بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱۲: | خط ۱۲: | ||
خالد در [[فتوحات عراق]] شرکت کرد و در [[جنگ قادسیه]] (سال ۱۴)، [[جانشین]] [[سعد بن ابیوقاص]] شد<ref>دینوری، الاخبار الطوال، ص۱۲۱.</ref>. او در [[فتح مدائن]] از [[فرماندهان سپاه]] بود و [[ساباط]] را [[تصرف]] کرد<ref>بلاذری، فتوح البلدان، ج۲، ص۳۲۳.</ref>. خالد [[گرایش اموی]] داشت تا جایی که [[طبری]]<ref>طبری، تاریخ، ج۳، ص۵۷۸.</ref> او را [[همپیمان]] [[بنیامیه]] معرفی میکند و [[عثمان بن عفان]]، زمینی در [[عراق]] نزد «[[حمام اعین]]» به او داد<ref>بلاذری، فتوح البلدان، ج۲، ص۳۳۶.</ref>. وی [[سال ۴۱ هجری]] در [[دفاع]] از معاویه، با [[عبدالله بن ابیالحوثاء]] که ضد معاویه خروج کرده بودند، جنگید و او را از پای درآورد<ref>خلیفة بن خیاط، التاریخ، ص۱۵۳؛ ذهبی، تاریخ الاسلام، ج۴، ص۷.</ref>. [[زیاد بن عبید]]<ref>زیاد بن ابیه حاکم عراقین.</ref> نیز او را بر [[کوفه]] گمارد<ref>طبرانی، المعجم الکبیر، ج۴، ص۱۸۸.</ref>. شاید به همین سبب باشد که وقتی مختار ثقفی را دید او را [[کذاب]] دانست و [[حدیثی]] درباره [[دروغ بستن]] بر [[پیامبر]]{{صل}} از آن حضرت نقل کرد<ref>ابن ابیشیبه، المصنف، ج۶، ص۲۰۳؛ ابن ابیعاصم، الآحاد والمثانی، ج۱، ص۴۶۷.</ref>. در ماجرای [[شهادت]] مظلومانه [[حجر بن عدی]]، خالد از اشراف چهارگانه کوفه بود که شهادتنامه [[ظالمانه]] علیه [[حجر]] را [[امضا]] کرد<ref>ر.ک: ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۶، ص۲۴۲؛ ثقفی، الغارات، ج۲، ص۸۱۰.</ref>. | خالد در [[فتوحات عراق]] شرکت کرد و در [[جنگ قادسیه]] (سال ۱۴)، [[جانشین]] [[سعد بن ابیوقاص]] شد<ref>دینوری، الاخبار الطوال، ص۱۲۱.</ref>. او در [[فتح مدائن]] از [[فرماندهان سپاه]] بود و [[ساباط]] را [[تصرف]] کرد<ref>بلاذری، فتوح البلدان، ج۲، ص۳۲۳.</ref>. خالد [[گرایش اموی]] داشت تا جایی که [[طبری]]<ref>طبری، تاریخ، ج۳، ص۵۷۸.</ref> او را [[همپیمان]] [[بنیامیه]] معرفی میکند و [[عثمان بن عفان]]، زمینی در [[عراق]] نزد «[[حمام اعین]]» به او داد<ref>بلاذری، فتوح البلدان، ج۲، ص۳۳۶.</ref>. وی [[سال ۴۱ هجری]] در [[دفاع]] از معاویه، با [[عبدالله بن ابیالحوثاء]] که ضد معاویه خروج کرده بودند، جنگید و او را از پای درآورد<ref>خلیفة بن خیاط، التاریخ، ص۱۵۳؛ ذهبی، تاریخ الاسلام، ج۴، ص۷.</ref>. [[زیاد بن عبید]]<ref>زیاد بن ابیه حاکم عراقین.</ref> نیز او را بر [[کوفه]] گمارد<ref>طبرانی، المعجم الکبیر، ج۴، ص۱۸۸.</ref>. شاید به همین سبب باشد که وقتی مختار ثقفی را دید او را [[کذاب]] دانست و [[حدیثی]] درباره [[دروغ بستن]] بر [[پیامبر]]{{صل}} از آن حضرت نقل کرد<ref>ابن ابیشیبه، المصنف، ج۶، ص۲۰۳؛ ابن ابیعاصم، الآحاد والمثانی، ج۱، ص۴۶۷.</ref>. در ماجرای [[شهادت]] مظلومانه [[حجر بن عدی]]، خالد از اشراف چهارگانه کوفه بود که شهادتنامه [[ظالمانه]] علیه [[حجر]] را [[امضا]] کرد<ref>ر.ک: ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۶، ص۲۴۲؛ ثقفی، الغارات، ج۲، ص۸۱۰.</ref>. | ||
از نکات قابل توجه در [[زندگی]] خالد، [[پیشگویی حضرت علی]]{{ع}} درباره [[گمراهی]] و [[بدفرجامی]] اوست. [[سوید بن غفله]] گوید: نزد [[امیرالمؤمنین علی]]{{ع}} بودم که مردی وارد شد و گفت: | از نکات قابل توجه در [[زندگی]] خالد، [[پیشگویی حضرت علی]]{{ع}} درباره [[گمراهی]] و [[بدفرجامی]] اوست. [[سوید بن غفله]] گوید: نزد [[امیرالمؤمنین علی]]{{ع}} بودم که مردی وارد شد و گفت: خالد بن عرفطه مُرد. حضرت فرمود: او نمرده و نمیمیرد تا [[ریاست]] [[لشکر]] [[ضلالت]] را بر دوش کشد و آن لشکر را بیاورد و [[پرچمدار]] آن هم [[حبیب بن حمار]] است.در این هنگام مردی از پای [[منبر]] برخاست و گفت: من [[دوستدار]] شما و حبیب بن حمار هستم، حضرت فرمود: مبادا این کار را انجام دهی! و البته این کار را خواهی کرد و آن [[پرچم]] را از این در وارد [[مسجد]] میکنی<ref>حضرت در مسجد کوفه با دست اشاره به بابالفیل مسجد کرد.</ref>. [[زمان]] گذشت تا اینکه ابنزیاد، [[عمر بن سعد]] را به [[جنگ با امام حسین]]{{ع}} فرستاد و خالد بن عرفطه در مقدمه لشکر بود و حبیب بن حمار نیز پرچمدار آن و از [[بابالفیل]] وارد [[مسجد کوفه]] شدند<ref>فضل بن شاذان، الإیضاح، ص۶۹؛ مفید، الارشاد، ج۱، ص۳۲۹؛ ابو الفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص۴۶.</ref>. در همین راستا یکی از [[نوادگان]] خالد گوید: در [[روز شهادت امام حسین]]{{ع}} نزد خالد بودیم، به ما گفت: از [[رسول خدا]]{{صل}} شنیدم که فرمود: بعد از من درباره اهلبیتم گرفتار [[ابتلا]] و [[امتحان]] خواهید شد<ref>طبرانی، المعجم الکبیر، ج۴، ص۱۹۲؛ هیثمی، مجمع الزوائد، ج۹، ص۱۹۴.</ref>. شگفت اینکه خود او چنین روایتی از [[پیامبر]]{{صل}} میشنود، اما [[رئیس]] [[لشکر]] [[ضلالت]] میشود. افزون بر آنکه خالد در [[روایت]] پیش گفته، [[اقرار]] میکند که رسول خدا{{صل}} او را از فتنههای [[آینده]] برحذر داشته است! خالد، راوی و مورد توجه [[عمر بن خطاب]] بود<ref>طبری، تاریخ، ج۴، ص۵۳؛ ابن حجر، تهذیب التهذیب، ج۳، ص۹۲.</ref>. عثمان نهدی، عبدالله بن یسار و مولایش مسلم از او روایت نقل کردهاند<ref>ابن ابیحاتم، الجرح والتعدیل، ج۳، ص۳۳۷.</ref>. از [[نسل]] او فرزندانش «[[ابوبکر بن خالد بن عرفطه|ابوبکر]]»<ref>ذهبی، الکاشف، ج۲، ص۴۱۰.</ref>، «[[عمر بن خالد بن عرفطه|عمر]]»<ref>بخاری، التاریخ الکبیر، ج۶، ص۳۲۷.</ref> و نوادگانش «[[طالوت بن ابیبکر بن خالد|طالوت بن ابیبکر]]»<ref>ابن ابیحاتم، الجرح والتعدیل، ج۴، ص۴۹۵.</ref>، [[عمارة بن یحیی]]<ref>ابن حجر، تهذیب التهذیب، ج۳، ص۹۲.</ref> و [[قاسم عرفطی]]<ref>عجلی، معرفة الثقات، ج۲، ص۲۱۳.</ref> جزء [[راویان حدیث]] هستند. | ||
درباره [[مرگ]] خالد [[اختلاف]] است. برخی گویند [[سال ۶۰]] یا [[۶۱ هجری]] درگذشت<ref>ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۱۸.</ref>. البته قول به سال ۶۰ با حضور وی در [[جنگ با امام حسین]]{{ع}} در [[سال ۶۱ هجری]] متناقض است. قول دیگری گوید؛ وی در سال ۶۴ به دست مختار ثقفی کشته شد<ref>ابن حجر، تهذیب التهذیب، ج۳، ص۹۲.</ref>. خالد هنگام سکونت در [[کوفه]] خانهای بزرگ ساخت که تا [[زمان]] [[قیام زید بن علی بن الحسین]] (سال ۱۲۲) برپا بود<ref>طبری، تاریخ، ج۷، ص۱۸۴؛ براقی، تاریخ الکوفه، ص۴۳۳.</ref>. | درباره [[مرگ]] خالد [[اختلاف]] است. برخی گویند [[سال ۶۰]] یا [[۶۱ هجری]] درگذشت<ref>ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۱۸.</ref>. البته قول به سال ۶۰ با حضور وی در [[جنگ با امام حسین]]{{ع}} در [[سال ۶۱ هجری]] متناقض است. قول دیگری گوید؛ وی در سال ۶۴ به دست مختار ثقفی کشته شد<ref>ابن حجر، تهذیب التهذیب، ج۳، ص۹۲.</ref>. خالد هنگام سکونت در [[کوفه]] خانهای بزرگ ساخت که تا [[زمان]] [[قیام زید بن علی بن الحسین]] (سال ۱۲۲) برپا بود<ref>طبری، تاریخ، ج۷، ص۱۸۴؛ براقی، تاریخ الکوفه، ص۴۳۳.</ref>. | ||