اطلاعات نظامی: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۷٬۱۰۰ بایت اضافه‌شده ،  ‏۴ نوامبر ۲۰۲۵
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۷۰: خط ۷۰:
«[[خداوند]] سخن تو را [[تصدیق]] کرد و این [[آیه]] را نازل نمود: {{متن قرآن|هُمُ الَّذِينَ يَقُولُونَ لَا تُنْفِقُوا عَلَى مَنْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ حَتَّى يَنْفَضُّوا وَلِلَّهِ خَزَائِنُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلَكِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَا يَفْقَهُونَ}}<ref>«آنان همان کسانند که می‌گویند: به آنان که نزد پیامبر خدایند چیزی ندهید تا (از کنار او) پراکنده شوند با آنکه گنجینه‌های آسمان‌ها و زمین از آن خداوند است امّا منافقان درنمی‌یابند» سوره منافقون، آیه ۷.</ref>؛
«[[خداوند]] سخن تو را [[تصدیق]] کرد و این [[آیه]] را نازل نمود: {{متن قرآن|هُمُ الَّذِينَ يَقُولُونَ لَا تُنْفِقُوا عَلَى مَنْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ حَتَّى يَنْفَضُّوا وَلِلَّهِ خَزَائِنُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلَكِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَا يَفْقَهُونَ}}<ref>«آنان همان کسانند که می‌گویند: به آنان که نزد پیامبر خدایند چیزی ندهید تا (از کنار او) پراکنده شوند با آنکه گنجینه‌های آسمان‌ها و زمین از آن خداوند است امّا منافقان درنمی‌یابند» سوره منافقون، آیه ۷.</ref>؛
آنها کسانی هستند که می‌گویند: به افرادی که نزد رسول‌خدا هستند انفاق نکنید تا پراکنده شوند! غافل از اینکه خزاین آسمان‌ها و زمین از آن خداست، ولی منافقان نمی‌فهمند»<ref>صحیح بخاری (متن فتح الباری)، ج۱۰، ص۲۷۲.</ref>.<ref>[[محمد عبدالقادر ابوفارس|ابوفارس، محمد عبدالقادر]]، [[مکتب نظامی پیامبر اعظم (کتاب)|مکتب نظامی پیامبر اعظم]]، ص ۷۵.</ref>.
آنها کسانی هستند که می‌گویند: به افرادی که نزد رسول‌خدا هستند انفاق نکنید تا پراکنده شوند! غافل از اینکه خزاین آسمان‌ها و زمین از آن خداست، ولی منافقان نمی‌فهمند»<ref>صحیح بخاری (متن فتح الباری)، ج۱۰، ص۲۷۲.</ref>.<ref>[[محمد عبدالقادر ابوفارس|ابوفارس، محمد عبدالقادر]]، [[مکتب نظامی پیامبر اعظم (کتاب)|مکتب نظامی پیامبر اعظم]]، ص ۷۵.</ref>.
==[[حفاظت اطلاعات]]==
[[پیامبر اکرم]]{{صل}} گذشته‌ از آنکه در شرایط [[جنگی]] و غیرجنگی، پیوسته [[اخبار]] و اطلاعات مربوط به [[دشمن]] را کسب می‌کرد و بر اساس آن، [[راهبردهای]] خود را برای [[تقابل]] با [[دشمنان]] تدوین می‌کرد، به پوشیده نگه‌داشتن اخبار [[مسلمانان]] و اطلاعات مربوط به تحرکات [[نیروهای نظامی]] [[اسلام]] از دشمنان توجه ویژه‌ای داشت؛ چراکه درز پیدا کردن چنین اطلاعاتی، برآوردهای اطلاعاتی، طرح‌ریزی‌ها و عملیات [[سپاه اسلام]] را با مشکل و محدودیت روبه‌رو می‌کرد.
از این‌رو، [[پیامبر]]{{صل}} به [[فرماندهان]] و نیروهای تحت امر خود تأکید می‌ورزید که اطلاعات مربوط به مسلمانان را از تمام کسانی که دانستن این اطلاعات، ارتباطی با آنها ندارد، پنهان کنند؛ حال این افراد [[مسلمان]] باشند یا [[نامسلمان]]، [[دوست]] باشند یا دشمن.
این ویژگی، از خصلت‌های اصلی هر [[فرمانده]] موفق است؛ زیرا افشای اطلاعات، اشتباهی است که به توان [[فرماندهی]] فرمانده خدشه وارد آورده و صلاحیت آگاهی‌یافتن از [[اسرار]] و اطلاعات نظامی و در نتیجه صلاحیت [[طرح‌ریزی]] و فرماندهی را از او سلب می‌کند.
[[سیره پیامبر]]{{صل}} در [[غزوه‌ها]] و سریه‌های او، نشان‌دهنده تأکید و اهتمام ویژه او به پوشیده‌داشتن اطلاعات [[سپاه]] خود از دشمنان و حتی غیر آنان است. حضرت هم‌زمان با آماده ساختن سپاه خود برای [[فتح مکه]]، [[تدابیر]] و اقداماتی را نیز در پیش گرفت که اخبار مربوط به تحرکات مسلمانان را از دشمنان پوشیده نگه دارد.
در [[کتاب‌های سیره]]، آمده است: حضرت از [[خداوند]] تبارک‌وتعالی خواست که چشم‌های دشمنان و [[جاسوسان]] آنها را از رصد تحرکات مسلمانان [[ناتوان]] گرداند و خود، [[قریشیان]] را در [[آگاهی]] از اخبار سپاه اسلام، ناکام بگذارد. اما حضرت، به‌رغم آنکه [[دعا]] از اسباب تحقق [[پیروزی]] است، فقط به آن بسنده نکرد، بلکه تدابیر و اقداماتی عملی برای ممانعت از [[آگاه]] شدن قریشیان از اخبار مسلمانان، به کار گرفت.
حضرت در این [[غزوه]]، یعنی فتح مکه، یک [[تیم]] حفاظتی به فرماندهی [[عمر بن خطاب]] تشکیل داد که همه راه‌های پایان‌یافته به [[مکه]] را زیر نظر گرفته بود و تمام افرادی را که قصد خروج از [[مدینه]] یا ورود به آن را داشتند و احتمال می‌رفت در پی انتقال [[اخبار]] و اطلاعات [[مسلمانان]] به [[قریشیان]] باشند، از ادامه راه بازداشته و آنان را بازمی‌گرداندند.
حضرت برای افزایش [[تدابیر]] [[امنیتی]] و حفاظتی خود، سریه‌ای را به [[فرماندهی]] [[ابوقتاده]]، به منطقه «[[بطن اضم]]»<ref>إضم: نام آبی است میان مکه و یمانه نزدیک سمینه (پاورقی ترجمه مغازی، ص۶٠٨).</ref> اعزام کرد، که بر سر راهی در نقطه مقابل راه مکه بود. [[هدف]] حضرت از این اقدام آن بود که هر کس خروج این سریه را می‌بیند، یا اخبار مربوط به آن را می‌شنود، چنین پندارد که تحرکات مسلمانان برای اعزام نیرو به‌سوی این [[سرزمین]] است و آنان قصدی برای [[حرکت]] به‌سوی مکه ندارند. [[پیامبر]]{{صل}} برای کارآمدسازی این [[تدبیر]]، [[فرمان]] داد خبر خروج این سریه گسترش داده شود<ref>نک: تاریخ الخمیس، ج۲، ص٧۶؛ الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۳۳؛ عیون الاثر، ج۲، ص١۶١.</ref>.
در اثنای آماده‌شدن [[سپاه اسلام]]، [[حاطب بن ابی بلتعه]]، نامه‌ای به زنی [[مشرک]] داد تا به قریشیان برساند. در این [[نامه]]، خبر حرکت سپاه اسلام به‌طرف مکه نوشته شده بود. هنگامی که پیامبر{{صل}} از این رخداد باخبر شد، [[علی بن ابی‌طالب]]{{ع}} و [[زبیر بن عوام]] را در پی [[زن]] فرستاد. آنان در سرزمین «[[روضه]] خاخ» به او رسیدند و نامه را از وی گرفتند. در پی [[کشف]] این [[توطئه]]، [[پیامبر اکرم]]{{صل}} به‌سختی [[حاطب]] را [[سرزنش]] کرد و حتی [[عمر بن خطاب]] از حضرت خواست که او کشته شود. اما حاطب، تنها به دلیل پیشینه‌ای [[نیکو]]، که حضور در [[غزوه بدر کبری]] بود، با [[بخشش حضرت]]، از [[مرگ]] [[نجات]] یافت<ref>صحیح بخاری (متن فتح الباری، ج۱۰، ص٢۵٨-٢۵٩؛ ج٨، ص٣٠۶-٣٠٧).</ref>.
پیامبر{{صل}} در عرصه [[حفاظت اطلاعات]] سپاهش و ممانعت از درز کردن و انتقال‌یافتن آن به [[فرماندهان]] یا [[سربازان]] [[دشمن]] بسیار موفق بود.
او در وهله نخست با [[یاری خداوند]]، و سپس با چاره‌جویی‌ها و اقدام‌های امنیتی کارگشایی که در پیش گرفت، توانست اخبار و اطلاعات [[آماده‌سازی سپاه]] خود را از دشمن پنهان دارد.
این [[توفیق]]، به‌واقع، بسیار بزرگ و در خور توجه است و محقق ساختن آن در شرایطی مانند آنچه [[پیامبر]]{{صل}} در آن قرار داشت، برای بسیاری [[فرماندهان]] امکان‌پذیر نخواهد بود. [[مدینه]] آن [[زمان]]، منافقانی را در خود جای داده بود که اگرچه به [[اسلام]] [[تظاهر]] می‌کردند، در [[باطن]]، [[کافر]] بودند؛ مهم‌ترین دغدغه آنان، این بود که [[قریشیان]] [[شکست]] نخورند و [[پیامبر]]{{صل}} [[پیروز]] نشود. از طرف دیگر، غیر از [[یهودیان بنی‌قینقاع]]، [[بنی‌نضیر]] و بنی‌قریظه<ref>سه طایفه معروف یهود، در مدینه، که با پیامبر، پیمان‌های همزیستی مسالمت‌آمیز بسته بودند، ولی بنی‌قینقاع در سال دوم، و بنی‌نضیر در سال چهارم هجرت پیمان شکستند و از مدینه بیرون رانده شدند. بنی‌قریظه نیز در سال پنجم، پیمان‌شکنی کردند که پیامبر اسلام و سپاهش پس از پایان غزوۀ احزاب (خندق) بی‌هیچ درنگی قلعه‌های محکم آنان را محاصره کردند و پس از مدتی بر آنان پیروز شدند. نک: {{متن قرآن|وَأَنْزَلَ الَّذِينَ ظَاهَرُوهُمْ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مِنْ صَيَاصِيهِمْ وَقَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ فَرِيقًا تَقْتُلُونَ وَتَأْسِرُونَ فَرِيقًا * وَأَوْرَثَكُمْ أَرْضَهُمْ وَدِيَارَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ وَأَرْضًا لَمْ تَطَئُوهَا وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرًا}} «و کسانی از اهل کتاب را که پشتیبان ایشان بودند از دژهای آنان فرود آورد و در دل‌هاشان هراس افکند، (چنانکه) دسته‌ای را می‌کشتید و دسته‌ای (دیگر) را اسیر می‌گرفتید * و زمین و خانه‌ها و دارایی‌هایشان را و سرزمینی را که بر آن گام ننهاده بودید به شما وانهاد و خداوند بر هر کاری تواناست» سوره احزاب، آیه ۲۶-۲۷.</ref> که پیامبر{{صل}} آنان را از میان برد، همچنان گروهی از [[یهودیان]] در مدینه می‌زیستند که منافع‌شان، در گرو انتقال [[اخبار]] [[مسلمانان]] به قریشیان بود. افزون بر این، کسانی که به مدینه می‌آمدند یا از آن خارج می‌شدند نیز اخباری را با خود جابه‌جا می‌کردند.
باید به موارد پیش‌گفته، این را نیز بیفزاییم که [[سپاه اسلام]]، سپاهی بسیار پرشمار بود که تعداد رزمندگانش به ده‌هزار تن می‌رسید. این [[سپاه]] عظیم، شترها، اسب‌ها و [[زاد]] و توش خود را نیز همراه داشت. آنان باید مسافتی بسیار طولانی را می‌پیمودند و روزهای بسیاری را در راه سپری می‌کردند. در طول مسیر، صدای شترها، اسب‌ها و گوسفندان همراه سپاه، در فضای منطقه‌ای که از آن می‌گذشتند می‌پیچید. ادای نمازهای پنج‌گانه، خوردن غذا و [[خواب]] و [[استراحت]] [[سربازان]] نیز در همان مسیر صورت می‌گرفت.
در چنین شرایط [[دشواری]] که [[حفاظت اطلاعات]] و [[پیشگیری]] از انتشار [[اخبار]] بسیار سخت است، [[مسلمانان]] نه‌تنها [[آماده‌سازی سپاه]] [[حرکت]] به‌سوی [[مکه]] و رسیدن خود به آن را از [[دشمن]] نهفته بودند، بلکه حتی [[زمان]] آغاز [[عملیات نظامی]] خود را نیز پنهان داشتند.
این عملکرد ستودنی و موفق در [[حفاظت]] از اخبار و اطلاعات، [[فرماندهان نظامی]] کارکشته را شگفت‌زده می‌کرد. چه‌بسا اگر [[سپاه اسلام]] این امر را محقق نمی‌کرد، [[فرماندهان]] هرگز [[باور]] نمی‌کردند که بتوان چنین دستاورد اطلاعاتی عظیمی را حاصل کرد. این [[پیروزی]] اطلاعاتی، نتیجه [[توکل]] بر [[خداوند]]، پس از هموارکردن و فراهم‌ساختن زمینه‌های تحقق آن بود.
در [[غزوه بدر کبری]]، هنگامی که سپاه اسلام نزدیک منطقه [[بدر]] [[اردو]] زده بود، [[پیامبر اکرم]]{{صل}} همراه [[ابوبکر]]، سوار بر مرکب از اردوگاه خود دور شدند تا به پیرمرد [[بادیه‌نشینی]] رسیدند. حضرت، از او درباره [[قریشیان]] و نیز محمد و [[سپاه]] او اخباری که در باب آنها کسب کرده بود، پرسید. پیرمرد پاسخ داد:
«چیزی در این‌باره به شما نخواهم گفت مگر اینکه خود را معرفی کنید».
حضرت فرمود: «اگر [[جواب]] [[پرسش]] ما را بدهی، خود را معرفی خواهیم کرد».
پیرمرد گفت: «آیا در ازای اخباری که به شما می‌دهم، پاسخ مرا خواهید داد؟»
فرمود: «آری».
پیرمرد گفت: «به من خبر رسیده که محمد و یارانش در فلان [[روز]] از [[مدینه]] خارج شده‌اند. اگر اخبار مربوط به زمان خروج او درست باشد، باید امروز در فلان [[سرزمین]] باشد».
این اظهارنظر، [[مطابق واقع]] بود و حضرت و یارانش در آن روز، در همان مکانی بودند که مرد می‌گفت. او سپس گفت:
«همچنین خبر یافته‌ام قریشیان در فلان روز از مکه خارج شده‌اند. اگر اخبار مربوط به زمان خروج آن‌ها درست باشد، امروز باید در فلان سرزمین باشند».
بعد از پایان سخنش، پرسید:
«شما چه کسی هستید؟»
[[پیامبر]]{{صل}} پاسخ داد:
«ما از آب هستیم».
سپس، شروع به دور شدن از آن مکان کرد.
در آن حال پیرمرد می‌پرسید:
«از کدام آب؟ از آب [[عراق]]؟»<ref>سیره نبوی ابن کثیر، ج۲، ص٣٩۶.</ref>
هنگامی که خداوند به پیامبرش [[فرمان]] [[هجرت]] داد، حضرت، پیش از [[حرکت]] خود، در ساعتی از [[روز]] که معمولاً به دیدار [[ابوبکر]] نمی‌رفت، به‌سوی او رفت. [[رفتار پیامبر]]{{صل}}، در زمینه پنهان‌داشتن حرکت از [[دشمن]]، درسی را در خود دارد که یکی از شیوه‌های تحقق [[هدف]] مزبور، آن است که [[زمان]] آغاز حرکت، هنگامی باشد که [[دشمنان]] در خوابند.
ابوبکر با دیدن حضرت گفت:
«بی‌شک حادثه‌ای رخ‌داده که [[پیامبر خدا]] در این هنگامه آمده است».
وقتی حضرت به [[خانه]] ابوبکر وارد شد، [[عایشه]] و [[اسماء]]، دو دختر او، را حاضر دید؛ از همین‌رو به ابوبکر فرمود:
«هر که را نزد توست، از [[اتاق]] بیرون کن»<ref>نک: صحیح بخاری (متن فتح الباری، ج۸، ص۲۳۵).</ref>.
[[پیامبر]]{{صل}} می‌خواست خبری را به ابوبکر بدهد که خوش نداشت کسی جز او آن را بشنود، حتی دخترانش؛ پس برای افزایش [[اطمینان]] از پوشیده ماندن این خبر، از ابوبکر خواست که چنین کند.
یکی از شگردهای حضرت در پنهان‌سازی تحرکات [[نیروهای نظامی]] خود، فرمانش به آنان بود که شبانه حرکت کنند و در روز، مخفی شوند تا تاریکی شب، آنان و تحرکاتشان را [[نهان]] سازد.
یکی دیگر از این شگردها، توریه کردن در سخن و حرکت بود. توریه در سخن آن است که گوینده، سخنی گوید که دربردارنده دو معنا باشد و گوینده، خود یکی از آن معانی را [[اراده]] کند اما شنونده معنای دیگری را به [[ذهن]] آورد.
توریه در حرکت نیز آن است که کسی بر خلاف راهی که [[انتظار]] می‌رود، راهی دیگر را پیش گیرد. در ماجرای هجرت از [[مکه]]، [[پیامبر اکرم]]{{صل}} به‌سوی [[مدینه]] رهسپار نشد، بلکه به‌طرف [[غار ثور]] در جنوب مکه حرکت کرد؛ حال‌آنکه هر کس از مکه قصد مدینه می‌نماید، راه شمال را در پیش می‌گیرد. این [[تدبیر]] دشمنان را [[فریب]] داد و آنان را در رسیدن به هدفشان ناکام نهاد.
پیامبر اکرم{{صل}} در غزوه‌هایش برای آنکه حرکت خود را از دشمنان پنهان دارد و آنان را از دستیابی به اطلاعاتی که در ترسیم نقشه‌هایی برای مقابله [[یاری]] می‌رساند، [[محروم]] سازد، فراوان از توریه بهره می‌برد. البته اقدام حضرت، تنها برای [[حفاظت اطلاعات]] نبود؛ بلکه می‌خواست [[صحابیان]] خود را که شاگردان [[مکتب]] نظامی‌اش بودند، در عرصه عمل و میدان‌های [[نبرد]]، با شیوه‌های [[حفاظت اطلاعات]] آشنا سازد و آنان را به تمرین آنها، وادارد.<ref>[[محمد عبدالقادر ابوفارس|ابوفارس، محمد عبدالقادر]]، [[مکتب نظامی پیامبر اعظم (کتاب)|مکتب نظامی پیامبر اعظم]]، ص ۱۷۵.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
۸۰٬۳۹۳

ویرایش