محبت به همسر: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۵۵ بایت حذف‌شده ،  ‏۱۱ نوامبر ۲۰۲۵
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۶: خط ۶:
}}
}}


==[[ابراز محبت]]==
== مقدمه ==
همه روش‌هایی که در [[اسلام]] برای تعامل با یکدیگر در محیط [[خانه]] آمده، از قبیل [[سلام کردن]]، به پیشواز و بدرقه رفتن، [[خداحافظی]] کردن، [[پاکیزگی]]، [[زینت]] و [[آرایش]]، [[قدردانی]]، [[عیب‌پوشی]]، [[خوش‌رویی]]، خوش‌زبانی، پخت و پز خوب و مناسب و خرده نگرفتن از کارهای یکدیگر<ref>برای نمونه، ر.ک: حسن بن فضل طبرسی، مکارم الاخلاق، ص۱۹۶.</ref>، برای ایجاد [[محبت]] و [[تحکیم]] [[روابط خانوادگی]] و نوعی [[ابراز محبت]] است که این اظهار در ایجاد [[آرامش]] و دوام آن نقشی اساسی دارد؛ زیرا [[دوست داشتن]] به [[تنهایی]] سبب ارتباط [[پایدار]] نیست؛ از این‌رو [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: «شیرینی این سخن مرد به همسرش "که دوستت دارم" هیچ‌گاه از یاد [[زن]] نمی‌رود و همواره در دلش جای دارد»<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۵۶۹، ح۵۹ ({{متن حدیث|قَوْلُ الرَّجُلِ لِلْمَرْأَةِ إِنِّي أُحِبُّكِ لَا يَذْهَبُ مِنْ قَلْبِهَا أَبَداً}}).</ref>. [[امام صادق]]{{ع}} نیز فرمود: «تلاش در افزایش [[محبت به همسر]] در [[حقیقت]] [[کوشش]] برای افزایش [[مراتب ایمان]] است»<ref>شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۳۸۴، ح۴۳۵۰ ({{متن حدیث|... الْعَبْدُ كُلَّمَا ازْدَادَ لِلنِّسَاءِ حُبّاً ازْدَادَ فِي الْإِيمَانِ فَضْلًا}}).</ref>؛ چراکه نتیجه محبت [[صادقانه]] [[هماهنگی]] و [[همراهی]] است<ref>ابن‌شعبه حرانی، تحف العقول، ص۲۹۴: {{عربی|لَوْ كَانَ حُبُّكَ صَادِقاً لَأَطَعْتَهُ *** إِنَّ الْمُحِبَّ لِمَنْ أَحَبَّ مُطِيعٌ}}.</ref> و هرجا هماهنگی و همراهی باشد، [[امنیت]] که هم‌خانواده [[ایمان]] است، نیز هست. پس ایمان امنیت‌آفرین و آرامش‌زاست که [[قرآن]] در وصف [[مؤمنان]] فرمود: {{متن قرآن|أُولَئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَهُمْ مُهْتَدُونَ}}<ref>«آنان امن (و آرامش) دارند و رهیافته‌اند» سوره انعام، آیه ۸۲.</ref>. اگر پیامبر{{صل}} فرمود «از دنیای شما [[بوی خوش]] و [[همسر]] را [[دوست]] می‌دارم و [[نماز]] [[نور چشم]] من است»<ref>محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲، ص۱۴۴، ح۱۷۵۵ ({{متن حدیث|... حُبِّبَ إِلَيَّ مِنْ دُنْيَاكُمُ النِّسَاءُ وَ الطِّيبُ وَ جُعِلَ قُرَّةُ عَيْنِي فِي الصَّلَاةِ}}).</ref> و همسردوستی را از یک سو در ردیف بوی خوش و از سوی دیگر در ردیف نماز قرار داد، به دلیل تأثیر ژرف و ریشه‌ای این سه در ایجاد پیوند عمیق و [[آرامش‌بخش]] میان [[انسان]] با [[خدا]]، [[خانواده]] و دیگران است؛ پیوندهایی که برای دوام [[زندگی]] و [[خوشبختی]] [[آدمی]] رکن اساسی شمرده می‌شوند؛ چراکه [[نماز]] پیوند آرامش‌بخش انسان با خداست. [[بوی خوش]] [[معاشرت]] انسان با افر[[اد]] [[جامعه]] را گوارا می‌کند و همسردوستی پیوند انسان با خانواده را دلنواز می‌سازد.
همه روش‌هایی که در [[اسلام]] برای تعامل با یکدیگر در محیط [[خانه]] آمده، از قبیل [[سلام کردن]]، به پیشواز و بدرقه رفتن، خداحافظی کردن، [[پاکیزگی]]، [[زینت]] و [[آرایش]]، [[قدردانی]]، [[عیب‌پوشی]]، [[خوش‌رویی]]، خوش‌زبانی، پخت و پز خوب و مناسب و خرده نگرفتن از کارهای یکدیگر<ref>برای نمونه، ر.ک: حسن بن فضل طبرسی، مکارم الاخلاق، ص۱۹۶.</ref>، برای ایجاد [[محبت]] و تحکیم روابط خانوادگی و نوعی ابراز محبت است که این اظهار در ایجاد [[آرامش]] و دوام آن نقشی اساسی دارد؛ زیرا [[دوست داشتن]] به تنهایی سبب ارتباط [[پایدار]] نیست؛ از این‌رو [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: «شیرینی این سخن مرد به همسرش "که دوستت دارم" هیچ‌گاه از یاد [[زن]] نمی‌رود و همواره در دلش جای دارد»<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۵۶۹، ح۵۹ ({{متن حدیث|قَوْلُ الرَّجُلِ لِلْمَرْأَةِ إِنِّي أُحِبُّكِ لَا يَذْهَبُ مِنْ قَلْبِهَا أَبَداً}}).</ref>. [[امام صادق]]{{ع}} نیز فرمود: «تلاش در افزایش [[محبت به همسر]] در [[حقیقت]] کوشش برای افزایش [[مراتب ایمان]] است»<ref>شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۳۸۴، ح۴۳۵۰ ({{متن حدیث|... الْعَبْدُ كُلَّمَا ازْدَادَ لِلنِّسَاءِ حُبّاً ازْدَادَ فِي الْإِيمَانِ فَضْلًا}}).</ref>؛ چراکه نتیجه محبت [[صادقانه]] هماهنگی و [[همراهی]] است<ref>ابن‌شعبه حرانی، تحف العقول، ص۲۹۴: {{عربی|لَوْ كَانَ حُبُّكَ صَادِقاً لَأَطَعْتَهُ *** إِنَّ الْمُحِبَّ لِمَنْ أَحَبَّ مُطِيعٌ}}.</ref> و هرجا هماهنگی و همراهی باشد، [[امنیت]] که هم‌خانواده [[ایمان]] است، نیز هست. پس ایمان امنیت‌آفرین و آرامش‌زاست که [[قرآن]] در وصف [[مؤمنان]] فرمود: {{متن قرآن|أُولَئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَهُمْ مُهْتَدُونَ}}<ref>«آنان امن (و آرامش) دارند و رهیافته‌اند» سوره انعام، آیه ۸۲.</ref>. اگر پیامبر{{صل}} فرمود «از دنیای شما بوی خوش و [[همسر]] را [[دوست]] می‌دارم و [[نماز]] نور چشم من است»<ref>محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲، ص۱۴۴، ح۱۷۵۵ ({{متن حدیث|... حُبِّبَ إِلَيَّ مِنْ دُنْيَاكُمُ النِّسَاءُ وَ الطِّيبُ وَ جُعِلَ قُرَّةُ عَيْنِي فِي الصَّلَاةِ}}).</ref> و همسردوستی را از یک سو در ردیف بوی خوش و از سوی دیگر در ردیف نماز قرار داد، به دلیل تأثیر ژرف و ریشه‌ای این سه در ایجاد پیوند عمیق و [[آرامش‌بخش]] میان [[انسان]] با [[خدا]]، [[خانواده]] و دیگران است؛ پیوندهایی که برای دوام [[زندگی]] و [[خوشبختی]] [[آدمی]] رکن اساسی شمرده می‌شوند؛ چراکه [[نماز]] پیوند آرامش‌بخش انسان با خداست. بوی خوش [[معاشرت]] انسان با افراد [[جامعه]] را گوارا می‌کند و همسردوستی پیوند انسان با خانواده را دلنواز می‌سازد.


بنابراین شیرین‌ترین لحظات زندگی فرصت‌هایی است که آدمی به محبوب خود چشم می‌دوزد و به او می‌نگرد و سخنی محبت‌آمیز به او می‌گوید و نهایت [[احساس]] و [[عاطفه]] خود را در [[کلام]] و نگاهش نشان می‌دهد و با این [[ابراز محبت]] [[سبک زندگی]] او را می‌سازد. [[سیره رفتاری]] [[امامان]]{{عم}} در محیط [[خانه]] نیز با این لحظات [[عاطفی]] و شیرین آمیخته بود؛ چنان‌که از [[پیامبر]]{{صل}} نقل شده: اهل‎بیت{{عم}} ویژگی‌هایی دارند که احدی پیش و پس از ایشان از آن بهره‌مند نبوده و نیست. یکی از آنها [[محبت]] به [[زن]] است<ref>فضل‌الله بن علی راوندی، النوادر، ص١۵ ({{متن حدیث|قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}:... وَ الْمَحَبَّةَ لِلنِّسَاءِ}}).</ref> که نمونه‌هایی از آن در [[سیره]] آنان [[مشاهده]] می‌شود؛ برای مثال:
بنابراین شیرین‌ترین لحظات زندگی فرصت‌هایی است که آدمی به محبوب خود چشم می‌دوزد و به او می‌نگرد و سخنی محبت‌آمیز به او می‌گوید و نهایت [[احساس]] و [[عاطفه]] خود را در [[کلام]] و نگاهش نشان می‌دهد و با این ابراز محبت [[سبک زندگی]] او را می‌سازد. سیره رفتاری [[امامان]]{{عم}} در محیط [[خانه]] نیز با این لحظات [[عاطفی]] و شیرین آمیخته بود؛ چنان‌که از [[پیامبر]]{{صل}} نقل شده: اهل‎بیت{{عم}} ویژگی‌هایی دارند که احدی پیش و پس از ایشان از آن بهره‌مند نبوده و نیست. یکی از آنها [[محبت]] به [[زن]] است<ref>فضل‌الله بن علی راوندی، النوادر، ص١۵ ({{متن حدیث|قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}:... وَ الْمَحَبَّةَ لِلنِّسَاءِ}}).</ref> که نمونه‌هایی از آن در [[سیره]] آنان مشاهده می‌شود؛ برای مثال:


۱. درباره تعامل [[امیرمؤمنان]]{{ع}} با همسرانش چنین نقل شده است که به [[خوله]] مادر [[محمد حنفیه]] ابراز محبت می‌کرده و او را «جان‌الصفا» می‌نامیده و علت این نامگذاری را حسن و [[نیکی]] او می‌دانسته است<ref>محمد بن جریر طبری امامی، المسترشد فی امامة علی بن ابی‌طالب{{ع}}، ص۴۱۴؛ ابن ابی‌الحدید، شرح نهج‌البلاغه، ج۱، ص۲۴۴ ({{متن حدیث|... إِنَّمَا سُمِّيَتْ جَانَّ الصَّفَا لِحُسْنِهَا}}).</ref>؛ چنان‌که در تعبیری علاقه شدید خود به [[همسر]] دیگرش اُمامه را این‌گونه اظهار کرده است: «[[تحمل]] دوری چهار چیز را ندارم و یکی از آنها اُمامه است»<ref>محمد بن حسن فتال، روضةالواعظین، ج۱، ص۳۴۸ ({{متن حدیث|... أَرْبَعَةٌ لَيْسَ إِلَى فِرَاقِهِنَّ سَبِيلٌ: بِنْتُ أُمَامَةَ أَوْصَتْنِي بِهَا فَاطِمَةُ...}}).</ref>. این ابراز محبت علاقه شدید اُمامه به [[امام]] را در پی داشت؛ چنان‌که [[تکریم امام]] به همسر دیگرش [[لیلا دختر مسعود]] همین بازخورد را داشت و این دو به [[وقت]] ضربت خوردن امام [[گریه]] و [[بی‌تابی]] می‌کردند؛ به اندازه‌ای که به [[ابن‌ملجم]] گفتند: «تو با این کار خود هیچ ضرری به [[امیرمؤمنان]]{{ع}} نمی‌زنی»<ref>احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۲، ص۴۹۵-۴۹۶ ({{عربی|... وَ قُلْنَ: يَا عَدُوَّ اللَّهِ لَا بَأْسَ عَلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ}}).</ref>. [[ام‌هیثم]] [[نخعی]] نیز در [[شعر]] خود علاقه شدید اُمامه به [[امام]] را چنین بازگو کرده است: «اُمامه موی مرا سپید و [[اندوه]] مرا بسیار می‌کند. با از [[دست دادن]] شوهر در پی جستن او می‌چرخد و با [[ناامید]] شدن شیون می‌کند»<ref>ابن‌حجر عسقلانی، الاصابه، ج۸، ص۲۵.</ref>.
۱. درباره تعامل [[امیرمؤمنان]]{{ع}} با همسرانش چنین نقل شده است که به خوله مادر [[محمد حنفیه]] ابراز محبت می‌کرده و او را «جان‌الصفا» می‌نامیده و علت این نامگذاری را حسن و [[نیکی]] او می‌دانسته است<ref>محمد بن جریر طبری امامی، المسترشد فی امامة علی بن ابی‌طالب{{ع}}، ص۴۱۴؛ ابن ابی‌الحدید، شرح نهج‌البلاغه، ج۱، ص۲۴۴ ({{متن حدیث|... إِنَّمَا سُمِّيَتْ جَانَّ الصَّفَا لِحُسْنِهَا}}).</ref>؛ چنان‌که در تعبیری علاقه شدید خود به [[همسر]] دیگرش اُمامه را این‌گونه اظهار کرده است: «تحمل دوری چهار چیز را ندارم و یکی از آنها اُمامه است»<ref>محمد بن حسن فتال، روضةالواعظین، ج۱، ص۳۴۸ ({{متن حدیث|... أَرْبَعَةٌ لَيْسَ إِلَى فِرَاقِهِنَّ سَبِيلٌ: بِنْتُ أُمَامَةَ أَوْصَتْنِي بِهَا فَاطِمَةُ...}}).</ref>. این ابراز محبت علاقه شدید اُمامه به [[امام]] را در پی داشت؛ چنان‌که تکریم امام به همسر دیگرش [[لیلا دختر مسعود]] همین بازخورد را داشت و این دو به وقت ضربت خوردن امام [[گریه]] و [[بی‌تابی]] می‌کردند؛ به اندازه‌ای که به [[ابن‌ملجم]] گفتند: «تو با این کار خود هیچ ضرری به [[امیرمؤمنان]]{{ع}} نمی‌زنی»<ref>احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۲، ص۴۹۵-۴۹۶ ({{عربی|... وَ قُلْنَ: يَا عَدُوَّ اللَّهِ لَا بَأْسَ عَلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ}}).</ref>. ام‌هیثم [[نخعی]] نیز در [[شعر]] خود علاقه شدید اُمامه به [[امام]] را چنین بازگو کرده است: «اُمامه موی مرا سپید و [[اندوه]] مرا بسیار می‌کند. با از [[دست دادن]] شوهر در پی جستن او می‌چرخد و با [[ناامید]] شدن شیون می‌کند»<ref>ابن‌حجر عسقلانی، الاصابه، ج۸، ص۲۵.</ref>.


۲. درباره تعامل [[امام حسین]]{{ع}} و همسرش [[رباب]] نقل‌هایی در دست است که از آنها برمی‌آید تعامل آنان بسیار صمیمی بوده است؛ به گونه‌ای که امام [[صمیمیت]] این روابط را با سرودن شعری درباره او چنین اظهار می‌کرد: «به [[جان]] تو [[سوگند]]، من خانه‌ای را دوست دارم که [[سکینه]] و رباب در آن باشند. آنان را دوست دارم و تمامی مالم را برای ایشان [[فدا]] می‌کنم و [[سرزنش]] احدی در این باره پذیرفته نیست»<ref>علی بن حسین ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبین، ص۹۴؛ ابن‌قتیبه، المعارف، ص۲۱۳؛ ابن‌کثیر، البدایة والنهایه، ج۸، ص۲۱۱. {{متن حدیث|إِنَّنِي لَأُحِبُّ دَارًا *** تَحِلُّ بِهَا سَكِينَةُ وَ الرَّبَابُ
۲. درباره تعامل [[امام حسین]]{{ع}} و همسرش [[رباب]] نقل‌هایی در دست است که از آنها برمی‌آید تعامل آنان بسیار صمیمی بوده است؛ به گونه‌ای که امام [[صمیمیت]] این روابط را با سرودن شعری درباره او چنین اظهار می‌کرد: «به [[جان]] تو [[سوگند]]، من خانه‌ای را دوست دارم که [[سکینه]] و رباب در آن باشند. آنان را دوست دارم و تمامی مالم را برای ایشان [[فدا]] می‌کنم و [[سرزنش]] احدی در این باره پذیرفته نیست»<ref>علی بن حسین ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبین، ص۹۴؛ ابن‌قتیبه، المعارف، ص۲۱۳؛ ابن‌کثیر، البدایة والنهایه، ج۸، ص۲۱۱. {{متن حدیث|إِنَّنِي لَأُحِبُّ دَارًا *** تَحِلُّ بِهَا سَكِينَةُ وَ الرَّبَابُ
أُحِبُّهُمَا وَ أَبْذُلُ جُلَّ مَالِي *** وَ لَيْسَ لِعَاذِلٍ عِنْدِي عِتَابُ‌}}</ref>. آنچه از منابع برمی‌آید، این است که اشعار یاد شده سروده خود [[سیدالشهدا]] است، نه زبان حال آن حضرت و نشانه‌ای هم بر زبان حال بودن در دست نیست.
أُحِبُّهُمَا وَ أَبْذُلُ جُلَّ مَالِي *** وَ لَيْسَ لِعَاذِلٍ عِنْدِي عِتَابُ‌}}</ref>. آنچه از منابع برمی‌آید، این است که اشعار یاد شده سروده خود [[سیدالشهدا]] است، نه زبان حال آن حضرت و نشانه‌ای هم بر زبان حال بودن در دست نیست.


البته رباب نیز [[شخصیت]] با [[کرامت]] و [[بزرگواری]] داشت؛ چنان‌که [[هشام کلبی]] [[تاریخ‌نگار]] نامدار به این نکته اشاره کرده و درباره او گفته است: {{عربی|مِنْ خِيَارِ النِّسَاءِ وَ أَفْضَلُهُنَّ}}<ref>علی بن حسین ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۶، ص۹۱.</ref>. این تعبیر از [[هوش]] و [[ادراک]] و [[معرفت]] بالا و شخصیت والای ایشان حکایت می‌کند و [[رفتار]] و سروده وی درباره امام حسین{{ع}} بر این مطلب [[گواهی]] می‌دهد. او در [[سفر]] [[کربلا]] همراه امام{{ع}} بود و پس از [[شهادت]] آن حضرت{{ع}} نیز وفاداری‌اش را به [[زبان شعر]] و عمل نشان داد. مرثیه سروده رباب درباره [[سیدالشهداء]]{{ع}} که با داشتن معانی بلند و [[زیبا]] از معرفت، [[خلوص]] و ارادت وی به آن حضرت{{ع}} حکایت می‌کند چنین است:
البته رباب نیز [[شخصیت]] با [[کرامت]] و [[بزرگواری]] داشت؛ چنان‌که [[هشام کلبی]] تاریخ‌نگار نامدار به این نکته اشاره کرده و درباره او گفته است: {{عربی|مِنْ خِيَارِ النِّسَاءِ وَ أَفْضَلُهُنَّ}}<ref>علی بن حسین ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۶، ص۹۱.</ref>. این تعبیر از هوش و [[ادراک]] و [[معرفت]] بالا و شخصیت والای ایشان حکایت می‌کند و [[رفتار]] و سروده وی درباره امام حسین{{ع}} بر این مطلب [[گواهی]] می‌دهد. او در [[سفر]] [[کربلا]] همراه امام{{ع}} بود و پس از [[شهادت]] آن حضرت{{ع}} نیز وفاداری‌اش را به زبان شعر و عمل نشان داد. مرثیه سروده رباب درباره [[سیدالشهداء]]{{ع}} که با داشتن معانی بلند و [[زیبا]] از معرفت، [[خلوص]] و ارادت وی به آن حضرت{{ع}} حکایت می‌کند چنین است: آن نوری که دیگران از درخشش آن بهره می‌بردند در [[کربلا]] کشته شده و غیر مدفون رها شده است. ای [[فرزند پیامبر]]، [[خدا]] از سوی ما به تو [[پاداش]] [[نیکو]] دهد و در [[محاسبه]] [[الهی]] تو را از هر زبانی بازدارد. تو آن‌چنان [[کوه]] [[استواری]] بودی که من به آن پناه می‌بردم؛ آن شخصیتی که از سر [[رحمت]] و [[دینداری]] با ما همنشین بودی. پس از تو چه کسی برای [[یتیمان]] و [[نیازمندان]] مانده و کیست که [[مسکینان]] به او پناه برند و او بی‌نیازشان سازد؟ به خدا [[سوگند]] پس از تو سایه‌ای بر سرم نخواهم پذیرفت تا در خاک پنهان شوم<ref>علی بن حسین ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۶، ص۱۴۲؛ سید محسن امین عاملی، اعیان الشیعه، ج۶، ص۴۴۹.
آن نوری که دیگران از درخشش آن بهره می‌بردند در [[کربلا]] کشته شده و غیر مدفون رها شده است. ای [[فرزند پیامبر]]، [[خدا]] از سوی ما به تو [[پاداش]] [[نیکو]] دهد و در [[محاسبه]] [[الهی]] تو را از هر زبانی بازدارد. تو آن‌چنان [[کوه]] [[استواری]] بودی که من به آن پناه می‌بردم؛ آن شخصیتی که از سر [[رحمت]] و [[دینداری]] با ما [[همنشین]] بودی. پس از تو چه کسی برای [[یتیمان]] و [[نیازمندان]] مانده و کیست که [[مسکینان]] به او پناه برند و او بی‌نیازشان سازد؟ به خدا [[سوگند]] پس از تو سایه‌ای بر سرم نخواهم پذیرفت تا در خاک پنهان شوم<ref>علی بن حسین ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۶، ص۱۴۲؛ سید محسن امین عاملی، اعیان الشیعه، ج۶، ص۴۴۹.
{{عربی|إِنَّ الَّذِي كَانَ نُوراً يُسْتَضَاءُ بِهِ *** بِكَرْبَلاءَ قَتِيلٌ غَيْرُ مَدْفُونِ
{{عربی|إِنَّ الَّذِي كَانَ نُوراً يُسْتَضَاءُ بِهِ *** بِكَرْبَلاءَ قَتِيلٌ غَيْرُ مَدْفُونِ
سِبْطَ النَّبِيِّ جَزاكَ اللَّهُ صَالِحَةً *** عَنّا، وَ جُنِّبْتَ خُسْرَانَ الْمَوَازِينِ
سِبْطَ النَّبِيِّ جَزاكَ اللَّهُ صَالِحَةً *** عَنّا، وَ جُنِّبْتَ خُسْرَانَ الْمَوَازِينِ
خط ۲۴: خط ۲۳:
وَ اللَّهِ لَا أبْتَغِي صِهْراً بِصِهْرِكُمْ *** حَتَّى اغَيَّبَ بَيْنَ الرَّملِ وَ الطِّينِ}}</ref>.
وَ اللَّهِ لَا أبْتَغِي صِهْراً بِصِهْرِكُمْ *** حَتَّى اغَيَّبَ بَيْنَ الرَّملِ وَ الطِّينِ}}</ref>.


[[رباب]] در [[بیت]] سوم [[رفتار]] [[عاطفی]] خویش را از یک سو و از سوی دیگر پیوند عمیق خود با آن حضرت را بازگو کرده و [[امام]] را چون کوهی [[استوار]] [[پناهگاه]] آرام‌بخش خود دانسته است و تعامل آن حضرت با خود را مهربانانه و دیندارانه وصف کرده است؛ چنان‌که در بیت آخر [[عزم راسخ]] خود در [[آینده]] [[زندگی]] بر [[ترک ازدواج]] با دیگری را بازگفته است.
[[رباب]] در [[بیت]] سوم [[رفتار]] [[عاطفی]] خویش را از یک سو و از سوی دیگر پیوند عمیق خود با آن حضرت را بازگو کرده و [[امام]] را چون کوهی [[استوار]] [[پناهگاه]] آرام‌بخش خود دانسته است و تعامل آن حضرت با خود را مهربانانه و دیندارانه وصف کرده است؛ چنان‌که در بیت آخر عزم راسخ خود در [[آینده]] [[زندگی]] بر ترک ازدواج با دیگری را بازگفته است.
به لحاظ [[روان‌شناختی]] نیز می‌گویند فرد داغدیده فشارهای بسیاری را [[تحمل]] می‌کند و واکنش‌هایی مانند [[گریستن]]، [[اضطراب]]، [[بی‌قراری]]، بی‌خوابی و بی‌اشتهایی را نشان می‌دهد. به دیگر سخن آثار داغدیدگی در سه بعد فیزیکی، روان‌شناختی و [[جامعه‌شناختی]] خود را در فرد داغدیده نشان می‌دهد. در بعد فیزیکی، نشانه‌هایی مانند [[بیماری‌های جسمانی]]، تشدید علایم بیماری‌های قبلی و ایجاد [[شکایات]] جدید در او پدید می‌آید. آثار [[روانشناختی]] به متغیرهای بسیاری ارتباط دارد؛ از قبیل سن، جنس، [[سلامت جسمانی]]، سازگاری قبلی، متغیرهای شخصیتی فرد، عوامل چندگانه [[اجتماعی]] و [[فرهنگی]] و [[اقتصادی]] و [[سیاسی]]، نوع رابطه داغدیده با متوفی، چگونگی درگذشت و سابقه متوفی و داغدار. با این حال افراد کم و بیش گرفتار ناباوری، سردرگمی، [[غم]]، [[اضطراب]]، دل‌مشغولی و مانند آن می‌شوند. آثار اجتماعی داغدیدگی به ویژه در میان [[زنان]] [[بیوه]] نیز بسیار است و نمونه‌هایی مانند [[تغییر]] رفت و آمدها، عوض شدن نگاه‌ها و تعارضات [[خانوادگی]] ایفای نقش می‌کنند<ref>ر.ک: محمد کاویانی، «نگاهی روان‌شناختی - دینی به مراسم عزاداری حسینی»، ص۱۹۷-۱۹۹.</ref>. آنچه می‌توان گفت در این محورها بیشترین نقش را دارد، عاطفه‌مندی و [[محبت]] بین داغدیده و متوفی است که این نکته در روابط [[رباب]] با [[امام حسین]]{{ع}} [[مشاهده]] می‌شود.


[[ابن‌جوزی]] درباره علاقه خردمندانه رباب به امام حسین{{ع}} این مطلب را نقل کرده که وی در مدینه به مدت یکسال به [[ماتم]] و [[عزا]] پرداخت، بی‌آنکه زیر سقفی برود<ref>ابن‌جوزی، المنتظم، ج۶، ص۹، ش ۴۱۶ ({{عربی|فَعَاشَتْ بَعْدَ الْحُسَيْنِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ سَنَةً لَمْ يُظِلَّهَا سَقْفٌ، فَبَلِيَتْ وَ مَاتَتْ كَمَداً}}).</ref>، هرچند برخی [[مورخان]] گفته‌اند: رباب پس از [[شهادت]] همسرش به مدت یک سال روی قبرش ماند و سپس به [[مدینه]] کوچ کرد. آنان شعری را مبنی بر بیان همین مطلب نیز به او منتسب کرده‌اند<ref>ابن‌عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۶۹، ص۱۱۹-۱۲۰؛ ابن‌کثیر، البدایة والنهایه، ج۸، ص۲۱۲. {{عربی|إِلَى الْحَوْلِ ثُمَّ اسْمُ السَّلاَمِ عَلَيْكُمَا *** وَ مَنْ يَبْكِ حَوْلاً كَامِلاً فَقَدِ اعْتَذَرْ}}</ref>؛ ولی این سخن درست نیست؛ چراکه به اتفاق مورخان همه [[خاندان]] [[سیدالشهدا]]{{ع}} از جمله رباب را [[روز]] پس از شهادت همسرش به [[اسارت]] بردند<ref>باقر شریف قرشی، حیاة الامام الحسین: دراسه و تحلیل، ج۳، ص۴۴۰.</ref>. وانگهی این مطلب در نقلی دیگر به [[فاطمه بنت الحسین]] منسوب است که پس از [[وفات]] همسرش [[حسن مثنی]] چنین کرد؛ چراکه زنان [[محترم]] و علاقه‌مند در آن دوره چنین می‌کردند<ref>شیخ عباس قمی، سفینةالبحار، ج۲، ص۱۹۱-۱۹۲.</ref>. در همان حال نقل شده که این [[شعر]] سروده [[لبید]]<ref>لُبید عموی پدر ام‌البنین مادر حضرت عباس بود که هنگام مرگش این اشعار را سرود و به دخترانش توصیه کرد پس از مرگ وی با قرانت آن به مدت یک سال بر قبرش عزاداری کنند و آنان نیز چنین کردند (شیخ عباس قمی، سفینةالبحار، ج۲، ص۱۹۱-۱۹۲).</ref> بوده که [[فاطمه بنت الحسین]] آن را زمزمه کرده است<ref>ابن‌شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب{{ع}}، ج۴، ص۳۰ ({{متن حدیث|أَنَّهَا أَنْشَدَتْ بَيْتَ لَبِيدٍ}}).</ref> و به نظر می‌رسد فاطمه بنت الحسین تنها به زمزمه [[شعر]] [[لبید]] بسنده کرده باشد، نه آن‌که یک سال بر [[قبر]] همسرش مانده باشد.
به لحاظ روان‌شناختی نیز می‌گویند فرد داغدیده فشارهای بسیاری را تحمل می‌کند و واکنش‌هایی مانند [[گریستن]]، [[اضطراب]]، بی‌قراری، بی‌خوابی و بی‌اشتهایی را نشان می‌دهد. به دیگر سخن آثار داغدیدگی در سه بعد فیزیکی، روان‌شناختی و [[جامعه‌شناختی]] خود را در فرد داغدیده نشان می‌دهد. در بعد فیزیکی، نشانه‌هایی مانند بیماری‌های جسمانی، تشدید علایم بیماری‌های قبلی و ایجاد [[شکایات]] جدید در او پدید می‌آید. آثار روانشناختی به متغیرهای بسیاری ارتباط دارد؛ از قبیل سن، جنس، سلامت جسمانی، سازگاری قبلی، متغیرهای شخصیتی فرد، عوامل چندگانه [[اجتماعی]] و [[فرهنگی]] و [[اقتصادی]] و [[سیاسی]]، نوع رابطه داغدیده با متوفی، چگونگی درگذشت و سابقه متوفی و داغدار. با این حال افراد کم و بیش گرفتار ناباوری، سردرگمی، [[غم]]، [[اضطراب]]، دل‌مشغولی و مانند آن می‌شوند. آثار اجتماعی داغدیدگی به ویژه در میان [[زنان]] بیوه نیز بسیار است و نمونه‌هایی مانند [[تغییر]] رفت و آمدها، عوض شدن نگاه‌ها و تعارضات [[خانوادگی]] ایفای نقش می‌کنند<ref>ر.ک: محمد کاویانی، «نگاهی روان‌شناختی - دینی به مراسم عزاداری حسینی»، ص۱۹۷-۱۹۹.</ref>. آنچه می‌توان گفت در این محورها بیشترین نقش را دارد، عاطفه‌مندی و [[محبت]] بین داغدیده و متوفی است که این نکته در روابط [[رباب]] با [[امام حسین]]{{ع}} مشاهده می‌شود.


۳. [[امام باقر]]{{ع}} نیز [[محبت]] خود به همسرش را نزد [[مالک بن اعین جهنی]]<ref>او از یاران دو امام باقر و صادق{{عم}} بود که در دوره امام صادق درگذشت (محمدتقی تستری، قاموس الرجال، ج۸، ش ۶۲۰۰).</ref> ابراز کرده است. مالک روزی نزد [[امام]] رفت؛ درحالی‌که آن حضرت در [[خانه]] همسرش بود و [[لباس]] سرخ رنگی بر تن داشت. مالک شگفت‌زده شد و تبسمی کرد؛ گویی چنین پوششی را از امام [[انتظار]] نداشت. امام فرمود: «من این لباس را به درخواست همسرم که او را [[دوست]] می‌دارم، پوشیدم»<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۴۷، ح۷ ({{متن حدیث|... إِنَّ الثَّقَفِيَّةَ أَكْرَهَتْنِي عَلَيْهِ وَ أَنَا أُحِبُّهَا فَأَكْرَهَتْنِي عَلَى لُبْسِهَا...}}).</ref>. نقل دیگری نیز به صورت مرسل محبت آن حضرت به همسرش را نقل کرده است<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۵۵، ح۱ ({{متن حدیث|... عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ{{ع}} أَنَّهُ كَانَتْ عِنْدَهُ امْرَأَةٌ تُعْجِبُهُ وَ كَانَ لَهَا مُحِبّاً...}}).</ref>.<ref>[[یدالله مقدسی|مقدسی، یدالله]]، [[سیره همسرداری امامان معصوم (کتاب)|سیره همسرداری امامان معصوم]]، ص ۲۷۲.</ref>.
[[ابن‌جوزی]] درباره علاقه خردمندانه رباب به امام حسین{{ع}} این مطلب را نقل کرده که وی در مدینه به مدت یکسال به [[ماتم]] و [[عزا]] پرداخت، بی‌آنکه زیر سقفی برود<ref>ابن‌جوزی، المنتظم، ج۶، ص۹، ش ۴۱۶ ({{عربی|فَعَاشَتْ بَعْدَ الْحُسَيْنِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ سَنَةً لَمْ يُظِلَّهَا سَقْفٌ، فَبَلِيَتْ وَ مَاتَتْ كَمَداً}}).</ref>، هرچند برخی مورخان گفته‌اند: رباب پس از [[شهادت]] همسرش به مدت یک سال روی قبرش ماند و سپس به [[مدینه]] کوچ کرد. آنان شعری را مبنی بر بیان همین مطلب نیز به او منتسب کرده‌اند<ref>ابن‌عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۶۹، ص۱۱۹-۱۲۰؛ ابن‌کثیر، البدایة والنهایه، ج۸، ص۲۱۲. {{عربی|إِلَى الْحَوْلِ ثُمَّ اسْمُ السَّلاَمِ عَلَيْكُمَا *** وَ مَنْ يَبْكِ حَوْلاً كَامِلاً فَقَدِ اعْتَذَرْ}}</ref>؛ ولی این سخن درست نیست؛ چراکه به اتفاق مورخان همه [[خاندان]] [[سیدالشهدا]]{{ع}} از جمله رباب را [[روز]] پس از شهادت همسرش به [[اسارت]] بردند<ref>باقر شریف قرشی، حیاة الامام الحسین: دراسه و تحلیل، ج۳، ص۴۴۰.</ref>. وانگهی این مطلب در نقلی دیگر به [[فاطمه بنت الحسین]] منسوب است که پس از [[وفات]] همسرش [[حسن مثنی]] چنین کرد؛ چراکه زنان [[محترم]] و علاقه‌مند در آن دوره چنین می‌کردند<ref>شیخ عباس قمی، سفینةالبحار، ج۲، ص۱۹۱-۱۹۲.</ref>. در همان حال نقل شده که این [[شعر]] سروده لبید<ref>لُبید عموی پدر ام‌البنین مادر حضرت عباس بود که هنگام مرگش این اشعار را سرود و به دخترانش توصیه کرد پس از مرگ وی با قرانت آن به مدت یک سال بر قبرش عزاداری کنند و آنان نیز چنین کردند (شیخ عباس قمی، سفینةالبحار، ج۲، ص۱۹۱-۱۹۲).</ref> بوده که [[فاطمه بنت الحسین]] آن را زمزمه کرده است<ref>ابن‌شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب{{ع}}، ج۴، ص۳۰ ({{متن حدیث|أَنَّهَا أَنْشَدَتْ بَيْتَ لَبِيدٍ}}).</ref> و به نظر می‌رسد فاطمه بنت الحسین تنها به زمزمه [[شعر]] لبید بسنده کرده باشد، نه آن‌که یک سال بر [[قبر]] همسرش مانده باشد.
 
۳. [[امام باقر]]{{ع}} نیز [[محبت]] خود به همسرش را نزد [[مالک بن اعین جهنی]]<ref>او از یاران دو امام باقر و صادق{{عم}} بود که در دوره امام صادق درگذشت (محمدتقی تستری، قاموس الرجال، ج۸، ش ۶۲۰۰).</ref> ابراز کرده است. مالک روزی نزد [[امام]] رفت؛ درحالی‌که آن حضرت در [[خانه]] همسرش بود و [[لباس]] سرخ رنگی بر تن داشت. مالک شگفت‌زده شد و تبسمی کرد؛ گویی چنین پوششی را از امام [[انتظار]] نداشت. امام فرمود: «من این لباس را به درخواست همسرم که او را [[دوست]] می‌دارم، پوشیدم»<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۴۷، ح۷ ({{متن حدیث|... إِنَّ الثَّقَفِيَّةَ أَكْرَهَتْنِي عَلَيْهِ وَ أَنَا أُحِبُّهَا فَأَكْرَهَتْنِي عَلَى لُبْسِهَا...}}).</ref>. نقل دیگری نیز به صورت مرسل محبت آن حضرت به همسرش را نقل کرده است<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۵۵، ح۱ ({{متن حدیث|... عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ{{ع}} أَنَّهُ كَانَتْ عِنْدَهُ امْرَأَةٌ تُعْجِبُهُ وَ كَانَ لَهَا مُحِبّاً...}}).</ref>.<ref>[[یدالله مقدسی|مقدسی، یدالله]]، [[سیره همسرداری امامان معصوم (کتاب)|سیره همسرداری امامان معصوم]]، ص ۲۷۲.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۱۳۰٬۳۴۸

ویرایش