پرش به محتوا

خالد بن عرفطه: تفاوت میان نسخه‌ها

هیچ تغییری در اندازه به وجود نیامده‌ است. ،  ‏۱ اکتبر ۲۰۲۵
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۸: خط ۸:
در نسبش [[اختلاف]] وجود دارد؛ بیشتر منابع نام و [[نسب]] وی را [[خالد بن عرفطة بن أبرهه]]، از تیره «[[بنی حزاز بن کاهل]]»، از [[قبیله]] «[[بنی‌عذره]]» گفته‌اند که در انتساب به قبیله خود، به «عذری» و «حزازی» منسوب شده است<ref>ر.ک: هشام کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۳، ص۳۲؛ خلیفة بن خیاط، الطبقات، ص۲۰۴؛ ابن حزم، جمهرة أنساب العرب، ص۴۴۹.</ref>. از آنجا که عذره تیره‌ای از [[قضاعه]] است، به وی نسبت [[قضاعی]] نیز داده‌اند<ref>ابو نعیم، معرفة الصحابه، ج۲، ص۹۴۵؛ ذهبی، تجرید أسماء الصحابه، ج۱، ص۱۵۲.</ref>. چنان‌که به «لیثی» و «بکری» هم منسوب شده که بر پایه آن از «[[بنی لیث بن بکر بن عبدمناة]]» است<ref>ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۱۸؛ ابن اثیر، اسد الغابه، ج۲، ص۱۳۱.</ref>. [[ابن حجر]]<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۲۰۹.</ref> به نقل از عمر بن شبه در کتاب [[اخبار]] [[مکه]]، خالد را فرزند [[عرفطة بن صعیر بن حزاز]] معرفی می‌کند که در [[کودکی]] به مکه آمد و با [[بنوزهره]] [[هم‌پیمان]] شد. از این رو، عده ای خالد را برادرزاده [[ثعلبة بن صعیر]] گفته‌اند<ref>ابن اثیر، اسد الغابه، ج۲، ص۱۳۱.</ref>. افزون بر موارد پیش گفته، [[ابن منده]] (م۳۹۵) وی را [[خزاعی]] نسبت می‌دهد که [[ابن اثیر]]<ref>ابن اثیر، اسد الغابه، ج۲، ص۱۳۲.</ref> آن را نمی‌پذیرد.
در نسبش [[اختلاف]] وجود دارد؛ بیشتر منابع نام و [[نسب]] وی را [[خالد بن عرفطة بن أبرهه]]، از تیره «[[بنی حزاز بن کاهل]]»، از [[قبیله]] «[[بنی‌عذره]]» گفته‌اند که در انتساب به قبیله خود، به «عذری» و «حزازی» منسوب شده است<ref>ر.ک: هشام کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۳، ص۳۲؛ خلیفة بن خیاط، الطبقات، ص۲۰۴؛ ابن حزم، جمهرة أنساب العرب، ص۴۴۹.</ref>. از آنجا که عذره تیره‌ای از [[قضاعه]] است، به وی نسبت [[قضاعی]] نیز داده‌اند<ref>ابو نعیم، معرفة الصحابه، ج۲، ص۹۴۵؛ ذهبی، تجرید أسماء الصحابه، ج۱، ص۱۵۲.</ref>. چنان‌که به «لیثی» و «بکری» هم منسوب شده که بر پایه آن از «[[بنی لیث بن بکر بن عبدمناة]]» است<ref>ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۱۸؛ ابن اثیر، اسد الغابه، ج۲، ص۱۳۱.</ref>. [[ابن حجر]]<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۲۰۹.</ref> به نقل از عمر بن شبه در کتاب [[اخبار]] [[مکه]]، خالد را فرزند [[عرفطة بن صعیر بن حزاز]] معرفی می‌کند که در [[کودکی]] به مکه آمد و با [[بنوزهره]] [[هم‌پیمان]] شد. از این رو، عده ای خالد را برادرزاده [[ثعلبة بن صعیر]] گفته‌اند<ref>ابن اثیر، اسد الغابه، ج۲، ص۱۳۱.</ref>. افزون بر موارد پیش گفته، [[ابن منده]] (م۳۹۵) وی را [[خزاعی]] نسبت می‌دهد که [[ابن اثیر]]<ref>ابن اثیر، اسد الغابه، ج۲، ص۱۳۲.</ref> آن را نمی‌پذیرد.


به گفته [[ابن سعد]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۲۶۳؛ ج۶، ص۹۸.</ref>، خالد قبل از [[فتح مکه]] [[مسلمان]] شد و در شمار صحابه‌ای است که بعدها به [[کوفه]] رفته و در آنجا خانه‌ای بنا کرده است، قرار می‌گیرد. از این رو به او نسبت [[کوفی]] نیز داده‌اند<ref>بخاری، التاریخ الکبیر، ج۳، ص۱۳۸.</ref>. خالد [[راوی]] چند [[حدیث از رسول خدا]]{{صل}} است. از جمله [[عبدالله بن یسار]] گوید: با [[سلیمان بن صرد خزاعی]] و خالد بن عرفطه نشسته بودیم که خبر آوردند مردی بر اثر [[درد]] شکم فوت کرده است، در این حال، یکی از آن دو به دیگری گفت: آیا نشنیدی که [[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: کسی که از درد شکم بمیرد (همچون [[شهید]]) [[عذاب قبر]] ندارد؟ دیگری گفت: بله شنیدم<ref>احمد بن حنبل، المسند، ج۴، ص۲۶۲؛ نسائی، السنن، ج۴، ص۹۸.</ref>. خالد [[روایت]] دیگری درباره پدید آمدن [[فتنه‌ها]] پس از [[رحلت رسول خدا]]{{صل}} و سفارش آن حضرت به کناره گرفتن از آنها نقل کرده است<ref>احمد بن حنبل، المسند، ج۵، ص۲۹۲؛ ابن ابی‌عاصم، الآحاد والمثانی، ج۱، ص۴۶۶؛ حاکم نیشابوری، المستدرک، ج۳، ص۲۸۰.</ref> که محل [[تأمل]] است؛ زیرا [[ابوموسی اشعری]] نیز در ماجرای جنگ [[جمل]] شبیه چنین روایتی را نقل کرد و [[مردم]] را به دوری از [[جنگ]] [[تشویق]] کرد که با [[اعتراض]] [[عمار بن یاسر]] ([[صحابی]] برگزیده [[پیامبر]]) مواجه شد<ref>ثقفی، الغارات، ج۲، ص۹۱۹؛ ابن اعثم کوفی، الفتوح، ج۲، ص۴۶۰.</ref> و نیز در [[روایت]] دیگری، [[رسول خدا]]{{صل}} مردم را به [[اطاعت]] از [[حضرت علی]]{{ع}} در هنگام بروز [[فتنه‌ها]] سفارش کرده است<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۴۲، ص۴۵۰؛ ابن شهر آشوب، مناقب آل أبی طالب، ج۲، ص۲۸۷.</ref>. افزون برآنکه<ref>چنان که در ادامه مدخل خواهد آمد.</ref> خود او در [[درگیری‌ها]] و حوادث بعدی حضوری چشمگیر دارد. وی راوی روایت‌های دیگری مانند [[دعای پیامبر]]{{صل}} برای [[سپاه]] «[[احمس]]»<ref>طایفه‌ای از بجیله در یمن است، طبرانی، المعجم الکبیر، ج۴، ص۱۹۲.</ref> و نیز در باب مسح از روی [[کفش]]<ref>زیعلی، نصب الرایه، ج۱، ص۲۴۸.</ref> است. البته برخی [[دانشمندان رجالی]] [[شیعه]]<ref>تستری، ج۱۱، ص۱۱۹.</ref>، [[ناقلان حدیث]] مسح را [[مذمت]] کرده‌اند، چون مسح بر روی کفش خلاف صریح [[قرآن]]:{{متن قرآن|وَٱمْسَحُوا۟ بِرُءُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى ٱلْكَعْبَيْنِ}}<ref>«ای مؤمنان! چون برای نماز برخاستید چهره و دست‌هایتان را تا آرنج بشویید و بخشی از سرتان را مسح کنید و نیز پاهای خود را تا برآمدگی روی پا و اگر جنب بودید غسل کنید و اگر بیمار یا در سفر بودید و یا از جای قضای حاجت آمدید یا با زنان آمیزش کردید و آبی نیافتید به خاکی پاک تیمّم کنید، با آن بخشی از چهره و دست‌های خود را مسح نمایید، خداوند نمی‌خواهد شما را در تنگنا افکند ولی می‌خواهد شما را پاکیزه گرداند و نعمت خود را بر شما تمام کند باشد که سپاس گزارید» سوره مائده، آیه 6.</ref> و در [[فقه شیعه]] پذیرفته نیست<ref>ابن بابویه، فقه الرضا، ص۶۸.</ref>.
به گفته [[ابن سعد]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۲۶۳؛ ج۶، ص۹۸.</ref>، خالد قبل از [[فتح مکه]] [[مسلمان]] شد و در شمار صحابه‌ای است که بعدها به [[کوفه]] رفته و در آنجا خانه‌ای بنا کرده است، قرار می‌گیرد. از این رو به او نسبت [[کوفی]] نیز داده‌اند<ref>بخاری، التاریخ الکبیر، ج۳، ص۱۳۸.</ref>. خالد [[راوی]] چند [[حدیث از رسول خدا]]{{صل}} است. از جمله [[عبدالله بن یسار]] گوید: با [[سلیمان بن صرد خزاعی]] و خالد بن عرفطه نشسته بودیم که خبر آوردند مردی بر اثر [[درد]] شکم فوت کرده است، در این حال، یکی از آن دو به دیگری گفت: آیا نشنیدی که [[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: کسی که از درد شکم بمیرد (همچون [[شهید]]) [[عذاب قبر]] ندارد؟ دیگری گفت: بله شنیدم<ref>احمد بن حنبل، المسند، ج۴، ص۲۶۲؛ نسائی، السنن، ج۴، ص۹۸.</ref>. خالد [[روایت]] دیگری درباره پدید آمدن [[فتنه‌ها]] پس از [[رحلت رسول خدا]]{{صل}} و سفارش آن حضرت به کناره گرفتن از آنها نقل کرده است<ref>احمد بن حنبل، المسند، ج۵، ص۲۹۲؛ ابن ابی‌عاصم، الآحاد والمثانی، ج۱، ص۴۶۶؛ حاکم نیشابوری، المستدرک، ج۳، ص۲۸۰.</ref> که محل [[تأمل]] است؛ زیرا [[ابوموسی اشعری]] نیز در ماجرای [[جنگ جمل]] شبیه چنین روایتی را نقل کرد و [[مردم]] را به دوری از [[جنگ]] [[تشویق]] کرد که با [[اعتراض]] [[عمار بن یاسر]] ([[صحابی]] برگزیده [[پیامبر]]) مواجه شد<ref>ثقفی، الغارات، ج۲، ص۹۱۹؛ ابن اعثم کوفی، الفتوح، ج۲، ص۴۶۰.</ref> و نیز در [[روایت]] دیگری، [[رسول خدا]]{{صل}} مردم را به [[اطاعت]] از [[حضرت علی]]{{ع}} در هنگام بروز [[فتنه‌ها]] سفارش کرده است<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۴۲، ص۴۵۰؛ ابن شهر آشوب، مناقب آل أبی طالب، ج۲، ص۲۸۷.</ref>. افزون برآنکه<ref>چنان که در ادامه مدخل خواهد آمد.</ref> خود او در [[درگیری‌ها]] و حوادث بعدی حضوری چشمگیر دارد. وی راوی روایت‌های دیگری مانند [[دعای پیامبر]]{{صل}} برای [[سپاه]] «[[احمس]]»<ref>طایفه‌ای از بجیله در یمن است، طبرانی، المعجم الکبیر، ج۴، ص۱۹۲.</ref> و نیز در باب مسح از روی [[کفش]]<ref>زیعلی، نصب الرایه، ج۱، ص۲۴۸.</ref> است. البته برخی [[دانشمندان رجالی]] [[شیعه]]<ref>تستری، ج۱۱، ص۱۱۹.</ref>، [[ناقلان حدیث]] مسح را [[مذمت]] کرده‌اند، چون مسح بر روی کفش خلاف صریح [[قرآن]]:{{متن قرآن|وَٱمْسَحُوا۟ بِرُءُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى ٱلْكَعْبَيْنِ}}<ref>«ای مؤمنان! چون برای نماز برخاستید چهره و دست‌هایتان را تا آرنج بشویید و بخشی از سرتان را مسح کنید و نیز پاهای خود را تا برآمدگی روی پا و اگر جنب بودید غسل کنید و اگر بیمار یا در سفر بودید و یا از جای قضای حاجت آمدید یا با زنان آمیزش کردید و آبی نیافتید به خاکی پاک تیمّم کنید، با آن بخشی از چهره و دست‌های خود را مسح نمایید، خداوند نمی‌خواهد شما را در تنگنا افکند ولی می‌خواهد شما را پاکیزه گرداند و نعمت خود را بر شما تمام کند باشد که سپاس گزارید» سوره مائده، آیه 6.</ref> و در [[فقه شیعه]] پذیرفته نیست<ref>ابن بابویه، فقه الرضا، ص۶۸.</ref>.


خالد در [[فتوحات عراق]] شرکت کرد و در [[جنگ قادسیه]] (سال ۱۴)، [[جانشین]] [[سعد بن ابی‌وقاص]] شد<ref>دینوری، الاخبار الطوال، ص۱۲۱.</ref>. او در [[فتح مدائن]] از [[فرماندهان سپاه]] بود و [[ساباط]] را [[تصرف]] کرد<ref>بلاذری، فتوح البلدان، ج۲، ص۳۲۳.</ref>. خالد [[گرایش اموی]] داشت تا جایی که [[طبری]]<ref>طبری، تاریخ، ج۳، ص۵۷۸.</ref> او را [[هم‌پیمان]] [[بنی‌امیه]] معرفی می‌کند و عثمان، زمینی در [[عراق]] نزد [[حمام اعین]] به او داد<ref>بلاذری، فتوح البلدان، ج۲، ص۳۳۶.</ref>. وی [[سال ۴۱ هجری]] در [[دفاع]] از معاویه، با [[عبدالله بن ابی‌الحوثاء]] که ضد معاویه خروج کرده بودند، جنگید و او را از پای درآورد<ref>خلیفة بن خیاط، التاریخ، ص۱۵۳؛ ذهبی، تاریخ الاسلام، ج۴، ص۷.</ref>. [[زیاد بن عبید]]<ref>زیاد بن ابیه حاکم عراقین.</ref> نیز او را بر [[کوفه]] گمارد<ref>طبرانی، المعجم الکبیر، ج۴، ص۱۸۸.</ref>. شاید به همین سبب باشد که وقتی مختار ثقفی را دید او را [[کذاب]] دانست و [[حدیثی]] درباره [[دروغ بستن]] بر [[پیامبر]]{{صل}} از آن حضرت نقل کرد<ref>ابن ابی‌شیبه، المصنف، ج۶، ص۲۰۳؛ ابن ابی‌عاصم، الآحاد والمثانی، ج۱، ص۴۶۷.</ref>. در ماجرای [[شهادت]] مظلومانه [[حجر بن عدی]]، خالد از اشراف چهارگانه کوفه بود که شهادت‌نامه [[ظالمانه]] علیه [[حجر]] را [[امضا]] کرد<ref>ر.ک: ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۶، ص۲۴۲؛ ثقفی، الغارات، ج۲، ص۸۱۰.</ref>.
خالد در [[فتوحات عراق]] شرکت کرد و در [[جنگ قادسیه]] (سال ۱۴)، [[جانشین]] [[سعد بن ابی‌وقاص]] شد<ref>دینوری، الاخبار الطوال، ص۱۲۱.</ref>. او در [[فتح مدائن]] از [[فرماندهان سپاه]] بود و [[ساباط]] را [[تصرف]] کرد<ref>بلاذری، فتوح البلدان، ج۲، ص۳۲۳.</ref>. خالد [[گرایش اموی]] داشت تا جایی که [[طبری]]<ref>طبری، تاریخ، ج۳، ص۵۷۸.</ref> او را [[هم‌پیمان]] [[بنی‌امیه]] معرفی می‌کند و عثمان، زمینی در [[عراق]] نزد [[حمام اعین]] به او داد<ref>بلاذری، فتوح البلدان، ج۲، ص۳۳۶.</ref>. وی [[سال ۴۱ هجری]] در [[دفاع]] از معاویه، با [[عبدالله بن ابی‌الحوثاء]] که ضد معاویه خروج کرده بودند، جنگید و او را از پای درآورد<ref>خلیفة بن خیاط، التاریخ، ص۱۵۳؛ ذهبی، تاریخ الاسلام، ج۴، ص۷.</ref>. [[زیاد بن عبید]]<ref>زیاد بن ابیه حاکم عراقین.</ref> نیز او را بر [[کوفه]] گمارد<ref>طبرانی، المعجم الکبیر، ج۴، ص۱۸۸.</ref>. شاید به همین سبب باشد که وقتی مختار ثقفی را دید او را [[کذاب]] دانست و [[حدیثی]] درباره [[دروغ بستن]] بر [[پیامبر]]{{صل}} از آن حضرت نقل کرد<ref>ابن ابی‌شیبه، المصنف، ج۶، ص۲۰۳؛ ابن ابی‌عاصم، الآحاد والمثانی، ج۱، ص۴۶۷.</ref>. در ماجرای [[شهادت]] مظلومانه [[حجر بن عدی]]، خالد از اشراف چهارگانه کوفه بود که شهادت‌نامه [[ظالمانه]] علیه [[حجر]] را [[امضا]] کرد<ref>ر.ک: ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۶، ص۲۴۲؛ ثقفی، الغارات، ج۲، ص۸۱۰.</ref>.
۲۲۴٬۹۹۹

ویرایش