اصحاب امام هادی: تفاوت میان نسخه‌ها

 
خط ۴۱: خط ۴۱:


۷. '''[[حسن بن راشد]]''': کنیه وی ابو علی و وابسته به طایفه [[آل]] المهلّب بغدادی و [[راستگو]] بوده است. شیخ وی را از [[اصحاب حضرت امام هادی]]{{ع}} برشمرده و [[شیخ مفید]] او را از فقهای اعلام و رؤسایی که [[دانش حلال و حرام]] از آنها گرفته می‌شود برشمرده است. از آنان که هیچ [[طعن]] و ظنّی بر آنها وارد نمی‌شود، حضرت امام هادی{{ع}} وی را به [[وکالت]] خود [[منصوب]] نموده و نامه‌های چندی برای وی فرستاده است‌<ref>رجال طوسى، ص۳۷۵.</ref>. از جمله این نامه‌ها می‌باشد:
۷. '''[[حسن بن راشد]]''': کنیه وی ابو علی و وابسته به طایفه [[آل]] المهلّب بغدادی و [[راستگو]] بوده است. شیخ وی را از [[اصحاب حضرت امام هادی]]{{ع}} برشمرده و [[شیخ مفید]] او را از فقهای اعلام و رؤسایی که [[دانش حلال و حرام]] از آنها گرفته می‌شود برشمرده است. از آنان که هیچ [[طعن]] و ظنّی بر آنها وارد نمی‌شود، حضرت امام هادی{{ع}} وی را به [[وکالت]] خود [[منصوب]] نموده و نامه‌های چندی برای وی فرستاده است‌<ref>رجال طوسى، ص۳۷۵.</ref>. از جمله این نامه‌ها می‌باشد:
# نامه‌ای که کشّی با سند خود از [[محمد بن عیسی یقطینی]] نقل کرده است. وی گوید: حضرت امام هادی{{ع}} به ابو [[علی بن بلال]] در سال ۲۳۲ ه. ق نامه‌ای نوشت که در آن آمده بود: [[شکر]] خدای را به‌جای می‌آورم و بر محمد [[پیامبر خدا]] و آل او که [[درود]] و [[رحمت خداوند]] بر آنان باد درود می‌فرستم، سپس، [[آگاه]] باش که من ابو علی حسن بن راشد را به جهت آشنایی با لیاقت‌هایی که وی از آن برخوردار بوده، کسی در آن بر وی مقدّم نمی‌باشد، به‌جای [[حسین بن عبدربه]] برگزیده و منصوب نموده، او را [[امین]] بر این کار دانستم، و می‌دانم که تو بزرگ منطقه خود هستی. بنابراین خوش داشتم که فقط به تو نامه نوشته، با این کار تو را گرامی دارم، پس بر تو باد که از او [[ابو علی حسن بن راشد]] [[اطاعت]] کنی، و تمام [[حقوق مالی]] که بر گردن داری به وی [[تسلیم]] نمایی. همچنین [[پیروان]] ما را بر این کار [[تشویق]] و ترغیب نمائی و آنان را به این کار آشنا کنی تا بدین‌وسیله وی را کمک و [[یاری]] نمایی، که این بسیار کار خوبی است که موجب رعایت [[حقّ]] ما شده و در نزد ما محبوب و دوست‌داشتنی است، و [[خداوند]] به‌واسطه این کار تو را [[جزا]] و [[اجر]] خواهد داد. همانا که خداوند به هرکس که بخواهد می‌بخشد؛ چراکه خداوند دارای عطا و جزا بوده، از [[رحمت]] خود هرکس را بخواهد مشمول عطایایش می‌نماید. و تو با این [[مسئولیت]] که بر دوشت نهادم [[امانتدار]] [[خدا]] گردیده‌ای. این نامه را به خطّ خود نوشته، بسیار خدا را [[شکر]] می‌گویم‌<ref>معجم رجال الحدیث، ج۵، ص۳۱۳-۳۱۴.</ref>. این نامه دلالت دارد که [[ابن راشد]] از نظر وثاقت، [[امانت]] و [[فضیلت]] در سطح‌ بسیار بالایی بوده که [[حضرت امام هادی]]{{ع}} [[شیعیان]] را به او ارجاع داده و آنان را به [[اطاعت]] کردن از او و [[تسلیم]] نمودن [[حقوق]] [[شرعی]] به او سفارش نموده است.
# نامه‌ای که کشّی با سند خود از [[محمد بن عیسی یقطینی]] نقل کرده است. وی گوید: حضرت امام هادی{{ع}} به ابو [[علی بن بلال]] در سال ۲۳۲ ه. ق نامه‌ای نوشت که در آن آمده بود: [[شکر]] خدای را به‌جای می‌آورم و بر محمد [[پیامبر خدا]] و آل او که [[درود]] و [[رحمت خداوند]] بر آنان باد درود می‌فرستم، سپس، [[آگاه]] باش که من ابو علی حسن بن راشد را به جهت آشنایی با لیاقت‌هایی که وی از آن برخوردار بوده، کسی در آن بر وی مقدّم نمی‌باشد، به‌جای [[حسین بن عبدربه]] برگزیده و منصوب نموده، او را [[امین]] بر این کار دانستم، و می‌دانم که تو بزرگ منطقه خود هستی. بنابراین خوش داشتم که فقط به تو نامه نوشته، با این کار تو را گرامی دارم، پس بر تو باد که از او [[ابو علی حسن بن راشد]] [[اطاعت]] کنی، و تمام [[حقوق مالی]] که بر گردن داری به وی [[تسلیم]] نمایی. همچنین [[پیروان]] ما را بر این کار [[تشویق]] و ترغیب نمائی و آنان را به این کار آشنا کنی تا بدین‌وسیله وی را کمک و [[یاری]] نمایی، که این بسیار کار خوبی است که موجب رعایت [[حقّ]] ما شده و در نزد ما محبوب و دوست‌داشتنی است، و [[خداوند]] به‌واسطه این کار تو را جزا و [[اجر]] خواهد داد. همانا که خداوند به هرکس که بخواهد می‌بخشد؛ چراکه خداوند دارای عطا و جزا بوده، از [[رحمت]] خود هرکس را بخواهد مشمول عطایایش می‌نماید. و تو با این [[مسئولیت]] که بر دوشت نهادم [[امانتدار]] [[خدا]] گردیده‌ای. این نامه را به خطّ خود نوشته، بسیار خدا را [[شکر]] می‌گویم‌<ref>معجم رجال الحدیث، ج۵، ص۳۱۳-۳۱۴.</ref>. این نامه دلالت دارد که [[ابن راشد]] از نظر وثاقت، [[امانت]] و [[فضیلت]] در سطح‌ بسیار بالایی بوده که [[حضرت امام هادی]]{{ع}} [[شیعیان]] را به او ارجاع داده و آنان را به [[اطاعت]] کردن از او و [[تسلیم]] نمودن [[حقوق]] [[شرعی]] به او سفارش نموده است.
# کشّی به سند خود که به [[احمد بن محمد بن عیسی]] می‌رسد، [[روایت]] کرده و گفته است: به همراه ابن راشد نامه‌ای را در چند نسخه تکثیر کرده، به سوی گروهی از [[موالیان]] [[اهل‌بیت]]{{عم}} که مقیم [[بغداد]]، [[مدائن]]، سواد و اطراف آن مناطق بودند فرستادیم. متن آن نامه چنین است: [[خدای متعال]] را شکرگزارم، من [[ابو علی بن راشد]] را به‌جای [[علی بن حسین بن عبد ربّه]] و همه وکلای سابق خود، [[منصوب]] کردم، وی در نزد من به منزله تمام آن [[وکیلان]] است، من همه مسئولیت‌هایی که دیگر وکلای من دارند به او اعطا نمودم تا حقوق مرا از شما بگیرد، من وی را برای [سرپرستی‌] شما پسندیده، در این کار بر دیگران مقدّمش داشتم؛ چراکه او [[اهل]] و محلّ این کار می‌باشد، پس شما که خدایتان رحمت کند، حقوق را به او بپردازید که در واقع آن را به من پرداخته‌اید. و بر شما باد که برای خود بهانه‌تراشی نکرده، از این کار دست برداشته، به سرعت به [[بندگی خدا]] و [[پاک]] کردن [[اموال]] و [[حفظ]] خون‌های خود رو آورده، بر نیکویی و [[پرهیزگاری]] یکدیگر را کمک و [[یاری]] کرده، از [[خداوند]] [[پروا]] کنید. باشد که مورد رحمت قرار گیرید، همه به ریسمان محکم خداوند چنگ زنید و جز در حالت [[اسلام]] و [[مسلمانی]] نمیرید. من [[پیروی]] و [[اطاعت]] از خود را در [[طاعت]] از او [[ابن راشد]] قرار دادم، و خروج به سوی [[نافرمانی]] از او را نافرمانی از خود قرار دادم، پس همواره در [[راه راست]] حرکت کنید که [[خداوند]] به شما [[اجر]] و [[ثواب]] داده و از فضل خود بیش‌ازپیش به شما عنایت نماید، همانا که [[خدا]] در آنچه که در نزد اوست وسعت‌دهنده و کریم است، خداوند بر [[بندگان]] خود [[بخشش]] و [[مهربانی]] دارد. ما و شما به [[مسئولیت]] [[حفظ]] [[امانت الهی]] نایل گشته‌ایم، این نامه را به خطّ خود نوشته‌ام و بسیار خدا را [[شکر]] می‌گویم‌<ref>معجم رجال الحدیث، ج۵، ص۳۱۴.</ref>. این نامه نشانگر بلندی [[مقام]] [[ابن راشد]] در نزد [[امام هادی]]{{ع}} می‌باشد تا آنجا که [[اطاعت]] و [[فرمانبرداری]] از او را با اطاعت از خود، و [[نافرمانی]] او را با نافرمانی از خود همراه نموده است.
# کشّی به سند خود که به [[احمد بن محمد بن عیسی]] می‌رسد، [[روایت]] کرده و گفته است: به همراه ابن راشد نامه‌ای را در چند نسخه تکثیر کرده، به سوی گروهی از [[موالیان]] [[اهل‌بیت]]{{عم}} که مقیم [[بغداد]]، [[مدائن]]، سواد و اطراف آن مناطق بودند فرستادیم. متن آن نامه چنین است: [[خدای متعال]] را شکرگزارم، من [[ابو علی بن راشد]] را به‌جای [[علی بن حسین بن عبد ربّه]] و همه وکلای سابق خود، [[منصوب]] کردم، وی در نزد من به منزله تمام آن [[وکیلان]] است، من همه مسئولیت‌هایی که دیگر وکلای من دارند به او اعطا نمودم تا حقوق مرا از شما بگیرد، من وی را برای [سرپرستی‌] شما پسندیده، در این کار بر دیگران مقدّمش داشتم؛ چراکه او [[اهل]] و محلّ این کار می‌باشد، پس شما که خدایتان رحمت کند، حقوق را به او بپردازید که در واقع آن را به من پرداخته‌اید. و بر شما باد که برای خود بهانه‌تراشی نکرده، از این کار دست برداشته، به سرعت به [[بندگی خدا]] و [[پاک]] کردن [[اموال]] و [[حفظ]] خون‌های خود رو آورده، بر نیکویی و [[پرهیزگاری]] یکدیگر را کمک و [[یاری]] کرده، از [[خداوند]] [[پروا]] کنید. باشد که مورد رحمت قرار گیرید، همه به ریسمان محکم خداوند چنگ زنید و جز در حالت [[اسلام]] و [[مسلمانی]] نمیرید. من [[پیروی]] و [[اطاعت]] از خود را در [[طاعت]] از او [[ابن راشد]] قرار دادم، و خروج به سوی [[نافرمانی]] از او را نافرمانی از خود قرار دادم، پس همواره در [[راه راست]] حرکت کنید که [[خداوند]] به شما [[اجر]] و [[ثواب]] داده و از فضل خود بیش‌ازپیش به شما عنایت نماید، همانا که [[خدا]] در آنچه که در نزد اوست وسعت‌دهنده و کریم است، خداوند بر [[بندگان]] خود [[بخشش]] و [[مهربانی]] دارد. ما و شما به [[مسئولیت]] [[حفظ]] [[امانت الهی]] نایل گشته‌ایم، این نامه را به خطّ خود نوشته‌ام و بسیار خدا را [[شکر]] می‌گویم‌<ref>معجم رجال الحدیث، ج۵، ص۳۱۴.</ref>. این نامه نشانگر بلندی [[مقام]] [[ابن راشد]] در نزد [[امام هادی]]{{ع}} می‌باشد تا آنجا که [[اطاعت]] و [[فرمانبرداری]] از او را با اطاعت از خود، و [[نافرمانی]] او را با نافرمانی از خود همراه نموده است.
# [[حضرت امام هادی]]{{ع}} نامه‌ای برای ابن راشد و [[ایوب بن نوح]] نوشته است که در آن بعد از [[بسم الله]] و مقدّمه آمده است: ای [[ایوب]] پسر نوح، من تو را امر می‌کنم که از جرّوبحث زیاد با ابو علی [[کناره‌گیری]] و هر کدام از شما به آنچه به آن [[مأمور]] شده‌اید [[قیام]] نموده، به امور مربوط به ناحیه خود بپردازید؛ چراکه اگر شما به مأموریتی که به شما واگذار شده بپردازید به‌واسطه این کار از مراجعه به من بی‌نیاز می‌شوید، و ای ابو علی همچنان‌که به ایوب دستور دادم که هیچ‌گونه [[مالی]] از [[اهل بغداد]] و [[مدائن]] [که منطقه مأموریت تو است‌] نپذیرد و از کسی از آنان برای [[ملاقات]] با من [[اجازه]] ملاقات نخواهد و هرکه را که از منطقه‌ای غیر از منطقه او به نزد وی آمده به سمت [[وکیل]] همان ناحیه ارجاع نماید، تو را نیز به مثل همین دستور دستور می‌دهم که به این ترتیب هرکدام از شما در منطقه خود به آنچه به آن مأمور شده‌اید بپردازید<ref>معجم رجال الحدیث، ج۵، ص۳۱۵.</ref>.
# [[حضرت امام هادی]]{{ع}} نامه‌ای برای ابن راشد و [[ایوب بن نوح]] نوشته است که در آن بعد از [[بسم الله]] و مقدّمه آمده است: ای [[ایوب]] پسر نوح، من تو را امر می‌کنم که از جرّوبحث زیاد با ابو علی [[کناره‌گیری]] و هر کدام از شما به آنچه به آن [[مأمور]] شده‌اید [[قیام]] نموده، به امور مربوط به ناحیه خود بپردازید؛ چراکه اگر شما به مأموریتی که به شما واگذار شده بپردازید به‌واسطه این کار از مراجعه به من بی‌نیاز می‌شوید، و ای ابو علی همچنان‌که به ایوب دستور دادم که هیچ‌گونه [[مالی]] از [[اهل بغداد]] و [[مدائن]] [که منطقه مأموریت تو است‌] نپذیرد و از کسی از آنان برای [[ملاقات]] با من [[اجازه]] ملاقات نخواهد و هرکه را که از منطقه‌ای غیر از منطقه او به نزد وی آمده به سمت [[وکیل]] همان ناحیه ارجاع نماید، تو را نیز به مثل همین دستور دستور می‌دهم که به این ترتیب هرکدام از شما در منطقه خود به آنچه به آن مأمور شده‌اید بپردازید<ref>معجم رجال الحدیث، ج۵، ص۳۱۵.</ref>.
خط ۷۹: خط ۷۹:
همچنین معتقدم که بعد از ولایت، یعنی [[ولایت ائمّه]] [[اهل‌بیت]]{{عم}} [[واجبات]] [[شرعی]] عبارت از: [[نماز]]، [[زکات]]، [[روزه]]، [[حجّ]]، [[جهاد]]، [[امر به معروف و نهی از منکر]] می‌باشد».
همچنین معتقدم که بعد از ولایت، یعنی [[ولایت ائمّه]] [[اهل‌بیت]]{{عم}} [[واجبات]] [[شرعی]] عبارت از: [[نماز]]، [[زکات]]، [[روزه]]، [[حجّ]]، [[جهاد]]، [[امر به معروف و نهی از منکر]] می‌باشد».


[[امام هادی]]{{ع}} [[عقیده]] وی را این‌گونه [[تأیید]] فرمودند که: {{متن حدیث|يَا أَبَا الْقَاسِمِ‌ هَذَا وَ اللَّهِ‌ دِينُ‌ اللَّهِ‌ الَّذِي‌ ارْتَضَاهُ‌ لِعِبَادِهِ‌ فَاثْبُتْ‌ عَلَيْهِ‌ ثَبَّتَكَ‌ اللَّهُ‌ بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ فِي الْآخِرَةِ}}؛ ای [[ابو القاسم]]، به [[خدا]] [[سوگند]] این [[[اعتقادات]] تو همان‌][[دین]] خداست که برای [[بندگان]] خود برگزیده است. پس بر همین [[اعتقاد]] ثابت بمان که [[خداوند]] تو را با [[کلامی]] ثابت در [[زندگی دنیا]] و [[آخرت]] تثبیت نماید<ref>کمال الدّین، ص۳۷۹، ح۱ و به نقل از آن: اعلام الورى، ج۲، ص۲۴۴-۲۴۵.</ref>.
[[امام هادی]]{{ع}} [[عقیده]] وی را این‌گونه [[تأیید]] فرمودند که: {{متن حدیث|يَا أَبَا الْقَاسِمِ‌ هَذَا وَ اللَّهِ‌ دِينُ‌ اللَّهِ‌ الَّذِي‌ ارْتَضَاهُ‌ لِعِبَادِهِ‌ فَاثْبُتْ‌ عَلَيْهِ‌ ثَبَّتَكَ‌ اللَّهُ‌ بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ فِي الْآخِرَةِ}}؛ ای [[ابو القاسم]]، به [[خدا]] [[سوگند]] این ([[اعتقادات]] تو همان‌) [[دین]] خداست که برای [[بندگان]] خود برگزیده است. پس بر همین [[اعتقاد]] ثابت بمان که [[خداوند]] تو را با [[کلامی]] ثابت در [[زندگی دنیا]] و [[آخرت]] تثبیت نماید<ref>کمال الدّین، ص۳۷۹، ح۱ و به نقل از آن: اعلام الورى، ج۲، ص۲۴۴-۲۴۵.</ref>.


۱۳. '''[[عثمان بن سعید عمری سمّان‌]]''': کنیه او "ابوعمرو"، [[راستگو]] و [[پاک]] بود، وی در سنّ یازده سالگی خدمتگزار [[حضرت امام هادی]]{{ع}} بوده و از جایگاهی بلند در نزد آن حضرت برخوردار گردید، [[احمد بن اسحاق قمی]] گوید: در یکی از روزها بر حضرت [[امام ابو الحسن علی بن محمد]] شرفیاب شدم و به آن حضرت عرض کردم: ای [[سرور]] و مولای من، من همواره در این [[شهر]] حضور ندارم‌ بلکه به آن رفت‌وآمد می‌کنم و در بسیاری از مواقع که می‌آیم برای من وصول به شما و شرفیابی به محضر شما میسّر نمی‌گردد. در چنین مواردی قول چه کسی را پذیرفته و امر چه کسی را [[اطاعت]] کنیم؟ امام هادی{{ع}} در پاسخ او فرمودند: {{متن حدیث|هَذَا أَبُو عَمْرٍو الثِّقَةُ الْأَمِينُ‌ مَا قَالَهُ‌ لَكُمْ‌ فَعَنِّي‌ يَقُولُهُ‌ وَ مَا أَدَّاهُ‌ إِلَيْكُمْ‌ فَعَنِّي‌ يُؤَدِّيهِ}}؛ «این ابو عمرو راستگوی [[امین]] است. آنچه را که به شما گفت از جانب من گفته و آنچه را که به شما رساند از جانب من رسانده است».
۱۳. '''[[عثمان بن سعید عمری سمّان‌]]''': کنیه او "ابوعمرو"، [[راستگو]] و [[پاک]] بود، وی در سنّ یازده سالگی خدمتگزار [[حضرت امام هادی]]{{ع}} بوده و از جایگاهی بلند در نزد آن حضرت برخوردار گردید، [[احمد بن اسحاق قمی]] گوید: در یکی از روزها بر حضرت [[امام ابو الحسن علی بن محمد]] شرفیاب شدم و به آن حضرت عرض کردم: ای [[سرور]] و مولای من، من همواره در این [[شهر]] حضور ندارم‌ بلکه به آن رفت‌وآمد می‌کنم و در بسیاری از مواقع که می‌آیم برای من وصول به شما و شرفیابی به محضر شما میسّر نمی‌گردد. در چنین مواردی قول چه کسی را پذیرفته و امر چه کسی را [[اطاعت]] کنیم؟ امام هادی{{ع}} در پاسخ او فرمودند: {{متن حدیث|هَذَا أَبُو عَمْرٍو الثِّقَةُ الْأَمِينُ‌ مَا قَالَهُ‌ لَكُمْ‌ فَعَنِّي‌ يَقُولُهُ‌ وَ مَا أَدَّاهُ‌ إِلَيْكُمْ‌ فَعَنِّي‌ يُؤَدِّيهِ}}؛ «این ابو عمرو راستگوی [[امین]] است. آنچه را که به شما گفت از جانب من گفته و آنچه را که به شما رساند از جانب من رسانده است».
خط ۱۰۲: خط ۱۰۲:
۱۷. '''[[محمد بن حسن بن ابی الخطاب زیات‌]]''': [[کوفی]] و [[راستگو]]، شیخ وی را از [[اصحاب حضرت امام هادی]]{{ع}} برشمرده است، [[نجاشی]] گوید: وی بسیار جلیل القدر و از [[اصحاب]] ما بوده است. روایتش بسیار و در [[روایت]] کردن راستگو، بسیار مورد اعتماد و روایتش [از حیث صحت‌] [[آرامش‌بخش]] می‌باشد. وی دارای کتاب «[[توحید]]»، کتاب «المعرفة و البدار»، کتاب «الردّ علی [[اهل]] القدر»، کتاب «امامه»، کتاب «اللؤلؤة»، کتاب «[[وصایا]] الائمّه»، کتاب «نوادر».
۱۷. '''[[محمد بن حسن بن ابی الخطاب زیات‌]]''': [[کوفی]] و [[راستگو]]، شیخ وی را از [[اصحاب حضرت امام هادی]]{{ع}} برشمرده است، [[نجاشی]] گوید: وی بسیار جلیل القدر و از [[اصحاب]] ما بوده است. روایتش بسیار و در [[روایت]] کردن راستگو، بسیار مورد اعتماد و روایتش [از حیث صحت‌] [[آرامش‌بخش]] می‌باشد. وی دارای کتاب «[[توحید]]»، کتاب «المعرفة و البدار»، کتاب «الردّ علی [[اهل]] القدر»، کتاب «امامه»، کتاب «اللؤلؤة»، کتاب «[[وصایا]] الائمّه»، کتاب «نوادر».


۱۸. '''[[محمد بن فرج رخجی‌]]''': شیخ وی را از اصحاب حضرت امام هادی{{ع}} برشمرده است. وی دارای‌ ارتباطات تنگاتنگ و محکمی با [[حضرت امام هادی]]{{ع}} بوده و میان آنها نامه‌های چندی ردّوبدل گشته است، از آن جمله است نامه‌ای که کشّی به سند خود از [[محمد بن فرج]] آن را روایت کرده است: محمد بن فرج گوید: به حضرت امام هادی{{ع}} نامه‌ای نوشتم و از آن حضرت در رابطه با «[[ابو علی بن راشد]]» و «[[عیسی بن جعفر]] بن عاصم» و «ابن بند» سؤال کردم، آن حضرت در پاسخ نامه‌ای به من نوشتند و در آن آمده بود: از [[ابن راشد]]؛ ذکری به میان آوردی، او [[سعادتمند]] زیست و با [[شهادت]] از [[دنیا]] رفت»، آن حضرت همچنین برای «ابن بند» و «[[عاصمی]]» نیز دعا کردند<ref>اختیار معرفة الرّجال، ج۲، ص۸۶۳.</ref>.
۱۸. '''[[محمد بن فرج رخجی‌]]''': شیخ وی را از اصحاب حضرت امام هادی{{ع}} برشمرده است. وی دارای‌ ارتباطات تنگاتنگ و محکمی با [[حضرت امام هادی]]{{ع}} بوده و میان آنها نامه‌های چندی ردّوبدل گشته است، از آن جمله است نامه‌ای که کشّی به سند خود از [[محمد بن فرج]] آن را روایت کرده است: محمد بن فرج گوید: به حضرت امام هادی{{ع}} نامه‌ای نوشتم و از آن حضرت در رابطه با «[[ابو علی بن راشد]]» و «[[عیسی بن جعفر]] بن عاصم» و «ابن بند» سؤال کردم، آن حضرت در پاسخ نامه‌ای به من نوشتند و در آن آمده بود: از [[ابن راشد]]؛ ذکری به میان آوردی، او [[سعادتمند]] زیست و با [[شهادت]] از [[دنیا]] رفت»، آن حضرت همچنین برای «ابن بند» و «عاصمی» نیز دعا کردند<ref>اختیار معرفة الرّجال، ج۲، ص۸۶۳.</ref>.


یکی دیگر از نامه‌های محمد بن فرج به [[امام]] و پاسخ آن حضرت به او در بخش‌های گذشته همین کتاب آمده است که بیانگر اعتماد تامّ و تمام حضرت امام هادی{{ع}} به این شخص و [[تأیید]] آن حضرت درباره او می‌باشد، هنگامی که وی [[بیمار]] شد، حضرت امام هادی{{ع}} پیراهنی برای او فرستادند. وی پیراهن را گرفته و زیر سر خود قرار داد و هنگامی که از [[دنیا]] رفت در همان پیراهن وی را کفن نمودند.
یکی دیگر از نامه‌های محمد بن فرج به [[امام]] و پاسخ آن حضرت به او در بخش‌های گذشته همین کتاب آمده است که بیانگر اعتماد تامّ و تمام حضرت امام هادی{{ع}} به این شخص و [[تأیید]] آن حضرت درباره او می‌باشد، هنگامی که وی [[بیمار]] شد، حضرت امام هادی{{ع}} پیراهنی برای او فرستادند. وی پیراهن را گرفته و زیر سر خود قرار داد و هنگامی که از [[دنیا]] رفت در همان پیراهن وی را کفن نمودند.
۱۲۹٬۷۴۳

ویرایش