اطلاعات نظامی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۶۱: خط ۶۱:
پس از غزوه‌های اُحُد و حمراء الاسد، [[منافقان]] و [[یهودیان]] از آنچه بر مسلمانان رفته بود، شادمان شده بودند؛ [[بنی‌اسد]] نیز در حمله به مدینه، [[طمع]] بسته بود و شرایط حکم‌فرمای آن را برای هجوم آوردن بر آن و [[غارت]] کردنش، مناسب یافته بود. بنابراین، [[طلیحة بن خویلد اسدی]] و برادرش سلمه، مشغول گردآوری [[لشکریان]] بنی‌اسد برای هجوم به [[مدینه]] شدند. در همین [[زمان]]، مردی از آنان نزد پیامبر{{صل}} آمد و او را از تصمیم قومش [[آگاه]] کرد. حضرت{{صل}} پس از [[آگاهی]] از این مسئله، با سریّه‌ای به [[فرماندهی]] [[ابو سلمة بن عبد الاسد]] به آنان حمله کرد<ref>نک: السیرة النبویة لابن کثیر، ج۳، صص۱۲۱-۱۲۲.</ref>.
پس از غزوه‌های اُحُد و حمراء الاسد، [[منافقان]] و [[یهودیان]] از آنچه بر مسلمانان رفته بود، شادمان شده بودند؛ [[بنی‌اسد]] نیز در حمله به مدینه، [[طمع]] بسته بود و شرایط حکم‌فرمای آن را برای هجوم آوردن بر آن و [[غارت]] کردنش، مناسب یافته بود. بنابراین، [[طلیحة بن خویلد اسدی]] و برادرش سلمه، مشغول گردآوری [[لشکریان]] بنی‌اسد برای هجوم به [[مدینه]] شدند. در همین [[زمان]]، مردی از آنان نزد پیامبر{{صل}} آمد و او را از تصمیم قومش [[آگاه]] کرد. حضرت{{صل}} پس از [[آگاهی]] از این مسئله، با سریّه‌ای به [[فرماندهی]] [[ابو سلمة بن عبد الاسد]] به آنان حمله کرد<ref>نک: السیرة النبویة لابن کثیر، ج۳، صص۱۲۱-۱۲۲.</ref>.


در موردی دیگر، یکی از [[خبرچینان]] پیامبر{{صل}} خبر آورد که [[بنی‌محارب]] و [[بنی‌ثعلبه]] از [[قبیله غطفان]]، لشکری را برای [[جنگ]] با او [[تدارک]] دیده‌اند. حضرت، بی‌درنگ تصمیم گرفت که خود پیش‌تر به آنان حمله کند. او همراه چهارصد [[رزمنده]]، در سرزمینشان به آنان هجوم آورد. در پی حمله پیامبر{{صل}} [[دشمنان]] با برجا گذاشتن [[زنان]]، کودکان و دارایی‌های خود به فراز [[کوه‌ها]] گریختند<ref>نک: الطبقات الکبری، ج۲، صص۶١-۶٢؛ سیره نبوی ابن هشام، ج۲، صص۲۰۲-۲۰۸؛ سیره نبوی ابن کثیر، ج۳، صص١۶٠-١۶۴؛ الفتح الربّانی، ج۲۱، ص۹۱۰.</ref>.
در موردی دیگر، یکی از خبرچینان پیامبر{{صل}} خبر آورد که [[بنی‌محارب]] و [[بنی‌ثعلبه]] از [[قبیله غطفان]]، لشکری را برای [[جنگ]] با او [[تدارک]] دیده‌اند. حضرت، بی‌درنگ تصمیم گرفت که خود پیش‌تر به آنان حمله کند. او همراه چهارصد [[رزمنده]]، در سرزمینشان به آنان هجوم آورد. در پی حمله پیامبر{{صل}} [[دشمنان]] با برجا گذاشتن [[زنان]]، کودکان و دارایی‌های خود به فراز [[کوه‌ها]] گریختند<ref>نک: الطبقات الکبری، ج۲، صص۶١-۶٢؛ سیره نبوی ابن هشام، ج۲، صص۲۰۲-۲۰۸؛ سیره نبوی ابن کثیر، ج۳، صص١۶٠-١۶۴؛ الفتح الربّانی، ج۲۱، ص۹۱۰.</ref>.


این [[غزوه]] ذات‌الرّقاع نامیده شد؛ به این سبب که در کنار کوهی واقع شد که در آن جاهایی به رنگ‌های سرخ، سفید و سیاه، مانند وصله‌هایی به چشم می‌خورد. برخی نیز گفته‌اند ذات‌الرّقاع نام درختی در آن منطقه بوده است. همچنین نقل کرده‌اند که سبب نام‌گذاری این غزوه آن بوده است که [[رزمندگان]] [[اسلام]] برای کاستن از درد پاهای زخمی و ناخن‌های کنده شده خود، تکه‌پارچه‌هایی به دور پاهای خود پیچیده بودند‌<ref>غزوة الاحزاب، ص۱۳؛ نک: صحیح مسلم (شرح النووی، ج۱۲، ص۱۹۷).</ref>.
این [[غزوه]] ذات‌الرّقاع نامیده شد؛ به این سبب که در کنار کوهی واقع شد که در آن جاهایی به رنگ‌های سرخ، سفید و سیاه، مانند وصله‌هایی به چشم می‌خورد. برخی نیز گفته‌اند ذات‌الرّقاع نام درختی در آن منطقه بوده است. همچنین نقل کرده‌اند که سبب نام‌گذاری این غزوه آن بوده است که [[رزمندگان]] [[اسلام]] برای کاستن از درد پاهای زخمی و ناخن‌های کنده شده خود، تکه‌پارچه‌هایی به دور پاهای خود پیچیده بودند‌<ref>غزوة الاحزاب، ص۱۳؛ نک: صحیح مسلم (شرح النووی، ج۱۲، ص۱۹۷).</ref>.
۱۲۹٬۸۰۱

ویرایش