بنیظفر: تفاوت میان نسخهها
←منابع
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۵۹: | خط ۵۹: | ||
[[جنگ موته]] نیز از دیگر سرایای بزرگی بود که برخی از مردان بنی ظفر در آن حضور یافته بودند. پس از [[صلح حدیبیه]] در [[سال ششم هجری]]، [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[فرصت]] را مغتنم شمردند و به [[تبلیغ]] جهانی [[اسلام]] پرداختند. ایشان نامههایی را به سران کشورهای مختلف نوشتند و آنان را به اسلام [[دعوت]] کردند. به همین منظور، حضرت، [[حارث بن عمیر ازدی]] را همراه نامهای نزد فرمانروای [[بُصری]] فرستاد و او را به [[پذیرش اسلام]] فرا خواند. اما حارث پس از رسیدن به دهکده [[موته]]، بهدست [[شرحبیل]] بن عمرو غسانی -[[کارگزار]] [[هرقل]] در منطقه- گرفتار آمد و به [[شهادت]] رسید. این خبر بر [[پیامبر]]{{صل}} سخت ناگوار آمد. از اینرو، دستور [[اجتماع]] مسلمانان را در اردوگاه «[[جرف]]» صادر فرمود. پس از اجتماع، ایشان سپاهی سه هزار نفره را به [[فرماندهی]] [[زید بن حارثه]] روانه [[شام]] کردند و ضمن [[انتصاب]] [[فرماندهان سپاه]]، به آنان فرمودند تا به [[قتلگاه]] [[حارث بن عمیر]] بروند و ساکنان آنجا را به اسلام بخوانند و در صورتی که نپذیرند با آنها بجنگند. خبر این [[حرکت]] به [[دشمن]] رسید و آنها هم، سپاهی صد هزار نفره به فرماندهی شرحبیل بن عمرو فراهم آوردند و در «[[مآب]]» -از سرزمینهای بلقاء- فرود آمدند. در این هنگام، جماعتی از [[قبایل]] [[جذام]]، [[لخم]]، بهراء، وائل، بکر و... که برخی تعدادشان را تا صد هزار تن برشمردند<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۳۷۵؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۳۷؛ مقدسی، البدء و التاریخ، ج۴، ص۲۳۱.</ref> نیز، بدیشان پیوستند. از آن سو، [[سپاه]] [[مسلمین]]، به «معان» از سرزمینهای شام رسید و در آنجا از حضور نیروهای هرقل [[روم]] مطلع شدند. مسلمانان پس از دو شب اقامت در «معان» و [[مشورت]] در ادامه راه یا انصراف و بازگشت به [[مدینه]]، سرانجام با سخنان پر [[شور]] [[عبدالله بن رواحه]]، تصمیم به ادامه مسیر گرفتند. آنان تا روستای موته پیش رفتند و در آنجا با سپاه بزرگ روم رو در روی شدند. در این [[جنگ]] نابرابر که در [[جمادی الاولی]] [[سال هشتم هجرت]] به وقوع پیوست، [[فرماندهان]] [[اسلام]] یکی پس از دیگری به [[شهادت]] رسیدند. در نهایت، [[سپاه اسلام]] به [[فرماندهی]] [[خالد بن ولید]]، عقب نشستند و با مابقی سپاه، خود را به مدینه رساندند<ref>واقدی، المغازی، ج۲، ص۷۵۵-۷۶۵؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۳۷۰-۳۸۳؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۹۷-۹۸.</ref>. برخی منابع، از [[خالد بن ثابت بن نعمان بن حارث بن عبدرزاح ظفری]] به عنوان یکی از شهدای ظفری این جنگ نام بردهاند<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۳۸۲-۳۸۳؛ ابن درید، الاشتقاق، ص۴۴۶؛ عوتبی صحاری، الانساب، ج۲، ص۵۳۴. بعضی هم از منابع با اندکی اختلاف نام و نسب او را خالد بن نعمان بن حارث بن عبد رزاح بن ظفر عنوان کردهاند. (ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۴۳ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۶، ص۲۱۵؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۲، ص۲۱۴).</ref>. | [[جنگ موته]] نیز از دیگر سرایای بزرگی بود که برخی از مردان بنی ظفر در آن حضور یافته بودند. پس از [[صلح حدیبیه]] در [[سال ششم هجری]]، [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[فرصت]] را مغتنم شمردند و به [[تبلیغ]] جهانی [[اسلام]] پرداختند. ایشان نامههایی را به سران کشورهای مختلف نوشتند و آنان را به اسلام [[دعوت]] کردند. به همین منظور، حضرت، [[حارث بن عمیر ازدی]] را همراه نامهای نزد فرمانروای [[بُصری]] فرستاد و او را به [[پذیرش اسلام]] فرا خواند. اما حارث پس از رسیدن به دهکده [[موته]]، بهدست [[شرحبیل]] بن عمرو غسانی -[[کارگزار]] [[هرقل]] در منطقه- گرفتار آمد و به [[شهادت]] رسید. این خبر بر [[پیامبر]]{{صل}} سخت ناگوار آمد. از اینرو، دستور [[اجتماع]] مسلمانان را در اردوگاه «[[جرف]]» صادر فرمود. پس از اجتماع، ایشان سپاهی سه هزار نفره را به [[فرماندهی]] [[زید بن حارثه]] روانه [[شام]] کردند و ضمن [[انتصاب]] [[فرماندهان سپاه]]، به آنان فرمودند تا به [[قتلگاه]] [[حارث بن عمیر]] بروند و ساکنان آنجا را به اسلام بخوانند و در صورتی که نپذیرند با آنها بجنگند. خبر این [[حرکت]] به [[دشمن]] رسید و آنها هم، سپاهی صد هزار نفره به فرماندهی شرحبیل بن عمرو فراهم آوردند و در «[[مآب]]» -از سرزمینهای بلقاء- فرود آمدند. در این هنگام، جماعتی از [[قبایل]] [[جذام]]، [[لخم]]، بهراء، وائل، بکر و... که برخی تعدادشان را تا صد هزار تن برشمردند<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۳۷۵؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۳۷؛ مقدسی، البدء و التاریخ، ج۴، ص۲۳۱.</ref> نیز، بدیشان پیوستند. از آن سو، [[سپاه]] [[مسلمین]]، به «معان» از سرزمینهای شام رسید و در آنجا از حضور نیروهای هرقل [[روم]] مطلع شدند. مسلمانان پس از دو شب اقامت در «معان» و [[مشورت]] در ادامه راه یا انصراف و بازگشت به [[مدینه]]، سرانجام با سخنان پر [[شور]] [[عبدالله بن رواحه]]، تصمیم به ادامه مسیر گرفتند. آنان تا روستای موته پیش رفتند و در آنجا با سپاه بزرگ روم رو در روی شدند. در این [[جنگ]] نابرابر که در [[جمادی الاولی]] [[سال هشتم هجرت]] به وقوع پیوست، [[فرماندهان]] [[اسلام]] یکی پس از دیگری به [[شهادت]] رسیدند. در نهایت، [[سپاه اسلام]] به [[فرماندهی]] [[خالد بن ولید]]، عقب نشستند و با مابقی سپاه، خود را به مدینه رساندند<ref>واقدی، المغازی، ج۲، ص۷۵۵-۷۶۵؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۳۷۰-۳۸۳؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۹۷-۹۸.</ref>. برخی منابع، از [[خالد بن ثابت بن نعمان بن حارث بن عبدرزاح ظفری]] به عنوان یکی از شهدای ظفری این جنگ نام بردهاند<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۳۸۲-۳۸۳؛ ابن درید، الاشتقاق، ص۴۴۶؛ عوتبی صحاری، الانساب، ج۲، ص۵۳۴. بعضی هم از منابع با اندکی اختلاف نام و نسب او را خالد بن نعمان بن حارث بن عبد رزاح بن ظفر عنوان کردهاند. (ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۴۳ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۶، ص۲۱۵؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۲، ص۲۱۴).</ref>. | ||
[[حجة الوداع]] هم از دیگر وقایع مهم دوران [[حیات]] [[نبوی]]{{صل}} بود که حضور جمعی از [[مردم]] بنی ظفر از جمله [[محمد بن فضالة بن انس انصاری]] در آن گزارش شده است<ref>ابن قانع، معجم الصحابه، ج۱۳، ص۴۵۸۱؛ ابو نعیم، معرفة الصحابه، ج۱، ص۱۸۳.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>. | [[حجة الوداع]] هم از دیگر وقایع مهم دوران [[حیات]] [[نبوی]]{{صل}} بود که حضور جمعی از [[مردم]] بنی ظفر از جمله [[محمد بن فضالة بن انس انصاری]] در آن گزارش شده است<ref>ابن قانع، معجم الصحابه، ج۱۳، ص۴۵۸۱؛ ابو نعیم، معرفة الصحابه، ج۱، ص۱۸۳.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>. | ||
==[[منافقان]] بنی ظفر و و [[شأن نزول آیات]]== | |||
از موضوعات قابل توجه در [[تاریخ]] [[طایفه]] بنی ظفر حضور نسبتاً قابل توجهی از آنان در شمار منافقان [[مدینه]] در [[عهد]] نبوی{{صل}} است که [[مفسران]] و [[مورخان]]، [[شأن نزول]] آیاتی از [[قرآن مجید]] را به [[اعمال]] [[منافقانه]] آنان اختصاص دادهاند. از جمله این منافقان میتوان از [[حاطب بن امیه]]<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۵۲۴؛ ابن سید الناس، عیون الاثر فی فنون المغازی و الشمائل و السیر، ج۱، ص۲۴۲؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۳، ص۲۳۹.</ref>، [[بشیر بن ابیرق]]<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۵۲۴؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۳، ص۲۳۹؛ تقی الدین مقریزی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و المتاع، ج۱۴، ص۳۵۳.</ref> و [[قزمان بن حارث]] -[[حلیف]] بنی ظفر-<ref>واقدی، المغازی، ج۱، ص۲۲۳-۲۲۴؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۵۲۴؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۲۸۱.</ref> یاد کرد که نامی از ایشان در منابع و مآخذ [[اسلامی]] به ثبت و ضبط رسیده است. بشیر بن حارث (ابیرق) انصاری ظفری فردی شاعرپیشه بود و در هجو [[حضرت رسول]]{{صل}} شعری سروده بود<ref>ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۴۳؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۱، ص۲۱۹.</ref>. برخی منابع از بشیر به عنوان دزد زرهی که [[خداوند]] داستان آنها را در [[قرآن]] و در [[سوره نساء]] [[آیات]] ۱۰۵-۱۰۷ بیان فرمود، یاد کردهاند<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۵۲۴؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۲۷۷؛ تقی الدین مقریزی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و المتاع، ج۱۴، ص۳۵۳-۳۵۴. برخی منابع، صاحب این زره را رفاعة بن زید معرفی کردهاند. (ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۲، ص۴۹۹؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۴۳؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۱، ص۲۱۹.)</ref> و آوردهاند که او اندکی بعد از این ماجرا، در [[سال چهارم هجری]] [[مرتد]] شد<ref>ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۴۳؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۱، ص۲۱۹.</ref>. بعضی دیگر از منابع هم، از [[طعمة بن ابیرق انصاری]] به عنوان این دزد [[زره]] نام برده [[شأن نزول آیات]] ۱۰۵: {{متن قرآن|إِنَّآ أَنزَلْنَآ إِلَيْكَ ٱلْكِتَـٰبَ بِٱلْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ ٱلنَّاسِ بِمَآ أَرَىٰكَ ٱللَّهُ وَلَا تَكُن لِّلْخَآئِنِينَ خَصِيمًۭا}}<ref>«ما این کتاب (آسمانی) را بر تو، به حق فرو فرستادهایم تا در میان مردم بدانچه خداوند به تو نمایانده است داوری کنی و طرفدار خائنان مباش» سوره نساء، آیه ۱۰۵.</ref> و ۱۰۷ سوره نساء: {{متن قرآن|وَلَا تُجَـٰدِلْ عَنِ ٱلَّذِينَ يَخْتَانُونَ أَنفُسَهُمْ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُحِبُّ مَن كَانَ خَوَّانًا أَثِيمًۭا}}<ref>«و از آنان که به خویش خیانت میورزند دفاع مکن که خداوند آن را که خیانتگر بزهکار است، دوست نمیدارد» سوره نساء، آیه ۱۰۷.</ref> را درباره او دانستند<ref>مقاتل بن سلیمان، تفسیر، ج۱، ص۲۵۵؛ محمد بن جریر طبری، جامع البیان، ج۵، ص۳۶۲-۳۶۳؛ ثعلبی، تفسیر، ج۳، ص۳۸۰-۳۸۱.</ref>. گفته شده که طعمه در [[برائت]] خود از این عمل، قسم یاد کرد؛ اما چون خداوند [[ذات]] او را بر همگان روشن ساخت، [[نفاق]] پیشه کرد و به [[مشرکان مکه]] پیوست. از اینرو [[خداوند]] در [[شأن]] وی [[آیه شریفه]]: {{متن قرآن|وَمَن يُشَاقِقِ ٱلرَّسُولَ مِنۢ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُ ٱلْهُدَىٰ وَيَتَّبِعْ غَيْرَ سَبِيلِ ٱلْمُؤْمِنِينَ نُوَلِّهِۦ مَا تَوَلَّىٰ وَنُصْلِهِۦ جَهَنَّمَ وَسَآءَتْ مَصِيرًا}}<ref>«و هر کس پس از آنکه به روشنی رهنمود یافت با پیامبر مخالفت ورزد و از راهی جز راه مؤمنان پیروی کند وی را با آنچه بدان روی آورده است وامینهیم و وی را به دوزخ میافکنیم و این بد پایانهای است!» سوره نساء، آیه ۱۱۵.</ref> را نازل فرمود<ref>محمد بن جریر طبری، جامع البیان، ج۵، ص۳۶۳؛ سیوطی، الدر المنثور، ج۲، ص۲۱۷.</ref>. | |||
همچنین برخی مصادر [[تفسیری]] آیه: {{متن قرآن|مَن كَفَرَ بِٱللَّهِ مِنۢ بَعْدِ إِيمَـٰنِهِۦٓ إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُۥ مُطْمَئِنٌّۢ بِٱلْإِيمَـٰنِ وَلَـٰكِن مَّن شَرَحَ بِٱلْكُفْرِ صَدْرًۭا فَعَلَيْهِمْ غَضَبٌۭ مِّنَ ٱللَّهِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌۭ}}<ref>«بر آن کسان که پس از ایمان به خداوند کفر ورزند- نه آن کسان که وادار (به اظهار کفر) شدهاند و دلشان به ایمان گرم است بلکه آن کسان که دل به کفر دهند- خشمی از خداوند خواهد بود و عذابی سترگ خواهند داشت» سوره نحل، آیه ۱۰۶.</ref> درباب افرادی نظیر [[عبدالله بن سعد بن ابی سرح]] و [[طعمة بن ابیرق انصاری]] و... دانستهاند<ref>مقاتل بن سلیمان، تفسیر، ج۲، ص۳۹۹.</ref>. | |||
[[عمرو بن سهل بن حارث انصاری]] هم از دیگر افرادی بود که در این ماجرا متهم به [[سرقت]] [[زره]] شده بود اما [[خداوند]] با [[نزول آیه]] ۱۱۲ [[سوره]] شریفه [[نساء]]: {{متن قرآن|وَمَن يَكْسِبْ خَطِيٓـَٔةً أَوْ إِثْمًۭا ثُمَّ يَرْمِ بِهِۦ بَرِيٓـًۭٔا فَقَدِ ٱحْتَمَلَ بُهْتَـٰنًۭا وَإِثْمًۭا مُّبِينًۭا}}<ref>«و هر کس خطایی یا گناهی کند سپس آن را به گردن بیگناهی اندازد بار بهتان و گناهی آشکار را بر دوش کشیده است» سوره نساء، آیه ۱۱۲.</ref>. او را از [[اتهام]] سرقت زره مبرا دانست<ref>ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۳، ص۷۳۵.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>. | |||
==بنی ظفر و تعامل با [[خلافت]] خلفای ثلاث== | |||
از [[جانشینی]] [[قتادة بن نعمان انصاری]] به جای [[ابوبکر]] در [[سفر حج]] او در [[سال ۱۲ هجری]] بر [[مدینه]] -بنا بر برخی نقلها-<ref>خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۶۵.</ref>، شاید بتوان به عنوان تنها خبر نقشآفرینی [[مردم]] بنی ظفر در رخدادهای دوران [[خلافت ابوبکر]] یاد کرد. از مشارکت [[بنی حارث بن خزرج]] در حوادث و وقایع مهم دوران [[خلافت عمر بن خطاب]] هم، جز اخباری از حضور [[یزید بن قیس بن خطیم]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۳۸۲؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۵۷۸ -۱۵۷۹؛ ذهبی، تاریخ الاسلام، ج۳، ص۱۳۷.</ref> و [[عمرو بن سهل بن الحارث انصاری]]<ref>ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۳، ص۷۳۵.</ref> در [[جنگ]] [[یوم الجسر]] ([[سال ۱۴ هجری]]) و کشتهشدنشان در این جنگ و نیز مشارکت [[لقیط بن عبدالقیس بن بجره فزاری]] -[[حلیف]] بنی ظفر- در [[جنگ یرموک]] (سال ۱۵هجری) اطلاعی به دست نیامد. لقیط در این جنگ [[فرماندهی]] برخی کرادیس (دستهها) [[سپاه مسلمانان]] را بر عهده داشت<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۳۹۷؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۵، ص۲۹۸؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۵، ص۵۰۹-۵۱۰.</ref>. [[همراهی]] [[قتادة بن نعمان بن زید]] با [[عمر بن خطاب]] در سفرش به [[شام]]<ref>این سفر تا سَرغ -اول حجاز و آخر شام (یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۳، ص۲۱۱)- ادامه یافت و سپس کاروانیان از آنجا به مدینه بازگشتند.</ref>، و حضور در جمع پیشقراولان کاروان او در این [[سفر]] هم، از دیگر [[اخبار]] واصله از این [[قوم]] در این برهه زمانی است<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۴۹، ص۲۷۰.</ref>. | |||
از اخبار بنی ظفر در دوران [[خلافت عثمان]] هم خبری جز امارت موقت [[ثابت بن قیس بن خطیم انصاری]] بر [[کوفه]] و سپس [[اخراج]] او از این [[منصب]] توسط معترضان [[کوفی]] خبری بهدست نیامد. نقل است که هنگامی که عثمان، [[سعید بن عاص]] -[[والی]] خود- را در پی [[شکایت]] [[مردم کوفه]] از آن [[شهر]] فراخواند، سعید بن عاص، [[ثابت بن قیس]] را به سمت [[جانشینی]] خود در کوفه گماشت. لیکن معترضان به سردمداری [[کمیل بن زیاد]]، به دستور [[مالک اشتر]] وی را از کوفه اخراج کردند و پس از آن، [[ابوموسی اشعری]] را به امارت این شهر برگزیدند<ref>ابن اعثم کوفی، الفتوح، ج۲، ص۳۹۸؛ ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۲، ص۳۶۸. نیز ر.ک: ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۱، ص۵۰۹-۵۱۰.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>. | |||
== منابع == | == منابع == | ||