بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۸: | خط ۸: | ||
وی برده مشهور و شایسته [[رسول خدا]]{{صل}} بود<ref>ابن حبان، مشاهیر علماء الامصار، ص۵۳.</ref> که به ملاقاتکنندگان با [[پیامبر]]{{صل}} [[اجازه]] ورود میداد<ref>طبرانی، المعجم الکبیر، ج۵، ص۷۵؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۶۷.</ref>. چنان که وقتی [[عمر بن خطاب]] در ماجرای [[کنارهگیری]] رسول خدا{{صل}} از همسرانش نزد ایشان آمد از رباح خواست تا برای او اجازه ورود بگیرد<ref>مسلم، صحیح مسلم، ج۴، ص۱۸۸؛ بخاری، الادب المفرد، ص۱۸۰؛ ابویعلی موصلی، مسند، ج۱، ص۱۵۱؛ ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ج۴، ص۴۱۱.</ref>. از آنجا که وی چهرهای سیاه داشت به «[[رباح اسود]]» (سیاه) نیز معروف است<ref>ابونعیم، معرفه الصحابه، ج۲، ص۱۱۰۹؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۲۴۸.</ref>. | وی برده مشهور و شایسته [[رسول خدا]]{{صل}} بود<ref>ابن حبان، مشاهیر علماء الامصار، ص۵۳.</ref> که به ملاقاتکنندگان با [[پیامبر]]{{صل}} [[اجازه]] ورود میداد<ref>طبرانی، المعجم الکبیر، ج۵، ص۷۵؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۶۷.</ref>. چنان که وقتی [[عمر بن خطاب]] در ماجرای [[کنارهگیری]] رسول خدا{{صل}} از همسرانش نزد ایشان آمد از رباح خواست تا برای او اجازه ورود بگیرد<ref>مسلم، صحیح مسلم، ج۴، ص۱۸۸؛ بخاری، الادب المفرد، ص۱۸۰؛ ابویعلی موصلی، مسند، ج۱، ص۱۵۱؛ ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ج۴، ص۴۱۱.</ref>. از آنجا که وی چهرهای سیاه داشت به «[[رباح اسود]]» (سیاه) نیز معروف است<ref>ابونعیم، معرفه الصحابه، ج۲، ص۱۱۰۹؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۲۴۸.</ref>. | ||
برخی وی را همان [[سفینه | برخی وی را همان [[سفینه غلام امسلمه]] ([[همسر رسول خدا]]{{صل}}) گفتهاند که [[اهل فارس]] بود و [[امسلمه]] او را به شرط [[خدمت]] به رسول خدا{{صل}} [[آزاد]] کرد<ref>طبری، تاریخ الطبری، ج۳، ص۱۷۱.</ref> و حضرت هم به وی [[رهایی]] بخشید<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۳۸۶.</ref>. امسلمه در روایتی میگوید: رسول خدا{{صل}} به یکی از [[بردهها]] فرمود: ای رباح، وقتی [[سجده]] میکنی صورتت را بر خاک بزن<ref>ابن ماکولا، الإکمال، ج۴، ص۷.</ref>. رباح گاه برای پیامبر{{صل}} [[چوپانی]] میکرد<ref>ر.ک: طبری، تاریخ الطبری، ج۲، ص۵۹۶.</ref> و گاه نیز برای ایشان و خانوادهاش از چاههای اطراف [[مدینه]] [[آب شیرین]] و گوارا میآورد<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۳۹۱؛ بلاذری، انساب الأشراف، ج۲، ص۱۹۹؛ مقریزی، امتاع الأسماع، ج۷، ص۳۴۹.</ref>. [[ابن حجر]]<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۳۷۷.</ref> نامش را در بخش نخست [[الاصابه]] ([[صحابه]]) آورده است و به نقل از [[عمر بن شبه نمیری بصری|ابنشبه نمیری]] در کتاب [[اخبار]] مدینه میگوید: رباح در گوشهای از «دار [[یمانیه]]» مدینه خانهای گرفت، رسول خدا{{صل}} از او خواست جایش را [[تغییر]] دهد تا از خطر گرگها در [[امان]] باشد. رباح پس از [[رحلت پیامبر]]{{صل}} برای [[دفاع از حق]] حضرت [[فاطمه]]{{س}} در مسئله [[فدک]] [[شهادت]] داد<ref>بلاذری، فتوح البلدان، ج۱، ص۳۵؛ حسکانی، شواهد التنزیل، ج۱، ص۴۴۴؛ امینی، الغدیر، ج۷، ص۱۹۱.</ref>، بدین جهت در برخی منابع [[شیعی]] [[تحسین]] شده است<ref>نمازی شاهرودی، مستدرکات علم رجال الحدیث، ج۳، ص۴۱۱.</ref>.<ref>[[رحمتالله بانشی|بانشی، رحمتالله]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۳ (کتاب)|مقاله «رباح مولی رسولالله»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۳، ص۳۰۹-۳۱۰.</ref> | ||
== منابع == | == منابع == | ||