>؛ «هیچ دژی به اندازه اجرای عدالت، از [[حاکمیت]] [[پاسداری]] نمی‌کند [از [[سقوط]] و [[تهاجم]] محفوظ نمی‌دارد]»؛ در غیر این صورت، [[فساد]] و [[تباهی]] [[حاکمان]]، فقط به سطح خودشان محدود نمی‌شود و از آنجا که الگوهای جامعه‌اند، [[مردم]] نیز به فساد کشیده می‌شوند و [[خشونت]]، [[بدبختی]]، [[فقر]]، [[گمراهی]] و... از آثار چنین جامعه‌ای خواهد بود. در این [[جامعه]]، دیگر از [[سازندگی]] مادی خبری نیست: {{متن حدیث|لَا يَكُونُ الْعُمْرَانُ حَيْثُ يَجُورُ السُّلْطَانُ}}<ref>حکیمی، محمدرضا و محمد حکیمی و علی حکیمی، الحیاة، ج۶، ص۳۵۴.</ref>؛ در جایی که [[حکومت ستم]] کند، [[آبادانی]] وجود نخواهد داشت». در این جامعه سازندگی [[معنوی]] [[انسان‌ها]] نیز به [[فراموشی]] سپرده می‌شود؛ چراکه [[اصلاح]] توده‌ها و اجرای برنامه‌هایی که سازندگی [[شخصیت]] آنها را در پی دارد، در گرو [[اجرای عدالت]] است: {{متن حدیث|الرَّعِيَّةُ لَا يُصْلِحُهَا إِلَّا الْعَدْلُ}}<ref>حکیمی، محمدرضا و محمد حکیمی و علی حکیمی، الحیاة، ج۶، ص۴۰۰.</ref>؛ «[[توده]] را جز اجرای عدالت، چیز دیگری اصلاح نمی‌کند».
[[فقرزدایی]]، تکاثر‌زدایی، ایجاد [[برابری]] [[انسانی]]، [[تعلیم و تربیت]] سالم، [[سلامت روانی]] جامعه، [[داد و ستد]] [[مشروع]] و درست، تثبیت [[ارزش‌ها]]، احیای احکام [[دین]] و پرورش [[دین‌داری]]<ref>در این زمینه، ر.ک: حکیمی، محمدرضا، جامعه‌سازی قرآنی.</ref>، همه در گرو [[عدالت]] است؛ از این‌رو، [[امام علی]]{{ع}} می‌فرماید: {{متن حدیث|جَعَلَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ الْعَدْلَ قَوَاماً لِلْأَنَامِ}}<ref>حکیمی، محمدرضا و محمد حکیمی و علی حکیمی، الحیاة، ج۶، ص۴۰۴.</ref>؛ «[[خداوند سبحان]]، سامان‌یابی [اصلاح] [[جامعه انسانی]] را در گرو اجرای عدالت قرار داده است».<ref>[[محمد علی حاجی‌ ده‌آبادی|حاجی‌ ده‌آبادی، محمد علی]]، [[پیشگیری از جرم (مقاله)|مقاله «پیشگیری از جرم»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۳۰۹.</ref>
===[[مبارزه]] با [[نادانی]]===
در [[اندیشه]] علی{{ع}}، مبارزه با نادانی، جزو اساسی‌ترین برنامه‌های [[پیشگیری]] از [[انحراف]] و تباهی است. [[اولویت]] انجام این مهم بدان سبب است که حضرت، نادانی را به صراحت، ریشه هر [[شر]] و [[بدی]]<ref>آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۱، ص۲۰۵، ح۸۱۸.</ref> و منبع و [[معدن]] آن می‌داند<ref>آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۱، ص۱۷۳، ح۶۵۷.</ref>. وی قاعده‌ای کلی را ارائه می‌دهد که علت [[لغزش]] و انحراف [[رفتاری]]، [[عقیدتی]] و [[اخلاقی]] [[آدمی]] را باید در نادانی او جست و مصادیق و نمونه‌هایی از آن را نیز بیان می‌کند<ref>آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۷، ص۵۱-۵۲؛ حکیمی، محمدرضا و محمد حکیمی و علی حکیمی، الحیاة، ج۱، فصل ۶. به طور مثال، امام در حدیثی می‌فرماید: {{متن حدیث|مَنِ اتَّجَرَ بِغَيْرِ عِلْمٍ فَقَدِ ارْتَطَمَ فِي الرِّبَا}}. (آمدی، شرح خوانساری، غرر الحکم، ج۵، ص۲۸۷، ح۸۴۰) مفاد این آموزه این است که هر کس بدون دانش‌های دینی لازم به تجارت پردازد، امکان اینکه به وادی ربادهی و رباخواری کشیده شود، وجود دارد.</ref>؛ البته در اینکه مقصود از [[نادانی]] مقابل [[دانایی]] یا [[عقل]] است، دیدگاه‌های متفاوتی ارائه شده که مجال طرح آن در اینجا نیست. [[اعتقاد]] نویسنده بر این است که حتی اگر [[جهل]]، نقطه مقابل عقل نیز تلقی شود، با توجه به اینکه [[امام علی]]{{ع}} عقل را بر دو نوع مکتسب و غریزی می‌داند<ref>{{متن حدیث|الْعَقْلُ نَوْعَانِ: غَرِيزِيٌّ وَ مُكْتَسَبٌ}}. (ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۶، باب ۳۱، ص۶۲)</ref>، عقل، نقطه مقابل [[علم]] نیز تلقی می‌شود (با این فرض که مقصود از علم، همان [[عقل مسموع]] و [[دانش]] فرا گرفته شده باشد)؛ از این‌رو، [[مبارزه]] با نادانی هم بیدارسازی عقل‌های سرشته و ذاتی [[آدمیان]] و هم ارائه [[دانش‌های لازم]] به آنها را در بر می‌گیرد و به اصطلاح، هم [[تذکر]] [[وهم]] [[تعلیم]] را [[پوشش]] می‌دهد.
روشی که [[امام]] در مبارزه با نادانی ارائه می‌کند، بسیار قابل توجه و در جهت همان اصولی است که با استفاده از دیدگاه حضرت ارائه شد. او از سویی [[حکومت]] را به تعلیم دادن و آگاهی‌بخشی به [[مردم]] موظف می‌کند و این را از [[حقوق]] [[شهروندان]] بر حکومت می‌داند که به هیچ روی نباید ترک شود و در جای دیگر، منظور خویش از این دانش را [[تفسیر]] می‌کند:
{{متن حدیث|عَلَى الْإِمَامِ أَنْ يُعَلِّمَ أَهْلَ وَلَايَتِهِ حُدُودَ الْإِسْلَامِ وَ الْإِيمَانِ}}<ref>آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۴، ص۳۱۸.</ref>؛ «بر امام و [[حاکم]] لازم است که معیارهای [[اسلامی]] و [[ایمان]] را به مردم تحت [[سرپرستی]] خویش بیاموزد».
از سوی دیگر، امام متفکران را به [[نشر]] دانش خویش و [[کوشش]] در جهت [[هدایت]] و تعلیم مردم مؤظف می‌سازد و سرانجام، یکایک مردم [[اجتماع]] را به [[دانش‌اندوزی]] و [[کسب اطلاعات]] لازم سفارش می‌کند و آن را فریضه‌ای بزرگ می‌شمارد و [[حیا]] و [[شرمساری]] (به علت بالابودن سن یا...) را در [[یادگیری]] رد می‌کند: {{متن حدیث|اغْدُ عَالِماً أَوْ مُتَعَلِّماً وَ لَا تَكُنِ الثَّالِثَ فَتَعْطَبَ}}<ref>حکیمی، محمدرضا و محمد و علی، الحیاة، ج۱، ص۷۱، ح۴.</ref>؛ «یا [[دانا]] باش یا جوینده [[دانایی]]، و جز این دو مباش که نابود خواهی شد».
نوع ارتباطی که [[امام]] بین [[وظیفه]] عالم و [[متعلم]] تصویر می‌کند، بیان‌گر یکی از مهم‌ترین [[فنون]] [[پیشگیری از جرم]] است که از آن به فراهم‌آوردن مقدمات لازم برای تحقق [[راهبردها]] تعبیر می‌کنیم. [[امیر مؤمنان]]{{ع}} می‌فرماید: «[[خدا]] از [[مردم]] [[نادان]] [[عهد]] نگرفت بیاموزند، مگر وقتی که از دانایان عهد گرفت [[آموزش]] دهند»<ref>نهج البلاغه، حکمت ۴۷۸.</ref>. مسئله ارائه اطلاعات لازم و افزایش آگاهی‌های عمومی که امروزه از آن در قالب [[تدابیر]] و برنامه‌های [[مبارزه]] با [[بی‌سوادی]]، آموزش رایگان و اجباری، تشکیل کلاس‌ها و جلسات [[آموزشی]] تعبیر می‌شود و در ردیف مهم‌ترین [[وظایف حکومت]] و [[رسانه‌های عمومی]] به شمار می‌آید، همگی در جهت تحقق این مهم است. بی‌جهت نیست که ویکتور هوگو می‌گفت: «دَرِ یک [[مدرسه]] را باز کنید تا دَرِ یک [[زندان]] بسته شود»<ref>دانش، تاج‌زمان، مجرم کیست؟ جرم‌شناسی چیست؟، ص۲۶۲.</ref>.
باید توجه داشت که با هر دانشی، به [[ضرورت]]، [[جرم]] و [[انحراف]] فرونمی‌نشیند؛از این‌رو، توجه به نوع دانشی که فرا گرفته می‌شود، بسیار ضرورت دارد. برخی [[علوم]] برای فرد و [[جامعه]] نفعی اندک دارد یا برای هر دو زیان‌آور است که این دو، از دایره مفهومی [[علم]] مورد نظر امام خارج است. او فراگیری دانشی را الزامی می‌داند که سبب صلاح و [[رشد]] مثبت [[آدمی]] شود<ref>{{متن حدیث|أَلْزَمُ الْعِلْمِ بِكَ مَا دَلَّكَ عَلَى صَلَاحِ دِينِكَ وَ أَبَانَ عَنْ فَسَادِهِ}}. (آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۲، ص۴۷۱، ح۳۳۳۷)</ref>. همین علم است که امام آموزش آن را برای [[پیشگیری]] از انحراف‌های [[عقیدتی]] [[کودکان]] و [[نوجوانان]]، [[واجب]] دانسته و [[پدران]] و [[مادران]] را به آن [[تکلیف]] کرده است:
{{متن حدیث|عَلِّمُوا صِبْيَانَكُمْ مَا يَنْفَعُهُمُ اللَّهُ بِهِ لَا تَغْلِبْ عَلَيْهِمُ الْمُرْجِئَةُ}}<ref>حکیمی، محمدرضا و محمد و علی، الحیاة، ج۱، ص۱۱۱، به نقل از: مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۲، ص۱۷.</ref>؛ «به کودکانتان چیزی را بیاموزید که [[خداوند]] آن را سودمند قرار داده است تا صاحبان [[افکار]] [[باطل]] آنان را [[گمراه]] نسازند».
به همین سبب، [[پیشوایان دینی]] از [[علمی]] که برای فرد نفعی ندارد، به خداوند پناه می‌برده‌اند؛ زیرا این [[علم]] و این [[مدرسه]]، نه تنها موجب [[هدایت]] و [[پیشگیری]] فرد از [[انحراف]] نیست، که موجب [[گمراهی]] او نیز می‌شود. بدبختانه گاه آن‌چه به صورت رسمی و غیر رسمی در [[مدارس]] و آموزشگاه‌ها یا [[رسانه‌ها]] و مطبوعات، [[آموزش]] داده می‌شود، از این نوع است و مصداق همان سخن هلوسیوس در [[قرن]] هیجدهم است که می‌گفت: «[[آدمیان]] [[نادان]] به [[دنیا]] می‌آیند، نه ابله. آنان به واسطه [[تعلیم و تربیت]] به [[بلاهت]] کشانده می‌شوند»<ref>باتومور، تی، بی، جامعه‌شناسی، ترجمه سید حسن منصور و سید حسن حسینی، ص۲۴۷.</ref>.
از آنچه گفته شد، می‌توان نتیجه گرفت که بین [[نادانی]] و [[جرم]] رابطه‌ای مستقیم وجود دارد<ref>در زمینه رابطه علم و جهل با جرم، ر.ک: محمودی، عباس‌علی، پیشگیری و ریشه‌یابی جرم در اسلام.</ref>؛ به همین علت، جهالت‌زدایی از مهم‌ترین اولویت‌ها در [[پیشگیری از جرم]] است؛ اما باید به این نکته توجه داشت که بین علم و پیشگیری از جرم رابطه مستقیمی وجود ندارد؛ چنان‌که رابطه بین علم (به صورت مطلق) و انحراف نیز چنین است. آری، [[آگاهی]] درست و لازم می‌تواند نقش بسیاری در پیشگیری از جرم داشته باشد.
نتیجه‌بخش بودن آگاهی، به [[شخصیت]] فراگیر نیز بستگی دارد. در سخنان پیشوایان دینی، از جمله [[امام علی]]{{ع}}، با صراحت آمده است که اگر فراگیران از [[تهذیب]] و [[پرورش اخلاقی]] درست بهره‌مند نباشند، [[علوم]] مفید نیز نمی‌تواند برای اینان کارگشا و [[راهنما]] باشد، و اینجا است که سومین [[اولویت]] در برنامه‌های پیشگیرانه رخ می‌نماید و آن تهذیب [[اخلاقی]] افراد و نهادینه‌سازی [[اخلاق]] درست است.<ref>[[محمد علی حاجی‌ ده‌آبادی|حاجی‌ ده‌آبادی، محمد علی]]، [[پیشگیری از جرم (مقاله)|مقاله «پیشگیری از جرم»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۳۱۳.</ref>
===[[کوشش]] برای [[ترویج]] [[اخلاق فاضله]]===
سومین اولویت پیشگیری از جرم در [[سخنان امام علی]]{{ع}}، [[مبارزه]] با [[رذایل اخلاقی]] در سطح فردی و [[اجتماعی]] است. [[امام]] سرچشمه بسیاری از [[شرور]]، [[پلیدی‌ها]] و فجایع را در رذایلی چون [[حقد]]، [[حسد]]، [[بغض]]، [[خودبرتربینی]]، [[تفاخر]] و [[غرور]] بی‌جا می‌داند: {{متن حدیث|سِلَاحُ الشَّرِّ الْحِقْدُ}}<ref>آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۴، ص۱۲۹، ح۵۵۵۵.</ref>؛ «[[کینه‌توزی]]، [[سلاح]] [[شرارت]] است». {{متن حدیث|سَبَبُ الْفِتَنِ الْحِقْدُ}}<ref>آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۴، ص۱۲۱، ح۵۵۲۲.</ref>؛ «کینه‌توزی علت [[فتنه‌ها]] است». {{متن حدیث|الْحِرْصُ مُوقِعٌ فِي كَثِيرِ الْعُيُوبِ}}<ref>آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۱، ص۲۹۴، ح۱۱۳۱.</ref>؛ «[[آز]]، [[آدمی]] را در نابهنجاری‌های بسیاری قرار می‌دهد».
آن‌چه در اسناد و تحقیقات بین‌المللی مکتوب است و جرم‌شناسان نیز بیان داشته‌اند، تصریح روشن به این نکته است که بین [[جرم]] و عدم و وجود [[نابهنجاری‌های اخلاقی]] در سطح فردی یا [[اجتماعی]]، رابطه‌ای مستقیم وجود دارد. در نهمین [[کنگره]] [[سازمان ملل متحد]] در خصوص [[پیشگیری از وقوع جرم]] و [[اصلاح]] [[مجرمان]] که در قاهره تشکیل شد و به جرایم [[خشونت‌آمیز]] اختصاص داشت، آمده است:
دو صفت از [[شخصیت انسان]]، ارتباط زیادی با گسترش [[رفتار]] خشونت‌آمیز دارد: یکی فقدان [[همدلی]] با [[احساسات]] دیگران و دیگری طبیعت آنی‌اندیشی که متضمن عدم [[توانایی]] در [[چشم‌پوشی]] از [[لذت]] است....
[[اخلاق فردی]] به مثابه [[نظام]] نظارت‌کننده [[قوی]] درونی، در مقابل [[قانون]] و پلیس که نظارت‌کننده‌های بیرونی هستند، عمل می‌کند. [[اخلاق اجتماعی]] نیز، خود نوعی نظارت‌کننده غیر رسمی است که به مراتب قوی‌تر و کارآمدتر از قانون است که ابزار [[نظارت]] رسمی به شمار می‌رود؛ به همین جهت، راسل [[معتقد]] بود که بدون اخلاق اجتماعی، اجتماع‌ها نابود می‌شوند<ref>راسل، برتراند، اخلاق و سیاست در جامعه، ترجمه محمود حیدریان، ص۳۲.</ref> و برای دنیای خوب، اخلاق اجتماعی و فردی به طور مساوی لازم است<ref>راسل، برتراند، اخلاق و سیاست در جامعه، ترجمه محمود حیدریان، ص۱۲۹.</ref>. در نقطه مقابل، [[حاکمیت]] [[رذایل اخلاقی]] و عدم وجود [[وجدان اخلاقی]] قوی، عامل بسیاری از بزه‌کاری‌های کوچک و بزرگ به شمار می‌آید. تحقیقات [[روان‌شناختی]] نشان می‌دهد که [[جنایت]] و [[بزه‌کاری]]، با درجه‌های پایین [[استدلال]] [[اخلاقی]] همراه است و حتی بین نوع [[جرمی]]که محکومان مرتکب می‌شوند و مرحله [[رشد اخلاقی]] آنها رابطه وجود دارد<ref>در این زمینه، ر.ک: رهنما، اکبر، بررسی تحول اخلاقی نوجوانان بزه‌کار پسر و مقایسه آن با نوجوانان عادی پسر.</ref>. نقش [[اخلاق فاضله]] این است که می‌تواند مانع بسیار مهمی در برابر [[شهوت‌ها]]، خودپرستی‌ها و خودبینی‌ها باشد. دورکیم می‌گوید:
[[شهوات]] بشری تنها در برابر یک نیروی اخلاقی معتبر بازمی‌ایستد. اگر هیچ نوع [[اقتدار]] اخلاقی وجود نداشته باشد، تنها [[قانون]] [[جنگل]] حکم‌فرما خواهد بود و [[ستیزه‌جویی]] به صورت پنهان یا به شکل حاد، الزاماً حالتی مزمن به خود خواهد گرفت<ref>آرون، ریمون، مراحل اساسی سیر اندیشه در جامعه‌شناسی، ترجمه باقر پرهام، ص۳۴۳.</ref>.
[[شریعت اسلام]] نیز [[اخلاق]] را از اساسی‌ترین ارکان [[اجتماع]] می‌داند و در [[حمایت]] از آن می‌کوشد و حتی با [[انحراف]] از این مسیر به شدت برخورد می‌کند؛ به گونه‌ای که برای بسیاری از رفتارهای ضد اخلاقی [[مجازات]] در نظر گرفته است<ref>عوده، عبدالقادر، التشریع الجنائی الاسلامی، ترجمه ناصر قربان‌نیا، سعید رضایی و حسین جعفری، ج۱، ص۸۰.</ref>. از سوی دیگر، یکایک [[مردم]] اجتماع را به [[اخلاق نیک]] [[دعوت]] می‌کند. [[پیامبر]] [[هدف]] از [[برانگیخته شدن]] خود را کامل‌کردن [[مکارم اخلاقی]] می‌داند. اینها همه از نقش بارز اخلاق در [[سعادت]] فرد و [[جامعه]] حکایت دارد؛ زیرا کسی که خود را به [[اخلاق نیکو]] آراست، به ندرت مرتکب [[جرم]] می‌شود<ref>عوده، عبدالقادر، التشریع الجنائی الاسلامی، ترجمه ناصر قربان‌نیا، سعید رضایی و حسین جعفری، ج۱، ص۲۰۹.</ref>، و در چنین جامعه‌ای، زمینه‌ها و علل پیدایش جرم از میان می‌رود.
از دیدگاه [[امام علی]]{{ع}} نیز اخلاق، دست‌مایه سعادت [[دنیایی]] [[بشر]] است. حضرت می‌فرماید که اگر به [[خدا]] و [[قیامت]] [[اعتقادی]]، و از آن ترسی نباشد، باز هم لازم است [[آدمیان]] به اخلاق درست روی آورند؛ زیرا این امر مایه [[رهایی]] و [[رستگاری]] آنها است<ref>ری‌شهری، محمد، میزان الحکمه، ح۵۰۴۴، به نقل از: محدث نوری، حسین، مستدرک الوسائل، ج۱۱، ص۱۹۳، ح۱۲۷۲۱.</ref>. او توجه به [[خودسازی]] و [[حسابرسی]] نفس را باعث [[سلامت]] فرد و جامعه می‌داند. سفارش‌های [[امیرمؤمنان]]{{ع}} در زمینه خودسازی، [[تقوا]]، [[زهد]]، [[ایثار]]، و [[همدلی]] و [[همراهی]]، [[تحمل]]، [[صبر]]، [[عفاف]] و به ویژه [[پرهیز]] از [[دنیاپرستی]] و [[عجب]] و [[آز]]، همه در جهت [[پرورش اخلاقی]] فرد و جامعه و نقشی است که این مهم در [[پیشگیری]] از [[بزه‌کاری]] دارد.<ref>[[محمد علی حاجی‌ ده‌آبادی|حاجی‌ ده‌آبادی، محمد علی]]، [[پیشگیری از جرم (مقاله)|مقاله «پیشگیری از جرم»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۳۱۵.</ref>
===اتخاذ [[تدابیر]] لازم برای رفع نیازهای اساسی===
[[انسان]]، موجودی با نیازهای جسمی و روانی است که زندگی‌اش و تداوم آن به ارضای این نیازها بستگی دارد و کمیت و کیفیت ارضای این نیازها نیز در شکل‌گیری [[شخصیت]] [[متعادل]]، سالم و بهنجار، یا به عکس، شخصیت نامتعادل، [[منحرف]] و [[گمراه]] او نقش بسیار مهمی را ایفا می‌کند. بارزترین و اولی‌ترین این نیازها، نیازهای فیزیولوژیک ([[جسمانی]]) از جمله غذا، آب، [[مسکن]]، [[پوشاک]]، [[تفریح]]، [[استراحت]] و نیازهای جنسی است. این نیازها، پایه و اساسی برای توجه فرد به نیازهای متعالی و [[کوشش]] در جهت [[پاسخ‌گویی]] مناسب به آنها به شمار می‌آید. در آموزه‌های گرانسنگ موجود از [[پیشوایان دینی]]، ضمن توجه دادن به [[ضرورت]] پاسخ‌گویی درست به این‌گونه نیازها، هشدار داده شده که در صورت عدم تأمین نیازهای اساسی افراد، [[آمادگی]] [[رفتار]] منحرفانه در آنان قوت و فزونی خواهد یافت و نمی‌توان از [[شر]] و [[بدی]] آنها ایمن بود.
از دیدگاه [[امام علی]]{{ع}}، عدم تأمین یا تأمین نامناسب هر یک از نیازهای اساسی انسان می‌تواند عاملی مهم در شکل‌گیری رفتارهای مجرمانه و منحرفانه باشد<ref>{{متن حدیث|أَنَا أَبْرَأُ إِلَيْكُمْ وَ إِلَى ذِمَّتِكُمْ مِنْ مَعَرَّةِ الْجَيْشِ إِلَّا مِنْ جَوْعَةِ الْمُضْطَرِّ لَا يَجِدُ عَنْهَا مَذْهَباً إِلَى شِبَعِهِ}}. (نهج البلاغه، نامه ۶۰) {{متن حدیث|يَا بُنَيَّ! إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكَ الْفَقْرَ، فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنْهُ، فَإِنَّ الْفَقْرَ مَنْقَصَةٌ لِلدِّينِ، مَدْهَشَةٌ لِلْعَقْلِ دَاعِيَةٌ لِلْمَقْتِ}}؛ «فرزندم! از تهی‌دستی بر تو هراسناکم، از فقر به خدا پناه ببر که همانا فقر، دین انسان را ناقص، عقل را سرگردان می‌کند و عامل دشمنی است». (نهج البلاغه، حکمت ۳۱۹) و روایات بسیار دیگری که در مباحث جرم‌شناسی مطرح می‌شود.</ref>؛ از این‌رو، برای پیشگیری از این‌گونه [[رفتارها]] لازم است اقدام‌های ضرور از سوی [[حکومت]]، [[جامعه]] و افراد انجام شود. اشاره به برخی از این [[تدابیر]] و اقدام‌ها می‌تواند راه‌گشا و مفید باشد.
====[[تأمین نیازهای اقتصادی]] و [[معیشتی]]====
از دیرباز تاکنون درباره نقش [[فقر]] (به مفهوم عدم [[قدرت]] فرد در تأمین [[نیازهای معیشتی]] و جسمی) در [[بزه‌کاری]]، بحث‌های بسیاری شده است. [[افلاطون]] در جمهوریت، فقر را عامل از بین رفتن [[احساسات]] و در نتیجه، تشدید [[حس]] [[کینه‌توزی]]، [[انتقام‌جویی]] و [[بدبینی]] می‌داند. آمارها و پژوهش‌های انجام‌یافته نیز از افزایش [[میزان]] بزه‌کاری هنگام ازدیاد [[قیمت‌ها]] (و در نتیجه، عدم [[توانایی]] افراد در رفع نیازهای معیشتی خود) حکایت دارد<ref>ر.ک: ستوده، هدایت‌الله، مقدمه‌ای بر آسیب‌شناسی اجتماعی، ص۸.</ref>. گذشته از عوامل فردی، چون [[تنبلی]] و [[سستی]]، مهم‌ترین عوامل این پدیده شوم را باید در [[نظام‌های اقتصادی]] نادرست، بحران‌های [[اقتصادی]]، [[توزیع]] نامناسب و ناعادلانه امکانات جست. در نقطه مقابل، جهت مقابله با این پدیده شوم و [[پیشگیری]] از جرایم، افزون بر کوششی که [[هیئت حاکمه]] [[اجتماع]] باید در رواج [[فرهنگ]] [[کار و تلاش]] انجام دهد، باید اموری چون ارائه [[دستمزد]] کافی، [[عدالت اجتماعی]]، تحت [[حمایت]] قراردادن خانواده‌های [[بی‌سرپرست]]، [[ترویج]] فرهنگ [[ایثار]] و [[اطعام]] به [[نیازمندان]] را پیش گیرد و بدین‌سان یکی از سرچشمه‌های مهم بزه‌کاری را بخشکاند. این مهم، به‌روشنی در [[سیره عملی]] و [[گفتار امام علی]]{{ع}} دیده می‌شود. حضرت گذشته از این که خود الگوی تمام‌عیار کار و [[کوشش]] بود، افراد را به کار و تلاش و استفاده از [[نعمت‌های الهی]] فرامی‌خواند. اقدام‌هایی که او در دوران کوتاه و [[پربرکت]] خویش انجام داد و کارگزارانش را به [[رعایت]] آنها سفارش کرد، بسیار در خور توجه است.<ref>[[محمد علی حاجی‌ ده‌آبادی|حاجی‌ ده‌آبادی، محمد علی]]، [[پیشگیری از جرم (مقاله)|مقاله «پیشگیری از جرم»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۳۱۸.</ref>
====پرداخت دستمزد کافی====
[[امیر مؤمنان]]{{ع}} در [[نامه]] خود به [[مالک اشتر]]، به وی سفارش می‌کند که قاضیان و [[کارمندان]] [[دستگاه قضایی]] را تأمین کند تا احتیاج آنها به [[مردم]] کم شده، از [[نفوذ]] طماعان و حیله‌گران در [[امان]] مانند:
آن قدر به او ببخش که نیازهایش برطرف شود و به مردم نیاز نیابد.... تا از [[توطئه]] آنان نزد تو در امان باشد<ref>نهج البلاغه، نامه ۵۳.</ref>.
دقت در [[کلام امام]] به خوبی نوع رابطه مستقیم رفع [[نیازهای مادی]] و پیشگیری از [[فریب خوردن]] و [[گمراهی]] قاضیان را نشان می‌دهد. پدیده شوم [[رشوه]]، [[پایمال کردن حق]] [[ضعیف]] و [[مظلوم]] و [[بی‌اعتنایی]] به افراد کم‌درآمد در دادگاه‌ها، در این مسئله ریشه دارد. [[امام علی]]{{ع}} برای دیگر [[کارگزاران حکومت]] نیز همین مطلب را به مالک سفارش می‌کند:
سپس روزیِ فراوان بر آنان ارزانی دار که با گرفتن [[حقوق]] کافی در [[اصلاح خود]] بیش‌تر می‌کوشند و با [[بی‌نیازی]]، دست به [[اموال]] [[بیت‌المال]] نمی‌زنند و اتمام حجتی بر آنان است اگر فرمانت را نپذیرند یا در [[امانت]] تو [[خیانت]] کنند<ref>نهج البلاغه، نامه ۵۳.</ref>.
بر اساس گفتار [[علی بن ابی‌طالب]]{{ع}}، بی‌توجهی به [[نیازهای معیشتی]] [[کارمندان]]، زمینه [[رعایت قوانین]] [[حکومتی]] و [[قواعد]] و [[مقررات]] [[اخلاقی]] را از بین می‌برد؛ به همین جهت، حضرت هشدار می‌دهد که «اگر [[نیازهای مادی]] کارمندان تأمین شده باشد، حتی افراد نادرست نیز بهانه‌ای برای [[دزدی]] و خیانت و [[رشوه‌خواری]] نخواهند داشت؛ اما اگر نیازهای مادی آنان تأمین نشده باشد، فشار احتیاج، آنها را از [[راه راست]] [[منحرف]] می‌سازد و [[روحیه]] [[امانت‌داری]] را در آنان [[متزلزل]] می‌کند و [[زمامدار]] نیز حجتی بر آنان نخواهد داشت؛ زیرا [[سرقت]] و خیانت خود را توجیه می‌کنند و [[گناه]] آن را به گردن [[زمامداری]] که آنها را در [[محرومیت]] و [[نیازمندی]] نگاه داشته و در عین حال، اموال [[مردم]] را زیر دستشان قرار داده است، خواهند انداخت»<ref>فاضل لنکرانی، محمد، آیین کشورداری از دیدگاه امام علی{{ع}}، تقریر و تنظیم حسین کریمی، ص۱۵۸.</ref>.<ref>[[محمد علی حاجی‌ ده‌آبادی|حاجی‌ ده‌آبادی، محمد علی]]، [[پیشگیری از جرم (مقاله)|مقاله «پیشگیری از جرم»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۳۱۹.</ref>
====[[اصلاح]] [[نظام مالیاتی]]====
[[حضرت امیر]]، اصلاح نظام مالیاتی را مبنا و پایه دیگر [[اصلاحات]] می‌داند؛ چراکه همه مردم را نان‌خور [[مالیات]] و [[مالیات‌دهندگان]] برمی‌شمرد و [[آبادانی]] [[شهرها]] و ولایات را وابسته به آن می‌داند؛ البته در اصلاح نظام مالیاتی نیز سفارش می‌کند: باید به گونه‌ای [[رفتار]] شود که [[مصلحت]] مالیات‌دهندگان نیز مدّنظر قرار گیرد تا آنان از انجام دادن این مهم سر باز نزنند:
در کار [[خراج]]، چنان بنگر که صلاح خراج‌دهندگان باشد؛ زیرا بهبود خراج و خراج‌دهندگان، عامل [[اصلاح امور]] قشرهای [[جامعه]] است و تا کار خراج‌دهندگان سامان نپذیرد کار دیگران سامان نگیرد، که [[مردمان]] همگان، هزینه‌خوار خراج و خراج‌دهندگانند<ref>نهج البلاغه، نامه ۵۳.</ref>.
به همین سبب، [[امام علی]]{{ع}} در وضعیت بد [[اقتصادی]] و جغرافیایی چون [[آفت‌زدگی]]، کمی نزولات آسمانی و [[خشک‌سالی]]، به [[تخفیف]] در [[گرفتن مالیات]] سفارش می‌کند<ref>نهج البلاغه، نامه ۵۳.</ref>.<ref>[[محمد علی حاجی‌ ده‌آبادی|حاجی‌ ده‌آبادی، محمد علی]]، [[پیشگیری از جرم (مقاله)|مقاله «پیشگیری از جرم»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۳۲۰.</ref>
====توجه ویژه به [[محرومان]]====
در هر حکومتی همواره طبقاتی [[محروم]] و [[مستضعف]] وجود دارند که به عللی از تأمین نیازهای نخستین خود ناتوانند. گروهی از اینان [[خویشتن‌داری]] کرده، گروهی دیگر به گدایی دست می‌زنند. این مسئله خود می‌تواند عاملی در بزه‌دیدگی یا [[بزه‌کاری]] آنان باشد. [[حکومت]] موظف است دست‌کم [[نیازهای معیشتی]] اینان را از [[بیت‌المال]] برآورد. در این میان، [[یتیمان]] و بی‌سرپرستان و سالخوردگان و [[سالمندان]] باید از توجه ویژه‌ای برخوردار باشند. امام علی{{ع}} در [[نامه]] خود به [[مالک اشتر]] به صراحت بر این نکته تأکید ورزیده است<ref>نهج البلاغه، نامه ۵۳.</ref>. از سوی دیگر، یکایک افراد [[جامعه]] را به رفع نیاز [[مسکینان]] ترغیب می‌کند و [[مسکین]] روآورده به [[انسان]] را به مثابه [[فرستاده خدا]] می‌داند که پاسخ به او [[پاسخ‌گویی]] به [[خدا]] است<ref>نهج البلاغه، حکمت ۳۰۴.</ref>.<ref>[[محمد علی حاجی‌ ده‌آبادی|حاجی‌ ده‌آبادی، محمد علی]]، [[پیشگیری از جرم (مقاله)|مقاله «پیشگیری از جرم»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۳۲۱.</ref>
===[[حفظ کرامت]] و [[منزلت]] [[انسان‌ها]]===
از نیازهای اساسی [[آدمیان]]، [[حفظ]] و [[پاسداشت]] [[کرامت]]، [[حرمت]] [[آبرو]] و [[مقام]] و منزلت خود در [[اجتماع]] است. این نیاز برای انسان آن‌قدر [[ارزشمند]] است که گاه حاضر است از نیازهای معیشتی و ضرور خود نیز در حد امکان [[چشم]] بپوشد و کرامت خویش را نزد دیگران محفوظ نگاه دارد. [[آدمی]] به سبب همین نیاز از [[انحراف]] و کژروی [[بیم]] دارد و به آن نزدیک نمی‌شود؛ البته [[میزان]] توجه هر فرد به این نیاز و چگونگی ارضای آن، به نوع [[تربیت خانوادگی]] و نیز [[فرهنگ]] و [[نظام اجتماعی]] [[حاکم]] بر او بستگی دارد و چه بسا [[انسانی]] به علل گوناگون از این نیاز چشم می‌پوشد یا با توجیهات نادرست، خود را می‌فریبد. نکته مهم این است که بیدار‌سازی انسان‌ها برای توجه به این نیاز و نیز [[کوشش]] در جهت ارضای درست آن می‌تواند عاملی مهم در [[پیشگیری]] از جرایم به شمار آید.
[[امام علی]]{{ع}} در آموزش‌های عمومی خود با ترسیم دو الگوی شخصیتی [[کریم]] و [[لئیم]]، ویژگی‌ها و رفتارهای این دو را در عبارت‌های گوناگون برشمرده و از این طریق، [[مردم]] را به اتصاف به کرامت، [[ترغیب]] کرده است. از جمله ویژگی‌های کریمان در [[سخن امام]]، [[خویشتن‌داری]] و [[پرهیز]] از تن‌دادن به خواهش‌ها و هوس‌های زودگذر، [[نرم‌خویی]]، [[پایبندی به پیمان]]، [[آبروداری]] و ترجیح آبرو و [[ناموس]] بر [[ثروت]]، و [[بخشش]] را می‌توان نام برد<ref>در این زمینه، ر.ک: آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ص۳۴۵-۳۴۸.</ref>. در مقابل، انسان‌های لئیم، [[اسیر]] [[هوس‌ها]] و خواهش‌های خود و سخت‌دل و پیمان‌شکنند، به آبروی خویش وقعی نمی‌نهند، و ترجیح ثروت بر آبرو و ناموس، و [[انتقام‌جویی]] و [[کینه‌توزی]] از دیگر ویژگی‌های آنان است.
[[امام]] به [[کارگزاران]] و [[متولیان امر]] [[حکومت]]، [[رعایت]] اموری را سفارش می‌کند که [[حافظ]] کرامت مردم است و آنان را همچنان در مدار کرامت نگاه می‌دارد. اینک به برخی از این [[آموزه‌ها]] اشاره می‌شود:
====[[حفظ]] [[منزلت]] و [[ارزش]] همه افراد====
از جمله ویژگی‌ها و رفتارهایی که [[انسان‌ها]] به طور معمول دارند، «[[پیش‌داوری]]» است؛ به این معنا که بر حسب ساختارها و قالب‌های [[ذهنی]] خودشان -گرچه نادرست باشد- درباره [[رفتارها]] و [[شخصیت]] انسان‌های دیگر [[داوری]] می‌کنند که گاهی این نحوه نگرش و قضاوت‌ها بسیار متعصبانه است؛ به طور مثال، درباره [[دین‌داری]] کسانی که به [[باورها]] و [[اعتقادات]] آنان [[معتقد]] نیستند، تردید می‌کنند؛ در حالی که ممکن است باورها و اعتقادهای خود آنان از اساس [[باطل]] و نادرست باشد، یا بر فرض به کسی که شخصیتی خاص داشت یا مرتکب چند [[خطا]] شد و سزای [[رفتار]] خودش را نیز دید، به چشم [[انسان]] دارای [[حقوق]] و امتیازهای [[انسانی]] نگاه نمی‌کنند. چنین نگرشی بدون [[شک]] سبب فروریختن [[عزت]] و شکسته‌شدن [[حرمت]] شخصیت فرد می‌شود و می‌تواند عاملی در [[سوق]] دادن او به سوی [[بزه‌کاری]] باشد. نگرش حکومت و [[حاکمان]] به [[رعیت]] و [[فرودستان]] نیز از این قاعده مستثنا نیست؛ به همین جهت امام در [[نامه]] خود به [[مالک اشتر]] می‌فرماید:
و [[مهربانی]] بر رعیت و دوستی‌ورزیدن با آنان و مهربانی‌کردن با همگان را برای [[دل]] خود پوششی گردان و چون جانوری شکاری مباش که خوردنشان را [[غنیمت]] شماری؛ زیرا رعیت دو دسته‌اند: یا [[برادر دینی]] تواَند یا همانند تو در [[آفرینش]]<ref>نهج البلاغه، نامه ۵۳.</ref>.<ref>[[محمد علی حاجی‌ ده‌آبادی|حاجی‌ ده‌آبادی، محمد علی]]، [[پیشگیری از جرم (مقاله)|مقاله «پیشگیری از جرم»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۳۲۲.</ref>
====پوشاندن عیب‌های کوچک [[مردم]]====
در [[نظام]] [[پیشگیری]] [[اسلامی]]، با همه خطاهای مردم، آشکارا برخورد نمی‌شود؛ بلکه با [[استنباط]] مجموع [[آموزه‌های دینی]]، اصل و قاعده اولی در برخورد با [[لغزش‌ها]] و [[خطاها]] - به ویژه اگر خطاکننده شخصیت سالمی داشته و بر اثر [[غفلت]] یا علل و عواملی دچار [[انحراف]] شده باشد و نیز اگر [[خطا]] فاحش نباشد- پنهان نگاه‌داشتن آن و برخوردی از روی [[تغافل]] با فرد است. همه این [[تدابیر]] بدان سبب است که شخصیت فرد و [[کرامت]] و [[حرمت]] او در [[اجتماع]] و نزد همگان محفوظ بماند.
بر اساس مطالعه‌ها و یافته‌های [[دانشمندان]]، برخوردهایی که به شکسته‌شدن حرمت و شخصیت افراد، به ویژه [[نوجوانان]] و [[جوانان]]، در اجتماع و [[خانواده]] منجر می‌شود، از جمله عوامل مؤثر در [[بزه‌کاری]] است؛ به همین جهت باید کوشید که تا حد ممکن، [[عزت نفس]] و [[ارزشمندی]] افراد [[پاس]] داشته شود. [[امیرمؤمنان]]{{ع}} در این زمینه به [[کارگزار]] خود می‌نویسد:
{{متن حدیث|فَإِنَّ فِي النَّاسِ عُيُوباً، الْوَالِي أَحَقُّ مَنْ سَتَرَهَا، فَلَا تَكْشِفَنَّ عَمَّا غَابَ عَنْكَ مِنْهَا، فَإِنَّمَا عَلَيْكَ تَطْهِيرُ مَا ظَهَرَ لَكَ}}<ref>نهج البلاغه، نامه ۵۳.</ref>؛ «همانا مردم عیوبی دارند که [[رهبر]] [[امت]]، در پنهان داشتن آن از همه سزاوارتر است؛ پس مبادا آن‌چه را بر تو پنهان است، آشکار گردانی و باید آن‌چه را هویدا است، بپوشانی».<ref>[[محمد علی حاجی‌ ده‌آبادی|حاجی‌ ده‌آبادی، محمد علی]]، [[پیشگیری از جرم (مقاله)|مقاله «پیشگیری از جرم»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۳۲۳.</ref>
====[[بزرگداشت]] [[نیکوکاران]]====
از جمله اموری که زمینه‌های [[بزه]]‌کاری افراد را فراهم می‌سازد، عدم وجود نظام درست [[پاداش]] و [[تنبیه]] است. اگر در [[نظام اداری]] و اجرایی اجتماع، بین [[نیکوکار]] و [[بدکار]] تفاوت نباشد، اندک‌اندک انگیزه‌های [[نیک]] و خیرخواهانه از بین رفته، افراد ارتکاب [[اعمال سوء]] را برای خود روا می‌شمرند. حتی اگر در نظام تشویقی نیز بین افراد به تناسب نوع و نحوه کارشان تفاوت نباشد، این امر سبب [[کم‌کاری]] و انحراف‌های شغلی دیگر می‌شود؛ بنابراین، وجود [[نظام]] تشویقی و تنبیهی مناسب می‌تواند بسیاری از زمینه‌های بزه‌کاری را از میان بردارد. [[سخن امام علی]]{{ع}} در این زمینه به [[مالک اشتر]] چنین است: «هرگز نیکوکار و بدکار در نظرت یکسان نباشند؛ زیرا نیکوکاران به [[نیکوکاری]] بی‌رغبت و [[بدکاران]] به [[بدکاری]] [[تشویق]] می‌شوند»<ref>نهج البلاغه، نامه ۵۳.</ref>.<ref>[[محمد علی حاجی‌ ده‌آبادی|حاجی‌ ده‌آبادی، محمد علی]]، [[پیشگیری از جرم (مقاله)|مقاله «پیشگیری از جرم»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۳۲۳.</ref>
===گسترش فضای [[دینی]] و پرورش [[روحیه]] [[دین‌داری]]===
از دیگر اولویت‌های اساسی [[پیشگیری از جرم]] که از [[گفتار امام علی]]{{ع}} استفاده می‌شود و به جرئت می‌توان آن را اساسی‌ترین اقدام در پیشگیری از جرم دانست، [[کوشش]] در جهت افزایش و تثبیت [[باورهای دینی]] [[مردم]] است. تأملی در آموزه‌های گرانسنگ [[مولای متقیان]]{{ع}} این مطلب را روشن می‌کند که دین‌داری، عاملی در خشکاندن چشمه‌های [[فساد]] و [[تباهی]] است و در مقابل سرنخ همه جرایم و [[گناهان]] را باید در نبود یا [[ضعف]] [[دینداری]] [[حقیقی]] و درست افراد جست. بسیاری از کارشناسان مسائل [[اجتماعی]] و جرم‌شناسان نیز [[اذعان]] دارند که کنارگذاشتن [[باورها]] و اعتقادهای دینی و گرایش‌های مذهبی، و عدم [[التزام به احکام دینی]]، عامل بسیاری از [[نابهنجاری‌ها]] و کژروی‌های [[آدمی]] است<ref>برای مثال، ژان برژه در تشریح علل گسترش اعتیاد می‌نویسد: «باید این واقعیت آشکار را بپذیریم که مصرف «تریاک» (یا مخدرهای دیگر) دقیقاً از زمانی اوج گرفت که نگرش‌های مذهبی از اذهان، یا دست‌کم از بخش آگاهانه آن پاک شد». (ر.ک: اعتیاد و شخصیت، ترجمه توفان گرگانی، ص۷۸) درباره رابطه معکوس بین جرم و دین‌داری، ر.ک: ایوانز. تی. دیوید و دیگران، «بررسی مجدد رابطه دین و جرم»، ترجمه علی سلیمی، فصلنامه حوزه و دانشگاه، سال ششم، شماره ۲۳، ص۱۴۲ – ۱۷۸.</ref>؛ به همین جهت، از جمله سفارش‌های مجامع بین‌المللی و کنگره‌های پیشگیری از جرم، تقویت بنیان‌های مذهبی است؛ به طور مثال، [[کنگره]] نهم پیشگیری از جرم و [[اصلاح]] [[سازمان ملل متحد]]، [[مذهب]] را یکی از عوامل مؤثر در سالم‌سازی [[جامعه]] و [[پیشگیری]] از رفتارهای مجرمانه و منحرفانه دانسته است<ref>ر.ک: نجفی ابرندآبادی، علی‌حسین، «سیاست جنایی سازمان ملل متحد»، مجله تحقیقات حقوقی، شماره ویژه، ص۴۴۷.</ref>.
حال [[پرسش]] اصلی این است که [[دین‌داری]] چگونه می‌تواند چنین نقش پیشگیرانه‌ای را ایفا کند. گرچه پاسخ گسترده به این پرسش، در گنجایش این مقال نیست و شایسته است مراکز [[علمی]] به انجام تحقیقات میدانی و نظری در این زمینه توجه کنند، به اختصار به تشریح برخی از جنبه‌های این مسئله می‌پردازیم.
====[[خداباوری]] و تأثیر آن بر کاهش [[جرم]]====
از جمله آموزه‌های اساسی و محوری [[ادیان الهی]]، پذیرش خداوندی است که همه هستی را آفرید و [[تدبیر]] ریز و درشت همه امور در [[قدرت]] او است<ref>در زمینه نقش جهان‌بینی و آموزه‌های دینی، ر.ک: هاشمی شاهرودی، سید محمود، قوانین جزائی از نظر اسلام، به قلم سید علی اشکوری، ص۱۲-۱۹.</ref>. او به همه [[آدمیان]] [[رحمت]]، و از تمام [[کردار]] آنان [[آگاهی]] دارد، حسابگر [[روز جزا]] است و [[آدمی]] باید در برابرش پاسخ‌گو باشد. در ادیان الهی [[خدا]] موجودی نیست که آدمی را [[آفریده]] باشد؛ آن‌گاه او را به خود واگذاشته و هیچ [[تسلط]] و قدرتی بر او نداشته باشد. [[باور]] به وجود خداوندی [[رحیم]] و [[مهربان]] که دستگیر آدمی در [[سختی‌ها]] است و پذیرش [[رضا]] و قدر او می‌تواند [[انسان]] را در حالات [[دشواری]] که خود از جمله عوامل کشیده‌شدن انسان به [[انحراف]] است، باز دارد. از سوی دیگر، [[اعتقاد]] به خداوندی حاضر و ناظر بر ظاهر و [[باطن]] و [[خلوت]] و جلوت آدمی، عامل بازدارنده بسیار مهمی به شمار می‌آید. به این [[آموزه‌ها]] دقت کنید:
{{متن قرآن|وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ}}<ref>«و همانا ما انسان را آفریده‌ایم و آنچه درونش به او وسوسه می‌کند می‌دانیم و ما از رگ گردن به او نزدیک‌تریم» سوره ق، آیه ۱۶.</ref>.
{{متن قرآن|إِنْ تُبْدُوا مَا فِي أَنْفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوهُ يُحَاسِبْكُمْ بِهِ اللَّهُ}}<ref>«اگر آنچه در دل دارید آشکار یا پنهان کنید، خداوند حساب آن را از شما باز خواهد خواست» سوره بقره، آیه ۲۸۴.</ref>.
{{متن قرآن|أَمْ يَحْسَبُونَ أَنَّا لَا نَسْمَعُ سِرَّهُمْ وَنَجْوَاهُمْ بَلَى وَرُسُلُنَا لَدَيْهِمْ يَكْتُبُونَ}}<ref>«آیا گمان می‌دارند که ما راز و رازگویی آنان را نمی‌شنویم؟ چرا، (می‌شنویم) و فرستادگان ما نزد آنان (آنها را) می‌نویسند» سوره زخرف، آیه ۸۰.</ref>.
{{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَيْكُمْ رَقِيبًا}}<ref>«بی‌گمان خداوند چشم بر شما دارد» سوره نساء، آیه ۱.</ref>.
{{متن قرآن|وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنْتُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ}}<ref>«و هر جا باشید او با شماست و خداوند به آنچه انجام می‌دهید بیناست» سوره حدید، آیه ۴.</ref>.
{{متن قرآن|مَا يَكُونُ مِنْ نَجْوَى ثَلَاثَةٍ إِلَّا هُوَ رَابِعُهُمْ وَلَا خَمْسَةٍ إِلَّا هُوَ سَادِسُهُمْ وَلَا أَدْنَى مِنْ ذَلِكَ وَلَا أَكْثَرَ إِلَّا هُوَ مَعَهُمْ أَيْنَ مَا كَانُوا}}<ref>«هیچ رازگویی میان سه نفر رخ نمی‌دهد مگر که او چهارمین آنهاست و نه میان پنج تن مگر که او ششمین آنهاست و نه کمتر از آن و نه بیشتر از آن مگر که او هر جا باشند با آنهاست» سوره مجادله، آیه ۷.</ref>.
به [[راستی]]، شخصیتی که با چنین نگرشی شکل یافته، آیا به آسانی به ارتکاب جرایم تن می‌دهد؟ کدام [[دولت]] و [[حکومتی]] است که بتواند چنین رقیب درونی و بیرونی همیشه و همه‌جا حاضر و ناظری را برای [[انسان]] طراحی و [[اجرا]] کند؟<ref>در این زمینه، ر.ک: یالجن، مقداد، التربیة الاسلامیة و دورها فی مکافحة الجریمه، فصل دوم.</ref> آموزه‌های گرانسنگ [[پیشوایان دینی]] در این زمینه، همه [[تفسیری]] از [[آیات]] خداوندی است. تأکید بر [[تقوای الهی]] از جمله اموری است که در [[گفتار معصومان]] به دفعات [[تکرار]] شده است. سفارش فرد و [[اجتماع]] و [[کارگزاران حکومتی]] بر تقوای الهی، دقیقاً در جهت [[سیاست]] [[ترویج]] [[دین‌داری]] و تثبیت [[خدامحوری]] و [[خداباوری]] در [[زندگی فردی]] و [[اجتماعی]] است که به تصریح و ضمانت [[امام علی]]{{ع}}، عامل بازدارنده از [[انحراف‌ها]] و [[پلیدی‌ها]] به شمار می‌رود.
{{متن حدیث|فَإِنَّ التَّقْوَى فِي الْيَوْمِ الْحِرْزُ وَ الْجُنَّةُ وَ فِي غَدٍ الطَّرِيقُ إِلَى الْجَنَّةِ... أَلَا فَصُونُوهَا وَ تَصَوَّنُوا بِهَا}}<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۹۱.</ref>؛
«به [[درستی]] که تقوای الهی در این [[دنیا]]، مانع [از [[بدبختی]] و نابودی] و سپری [در مقابل [[انحراف‌ها]]] و در [[آخرت]]، راه رسیدن به [[بهشت]] است.... [[آگاه]] باشید، از [[تقوا]] [[مراقبت]]، و خویشتن را با آن [[حفظ]] کنید».
امیرالمؤمنین علی{{ع}}، تقوای الهی را مرکبی [[رام]]، [[مطیع]] و راهوار می‌داند که [[آدمی]] را به سرمنزل [[سعادت]] می‌رساند و [[شهوات]] را مرکب‌هایی [[سرکش]] و چموش می‌داند که صاحب خود را در [[آتش]] [[بدبختی]] می‌افکند. از دیدگاه او تقوای الهی پناهگاهی محکم و بلند است که پناهندگان خود را از [[سقوط]] و [[گمراهی]] [[محافظت]] می‌کند و ریشه همه [[گناهان]] و جرایم را می‌زداید<ref>{{متن حدیث|أَنَّ التَّقْوَى دَارُ حِصْنٍ عَزِيزٍ وَ الْفُجُورَ دَارُ حِصْنٍ ذَلِيلٍ لَا يَمْنَعُ أَهْلَهُ وَ لَا يُحْرِزُ مَنْ لَجَأَ إِلَيْهِ. أَلَا وَ بِالتَّقْوَى تُقْطَعُ حُمَةُ الْخَطَايَا}}؛ «تقوا، دژی محکم و شکست‌ناپذیر است، اما هرزگی، خانه‌ای در حال فروریختن و خوارکننده است که از ساکنان خود دفاع نکرده، کسی که بدان پناه برد در امان نیست. آگاه باشید که با تقوا ریشه گناهان را می‌توان برید». (نهج البلاغه، خطبه ۱۵۷)</ref>، و انسان را از هر نابودی می‌رهاند: {{متن حدیث|فَإِنَّ تَقْوَى اللَّهِ... نَجَاةٌ مِنْ كُلِّ هَلَكَةٍ}}<ref>نهج البلاغه، خطبه ۲۳۰.</ref>. [[مرتضی مطهری]] با [[تصدیق]] به اینکه فقدان این عنصر در [[زندگی]] [[بشر]]، باعث [[تزلزل]] اساسی زندگی می‌شود و هیچ چیزی جای این عنصر را نمی‌گیرد، می‌نویسد:
از [[ابتلائات]] [[روز]] ما، موضوع زیادی [[قوانین]] و [[مقررات]] و [[تغییر]] و تبدیل‌های پشت سر هم است. برای موضوعات بالخصوص هی [[قانون]] وضع می‌شود. مقررات معین می‌گردد. آیین‌نامه می‌سازند. باز می‌بینند منظور حاصل نشد، قوانین را تغییر و تبدیل می‌دهند. بر مقررات و آیین‌نامه‌ها افزوده می‌شود و باز مطلوب حاصل نمی‌گردد؛ البته شکی نیست که قانون نیز به نوبه خود، یکی از [[حقایق]] زندگی است. گذشته از قوانین کلی [[الهی]]، [[مردم]] احتیاج دارند به یک سلسله قوانین و مقررات [[مدنی]]؛ ولی آیا می‌توان تنها با وضع و تکثیر قانون [[جامعه]] را [[اصلاح]] کرد؟ قانون حد و [[مرز]] معین می‌کند؛ پس باید [[قوه]] و نیرویی در خود مردم باشد که این حدود و مرزها را [[محترم]] بشمارد و آن همان است که به آن نام [[تقوا]] داده‌اند<ref>مطهری، مرتضی، ده گفتار، ص۲۰-۲۱.</ref>.
وی در ادامه از برخی [[مشکلات]] و [[مفاسد اجتماعی]] (افزایش [[طلاق]]، تقلب‌های انتخاباتی، و [[جنایت]] و [[دزدی]]، [[غش]] و [[تقلب]] در معامله‌ها و اجناس و...) که تقوا می‌تواند عامل مؤثری در رفع آنها باشد، نام می‌برد و تصریح می‌کند که بدون تردید، باید [[ضعف]] نیروی [[ایمان]] و خرابی حصار تقوا را عامل مهم این [[مفاسد]] شمرد<ref>مطهری، مرتضی، ص۲۲.</ref>.<ref>[[محمد علی حاجی‌ ده‌آبادی|حاجی‌ ده‌آبادی، محمد علی]]، [[پیشگیری از جرم (مقاله)|مقاله «پیشگیری از جرم»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۳۲۵.</ref>
====[[آخرت‌محوری]] و نقش آن در کاهش [[جرم]]====
از جمله کارکردهای مهم [[دین‌داری]] که نقش بسیاری در کاهش جرایم و [[پیشگیری]] از مفاسد دارد، [[یقین]] به [[قیامت]] و روز [[حسابرسی]] است. [[انسانی]] که به [[آخرت]] [[معتقد]] است و آن را منزلگاه [[ابدی]] خویش می‌داند و [[اعتقاد]] دارد که ریز و درشت اعمالش را باید در آن روز پاسخ‌گو باشد و او را از [[پاداش]] یا [[عذاب الهی]] گریزی نیست، در سنجش [[سود]] و [[زیان]] [[رفتار]] خویش، فقط به محاسبه‌ها و پیامدهای [[دنیایی]] توجه نمی‌کند؛ بلکه بیش‌ترین توجه خود را متوجه پیامدهای [[آخرتی]] [[اعمال]] خود می‌داند و از این راه، هرگز [[لذت‌ها]] و [[منافع]] دنیایی و زودگذر حاصل از [[ارتکاب جرم]] را به پیامدهای سخت و جانکاه آخرتی آن ترجیح نمی‌دهد<ref>از نظریات مشهور بزه، نظریه اقتصادی بزه و نظریه تفکر عقلانی بزه است، بکر (۱۹۶۸م) معتقد است که بزه‌کاران بالقوه با توجه به نتایج تخمین هزینه و منافع، فعالیت‌های مشروع یا نامشروع را مرتکب می‌شوند. ارلیش نیز در دیدگاهی مشابه، به مسئله هزینه‌های جرم (احتمال دستگیری، میزان مجازات و...) توجه کرده است. نتلر در الگوی بزه عقلانی خود نیز به مسئله سودآوری بزه به صورت امری که نوعی دلیل خوب بر ارتکاب بزه به شمار می‌آید، توجه کرده است.</ref>. تأثیر آخرت‌باوری در رفتارهای [[آدمی]] و نقش آن در [[زندگی]] انسانی، به گونه‌ای است که [[امام]] به صراحت از رابطه مستقیم میان این [[باور]] و پیشگیری از [[گناه]] و رفتارهای مجرمانه یاد می‌کند و می‌فرماید: {{متن حدیث|مَنْ أَكْثَرَ مِنْ ذِكْرِ الْآخِرَةِ قَلَّتْ مَعْصِيَتُهُ}}<ref>آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۵، ص۳۶۵، ح۳۶۵/۵.</ref>؛ «کسی که بسیار یاد آخرت کند، گناهش کاهش یابد».
«[[آگاه]] باشید، به [[خدا]] [[سوگند]]، [[یاد مرگ]] مرا از [[شوخی]] و کارهای [[بیهوده]] بازمی‌دارد؛ ولی او [= [[عمروعاص]]] را [[فراموشی]] آخرت از سخن [[حق]] بازداشته است»<ref>نهج البلاغه، خطبه ۸۴.</ref>. به سبب نقش عظیم این باور در [[جلوگیری از انحراف]] و [[فساد]]، [[امام علی]]{{ع}} [[کارگزاران]] و [[مردم]] را به تمرین مرگ‌باوری سفارش می‌کرد و آن را از جمله روش‌های [[پیامبر]] در جهت [[پیشگیری]] از فساد می‌دانست. امام در نامه‌ای [[خطاب]] به [[مردم مصر]] نوشت:
پس هرگاه [[شهوت‌ها]] به شما روی آورند، بسیار [[مرگ]] را به یاد آورید که این برای پند‌آموزی کافی است. [[رسول خدا]]{{صل}} [[یاران]] خود را پیوسته به یادآوری مرگ سفارش می‌کرد و می‌فرمود: «مرگ را بسیار یاد کنید؛ زیرا برهم زننده [[لذت‌ها]] و مانعی بین شما و شهوت‌ها است»<ref>شیخ طوسی، الامالی، ص۲۸.</ref>.
در جرم‌شناسی، از جمله ویژگی‌های برخی بزه‌کاران، داشتن [[آرزوها]] و هوس‌های بسیار و لجام‌گسیختگی، [[تعلقات مادی]] و [[دنیایی]] فراوان و [[عطش]] رو به فزون مقام‌طلبی و ثروت‌خواهی است، و یاد مرگ دارویی مؤثر در برطرف شدن این زمینه‌ها است. امام علی{{ع}} می‌فرماید:
هان! آن‌گاه که به [[کارهای زشت]] [[شتاب]] می‌آورید، برهم زننده لذت‌ها و تیره‌کننده شهوت‌ها و برنده آرزوها را به یاد آرید<ref>نهج البلاغه، خطبه ۹۹.</ref>.
در [[سیره عملی امام علی]]{{ع}} نیز توجه دادن به مرگ‌باوری برای پیشگیری از [[انحراف]] دیده می‌شود؛ نمونه بارز آن ماجرایی است که خود امام درباره برادرش [[عقیل]] نقل می‌کند که چگونه از امام تقاضای دست‌درازی به [[بیت‌المال]] و [[تجاوز به حقوق]] عمومی را داشت و امام با نزدیک کردن آهنی گداخته به دستش، او را متوجه [[عذاب]] [[آخرتی]] [[خداوند]] کرد<ref>نهج البلاغه، خطبه ۲۲۴.</ref>.<ref>[[محمد علی حاجی‌ ده‌آبادی|حاجی‌ ده‌آبادی، محمد علی]]، [[پیشگیری از جرم (مقاله)|مقاله «پیشگیری از جرم»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۳۲۷.</ref>
====[[التزام]] به [[رفتارها]] و [[احکام دینی]] و [[پیشگیری از جرم]]====
[[دین اسلام]] مجموعه احکامی را در قالب عناوین [[واجب]]، [[حرام]]، [[مستحب]] و [[مکروه]] به [[پیروان]] خود عرضه می‌کند. رفتارهایی که هیچ‌یک از این عناوین بر آنها [[صدق]] نکند، در زمره [[مباحات]] قرار می‌گیرند. این [[احکام]]، بی‌ملاک و مبنا وضع نشده و همگی در جهت [[سعادت]] دنیایی و آخرتی انسانند؛ به طور مثال، [[خداوند متعال]] در بیان تأثیر [[نماز]] می‌فرماید: {{متن قرآن|إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ}}<ref>«نماز از کار زشت و کار ناپسند باز می‌دارد» سوره عنکبوت، آیه ۴۵.</ref>. از جمله فلسفه‌هایی که [[پیشوایان دینی]] ما در تبیین علل وضع این احکام بیان کرده‌اند، [[پیشگیری]] از انحراف و [[فساد]] [[انسان]] و [[سوق]] دادن او به [[کمالات]] است. [[امام علی]]{{ع}} نیز [[پایبندی به احکام]] [[الهی]] را عامل مهمی در پیشگیری از جرم، و ترک [[طاعات]] الهی را سبب افزایش جرایم می‌داند: {{متن حدیث|إِذَا قَلَّتِ الطَّاعَاتُ كَثُرَتِ السَّيِّئَاتُ}}<ref>آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۳، ص۱۲۷، ح۴۰۲۹.</ref>؛ «هنگامی که [[اطاعت]] از فرمان‌های خداوندی کم شود، [[گناهان]] افزایش می‌یابد».
یکی از مهمترین عوامل بازدارنده از [[جرم]]، [[دین‌داری]] است. داشتن رابطه‌ای مستحکم با خداوند، [[ترس]] از [[قیامت]]، [[اعتقاد]] به [[حسابرسی]] [[روز جزا]] و [[پایبندی به احکام دینی]]، نقش بسیار مؤثری در کاهش جرم دارد. کاهش [[میزان]] جرم (آمارهای جنایی) در ماه‌های [[محرم]] یا [[رمضان]] خود [[شاهد]] این مدعا است.
[[جامعه‌شناسان]] به این نتیجه رسیده‌اند که دست‌کم برخی از ابعاد [[دین]] را می‌توان دارای نقشی بازدارنده در خصوص لااقل، برخی از انواع رفتارهای غیر قانونی به [[حساب]] آورد! آنان همچنین بر آنند که دین نیز این نقش بازدارندگی را دست‌کم در برخی اوضاع و احوال ایفا خواهد کرد<ref>ایوانز، تی، دیوید و دیگران، ترجمه علی سلیمی، بررسی رابطه مجدد دین و جرم، ص۱۴۳.</ref>.
اگر فعالیت‌های [[دینی]]، به صورت گروهی و شبکه‌های [[اجتماعی]] انجام گیرد، به گونه‌ای که بتوان از [[فرهنگ دینی]] سخن گفت، این وضعیت را بیشتر نمودار می‌سازد. تأثیر فعالیت‌های دینی به ویژه در شبکه‌های اجتماعی از نظر برخی [[محققان]]، به مراتب بیش از جنبه‌های دیگر دین‌داری است. ایوانز اظهار می‌دارد:
نه [[باورها]] (ترس از [[آتش دوزخ]]) و نه نگرش‌های دینی (برجستگی [[نفوذ]] دین در فرد) هیچ‌یک به اندازه رفتارهای عملی فرد (فعالیت‌های دینی) در بازداشتن وی از ارتکاب [[بزه]] اهمیت ندارد. رفتارهایی که به نوبه خود نیازمند غوطه‌ور شدن فرد در شبکه‌های دینی، یعنی در اجتماعی از [[مؤمنان]] است<ref>ایوانز، تی، دیوید و دیگران، ترجمه علی سلیمی، بررسی رابطه مجدد دین و جرم، ص۱۶۳.</ref>.
بدین ترتیب، [[وظیفه]] [[دولت]] این است که بکوشد شبکه‌های [[قوی]] اجتماعی [[دین‌داران]] را تقویت کند و از راه [[تشویق]] افراد به فعالیت‌های دینی، به ویژه فعالیت‌های گروهی به تثبیت باورهای مذهبی در افراد بکوشد.<ref>[[محمد علی حاجی‌ ده‌آبادی|حاجی‌ ده‌آبادی، محمد علی]]، [[پیشگیری از جرم (مقاله)|مقاله «پیشگیری از جرم»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۳۲۹.</ref>
===[[اصلاح]] [[ارتباطات]] اجتماعی===
از دیگر اولویت‌ها و برنامه‌ها در سخنان و [[سیره امام علی]]{{ع}} برای [[پیشگیری از جرم]]، تصحیح ارتباطات اجتماعی و [[کوشش]] در جهت بهینه‌سازی فرآیند اجتماعی‌شدن و [[جامعه‌پذیری]] است. در مباحث مهم مطرح در نظریه‌های [[جامعه‌شناختی]] و نیز [[روان‌شناختی]] اجتماعی، بر نقش شبکه‌های [[روابط اجتماعی]]، [[خانواده]]، گروه‌ها، معاشران و همسالان و نیز سران و الگوهای اجتماعی در [[رشد]] پدیده شوم [[بزه‌کاری]] تأکید شده است، تا آنجا که برخی چون لاکاسانی این‌گونه وضعیت‌های محیطی را به مثابه محیط کشت می‌دانند که بزه‌کاری (به مثابه میکرب) در آن رشد می‌کند. در [[گفتار امام علی]]{{ع}} آموزه‌های [[ارزشمندی]] را می‌توان یافت که از اهتمام حضرت به خشکاندن زمینه‌های اجتماعی رشد و پرورش بزه حکایت دارد و اشاره به برخی از این [[آموزه‌ها]] سودمند و لازم است:
====سفارش به [[پرهیز]] از [[پیروی]] الگوهای [[منحرف]]====
[[روان‌شناسان]] اجتماعی بر این نکته اتفاق دارند که بخش عمده‌ای از رفتارهای [[انسان]] در جریان [[تقلید]] و همانندسازی، از [[الگوها]] و اشخاصی شکل می‌گیرد که به عللی (درونی یا بیرونی یا هر دو) دارای نوعی [[قدرت]] یا [[اقتدار]] در افرادند و بسته به اینکه این الگوها چه شخصیتی داشته باشند و چه نوع [[رفتاری]] از خود بروز دهند، [[رفتار]] فرد نیز شکل می‌گیرد. [[متون مقدس]] [[دینی]] به روشنی تمام این نکته را خاطرنشان می‌سازد که یکی از مهم‌ترین علل انحراف‌های [[انسان‌ها]] و از ریشه‌های اصلی رفتارهای منحرفانه و مجرمانه، متنفذان صاحب‌منصبانی هستند که به نوعی یا [[تسلط معنوی]] و [[روحی]] بر افراد یافته‌اند یا به سبب [[جایگاه اجتماعی]] و قرارگرفتن در طبقات بالای اجتماعی و در دست داشتن منابع و امکانات مورد نیاز [[آدمیان]]، از قدرت و اقتدار برخوردارند. از نوع اول می‌توان عالمانی را مثال زد که به سبب [[دانش]] خویش از نوعی [[احترام]] و [[تقدیس]] اجتماعی برخوردار و مقلد عموم مردمند؛ اما به سبب [[فساد]] درون و گرفتاربودن در دام [[هواهای نفسانی]] می‌توانند جامعه‌ای را به [[انحراف]] و [[تباهی]] بکشانند. [[امام علی]]{{ع}} در این زمینه می‌فرماید:
{{متن حدیث|زَلَّةُ الْعَالِمِ كَانْكِسَارِ السَّفِينَةِ تَغْرَقُ وَ تُغْرِقُ مَعَهَا غَيْرَهَا}}<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۲۰، باب ۹۴۶، ص۳۴۳.</ref>؛ «[[لغزش]] و انحراف عالم، مانند شکسته شدن کشتی است که خود در دریا [[غرق]] می‌شود و با آن گروهی نیز غرق می‌گردند».
از دسته دوم نیز می‌توان به [[امیران]] و [[حاکمان]] اشاره کرد که به گفته [[امام]]، تأثیر آنها در افراد [[جامعه]] بیش‌تر از تأثیر [[پدران]] است:
{{متن حدیث|النَّاسُ بِأُمَرَائِهِمْ أَشْبَهُ مِنْهُمْ بِآبَائِهِمْ}}<ref>مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۷۸، باب ۱۶، ص۴۶، ح۵۷.</ref>؛ «[[مردم]] به حاکمان و [[پیشوایان]] خود شبیه‌ترند تا به پدران خود».
[[حضرت امیر]]{{ع}} در آموزه‌های گرانسنگ خویش، مردم را از [[پیروی]] و [[اطاعت]] این‌گونه الگوهای [[اجتماعی]] بازمی‌دارد:
[[آگاه]] باشید! زنهار! زنهار! از پیروی و [[فرمان‌بری]] سران و بزرگانتان، آنان که به اصل و حسب خود می‌نازند و خود را بالاتر از آن‌چه هستند، می‌پندارند. آنان شالوده [[تعصب جاهلی]]، و ستون‌های [[فتنه]]، و شمشیرهای [[تفاخر]] جاهلیتند؛ پس، از [[خدا]] [[پروا]] کنید، و با نعمت‌های [[خدادادی]] درگیر نشوید و به فضل و [[بخشش]] او [[حسادت]] نورزید و از [[فرومایگان]] اطاعت نکنید<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۹۲.</ref>.
امام به [[عالمان]] و امیران نیز سفارش می‌کند که به لحاظ مقامشان در جامعه، پیش از [[هدایت]] دیگران باید به [[تعلیم]] و [[تأدیب]] خویش بپردازند<ref>آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۳، ص۳۶۲، ح۴۷۴۶.</ref>.<ref>[[محمد علی حاجی‌ ده‌آبادی|حاجی‌ ده‌آبادی، محمد علی]]، [[پیشگیری از جرم (مقاله)|مقاله «پیشگیری از جرم»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۳۳۱.</ref>
====سفارش به [[پرهیز]] از [[همنشینی]] با پلیدان====
[[دوستان]] تأثیر فراوانی بر [[شخصیت]] [[آدمی]] دارند و [[سعادت]] و [[شقاوت]] او را رقم می‌زنند. [[همنشینان]] [[فاسد]] و ناباب، جدا از آن‌که می‌توانند عرضه‌کننده [[الگوهای رفتاری]] ناصواب و منحرفانه باشند، از طریق [[همراهی]]، [[تأیید]] و تقویت رفتارهای نابخردانه آدمی، به [[گمراهی]] بیش‌تر او کمک می‌کنند. افزون بر این، این‌گونه [[معاشرت‌ها]] می‌تواند فرصت‌های لازم را برای ارتکاب [[بزه]] فراهم آورد؛ زیرا با این‌گونه معاشرت‌ها، شریکان، معاونان و [[مشاوران]] [[جرم]] به خوبی یافت می‌شوند. [[امام علی]]{{ع}} بر این نکته تصریح دارد که [[معاشرت]] با [[اشرار]] و پلیدان، مانند [[بازی]] و تماس با [[آتش]] است که [[انسان]] را می‌سوزاند و از بین می‌برد:
{{متن حدیث|إِيَّاكَ وَ مُعَاشَرَةَ الْأَشْرَارِ فَإِنَّهُمْ كَالنَّارِ مُبَاشَرَتُهَا تُحْرِقُ}}<ref>آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۲، ص۲۸۹، ح۲۶۴۱.</ref>؛ «از همنشینی با پلیدان بپرهیز؛ زیرا اینان به آتشی می‌مانند که ارتباط نزدیک با آن سوزاننده است».
و کسانی که در مجالس اشرار حاضر می‌شوند، از [[بلا]] و گرفتاری‌های آن در [[امان]] نخواهند بود:
{{متن حدیث|لَا يَأْمَنُ مُجَالِسُو الْأَشْرَارِ غَوَائِلَ الْبَلَاءِ}}<ref>آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۶، ص۴۱۱، ح۱۰۸۲۳.</ref>؛ «همنشینان بدان از آثار و پیامدهای بلا ایمن نیستند».
به همین دلیل، [[امام]] همنشینی با [[فاسقان]] را نیز منع می‌کند و می‌فرماید:
{{متن حدیث|إِيَّاكَ وَ مُصَاحَبَةَ الْفُسَّاقِ فَإِنَّ الشَّرَّ بِالشَّرِّ مُلْحَقٌ}}<ref>نهج البلاغه، نامه ۶۹.</ref>؛ «از همراهی با پست‌صفتان بپرهیز؛ زیرا [[بدی]] و [[پستی]] به پستی پیوند می‌خورد».
امام ضمن پرهیزدادن افراد از همنشینی با شروران و فاسدان، به لحاظ اینکه انسان از داشتن [[رفیق]] و همراه ناگزیر است و این از نیازهای او به شمار می‌رود، به همنشینی با [[صالحان]] و [[نیکان]] سفارش می‌کند:
{{متن حدیث|جَانِبُوا الْأَشْرَارَ وَ جَالِسُوا الْأَخْيَارَ}}<ref>آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۳، ص۳۶۲، ح۴۷۴۶.</ref>؛ «از پلیدان دوری گزینید و با نیکان [[همنشین]] شوید».
{{متن حدیث|قَارِنْ أَهْلَ الْخَيْرِ تَكُنْ مِنْهُمْ وَ بَايِنْ أَهْلَ الشَّرِّ تَبِنْ عَنْهُمْ}}<ref>آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۴، ص۵۱۴، ح۶۸۰۵.</ref>؛ «با نیکان همراه شو تا از آنان شوی و از بدان دور شو تا از آنان جدا شوی».<ref>[[محمد علی حاجی‌ ده‌آبادی|حاجی‌ ده‌آبادی، محمد علی]]، [[پیشگیری از جرم (مقاله)|مقاله «پیشگیری از جرم»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۳۳۲.</ref>
====سفارش به تقویت [[پیوندهای اجتماعی]]====
قوام و بقای [[اجتماع]]، به کمیت و کیفیت پیوندهای افراد آن بستگی دارد. این امر، خود، به عواملی چون [[میزان]] [[مدارا]] و [[تسامح]] و [[تساهل]] افراد درباره خطاهای دیگران، [[روحیه]] [[همکاری]] با یکدیگر و عوامل دیگر وابسته است؛ به گونه‌ای که حساسیت بسیار می‌تواند عاملی در جهت [[تقابل]] و تضاد افراد با یکدیگر باشد و از این‌رو به [[بدگویی]]، [[بدبینی]] و حتی جرایم [[خشونت‌آمیز]] منجر شود. ریشه بسیاری از [[نزاع‌ها]] و [[درگیری‌ها]] را می‌توان در حساسیت‌های نابه‌جا و عدم وجود روحیه [[رفق و مدارا]] در [[جامعه]] جست؛ از این‌رو، از جمله اقدام‌هایی که باید در سطح عموم [[ترویج]] و [[تبلیغ]] کرد، اقدام‌هایی است که به گسترش و تقویت پیوندهای اجتماعی منجر می‌شود. [[امام علی]]{{ع}} می‌فرماید: {{متن حدیث|دَارِ النَّاسَ تَأْمَنْ غَوَائِلَهُمْ وَ تَسْلَمْ مِنْ مَكَايِدِهِمْ}}<ref>آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۴، ص۱۵، ح۵۱۲۸.</ref>؛ «با [[مردم]] مدارا کن تا از [[مکر]] و [[تزویر]] آنها در [[امان]] [[مانی]]». و نیز می‌فرماید: {{متن حدیث|مَنْ دَارَى النَّاسَ أَمِنَ مَكْرَهُمْ}}<ref>آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۵، ص۳۰۰، ح۸۴۶۵.</ref>؛ «هر کس با مردم مدارا کند، از مکر و تزویر آنها در امان ماند». همچنین می‌فرماید:
{{متن حدیث|مُقَارَبَةُ النَّاسِ فِي أَخْلَاقِهِمْ أَمْنٌ مِنْ غَوَائِلِهِمْ}}<ref>نهج البلاغه، حکمت ۴۰۱.</ref>؛ «نزدیک شدن به [[اخلاق]] مردم [همنوایی و پذیرش [[اخلاق]] آنها] سبب [[ایمنی]] و [[آسودگی]] از مکر و حیله‌های آنان است».
بدیهی است که سفارش‌های پیشین، کمک به افراد در جهت جلوگیری از بزه‌دیدگی ایشان است؛ البته [[مدارا با مردم]] می‌تواند [[انسان]] را از [[بزه‌کاری]] نیز برهاند؛ زیرا کسی که دارای این ویژگی نیست، چه بسا به درگیری و [[نزاع]] با دیگران روی می‌آورد. به هر رو، [[سلامت]] و [[بهداشت عمومی]] [[زندگی]] با مدارا حاصل می‌آید: {{متن حدیث|سَلَامَةُ الْعَيْشِ فِي الْمُدَارَاةِ}}<ref>آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۴، ص۱۳۹، ح۵۶۰۷.</ref>؛ «سلامت زندگی در پرتو مدارا به دست می‌آید».<ref>[[محمد علی حاجی‌ ده‌آبادی|حاجی‌ ده‌آبادی، محمد علی]]، [[پیشگیری از جرم (مقاله)|مقاله «پیشگیری از جرم»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۳۳۳.</ref>
====[[مبارزه منفی]] با [[منحرفان]]====
سفارش به مدارا و [[تسامح]] و [[تساهل]]، چنان‌که گذشت، در همه موارد جایز و درست نیست. [[چشم‌پوشی]] از خطاهای افراد، بدون تردید می‌تواند (در فرض [[تکرار]] و عدم [[اصلاح فرد]]) به تثبیت آن [[رفتار]] نابهنجار و حتی روی‌آوردن به رفتارهای زشت‌تر منجر شود. افزون بر این، به سبب اجتماعی‌بودن [[آدمی]]، عکس‌العمل [[اجتماعی]] مناسب در مقابل رفتارهای منحرفانه و [[ترس]] از [[دست‌دادن]] [[حمایت]] اجتماعی می‌تواند عامل مؤثری در [[پیشگیری]] از ارتکاب جرایم باشد. اگر جلوی [[انحراف‌های اخلاقی]] و [[رفتاری]] (انحراف‌هایی که هنوز [[جرم]] تلقی نمی‌شوند) از این طریق گرفته شود، ریشه‌های [[بزه‌کاری]] خشکانده می‌شود و می‌توان از وقوع جرم ایمن بود. [[راز]] اینکه [[روایات]]، [[رضایت]] به وقوع جرم در [[جامعه]] را نیز نوعی [[نابهنجاری]] دانسته و [[راضی]] را مانند مباشر جرم، [[گناه‌کار]] و [[اهل دوزخ]] معرفی کرده‌اند، همین است. این [[مبارزه]] در عین مردمی‌بودن، غیر [[کیفری]] است و بدین سبب اهمیت خاصی دارد<ref>در این زمینه، ر.ک: صدیق اورعی، غلام‌رضا، اندیشه اجتماعی در گزیده‌ای از روایات امر به معروف و نهی از منکر.</ref>.
[[امام علی]]{{ع}} بیان می‌کند که [[پیامبر]] ما را به اتخاذ چنین روشی سفارش می‌کرده است: «پیامبر به ما دستور داد که با [[گناه‌کاران]] با چهره‌های در هم کشیده روبه‌رو شویم»<ref>حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۴۱۲.</ref>. [[امام]] این عمل را کم‌ترین [[انکار]] و [[اعتراض]] به رفتارهای ناصواب و در عین حال بهترین برخورد با این‌گونه [[رفتارها]] می‌داند: «کمترین انکار [و [[ناپسند]] و نادرست شمردن رفتارهای ناصواب] این است که با گناه‌کاران با چهره‌های در هم کشیده روبه‌رو شوی»<ref>حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۴۱۲.</ref>. «بهترین عمل آن است که با گناه‌کاران با چهره‌های در هم کشیده [و اخم کرده] روبه‌رو شوی»<ref>محمدی ری‌شهری، محمد، میزان الحکمه، ح۱۲۵۰۵.</ref>.
این عمل، مصداق یکی از مهم‌ترین و کارسازترین برنامه‌های [[پیشگیری از جرم]] است که در گستره اقدام‌هایی تحت عنوان [[امر به معروف و نهی از منکر]] قرار دارد.<ref>[[محمد علی حاجی‌ ده‌آبادی|حاجی‌ ده‌آبادی، محمد علی]]، [[پیشگیری از جرم (مقاله)|مقاله «پیشگیری از جرم»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۳۳۴.</ref>
====امر به معروف و نهی از منکر====
از مهم‌ترین سازکارهایی که در [[جامعه اسلامی]] برای [[پیشگیری]] از [[انحراف‌ها]] و جرایم و جهت‌دادن جامعه به سوی [[خوبی‌ها]] و [[نیکی‌ها]] طراحی شده است، [[نظام]] امر به معروف و نهی از منکر است. [[خداوند]] [[رستگاری]] چنین جامعه‌ای را نوید داده، می‌فرماید:
{{متن قرآن|وَلْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}<ref>«و باید از میان شما گروهی باشند که (مردم را) به نیکی فرا می‌خوانند و به کار شایسته فرمان می‌دهند و از کار ناشایست باز می‌دارند و اینانند که رستگارند» سوره آل عمران، آیه ۱۰۴.</ref>.
تبیین این ارتباط و اینکه امر به معروف و نهی از منکر، چگونه رستگاری و [[سعادت آدمی]] را در پی دارد، در سخنان [[پیشوایان دین]]، به ویژه [[امام علی]]{{ع}}، به خوبی آمده است.
حضرت درباره [[فلسفه]] این [[دستور الهی]] می‌فرماید که خداوند، [[امر به معروف]] را برای [[اصلاح]] توده‌های [[ناآگاه]] و [[نهی از منکر]] را برای بازداشتن [[ناآگاهان]] و [[سفیهان]] از [[زشتی‌ها]] قرار داده است<ref>نهج البلاغه، حکمت ۲۵۲.</ref>. طبیعی است که نظام امر به معروف می‌تواند در گسترش و [[نشر]] خوبی‌ها در بین توده‌ها و بخش عظیمی از [[اجتماع]] که به علل گوناگون ([[بی‌سوادی]]، مشغله‌های زیاد، [[ناآگاهی]] و...) در [[نادانی]] مانده‌اند، دانشگاهی زنده، همیشه دایر و پویا باشد. نهی از منکر نیز چنین است؛ به ویژه که آن‌چه از نهی از منکر متوجه افراد اجتماع می‌شود، بیش‌تر مراتب [[قلبی]] و لسانی است؛ زیرا نه چشمان [[حکومت]] و دستگاه‌های دولتی همیشه و همه‌جا حضور دارند و نه به [[مصلحت]] است که فهرست بزرگی از [[وظایف]] برای [[دولت]] تهیه شود.
افزون بر این، این [[وظیفه]] را فقط متوجه حکومت دانستن و [[مردم]] را از هر وظیفه‌ای در [[نهی]] از [[منکرها]] مبرا دانستن، اگر مشوق فرد به زشتی‌ها نباشد، چندان مانع او نیز نخواهد بود و زمینه را برای نهادینه شدن زشتی‌ها و در نتیجه، افزون شدن شروران و پلیدان [[جامعه]] فراهم می‌آورد. امام علی{{ع}} درباره پیامدهای ترک [[امر به معروف و نهی از منکر]] می‌فرماید: «امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید که بدهای شما بر شما مسلط می‌شوند»<ref>نهج البلاغه، نامه ۴۷.</ref>.
[[سیطره]] شروران، به معنای تعطیل و بسته‌شدن همه درهای خیر و [[نیکی]] به روی مردم است؛ زیرا چنین جامعه‌ای روی [[امنیت]] را نمی‌بیند، در آن از [[عبادات]] [[الهی]] خبری نیست و امور بر قوام خود باقی نخواهد ماند و در این صورت، تمام زمینه‌ها برای بروز استعدادها و قابلیت‌های مجرمانه هموار می‌شود؛ به همین جهت، [[مسلمانان]]، اصل امر به معروف و نهی از منکر را عملاً ضامن همه [[اصلاحات]] [[اخلاقی]] و [[اجتماعی]] خود می‌دانسته‌اند<ref>مطهری، مرتضی، ده گفتار، ص۵۷. امام باقر{{ع}} درباره فلسفه امر به معروف و نهی از منکر و پیامدهای مثبت آن می‌فرماید: {{متن حدیث|بِهَا تُقَامُ الْفَرَائِضُ وَ تَأْمَنُ الْمَذَاهِبُ وَ تَحِلُّ الْمَكَاسِبُ وَ تُرَدُّ الْمَظَالِمُ، وَ تُعْمَرُ الْأَرْضُ وَ يُنْتَصَفُ مِنَ الْأَعْدَاءِ وَ يَسْتَقِيمُ الْأَمْرُ}}. طبیعی است که با ترک این وظیفه، هر یک از این نتایج رخت برمی‌بندد.</ref>.
امر به معروف و نهی از منکر، حوزه [[نظارت همگانی]] را بر اجرای [[پیشگیری]] مراقبتی [[توسعه]] می‌دهد و شامل مواردی می‌شود که چه‌بسا [[نص صریح]] قانونی هم در خصوص آن وجود ندارد<ref>میر خلیلی، سید محمود، پیشگیری از بزه‌کاری، ص۱۵۲-۱۵۳.</ref>؛ بنابراین، ممکن است به [[آزادی‌ها]] و [[حقوق]] [[مشروع]] افراد لطمه بزند یا سبب [[تضعیف]] [[پیوندهای اجتماعی]] و به هم خوردن [[روابط اجتماعی]] و در نتیجه فرو پاشیدن [[نظم اجتماعی]] شود؛ از این‌رو، [[دولت اسلامی]] باید زمینه‌های نهادینه شدن این اصل را در [[اجتماع]] فراهم آورد و حدود و شرایطی را که در [[روایات]] و [[متون دینی]] برای این [[وظیفه]] آمده است، لحاظ کند تا از این طریق، یکی از مهم‌ترین برنامه‌های [[سیاست]] جنایی مشارکتی [[اسلامی]]، محقق و عملی شود.
اصل امر به معروف و نهی از منکر، چنان‌که برخی چون [[مرتضی مطهری]] اشاره کرده‌اند، به پیشگیری غیر [[کیفری]] ناظر است و پیشگیری کیفری، هر چند خود نوعی [[نهی از منکر]] است، فقط با [[اجازه]] [[حاکم شرع]] و دولت اسلامی مجاز است<ref>مطهری، مرتضی، ده گفتار، ص۵۰ و ۵۱.</ref>. این سخن به معنای [[نفی]] ورود و [[تسلط]] [[دولت]] بر برنامه‌های امر به معروف و نهی از منکر نیست. اصل [[حفظ نظم]] و [[اقتدار]] [[حکومت]] اقتضا می‌کند که دولت اسلامی جریان کلی را زیر نظر داشته باشد و با ارائه آموزش‌های لازم به افراد، آنها را در تشخیص مصادیق و چگونگی به‌کارگیری درست این اصل، [[یاری]] رساند.<ref>[[محمد علی حاجی‌ ده‌آبادی|حاجی‌ ده‌آبادی، محمد علی]]، [[پیشگیری از جرم (مقاله)|مقاله «پیشگیری از جرم»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۳۳۵.</ref>
===[[نظارت]] بر عملکرد مجریان===
نظارت و [[بازرسی]] دقیق از جمله برنامه‌ها و و اولویت‌های اساسی در الگوی [[پیشگیری از جرم]] است که خود در دو سطح مردمی و دولتی قابل [[اجرا]] است. در سطح مردمیِ آن‌که مصداقی از امر به معروف و نهی از منکر به شمار می‌رود، [[مردم]] به گزارش رفتارهای خلاف و نادرست مجریان به [[حاکم]] و دستگاه نظارتی موظفند که معمولاً امروزه [[سازمان]] یا شعبه‌ای جهت دریافت گزارش‌های مردم و نیز نظارت بر کار مجریان به این مهم اختصاص می‌یابد؛ اما نوع مهم‌تر آن در سطح [[حکومت و دولت]] است که به دو شکل آشکار و پنهان اجرا می‌شود. در سطح آشکار آن، سازمان یا وزارتخانه یا گروهی به طور رسمی و آشکارا به نظارت بر کار مجریان حکومت موظفند. در سطح پنهان، افراد مورد [[اعتماد]] و [[موثق]] و امینی باید پنهانی و بدون آن‌که شناخته شوند، اطلاعات و گزارش‌های لازم را از راه‌های گوناگون گردآورند و بر کار مجریان نظارت داشته باشند.
اهمیت بازرسی در این است که اگر وجود نداشته باشد، زمینه‌های [[انحراف]] و [[لغزش]] مجریان فراهم می‌ش[[ود]] و [[سوء استفاده از قدرت]] و [[منصب]] به [[راحتی]] امکان می‌یابد و این خود، زمینه‌های [[ستم]] و [[تجاوز]] به مردم و [[خیانت]] و [[بی‌عدالتی]] را رواج می‌دهد و اندک‌اندک بنیان [[جامعه سالم]] از هم فرومی‌پاشد. [[امام علی]]{{ع}} [[بازرس]] را چشم تیزبین حکومت می‌داند. طبیعی است «[[حکومتی]] که [[نظام]] بازرسی صحیح و مطمئن نداشته باشد، همانند [[کوری]] است که معایب را نمی‌بیند و در منجلاب [[عیوب]] و [[مفاسد]] غوطه‌ور می‌شود»<ref>فاضل لنکرانی، محمد، آیین کشورداری از دیدگاه امام علی{{ع}}، ص۱۵۹-۱۶۰.</ref>. [[امام]] در [[نامه]] خود به [[مالک اشتر]] که سند [[ارزشمند]] [[مملکت‌داری]] و حکومت است، می‌فرماید: {{متن حدیث|وَ ابْعَثِ الْعُيُونَ مِنْ أَهْلِ الصِّدْقِ وَ الْوَفَاءِ عَلَيْهِمْ فَإِنَّ تَعَاهُدَكَ فِي السِّرِّ لِأُمُورِهِمْ حَدْوَةٌ لَهُمْ عَلَى اسْتِعْمَالِ الْأَمَانَةِ وَ الرِّفْقِ بِالرَّعِيَّةِ}}<ref>نهج البلاغه، نامه ۵۳.</ref>؛ «سپس [[رفتار]] [[کارگزاران]] را بررسی کن و جاسوسانی راست‌گو و وفاپیشه بر آنان بگمار که [[مراقبت]] و بازرسی پنهانی تو از کار آنان، سبب [[امانت‌داری]] و [[مهربانی]] با [[رعیت]] خواهد بود».
حضرت در ادامه به مالک دستور می‌دهد که اگر در جریان بازرسی، خیانت کسی آشکار شد، با او به شدت برخورد کند، نه اینکه بازرسی در حد تهیه گزارش باقی بماند و عکس‌العمل حکومتی را در پی نداشته باشد که این، مفسده‌آورتر است.<ref>[[محمد علی حاجی‌ ده‌آبادی|حاجی‌ ده‌آبادی، محمد علی]]، [[پیشگیری از جرم (مقاله)|مقاله «پیشگیری از جرم»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۳۳۷.</ref>
===ارائه آموزش‌های همگانی===
بخشی از آموزه‌های به یادگار مانده از امام علی{{ع}}، افراد را به مقابله با وضعیت‌های خاص جرم‌زا [[ترغیب]] می‌کند که احتمال بزه‌دیدگی یا [[بزه‌کاری]] [[انسان]] را فراهم می‌آورد؛ امری که امروزه از آن با عنوان «[[پیشگیری]] وضعی» یاد می‌کنند. پیشگیری وضعی را «اقدام پیشگیرانه معطوف به اوضاع و احوالی که [[جرم]] ممکن است در آن وضع به وقوع بپیوندد»<ref>گسن، رمون، روابط میان پیشگیری وضعی و کنترل بزه‌کاری، ص۶۱۰.</ref>، تعریف می‌کنند. به عبارتی دیگر، پیشگیری وضعی «شامل اقدام‌های غیرکیفری است که هدفشان جلوگیری از به فعل درآوردن [[اندیشه]] مجرمانه با تغییردادن اوضاع و احوال خاصی است که یک سلسله جرایم مشابه در آن به وقوع پیوسته یا ممکن است در آن اوضاع و احوال ارتکاب یابد»<ref>گسن، رمون، روابط میان پیشگیری وضعی و کنترل بزه‌کاری، ص۶۱۰.</ref>. در این وضعیت‌ها، فرصت‌های ارتکاب [[بزه]] بیش‌تر فراهم است و زمینه گذر از اندیشه مجرمانه به فعل مجرمانه، به سبب وجود آماج‌های لازم، موجود است؛ به طور مثال، [[نیازمندی]] [[آدمی]] در وضعیت [[بحرانی]] و [[رجوع]] او به کسی که [[قادر]] به رفع نیازهای او است؛ اما [[شخصیت]] [[نابهنجاری]] دارد، می‌تواند زمینه‌های تحریک اندیشه بزه‌کاری وی را فراهم آورد. موقعیت‌های فیزیکی و [[اجتماعی]] خاص نیز می‌تواند [[وسوسه]] [[ارتکاب جرم]] را در انسان تشدید کند؛ برای مثال، هم‌صحبت شدن و گرم‌گرفتن با [[زنان]] یا حضور زنان با آرایش‌های نامناسب در [[اجتماع]] و چشم‌چرانی مردان یا حتی [[رؤیت]] آنان، بسته به شخصیت افراد، می‌تواند زمینه‌های ارتکاب بزه را فراهم سازد.
ارائه مواردی از [[سفارش‌های امام]] علی{{ع}} در زمینه پیشگیری وضعی، ادامه این نوشتار است.
====[[پرهیز]] از حضور در مکان‌های جرم‌خیز====
[[فرصت‌ها]] و زمینه‌های ارتکاب بزه در برخی از مکان‌ها به لحاظ جغرافیایی یا محیطی بیش‌تر فراهم است. حضور در این مکان‌ها به ویژه اگر فرد نیروی بازدارنده درونی [[قوی]] نداشته باشد، می‌تواند او را به بزه‌کاری [[سوق]] دهد. در این صورت، «تقوای پرهیز» از «تقوای حضور» کارآمدتر است. اگر انسان از [[تقوا]] و مصونیت درونی قوی و کارسازی برخوردار باشد و بتواند بر آن محیط تأثیر بگذارد، از تقوای حضور برخوردار است و باید در جهت [[امر به معروف و نهی از منکر]] دست به کار شود؛ ولی با توجه به اینکه بیش‌تر [[مردم]] از چنین نیرویی کم‌تر بهره دارند، سفارش به [[کناره‌گیری]]، مؤثرتر از توصیه به حضور است. یکی از عللی که [[امام علی]]{{ع}} [[سلامت]] [[آدمی]] را در تفرد دانسته، همین است: {{متن حدیث|السَّلَامَةُ فِي التَّفَرُّدِ}}<ref>ری‌شهری، محمد، میزان الحکمه، ح۱۲۵۹۸.</ref>. «سلامت [[انسان]] در [[تنهایی]] او است». {{متن حدیث|الْعُزْلَةُ سَلَامَةٌ}}<ref>ری‌شهری، محمد، میزان الحکمه، ح۱۲۵۹۷.</ref>؛ «جدایی از مردم، باعث سلامت انسان است». {{متن حدیث|لَا سَلَامَةَ لِمَنْ أَكْثَرَ مُخَالَطَةَ النَّاسِ}}<ref>ری‌شهری، محمد، میزان الحکمه، ح۱۲۵۹۴.</ref>؛ «کسی که با مردم بسیار آمیزش دارد، از سلامت برخوردار نیست». {{متن حدیث|فِي اعْتِزَالِ أَبْنَاءِ الدُّنْيَا جِمَاعُ الصَّلَاحِ}}<ref>ری‌شهری، محمد، میزان الحکمه، ح۱۲۵۸۶.</ref>؛ «همه صلاح‌ها در جدایی از [[دنیاخواهان]]، [نهفته] است».
برخی به لحاظ [[ضعف]] شخصی و شخصیتی، می‌توانند آماج‌های [[بزه]] به [[حساب]] آیند؛ از این‌رو، دور نگه داشتن خود از [[مجرمان]] بالقوه، ایشان را از بزه‌دیدگی [[محافظت]] می‌کند. امام علی{{ع}} می‌فرماید: {{متن حدیث|مَنِ اعْتَزَلَ النَّاسَ سَلِمَ مَنْ شَرِّهِمْ}}<ref>ری‌شهری، محمد، میزان الحکمه، ح۱۲۶۰۱.</ref>؛ «هر کس از مردم کناره گیرد، از [[بدی]] آنان سالم می‌ماند».
در این میان، محیط‌هایی چون [[بازار]] به دلیل آمد و شد بسیاری از افراد - و در نتیجه کسانی که می‌توان آنها را فریفت، یا به نحوی از [[اموال]] و آبرویشان بهره جست- فرصت‌های بسیاری را در [[اختیار]] فرد قرار می‌دهد؛ به همین جهت، امام علی{{ع}} مردم را از نشستن در چنین محیط‌هایی منع کرده است:
{{متن حدیث|إِيَّاكَ وَ مَقَاعِدَ الْأَسْوَاقِ فَإِنَّهَا مَعَارِضُ الْفِتَنِ وَ مَحَاضِرُ الشَّيْطَانِ}}<ref>آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۲، ص۳۰۵، ح۲۶۹۹.</ref>؛ «از مکان‌های نشستن بازارها بپرهیز. به [[راستی]] که آن مکان‌ها جایگاه‌های ظاهرشدن [[فتنه‌ها]] و حاضر شدن [[شیطان]] است».
و نیز فرموده است: {{متن حدیث|مَجَالِسُ الْأَسْوَاقِ مَحَاضِرُ الشَّيْطَانِ}}<ref>آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۶، ص۱۳۴، ح۹۸۱۴.</ref>؛ «مجلس‌های بازارها، جایگاه‌های حضور شیطان است».
روایاتی که پیش از این در خصوص منع [[معاشرت]] با افراد [[پست]] و [[ناپاک]] ارائه شد نیز به [[پیشگیری]] وضعی ناظر است. حضور در مجالس پر زرق و برق و پر از [[دارایی]] و خواستنی‌های مادی نیز می‌تواند وسوسه‌های به چنگ آوردن [[مال]] از هر طریق ممکن، هر چند ناصواب و غیر [[مشروع]] را در [[آدمی]] پدید آورد؛ زیرا به قول [[امام علی]]{{ع}} «مال، ماده اساسی و اصلی همه [[شهوات]] است<ref>نهج البلاغه، حکمت ۵۸.</ref>.<ref>[[محمد علی حاجی‌ ده‌آبادی|حاجی‌ ده‌آبادی، محمد علی]]، [[پیشگیری از جرم (مقاله)|مقاله «پیشگیری از جرم»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۳۳۹.</ref>
====توصیه به [[قناعت]] و مراجعه نکردن به نااهلان====
[[انسان]]، گاه در وضعیت‌های نابهنجار و سخت [[اجتماعی]] و [[اقتصادی]] قرار می‌گیرد که می‌تواند او را به سوی [[ثروتمندان]] و صاحب‌نفوذانی بکشاند که از [[سلامت]] [[نفسانی]] و [[روحی]] برخوردار نیستند و چه بسا از این [[فرصت‌ها]] به [[سود]] خویش بهره جسته، از این افراد به صورت ابزارها و وسایل نیل به [[آرزوها]] و [[مطامع]] خویش سود برند. روی آوردن به چنین کسانی می‌تواند انسان را به [[بزه‌کاری]] و بزه‌دیدگی [[سوق]] دهد؛ از این‌رو، سفارش به قناعت‌ورزی و [[صبر]] در [[مشکلات]] و [[مصیبت‌ها]] می‌تواند افراد را از چنین وضعیت‌هایی به سلامت برهاند. امام علی{{ع}} در این زمینه بسیار سفارش کرده و افراد را از عوارض شوم [[حاجت خواستن]] از نااهلان برحذر داشته است؛ {{متن حدیث|فَوْتُ الْحَاجَةِ أَهْوَنُ مِنْ طَلَبِهَا إِلَى غَيْرِ أَهْلِهَا}}<ref>نهج البلاغه، حکمت ۶۶.</ref>؛ «نرسیدن به [[حاجت]] از درخواست کردن از نااهل بهتر است».<ref>[[محمد علی حاجی‌ ده‌آبادی|حاجی‌ ده‌آبادی، محمد علی]]، [[پیشگیری از جرم (مقاله)|مقاله «پیشگیری از جرم»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۳۴۱.</ref>
====[[پرهیز]] از [[همنشینی]] با نامحرمان====
از جمله غرایزی که [[خداوند]] در وجود آدمی به [[ودیعه]] نهاده، [[غریزه جنسی]] است که برای [[بقای نسل]] آدمی [[ضرورت]] دارد. ارضا و تأمین نیازهای جنسی در [[اسلام]] مانند دیگر نیازها و [[غرایز]] با برنامه و روش خاصی طراحی شده است. از جمله این برنامه‌ها و روش‌ها سفارش‌های اسلام درباره [[چشم‌پوشی]] از [[محرمات]]، به حداقل بسنده‌کردن ارتباط [[زن]] و مرد، [[آداب]] نزدیکی، و [[ازدواج]] و [[عفاف]] است. همنشینی و [[معاشرت]] با [[زنان]] می‌تواند زمینه‌های تحریک شهوات جنسی را فراهم سازد و با شعله کشیدن شهوات، چه بسا [[حریم‌ها]] و حرمت‌های [[الهی]] نادیده گرفته شود.
امیرالمؤمنین علی{{ع}} خود می‌کوشید، [[اسوه]] و الگوی پرهیز از اختلاط و معاشرت با زنان باشد. هرگاه به زنان سالخورده برمی‌خورد، به آنها [[سلام]] می‌کرد (چون معمولاً در برخورد با این‌گونه زنان زمینه‌های تحریکی برای افراد کم‌تر وجود دارد)؛ ولی وقتی به [[دختران]] یا زنان [[جوان]] می‌رسید، از سلام‌کردن به آنها [[اکراه]] داشت و می‌فرمود: «می‌ترسم صدای زنان مرا به [[شگفتی]] وا دارد و در این صورت، [[زیان]] این کار بیش از فایده آن باشد»<ref>حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۱۷۴.</ref>.
حضرت به [[یاران]] خود می‌فرمود: «هرگاه به زنان جوان برخوردید به آنان سلام نکنید و آنها را به خوردن غذا نیز نخوانید»<ref>حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۱۷۳.</ref>. این امر بدون [[شک]] درباره زنانی که به [[فساد]] معروفند، بیش‌تر [[ضرورت]] دارد. به هر حال، [[امام]] [[مردم]] را از اختلاط با زنان بازمی‌داشت؛ حتی اگر این اختلاط، به بهانه معروف باشد<ref>ر.ک: نهج البلاغه، خطبه ۸۰.</ref>.<ref>[[محمد علی حاجی‌ ده‌آبادی|حاجی‌ ده‌آبادی، محمد علی]]، [[پیشگیری از جرم (مقاله)|مقاله «پیشگیری از جرم»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۳۴۱.</ref>
====[[حجاب]] و [[نظارت]] بر زنان====
در همین زمینه، امام بر ضرورت [[حفظ]] [[پوشش]] زنان و [[مراقبت]] در آمدوشدهایشان تأکید دارد و این امر را عامل [[سلامت]] و مصونیت از بزه‌دیدگی و [[بزه‌کاری]] ایشان می‌داند<ref>نهج البلاغه، نامه ۳۱.</ref>.
امام به مردم بر ضرورت مراقبت از آمد و شد زنان در خیابان‌ها و کوچه‌ها نیز سفارش می‌کرد. او درباره آمد و شد آنان می‌فرماید که زنان و دختران باید از کنار [[دیوار]] یا خیابان رفت و آمد کنند<ref>حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۱۳۲.</ref> تا برخوردی با مردان نداشته باشند. در [[حدیث]] دیگری [[مردم عراق]] را به سبب آن‌که بر زنان و دختران خود در خیابان‌ها و کوچه‌ها نظارت ندارند، [[سرزنش]] می‌کند و می‌فرماید:
{{متن حدیث|يَا أَهْلَ الْعِرَاقِ! نُبِّئْتُ أَنَّ نِسَاءَكُمْ يُدَافِعْنَ الرِّجَالَ فِي الطَّرِيقِ، أَ مَا تَسْتَحْيُونَ؟}}<ref>حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۱۷۴.</ref>؛ «[[آگاه]] شده‌ام که زنان شما در معابر با مردان اختلاط دارند و به آنان تنه می‌زنند. آیا [[حیا]] نمی‌کنید؟».
از دیگر [[پیشوایان دینی]] نیز در زمینه ضرورت نظارت بر دختران و زنان و آموزش‌های لازم به آنها، سفارش‌های گرانسنگی رسیده است. [[رسول خدا]]{{صل}} برای [[پیشگیری]] از [[مفاسد اجتماعی]] به زنان سفارش می‌کرد هنگام بیرون رفتن، لباسی بپوشند که توجه دیگران را به خود جلب نکند، به زیوری خود را [[آرایش]] ندهند که صدایش بلند شود، صدایشان را بدون ضرورت بلند نکنند تا [[نامحرم]] آن را بشنود و اگر به [[خانه]] [[بیگانگان]] رفتند، شب هنگام در آنجا نمانند<ref>محدث نوری، حسین، مستدرک الوسائل، ج۱۴، ص۲۸۰.</ref>.<ref>[[محمد علی حاجی‌ ده‌آبادی|حاجی‌ ده‌آبادی، محمد علی]]، [[پیشگیری از جرم (مقاله)|مقاله «پیشگیری از جرم»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۳۴۲.</ref>
====[[ضرورت]] ارضای [[غریزه جنسی]] برای مردان====
نمونه‌ای دیگر از سفارش‌های پیشگیرانه‌ای که از [[امام علی]]{{ع}} به ما رسیده و پیشگیری غیرکیفری از نوع وضعی به شمار می‌آید، سفارش به مردان متأهل هنگام دیدن [[زنان]] و برافروخته شدن [[شهوت جنسی]] در ایشان است؛ البته بهتر، بلکه لازم است که [[انسان]] [[چشم]] خود را از نامحرم بپوشاند؛ ولی در صورتی که این [[حکم الهی]] را [[رعایت]] نکرد یا به طور تصادفی نگاه او به نامحرم افتاد و [[غریزه]] جنسی‌اش تحریک شد، باید در صدد کنترل آن برآید. [[امام]] در سفارش خویش می‌فرماید:
{{متن حدیث|إِنَّ أَبْصَارَ هَذِهِ الْفُحُولِ طَوَامِحُ، وَ إِنَّ ذَلِكَ سَبَبُ هِبَابِهَا، فَإِذَا نَظَرَ أَحَدُكُمْ إِلَى امْرَأَةٍ تُعْجِبُهُ فَلْيُلَامِسْ أَهْلَهُ فَإِنَّمَا هِيَ امْرَأَةٌ كَامْرَأَتِهِ}}<ref>نهج البلاغه، حکمت ۴۲۰.</ref>؛ «همانا دیدگان این مردان به منظره شهوت‌آمیز دوخته شده و به [[هیجان]] آمده‌اند. هرگاه کسی از شما با نگاه به زنی به [[شگفتی]] آید، با همسرش بیامیزد که او نیز زنی چون [[زن]] خودش باشد».<ref>[[محمد علی حاجی‌ ده‌آبادی|حاجی‌ ده‌آبادی، محمد علی]]، [[پیشگیری از جرم (مقاله)|مقاله «پیشگیری از جرم»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۳۴۳.</ref>
====[[پرهیز]] از خلوت‌گزینی====
از جمله مکان‌هایی که در آن، [[فرصت]] ارتکاب [[بزه]] بسیار مهیا است، خلوت‌ها و مکان‌هایی است که انظار دیگران را به آن راهی نیست و هیچ نوع مراقبتی (جز [[مراقبت]] خداوندی) در آن وجود ندارد. امیرالمؤمنین علی{{ع}} از جمله علل و اسباب [[فجور]] را «خلوت‌ها» می‌داند و افراد را از آن پرهیز می‌دهد: {{متن حدیث|سَبَبُ الْفُجُورِ الْخَلْوَةُ}}<ref>آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۴، ص۱۲۳، ح۵۵۳۲. آمدی می‌گوید: ممکن است «حلوه»، یعنی زن شیرین و خوشایند خوانده شود و مقصود این باشد که گاهی این‌گونه زنان سبب فجور می‌شوند؛ پس آدمی باید خود را از نگاه کردن به زنان نگاه دارد تا مبادا سبب فجور او شود و ممکن است «جلوه» به جیم، به هر یک از سه [[حرکت]] آن، خوانده شود که جلوه زنان و نمودن خود به مردان، سبب فجور می‌شود؛ پس زنان را باید از آن منع کرد تا چنین چیزی نشود. (آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۴، ص۱۲۳-۱۲۴) به هر حال، هر کدام مقصود باشد، این سفارش به پیشگیری وضعی مربوط است.</ref>.<ref>[[محمد علی حاجی‌ ده‌آبادی|حاجی‌ ده‌آبادی، محمد علی]]، [[پیشگیری از جرم (مقاله)|مقاله «پیشگیری از جرم»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۳۴۳.</ref>
====[[برنامه‌ریزی]] برای [[اوقات فراغت]]====
اوقات فراغت نیز از جمله وضعیت‌هایی است که [[فرصت]] ارتکاب [[بزه]] و نیز در معرض بزه‌دیدگی قرار گرفتن را بیشتر ممکن می‌سازد. محیط_هایی که برای گذران اوقات فراغت برگزیده می‌می شود، ممکن است [[الگوها]] و برنامه‌هایی را به فرد ارائه دهد که وی را به [[بدبختی]] و [[شقاوت]] بکشاند:
ثابت گردیده که در میان دزدان بزرگسال با [[سوء]] سابقه، بیش از نصف آنان اوقات فراغت خود را در مراکز تفریحات ناسالم گذرانده‌اند (قهوه‌خانه، مجالس رقص، قمارخانه و...) [[معاشرت]] با [[دوستان]] [[جنایتکار]] و حتی فاقد [[اخلاق]] نیز قطعاً در شکل‌گیری [[شخصیت]] بزه‌کار مؤثر است<ref>گسن، رمون، جرم‌شناسی نظری، ترجمه مهدی کی‌نیا، ص۱۸۶.</ref>.
[[امام علی]]{{ع}} این نکته را خاطرنشان می‌سازد که {{متن حدیث|مِنَ الْفَرَاغِ تَكُونُ الصَّبْوَةُ}}<ref>آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۶، ص۱۰، ح۹۲۵۱.</ref>؛ «لذت‌جویی‌های نادرست [[دوران جوانی]]، از [[فراغت]] سرچشمه می‌گیرد»؛ از این‌رو باید کوشید تا با برنامه‌ریزی درست، اوقات فراغت [[جوانان]] را پر کرد.<ref>[[محمد علی حاجی‌ ده‌آبادی|حاجی‌ ده‌آبادی، محمد علی]]، [[پیشگیری از جرم (مقاله)|مقاله «پیشگیری از جرم»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۳۴۴.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۸۰٬۱۲۹

ویرایش