غیبت کبری: تفاوت میان نسخه‌ها

۳۵٬۹۱۳ بایت اضافه‌شده ،  ‏۸ اکتبر ۲۰۲۵
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۲۰: خط ۲۰:


بنابراین دوران غیبت کبری مدت زمانی نامحدود است که در آن، واپسین پیشوای [[معصوم]] به دلیل‌‏هایی در پرده [[غیبت]] به سر می‌‏برد<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص ۳۲۷ ـ ۳۲۸ و [[درسنامه مهدویت ج۲ (کتاب)|درسنامه مهدویت ج۲]]، ص۲۳۷، ۲۳۸.</ref>.
بنابراین دوران غیبت کبری مدت زمانی نامحدود است که در آن، واپسین پیشوای [[معصوم]] به دلیل‌‏هایی در پرده [[غیبت]] به سر می‌‏برد<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص ۳۲۷ ـ ۳۲۸ و [[درسنامه مهدویت ج۲ (کتاب)|درسنامه مهدویت ج۲]]، ص۲۳۷، ۲۳۸.</ref>.
==مدار کلی فعالیت [[امام زمان]]{{ع}} در [[غیبت]] کبری‌==
[[هدف]] کلی فعالیت [[حضرت مهدی]]{{ع}} در [[دوران غیبت کبری]] مواظبت از [[امت اسلام]] و آماده کردن این [[امت]] برای مرحله ظهور، [[قیام]] به [[مأموریت]] بزرگ نابودی [[ظلم و جور]]، برپایی [[دولت]] [[عدل الهی]] در سرتاسر [[زمین]] و تأسیس [[جامعه]] [[خالص]] [[توحیدی]] بوده است که در رابطه با همه این مسائل در بخشی که مربوط به [[سیره]] آن حضرت [[پس از ظهور]] می‌باشد، به تفصیل سخن خواهیم گفت.
به عبارت دیگر مدار کلی سیره آن حضرت در [[غیبت کبری]] [[زمینه‌سازی برای ظهور]] می‌باشد این زمینه‌سازی در مسائلی همچون [[مراقبت]] و [[محافظت]] از [[ایمان]] [[مردم]] و [[حفظ]] و محکم کردن فعالیت‌ها و نوسازی آنها در طول نسل‌هایی که یکی پس از دیگری معاصر با آن حضرت می‌باشند و همچنین حفظ [[رسالت خاتم]] [[اسلام]] از [[تحریف]] می‌باشد. به علاوه این که آن حضرت در این دوران به سایر مأموریت‌ها و [[مسئولیت‌های امامت]] خود در حد توان اقدام می‌نمایند، اگر چه همه این کارها با شیوه‌هایی مخفیانه‌تر از حالت [[غیبت صغری]] به وجود می‌پیوندد و با همین کارهاست که بهره‌مندی مردم از وجود آن حضرت مانند بهره‌مندی زمین از [[آفتاب پشت ابر]] می‌باشد.
این هدف عام از سیره آن حضرت در این غیبت کبری است که به روشنی‌ از روایاتی که در رابطه با فعالیت آن حضرت در غیبت کبری وارد شده، ملاحظه می‌گردد.
قبل از داخل شدن در بحث و آوردن نمونه‌هایی از این فعالیت‌ها، به بعضی از مواردی که [[احادیث شریف]] در رابطه با علت و [[اسرار غیبت]] بیان کرده‌اند نگاهی کلی می‌اندازیم؛ زیرا روشن است که زمینه‌سازی برای ظهور با از بین بردن سبب‌های غیبت میسر می‌گردد به همین جهت شناختن [[اسباب غیبت]] می‌تواند روشن گر طبیعت فعالیت‌های حضرت مهدی{{ع}} در [[زمان غیبت]] باشد.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۱۴، ص ۲۱۵.</ref>
==[[علل غیبت]] در [[احادیث]] شریف‌==
مجموعه‌ای از احادیث شریف علل پیدایش غیبت را بیان نموده‌اند. ابتدا نمونه‌هایی از این [[روایات]] را برای استناد به عللی که این [[روایات]] به آن اشاره دارند ذکر می‌نماییم. البته برای هر نمونه از این روایات نظایر بسیاری موجود است که [[محدثان]]، آنها را با سندهای متعدد [[روایت]] نموده‌اند:
#سُدیر از پدرش از [[حضرت امام صادق]]{{ع}} روایت کرده است که فرمود: [[قائم]] ما غیبتی طولانی خواهد داشت. به آن حضرت عرض کردم: یابن [[رسول الله]] به چه دلیل؟ آن حضرت پاسخ دادند: زیرا [[خداوند عزوجل]] [[اراده]] کرده است، [[سنت]] [[پیامبران]] را در غیبت‌هایی که داشته‌اند، در آن حضرت پیاده نماید. پس ای سدیر آن حضرت ناچار باید به اندازه تمام غیبت‌هایی که [[انبیا]] داشته‌اند [[غیبت]] نماید که [[خداوند متعال]] می‌فرماید: «که قطعاً از حالی به حالی برخواهید نشست»، یعنی [[سنن]] کسانی که قبل از شما بوده‌اند<ref>اثبات الهداة ۳، ۴۸۶- ۴۸۷.</ref>. [[عبدالله بن فضل هاشمی]] [[روایت]] کند که: از حضرت [[امام]] [[جعفر صادق]]{{ع}} شنیدم که می‌فرمود: صاحب این امر به ناچار غیبتی خواهد داشت که افراد [[اهل باطل]] در طول آن غیبت به [[شک]] خواهند افتاد. به آن حضرت عرضه داشتم: [[خداوند]] مرا فدای شما کند به چه دلیل؟ آن حضرت پاسخ دادند: به دلیل امری که به ما [[اجازه]] باز کردن آن برای شما داده نشده است. به آن حضرت عرضه داشتم: پس وجه [[حکمت غیبت]] آن حضرت چیست؟ آن حضرت در پاسخ فرمودند: حکمت غیبت آن حضرت همان حکمتی است که در غیبت سایر [[حجت‌های خداوند]] [[متعال]] بوده است. [[حکمت]] این امر جز [[پس از ظهور]] آن حضرت آشکار نمی‌شود هم چنان که حکمت کارهایی که [[حضرت خضر]]{{ع}} انجام داد جز پس از جدایی [[موسی]] از او بر وی ظاهر نشد، ای پسر فضل این امری از امور خداوند متعال، سری از [[اسرار خدا]] و [[غیبی]] از گنجینه [[علم غیب خداوند]] است، و از آنجا که ما می‌دانیم خداوند عزوجل [[حکیم]] است، [[تصدیق]] می‌کنیم که همه کارهای خداوند را نیز حکمتی است اگر چه وجه و سبب آن حکمت بر ما [[کشف]] نشده باشد<ref>کمال الدین، ۴۸۱، علل الشرایع ۱، ۲۴۵.</ref>.
#از دیگر [[روایات]] این باب روایتی است که [[زراره]] آن را از [[حضرت امام باقر]]{{ع}} روایت نموده است که فرمود: همانا قائم [[قبل از ظهور]] خود غیبتی خواهدداشت. به آن حضرت عرضه داشتم چرا؟ آن حضرت پاسخ دادند: از [[ترس]] و آن حضرت با دست خود به شکم خود اشاره نمودند، [[زراره]] گوید منظور آن حضرت ترس از کشته شدن می‌باشد<ref>علل الشرایع ۱، ۲۴۶، غیبت نعمانی، ۱۷۶، غیبت طوسی، ۲۰۱.</ref>. از دیگر روایاتی که در همین رابطه ذکر شده است [[روایت]] [[عبدالله بن عطا]] از [[حضرت امام باقر]]{{ع}} است وی گوید: به آن حضرت عرضه داشتم [[شیعیان]] شما در [[عراق]] بسیارند، به [[خدا]] [[سوگند]] که در میان [[اهل بیت]] شما کسی به مانند شما نیست، پس چگونه است که شما [[قیام]] نمی‌کنید؟ آن حضرت به من فرمودند: ای عبدالله بن عطا! گوش به حرف [[نادانان]] داده‌ای، به خدا سوگند که من آن کس که باید قیام کند و [[زمین]] را پر از [[عدل و داد]] کند نیستم. عبدالله گوید: به آن حضرت عرضه داشتم: پس او چه کسی است؟ آن حضرت پاسخ دادند: به دنبال کسی باشید که ولادت او از چشمان [[مردم]] مخفی باشد؛ چنین شخصی [[صاحب شما]] است؛ همانا از ما اهل بیت کسی نیست که در میان مردم انگشت نما شود و زبان زد خاص و عام گردد مگر اینکه از در اثر [[ستم]] یا [[حسادت]] کشته می‌شود<ref>کافی ۱، ۳۴۲، غیبت نعمانی، ۱۶۷- ۱۶۸.</ref>.
# و از این جمله است [[روایت]] [[حسن بن محبوب بن ابراهیم کرخی]] که گفت: به [[حضرت امام صادق]]{{ع}} عرض کردم یا کسی به آن حضرت عرض کرد: [[خداوند]] خیرت دهد آیا [[حضرت علی]] در [[دین خدا]] [[قوی]] و پر [[قدرت]] نبود؟ آن حضرت فرمودند: چرا آن مرد گفت: پس چگونه مردم بر او غالب آمدند و چگونه نتوانست آنان را از این کار باز دارد و چه چیز او را از این کار بازداشت؟ آن حضرت پاسخ دادند: آیه‌ای از کتاب [[خداوند عزوجل]] او را از این کار بازداشت. وی گوید: به آن حضرت عرضه داشتم: آن کدام [[آیه]] است؟ آن حضرت پاسخ دادند: این [[کلام]] خداوند عزوجل که فرمود: «اگر [[[کافر]] و مؤمن‌] از هم متمایز می‌شدند قطعاً [[کافران]] را به [[عذاب]] دردناکی معذب می‌نمودیم» همانا که خداوند عز و جل را امانت‌هایی [[مؤمن]] در صلب مردمی [[کافر]] و [[منافق]] می‌باشد. پس حضرت علی{{ع}} [[پدران]] را نمی‌کشت تا اینکه آن [[امانت‌ها]] از صلب آنان خارج شود. پس هنگامی که آن امانت‌ها از صلب‌ها خارج شده و به [[دنیا]] بیایند بر هر کس که بخواهد [[پیروز]] شود و با او [[قتال]] می‌کند، همچنین [[قائم]] ما [[اهل بیت]] است که هرگز ظهور نمی‌کند تا هر زمانی که امانت‌های [[خداوند]] عز و جل ظاهر گردد پس هنگامی که آن ودایع ظاهر گردید او نیز ظهور نموده و با افرادی که با وی مقابله نمایند [[جنگ]] و [[جهاد]] خواهد نمود<ref>علل الشرایع، ۱۴۷، کمال الدین، ۶۴۱.</ref>.
# و از آن جمله است روایتی که از [[حضرت صادق]]{{ع}} [[روایت]] شده که فرمود: به [[خدا]] [[سوگند]] آن چه را که به انتظارش گردن می‌کشید به وقوع نخواهد پیوست تا آنکه شما [[خالص]] گردیده، بد و خوب شما از هم جدا شود سپس ده یک از شما رفته و جز اندکی از شما در راه [[حق]] [[ثابت قدم]] نمی‌ماند. سپس این [[آیه]] را [[تلاوت]] فرمودند: {{متن قرآن|أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُواْ الْجَنَّة وَلَمَّا يَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِينَ جَاهَدُواْ مِنكُمْ وَيَعْلَمَ الصَّابِرِينَ}}؛ آیا پنداشتید که داخل [[بهشت]] می‌شوید، بی‌آن‌که [[خداوند]] جهادگران و [[شکیبایان]] شما را معلوم بدارد؟<ref>حمیری، قرب الاسناد، ۱۶۲، و به نقل از آن، بحار الانوار ۵۲، ۱۱۳.</ref>.
# و از آن جمله است آن چه از [[امام باقر]]{{ع}} روایت شده که فرمود: [[دولت ما]] آخرین [[دولت‌ها]] است، هیچ خاندانی نمی‌مانند که دولتشان [[پایدار]] گردد مگر اینکه قبل از ما به [[حکومت]] خواهند رسید، تا اینکه [[مردم]] هنگامی که [[سیره]] و حکومت ما را در هنگام حکومت دیده‌اند نگویند ما مانند روش و سیره آنان [[رفتار]] می‌کنیم، و این [[کلام]] [[خداوند عزوجل]] است که می‌فرماید: «و فرجام [خوش‌] از آن [[پرهیزگاران]] است»<ref>حدیث در غیبت طوسی، ۲۸۲ و آیه، در سوره اعراف، ۱۲۸ آمده است.</ref>.
# و از آن جمله است روایتی که از [[حضرت امام رضا]]{{ع}} در [[جواب]] کسی که از [[علت غیبت]] پرسیده است آمده که فرمود: تا اینکه آن گاه که [[قائم]] ما با [[شمشیر]] [[قیام]] می‌کند در گردنش بیعتی از هیچ کس نباشد<ref>علل الشرایع ۱، ۲۴۵، عیون اخبار الرضا ۱، ۲۷۳.</ref>. این مسأله، با الفاظی نزدیک به هم از بسیاری از [[ائمه]]{{عم}} روایت شده است. از آن جمله است روایتی که از خود [[حضرت مهدی]]{{ع}} در توقیعی که در جواب مسائل [[اسحاق بن یعقوب]] صادر فرمودند آمده است: و اما [[علت وقوع غیبت]] این است که خداوند عزوجل می‌فرماید: «ای کسانی که [[ایمان]] آورده‌اید، از چیزهایی که اگر برای شما آشکار گردد شما را اندوهناک می‌کند مپرسید» همانا هیچ یک از [[پدران]] من: نبود مگر اینکه بر گردن او بیعتی از [[طاغوت]] زمانش قرار داشت اما هنگامی که من خروج و قیام می‌کنم [[بیعت]] هیچ طاغوتی را بر گردن ندارم‌<ref>کمال الدین، ۴۸۳، غیبت طوسی، ۱۷۶.</ref>.
# [[امام زمان]]{{ع}} در اولین [[نامه]] خود به [[شیخ مفید]] این گونه مرقوم فرمودند: مادام که [[حکومت و دولت]] [[دنیا]] در دست [[فاسقان]] است، ما - به حسب آنچه [[خداوند متعال]] به ما نمایانده و [[صلاح حال]] ما و [[شیعیان]] ما در آن است - در مکانی دور از [[مساکن]] [[ظالمان]] و [[ستمگران]] بسر می‌بریم‌<ref>معادن الحکمه ۲، ۳۰۳، بحارالانوار ۵۳، ۱۷۴.</ref>.
#آن حضرت در دومین [[نامه]] خود به [[شیخ مفید]] آورده‌اند: {{متن حدیث|ولو أنَّ أشياعَنا، وفّقهمُ اللهُ لطاعتِه، على اجتماعٍ مِنَ القلوبِ في الوفاءِ بالعهدِ عليهم، لما تأخّر عنهمُ اليُمْنُ بلقائِنا، ولتعجَّلتْ لهمُ السعادةُ بمشاهدتِنا على حقِّ المعرفةِ وصدقِها منهم بنا فما يحبسنا عنهم إلاما يتصل بنا مما نكرهه ولا نؤثره منهم...}}؛ پس اگر شیعیان ما - که [[خداوند]] آنها را به [[طاعت]] خود موفق دارد - با [[همدلی]]، بر [[عهد]] و پیمانی که بر عهده آنان است [[وفا]] کنند، [[برکت]] دیدار ما از آنان به [[تأخیر]] نمی‌افتد و به زودی [[سعادت]] [[مشاهده]] ما با [[شناخت]] [[صادقانه]] به آنها خواهد رسید. اما [[اخبار]] ناراحت کننده‌ای که از شیعیان خود [[توقع]] آن را نداریم از آنها به ما می‌رسد و سعادت دیدار ما را از آنان سلب می‌نماید...<ref>احتجاج ۲، ۳۲۵، و به نقل از آن، معادن الحکمة ۲، ۳۰۶، بحارالانوار ۳۵، ۱۷۶.</ref>.
اینها نمونه‌هایی از روشنترین [[احادیث]] شریفی بود که در رابطه با علل و اسبابی که برای [[غیبت]] ذکر شده [[روایت]] شده بود. البته در میان این [[روایات]] نیز در ذکر [[علل غیبت]] تداخل وجود داشت که ما در ضمن نقاط هشت‌گانه [[آینده]] به این نکات اشاره خواهیم نمود:
===جمع کردن و استفاده از تجربیات امت‌های گذشته‌===
[[حکمت خداوندی]] در [[تدبیر امور]] [[مخلوقات]] اقتضا کرد تا [[حضرت مهدی]]{{ع}} در پس پرده غیبت پنهان شود و [[حکمت]] این امر همان حکمتی بود که در امت‌های گذشته نیز اقتضا می‌کرد بعضی از [[پیامبران]] و [[انبیای گذشته]] به پس پرده غیبت بروند، و چون [[رسالت]] و [[دین اسلام]] آخرین و پایان بخش [[ادیان الهی]] می‌باشد، هر چه در سایر [[ادیان]] و [[امت‌ها]] به انجام رسیده است، در این [[امت]] نیز باید محقق گردد؛ پس همان‌گونه که محقق شدن اهداف دیگر رسالت‌های آسمانی، به دلیل عدم [[استعداد]] [[امت‌های پیشین]] مستلزم غیبت‌ بعضی از [[پیامبران]] آنها بود، در [[امت اسلام]] نیز وضعیت به همین منوال می‌باشد.
زیرا تحقق [[اهداف]] [[شریعت خاتم]] [[اسلام]] اقتضا می‌کند که پایان بخش اوصیای این [[دین]] یعنی [[حضرت مهدی]]{{ع}} در پس پرده [[غیبت]] واقع شود تا این [[امت]] به صورت کامل برای تحقق اهداف [[دینی]] [[شایستگی]] پیدا نمایند، روشن است که این سبب، کلی است و سبب سایر غیبت‌هایی که در [[ادیان پیشین]] واقع شده و علل دیگری را که [[طوایف]] دیگر در رابطه با مسأله غیبت ذکر می‌نمایند نیز شامل می‌شود.
آنچه در این دسته از [[روایات]] ملاحظه می‌شود این است که این روایات، غیبت را از [[اسرار الهی]] دانسته و سر آن را قبل از انتهای غیبت و [[ظهور امام]]، قابل [[کشف]] ندانسته، [[اجازه]] کشف آن را نمی‌دهند. این دسته از روایات، به همه اسباب و [[علل غیبت]] اشاره نمی‌کنند، بلکه به بعضی از علل غیبت اشاره نموده و بر این باورند که برای غیبت علل و اسباب دیگری نیز وجود دارد که کشف آنها [[قبل از ظهور]] لااقل برای همه [[مردم]] صلاح نیست. اما [[ایمان]] به غیبت فرع ایمان به [[حکمت]] [[خداوند متعال]] است که هیچگاه کاری که صلاح [[بندگان]] در آن نباشد انجام نمی‌دهد.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۱۴، ص ۲۲۱.</ref>
===عامل امنیتی‌===
چنان که در غیبت [[پیامبران خدا]] همچون [[موسی]] [[عیسی]] و دیگران [[ترس]] از کشته شدن به دست [[دشمنان]]، عاملی اساسی در وقوع غیبت بوده، بسیار روشن است که در رابطه با حضرت مهدی{{ع}} هم که دستگاه‌های [[حکومت عباسی]] - چنان که دیدیم - سعی وافری در به [[شهادت]] رساندنش داشتند، این دلیل به شکل کامل صادق بوده و حداقل در [[دوره غیبت صغری]]، دلیلی بر اصل وقوع‌ غیبت است.
پیدا است که مقصود از غیبت، [[حفظ وجود امام]] می‌باشد که [[حجت خداوند]] بر [[مردمان]] است. تا بدین وسیله، [[زمین]] [[خداوند]] از [[حجت قائم]] [[الهی]] خالی نماند؛ [[هدایتگری]] که مردمان را به [[فرمان خداوند]] [[هدایت]] کند.
اما با وجود اینکه [[پدران]] [[پاک]] [[امام زمان]]{{ع}} همگی [[حجت خدا]] بر مردمان بودند و همه آنان نیز با [[تهدید]] [[قتل]] و [[دشمنی]] از جانب حکومت‌های [[زمان]] خود روبرو بوده و عملًا نیز به وسیله [[شمشیر]] یا سم به شهادت رسیدند<ref>اعتقادات صدوق، ۹۹ و به نقل از آن، اعلام الوری طبرسی ۲، ۲۹۷ ب ۵، مسأله اول از مسائل هفت گانه در غیبت، الفصول المهمة، ۲۷۲.</ref>؛ چه سری بود که [[غایب شدن]] از چشم [[مردم]] تنها به [[امام دوازدهم]] اختصاص یافته است؟
[[جواب]] این سؤال بسیار روشن است؛ چراکه آن حضرت - که [[خداوند]] در [[فرج]] و ظهورش [[تعجیل]] نماید - پایان بخش [[ائمه معصومین]] است و او است که به برپا نمودن [[دولت جهانی]] [[اسلام]] [[مکلف]] شده است، وی همان کسی است که خداوند عز و جل با دستان پر توان او [[وعده]] خود را برای [[اظهار اسلام]] و [[برتری]] بخشیدن این [[دین]] بر همه [[دین‌ها]] و به [[میراث]] رساندن [[زمین]] برای [[صالحان]]، [[وفا]] می‌کند، پس ناچار باید وجود نازنینش [[حفظ]] شود تا این [[مأموریت]] بزرگ را به انجام برساند. مضافاً به اینکه [[حکومت عباسی]] به جهت اینکه به همین نکته [[آگاهی]] دقیق داشتند شدیداً سعی کردند تا آن حضرت را حتی در گهواره به [[قتل]] برسانند تا مأموریت بزرگ [[اصلاحی]] آن [[بزرگوار]] ناکام بماند.
این علت در رابطه با [[غیبت کبری]] نیز مؤثر است؛ چراکه تا همه علل و عوامل لازم برای تحقق مأموریت و [[هدف]] بزرگ [[امام زمان]]{{ع}} - همچون گرد آمدن [[یاران]] و [[یاوران]] - فراهم نیامده باشد، بیرون آمدن آن حضرت از پس پرده‌ [[غیبت]] باعث قرار گرفتن آن بزرگوار در معرض خطر می‌باشد؛ زیرا [[حاکمان جور]] در هر زمانه‌ای سعی در نابود کردن آن بزرگوار خواهند نمود و هنوز مأموریت اصلاحی بزرگان آن حضرت به اتمام نرسیده آن حضرت را خواهند کشت؛ کاری که با [[پدران]] بزرگوار آن حضرت انجام دادند. این مطلب بسیار واضح و روشن است و می‌توان آن را از توضیحاتی که [[حضرت امام باقر]]{{ع}} در [[حدیث]] دوم برای [[عبدالله بن عطا]] بیان فرمودند به خوبی دریافت.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۱۴، ص ۲۲۲.</ref>
===تهیه فرصت‌مناسب‌برای رسیدن [[حق]] به همه م [[ردم]] و استخراج‌همه ذخیره‌های‌الهی‌===
بیرون آمدن ذخیره‌های [[الهی]] که همان مؤمنانی باشند که در صلب و [[نسل]] افراد [[کافر]] قرار دارند، عامل دیگری برای [[غیبت امام زمان]]{{ع}} بود. مقصود، [[فرصت]] دادن برای رسیدن آوازه [[دین حق]] به همه [[مردمان]] است تا بدین وسیله [[حقیقت]] [[رسالت الهی]] و [[اسلامی]] که امام زمان{{ع}} حامل آن است، برای همه [[مردم]] روشن و آشکار گردد و در نتیجه، چه بسا اشخاص منسوب به مکتب‌های [[گمراه]] و نسل‌های بازمانده از [[منحرفان]]، راه حق را بپذیرند و به [[اهداف مهدوی]] [[معتقد]] شده به صفوف [[یاوران مهدی]] [[منتظر]]{{ع}} بپیوندند.
روشن است که این علت، به صورت روشن و آشکار مستقیماً تفسیرکننده سبب [[تأخیر ظهور]] آن حضرت{{ع}} بوده و به صورت غیر مستقیم این نکته را آشکار می‌دارد که [[غیبت]] آن حضرت، تا آن [[زمان]] فراهم شدن این عامل که از عوامل لازم و حتمی برای ظهور آن حضرت است، ادامه می‌یابد.؛ چراکه ظهور آن [[بزرگوار]] همراه با آغاز فوری [[انقلاب]] جهانگیر و [[مأموریت]] [[اصلاحی]] بزرگ آن حضرت است و بلافاصله، [[عذاب]] دردناک را بر [[منحرفان]] نازل خواهد نمود.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۱۴، ص ۲۲۴.</ref>
===[[آزمون]] مقدماتی [[نسل]] ظهور===
در خلال اوضاع و شرایط سخت و [[ناگواری]] که با [[غیبت امام زمان]]{{ع}} همراه می‌باشد، [[آمادگی]] و [[پختگی]] لازم [[مردم]] [[جهان]] و به خصوص [[شیعیان]]، برای این امر بیشتر می‌گردد و آشکار است که [[ایمان]] به آن حضرت و غیبتش به خودی خود عامل مهمی در [[تقویت ایمان]] و نیز کسانی است که بر سر ایمان خود به آن حضرت [[پایدار]] مانده‌اند.؛ چراکه ایمان به غیبت، خود مرتبه بالایی از [[مقام]] [[یقین]] و [[ایمان به غیب]] بوده و مردم را از [[اسارت]] [[مادیات]] و [[محسوسات]] [[رهایی]] می‌بخشد تا تنها به آنچه می‌بینند ایمان نداشته باشند. [[آیات]] اول [[سوره بقره]]، ایمان به غیب را یکی از صفات بارز افراد [[پرهیزگار]] برمی‌شمارد و این [[احادیث]]، این صفت مهم [[اهل]] ایمان را به عنوان روشنترین مصداق [[غیب]] و ایمان به آن، بر ایمان به [[حضرت مهدی]]{{ع}} در زمان غیبتش تطبیق نموده‌اند. خصوصاً هنگامی که طولانی بودن این غیبت را نیز در نظر داشته باشیم‌<ref>کفایة الاثر، ۵۶، ینابیع المودة، ۴۲۲.</ref>.
به همین جهت می‌بینیم: این [[احادیث شریف]] [[مؤمنان]] [[عصر غیبت]] را که علیرغم همه شک‌ها و شبهه‌های [[اعتقادی]] که از عدم حضور آن حضرت ناشی می‌شود، بر [[شریعت اسلام]] و [[سیره مهدوی]] [[ثابت قدم]] و پایدار مانده‌اند به شدت تعریف و [[تمجید]] می‌نماید.
به همین دلیل در می‌یابیم که نفس غیبت، یکی از عوامل آماده شدن [[یاوران]] حضرت مهدی{{ع}} می‌باشد.؛ چراکه [[ایمان به امام]] غایب، موجب [[رسوخ]] ایمان به غیب در [[قلب]] مؤمنان است؛ امری که ضامن [[آزادی]] از اسارت مادیات و مشهودات است. و همین ایمان، [[شایستگی]] لازم را برای [[یاری حضرت مهدی]]{{ع}} در به ثمر رساندن مأموریت اصلاحی بزرگش به آنان اعطا می‌کند.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۱۴، ص ۲۲۵.</ref>
===آشکار شدن [[ناتوانی]] دیگر مکاتب‌===
[[اثبات]] ناتوانی [[مکاتب فکری]] دیگر در به تحقق رساندن [[سعادت]] و کمال مورد نظر [[جامعه بشری]] آشکارا همه جامعه بشری را به عکس العمل مثبت نسبت به مأموریت اصلاحی بزرگ [[امام زمان]]{{ع}} وا می‌دارد اثبات ناتوانی آنان از این مطلب، خود موانع این تعامل مطلوب را از بین خواهد برد تا [[اهداف الهی]] که مربوط به [[ظهور حضرت مهدی]]{{ع}} می‌باشد ایجاد شود و [[مردم]] [[جامعه]] به مرور [[زمان]]، به شعارهای مکاتب مادی و غیر مادی دارای اصول [[منحرف]] فریفته نگردند.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۱۴، ص ۲۲۶.</ref>
===[[حفظ]] [[روحیه]] ظلم‌ستیزی‌===
حضرت امام زمان{{ع}} کسی است که [[زمین]] را چنان که پر از [[ظلم و جور]] شده باشد پر از [[عدل و داد]] خواهد نمود؛ آن حضرت پس از [[اتمام حجت]] کامل بر [[منحرفان]] - در خلال [[غیبت کبری]] و قبل از آن - [[حاکمان ستمگر]] و [[حاکمیت]] [[فساد]] را با [[شمشیر]] خود زایل و برطرف خواهد نمود که در نکته گذشته نیز به این امر اشاره نمودیم. پس ظهور آن [[بزرگوار]] با [[حرکت جهادی]] قاطعی از جانب آن حضرت همراه خواهد بود که‌هیچگونه [[آرامش]] و سازشی با منحرفان در آن، راه نخواهد داشت و از همین جا لازم می‌آید که این‌ صفت در [[اتباع]] امام زمان{{ع}} نیز پیدا شده و در [[وقت ظهور]] در آنان موجود باشد و شاید مقصود [[احادیث شریف]] که می‌فرمایند: «تا بر گردن او بیعتی از طاغوتی نباشد» همین معنی باشد.
پیدا است که چنین نقش قاطعی باعث می‌شود که [[ظالمان]] و [[ستمگران]]، پیش از آغاز این [[حرکت]] و آماده شدن شرایط مناسب و تعداد لازم از [[انصار]] و [[یاوران]] آن حضرت، به شدیدترین وجه جلوی این کار را گرفته، آن حضرت را از بین برده یا حضرتش را وادار به [[سازش]] با ظالمان و ستمگران نموده او را مجبور کنند تا فعالیت‌های خود را به صورت نیمه فعال در آورد؛ سیاستی [[پدران]] بزرگوارش نیز در قبال ظالمان و ستمگران از آن استفاده می‌نمودند. این مسأله خطرهای زیادی را در بر داشت. مانند [[تضعیف]] روحیه [[ظلم‌ستیزی]] در نزد [[مؤمنان]] که می‌دیدند امامشان که [[مکلف]] به از بین بردن کامل [[ظلم]] و ستم‌است، در برابر ستمگران کاملًا [[سکوت]] کرده است. به علاوه اینکه بر فرض اتخاذ این موضع‌گیری منفی باز هم امکان جلوگی[[ری]] از فتنه‌های [[ستمگران]] و تلاش‌های مستمر آنان برای رها شدن از دست آن حضرت و کشتن آن [[بزرگوار]] حاصل نمی‌گردید. در غیر این صورت، می‌بایست قبل از حاصل شدن عوامل لازم برای [[پیروزی]] برای انجام [[مأموریت]] خود [[قیام]] کند که این هم به معنی کشته شدن آن بزرگوار قبل از دست‌یابی به [[هدف]] بزرگ خود می‌باشد.
به همین دلیل باید قبل از تکمیل شرایط لازم برای آن [[حرکت]] [[اسلامی]] از ظهور خودداری کرده و در پس پرده‌های [[غیبت]] [[مستتر]] بماند تا بتواند رفته رفته به فعالیت‌های خود در زمینه فراهم آوردن عوامل لازم برای پیروزی در مأموریت بزرگ [[زمان ظهور]] خود اقدام نماید.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۱۴، ص ۲۲۶.</ref>
===غیبت و صلاح کار [[امام]] و مؤمنان‌===
این علت که در [[روایات]] به آن اشاره شده، علتی مجمل است که متضمن بیان یکی از وجوه [[حکمت الهی]] در امر به غیبت آن حضرت می‌باشد به این عنوان که که صلاح کار آن حضرت و [[مؤمنان]] در غیبت آن جناب است؛ شاید معنی این امر این است که در [[سایه]] اوضاع سخت و متضاد با [[اهداف]] [[نهضت مهدوی]]، غیبت بهترین [[شیوه]] ممکن برای [[قیام حضرت مهدی]]{{ع}} به مأموریت‌های [[امامت]] می‌باشد. هم چنان که در نکته ششم نیز به آن اشاره نمودیم. شاید هم معنی اینکه صلاح [[شیعیان]] و کسانی که به وجود آن حضرت [[ایمان]] دارند در غیبت او است به این باشد که آنان به واسطه قرار گرفتن در شرایط [[غیبت امام]]، [[آفاق]] جدیدی از [[تکامل]] و [[آمادگی]] در میان صفوف و نسل‌های پی در پی خود را فتح خواهند نمود؛ - که در نکته چهارم هم به آن اشاره کردیم - تا نسلی پای به عرصه وجود بگذارد که بتواند از نظر کمی و کیفی قابلیت [[استجابت]] مقتضیات قیام بزرگ [[مهدوی]] را پیدا کند. شاید هم مراد از صلاح [[امت]] [[حفظ جان]] آنان از نابودی در اثر قیامِ قبل از موعد و قبل از فراهم آمدن حرکت مطلوب اسلامی یا در اثر [[ناتوانی]] آنان از [[یاری امام]] به صورت مطلوب در هنگام قیامِ بدون غیبت باشد، که نمونه چنین موضع‌گیری از جانب امت، در [[قیام]] [[حضرت امام حسین]]{{ع}} و پیش از آن، در [[خلافت]] [[برادر]] و پدر بزرگوارش، [[امام حسن]] و [[حضرت امیرالمؤمنین]]{{عم}} به وضوح دیده شده‌است.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۱۴، ص ۲۲۸.</ref>
===فراهم نیآمدن تعداد مطلوب یاوران‌===
آخرین عاملی که در روایات به آن اشاره شده است تکمیل نشدن تعداد لازم در [[یاران]] و [[انصار]] آن حضرت برای اجرای [[مأموریت]] [[اصلاحی]] بزرگ از نظر کمی و کیفی می‌باشد؛ مأموریتی که محتاج تعداد کافی از اعوان و انصار با سطح بالای [[اخلاص]] نسبت به [[شریعت محمدی]] و اهداف آن، دانش لازم برای این کار و همچنین [[شناخت]] کافی از دسیسه‌های [[دشمنان]] می‌باشد. به گونه‌ای که این یاران، دارای تجربه‌ای [[جهادی]] باشند؛ تجربه‌ای که برای داخل شدن در حرکتی انقلابی و [[قاطع]] بر ضد [[کفر]] و [[شرک]] و [[فسق]] و [[نفاق]] لازم است.
شاید هم این علت تکمیل کننده علتی باشد که در نکته چهارم بدان اشاره رفته‌است.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۱۴، ص ۲۲۹.</ref>


== پرسش مستقیم ==
== پرسش مستقیم ==
۸۰٬۱۲۹

ویرایش