پرش به محتوا

ولادت امام مهدی: تفاوت میان نسخه‌ها

۹٬۵۰۸ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۳ اکتبر ۲۰۲۵
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۷۳: خط ۷۳:
فضل بن شاذان گوید: [[عبدالله بن حسین سعد کاتب]] بر ما [[حدیث]] کرد و گفت: حضرت امام حسن عسکری{{ع}} فرموده‌اند: [[بنی امیه]] و [[بنی عباس]] به دو دلیل [[شمشیر]] در میان ما [[آل پیامبر]] گذاشتند:
فضل بن شاذان گوید: [[عبدالله بن حسین سعد کاتب]] بر ما [[حدیث]] کرد و گفت: حضرت امام حسن عسکری{{ع}} فرموده‌اند: [[بنی امیه]] و [[بنی عباس]] به دو دلیل [[شمشیر]] در میان ما [[آل پیامبر]] گذاشتند:
یکی از آن دو دلیل این که آنان می‌دانستند حقی در [[خلافت]] ندارند، و می‌ترسیدند ما ادعای خلافت کنیم و ناگهان [[حق]] به حقدار برسد. دومین دلیل اینکه آنان از [[اخبار متواتر]]، دانسته بودند که از بین رفتن [[حکومت]] جابران و [[ظالمان]]، به دست قائمی از ما اهل بیت به وقوع خواهد پیوست. آنان [[شک]] نداشتند که جزو گروه جابران و [[ستمگران]] هستند. به همین دلیل بود که سعی کردند اهل بیت [[رسول خدا]]{{صل}} را بکشند و به [[طمع]] اینکه نگذارند آن [[قائم]]{{ع}} به [[دنیا]] بیاید یا اگر به دنیا آمده کشته شود، [[نسل]] [[پیغمبر اکرم]]{{صل}} را قطع کنند. اما [[خداوند متعال]] نخواست تا امر آن قائم برای هیچ کدام از این [[خلفای ستمگر]] آشکار شود، بلکه [[اراده]] کرد تا [[نور]] خود را کامل کند، اگرچه [[کافران]] نپسندند<ref>شیخ حر عاملی ۳، ۵۷۰، شیخ لطف الله صافی، منتخب الاثر، ۳۵۹، ب ۳۴، ح ۴ به نقل از: خاتون‌آبادی، کشف الحق و در ادامه آن هم، اخباری که با مضمون روایاتی که ذکر کردیم باشد کم نیست.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۱۴، ص ۱۵۱.</ref>
یکی از آن دو دلیل این که آنان می‌دانستند حقی در [[خلافت]] ندارند، و می‌ترسیدند ما ادعای خلافت کنیم و ناگهان [[حق]] به حقدار برسد. دومین دلیل اینکه آنان از [[اخبار متواتر]]، دانسته بودند که از بین رفتن [[حکومت]] جابران و [[ظالمان]]، به دست قائمی از ما اهل بیت به وقوع خواهد پیوست. آنان [[شک]] نداشتند که جزو گروه جابران و [[ستمگران]] هستند. به همین دلیل بود که سعی کردند اهل بیت [[رسول خدا]]{{صل}} را بکشند و به [[طمع]] اینکه نگذارند آن [[قائم]]{{ع}} به [[دنیا]] بیاید یا اگر به دنیا آمده کشته شود، [[نسل]] [[پیغمبر اکرم]]{{صل}} را قطع کنند. اما [[خداوند متعال]] نخواست تا امر آن قائم برای هیچ کدام از این [[خلفای ستمگر]] آشکار شود، بلکه [[اراده]] کرد تا [[نور]] خود را کامل کند، اگرچه [[کافران]] نپسندند<ref>شیخ حر عاملی ۳، ۵۷۰، شیخ لطف الله صافی، منتخب الاثر، ۳۵۹، ب ۳۴، ح ۴ به نقل از: خاتون‌آبادی، کشف الحق و در ادامه آن هم، اخباری که با مضمون روایاتی که ذکر کردیم باشد کم نیست.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۱۴، ص ۱۵۱.</ref>
==نقش [[حضرت امام عسکری]]{{ع}} در اعلام ولادت حضرت مهدی‌==
[[حضرت امام حسن عسکری]]{{ع}} در چنین اوضاع هراسناک و [[سختی]] با مسئولیتی روبرو بود که در درجه بالایی از اهمیت و حساسیت قرار داشت؛ از یک سو بر آن حضرت بود که مسأله [[تولد حضرت مهدی]]{{ع}} را از دیدگان [[حکومت عباسی]] کاملًا پنهان کرده و نگذارد آنان به وجود، ولادت و مکان [[زندگی]] آن حضرت پی ببرده یا حتی [[شناختی]] اجمالی از وقوع چنین مسأله‌ای پیدا کنند؛ این کار به خاطر [[حفظ]] این فرزند از [[اعمال]] [[قتل عام]] گونه حکومت عباسی که در کمین این فرزند نیز بودند انجام می‌شد به همین خاطر است که در [[خبر ولادت حضرت]] [[امام زمان]]{{ع}} می‌بینیم، [[امام عسکری]]{{ع}} تا چه اندازه بر مخفیانه بودن این مسأله تأکید می‌نمایند و به هر کس از [[فامیل]] و شعیان خاص که از خبر این ولادت مطلع گشته [[دستورات]] شدید و اکید می‌دادند تا این خبر را کاملًا از دیگران پنهان دارند آن حضرت به عنوان مثال به [[احمد بن اسحاق]] فرمودند: برای ما [[فرزندی]] به [[دنیا]] آمده است این خبر باید در نزد تو پوشیده بماند و از همه [[مردم]] [[کتمان]] گردد<ref>کمال الدین، ۴۳۴.</ref>.
اما از جهت دیگر، در کنار این پنهان کاری و پرده پوشی و در آن اوضاع هراس‌انگیز و تفتیش‌های غافلگیرانه و پیوسته حکومت عباسی، بر آن حضرت بود که [[خبر ولادت حضرت مهدی]]{{ع}} را در نزد [[شیعیان]] به گونه‌ای [[اثبات]] نماید که پس از [[وفات]] آن حضرت‌هیچگونه شکی در وجود و [[امامت]] آن حضرت برای شیعیان باقی نماند. پس لازم بود آن حضرت شاهدانی بر این مطلب پیدا کند و آنها را از این امر مطلع گرداند تا بعدها [[شهادت]] خود را برای دیگران نقل کرده و [[تاریخ]] نیز این شهادت‌ها را برای نسل‌های [[آینده]] ثبت نماید.
لذا آن حضرت تعدادی از شیعیان خاص خود را از امر [[ولادت حضرت مهدی]]{{ع}} مطلع نمود<ref>کمال الدین، ۴۳۱، ر.ک: محمد بن فیض کاشانی، معادن الحکمة فی مکاتیب الائمة ۲، ۲۷۵.</ref> و پس از گذشت سه [[روز]] از ولادت، آن حضرت [[نوزاد]] را به آنان نشان داد<ref>کمال الدین، ۴۳۱.</ref>، همچنین، پس از گذشت چند سال از ولادتِ آن حضرت، در حالی که [[حضرت مهدی]]{{ع}} پسر بچه کوچکی بودند او را به چهل تن از بزرگان و [[اصحاب]] [[خالص]] خود نشان داده و به آنها اعلام کرد که پس از او این پسر [[امام]] خواهد بود<ref>شیخ طوسی، غیبت، ۲۱۷، شیخ حر عاملی، اثبات الهداة، ۴۱۵، حافظ سلیمان حنفی، ینابیع‌المودة، ۴۶۰.</ref> آن حضرت همچنین گاه گاه [[حضرت مهدی]]{{ع}} را به [[تنهایی]] به بعضی از [[اصحاب]] خود نشان می‌داد و حضرت مهدی نیز برای آنها کرامت‌هایی به ظهور می‌رساند و آنها را در باره [[امامت]] خود به [[یقین]] می‌رساند<ref>برای دست‌یابی به این ماجراها می‌توان به کتاب تبصرة الولی تألیف سید بحرانی و فصل‌هایی از کتاب‌های غیبت که به شرح کسانی که در زمان حیات امام حسن عسکری{{ع}} به حضور حضرت مهدی شرفیات شدند مراجعه نمود.</ref>. [[حضرت امام حسن عسکری]]{{ع}} با توجه به [[لزوم]] [[حفاظت]] شدید از [[زندگی]] این فرزند [[مقدس]] از [[جنایت]] و [[نسل کشی]] [[حکومت عباسی]]، اقدامات‌ دیگری نیز با [[هدف]] ثبت ولادت [[جانشین]] خود در [[تاریخ]] به انجام رسانده است به گونه‌ای که طبق نقل [[شیخ مفید]] [[ولادت حضرت مهدی]]{{ع}} در تاریخ به قوی‌ترین شکلی که ممکن است ولادت [[انسانی]] در تاریخ به ثبت برسد، به [[اثبات]] رسیده است‌<ref>الفصول العشرة فی الغیبة که در ضمن کتاب عدة رسائل شیخ مفید چاپ شده است، ۳۵۳.</ref>.
جنبه دیگری که حضرت امام حسن عسکری{{ع}} با آن روبرو بود، [[مسئولیت]] آماده کردن [[مردم]] برای [[غیبت]] فرزندش [[مهدی]] و [[عادت]] دادن [[مؤمنان]] به برخورد غیر مستقیم با [[امام غایب]] بود، آن حضرت این امور را از طریق اقدامات و برنامه‌هایی زنجیره وار، به انجام می‌رساندند؛ اقداماتی چون: خبر دادن به مردم از غیبت قریب الوقوع حضرت مهدی{{ع}} و دستور دادن به مردم برای مراجعه به [[عثمان بن سعید]] که [[نماینده عام]] آن حضرت بوده است.
حضرت امام حسن عسکری{{ع}} پس از اینکه [[حضرت امام مهدی]]{{ع}} را در حال [[کودکی]] به گروهی از اصحاب خود نشان داد به آنها فرمود:
{{متن حدیث|هذا إمامكم من بعدي وخليفتي عليكم، أطيعوه ولا تتفرقوا من بعدي فتهلكوا في أديانكم، ألا وأنكم لا ترونه من بعد يومكم هذا حتي يتم له عمر، فاقبلوا من عثمان ما يقوله وانتهوا الي‌ أمره واقبلوا قوله فهو خليفة إمامكم والأمر إليه}}؛
پس از من این [[امام]] شما و [[جانشین]] من بر شما است از او [[پیروی]] کنید و پس از من به [[تفرقه]] و [[تشتت]] نگرایید که دینتان نابود خواهد گردید. [[آگاه]] باشید که شما از امروز به بعد تا آن هنگام که مدت [[زمان]] معینی بر او بگذرد، وی را نخواهید دید پس آن چه را که عثمان می‌گوید بپذیرید و به [[دستورات]] او گردن نهاده، کلامش را قبول کنید که او [[جانشین]] [[امام]] شما است و کار [[امامت]] به دست او است‌<ref>غیبت طوسی، ۲۱۷.</ref>. از دیگر اقدامات [[حضرت امام حسن عسکری]]{{ع}} در این عرصه، تأکید آن حضرت بر به کار گرفتن روش [[عزلت]] گزینی و دوری کردن از [[مردم]] و برخورد غیر مستقیم با [[مؤمنان]] است تا آنها را برای مرحله [[غیبت]] آماده سازد. آن حضرت جز در اوقاتی که برای رفتن به [[دارالخلافه]] سوار می‌شد، حتی با [[شیعیان]] خاص خود نیز از پشت پرده سخن می‌گفت و این کار از جانب آن حضرت و پیشتر از وی، پدر بزرگوارش [[حضرت امام هادی]]{{ع}}، مقدمه‌ای برای [[غیبت حضرت صاحب الزمان]]{{ع}} به شمار می‌رود تا [[شیعه]] با این امر انس گرفته، غیبت آن حضرت برای آنها چیز عجیبی نبوده و پرده پوشی و [[استتار]] امام از شیعیان به صورت امری عادی در آید<ref>مسعودی، اثبات الوصیه، ۲۶۲.</ref>، از دیگر اقداماتی که در همین راستا به انجام رسید تثبیت [[سیستم وکیلان امام]] و [[تأیید]] نمودن [[کتاب‌های حدیثی]] بود که [[اصحاب ائمه]] [[روایات]] خود از [[ائمه]] و [[پیامبر اکرم]]{{صل}} را در آن جمع‌آوری نموده بودند<ref>ر.ک: رجال کشی، ۴۸۱، ۴۵۱، رجال ابن داود، ۲۷۲- ۲۷۳، وسائل الشیعة ۱۸، ۷۲، سید ابن طاووس، فلاح السائل، ۱۸۳ و....</ref> تا مؤمنان در [[زمان غیبت]] به چنین کتاب‌هایی مراجعه کنند<ref>برای آگاهی از نقش حضرت امام حسن عسکری{{ع}} در این عرصه، می‌توان به کتاب تاریخ الغیبة الصغری تألیف شهید سید محمد صدر، ۲۶۹ به بعد، همچنین کتاب حیاة الامام العسکری{{ع}} تألیف شیخ طبسی، ۳۱۳- ۳۲۶ مراجعه نمود.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۱۴، ص ۱۵۷.</ref>


== پرسش مستقیم ==
== پرسش مستقیم ==
۸۰٬۱۵۳

ویرایش