بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۴: | خط ۴: | ||
نام حضرت اسحاق {{ع}} ۱۷ بار در [[قرآن کریم]] در [[آیات]] {{متن قرآن|أَمْ كُنْتُمْ شُهَدَاءَ إِذْ حَضَرَ يَعْقُوبَ الْمَوْتُ إِذْ قَالَ لِبَنِيهِ مَا تَعْبُدُونَ مِنْ بَعْدِي قَالُوا نَعْبُدُ إِلَهَكَ وَإِلَهَ آبَائِكَ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ إِلَهًا وَاحِدًا وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ}}<ref>«مگر هنگامی که مرگ یعقوب فرا رسید گواه بودید، آنگاه که از پسران خود پرسید: پس از من چه میپرستید؟ گفتند: خدای تو و خدای پدرانت ابراهیم و اسماعیل و اسحاق را میپرستیم که خدایی یگانه است و ما فرمانبردار اوییم» سوره بقره، آیه ۱۳۳.</ref>، {{متن قرآن|قُولُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْنَا وَمَا أُنْزِلَ إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطِ وَمَا أُوتِيَ مُوسَى وَعِيسَى وَمَا أُوتِيَ النَّبِيُّونَ مِنْ رَبِّهِمْ لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ}}<ref>«بگویید: ما به خداوند و به آنچه به سوی ما و به سوی ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و نبیرگان فرو فرستاده شده و به آنچه به موسی و عیسی و آنچه به (دیگر) پیامبران از سوی پروردگارشان داده شده است ایمان آوردهایم؛ میان هیچیک از آنان فرق نمینهیم و ما فرما» سوره بقره، آیه ۱۳۶.</ref>، {{متن قرآن|أَمْ تَقُولُونَ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطَ كَانُوا هُودًا أَوْ نَصَارَى قُلْ أَأَنْتُمْ أَعْلَمُ أَمِ اللَّهُ وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ كَتَمَ شَهَادَةً عِنْدَهُ مِنَ اللَّهِ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ}}<ref>«یا میگویید که ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اسباط، یهودی یا مسیحی بودند؛ بگو: شما داناترید یا خداوند؟ و کیست ستمکارتر از کسی که گواهییی را که از خداوند نزد اوست پنهان میدارد؟ و خداوند از آنچه انجام میدهید غافل نیست» سوره بقره، آیه ۱۴۰.</ref>، {{متن قرآن|وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ كُلًّا هَدَيْنَا وَنُوحًا هَدَيْنَا مِنْ قَبْلُ وَمِنْ ذُرِّيَّتِهِ دَاوُودَ وَسُلَيْمَانَ وَأَيُّوبَ وَيُوسُفَ وَمُوسَى وَهَارُونَ وَكَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ}}<ref>«و به او اسحاق و یعقوب را بخشیدیم و همه را راهنمایی کردیم- نوح را پیشتر راهنمایی کرده بودیم- و داوود و سلیمان و ایوب و یوسف و موسی و هارون را که از فرزندزادگان وی بودند (نیز راهنمایی کردیم)؛ و این چنین نیکوکاران را پاداش میدهیم» سوره انعام، آیه ۸۴.</ref>، {{متن قرآن|قُلْ آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ عَلَيْنَا وَمَا أُنْزِلَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطِ وَمَا أُوتِيَ مُوسَى وَعِيسَى وَالنَّبِيُّونَ مِنْ رَبِّهِمْ لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ}}<ref>«بگو به خداوند و به آنچه بر ما و بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و نبیرگان فرو فرستاده شده و به آنچه به موسی و عیسی و پیامبران از سوی پروردگارشان داده شده است ایمان داریم، میان هیچیک از ایشان فرق نمیگذاریم و ما فرمانبردار اوییم» سوره آل عمران، آیه ۸۴.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّا أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ كَمَا أَوْحَيْنَا إِلَى نُوحٍ وَالنَّبِيِّينَ مِنْ بَعْدِهِ وَأَوْحَيْنَا إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطِ وَعِيسَى وَأَيُّوبَ وَيُونُسَ وَهَارُونَ وَسُلَيْمَانَ وَآتَيْنَا دَاوُودَ زَبُورًا}}<ref>«ما به تو همانگونه وحی فرستادیم که به نوح و پیامبران پس از وی، و به ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اسباط و عیسی و ایوب و یونس و هارون و سلیمان وحی فرستادیم و به داوود زبور دادیم» سوره نساء، آیه ۱۶۳.</ref>، {{متن قرآن|وَامْرَأَتُهُ قَائِمَةٌ فَضَحِكَتْ فَبَشَّرْنَاهَا بِإِسْحَاقَ وَمِنْ وَرَاءِ إِسْحَاقَ يَعْقُوبَ}}<ref>«و همسر او، ایستاده بود و خندید آنگاه ما به او مژده اسحاق و از پی اسحاق، یعقوب را دادیم» سوره هود، آیه ۷۱.</ref>، {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ يَجْتَبِيكَ رَبُّكَ وَيُعَلِّمُكَ مِنْ تَأْوِيلِ الْأَحَادِيثِ وَيُتِمُّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَعَلَى آلِ يَعْقُوبَ كَمَا أَتَمَّهَا عَلَى أَبَوَيْكَ مِنْ قَبْلُ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْحَاقَ إِنَّ رَبَّكَ عَلِيمٌ حَكِيمٌ}}<ref>«و بدین گونه پروردگارت تو را برمیگزیند و به تو از (دانش) خوابگزاری میآموزد و نعمت خویش را بر تو و بر خاندان یعقوب تمام میگرداند چنانکه پیش از این بر پدرانت ابراهیم و اسحاق تمام گردانید که پروردگار تو دانایی فرزانه است» سوره یوسف، آیه ۶.</ref>، {{متن قرآن|وَاتَّبَعْتُ مِلَّةَ آبَائِي إِبْرَاهِيمَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ مَا كَانَ لَنَا أَنْ نُشْرِكَ بِاللَّهِ مِنْ شَيْءٍ ذَلِكَ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ عَلَيْنَا وَعَلَى النَّاسِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَشْكُرُونَ}}<ref>«و از آیین پدرانم ابراهیم و اسحاق و یعقوب پیروی میکنم؛ در خور ما نیست که هیچ چیز را شریک خداوند بدانیم؛ این از بخشش خداوند به ما و به مردم است امّا بیشتر مردم سپاس نمیگزارند» سوره یوسف، آیه ۳۸.</ref>، {{متن قرآن|الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي وَهَبَ لِي عَلَى الْكِبَرِ إِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ إِنَّ رَبِّي لَسَمِيعُ الدُّعَاءِ}}<ref>«سپاس خداوند را که با پیری، اسماعیل و اسحاق را به من بخشید به راستی پروردگارم شنوای دعاست» سوره ابراهیم، آیه ۳۹.</ref>، {{متن قرآن|فَلَمَّا اعْتَزَلَهُمْ وَمَا يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَكُلًّا جَعَلْنَا نَبِيًّا}}<ref>«پس چون از آنان و آنچه به جای خداوند میپرستیدند کناره گرفت، اسحاق و (نوهاش) یعقوب را بدو بخشیدیم و همه را پیامبر کردیم» سوره مریم، آیه ۴۹.</ref>، {{متن قرآن|وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ نَافِلَةً وَكُلًّا جَعَلْنَا صَالِحِينَ}}<ref>«و اسحاق را و افزون بر آن (نوهاش) یعقوب را به او بخشیدیم و همه را (مردمی) شایسته کردیم» سوره انبیاء، آیه ۷۲.</ref>، {{متن قرآن|وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَجَعَلْنَا فِي ذُرِّيَّتِهِ النُّبُوَّةَ وَالْكِتَابَ وَآتَيْنَاهُ أَجْرَهُ فِي الدُّنْيَا وَإِنَّهُ فِي الْآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِينَ}}<ref>«و ما به او اسحاق و (نوهاش) یعقوب را بخشیدیم و در فرزندان او پیامبری و کتاب (آسمانی) را نهادیم و پاداش وی را در این جهان دادیم و او در جهان واپسین از شایستگان است» سوره عنکبوت، آیه ۲۷.</ref>، {{متن قرآن|وَبَشَّرْنَاهُ بِإِسْحَاقَ نَبِيًّا مِنَ الصَّالِحِينَ}}<ref>«و بدو اسحاق را نوید دادیم که پیامبری از شایستگان بود» سوره صافات، آیه ۱۱۲.</ref>، {{متن قرآن|وَبَارَكْنَا عَلَيْهِ وَعَلَى إِسْحَاقَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِهِمَا مُحْسِنٌ وَظَالِمٌ لِنَفْسِهِ مُبِينٌ}}<ref>«و به او و به اسحاق، خجستگی بخشیدیم و برخی از فرزندان آن دو نیکوکارند و برخی آشکارا به خویش ستم میورزند» سوره صافات، آیه ۱۱۳.</ref>، {{متن قرآن|وَاذْكُرْ عِبَادَنَا إِبْرَاهِيمَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ أُولِي الْأَيْدِي وَالْأَبْصَارِ}}<ref>«و از بندگان توانمند و روشنبین ما ابراهیم و اسحاق و یعقوب، یاد کن» سوره ص، آیه ۴۵.</ref> آمده است. | نام حضرت اسحاق {{ع}} ۱۷ بار در [[قرآن کریم]] در [[آیات]] {{متن قرآن|أَمْ كُنْتُمْ شُهَدَاءَ إِذْ حَضَرَ يَعْقُوبَ الْمَوْتُ إِذْ قَالَ لِبَنِيهِ مَا تَعْبُدُونَ مِنْ بَعْدِي قَالُوا نَعْبُدُ إِلَهَكَ وَإِلَهَ آبَائِكَ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ إِلَهًا وَاحِدًا وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ}}<ref>«مگر هنگامی که مرگ یعقوب فرا رسید گواه بودید، آنگاه که از پسران خود پرسید: پس از من چه میپرستید؟ گفتند: خدای تو و خدای پدرانت ابراهیم و اسماعیل و اسحاق را میپرستیم که خدایی یگانه است و ما فرمانبردار اوییم» سوره بقره، آیه ۱۳۳.</ref>، {{متن قرآن|قُولُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْنَا وَمَا أُنْزِلَ إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطِ وَمَا أُوتِيَ مُوسَى وَعِيسَى وَمَا أُوتِيَ النَّبِيُّونَ مِنْ رَبِّهِمْ لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ}}<ref>«بگویید: ما به خداوند و به آنچه به سوی ما و به سوی ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و نبیرگان فرو فرستاده شده و به آنچه به موسی و عیسی و آنچه به (دیگر) پیامبران از سوی پروردگارشان داده شده است ایمان آوردهایم؛ میان هیچیک از آنان فرق نمینهیم و ما فرما» سوره بقره، آیه ۱۳۶.</ref>، {{متن قرآن|أَمْ تَقُولُونَ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطَ كَانُوا هُودًا أَوْ نَصَارَى قُلْ أَأَنْتُمْ أَعْلَمُ أَمِ اللَّهُ وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ كَتَمَ شَهَادَةً عِنْدَهُ مِنَ اللَّهِ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ}}<ref>«یا میگویید که ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اسباط، یهودی یا مسیحی بودند؛ بگو: شما داناترید یا خداوند؟ و کیست ستمکارتر از کسی که گواهییی را که از خداوند نزد اوست پنهان میدارد؟ و خداوند از آنچه انجام میدهید غافل نیست» سوره بقره، آیه ۱۴۰.</ref>، {{متن قرآن|وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ كُلًّا هَدَيْنَا وَنُوحًا هَدَيْنَا مِنْ قَبْلُ وَمِنْ ذُرِّيَّتِهِ دَاوُودَ وَسُلَيْمَانَ وَأَيُّوبَ وَيُوسُفَ وَمُوسَى وَهَارُونَ وَكَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ}}<ref>«و به او اسحاق و یعقوب را بخشیدیم و همه را راهنمایی کردیم- نوح را پیشتر راهنمایی کرده بودیم- و داوود و سلیمان و ایوب و یوسف و موسی و هارون را که از فرزندزادگان وی بودند (نیز راهنمایی کردیم)؛ و این چنین نیکوکاران را پاداش میدهیم» سوره انعام، آیه ۸۴.</ref>، {{متن قرآن|قُلْ آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ عَلَيْنَا وَمَا أُنْزِلَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطِ وَمَا أُوتِيَ مُوسَى وَعِيسَى وَالنَّبِيُّونَ مِنْ رَبِّهِمْ لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ}}<ref>«بگو به خداوند و به آنچه بر ما و بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و نبیرگان فرو فرستاده شده و به آنچه به موسی و عیسی و پیامبران از سوی پروردگارشان داده شده است ایمان داریم، میان هیچیک از ایشان فرق نمیگذاریم و ما فرمانبردار اوییم» سوره آل عمران، آیه ۸۴.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّا أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ كَمَا أَوْحَيْنَا إِلَى نُوحٍ وَالنَّبِيِّينَ مِنْ بَعْدِهِ وَأَوْحَيْنَا إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطِ وَعِيسَى وَأَيُّوبَ وَيُونُسَ وَهَارُونَ وَسُلَيْمَانَ وَآتَيْنَا دَاوُودَ زَبُورًا}}<ref>«ما به تو همانگونه وحی فرستادیم که به نوح و پیامبران پس از وی، و به ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اسباط و عیسی و ایوب و یونس و هارون و سلیمان وحی فرستادیم و به داوود زبور دادیم» سوره نساء، آیه ۱۶۳.</ref>، {{متن قرآن|وَامْرَأَتُهُ قَائِمَةٌ فَضَحِكَتْ فَبَشَّرْنَاهَا بِإِسْحَاقَ وَمِنْ وَرَاءِ إِسْحَاقَ يَعْقُوبَ}}<ref>«و همسر او، ایستاده بود و خندید آنگاه ما به او مژده اسحاق و از پی اسحاق، یعقوب را دادیم» سوره هود، آیه ۷۱.</ref>، {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ يَجْتَبِيكَ رَبُّكَ وَيُعَلِّمُكَ مِنْ تَأْوِيلِ الْأَحَادِيثِ وَيُتِمُّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَعَلَى آلِ يَعْقُوبَ كَمَا أَتَمَّهَا عَلَى أَبَوَيْكَ مِنْ قَبْلُ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْحَاقَ إِنَّ رَبَّكَ عَلِيمٌ حَكِيمٌ}}<ref>«و بدین گونه پروردگارت تو را برمیگزیند و به تو از (دانش) خوابگزاری میآموزد و نعمت خویش را بر تو و بر خاندان یعقوب تمام میگرداند چنانکه پیش از این بر پدرانت ابراهیم و اسحاق تمام گردانید که پروردگار تو دانایی فرزانه است» سوره یوسف، آیه ۶.</ref>، {{متن قرآن|وَاتَّبَعْتُ مِلَّةَ آبَائِي إِبْرَاهِيمَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ مَا كَانَ لَنَا أَنْ نُشْرِكَ بِاللَّهِ مِنْ شَيْءٍ ذَلِكَ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ عَلَيْنَا وَعَلَى النَّاسِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَشْكُرُونَ}}<ref>«و از آیین پدرانم ابراهیم و اسحاق و یعقوب پیروی میکنم؛ در خور ما نیست که هیچ چیز را شریک خداوند بدانیم؛ این از بخشش خداوند به ما و به مردم است امّا بیشتر مردم سپاس نمیگزارند» سوره یوسف، آیه ۳۸.</ref>، {{متن قرآن|الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي وَهَبَ لِي عَلَى الْكِبَرِ إِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ إِنَّ رَبِّي لَسَمِيعُ الدُّعَاءِ}}<ref>«سپاس خداوند را که با پیری، اسماعیل و اسحاق را به من بخشید به راستی پروردگارم شنوای دعاست» سوره ابراهیم، آیه ۳۹.</ref>، {{متن قرآن|فَلَمَّا اعْتَزَلَهُمْ وَمَا يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَكُلًّا جَعَلْنَا نَبِيًّا}}<ref>«پس چون از آنان و آنچه به جای خداوند میپرستیدند کناره گرفت، اسحاق و (نوهاش) یعقوب را بدو بخشیدیم و همه را پیامبر کردیم» سوره مریم، آیه ۴۹.</ref>، {{متن قرآن|وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ نَافِلَةً وَكُلًّا جَعَلْنَا صَالِحِينَ}}<ref>«و اسحاق را و افزون بر آن (نوهاش) یعقوب را به او بخشیدیم و همه را (مردمی) شایسته کردیم» سوره انبیاء، آیه ۷۲.</ref>، {{متن قرآن|وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَجَعَلْنَا فِي ذُرِّيَّتِهِ النُّبُوَّةَ وَالْكِتَابَ وَآتَيْنَاهُ أَجْرَهُ فِي الدُّنْيَا وَإِنَّهُ فِي الْآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِينَ}}<ref>«و ما به او اسحاق و (نوهاش) یعقوب را بخشیدیم و در فرزندان او پیامبری و کتاب (آسمانی) را نهادیم و پاداش وی را در این جهان دادیم و او در جهان واپسین از شایستگان است» سوره عنکبوت، آیه ۲۷.</ref>، {{متن قرآن|وَبَشَّرْنَاهُ بِإِسْحَاقَ نَبِيًّا مِنَ الصَّالِحِينَ}}<ref>«و بدو اسحاق را نوید دادیم که پیامبری از شایستگان بود» سوره صافات، آیه ۱۱۲.</ref>، {{متن قرآن|وَبَارَكْنَا عَلَيْهِ وَعَلَى إِسْحَاقَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِهِمَا مُحْسِنٌ وَظَالِمٌ لِنَفْسِهِ مُبِينٌ}}<ref>«و به او و به اسحاق، خجستگی بخشیدیم و برخی از فرزندان آن دو نیکوکارند و برخی آشکارا به خویش ستم میورزند» سوره صافات، آیه ۱۱۳.</ref>، {{متن قرآن|وَاذْكُرْ عِبَادَنَا إِبْرَاهِيمَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ أُولِي الْأَيْدِي وَالْأَبْصَارِ}}<ref>«و از بندگان توانمند و روشنبین ما ابراهیم و اسحاق و یعقوب، یاد کن» سوره ص، آیه ۴۵.</ref> آمده است. | ||
مشهور لغویان [[اسحاق]] را واژهای | مشهور لغویان [[اسحاق]] را واژهای عبری میدانند که از «یصحاق» به معنای «میخندد» گرفته شده است<ref>المعرب، ص ۱۲؛ قاموس کتاب مقدس، ص ۵۱ ـ ۵۲؛ التحقیق، ج ۱، ص ۸۲، «اسحاق»؛ لسانالعرب، ج ۶، ص ۱۹۵، «سحق».</ref>، اگرچه برخی آن را عربی و مشتق از «س ـ ح ـ ق» دانستهاند<ref>واژههای دخیل، ص ۱۱۸؛ المزهر، ج ۱، ص ۱۴۰؛ لسانالعرب، ج ۶، ص ۱۹۵، «سحق».</ref>. درباره این پیامبر نیز، همانند برخی دیگر از [[پیامبران]]، در منابع اسلامی و قرآن کریم و در [[کتاب مقدس]]، گزارشهای فراوانی وجود دارد که برخی از آنها با هم سازگار بوده، برخی نیز ناسازگاریهای عمیقی دارد<ref>[[ابوالفضل روحی|روحی]] و [[محمد خراسانی|خراسانی]]، [[اسحاق - روحی و خراسانی (مقاله)|مقاله «اسحاق»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳]]، ص ۱۸۵-۱۸۶.</ref>. | ||
== اسحاق در کتاب مقدس == | == اسحاق در کتاب مقدس == | ||
اسحاق در [[تورات]] «ایساک» نامیده شده که به معنی خندیدن است. [[ساره]] پیش از | اسحاق در [[تورات]] «ایساک» نامیده شده که به معنی خندیدن است. [[ساره]] پیش از تولد او گفته بود که [[خدا]] مرا خندان و مسرور ساخت و در قرآن [[سوره هود]]، [[آیه]] ۷۱، عبارت {{متن قرآن|فَضَحِكَتْ فَبَشَّرْنَاهَا بِإِسْحَاقَ...}}<ref>«و خندید آنگاه ما به او مژده اسحاق را دادیم» سوره هود، آیه ۷۱.</ref> ذکر شده که با بیان تورات رابطهای دارد<ref>اعلام قرآن، ص۱۱۴.</ref>.<ref>[[محمد رضا رهبریان |رهبریان، محمد رضا]]، [[اسحاق - رهبریان (مقاله)|مقاله «اسحاق»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص۲۳۳-۲۳۴.</ref> | ||
[[تاریخ]] و داستان [[زندگی]] اسحاق در [[عهد عتیق]] در سِفْر پیدایش به تفصیل بیان شده و از او به عنوان [[فرزندی]] یاد شده است که [[خداوند]] پیش از تولد و در هنگام [[پیری]] والدینش [[وعده]] تولد او را به ابراهیم داده بود<ref>کتاب مقدس، پیدایش ۱۷: ۱ ـ ۱۸.</ref> و چون این خبر باعث [[خوشحالی]] وی و همسرش [[ساره]] گردید، این مولود را اسحاق یعنی «[[خنده]]» نام نهادند<ref>کتاب مقدس، پیدایش، ۲۱: ۶ ـ ۷؛ اعلام قرآن، ص ۱۱۴.</ref> و ۸ [[روز]] پس از تولد به [[فرمان خداوند]] او را [[ختنه]] کردند<ref>کتاب مقدس، پیدایش، ۲۱: ۴.</ref>. هنگامی که اسحاق را از شیر گرفتند ابراهیم به این مناسبت جشن بزرگی برپا کرد<ref>کتاب مقدس، پیدایش، ۲۱: ۸.</ref>. در [[عهد قدیم]] ناسازگاری میان [[اسماعیل]] و اسحاق و رانده شدن اسماعیل و مادرش از [[خانه]] گزارش شده است<ref>کتاب مقدس، پیدایش، ۲۱: ۹ ـ ۲۱.</ref>. در [[عهد جدید]] نیز از زبان [[پولس]] [[نقل]] شده که [[اسحاق]] در کودکی مورد [[آزار]] [[برادر]] پدری خود [[اسماعیل]] قرار گرفت و [[خداوند]] به [[ابراهیم]] [[دستور]] داد که کنیزش [[هاجر]] و پسرش اسماعیل را از [[خانه]] بیرون کند، زیرا از نظر آنان پسر کنیز نمیتواند، مانند پسر [[زن]] [[آزاد]] از [[دارایی]] ابراهیم [[ارث]] ببرد<ref>کتاب مقدس، غلاطیان، ۴: ۲۸ ـ ۳۱.</ref>. | [[تاریخ]] و داستان [[زندگی]] اسحاق در [[عهد عتیق]] در سِفْر پیدایش به تفصیل بیان شده و از او به عنوان [[فرزندی]] یاد شده است که [[خداوند]] پیش از تولد و در هنگام [[پیری]] والدینش [[وعده]] تولد او را به ابراهیم داده بود<ref>کتاب مقدس، پیدایش ۱۷: ۱ ـ ۱۸.</ref> و چون این خبر باعث [[خوشحالی]] وی و همسرش [[ساره]] گردید، این مولود را اسحاق یعنی «[[خنده]]» نام نهادند<ref>کتاب مقدس، پیدایش، ۲۱: ۶ ـ ۷؛ اعلام قرآن، ص ۱۱۴.</ref> و ۸ [[روز]] پس از تولد به [[فرمان خداوند]] او را [[ختنه]] کردند<ref>کتاب مقدس، پیدایش، ۲۱: ۴.</ref>. هنگامی که اسحاق را از شیر گرفتند ابراهیم به این مناسبت جشن بزرگی برپا کرد<ref>کتاب مقدس، پیدایش، ۲۱: ۸.</ref>. در [[عهد قدیم]] ناسازگاری میان [[اسماعیل]] و اسحاق و رانده شدن اسماعیل و مادرش از [[خانه]] گزارش شده است<ref>کتاب مقدس، پیدایش، ۲۱: ۹ ـ ۲۱.</ref>. در [[عهد جدید]] نیز از زبان [[پولس]] [[نقل]] شده که [[اسحاق]] در کودکی مورد [[آزار]] [[برادر]] پدری خود [[اسماعیل]] قرار گرفت و [[خداوند]] به [[ابراهیم]] [[دستور]] داد که کنیزش [[هاجر]] و پسرش اسماعیل را از [[خانه]] بیرون کند، زیرا از نظر آنان پسر کنیز نمیتواند، مانند پسر [[زن]] [[آزاد]] از [[دارایی]] ابراهیم [[ارث]] ببرد<ref>کتاب مقدس، غلاطیان، ۴: ۲۸ ـ ۳۱.</ref>. | ||
برخلاف بیشتر [[مفسران]] [[مسلمان]] و ظاهر [[آیات قرآن]]، [[کتاب مقدس]] در داستان [[امتحان]] ابراهیم، [[ذبح]] را به اسحاق نسبت داده و آورده است: خداوند به ابراهیم [[فرمان]] داد یگانه پسرش اسحاق را به [[سرزمین]] «موریا» برده، وی را در آنجا بر سر یکی از کوهها به عنوان [[هدیه]] سوختنی [[قربانی]] کند<ref> کتاب مقدس، پیدایش ۲۲: ۱ ـ ۳.</ref>. [[یهود]] این ویژگی را از دلایل برتری اسحاق {{ع}} بر اسماعیل {{ع}} میدانند. اسماعیل {{ع}} بر اساس گزارش همین کتاب اسحاق در سن ۴۰ سالگی به سفارش پدرش و با وساطت | برخلاف بیشتر [[مفسران]] [[مسلمان]] و ظاهر [[آیات قرآن]]، [[کتاب مقدس]] در داستان [[امتحان]] ابراهیم، [[ذبح]] را به اسحاق نسبت داده و آورده است: خداوند به ابراهیم [[فرمان]] داد یگانه پسرش اسحاق را به [[سرزمین]] «موریا» برده، وی را در آنجا بر سر یکی از کوهها به عنوان [[هدیه]] سوختنی [[قربانی]] کند<ref> کتاب مقدس، پیدایش ۲۲: ۱ ـ ۳.</ref>. [[یهود]] این ویژگی را از دلایل برتری اسحاق {{ع}} بر اسماعیل {{ع}} میدانند. اسماعیل {{ع}} بر اساس گزارش همین کتاب اسحاق در سن ۴۰ سالگی به سفارش پدرش و با وساطت خادم او با دختر پسر عموی خود «ربکا» (دختر بتوئیل بن ناحور) [[ازدواج]] کرد<ref> کتاب مقدس، پیدایش، ۲۴: ۱ ـ ۶۷.</ref>. ثمره این [[ازدواج]] پس از ۲۰ سال نازایی دو پسر همزاد به نامهای «عیسو» و «[[یعقوب]]» بود<ref>کتاب مقدس، پیدایش، ۲۵: ۱۹ ـ ۲۶.</ref>. پس از سپری شدن ۱۳۷ سال، اسحاق در حالی که پیر و نابینا شده بود، خواست از میان دو فرزندش یکی را به [[جانشینی]] خود برگزیند، که یعقوب با [[اقدام]] زیرکانهای این مقام را نصیب خود کرد<ref>کتاب مقدس، پیدایش، ۲۷: ۱ ـ ۲۹؛ قاموس کتاب مقدس، ص۵۳.</ref>. اسحاق در ۱۸۰ سالگی از [[دنیا]] رفت و پسرانش یعقوب و عیسو او را در مقبره ابراهیم {{ع}}، معروف به «مکفیله» [[دفن]] کردند<ref>کتاب مقدس، پیدایش، ۳۵: ۲۸ ـ ۲۹؛ همان، ص۵۲.</ref>.<ref>[[ابوالفضل روحی|روحی]] و [[محمد خراسانی|خراسانی]]، [[اسحاق - روحی و خراسانی (مقاله)|مقاله «اسحاق»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳]]، ص ۱۸۶.</ref> | ||
== اسحاق در [[قرآن]] و منابع اسلامی == | == اسحاق در [[قرآن]] و منابع اسلامی == | ||
به جز داستان مژده تولد اسحاق، درباره [[تاریخ]]، مکان، مدت [[عمر]] و دیگر ویژگیهای [[زندگی]] او در [[قرآن]] چیز دیگری نیامده است؛ ولی نام او در میان چند [[پیامبر]] دیگر با چندین صفتی که به او نسبت داده شده ذکر گردیده است. درباره داستان [[بشارت]] تولد [[اسحاق]] گفته شده: عادت [[حضرت ابراهیم]] {{ع}} بر آن بوده که همواره باید چند مهمان بر سر سفره او حاضر باشند؛ اما چند روزی مهمانی برای او نرسیده بود که سه<ref> مجمع البیان، ج ۵، ص ۲۷۲؛ تفسیر المنار، ج ۱۲، ص ۱۲۷؛ قصص الانبیاء، شعراوی، ج ۲، ص ۶۴۴.</ref> ۴،<ref>الصافی، ج ۲، ص ۴۵۹؛ المیزان، ج ۱۲، ص ۳۲۰.</ref> ۸ <ref> البحر المحیط، ج ۶، ص ۱۷۹.</ref> یا... [[فرشته]] بهصورت ناشناس و با ادای [[سلام]] بر وی وارد شدند. [[ابراهیم]] گوساله فربهی را برای آنان بریان کرده، بر سرِ خوان نهاد؛ ولی با [[شگفتی]] دید آنها به سوی غذا دست دراز نمیکنند، از اینرو آنان را ناشناس و [[بیگانه]] شمرده، در [[دل]] هراسی [[احساس]] کرد. [[فرشتگان]] با معرفی خود و بیان اینکه به سوی [[قوم لوط]] فرستاده شدهاند [[هراس]] ابراهیم را برطرف کردند: {{متن قرآن|وَلَقَدْ جَاءَتْ رُسُلُنَا إِبْرَاهِيمَ بِالْبُشْرَى قَالُوا سَلَامًا قَالَ سَلَامٌ فَمَا لَبِثَ أَنْ جَاءَ بِعِجْلٍ حَنِيذٍ}}<ref>«و به یقین، فرشتگان ما برای ابراهیم مژده آوردند، گفتند: درود بر تو گفت:» سوره هود، آیه ۶۹.</ref>، {{متن قرآن|فَلَمَّا رَأَى أَيْدِيَهُمْ لَا تَصِلُ إِلَيْهِ نَكِرَهُمْ وَأَوْجَسَ مِنْهُمْ خِيفَةً قَالُوا لَا تَخَفْ إِنَّا أُرْسِلْنَا إِلَى قَوْمِ لُوطٍ}}<ref>«و چون دید که دستشان به سوی آن دراز نمیشود؛ آنان را ناآشنا یافت و از ایشان هراسی در دل نهاد؛ گفتند: مهراس! ما به سوی قوم لوط فرستاده شدهایم» سوره هود، آیه ۷۰.</ref> در این هنگام [[همسر]] ابراهیم ایستاده بود، پس خندید و فرشتگان او را به تولد اسحاق و پس از او [[یعقوب]] بشارت دادند: {{متن قرآن|وَامْرَأَتُهُ قَائِمَةٌ فَضَحِكَتْ فَبَشَّرْنَاهَا بِإِسْحَاقَ وَمِنْ وَرَاءِ إِسْحَاقَ يَعْقُوبَ}}<ref>«و همسر او، ایستاده بود و خندید آنگاه ما به او مژده اسحاق و از پی اسحاق، یعقوب را دادیم» سوره هود، آیه ۷۱.</ref> در ذیل این [[آیه]]، برخی [[مفسران]] {{متن قرآن|فَضَحِكَتْ}} را از «ضَحْک» به [[فتح]] ضاد و به معنای «حائض شدن» دانسته و گفتهاند: ظاهر شدن این حالت در [[ساره]] نشانه نزدیکی بشارت فرشتگان به تولد اسحاق بوده است؛<ref>جامعالبیان، مج ۷، ج ۱۲، ص ۹۵؛ التبیان، ج ۶، ص ۳۱؛ المیزان، ج ۱۰، ص ۳۲۳.</ref> ولی بیشتر مفسران این واژه را از «ضِحْک» به کسر ضاد و به معنای «خندیدن» مشتق دانسته و در سبب [[خنده]] او برخی از آنها گفتهاند: چون [[ساره]] گفتوگوی [[ابراهیم]] و [[مهمانان]] را میشنید، نخست از [[امتناع]] آنها از خوردن غذا ناراحت و نگران شد؛ ولی هنگامی که دانست آنان فرشتهاند، خوشحال شده، خندید<ref> التبیان، ج ۶، ص ۳۲؛ المیزان، ج ۱۰، ص ۳۲۴؛ الدرالمنثور، ج ۱۲، ص ۴۵۱.</ref>، یا چون شنید که [[قوم لوط]] به سبب [[سرپیچی]] از [[فرمان خداوند]] دچار [[عذاب]] میشوند خندید<ref> التبیان، ج ۶، ص ۳۲؛ تفسیر قرطبی، ج ۹، ص ۴۶.</ref>. برخی نیز بر این باورند که در [[آیه]] تقدیم و تأخیر صورت گرفته و اصل آیه چنین بوده است: {{متن قرآن| فَبَشَّرْنَاهَا بِإِسْحَاقَ وَمِنْ وَرَاءِ إِسْحَاقَ يَعْقُوبَ}}<ref>«به او مژده اسحاق و از پی اسحاق، یعقوب را دادیم» سوره هود، آیه ۷۱.</ref> و خنده ساره را به سبب [[شگفتی]] وی از این [[بشارت]] دانستهاند،<ref> مجمعالبیان، ج ۵، ص ۲۷۳.</ref> زیرا منابع اسلامی گفتهاند: در آن هنگام ابراهیم {{ع}}<ref>مروجالذهب، ج ۱، ص ۴۳.</ref> ۱۱۲ <ref>مجمعالبیان، ج ۶، ص ۴۹۱.</ref> یا ۱۲۰ <ref> مجمع البیان، ج ۵، ص ۲۷۳؛ مروج الذهب، ج ۱، ص ۴۳.</ref>سال و همسرش ساره ۷۰<ref> الکامل، ج ۱، ص ۱۰۲.</ref> ۹۰ <ref> تفسیر قرطبی، ج ۹، ص ۴۷.</ref> یا ۹۸ <ref>مجمع البیان، ج ۵، ص ۲۷۳.</ref> سال داشته است. این [[تعجب]] از آیه بعد نیز نمایان است: {{متن قرآن|قَالَتْ يَا وَيْلَتَى أَأَلِدُ وَأَنَا عَجُوزٌ وَهَذَا بَعْلِي شَيْخًا إِنَّ هَذَا لَشَيْءٌ عَجِيبٌ}}<ref>«گفت: وای بر من! آیا من میزایم در حالی که من زنی پیرم و این هم شوهرم که پیر است؟ بیگمان این چیزی شگرف است!» سوره هود، آیه ۷۲.</ref> [[خداوند]] در آیاتِ {{متن قرآن|وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ كُلًّا هَدَيْنَا وَنُوحًا هَدَيْنَا مِنْ قَبْلُ وَمِنْ ذُرِّيَّتِهِ دَاوُودَ وَسُلَيْمَانَ وَأَيُّوبَ وَيُوسُفَ وَمُوسَى وَهَارُونَ وَكَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ}}<ref>«و به او اسحاق و یعقوب را بخشیدیم و همه را راهنمایی کردیم- نوح را پیشتر راهنمایی کرده بودیم- و داود و سلیمان و ایوب و یوسف و موسی و هارون را که از فرزندزادگان وی بودند (نیز راهنمایی کردیم)؛ و این چنین نیکوکاران را پاداش میدهیم» سوره انعام، آیه ۸۴.</ref>، {{متن قرآن|الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي وَهَبَ لِي عَلَى الْكِبَرِ إِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ إِنَّ رَبِّي لَسَمِيعُ الدُّعَاءِ}}<ref>«سپاس خداوند را که با پیری، اسماعیل و اسحاق را به من بخشید به راستی پروردگارم شنوای دعاست» سوره ابراهیم، آیه ۳۹.</ref>، {{متن قرآن|وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ نَافِلَةً وَكُلًّا جَعَلْنَا صَالِحِينَ}}<ref>«و اسحاق را و افزون بر آن (نوهاش) یعقوب را به او بخشیدیم و همه را (مردمی) شایسته کردیم» سوره انبیاء، آیه ۷۲.</ref>، {{متن قرآن|وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَجَعَلْنَا فِي ذُرِّيَّتِهِ النُّبُوَّةَ وَالْكِتَابَ وَآتَيْنَاهُ أَجْرَهُ فِي الدُّنْيَا وَإِنَّهُ فِي الْآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِينَ}}<ref>«و ما به او اسحاق و (نوهاش) یعقوب را بخشیدیم و در فرزندان او پیامبری و کتاب (آسمانی) را نهادیم و پاداش وی را در این جهان دادیم و او در جهان واپسین از شایستگان است» سوره عنکبوت، آیه ۲۷.</ref>، {{متن قرآن|فَلَمَّا اعْتَزَلَهُمْ وَمَا يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَكُلًّا جَعَلْنَا نَبِيًّا}}<ref>«پس چون از آنان و آنچه به جای خداوند میپرستیدند کناره گرفت، اسحاق و (نوهاش) یعقوب را بدو بخشیدیم و همه را پیامبر کردیم» سوره مریم، آیه ۴۹.</ref> از [[اسحاق]] به عنوان موهبت خویش به ابراهیم {{ع}} یاد کرده است: {{متن قرآن|وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ}}؛ همچنین از آیه {{متن قرآن|الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي وَهَبَ لِي عَلَى الْكِبَرِ إِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ إِنَّ رَبِّي لَسَمِيعُ الدُّعَاءِ}}<ref>«سپاس خداوند را که با پیری، اسماعیل و اسحاق را به من بخشید به راستی پروردگارم شنوای دعاست» سوره ابراهیم، آیه ۳۹.</ref> چنین برمیآید که [[همسر]] ابراهیم {{ع}} سالها نازا بود و تولد [[فرزندان]] او پس از | به جز داستان مژده تولد اسحاق، درباره [[تاریخ]]، مکان، مدت [[عمر]] و دیگر ویژگیهای [[زندگی]] او در [[قرآن]] چیز دیگری نیامده است؛ ولی نام او در میان چند [[پیامبر]] دیگر با چندین صفتی که به او نسبت داده شده ذکر گردیده است. درباره داستان [[بشارت]] تولد [[اسحاق]] گفته شده: عادت [[حضرت ابراهیم]] {{ع}} بر آن بوده که همواره باید چند مهمان بر سر سفره او حاضر باشند؛ اما چند روزی مهمانی برای او نرسیده بود که سه<ref> مجمع البیان، ج ۵، ص ۲۷۲؛ تفسیر المنار، ج ۱۲، ص ۱۲۷؛ قصص الانبیاء، شعراوی، ج ۲، ص ۶۴۴.</ref> ۴،<ref>الصافی، ج ۲، ص ۴۵۹؛ المیزان، ج ۱۲، ص ۳۲۰.</ref> ۸ <ref> البحر المحیط، ج ۶، ص ۱۷۹.</ref> یا... [[فرشته]] بهصورت ناشناس و با ادای [[سلام]] بر وی وارد شدند. [[ابراهیم]] گوساله فربهی را برای آنان بریان کرده، بر سرِ خوان نهاد؛ ولی با [[شگفتی]] دید آنها به سوی غذا دست دراز نمیکنند، از اینرو آنان را ناشناس و [[بیگانه]] شمرده، در [[دل]] هراسی [[احساس]] کرد. [[فرشتگان]] با معرفی خود و بیان اینکه به سوی [[قوم لوط]] فرستاده شدهاند [[هراس]] ابراهیم را برطرف کردند: {{متن قرآن|وَلَقَدْ جَاءَتْ رُسُلُنَا إِبْرَاهِيمَ بِالْبُشْرَى قَالُوا سَلَامًا قَالَ سَلَامٌ فَمَا لَبِثَ أَنْ جَاءَ بِعِجْلٍ حَنِيذٍ}}<ref>«و به یقین، فرشتگان ما برای ابراهیم مژده آوردند، گفتند: درود بر تو گفت:» سوره هود، آیه ۶۹.</ref>، {{متن قرآن|فَلَمَّا رَأَى أَيْدِيَهُمْ لَا تَصِلُ إِلَيْهِ نَكِرَهُمْ وَأَوْجَسَ مِنْهُمْ خِيفَةً قَالُوا لَا تَخَفْ إِنَّا أُرْسِلْنَا إِلَى قَوْمِ لُوطٍ}}<ref>«و چون دید که دستشان به سوی آن دراز نمیشود؛ آنان را ناآشنا یافت و از ایشان هراسی در دل نهاد؛ گفتند: مهراس! ما به سوی قوم لوط فرستاده شدهایم» سوره هود، آیه ۷۰.</ref> در این هنگام [[همسر]] ابراهیم ایستاده بود، پس خندید و فرشتگان او را به تولد اسحاق و پس از او [[یعقوب]] بشارت دادند: {{متن قرآن|وَامْرَأَتُهُ قَائِمَةٌ فَضَحِكَتْ فَبَشَّرْنَاهَا بِإِسْحَاقَ وَمِنْ وَرَاءِ إِسْحَاقَ يَعْقُوبَ}}<ref>«و همسر او، ایستاده بود و خندید آنگاه ما به او مژده اسحاق و از پی اسحاق، یعقوب را دادیم» سوره هود، آیه ۷۱.</ref> در ذیل این [[آیه]]، برخی [[مفسران]] {{متن قرآن|فَضَحِكَتْ}} را از «ضَحْک» به [[فتح]] ضاد و به معنای «حائض شدن» دانسته و گفتهاند: ظاهر شدن این حالت در [[ساره]] نشانه نزدیکی بشارت فرشتگان به تولد اسحاق بوده است؛<ref>جامعالبیان، مج ۷، ج ۱۲، ص ۹۵؛ التبیان، ج ۶، ص ۳۱؛ المیزان، ج ۱۰، ص ۳۲۳.</ref> ولی بیشتر مفسران این واژه را از «ضِحْک» به کسر ضاد و به معنای «خندیدن» مشتق دانسته و در سبب [[خنده]] او برخی از آنها گفتهاند: چون [[ساره]] گفتوگوی [[ابراهیم]] و [[مهمانان]] را میشنید، نخست از [[امتناع]] آنها از خوردن غذا ناراحت و نگران شد؛ ولی هنگامی که دانست آنان فرشتهاند، خوشحال شده، خندید<ref> التبیان، ج ۶، ص ۳۲؛ المیزان، ج ۱۰، ص ۳۲۴؛ الدرالمنثور، ج ۱۲، ص ۴۵۱.</ref>، یا چون شنید که [[قوم لوط]] به سبب [[سرپیچی]] از [[فرمان خداوند]] دچار [[عذاب]] میشوند خندید<ref> التبیان، ج ۶، ص ۳۲؛ تفسیر قرطبی، ج ۹، ص ۴۶.</ref>. برخی نیز بر این باورند که در [[آیه]] تقدیم و تأخیر صورت گرفته و اصل آیه چنین بوده است: {{متن قرآن| فَبَشَّرْنَاهَا بِإِسْحَاقَ وَمِنْ وَرَاءِ إِسْحَاقَ يَعْقُوبَ}}<ref>«به او مژده اسحاق و از پی اسحاق، یعقوب را دادیم» سوره هود، آیه ۷۱.</ref> و خنده ساره را به سبب [[شگفتی]] وی از این [[بشارت]] دانستهاند،<ref> مجمعالبیان، ج ۵، ص ۲۷۳.</ref> زیرا منابع اسلامی گفتهاند: در آن هنگام ابراهیم {{ع}}<ref>مروجالذهب، ج ۱، ص ۴۳.</ref> ۱۱۲ <ref>مجمعالبیان، ج ۶، ص ۴۹۱.</ref> یا ۱۲۰ <ref> مجمع البیان، ج ۵، ص ۲۷۳؛ مروج الذهب، ج ۱، ص ۴۳.</ref>سال و همسرش ساره ۷۰<ref> الکامل، ج ۱، ص ۱۰۲.</ref> ۹۰ <ref> تفسیر قرطبی، ج ۹، ص ۴۷.</ref> یا ۹۸ <ref>مجمع البیان، ج ۵، ص ۲۷۳.</ref> سال داشته است. این [[تعجب]] از آیه بعد نیز نمایان است: {{متن قرآن|قَالَتْ يَا وَيْلَتَى أَأَلِدُ وَأَنَا عَجُوزٌ وَهَذَا بَعْلِي شَيْخًا إِنَّ هَذَا لَشَيْءٌ عَجِيبٌ}}<ref>«گفت: وای بر من! آیا من میزایم در حالی که من زنی پیرم و این هم شوهرم که پیر است؟ بیگمان این چیزی شگرف است!» سوره هود، آیه ۷۲.</ref> [[خداوند]] در آیاتِ {{متن قرآن|وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ كُلًّا هَدَيْنَا وَنُوحًا هَدَيْنَا مِنْ قَبْلُ وَمِنْ ذُرِّيَّتِهِ دَاوُودَ وَسُلَيْمَانَ وَأَيُّوبَ وَيُوسُفَ وَمُوسَى وَهَارُونَ وَكَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ}}<ref>«و به او اسحاق و یعقوب را بخشیدیم و همه را راهنمایی کردیم- نوح را پیشتر راهنمایی کرده بودیم- و داود و سلیمان و ایوب و یوسف و موسی و هارون را که از فرزندزادگان وی بودند (نیز راهنمایی کردیم)؛ و این چنین نیکوکاران را پاداش میدهیم» سوره انعام، آیه ۸۴.</ref>، {{متن قرآن|الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي وَهَبَ لِي عَلَى الْكِبَرِ إِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ إِنَّ رَبِّي لَسَمِيعُ الدُّعَاءِ}}<ref>«سپاس خداوند را که با پیری، اسماعیل و اسحاق را به من بخشید به راستی پروردگارم شنوای دعاست» سوره ابراهیم، آیه ۳۹.</ref>، {{متن قرآن|وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ نَافِلَةً وَكُلًّا جَعَلْنَا صَالِحِينَ}}<ref>«و اسحاق را و افزون بر آن (نوهاش) یعقوب را به او بخشیدیم و همه را (مردمی) شایسته کردیم» سوره انبیاء، آیه ۷۲.</ref>، {{متن قرآن|وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَجَعَلْنَا فِي ذُرِّيَّتِهِ النُّبُوَّةَ وَالْكِتَابَ وَآتَيْنَاهُ أَجْرَهُ فِي الدُّنْيَا وَإِنَّهُ فِي الْآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِينَ}}<ref>«و ما به او اسحاق و (نوهاش) یعقوب را بخشیدیم و در فرزندان او پیامبری و کتاب (آسمانی) را نهادیم و پاداش وی را در این جهان دادیم و او در جهان واپسین از شایستگان است» سوره عنکبوت، آیه ۲۷.</ref>، {{متن قرآن|فَلَمَّا اعْتَزَلَهُمْ وَمَا يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَكُلًّا جَعَلْنَا نَبِيًّا}}<ref>«پس چون از آنان و آنچه به جای خداوند میپرستیدند کناره گرفت، اسحاق و (نوهاش) یعقوب را بدو بخشیدیم و همه را پیامبر کردیم» سوره مریم، آیه ۴۹.</ref> از [[اسحاق]] به عنوان موهبت خویش به ابراهیم {{ع}} یاد کرده است: {{متن قرآن|وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ}}؛ همچنین از آیه {{متن قرآن|الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي وَهَبَ لِي عَلَى الْكِبَرِ إِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ إِنَّ رَبِّي لَسَمِيعُ الدُّعَاءِ}}<ref>«سپاس خداوند را که با پیری، اسماعیل و اسحاق را به من بخشید به راستی پروردگارم شنوای دعاست» سوره ابراهیم، آیه ۳۹.</ref> چنین برمیآید که [[همسر]] ابراهیم {{ع}} سالها نازا بود و تولد [[فرزندان]] او پس از انقطاع همه اسباب عادی و در پی [[استجابت]] دعای وی بوده است، بهگونهای که پس از این [[موهبت الهی]] [[خداوند]] را [[حمد]] و [[سپاس]] میگوید. براساس دیدگاه آن دسته از [[مفسران]] که اسحاق را «ذبیح اللّه» میدانند، [[آیات]] {{متن قرآن|رَبِّ هَبْ لِي مِنَ الصَّالِحِينَ}}<ref>«پروردگارا (فرزندی) از شایستگان به من ببخش!» سوره صافات، آیه ۱۰۰.</ref>، {{متن قرآن|فَبَشَّرْنَاهُ بِغُلَامٍ حَلِيمٍ}}<ref>«پس او را به پسری بردبار مژده دادیم» سوره صافات، آیه ۱۰۱.</ref> نیز درباره [[بشارت]] به تولد اسحاق است<ref>جامعالبیان، مج ۱۲، ج ۲۳، ص ۱۰۲ ـ ۱۰۳.</ref>، اگرچه بیشتر مفسران اسماعیل را ذبیح اللّه دانسته و این آیات را نیز به او [[تفسیر]] کردهاند<ref> التبیان، ج ۸، ص۵۱۷؛ کشفالاسرار، ج ۸، ص۲۸۷؛ المیزان، ج ۱۷، ص ۱۵۵.</ref> (اسماعیل {{ع}})؛ همچنین در ذیل آیات {{متن قرآن|هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ ضَيْفِ إِبْرَاهِيمَ الْمُكْرَمِينَ إِذْ دَخَلُوا عَلَيْهِ فَقَالُوا سَلامًا قَالَ سَلامٌ قَوْمٌ مُّنكَرُونَ فَرَاغَ إِلَى أَهْلِهِ فَجَاءَ بِعِجْلٍ سَمِينٍ فَقَرَّبَهُ إِلَيْهِمْ قَالَ أَلا تَأْكُلُونَ فَأَوْجَسَ مِنْهُمْ خِيفَةً قَالُوا لا تَخَفْ وَبَشَّرُوهُ بِغُلامٍ عَلِيمٍ فَأَقْبَلَتِ امْرَأَتُهُ فِي صَرَّةٍ فَصَكَّتْ وَجْهَهَا وَقَالَتْ عَجُوزٌ عَقِيمٌ}}<ref>«آیا داستان مهمانان گرامی ابراهیم به (گوش) تو رسیده است؟ هنگامی که بر او وارد شدند و درود گفتند، او نیز درود گفت (و پنداشت) گروهی ناشناسند. آنگاه (پنهان از مهمانان) نزد خانوادهاش رفت و گوسالهای فربه (که بریان کرده بود) آورد. و آن را به آنان نزدیک کرد، گفت: چرا نمیخورید؟ آنگاه در دل از آنان ترسی یافت، گفتند: نترس و او را به پسری دانا مژده دادند. و همسرش فریادکنان پیش آمد و به چهره خود کوفت و گفت من پیرزنی سترونم!» سوره ذاریات، آیه ۲۴-۲۹.</ref> که حکایتی همانند آیات {{متن قرآن|وَلَقَدْ جَاءَتْ رُسُلُنَا إِبْرَاهِيمَ بِالْبُشْرَى قَالُوا سَلَامًا قَالَ سَلَامٌ فَمَا لَبِثَ أَنْ جَاءَ بِعِجْلٍ حَنِيذٍ}}<ref>«و به یقین، فرشتگان ما برای ابراهیم مژده آوردند، گفتند: درود بر تو گفت:» سوره هود، آیه ۶۹.</ref>، {{متن قرآن|فَلَمَّا رَأَى أَيْدِيَهُمْ لَا تَصِلُ إِلَيْهِ نَكِرَهُمْ وَأَوْجَسَ مِنْهُمْ خِيفَةً قَالُوا لَا تَخَفْ إِنَّا أُرْسِلْنَا إِلَى قَوْمِ لُوطٍ}}<ref>«و چون دید که دستشان به سوی آن دراز نمیشود؛ آنان را ناآشنا یافت و از ایشان هراسی در دل نهاد؛ گفتند: مهراس! ما به سوی قوم لوط فرستاده شدهایم» سوره هود، آیه ۷۰.</ref> را بیان میکند، برخی از مفسران {{متن قرآن|غُلامٍ عَلِيمٍ}} را به اسحاق تفسیر کرده و گفتهاند: این آیات درباره بشارت به تولد آن [[پیامبر]] است<ref>مجمع البیان، ج ۹، ص ۲۳۸؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۴، ص ۲۵۲؛ المیزان، ج ۱۸، ص ۳۷۸.</ref>. براساس برخی آیات، گویا طولانی شدن [[انتظار]] فرزند، به ناامیدی ابراهیم منجر شده بود: {{متن قرآن|قَالُواْ لاَ تَوْجَلْ إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلامٍ عَلِيمٍ قَالَ أَبَشَّرْتُمُونِي عَلَى أَن مَّسَّنِيَ الْكِبَرُ فَبِمَ تُبَشِّرُونَ قَالُواْ بَشَّرْنَاكَ بِالْحَقِّ فَلاَ تَكُن مِّنَ الْقَانِطِينَ}}<ref>«گفتند: مهراس! ما تو را به پسری دانا نوید میدهیم گفت: آیا مرا نوید میدهید با آنکه به سالمندی رسیدهام؟ پس به چه نوید میدهید؟ گفتند: ما به تو نویدی راستین میدهیم و از ناامیدان مباش» سوره حجر، آیه ۵۳-۵۵.</ref> اگرچه برخی [[مفسران]] {{متن قرآن|غُلامٍ عَلِيمٍ}} را به [[اسماعیل]] [[تفسیر]] کردهاند<ref>تفسیر ماوردی، ج ۵، ص ۳۷۱؛ مجمع البیان، ج ۹، ص ۲۳۸.</ref>، ولی بیشتر آنها با ذکر دلایلی این [[آیات]] را درباره [[اسحاق]] میدانند<ref>تفسیر قرطبی، ج۱۷، ص۳۲؛ الفرقان، ج۲۷، ص۳۲۶؛ تفسیر بیضاوی، ج ۴، ص ۱۸۹.</ref>. صرف نظر از آیاتی که به تولد اسحاق بشارت میداد، درباره [[زندگی]] اسحاق در [[قرآن]] چیزی بیان نشده است؛ ولی منابع اسلامی که گاهی از [[کتاب مقدس]] نیز متأثّر است تولّد او را، ۵<ref>مجمع البیان، ج ۸، ص ۷۱۰.</ref> ۷،<ref>المیزان، ج ۷، ص ۲۳۲.</ref> ۱۳ <ref>مجمعالبیان، ج ۶، ص ۴۹۱.</ref> یا... سال بعد از تولد برادرش اسماعیل و بنابر برخی [[روایات]] در [[شب عاشورا]]<ref> اعلام قرآن، ص ۱۱۴.</ref> در [[سرزمین]] [[شام]]<ref> البدء والتاریخ، ج ۳، ص ۶۳؛ اعلامالقرآن، ص ۸۶.</ref> یا منطقه جرار<ref> اعلامالقرآن، ص ۸۶.</ref> ذکر کرده است. | ||
از [[ابن عباس]] [[روایت]] شده که [[خداوند]] اسماعیل را در ۹۹ سالگی و اسحاق را در ۱۱۲ سالگی به [[ابراهیم]] | از [[ابن عباس]] [[روایت]] شده که [[خداوند]] اسماعیل را در ۹۹ سالگی و اسحاق را در ۱۱۲ سالگی به [[ابراهیم]] عنایت کرد<ref> مجمعالبیان، ج ۶، ص ۴۹۱.</ref>. براساس برخی از گزارشهای [[روایی]] و [[تاریخی]] [[اسلامی]]، اسحاق در ۴۰ سالگی با «رفقه» دختر بتوئیل بن [[الیاس]]<ref>قصصالانبیاء، طبری، ص ۲۰۸ ـ ۲۰۹؛ الکامل، ج ۱، ص۱۲۶؛ قصصالانبیاء، ابن کثیر، ص ۱۸۳.</ref>، یا دختر ناهر بن [[آزر]]<ref> قصص الانبیاء، طبری، ص ۲۰۷.</ref>، دختر پسر عموی خویش [[ازدواج]] کرده و از وی صاحب دو فرزند همزاد شد که آنها را «عیسو» و «[[یعقوب]]» نام نهاد<ref>عرائسالمجالس، ص۸۸؛ مروجالذهب، ج۱، ص ۴۳؛ الکامل، ج ۱، ص ۱۲۶.</ref>. این منابع [[مرگ]] وی را در ۱۶۰ یا ۱۸۰<ref>الکامل، ج ۱، ص ۱۲۷؛ مع الانبیاء، ص ۱۵۶؛ تاریخ ابن خلدون، ج۲، ص ۴۰.</ref> سالگی و مدفن او را در کنار پدرش ابراهیم<ref>معالانبیاء، ص ۱۵۶.</ref>ذکر کردهاند. | ||
برخلاف کتاب مقدس که درصدد [[برتری]] مقام [[اسحاق]] بر [[اسماعیل]] است، منابع اسلامی [[نبوت]] اسحاق را پس از اسماعیل ذکر کرده و گفته است: اسحاق [[اسم اعظم]] را از [[برادر]] بزرگترش فرا گرفته، [[جانشینی]] او را در [[شام]] بر عهده گرفت<ref> اثباتالوصیه، ص ۴۵ ـ ۴۶؛ تاریخ ابن خلدون، ج ۲، ص ۳۹.</ref>.<ref>[[ابوالفضل روحی|روحی]] و [[محمد خراسانی|خراسانی]]، [[اسحاق - روحی و خراسانی (مقاله)|مقاله «اسحاق»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، | برخلاف کتاب مقدس که درصدد [[برتری]] مقام [[اسحاق]] بر [[اسماعیل]] است، منابع اسلامی [[نبوت]] اسحاق را پس از اسماعیل ذکر کرده و گفته است: اسحاق [[اسم اعظم]] را از [[برادر]] بزرگترش فرا گرفته، [[جانشینی]] او را در [[شام]] بر عهده گرفت<ref> اثباتالوصیه، ص ۴۵ ـ ۴۶؛ تاریخ ابن خلدون، ج ۲، ص ۳۹.</ref>.<ref>[[ابوالفضل روحی|روحی]] و [[محمد خراسانی|خراسانی]]، [[اسحاق - روحی و خراسانی (مقاله)|مقاله «اسحاق»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳]]، ص ۱۸۷-۱۸۸؛ [[محمد رضا رهبریان |رهبریان، محمد رضا]]، [[اسحاق - رهبریان (مقاله)|مقاله «اسحاق»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص۲۳۳-۲۳۴.</ref> | ||
== صفات اسحاق در [[قرآن]] == | == صفات اسحاق در [[قرآن]] == | ||
| خط ۳۰: | خط ۳۰: | ||
# '''«[[صالح]]» :''' {{متن قرآن|وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ نَافِلَةً وَكُلًّا جَعَلْنَا صَالِحِينَ}}<ref>«و اسحاق را و افزون بر آن (نوهاش) یعقوب را به او بخشیدیم و همه را (مردمی) شایسته کردیم» سوره انبیاء، آیه ۷۲.</ref>، {{متن قرآن|وَبَشَّرْنَاهُ بِإِسْحَاقَ نَبِيًّا مِنَ الصَّالِحِينَ}}<ref>«و بدو اسحاق را نوید دادیم که پیامبری از شایستگان بود» سوره صافات، آیه ۱۱۲.</ref>؛ یعنی آنها را برای [[نبوت]] صالح قرار دادیم، یا اینکه به صالح بودنشان [[حکم]] کردیم<ref>مجمعالبیان، ج ۷، ص ۸۹؛ الجوهرالثمین، ج ۵، ص ۲۶۲.</ref>. به گفته برخی از [[مفسران]] این تعبیر بالاترین ثنایی است که [[خداوند]] درباره برخی از [[بندگان]] به کار برده است<ref>مجمعالبیان، ج ۷، ص ۸۹.</ref>. | # '''«[[صالح]]» :''' {{متن قرآن|وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ نَافِلَةً وَكُلًّا جَعَلْنَا صَالِحِينَ}}<ref>«و اسحاق را و افزون بر آن (نوهاش) یعقوب را به او بخشیدیم و همه را (مردمی) شایسته کردیم» سوره انبیاء، آیه ۷۲.</ref>، {{متن قرآن|وَبَشَّرْنَاهُ بِإِسْحَاقَ نَبِيًّا مِنَ الصَّالِحِينَ}}<ref>«و بدو اسحاق را نوید دادیم که پیامبری از شایستگان بود» سوره صافات، آیه ۱۱۲.</ref>؛ یعنی آنها را برای [[نبوت]] صالح قرار دادیم، یا اینکه به صالح بودنشان [[حکم]] کردیم<ref>مجمعالبیان، ج ۷، ص ۸۹؛ الجوهرالثمین، ج ۵، ص ۲۶۲.</ref>. به گفته برخی از [[مفسران]] این تعبیر بالاترین ثنایی است که [[خداوند]] درباره برخی از [[بندگان]] به کار برده است<ref>مجمعالبیان، ج ۷، ص ۸۹.</ref>. | ||
# '''[[امام]]:''' {{متن قرآن|وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءَ الزَّكَاةِ وَكَانُوا لَنَا عَابِدِينَ}}<ref>«و آنان را پیشوایانی کردیم که به فرمان ما راهبری میکردند و به آنها انجام کارهای نیک و برپا داشتن نماز و دادن زکات را وحی کردیم و آنان پرستندگان ما بودند» سوره انبیاء، آیه ۷۳.</ref> برخی با تمسک به روایتی از [[امام صادق]] {{ع}} بر این باورند که [[مقام امامت]] در این [[آیه]] [[برتر]] از مقام نبوتی است که خداوند به [[ابراهیم]]، [[اسحاق]] و [[یعقوب]] عطا کرد، زیرا [[هدایتی]] که از [[شئون امامت]] قرار داده شده، فقط به معنای [[راهنمایی]] [[مردم]] نیست، بلکه به معنای رساندن مردم به کمال از راه تصرف تکوینی در [[نفوس]] است و خداوند [[قدرت]] آن را فقط به امام داده است و امام برای برخورداری از چنین تصرف تکوینی ابتدا باید خود به آن متلبّس باشد تا بتواند حلقه اتصال میان بندگان و خداوند باشد<ref> المیزان، ج ۱، ص ۲۷۶.</ref>. | # '''[[امام]]:''' {{متن قرآن|وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءَ الزَّكَاةِ وَكَانُوا لَنَا عَابِدِينَ}}<ref>«و آنان را پیشوایانی کردیم که به فرمان ما راهبری میکردند و به آنها انجام کارهای نیک و برپا داشتن نماز و دادن زکات را وحی کردیم و آنان پرستندگان ما بودند» سوره انبیاء، آیه ۷۳.</ref> برخی با تمسک به روایتی از [[امام صادق]] {{ع}} بر این باورند که [[مقام امامت]] در این [[آیه]] [[برتر]] از مقام نبوتی است که خداوند به [[ابراهیم]]، [[اسحاق]] و [[یعقوب]] عطا کرد، زیرا [[هدایتی]] که از [[شئون امامت]] قرار داده شده، فقط به معنای [[راهنمایی]] [[مردم]] نیست، بلکه به معنای رساندن مردم به کمال از راه تصرف تکوینی در [[نفوس]] است و خداوند [[قدرت]] آن را فقط به امام داده است و امام برای برخورداری از چنین تصرف تکوینی ابتدا باید خود به آن متلبّس باشد تا بتواند حلقه اتصال میان بندگان و خداوند باشد<ref> المیزان، ج ۱، ص ۲۷۶.</ref>. | ||
# '''نیرومند و [[بصیر]]:''' {{متن قرآن|وَاذْكُرْ عِبَادَنَا إِبْرَاهِيمَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ أُولِي الْأَيْدِي وَالْأَبْصَارِ}}<ref>«و از بندگان توانمند و روشنبین ما ابراهیم و اسحاق و یعقوب، یاد کن» سوره ص، آیه ۴۵.</ref> [[علامه طباطبایی]] در تفسیر این آیه میگوید: دست و چشم در صورتی [[مدح]] میشود که در راستای هدفی که برای آن [[آفریده]] شده، در | # '''نیرومند و [[بصیر]]:''' {{متن قرآن|وَاذْكُرْ عِبَادَنَا إِبْرَاهِيمَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ أُولِي الْأَيْدِي وَالْأَبْصَارِ}}<ref>«و از بندگان توانمند و روشنبین ما ابراهیم و اسحاق و یعقوب، یاد کن» سوره ص، آیه ۴۵.</ref> [[علامه طباطبایی]] در تفسیر این آیه میگوید: دست و چشم در صورتی [[مدح]] میشود که در راستای هدفی که برای آن [[آفریده]] شده، در خدمت خداوند و بندگانش باشد؛ یعنی به وسیله چشم راه درست برگزیده شود و با دست [[عمل صالح]] انجام گیرد، پس {{متن قرآن|أُولِي الْأَيْدِي وَالْأَبْصَارِ}} کنایه از توان آنها در [[اطاعت]] و [[پرستش]] خداوند و رسیدن به خیر و دیدن راه [[حق]] برای [[گزینش]] اعتقاد صحیح است<ref>المیزان، ج ۱۷، ص ۲۱۱.</ref>. از ابومسلم [[نقل]] شده که معنای آن «اولی العلم والعمل» است. <ref>مجمعالبیان، ج ۸، ص ۷۴۹.</ref> برخی دیگر {{متن قرآن|أُولِي الْأَيْدِي}} را صاحب نعمت برای [[دعوت]] [[بندگان]] به [[دین]] و {{متن قرآن|أُولِي الْأَيْدِي وَالْأَبْصَارِ}} را صاحب [[عقل]]، یعنی [[عاقل]] دانستهاند<ref>مجمعالبیان، ج ۸، ص ۷۴۹.</ref>. | ||
# '''[[مبارک]]:''' {{متن قرآن|وَبَارَكْنَا عَلَيْهِ وَعَلَى إِسْحَاقَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِهِمَا مُحْسِنٌ وَظَالِمٌ لِنَفْسِهِ مُبِينٌ}}<ref>«و به او و به اسحاق، خجستگی بخشیدیم و برخی از فرزندان آن دو نیکوکارند و برخی آشکارا به خویش ستم میورزند» سوره صافات، آیه ۱۱۳.</ref>؛ یعنی [[برکات]] [[دین]] و [[دنیا]] را به آنها افاضه کردیم، ازاینرو [[پیامبران]] از | # '''[[مبارک]]:''' {{متن قرآن|وَبَارَكْنَا عَلَيْهِ وَعَلَى إِسْحَاقَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِهِمَا مُحْسِنٌ وَظَالِمٌ لِنَفْسِهِ مُبِينٌ}}<ref>«و به او و به اسحاق، خجستگی بخشیدیم و برخی از فرزندان آن دو نیکوکارند و برخی آشکارا به خویش ستم میورزند» سوره صافات، آیه ۱۱۳.</ref>؛ یعنی [[برکات]] [[دین]] و [[دنیا]] را به آنها افاضه کردیم، ازاینرو [[پیامبران]] از نسل آنها قرار داده شدند<ref>الجوهرالثمین، ج ۵، ص ۲۶۳.</ref> یا اینکه مراد از آن، [[کثرت]] [[فرزندان]] آنها و بقای آنان در قرنهای متمادی تا [[قیامت]] است<ref>مجمع البیان، ج ۸، ص ۷۰۹؛ المیزان، ج ۱۷، ص ۱۵۴.</ref>. | ||
# '''[[عابد]]:''' {{متن قرآن|وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءَ الزَّكَاةِ وَكَانُوا لَنَا عَابِدِينَ}}<ref>«و آنان را پیشوایانی کردیم که به فرمان ما راهبری میکردند و به آنها انجام کارهای نیک و برپا داشتن نماز و دادن زکات را وحی کردیم و آنان پرستندگان ما بودند» سوره انبیاء، آیه ۷۳.</ref> برخی از [[مفسران]] تقدم {{متن قرآن|لَنَا}} بر {{متن قرآن|عَابِدِينَ}} را نشان [[حصر]] و اشاره به [[توحید]] [[خالص]] این سه [[پیامبر]] دانستهاند<ref>روحالمعانی، مج۱۰، ج۱، ص ۱۰۷؛ التحریر والتنویر، ج ۱۷، ص ۱۱۱.</ref>. عدهای دیگر نیز عابد بودن آنها را به [[خشوع]] در [[طاعت]] و [[عبادت]] و [[خلوص]] در [[بندگی]] [[تفسیر]] کردهاند<ref> جامعالبیان، مج ۱۰، ج ۱۷، ص ۶۴.</ref>. | # '''[[عابد]]:''' {{متن قرآن|وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءَ الزَّكَاةِ وَكَانُوا لَنَا عَابِدِينَ}}<ref>«و آنان را پیشوایانی کردیم که به فرمان ما راهبری میکردند و به آنها انجام کارهای نیک و برپا داشتن نماز و دادن زکات را وحی کردیم و آنان پرستندگان ما بودند» سوره انبیاء، آیه ۷۳.</ref> برخی از [[مفسران]] تقدم {{متن قرآن|لَنَا}} بر {{متن قرآن|عَابِدِينَ}} را نشان [[حصر]] و اشاره به [[توحید]] [[خالص]] این سه [[پیامبر]] دانستهاند<ref>روحالمعانی، مج۱۰، ج۱، ص ۱۰۷؛ التحریر والتنویر، ج ۱۷، ص ۱۱۱.</ref>. عدهای دیگر نیز عابد بودن آنها را به [[خشوع]] در [[طاعت]] و [[عبادت]] و [[خلوص]] در [[بندگی]] [[تفسیر]] کردهاند<ref> جامعالبیان، مج ۱۰، ج ۱۷، ص ۶۴.</ref>. | ||
# '''برخوردار از اتمام [[نعمت خداوند]]:''' {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ يَجْتَبِيكَ رَبُّكَ وَيُعَلِّمُكَ مِنْ تَأْوِيلِ الْأَحَادِيثِ وَيُتِمُّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَعَلَى آلِ يَعْقُوبَ كَمَا أَتَمَّهَا عَلَى أَبَوَيْكَ مِنْ قَبْلُ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْحَاقَ إِنَّ رَبَّكَ عَلِيمٌ حَكِيمٌ}}<ref>«و بدین گونه پروردگارت تو را برمیگزیند و به تو از (دانش) خوابگزاری میآموزد و نعمت خویش را بر تو و بر خاندان یعقوب تمام میگرداند چنانکه پیش از این بر پدرانت ابراهیم و اسحاق تمام گردانید که پروردگار تو دانایی فرزانه است» سوره یوسف، آیه ۶.</ref> در این [[آیه]] [[خداوند]] به یوسف خبر میدهد: همانگونه که نعمتش را بر [[ابراهیم]] و [[اسحاق]] تمام کرد، بر او نیز تمام و کامل خواهد کرد. مفسران اتمام نعمت بر ابراهیم و اسحاق را به [[نبوت]]<ref> التبیان، ج ۶، ص ۹۸؛ روح المعانی، مج ۷، ج ۱۲، ص ۲۸۲.</ref> آن دو، [[نجات]] ابراهیم از [[آتش]] نمرود و اسحاق از [[ذبح]]،<ref>جامع البیان، مج ۷، ج ۱۲، ص ۲۰۱؛ مجمع البیان، ج ۴، ص ۳۲۱؛ الدر المنثور، ج ۴، ص ۵۰۰.</ref> یا [[برگزیده شدن]] ابراهیم به مقام [[خلیل]] اللّهی و به وجود آمدن [[یعقوب]] و فرزندان او از اسحاق<ref>مجمعالبیان، ج۴، ص۳۲۱؛ روحالمعانی، مج۷، ج ۱۲، ص۲۸۳.</ref> تفسیر کردهاند. | # '''برخوردار از اتمام [[نعمت خداوند]]:''' {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ يَجْتَبِيكَ رَبُّكَ وَيُعَلِّمُكَ مِنْ تَأْوِيلِ الْأَحَادِيثِ وَيُتِمُّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَعَلَى آلِ يَعْقُوبَ كَمَا أَتَمَّهَا عَلَى أَبَوَيْكَ مِنْ قَبْلُ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْحَاقَ إِنَّ رَبَّكَ عَلِيمٌ حَكِيمٌ}}<ref>«و بدین گونه پروردگارت تو را برمیگزیند و به تو از (دانش) خوابگزاری میآموزد و نعمت خویش را بر تو و بر خاندان یعقوب تمام میگرداند چنانکه پیش از این بر پدرانت ابراهیم و اسحاق تمام گردانید که پروردگار تو دانایی فرزانه است» سوره یوسف، آیه ۶.</ref> در این [[آیه]] [[خداوند]] به یوسف خبر میدهد: همانگونه که نعمتش را بر [[ابراهیم]] و [[اسحاق]] تمام کرد، بر او نیز تمام و کامل خواهد کرد. مفسران اتمام نعمت بر ابراهیم و اسحاق را به [[نبوت]]<ref> التبیان، ج ۶، ص ۹۸؛ روح المعانی، مج ۷، ج ۱۲، ص ۲۸۲.</ref> آن دو، [[نجات]] ابراهیم از [[آتش]] نمرود و اسحاق از [[ذبح]]،<ref>جامع البیان، مج ۷، ج ۱۲، ص ۲۰۱؛ مجمع البیان، ج ۴، ص ۳۲۱؛ الدر المنثور، ج ۴، ص ۵۰۰.</ref> یا [[برگزیده شدن]] ابراهیم به مقام [[خلیل]] اللّهی و به وجود آمدن [[یعقوب]] و فرزندان او از اسحاق<ref>مجمعالبیان، ج۴، ص۳۲۱؛ روحالمعانی، مج۷، ج ۱۲، ص۲۸۳.</ref> تفسیر کردهاند. | ||
# '''یاد کننده سرای [[آخرت]]:''' {{متن قرآن|إِنَّا أَخْلَصْنَاهُمْ بِخَالِصَةٍ ذِكْرَى الدَّارِ}}<ref>«و ما آنان را به ویژگییی که یادکرد رستخیز است، ویژه ساختیم» سوره ص، آیه ۴۶.</ref> برخی از [[مفسران]] کلمه «دار» را به «[[دنیا]]» [[تفسیر]] کرده، مراد از [[آیه]] را ماندن نام و یاد [[نیک]] این [[پیامبران]] در میان جهانیان تا پایان دنیا دانستهاند<ref>مجمعالبیان، ج ۸، ص۷۵۰؛ نمونه، ج۱۹، ص۳۰۹.</ref>، ولی بیشتر مفسران به [[دلیل]] اطلاق کلمه «دار» و [[ظهور]] آن در دار [[حقیقی]]، مراد از آن را «سرای آخرت» دانسته، گفتهاند: آنان همواره به یاد آخرت بودند و [[مردم]] را نیز با یادآوری آن به سوی [[خدا]] میخواندند<ref>مجمعالبیان، ج ۸، ص ۷۵۰؛ تفسیربیضاوی، ج ۴، ص ۱۹؛ الدرالمنثور، ج ۷، ص ۱۹۸.</ref>. [[علامه طباطبایی]] جمله {{متن قرآن|إِنَّا أَخْلَصْنَاهُمْ}} را تعلیل مضمون آیه پیشین میداند که [[ابراهیم]]، [[اسحاق]] و [[یعقوب]] را به {{متن قرآن|أُولِي الْأَيْدِي وَالْأَبْصَارِ}} وصف میکند، و آیه را چنین معنا میکند: علت نیرومند و [[بینا]] بودن این سه [[پیامبر]]، این است که ما آنان را به یادآوریِ سرای آخرت [[خالص]] گردانیدیم<ref>المیزان، ج ۱۷، ص ۲۱۲.</ref>. | # '''یاد کننده سرای [[آخرت]]:''' {{متن قرآن|إِنَّا أَخْلَصْنَاهُمْ بِخَالِصَةٍ ذِكْرَى الدَّارِ}}<ref>«و ما آنان را به ویژگییی که یادکرد رستخیز است، ویژه ساختیم» سوره ص، آیه ۴۶.</ref> برخی از [[مفسران]] کلمه «دار» را به «[[دنیا]]» [[تفسیر]] کرده، مراد از [[آیه]] را ماندن نام و یاد [[نیک]] این [[پیامبران]] در میان جهانیان تا پایان دنیا دانستهاند<ref>مجمعالبیان، ج ۸، ص۷۵۰؛ نمونه، ج۱۹، ص۳۰۹.</ref>، ولی بیشتر مفسران به [[دلیل]] اطلاق کلمه «دار» و [[ظهور]] آن در دار [[حقیقی]]، مراد از آن را «سرای آخرت» دانسته، گفتهاند: آنان همواره به یاد آخرت بودند و [[مردم]] را نیز با یادآوری آن به سوی [[خدا]] میخواندند<ref>مجمعالبیان، ج ۸، ص ۷۵۰؛ تفسیربیضاوی، ج ۴، ص ۱۹؛ الدرالمنثور، ج ۷، ص ۱۹۸.</ref>. [[علامه طباطبایی]] جمله {{متن قرآن|إِنَّا أَخْلَصْنَاهُمْ}} را تعلیل مضمون آیه پیشین میداند که [[ابراهیم]]، [[اسحاق]] و [[یعقوب]] را به {{متن قرآن|أُولِي الْأَيْدِي وَالْأَبْصَارِ}} وصف میکند، و آیه را چنین معنا میکند: علت نیرومند و [[بینا]] بودن این سه [[پیامبر]]، این است که ما آنان را به یادآوریِ سرای آخرت [[خالص]] گردانیدیم<ref>المیزان، ج ۱۷، ص ۲۱۲.</ref>. | ||
# '''برگزیده و نیک:''' {{متن قرآن|وَإِنَّهُمْ عِنْدَنَا لَمِنَ الْمُصْطَفَيْنَ الْأَخْيَارِ}}<ref>«و آنان نزد ما از گزیدگان نیکان بودند» سوره ص، آیه ۴۷.</ref> با توجّه به برخورداری آنها از ویژگیهایی که در [[آیات]] قبل ذکر شد، آنان در نزد [[خداوند]] از [[برگزیدگان]] و نیکاناند؛ یعنی برای [[نبوت]] و تحمّل [[مشکلات]] آن برگزیده شدهاند و در [[اندیشه]]، [[اخلاق]] و عمل، نیک هستند. برخی مفسران از این آیه که بدون هیچ قیدی آنان را از «[[اخیار]]» به شمار آورده، [[عصمت]] این سه پیامبر را استفاده کردهاند<ref>التفسیر الکبیر، ج ۲۶، ص ۲۱۷.</ref>. | # '''برگزیده و نیک:''' {{متن قرآن|وَإِنَّهُمْ عِنْدَنَا لَمِنَ الْمُصْطَفَيْنَ الْأَخْيَارِ}}<ref>«و آنان نزد ما از گزیدگان نیکان بودند» سوره ص، آیه ۴۷.</ref> با توجّه به برخورداری آنها از ویژگیهایی که در [[آیات]] قبل ذکر شد، آنان در نزد [[خداوند]] از [[برگزیدگان]] و نیکاناند؛ یعنی برای [[نبوت]] و تحمّل [[مشکلات]] آن برگزیده شدهاند و در [[اندیشه]]، [[اخلاق]] و عمل، نیک هستند. برخی مفسران از این آیه که بدون هیچ قیدی آنان را از «[[اخیار]]» به شمار آورده، [[عصمت]] این سه پیامبر را استفاده کردهاند<ref>التفسیر الکبیر، ج ۲۶، ص ۲۱۷.</ref>. | ||
# '''[[برتر]] از عالمیان:''' در [[سوره انعام]] پس از ذکر نام چند پیامبر میفرماید: {{متن قرآن|وَإِسْمَاعِيلَ وَالْيَسَعَ وَيُونُسَ وَلُوطًا وَكُلًّا فَضَّلْنَا عَلَى الْعَالَمِينَ}}<ref>«و اسماعیل و الیسع و یونس و لوط را (نیز راهنمایی کردیم) و همه را بر جهانیان برتری دادیم» سوره انعام، آیه ۸۶.</ref> بیشتر مفسران {{متن قرآن|الْعَالَمِينَ}} را عالمیان [[زمان]] هر پیامبر دانستهاند<ref>جامعالبیان، مج ۵، ج ۷، ص ۳۴۲؛ مجمعالبیان، ج ۴، ص ۵۱۰؛ التبیان، ج ۴، ص ۱۹۷.</ref>. علامه طباطبایی مراد از این [[برتری]] را برخورداری این پیامبران از [[هدایت فطری]] [[الهی]] بیان کرده است که بدون واسطه، شامل آنها شده است، در حالی که سایر [[مردم]] به واسطه آنها [[هدایت]] میشوند<ref>المیزان، ج ۷، ص ۲۴۳.</ref>.<ref>[[ابوالفضل روحی|روحی]] و [[محمد خراسانی|خراسانی]]، [[اسحاق - روحی و خراسانی (مقاله)|مقاله «اسحاق»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، | # '''[[برتر]] از عالمیان:''' در [[سوره انعام]] پس از ذکر نام چند پیامبر میفرماید: {{متن قرآن|وَإِسْمَاعِيلَ وَالْيَسَعَ وَيُونُسَ وَلُوطًا وَكُلًّا فَضَّلْنَا عَلَى الْعَالَمِينَ}}<ref>«و اسماعیل و الیسع و یونس و لوط را (نیز راهنمایی کردیم) و همه را بر جهانیان برتری دادیم» سوره انعام، آیه ۸۶.</ref> بیشتر مفسران {{متن قرآن|الْعَالَمِينَ}} را عالمیان [[زمان]] هر پیامبر دانستهاند<ref>جامعالبیان، مج ۵، ج ۷، ص ۳۴۲؛ مجمعالبیان، ج ۴، ص ۵۱۰؛ التبیان، ج ۴، ص ۱۹۷.</ref>. علامه طباطبایی مراد از این [[برتری]] را برخورداری این پیامبران از [[هدایت فطری]] [[الهی]] بیان کرده است که بدون واسطه، شامل آنها شده است، در حالی که سایر [[مردم]] به واسطه آنها [[هدایت]] میشوند<ref>المیزان، ج ۷، ص ۲۴۳.</ref>.<ref>[[ابوالفضل روحی|روحی]] و [[محمد خراسانی|خراسانی]]، [[اسحاق - روحی و خراسانی (مقاله)|مقاله «اسحاق»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۳]]، ص ۱۸۹-۱۹۴.</ref> | ||
== منابع == | == منابع == | ||