آیه علم الکتاب: تفاوت میان نسخه‌ها

۲۳٬۸۷۴ بایت حذف‌شده ،  ‏۲۰ نوامبر ۲۰۲۵
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۴۶: خط ۴۶:
# با توجه به شأن نزول آیه، امام علی {{ع}} عالم به کتاب، و به [[حکم]] آیه تطهیر و [[آیات]] دیگر حضرت علی {{ع}} [[مطهر]] و [[معصوم]] است.
# با توجه به شأن نزول آیه، امام علی {{ع}} عالم به کتاب، و به [[حکم]] آیه تطهیر و [[آیات]] دیگر حضرت علی {{ع}} [[مطهر]] و [[معصوم]] است.
# با توجه به روایات دیگر که در باب [[شأن نزول]] [[نقل]] گردید، {{متن قرآن|وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ}} [[حضرت علی]] و [[فرزندان]] [[پاک]] او از [[امامان معصوم]] {{عم}} می‌باشند که به [[حکم]] [[آیه تطهیر]]، [[عصمت]] آنان از ابتدای [[عمر]] تا لحظه [[مرگ]] در دو بعد [[علم]] و عمل ثابت می‌گردد، لذا دو آیه تطهیر و [[علم الکتاب]]، با کمک یکدیگر و به ضمیمه [[روایات]]، [[عصمت امامان]] را به صورت مطلق ثابت می‌کند. بنابراین با توجه به [[کثرت]] روایات و قرائن داخلی [[قرآن]]، مثل آیه تطهیر و [[آیه]] مطهرون در [[سوره واقعه]]، نمی‌توان هیچ اشکالی به آن گرفت و دلالتش بر عصمت مطلق [[امامان]]، تام است. بنابراین همان‌گونه که مرحوم بهبهانی<ref>مصباح الهدایه، ص۴۳.</ref> از [[احتجاج]] نقل می‌کند آیه علم الکتاب از بزرگترین [[فضایل امام علی]] {{ع}} شمرده می‌شود که هم به [[اعلم بودن]] [[علی]] {{ع}} و فرزندانش و هم به عصمت آنان [[شهادت]] می‌دهد»<ref>[[ابراهیم صفرزاده|صفرزاده، ابراهیم]]، [[عصمت امامان از دیدگاه عقل و وحی (کتاب)|عصمت امامان از دیدگاه عقل و وحی]] ص ۲۲۵-۲۳۴.</ref>.
# با توجه به روایات دیگر که در باب [[شأن نزول]] [[نقل]] گردید، {{متن قرآن|وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ}} [[حضرت علی]] و [[فرزندان]] [[پاک]] او از [[امامان معصوم]] {{عم}} می‌باشند که به [[حکم]] [[آیه تطهیر]]، [[عصمت]] آنان از ابتدای [[عمر]] تا لحظه [[مرگ]] در دو بعد [[علم]] و عمل ثابت می‌گردد، لذا دو آیه تطهیر و [[علم الکتاب]]، با کمک یکدیگر و به ضمیمه [[روایات]]، [[عصمت امامان]] را به صورت مطلق ثابت می‌کند. بنابراین با توجه به [[کثرت]] روایات و قرائن داخلی [[قرآن]]، مثل آیه تطهیر و [[آیه]] مطهرون در [[سوره واقعه]]، نمی‌توان هیچ اشکالی به آن گرفت و دلالتش بر عصمت مطلق [[امامان]]، تام است. بنابراین همان‌گونه که مرحوم بهبهانی<ref>مصباح الهدایه، ص۴۳.</ref> از [[احتجاج]] نقل می‌کند آیه علم الکتاب از بزرگترین [[فضایل امام علی]] {{ع}} شمرده می‌شود که هم به [[اعلم بودن]] [[علی]] {{ع}} و فرزندانش و هم به عصمت آنان [[شهادت]] می‌دهد»<ref>[[ابراهیم صفرزاده|صفرزاده، ابراهیم]]، [[عصمت امامان از دیدگاه عقل و وحی (کتاب)|عصمت امامان از دیدگاه عقل و وحی]] ص ۲۲۵-۲۳۴.</ref>.
== ماهیت [[شهادت]] [[خدا]] ==
شهادت [[خداوند]] به دو صورت است؛ یکی شهادت قولی خدا به [[رسالت]] [[نبی اکرم]] {{صل}} مثل {{متن قرآن|يس * وَالْقُرْآنِ الْحَكِيمِ * إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ}}<ref>«یا، سین * سوگند به قرآن حکیم * که تو از فرستادگانی» سوره یس، آیه ۱-۳.</ref>، دیگری شهادت فعلی خدا به واسطه اعطای [[معجزات]] به نبی اکرم {{صل}} مثل [[قرآن]] که شهادت خداوند بر [[صدق]] [[ادعای نبوت]] است<ref>[[ابراهیم صفرزاده|صفرزاده، ابراهیم]]، [[عصمت امامان از دیدگاه عقل و وحی (کتاب)|عصمت امامان از دیدگاه عقل و وحی]] ص ۲۲۵-۲۳۴.</ref>.
== مصداق ==
{{متن قرآن|وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ}}: در اینکه مراد از کتاب چیست و {{متن قرآن|مَنْ عِنْدَهُ}} چه کسی می‌باشد، چند احتمال وجود دارد:
# مراد از کتاب، [[کتاب‌های آسمانی]] پیش از قرآن باشد و منظور از عالم به کتاب، علمای [[یهود]] و [[نصاری]] باشند.
اما باید گفت اگرچه علمای یهود و نصاری به کتاب‌های خود عالم بودند، اما آنان [[کافر]] بودند و هرگز علیه خودشان [[گواهی]] نمی‌دادند. # منظور از کتاب، همان کتاب‌های آسمانی قبل از قرآن باشد و مراد از عالم به کتاب، علمای یهود و نصاری باشند که بعداً به [[اسلام]] [[گرایش]] پیدا کردند و [[مسلمان]] شدند، مثل [[سلمان]] و [[عبدالله بن سلام]] و تمیم الداری. اما این احتمال هم صحیح نیست، چون [[سوره رعد]] و آیه مورد بحث در [[مکه]] نازل شده است و افراد نام‌برده در [[مدینه]] مسلمان شدند، لذا معنا ندارد، افرادی که هنوز کافرند علیه [[آیین]] خود گواهی دهند<ref>معالم التنزیل، ج۳، ص۳۴۶؛ [[جلال الدین سیوطی]]، الاتقان، ج۱، ص۳۶.
</ref>.
# مراد از کتاب، [[لوح محفوظ]] باشد و عطف {{متن قرآن|وَمَنْ عِنْدَهُ}} بر [[الله]] از باب عطف صفت بر اسم ذات باشد و معنا چنین باشد: "[[خداوند]] و کسی که دارای این صفت است و از [[لوح محفوظ]] [[آگاهی]] دارد (که تمام حقایق [[جهان]] در آن [[ثبت]] است) [[گواه]] [[رسالت]] توست". در پاسخ باید گفت که این احتمال هم صحیح نیست، چون {{متن قرآن|وَمَنْ عِنْدَهُ}} که عطف بر [[الله]] شده است ظاهراً غیر از خداوند است و ثانیاً در [[عربی]] عطف صفت بر صفت شایع است، ولی عطف وصف بر ذات چنین نیست، مثل {{متن قرآن|تَنْزِيلُ الْكِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ * غَافِرِ الذَّنْبِ وَقَابِلِ التَّوْبِ...}}<ref>«فرو فرستادن این کتاب، از سوی خداوند پیروزمند داناست * آمرزنده گناه و پذیرای توبه.».. سوره غافر، آیه ۲-۳.</ref>، لذا مراد از {{متن قرآن|وَمَنْ عِنْدَهُ}} نمی‌تواند خداوند باشد.
# منظور از کتاب، لوح محفوظ و مراد از {{متن قرآن|وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ}}، [[حضرت امیرالمؤمنین]] [[علی]] {{ع}} باشد.
این احتمال بر اساس قرائن داخلی [[قرآن]] و قرائن خارجی که ذیلاً بررسی می‌گردد، صحیح است<ref>[[ابراهیم صفرزاده|صفرزاده، ابراهیم]]، [[عصمت امامان از دیدگاه عقل و وحی (کتاب)|عصمت امامان از دیدگاه عقل و وحی]] ص ۲۲۵-۲۳۴.</ref>.
== آیا کتاب، همان لوح محفوظ؟ ==
{{همچنین|لوح محفوظ}}
از [[آیات]] متعدد، این مطلب به دست می‌آید که تمام حقایق جهان در مجموعه‌ای وجود دارد که [[قرآن کریم]] از آن به [[کتاب مبین]]<ref>{{متن قرآن|وَمَا مِنْ غَائِبَةٍ فِي السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُبِينٍ}} «و هیچ (چیز) پنهانی در آسمان و زمین نیست مگر که در کتابی روشنگر (آمده) است» سوره نمل، آیه ۷۵؛ {{متن قرآن|وَمَا يَعْزُبُ عَنْ رَبِّكَ مِنْ مِثْقَالِ ذَرَّةٍ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي السَّمَاءِ وَلَا أَصْغَرَ مِنْ ذَلِكَ وَلَا أَكْبَرَ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُبِينٍ}} «و همسنگ ذرّه‌ای در زمین یا در آسمان، از پروردگارت پنهان نمی‌ماند و هیچ چیز کوچک‌تر و یا بزرگ‌تر از آن نیست مگر که در کتابی روشنگر آمده است» سوره یونس، آیه ۶۱؛ {{متن قرآن|لَا يَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقَالُ ذَرَّةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَلَا فِي الْأَرْضِ وَلَا أَصْغَرُ مِنْ ذَلِكَ وَلَا أَكْبَرُ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُبِينٍ}} «و کافران گفتند برای ما رستخیز نخواهد آمد؛ بگو: چرا، سوگند به پروردگارم داننده غیب که برای شما خواهد آمد؛ همسنگ ذرّه‌ای در آسمان‌ها و زمین از (دید) او دور نمی‌ماند و خردتر و کلان‌تر از آن نیست مگر که در کتابی روشن (آمده) است» سوره سبأ، آیه ۳.</ref> و یا [[امام مبین]]<ref>{{متن قرآن|وَكُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْنَاهُ فِي إِمَامٍ مُبِينٍ}} «و هر چیزی را در نوشته‌ای روشن بر شمرده‌ایم» سوره یس، آیه ۱۲.</ref> و یا [[لوح محفوظ]]، تعبیر کرده است، مثل: {{متن قرآن|بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَجِيدٌ * فِي لَوْحٍ مَحْفُوظٍ}}<ref>«(این سخن، جادو و دروغ نیست) بلکه قرآنی ارجمند است * در لوحی نگهداشته» سوره بروج، آیه ۲۱-۲۲.</ref>.
حال با فرض اینکه مراد از کتاب، لوح محفوظ باشد، این سؤال مطرح است که آیا می‌توان به حقایق لوح محفوظ [[آگاهی]] پیدا کرد و اصولاً چه کسانی و در چه حدی می‌توانند از لوح محفوظ آگاهی پیدا کنند؟!
==آیا کسی به لوح محفوظ دسترسی دارد؟==
=== [[مطهرون]]، عالمان به لوح محفوظ ===
[[قرآن کریم]] در [[سوره واقعه]] می‌فرماید: {{متن قرآن|فَلَا أُقْسِمُ بِمَوَاقِعِ النُّجُومِ * وَإِنَّهُ لَقَسَمٌ لَوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌ * إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ * فِي كِتَابٍ مَكْنُونٍ * لَا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ}}<ref>«نه، سوگند می‌خورم به جایگاه (فلکی) ستارگان * و این، اگر بدانید بی‌گمان سوگندی سترگ است * که این قرآنی ارجمند است * در نوشته‌ای فرو پوشیده * که جز پاکان را به آن دسترس نیست» سوره واقعه، آیه ۷۵-۷۹.</ref>.
در این [[آیات]] ابتدا به [[جایگاه]] [[ستارگان]] [[سوگند]] یاد می‌شود، و آنگاه عظمت این سوگند مورد تأکید قرار می‌گیرد. این نکته لازم به ذکر است که اگر سوگندی عظیم و دارای اهمیت باشد، حاکی از اهمیت و عظمت حقیقتی است که برای آن [[حقیقت]]، سوگند خورده شده است و آن حقیقت این است که "همانا این [[قرآنی]] است گرامی، در کتابی مکنون و محفوظ قرار دارد که جز افرادی که از [[تطهیر]] ویژه [[الهی]] برخوردارند آن را مس نمی‌کنند".
در نگاه نخست، مس به [[ظاهر قرآن]]، جز برای افراد با [[طهارت]] [[حرام]] است. اما با دقت بیشتر می‌فهمیم که منظور، مس ظاهری [[قرآن]] نیست و ضمیر در {{متن قرآن|لَا يَمَسُّهُ}} به [[قرآن]] برنمی‌گردد، بلکه مراد از مس، تماس [[معنوی]] و مقصود از مطهرون، کسانی هستند که [[خداوند]] آنان را از [[طهارت]] ویژه بهره‌مند کرده است. بنابراین ضمیر {{متن قرآن|لَا يَمَسُّهُ}} به [[کتاب مکنون]] برمی‌گردد، چون:
# جمله {{متن قرآن|لَا يَمَسُّهُ}} [[ظهور]] در [[اخبار]] دارد نه انشاء، چون ظاهراً این جمله وصف است و انشاء نمی‌تواند وصف باشد و اگر انشاء بود به معنای [[تحریم]] مس به [[ظاهر قرآن]] بود.
# به واسطه [[قرابت]] {{متن قرآن|كِتَابٍ مَكْنُونٍ}} به {{متن قرآن|لَا يَمَسُّهُ}}، ضمیر، به کتاب مکنون برمی‌گردد نه به قرآن که قبل از آن بوده است.
# [[قرآن کریم]] به این توصیف شده که در کتاب مکنون قرار دارد و در دسترس انسان‌های معمولی نیست و این با تحریم مس تناسب ندارد.
# کسانی که دارای [[وضو]]، [[غسل]] و [[تیمم]] هستند، از آنها به متطهر تعبیر می‌شود نه [[مطهر]].
با توضیح فوق، روشن شد که جز افراد مطهر کسی نمی‌تواند از [[لوح محفوظ]] یا کتاب مکنون مطلع شود و از حقایق آن [[آگاه]] گردد<ref>[[ابراهیم صفرزاده|صفرزاده، ابراهیم]]، [[عصمت امامان از دیدگاه عقل و وحی (کتاب)|عصمت امامان از دیدگاه عقل و وحی]] ص ۲۲۵-۲۳۴.</ref>.
== مطهرون [[حقیقی]] ==
بعضی از [[مفسران اهل سنت]] "مطهرون" را در انحصار [[فرشتگان]] می‌دانند<ref>روح المعانی، ج۲۷، ص۱۵۴.</ref>. اما قرآن کریم در [[سوره بقره]]<ref>{{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُوا أَتَجْعَلُ فِيهَا مَنْ يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ * وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلَائِكَةِ فَقَالَ أَنْبِئُونِي بِأَسْمَاءِ هَؤُلَاءِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ * قَالُوا سُبْحَانَكَ لَا عِلْمَ لَنَا إِلَّا مَا عَلَّمْتَنَا إِنَّكَ أَنْتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ * قَالَ يَا آدَمُ أَنْبِئْهُمْ بِأَسْمَائِهِمْ فَلَمَّا أَنْبَأَهُمْ بِأَسْمَائِهِمْ قَالَ أَلَمْ أَقُلْ لَكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَأَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا كُنْتُمْ تَكْتُمُونَ * وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَى وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ}} «و (یاد کن) آنگاه را که پروردگارت به فرشتگان فرمود: می‌خواهم جانشینی در زمین بگمارم، گفتند: آیا کسی را در آن می‌گماری که در آن تباهی می‌کند و خون‌ها می‌ریزد در حالی که ما تو را با سپاس، به پاکی می‌ستاییم و تو را پاک می‌شمریم؛ فرمود: من چیزی می‌دانم که شما نمی‌دانید * و همه نام‌ها را به آدم آموخت سپس آنان را بر فرشتگان عرضه کرد و گفت: اگر راست می‌گویید نام‌های اینان را به من بگویید * گفتند: پاکاکه تویی! ما دانشی جز آنچه تو به ما آموخته‌ای، نداریم، بی‌گمان تویی که دانای فرزانه‌ای * فرمود: ای آدم! آنان را از نام‌های اینان آگاه ساز! و چون آنان را از نام‌های اینان آگاهانید فرمود: آیا به شما نگفته بودم که من نهان آسمان‌ها و زمین را می‌دانم و از آنچه آشکار می‌کنید و پوشیده می‌داشتید آگاهم؟ * و (یاد کنید) آنگاه را که به فرشتگان گفتیم: برای آدم فروتنی کنید، همه فروتنی کردند جز ابلیس که سرباز زد و سرکشی کرد و از کافران شد» سوره بقره، آیه ۳۰-۳۴.</ref> وقتی قضیه [[حضرت آدم]] {{ع}} و [[آگاهی]] و [[علم]] او از اسماء [[الهی]] را بیان می‌کند و سپس [[سجده فرشتگان]] را در مقابل او، آن [[حضرت]] را [[خلیفه خدا]] و [[انسان کامل]] و او را [[معلم]] [[فرشتگان]] و [[برتر]] از آنها یاد می‌کند، لذا مطهرون در انحصار فرشتگان نیست، بلکه از میان [[انسان‌ها]] افرادی هستند که دارای [[طهارت]] ویژه الهی‌اند؛ مثلاً [[آیه تطهیر]] که در [[شأن]] [[اهل بیت پیامبر]] {{صل}} نازل شده بر طهارت ویژه آنها دلالت کامل و تام دارد؛ بدین معنا که از جانب [[پروردگار]] عالم به این [[موهبت الهی]] نائل گردیده‌اند.
از طرفی قرائن داخلی [[آیه]] مثل [[اراده تکوینی]] الهی بر [[اذهاب رجس]] که دال بر تحقق طهارت آنهاست، به همراه تأکید با ضمایر و مفعول مطلق {{متن قرآن|تَطْهِيرًا}} که به صورت نکره آمده و کلمه {{متن قرآن|إِنَّمَا}} که نشانه [[حصر]] است، دال بر طهارت آنها می‌کنند. همچنین قرائن خارجی موجود، مثل [[روایات متواتر]] که [[فریقین]] آن را [[نقل]] کرده‌اند و [[شأن نزول]] آیه تطهیر را [[خمسه طیبه]] یا [[امامان]] به همراه [[پیامبر]] {{صل}} و [[حضرت زهرا]] {{س}} می‌دانند و نیز [[اجماع]] [[فریقین]] بر آنکه قابل [[انکار]] نیست و قرائن دیگر که در جای خود بحث گردید همگی بر این گواه‌اند که [[اهل بیت پیامبر]] {{صل}} {{متن قرآن|مُطَهَّرُونَ}} [[حقیقی]] هستند<ref>حدیث کساء؛ تفسیر ابن کثیر، ج۳، ص۴۹۳ - ۴۹۵؛ مشکل الآثار، ج۱، ص۳۳۶.</ref>.
در اینجا برای نمونه به دو [[روایت]] استناد می‌شود:
# [[حکیم]] [[ترمذی]] و [[طبرانی]] و [[ابن مردویه]] و [[ابو نعیم]] و [[بیهقی]] در [[کتاب]]"الدلائل" از [[ابن عباس]] روایت کرده‌اند که پیامبر {{صل}} فرمود: [[خداوند تعالی]] خلایق را به دو بخش تقسیم نمود و مرا در بخش [[برتر]] قرار داد و این است قول [[خداوند]] {{متن قرآن|وَأَصْحَابُ الْيَمِينِ}}<ref>«و راستیان، کیانند راستیان؟» سوره واقعه، آیه ۲۷.</ref>، {{متن قرآن|وَأَصْحَابُ الشِّمَالِ}}<ref>«و چپیان، کیانند چپیان؟» سوره واقعه، آیه ۴۱.</ref> و من از [[اصحاب یمین]] و [[بهترین]] آنها هستم. سپس دو قسم مذکور را به سه بخش کرده و مرا در بهترین آنان قرار داد و این است قول خداوند {{متن قرآن|فَأَصْحَابُ الْمَيْمَنَةِ مَا أَصْحَابُ الْمَيْمَنَةِ * وَأَصْحَابُ الْمَشْأَمَةِ مَا أَصْحَابُ الْمَشْأَمَةِ * وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ}}<ref>«(یکی) خجستگان، و خجستگان کیستند؟ * و (دیگر) ناخجستگان، و ناخجستگان کیستند؟ * و (سوم) پیشتازان پیشتاز» سوره واقعه، آیه ۸-۱۰.</ref> و من از [[سابقین]] و بهترین آنها هستم. سپس این سه گروه را قبیله‌هایی چند قرار داد، چنانکه فرمود {{متن قرآن|وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ}}<ref>«ای مردم! ما شما را از مردی و زنی آفریدیم و شما را گروه‌ها و قبیله‌ها کردیم تا یکدیگر را باز‌شناسید، بی‌گمان گرامی‌ترین شما نزد خداوند پرهیزگارترین شماست، به راستی خداوند دانایی آگاه است» سوره حجرات، آیه ۱۳.</ref> و من [[پرهیزگارترین]] و گرامی‌ترین آنان نزد خداوندم و [[فخر]] نمی‌کنم. سپس قبیله‌ها را در [[خانه‌ها]] و مرا در بهترین آنها قرار داد و فرمود {{متن قرآن|إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا}}<ref>«جز این نیست که خداوند می‌خواهد از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید و شما را به شایستگی پاک گرداند» سوره احزاب، آیه ۳۳.</ref> پس من و [[اهل]] بیتم از ([[پلیدی]]) [[گناهان]]، [[پاک]] قرار داده شدیم<ref>الدر المنثور، ج۵، ص۱۹۹؛ یعقوب بن سفیان، المعرفة و التاریخ، ج۱، ص۴۹۸.</ref>.
# از [[عمر بن علی]] از پدرش [[علی بن الحسین]] {{عم}} [[روایت]] است که فرمود: [[حسن بن علی]] {{عم}} بعد از [[شهادت امام علی]] {{ع}} برای [[مردم]] [[خطبه]] خواند و فرمود: در این [[شب]] مردی از [[دنیا]] رفت که نه از انسان‌های گذشته کسی در عمل از او پیشی گرفته بود و نه از آیندگان کسی به وی خواهد رسید. [[پیامبر]] {{صل}} در [[جنگ‌ها]] [[پرچم]] خویش را به وی می‌داد و او به [[مقاتله]] برمی‌خواست؛ در حالی که [[جبرئیل]] در جانب راست و [[میکائیل]] در جانب چپ وی قرار داشت و او باز نمی‌گشت جز اینکه [[خداوند]] [[پیروزی]] را به دست وی قرار می‌داد. او از خویشتن زرد و سفیدی ([[مالی]])، جز هفتصد [[درهم]] که از عطایای وی افزون آمده بود به جای نگذاشت که می‌خواست با آن برای اهل خویش خادمی خریداری کند. سپس فرمود: ای مردم کسی که مرا می‌شناسد که می‌شناسد و کسی که نمی‌شناسد، من حسن بن علی هستم و من [[فرزند پیامبر]] {{صل}} و فرزند [[جانشین]] وی و فرزند [[بشیر]] و [[نذیر]] و فرزند کسی هستم که به [[اذن خدا]] مردم را به [[خدا]] [[دعوت]] می‌کرد و فرزند چراغ روشن [[الهی]] هستم. من از اهل بیتی هستم که جبرئیل به سوی ما فرود می‌آمد و از نزد ما صعود می‌کرد. از اهل بیتی هستم که خداوند پلیدی را از آنان دور گرداند و آنان را به [[طهارت]] ویژه [[پاکیزه]] ساخت. من از اهل بیتی می‌باشم که خداوند [[دوستی]] آنان را بر هر [[مسلمانی]]، [[واجب]] قرار داد و [[خداوند تعالی]] به پیامبرش {{صل}} فرمود: {{متن قرآن|قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى وَمَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِيهَا حُسْنًا}}<ref>«بگو: برای این (رسالت) از شما مزدی نمی‌خواهم جز دوستداری خویشاوندان (خود) را و هر کس کاری نیک انجام دهد برای او در آن پاداشی نیک بیفزاییم» سوره شوری، آیه ۲۳.</ref>. پس انجام [[کار نیک]]، [[دوستی]] ما [[اهل بیت]] است<ref>حاکم نیشابوری، مستدرک الصحیحین، ج۳، ص۱۷۲.</ref>.
با توجه به قرائن [[آیه]] و [[روایات]] قطعی [[فریقین]]، [[آیه تطهیر]] مربوط به [[پیامبر]] {{صل}} و [[امام علی]]، [[حضرت فاطمه]]، [[امام حسن]] و [[امام حسین]] {{عم}}است<ref>حاکم نیشابوری، مستدرک الصحیحین، ص۱۳۳-۱۳۸؛ تفسیر ابن کثیر، ج۳، ص۴۹۲؛ الدر المنثور، ج۶، ص۱۹۸؛ جامع البیان، ج۲۲، ص۹-۱۲.</ref>. بنابراین با توجه به آیه تطهیر و روایات [[شأن نزول]]، اهل بیت که [[حضرت امیرالمؤمنین]] {{ع}} در رأس آنان است، از [[تطهیر]] ویژه [[الهی]] برخوردارند و مشمول آیه {{متن قرآن|لَا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ}}<ref>«که جز پاکان را به آن دسترس نیست» سوره واقعه، آیه ۷۹.</ref> می‌باشند که می‌توانند از [[لوح محفوظ]] و حقایق آن [[آگاهی]] داشته باشند<ref>[[ابراهیم صفرزاده|صفرزاده، ابراهیم]]، [[عصمت امامان از دیدگاه عقل و وحی (کتاب)|عصمت امامان از دیدگاه عقل و وحی]] ص ۲۲۵-۲۳۴.</ref>.


== نکات مهم در دلالت [[آیه]] ==
== نکات مهم در دلالت [[آیه]] ==
#از [[حضرت امیر]]{{ع}} در کنار [[خداوند]] یاد شده است که بر [[حقانیت]][[ رسالت]] [[رسول اکرم]] {{صل}} [[گواهی]] می‌دهد و نکته مهمتر اینکه اعلام شده این دو گواهی برای [[اثبات]] مدعا کافی است! این آیه از این جهت شبیه آیه 4 [[سوره تحریم]] است که از [[حضرت امیرالمؤمنین]] {{ع}} با عنوان «صَالِحُ الْمُؤْمِنِیـنَ» و در کنار [[نام خداوند]] و [[جبرئیل]] یاد شده که از رسول اکرم {{صل}} در برابر [[توطئه]] دو [[همسر]] آن حضرت، [[حمایت]] و [[پشتیبانی]] می‌کنند. <ref>{{متن قرآن|إِنْ تَتُوبَا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُمَا ۖ وَإِنْ تَظَاهَرَا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلَاهُ وَجِبْرِيلُ وَصَالِحُ الْمُؤْمِنِينَ ۖ وَالْمَلَائِكَةُ بَعْدَ ذَٰلِكَ ظَهِيرٌ}} ، «اگر شما دو زن از کار خود به پیشگاه خدا توبه کنید [خدا توبه شما را می پذیرد]، چون دل شما دو نفر از حق و درستی منحرف شده است، و اگر بر ضدِّ پیامبر به یکدیگر کمک دهید [راه به جایی نخواهید برد]؛ زیرا خدا و جبرئیل و صالح مؤمنان [که علی بن ابی طالب است] یار اویند، و فرشتگان نیز بعد از آنان پشتیبان او خواهند بود.» سوره تحریم، آیه4</ref>.
#از [[حضرت امیر]]{{ع}} در کنار [[خداوند]] یاد شده است که بر [[حقانیت]][[ رسالت]] [[رسول اکرم]] {{صل}} [[گواهی]] می‌دهد و نکته مهمتر اینکه اعلام شده این دو گواهی برای [[اثبات]] مدعا کافی است! این آیه از این جهت شبیه آیه 4 [[سوره تحریم]] است که از [[حضرت امیرالمؤمنین]] {{ع}} با عنوان «صَالِحُ الْمُؤْمِنِیـنَ» و در کنار [[نام خداوند]] و [[جبرئیل]] یاد شده که از رسول اکرم {{صل}} در برابر [[توطئه]] دو [[همسر]] آن حضرت، [[حمایت]] و [[پشتیبانی]] می‌کنند. <ref>{{متن قرآن|إِنْ تَتُوبَا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُمَا ۖ وَإِنْ تَظَاهَرَا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلَاهُ وَجِبْرِيلُ وَصَالِحُ الْمُؤْمِنِينَ ۖ وَالْمَلَائِكَةُ بَعْدَ ذَٰلِكَ ظَهِيرٌ}} ، «اگر شما دو زن از کار خود به پیشگاه خدا توبه کنید [خدا توبه شما را می پذیرد]، چون دل شما دو نفر از حق و درستی منحرف شده است، و اگر بر ضدِّ پیامبر به یکدیگر کمک دهید [راه به جایی نخواهید برد]؛ زیرا خدا و جبرئیل و صالح مؤمنان [که علی بن ابی طالب است] یار اویند، و فرشتگان نیز بعد از آنان پشتیبان او خواهند بود.» سوره تحریم، آیه4</ref>.
#در قضاوتهای متعارف، حداقل وجود دو [[شاهد]] ضروری است زیرا با [[شهادت]] یک فرد، [[علم عادی]] حاصل نمی‌شود؛ یعنی شهادت یک نفر ناقص است که با ضمیمة فرد دوم شهادت او کامل می‌شود، یا به تعبیر دیگر از ضمّ دو شهادت ناقص، شهادت کامل به وجود می‌آید؛ ولی در شهادت [[خداوند متعال]] نقصی وجود ندارد تا نیازی به ضمیمة شهادت دوم باشد. پس شهادت خداوند مسلماً شهادت [[قطعی]] و کامل می‌باشد. در نتیجه، شهادت کسی که [[علم کتاب]] نزد اوست نیز باید شهادت قطعی و کامل باشد؛ زیرا با شهادت خداوند متعال [[علم]] حاصل می‌شود و اگر شهادت فرد دوم ناقص باشد، معنایی ندارد که به شهادت کامل ضمیمه گردد؛ چون با وجود شهادت قطعی و علم‌آور، کسی به دنبال شهادت ظنی نمی‌رود.‌ پس معلوم می‌شود که شهادت خداوند و (وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکتَاب) از قبیل ضمیمه [[برهان]] و دلیل مستقل به برهان مستقل دیگر می‌باشد، که وجود هر یک برای اثبات مدعا کافی است. <ref>مصباح الهدایه فی تحقیق الولایه ، بهبهانی ، ج1 ، ص46</ref>.
#در قضاوتهای متعارف، حداقل وجود دو [[شاهد]] ضروری است زیرا با [[شهادت]] یک فرد، [[علم عادی]] حاصل نمی‌شود؛ یعنی شهادت یک نفر ناقص است که با ضمیمة فرد دوم شهادت او کامل می‌شود، یا به تعبیر دیگر از ضمّ دو شهادت ناقص، شهادت کامل به وجود می‌آید؛ ولی در شهادت [[خداوند متعال]] نقصی وجود ندارد تا نیازی به ضمیمة شهادت دوم باشد. پس شهادت خداوند مسلماً شهادت [[قطعی]] و کامل می‌باشد. در نتیجه، شهادت کسی که [[علم کتاب]] نزد اوست نیز باید شهادت قطعی و کامل باشد؛ زیرا با شهادت خداوند متعال [[علم]] حاصل می‌شود و اگر شهادت فرد دوم ناقص باشد، معنایی ندارد که به شهادت کامل ضمیمه گردد؛ چون با وجود شهادت قطعی و علم‌آور، کسی به دنبال شهادت ظنی نمی‌رود.‌ پس معلوم می‌شود که شهادت خداوند و (وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکتَاب) از قبیل ضمیمه [[برهان]] و دلیل مستقل به برهان مستقل دیگر می‌باشد، که وجود هر یک برای اثبات مدعا کافی است. <ref>مصباح الهدایه فی تحقیق الولایه ، بهبهانی ، ج1 ، ص46</ref>.
۱۳٬۸۷۶

ویرایش