←پرسش مستقیم
بدون خلاصۀ ویرایش |
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۳۵: | خط ۳۵: | ||
# کسانی که ولادت [[امام مهدی]] {{ع}} را گزارش کردهاند، ولی بر [[موعود]] بودن آن حضرت، ساکت ماندهاند مانند: [[ابن اثیر جزری]]<ref>سیّد ثامر هاشم العمیدی، مهدی منتظر در اندیشه اسلامی، ص ۱۸۶، به نقل از: الکامل فی التاریخ، ج ۷، ص ۲۷۴ در پایان حوادث سال ۲۶۰ ق</ref>؛ گنجی شافعی<ref>البیان فی اخبار صاحب الزمان، ص۹۷.</ref>؛ [[سبط ابن جوزی]]<ref>تذکرة الخواص، ص۳۲۵-۳۲۶.</ref> و ... . | # کسانی که ولادت [[امام مهدی]] {{ع}} را گزارش کردهاند، ولی بر [[موعود]] بودن آن حضرت، ساکت ماندهاند مانند: [[ابن اثیر جزری]]<ref>سیّد ثامر هاشم العمیدی، مهدی منتظر در اندیشه اسلامی، ص ۱۸۶، به نقل از: الکامل فی التاریخ، ج ۷، ص ۲۷۴ در پایان حوادث سال ۲۶۰ ق</ref>؛ گنجی شافعی<ref>البیان فی اخبار صاحب الزمان، ص۹۷.</ref>؛ [[سبط ابن جوزی]]<ref>تذکرة الخواص، ص۳۲۵-۳۲۶.</ref> و ... . | ||
# کسانی که علاوه بر گزارش ولادت آن حضرت، به [[موعود]] بودن او تصریح کردهاند مانند: "کمال الدین محمد بن طلحه شافعی"<ref>مطالب السؤول، ج ۲، ص ۷۹، باب ۱۲</ref>؛ "نور الدین علی بن محمد بن صباغ مالکی"<ref> ابن صباغ مالکی، الفصول المهمة، ص ۲۸۷</ref>.<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگنامه مهدویت (کتاب)|فرهنگنامه مهدویت]]، ص۱۰۰ ـ ۱۰۲؛ [[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]، [[درسنامه امامشناسی (کتاب)|درسنامه امامشناسی]]، ص۱۹۰-۱۹۳.</ref> | # کسانی که علاوه بر گزارش ولادت آن حضرت، به [[موعود]] بودن او تصریح کردهاند مانند: "کمال الدین محمد بن طلحه شافعی"<ref>مطالب السؤول، ج ۲، ص ۷۹، باب ۱۲</ref>؛ "نور الدین علی بن محمد بن صباغ مالکی"<ref> ابن صباغ مالکی، الفصول المهمة، ص ۲۸۷</ref>.<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگنامه مهدویت (کتاب)|فرهنگنامه مهدویت]]، ص۱۰۰ ـ ۱۰۲؛ [[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]، [[درسنامه امامشناسی (کتاب)|درسنامه امامشناسی]]، ص۱۹۰-۱۹۳.</ref> | ||
==[[تاریخ]] تولد== | |||
آن حضرت که - [[درود خدا]] بر او باد - اواخر [[شب جمعه]] [[پانزدهم شعبان]] در [[خانه]] پدرش [[حضرت امام حسن عسکری]]{{ع}} در [[شهر]] [[سامرا]] پا به عرصه وجود نهاد. شب مبارکی که بر اساس [[روایات]] شریفی که در [[صحاح]]، از [[پیغمبر اکرم]]{{صل}} [[روایت]] شده، زنده نگه داشتنش به [[عبادت]] و [[روزه]] گرفتن در روزش [[مستحب]] است. این روایات علاوه بر کتابهای [[روایی]] [[مکتب اهل بیت]]{{عم}}<ref>شیخ صدوق، ثواب الاعمال: ۱۰۱، شیخ طوسی، مصباح المتحجد: ۷۶۲، سید بن الطاووس، اقبالالاعمال: ۷۱۸.</ref> در کتابهای [[اهل سنت]] نیز نقل شده است؛ چون [[سنن ابن ماجه]] [[سنن]] ترمزی و سایر کتابهای [[اهل]] سنت<ref>ر.ک: مسند احمد بن حنبل ۲، ۱۷۶، سنن ابن ماجه، ۴۴۵- ۱، ۴۴۴، فیض القدیر ۴، ۴۵۹، سنن ترمزی ۳، ۱۱۶، کنزالعمال ۳، ۴۶۶ و بسیاری از کتب دیگر.</ref>. | |||
ولادت آن حضرت، بنابر مشهورترین روایات در سال ۲۵۵ ه. ق صورت پذیرفته است. البته روایات دیگری نیز وجود دارد که سال ولادت آن حضرت را ۲۵۶ یا ۲۵۴ ه. ق ذکر نمودهاند، اما همه این روایات، در تعیین [[روز]] تولد که پانزدهم شعبان باشد اتفاق دارند. البته به دلیل وجود بعضی از شواهد، تاریخ اول که ۲۵۵ ه. ق باشد بر سایر تاریخها ترجیح دارد از جمله آن شواهد میتوان به وارد شدن این تاریخ در کتاب [[غیبت]] تألیف شیخ [[راستگو]] [[فضل بن شاذان]]، که از قدیمیترین منابعی است که خبر ولادت آن حضرت را ثبت کرده، اشاره نمود او خود با [[زمان]] ولادت [[حضرت امام مهدی]]{{ع}} معاصر بوده و اندکی قبل از [[وفات]] پدر [[بزرگوار]] آن حضرت، حضرت امام حسن عسکری{{ع}} از [[دنیا]] رفته است<ref>برای دستیابی به این روایات میتوان به کتاب النجم الثاقب تألیف میرزای نوری ۲، ۱۴۶ به بعد مراجعه نمود همچنین ر.ک: کافی ۱، ۳۲۹، کمال الدین، ۴۳۰.</ref>، از سایر شواهد این است که بسیاری از روایات روز ولادت آن حضرت را [[نیمه شعبان]] مصادف با [[روز جمعه]] ذکر کرده، اما در سال ولادت آن حضرت [[اختلاف]] کردهاند ما با مراجعه به تقویم تطبیقی [[تاریخ]] در مییابیم که [[روز]] [[نیمه شعبان]] تنها در سال ۲۵۵ ه. ق با [[روز جمعه]] مصادف بوده است و در سالهای دیگری که این [[روایات]] ذکر کردهاند این روز با روز جمعه مصادف نبوده است<ref>منظور ما از تقویم تطبیقی تقویمی است که میان روزهای تقویم سال شمسی و روزهای تقویم سال [[قمری]] تطبیق ایجاد مینماید البته تقویمهای بسیاری از این دست به صورت کتاب یا برنامههای رایانهای به وجود آمده است که به صورت دقیق میتواند هر [[روز]] از روزهای سال [[هجری قمری]] را با تقویم [[هجری شمسی]] و یا تقویم شمسی میلادی مطابقت نماید ما در تحقیق خود به تقومی تطبیقی که از [[دانشگاه تهران]] منتشر گردیده و از اولین روز سال یکم [[هجرت پیامبر اکرم]]{{صل}} تا آخرین روز [[قرن]] پانزدهم [[هجری]] را شامل میگردد استفاده کردهایم.</ref>. | |||
البته وجود چنین اختلافی در [[تاریخ]] ولادت امری طبیعی بوده که در تاریخ ولادت و [[وفات]] [[پدران]] [[بزرگوار]] آن حضرت حتی جد بزرگوارش، [[حضرت رسول اکرم]]{{صل}} نیز وجود دارد و این [[اختلاف]] بر [[اثبات]] ولادت آن بزرگواران تأثیری نمیگذارد؛ چه اینکه این امر به ملاحظه سری و پنهانی بودن ولادت آن حضرت به خاطر [[حفظ]] این مولود [[مبارک]] از [[شر]] [[دشمنان]] بسیار طبیعی به نظر میرسد که این مطلب را در بخشهای [[آینده]] بیشتر توضیح خواهیم داد.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۱۴، ص ۱۴۵.</ref> | |||
==[[تواتر]] خبر تولد آن حضرت{{ع}}== | |||
جریان ولادت [[حضرت امام مهدی]]{{ع}} و [[اخبار]] آن را بسیاری از [[دانشمندان]] مانند ابوجعفر [[طبری]]، [[فضل بن شاذان]]، [[حسین بن حمدان]]، [[علی بن حسین مسعودی]]، [[شیخ صدوق]]، [[شیخ طوسی]]، [[شیخ مفید]] و دیگران با سندهایی صحیح [[روایت]] نموده و به صورت کامل یا مختصر نقل کردهاند. تعدادی از [[علمای اهل سنت]] از [[مذاهب مختلف اسلامی]] همچون نورالدین عبدالرحمان جامی [[حنفی]] در شواهد النبوة، [[علامه]] [[محمد معین]] [[مولوی]] [[هندی]] در وسیلة النجاة، علامه محمد خواجه پارسای [[بخاری]] در [[فصل الخطاب]] و [[حافظ]] [[سلیمان قندوزی حنفی]] در [[ینابیع المودة]]، نیز به نقل این خبر پرداختهاند. خبر ولادت آن حضرت را دست کم ۱۳۰ تن از دانشمندان فرقههای مختلف [[اسلامی]] نقل نمودهاند که در میان آنها دهها [[مورخ]] وجود دارد که شش نفر از آنها معاصر با [[غیبت صغری]] و یا [[زمان]] ولادت حضرت امام مهدی{{ع}} بوده و بقیه آنها از قرون مختلف [[اسلامی]] تا [[روزگار]] ما در زنجیرهای متصل قرار دارند. این آمار تنها شامل قسمتی از مصادر و [[منابع اسلامی]] میشود نه تمام آنها و در میان این عده تعداد زیادی از [[دانشمندان]] و [[تاریخ نویسان]] مشهور به چشم میخورند مانند ابن خَلکان، [[ابن اثیر]]، ابوالفداء، [[ذهبی]]، [[ابن طولون دمشقی]]، [[سبطِ ابن جوزی]]، [[محیالدین عربی]]، خوارزمی، [[بیهقی]]، صفدی، یافعی، [[قرمانی]]، [[ابن حجر هیثمی]] و بسیاری دیگر از دانشمندان. | |||
تولد بسیاری از مشاهیر [[تاریخ اسلام]] با چنین گستردگی در کتب [[تاریخ]] ثبت نشده است<ref>برای دستیابی به تفصیل اقوال و آرای دانشمندان [[اسلام]] در این زمینه، میتوان به آماری که [[سید]] ثامر عمیدی در کتاب خود [[دفاع]] از کافی ۱، ۳۵۲- ۵۹۲ آورده است مراجعه نمود.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۱۴، ص ۱۴۷.</ref> | |||
==چگونگی و شرایط تولد== | |||
از روایاتی که درباره چگونگی [[تولد امام زمان]]{{ع}} وارد شده است چنین بر میآید که پدر بزرگوارش [[حضرت امام حسن عسکری]]{{ع}} اقداماتی کرد تا این تولد با پنهان کاری بسیار و مخفیانه انجام پذیرد در این [[روایات]] آمده است که حضرت امام حسن عسکری{{ع}} از عمه [[بزرگوار]] خود [[حکیمه خاتون]] دختر [[حضرت امام جواد]]{{ع}} خواست تا شب [[پانزدهم شعبان]] را در [[خانه]] آن حضرت بماند و به او خبر دادند که در آن شب برای آن حضرت فرزند پسری که [[حجت خداوند]] در روی [[زمین]] است به [[دنیا]] خواهد آمد حکیمه خاتون از آن حضرت درباره مادر فرزند سؤال کرد و آن حضرت در پاسخ او فرمودند او از [[نرجس]] به دنیا خواهد آمد حکیمه خاتون به نزد نرجس رفته و او را معاینه کرد و اثری از حمل در او نیافت، وی به نزد [[امام عسکری]]{{ع}} باز گشته و این خبر را به او داد، حضرت امام حسن عسکری{{ع}} تبسمی کرده و برای حکیمه خاتون بیان داشتند که مثَل [[مادر حضرت مهدی]]{{ع}} مثَل [[مادر حضرت موسی]]{{ع}} است که حامله بودن او تا هنگام وضع حمل برای احدی آشکار نشده بود. چون [[فرعون]] [[اولاد]] [[بنی اسرائیل]] را از [[ترس]] ظهور [[موسی]] - که خبر ولادتش را [[کاهنان]] به او داده بودند - تعقیب کرده، [[پسران]] آنها را کشته و [[دختران]] را زنده میگذاشت، و این مسأله برای [[حضرت مهدی]]{{ع}} نیز جاری بوده است.؛ چراکه [[حکومت عباسی]] همواره مترصد ولادت آن حضرت بود تا او را به [[قتل]] برساند زیرا پارهای از [[احادیث شریف]] خبر ظهور و ولادت چنین [[فرزندی]] را داده بودند و ما نیز در بخشهای [[آینده]] به این [[روایات]] اشاره خواهیم نمود. | |||
از متن این روایات استفاده میشود که ولادت [[شریف]] آن حضرت اندکی قبل از [[طلوع فجر]] میباشد پر واضح است که این [[زمان]] اهمیت خاصی در پنهان کردن این تولد داشته است؛ چراکه [[جاسوسان]] [[حکومت]] عادتاً در چنین ساعتی به [[خواب]] عمیقی فرو رفته بودند. و چنان که باز هم از روایات استفاده میشود در هنگام ولادت، جز [[حکیمه خاتون]] که خود نیز به زمان دقیق وضع حمل آشنایی نداشته است، کس دیگری در هنگام وضع حمل در آنجا حضور نداشته است<ref>ر.ک: روایاتی که [[سید]] بهرامی در کتاب خود «تبصرة [[الولی]]» در رابطه با قضیه ولادت آن حضرت از منابع معتبر جمعآوری نموده است: صفحه ۶ به بعد، همچنین تلخیص [[میرزای نوری]] در کتاب [[نجم الثاقب]] ۲، ۱۵۳ به بعد، [[غیبت شیخ طوسی]] فصلی که مخصوص به [[اثبات]] ولادت [[صاحب الزمان]]{{ع}} میباشد صفحه ۷۴ به بعد.</ref>. | |||
البته یک [[روایت]] نیز وجود دارد که [[شیخ طوسی]] در کتاب [[غیبت]] آنرا نقل نموده است در این روایت تصریح شده که در آن شب، پیرزن قابلهای از [[همسایگان]] [[حضرت امام حسن عسکری]]{{ع}} برای کمک به حکیمه خاتون در تولد این [[نوزاد]] فرا خوانده شده و به او سفارش اکید شده بود که این امر را برای کسی افشا ننماید<ref>شیخ طوسی، غیبت، ۱۴۴.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۱۴، ص ۱۴۸.</ref> | |||
==خبر دادن پیشاپیش از مخفی بودن تولد== | |||
بسیاری از [[احادیث شریف]]، پیشاپیش خبر داده بودند که [[ولادت حضرت مهدی]] از حضرت امام حسن عسکری{{ع}} مخفیانه و با پنهان کاری خواهد بود و این پنهانی را به [[مشیت]] [[خداوند تبارک و تعالی]] نسبت دادهاند بعضی از این روایات [[مخفی بودن ولادت]] آن حضرت را به مخفی بودن تولد [[حضرت موسی]]{{ع}} و دسته دیگری از روایات آن را به مخفی بودن ولادت [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} [[تشبیه]] نمودهاند، و دلیل این پنهان کاری را نیز [[حفاظت از جان]] آن حضرت برای رسیدن به [[هدف]] ادای [[رسالت الهی]] ذکر کردهاند. اکنون به ذکر نمونههای کمی از این روایات میپردازیم: | |||
[[شیخ صدوق]] در [[کمال الدین]] و خزاز در [[کفایة الاثر]] با سند خود از [[حضرت امام حسن مجتبی]]{{ع}} [[روایت]] میکند که در ضمن [[حدیثی]] فرمودند: | |||
آیا میدانید هر کدام از ما [[ائمه]] در گردن خود بیعتی از [[طاغوت]] [[زمان]] خود داشته است مگر قائمی که [[عیسی بن مریم]] پشت سر او [[نماز]] میخواند؟! و آیا میدانید که [[خداوند عزوجل]] ولادت او را پنهان کرده و خودش را نیز از نظرها غایب میگرداند تا در [[هنگام قیام]] و خروج [[بیعت]] کسی بر گردن او نباشد، وی نهمین فرد از [[اولاد]] برادرم حسین پسر [[سرور زنان عالم]] است. | |||
[[خداوند]] عمر او را در [[زمان]] غیبتش طولانی میکند و او را پس از آن با [[قدرت]] به ظهور میرساند...<ref>کمال الدین، ۳۱۵، کفایة الاثر، ۳۱۷.</ref>. | |||
و در [[حدیثی]] که [[صدوق]] آن را از دو طریق از [[حضرت علی]]{{ع}} نقل کرده است، آن حضرت فرمودهاند: هنگامی که [[قائم]] ما [[قیام]] کند بیعت هیچ کس بر گردن او نیست. به همین دلیل ولادت او مخفی و خودش از دیدگان غایب است<ref>کمال الدین، ۳۰۳.</ref>. | |||
و از [[حضرت امام سجاد]]{{ع}} نقل کرده است که فرمود: در قائم ما سنتهایی از [[پیامبران]] است... و اما سنتی که از ابراهیم به [[ارث]] برده است مخفی بودن تولد و دوری گزیدن از [[مردم]] است...<ref>کمال الدین، ۳۲۱- ۳۲۲.</ref>. | |||
و از [[حضرت امام حسین]]{{ع}} [[روایت]] شده است که فرمود: در نهمین فرزند از [[نسل]] من سنتی از یوسف و سنتی از [[موسی بن عمران]] است و او قائم ما [[اهل بیت]] میباشد که خداوند امر او را در یک شب [[اصلاح]] مینماید<ref>کمال الدین، ۳۱۶.</ref>. | |||
[[کلینی]] در کافی با سند خود از [[حضرت امام باقر]]{{ع}} روایت کرده است که آن حضرت در حدیثی فرموده است: ببینید هر کدام از [[پیشوایان]] که ولادتش از دیدگان مردم پنهان ماند او [[صاحب شما]] است، همانا هیچ یک از ما اهل بیت نیست که انگشت نمای مردم شده شهرتش بر سر زبانها بیفتد مگر اینکه از [[کینه]] و [[حسادت]] [[دشمنان]] از [[دنیا]] میرود<ref>کافی ۱، ۲۷۶.</ref>. | |||
احادیثی که بر این معنی دلالت کنند بسیار زیادند و بسیاری از آنها نیز دارای [[سندهای صحیح]] و صراحت در دلالت بوده و قبل از وقوع [[تولد حضرت مهدی]]{{ع}} آشکارا از مخفی بودن آن تولد خبر دادهاند و این خود دلالتی وجدانی و صریح بر [[صحت]] این [[روایات]] دارد حتی اگر سند بعضی از آنها [[ضعیف]] بوده یا ناشناسی در سلسله سند آنها پیدا شود؛ چراکه این روایات از چیزی خبر دادهاند که هنوز واقع نشده بود و واقع شدن آن، صحت این روایات را [[تصدیق]] نموده است و صدور این روایات جز با مدد [[خداوند تبارک و تعالی]] که داننده همه غیبها است امکان ندارد و این ثابت میکند که این [[روایات]] از سرچشمههای [[وحی]] و [[اخبار]] [[پیغمبر اکرم]]{{صل}} صادر گردیده است.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۱۴، ص ۱۴۹.</ref> | |||
==پنهان بودن تولد، علامت [[مهدی موعود]]{{ع}}== | |||
در این [[احادیث شریف]]، پنهان بودن ولادت آشکارا از علایم بارز تشخیص [[هویت]] مهدی موعود و [[قائم]] از [[فرزندان حضرت فاطمه]] است؛ همو که [[احادیث نبوی]] به آمدنش [[بشارت]] داده است و این خود از مهمترین اهداف این امر است؛ چراکه شناساندن یکی از علایم [[شناخت]] مهدی موعود به [[مسلمانان]]، باعث میشود تا آنان نادرستی ادعای کسانی را که مدعی [[مهدویت]] هستند [[کشف]] نمایند. چه اینکه [[تاریخ اسلام]] [[شاهد]] بسیاری از این [[مدعیان دروغین]] بوده، اما این نشانه بر هیچ کدام از آنان تطبیق نمیکرد؛ یعنی به [[شهادت]] [[تاریخ]]، ولادت هیچ کدام از آنان در خفا و پنهانی نبوده است<ref>دکتر محمد مهدی خان بنیانگذار مجله حکمت در قاهره در کتاب خود باب الابواب که قسمتی از آن به تحقیق درباره حرکات مدعیان مهدویت اختصاص یافته، شرح حال این مدعیان دروغین را ذکر نموده است.</ref>. | |||
خود [[احادیث]] شریفی که تا کنون ذکر کردیم علت پنهان بودن [[ولادت حضرت مهدی]]{{ع}} را بیان داشتهاند و این همان دلیلی است که باعث شد تا ولادت [[پیامبر خدا]] [[حضرت موسی]]{{ع}} نیز مخفی و پنهانی صورت پذیرد یعنی [[حفاظت]] از حضرت موسی در حال نوزادی از [[ستم]] [[ستمگران]] و تلاش آنان برای کشتن او تا با این کار [[حجت]] [[خداوند تبارک و تعالی]] بر [[بندگان]] تمام شود و حضرت موسی نیز بتواند نقش [[الهی]] خود را در [[نجات]] دادن [[بنی اسرائیل]] از چنگال [[فرعون]]، [[حراست از دین]] [[توحید]] و رو در رویی با [[جبروت]] طاغوتی فرعون ایفا نماید. به همین ترتیب، [[حضرت مهدی]]{{ع}} نیز بتواند همه [[بشریت]] را نجات داده، [[ظلم و ستم]] را از سطح [[زمین]] برانداخته [[قسط و عدل]] را برپا داشته و [[اسلام]] را بر همه دینهای آسمانی [[برتری]] بخشد. این مطلب امری نبود که از [[پیشوایان]] [[ستمگر]] [[زمان]] مخفی باشد، بلکه آنان از طریق روایاتی که در این زمینه وارد شده بود از این مطلب [[آگاهی]] داشتند. فرعون [[مصر]] از بشاراتی که در رابطه با [[منجی]] [[بنی اسرائیل]] که همان [[حضرت موسی]]{{ع}} باشد و از میان خود آنان بر خواهد خواست، اطلاع داشت. به همین جهت بود که تلاش کرد تا همه نوزادان پسر بنی اسرائیل را با [[هدف]] جلوگیری از ظهور حضرت موسی [[قتل عام]] نماید. حالِ [[بنی عباس]] نیز این چنین بود. آنان میدانستند که [[مهدی موعود]] از [[فرزندان حضرت فاطمه]]{{س}} و پیشوای دوازدهم از [[ائمه اهل بیت]]{{عم}} میباشد. [[احادیث نبوی]] که به این مطلب تصریح دارد در میان [[مسلمانان]] منتشر گشته و [[دانشمندان]] [[علم حدیث]] دهها سال قبل از [[ولادت حضرت مهدی]]{{ع}} این [[روایات]] را در کتابهای خود نوشته بودند. بنی عباس همچنین میدانستند که [[حضرت امام حسن عسکری]]{{ع}} [[یازدهمین امام]] از [[پیشوایان]] [[عترت]] [[نبوی]]{{عم}} است لذا طبیعی است که میخواستند به [[نگرانی]] خود از [[ظهور مهدی موعود]] خاتمه داده و [[نسل]] حضرت امام حسن عسکری{{ع}} را قطع نمایند. | |||
ناگفته پیدا است که حتی احتمال [[صحت]] این [[احادیث]] کافی بود تا انگیزه مناسب را برای کشتن آن حضرت به دست [[حاکمان عباسی]] بدهد در حالی که آنان نه احتمال، که به این مطلب [[یقین]] داشته و میدانستند که جز این سلسله از [[پیشوایان دوازدهگانه]]، در میان مسلمانان سلسلهای که اوصاف ذکر شده در احادیث بر آنها صادق آید وجود ندارد. هم چنان که در بحثهای گذشته نیز به صورت مفصل این مطلب را [[اثبات]] کردهایم. | |||
در پرتو این [[حقیقت]] [[تاریخی]] امکان دارد که سر پدیده [[کوتاهی عمر]] سه امامِ نهم، دهم و یازدهم را که [[پدران]] [[حضرت مهدی]]{{عم}} هستند، بفهمیم. پدر [[بزرگوار]] حضرت مهدی{{ع}} یعنی [[امام حسن عسکری]] در سن ۲۸ سالگی<ref>ابن صباغ مالکی، الفصول المهمه، ۲۸۸.</ref>، جد آن حضرت حضرت [[امام]] هادی{{ع}} در سن ۴۰ سالگی<ref>مسعودی، مروج الذهب ۴، ۱۶۹.</ref>، و جد اعلای آن حضرت [[حضرت امام جواد]]{{ع}} در سن ۲۵ سالگی<ref>ابن صباغ مالکی، الفصول المهمه، ۲۷۶.</ref>، [[دار فانی]] را [[وداع]] گفتهاند و این پدیده سزاوار تحقیق و بررسی است و تنها همین مسأله، برای [[کشف]] اقدامات تند و سریع [[عباسیان]] برای منقطع کردن این نسل با هدف جلوگیری از ظهور مهدی موعود کفایت میکند<ref>دامنه این تلاشها حتی به داخل خانه حضرت امام حسن عسکری{{ع}} رسید. دولت عباسی جاسوسهای زن را برای مراقبت از آنچه داخل خانه امام{{ع}} میگذرد، کاشته بود تا اگر امام مهدی{{ع}} به دنیا آمد او را به قتل برسانند و این تلاشها تا آنجا استمرار یافته بود که نمیخواستند حتی حضرت امام مهدی{{ع}} به دنیا بیاید. از همین جا است که میبینیم، حضرت امام حسن عسکری{{ع}} به صورت رسمی، متعارف و متداول آن زمان ازدواج نکرد.</ref> حتی اگر [[تاریخ]] نیز اقدامات [[عباسیان]] را برای [[ترور]] و [[کشتار]] این [[پیشوایان]] ثبت نکرده باشد، چه رسد به اینکه بسیاری از این اقدامات در تاریخ ثبت شده است، حتی [[تاریخ نویسان]] این مطلب را ثبت کردهاند که عباسیان [[حضرت امام حسن عسکری]]{{ع}} را به [[زندان]] انداخته و بارها سعی در ترور آن حضرت داشتهاند؛ کاری که با [[پدران]] [[بزرگوار]] آن حضرت{{عم}} نیز انجام دادهاند<ref>ر.ک: شیخ طبسی، حیات الامام العسکری{{ع}}، ۴۲۴- ۴۲۱.</ref>. | |||
حضرت امام حسن عسکری{{ع}} این [[جنگ]] و [[دشمنی]] سوزان عباسیان نسبت به [[اهل بیت]]{{عم}} را در روایتی که شیخ [[راستگو]] [[فضل بن شاذان]] که معاصر آن حضرت نیز بوده، نقل کرده است، این گونه بیان داشته است: | |||
فضل بن شاذان گوید: [[عبدالله بن حسین سعد کاتب]] بر ما [[حدیث]] کرد و گفت: حضرت امام حسن عسکری{{ع}} فرمودهاند: [[بنی امیه]] و [[بنی عباس]] به دو دلیل [[شمشیر]] در میان ما [[آل پیامبر]] گذاشتند: | |||
یکی از آن دو دلیل این که آنان میدانستند حقی در [[خلافت]] ندارند، و میترسیدند ما ادعای خلافت کنیم و ناگهان [[حق]] به حقدار برسد. دومین دلیل اینکه آنان از [[اخبار متواتر]]، دانسته بودند که از بین رفتن [[حکومت]] جابران و [[ظالمان]]، به دست قائمی از ما اهل بیت به وقوع خواهد پیوست. آنان [[شک]] نداشتند که جزو گروه جابران و [[ستمگران]] هستند. به همین دلیل بود که سعی کردند اهل بیت [[رسول خدا]]{{صل}} را بکشند و به [[طمع]] اینکه نگذارند آن [[قائم]]{{ع}} به [[دنیا]] بیاید یا اگر به دنیا آمده کشته شود، [[نسل]] [[پیغمبر اکرم]]{{صل}} را قطع کنند. اما [[خداوند متعال]] نخواست تا امر آن قائم برای هیچ کدام از این [[خلفای ستمگر]] آشکار شود، بلکه [[اراده]] کرد تا [[نور]] خود را کامل کند، اگرچه [[کافران]] نپسندند<ref>شیخ حر عاملی ۳، ۵۷۰، شیخ لطف الله صافی، منتخب الاثر، ۳۵۹، ب ۳۴، ح ۴ به نقل از: خاتونآبادی، کشف الحق و در ادامه آن هم، اخباری که با مضمون روایاتی که ذکر کردیم باشد کم نیست.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۱۴، ص ۱۵۱.</ref> | |||
== پرسش مستقیم == | == پرسش مستقیم == | ||