اطلاعات نظامی: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۸۹: خط ۸۹:
حضرت برای افزایش [[تدابیر]] [[امنیتی]] و حفاظتی خود، سریه‌ای را به [[فرماندهی]] [[ابوقتاده]]، به منطقه «[[بطن اضم]]»<ref>إضم: نام آبی است میان مکه و یمانه نزدیک سمینه (پاورقی ترجمه مغازی، ص۶٠٨).</ref> اعزام کرد، که بر سر راهی در نقطه مقابل راه مکه بود. [[هدف]] حضرت از این اقدام آن بود که هر کس خروج این سریه را می‌بیند، یا اخبار مربوط به آن را می‌شنود، چنین پندارد که تحرکات مسلمانان برای اعزام نیرو به‌سوی این [[سرزمین]] است و آنان قصدی برای حرکت به‌سوی مکه ندارند. [[پیامبر]]{{صل}} برای کارآمدسازی این [[تدبیر]]، [[فرمان]] داد خبر خروج این سریه گسترش داده شود<ref>نک: تاریخ الخمیس، ج۲، ص٧۶؛ الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۳۳؛ عیون الاثر، ج۲، ص١۶١.</ref>.
حضرت برای افزایش [[تدابیر]] [[امنیتی]] و حفاظتی خود، سریه‌ای را به [[فرماندهی]] [[ابوقتاده]]، به منطقه «[[بطن اضم]]»<ref>إضم: نام آبی است میان مکه و یمانه نزدیک سمینه (پاورقی ترجمه مغازی، ص۶٠٨).</ref> اعزام کرد، که بر سر راهی در نقطه مقابل راه مکه بود. [[هدف]] حضرت از این اقدام آن بود که هر کس خروج این سریه را می‌بیند، یا اخبار مربوط به آن را می‌شنود، چنین پندارد که تحرکات مسلمانان برای اعزام نیرو به‌سوی این [[سرزمین]] است و آنان قصدی برای حرکت به‌سوی مکه ندارند. [[پیامبر]]{{صل}} برای کارآمدسازی این [[تدبیر]]، [[فرمان]] داد خبر خروج این سریه گسترش داده شود<ref>نک: تاریخ الخمیس، ج۲، ص٧۶؛ الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۳۳؛ عیون الاثر، ج۲، ص١۶١.</ref>.


در اثنای آماده‌شدن [[سپاه اسلام]]، [[حاطب بن ابی بلتعه]]، نامه‌ای به زنی [[مشرک]] داد تا به قریشیان برساند. در این [[نامه]]، خبر حرکت سپاه اسلام به‌طرف مکه نوشته شده بود. هنگامی که پیامبر{{صل}} از این رخداد باخبر شد، [[علی بن ابی‌طالب]]{{ع}} و [[زبیر بن عوام]] را در پی [[زن]] فرستاد. آنان در سرزمین «[[روضه]] خاخ» به او رسیدند و نامه را از وی گرفتند. در پی [[کشف]] این [[توطئه]]، [[پیامبر اکرم]]{{صل}} به‌سختی [[حاطب]] را [[سرزنش]] کرد و حتی [[عمر بن خطاب]] از حضرت خواست که او کشته شود. اما حاطب، تنها به دلیل پیشینه‌ای [[نیکو]]، که حضور در [[غزوه بدر کبری]] بود، با [[بخشش حضرت]]، از [[مرگ]] [[نجات]] یافت<ref>صحیح بخاری (متن فتح الباری، ج۱۰، ص٢۵٨-٢۵٩؛ ج٨، ص٣٠۶-٣٠٧).</ref>.
در اثنای آماده‌شدن سپاه اسلام، [[حاطب بن ابی بلتعه]]، نامه‌ای به زنی [[مشرک]] داد تا به قریشیان برساند. در این نامه، خبر حرکت سپاه اسلام به‌طرف مکه نوشته شده بود. هنگامی که پیامبر{{صل}} از این رخداد باخبر شد، [[علی بن ابی‌طالب]]{{ع}} و [[زبیر بن عوام]] را در پی [[زن]] فرستاد. آنان در سرزمین «[[روضه]] خاخ» به او رسیدند و نامه را از وی گرفتند. در پی [[کشف]] این [[توطئه]]، [[پیامبر اکرم]]{{صل}} به‌سختی حاطب را [[سرزنش]] کرد و حتی [[عمر بن خطاب]] از حضرت خواست که او کشته شود. اما حاطب، تنها به دلیل پیشینه‌ای [[نیکو]]، که حضور در [[غزوه بدر کبری]] بود، با [[بخشش حضرت]]، از [[مرگ]] [[نجات]] یافت<ref>صحیح بخاری (متن فتح الباری، ج۱۰، ص٢۵٨-٢۵٩؛ ج٨، ص٣٠۶-٣٠٧).</ref>.


پیامبر{{صل}} در عرصه [[حفاظت اطلاعات]] سپاهش و ممانعت از درز کردن و انتقال‌یافتن آن به فرماندهان یا سربازان [[دشمن]] بسیار موفق بود. او در وهله نخست با یاری خداوند، و سپس با چاره‌جویی‌ها و اقدام‌های امنیتی کارگشایی که در پیش گرفت، توانست اخبار و اطلاعات آماده‌سازی سپاه خود را از دشمن پنهان دارد.
پیامبر{{صل}} در عرصه [[حفاظت اطلاعات]] سپاهش و ممانعت از درز کردن و انتقال‌یافتن آن به فرماندهان یا سربازان [[دشمن]] بسیار موفق بود. او در وهله نخست با یاری خداوند، و سپس با چاره‌جویی‌ها و اقدام‌های امنیتی کارگشایی که در پیش گرفت، توانست اخبار و اطلاعات آماده‌سازی سپاه خود را از دشمن پنهان دارد.
۱۲۹٬۸۰۱

ویرایش