بشر بن سلیمان [[بردهفروش]] بود و از [[فرزندان]] [[ابو ایوب انصاری]]. از [[شیعیان مخلص]] [[امام هادی]] و [[امام حسن عسکری]]{{عم}} و [[همسایه]] ایشان در [[سامرّا]] بود. امام هادی{{ع}} به او فرمود: ای [[بشر]]! تو از [[اولاد]] [[انصار]] هستی، [[دوستی]] شما نسبت به ما [[اهل بیت]]، پیوسته میان شما برقرار است، بهطوری که فرزندان شما، ان را به [[ارث]] میبرند و شما مورد [[وثوق]] ما هستید. میخواهم تو را فضیلتی دهم که در [[مقام]] دوستی با ما و این رازی که با تو در میان میگذارم، بر سایر [[شیعیان]] پیش بگیری. سپس، نامهای به خط و زبان [[رومی]] مرقوم فرمود و سر آن را با خاتم [[مبارک]]، مهر کرد و کیسه زردی که دویست و بیست اشرفی در آن بود بیرون آورد و به بشر داد تا روانه [[بغداد]] شود و [[کنیز]] رومی - [[ملیکه]] - را با همان اوصافی که [[امام]] گفته بود خریداری کند و به محضر امام هادی{{ع}} بیاورد<ref>بحار الانوار، ج ۵۱، ص۶؛ [[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج ۲، ص۴۱۸.</ref>. او چنین کرد و بعدها این کنیز رومی، [[همسر امام حسن عسکری]]{{ع}} و [[مادر امام زمان]]{{ع}} شد<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۱۶۶.</ref>.
== پرسش مستقیم ==
* [[مادر امام مهدی چگونه از بغداد به سامرا آمد و با امام حسن عسکری ازدواج کرد؟ (پرسش)]]