←منابع
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۲۶: | خط ۲۶: | ||
== [[آفات مدیریت]] == | == [[آفات مدیریت]] == | ||
== [[مدیریت اقتصادی]] == | == [[مدیریت اقتصادی]] == | ||
==رابطه [[حکومت]] و [[مدیریت]]== | |||
پس از [[اثبات]] [[لزوم تشکیل حکومت]]، باید توجه داشت که حکومت کردن خود نوعی مدیریت است و اجزای پیکره [[نظام]] و حکومت نیز توسط [[مدیران]]، باید اداره شود. | |||
'''تعریف مدیریت''': درباره مدیریت تعریفهای بسیاری ارائه شده است. تعریف ذیل وجه مشترک این تعاریف است: | |||
«مدیریت، [[هنر]] و [[علم]] بهکارگیری صحیح افراد و امکانات در جهت وصول به اهداف سازمانی است»<ref>نبوی، محمدحسن، مدیریت اسلامی، دفتر تبلیغات اسلامی، قم، چاپ پنجم، ۱۳۷۸، ص۳۳.</ref>.<ref>[[محسن عباسنژاد|عباسنژاد، محسن]]، [[سیره مدیریتی امام علی (کتاب)|سیره مدیریتی امام علی]]، ص ۲۰.</ref> | |||
==اهمیت مدیریت== | |||
مطالعه [[تاریخ]] گذشتگان، ما را به نقش و تأثیر مدیریت در ارتقاء و یا [[انحطاط]] [[ملتها]] آشنا میسازد چه بسیارند ملتهایی که از نظر امکانات مادی و زمینههای مساعد [[فکری]] و مایههای [[غنی]] [[فرهنگی]]، هیچ کمبودی نداشتند، ولی به خاطر نداشتن مدیری [[توانمند]] و [[رهبری]] [[آگاه]] که بتواند با [[برنامهریزی]] درست و مناسب، از نیروهای موجود در جهت [[رشد جامعه]] استفاده کند در سراشیبی [[سقوط]] و [[شکست]] قرار گرفتهاند و در مقابل ملتهایی بودهاند که با ظهور [[انسانی]] شایسته، که رهبری و مدیریت آن [[ملت]] را بر عهده گرفته است، از کمترین امکانات بزرگترین افتخارات را بهدست آوردهاند. | |||
گویاترین سند در این زمینه نقش مدیریت مؤثر پیامیر [[اکرم]]{{صل}} در رساندن [[اعراب جاهلی]] به پیشرفتها و افتخارات فراوان در مدت زمانی کوتاه میباشد. به گونهای که آنها توانستند با پیریزی [[تمدنی]] بزرگ، فصل نوینی در تاریخ [[انسانیت]] بگشایند. | |||
همین [[مردم]] با گذشت زمانی نهچندان دور، در اثر [[مدیران فاسد]] و ناکارآمد خود رفتهرفته به سقوط و انحطاط کشیده شده، از درون دچار [[تفرقه]] شد و ارزشهای [[جاهلی]] جای [[ارزشهای اسلامی]] را گرفت و در برابر [[هجوم]] [[بیگانگان]] تاب [[مقاومت]] را از دست داد. | |||
به دلیل جایگاه محوری [[مدیر]] در [[اداره جامعه]] است که [[حضرت علی]]{{ع}} به عنوان یک مدیر [[جامعه اسلامی]] میفرماید: | |||
{{متن حدیث|أَنَّ مَحَلِّي مِنْهَا مَحَلُّ الْقُطْبِ مِنَ الرَّحَى يَنْحَدِرُ عَنِّي السَّيْلُ وَ لَا يَرْقَى إِلَيَّ الطَّيْرُ}}<ref>نهجالبلاغه، خطبه ٣.</ref>؛ | |||
«موقعیت من برای [[خلافت]] و [[مدیریت جامعه اسلامی]] همانند [[قطب]] وسط [[آسیا]] است. [[علوم]] و [[معارف]] از وجودم سرچشمه میگیرد و هیچ پرندهای قله [[آگاهی]] و [[بینش]] مرا فتح نمیکند». | |||
در جای دیگر، [[مدیریت]] را به رشتهای که از وسط دانههای [[تسبیح]] میگذرد [[تشبیه]] میکند و میفرماید: | |||
{{متن حدیث|وَ مَكَانُ الْقَيِّمِ بِالْأَمْرِ مَكَانُ النِّظَامِ مِنَ الْخَرَزِ، يَجْمَعُهُ وَ يَضُمُّهُ فَإِنِ انْقَطَعَ النِّظَامُ تَفَرَّقَ الْخَرَزُ وَ ذَهَبَ، ثُمَّ لَمْ يَجْتَمِعْ بِحَذَافِيرِهِ أَبَداً}}<ref>نهجالبلاغه، خطبه ۱۴۶.</ref>؛ | |||
«نقش [[مدیر]] و [[زمامدار]] [[کشور]] همانند رشتهای است که از وسط مهرهها گذشته و آنان را در یک محور گرد آورده و به یک دیگر پیوند زده میباشد و هرگاه این رشته پاره شود مهرهها عامل ارتباط خود را از دست داده و پراکنده خواهند شد و با [[گسستن]] آن رشته، دیگر زمینهای برای گردآوری وجود نخواهد داشت». | |||
در کتابهای مدیریت، نقش مدیر در [[جامعه]] و [[سازمان]] را به نقش [[مغز]] در بدن تشبیه کردهاند، همانطور که مغز مرکز [[تصمیمگیری]] و هماهنگکننده بدن است؛ مدیر نیز بین ابزارها و نیروهای موجود، [[نظم]] و [[هماهنگی]] ایجاد میکند تا به اهداف مورد نظر دست یافته شود. در تشبیه دیگر سازمان را به [[جسم]] و مدیر را به [[روح]] آن تشبیه میکنند. از اینکه بگذریم نقش [[تربیتی]] مدیر نیز بسیار مهم است. جمله معروفی از [[معصومین]] نقل شده است که: {{متن حدیث|النَّاسُ عَلَى دِينِ مُلُوكِهِمْ}}<ref>علامه امینی، الغدیر، دارالکتاب العربی، بیروت، البطعه الرابعه، ۱۳۹۷ ه.ق، ج۲، ص۹۰.</ref>؛ | |||
«[[مردم]] بر روش و [[سیره]] [[فرمانروایان]] خود هستند». | |||
این جمله حکایت از آن دارد که رفتهرفته برخوردها و موضعگیریهای مثبت و منفی [[مدیران]] جنبه [[الگو]] پیدا میکند و به مقدار [[نفوذی]] که در روح افراد دارد در [[تربیت]] آنها اثر میگذارد.<ref>[[محسن عباسنژاد|عباسنژاد، محسن]]، [[سیره مدیریتی امام علی (کتاب)|سیره مدیریتی امام علی]]، ص ۲۰.</ref> | |||
==تاریخچه [[دانش مدیریت]]== | |||
تجارب گذشته بشری ثابت کرده است که [[زندگی اجتماعی]] [[انسان]] با نوعی سازمان [[اداری]]، آمیخته بوده است. ازاینرو [[بشر]] به دانش مدیریت توجه ویژهای داشته است. | |||
در یونان قدیم و در عصر طلایی آن، تلاشهای متعددی در زمینه مبانی مدیریت صورت گرفت. به عنوان نمونه نوشتههای «گزنفون» تحت عنوان نمونه «[[سیر]] و پدیا» در زمینه خصائص [[رهبری]] [[نظام]] ترفیع و ارتقا در [[سازمان]] [[اداری]] بحث کرده است. | |||
[[ارسطو]] پیرامون [[ضرورت دولت]] و [[حکومت]] مطالبی دارد در نوشتههای [[افلاطون]] نیز روند [[شکلگیری حکومت]] و [[مدینه فاضله]] ترسیم شده است. [[زرتشت]] هم همواره به [[رعایت قانون]] و [[عدالت]] توصیه کرده است. | |||
[[کنفوسیوس]] [[معتقد]] بود [[دولت]] باید بر مبنای [[صداقت]] بنا شود و وظایفی را برای [[مدیران]] در این زمینه برشمرد. | |||
در دوران قرون وسطی نیز تلاشهایی در این زمینه صورت گرفته است. قدیس اگوستین کوشید با [[نگارش]] کتاب «[[شهر خدا]]» شیوههای [[اداره امور]] بر اساس اندیشههای [[مدیریت]] را به رشته تحریر درآورد. | |||
در این زمینه ماکیاول با ارائه سه اثر در باب [[سیاست]] یعنی: شاهزاده، [[هنر]] [[جنگ]] و [[تاریخ]] فلورانس [[شهرت]] فراوانی یافت. | |||
کتاب شاهزاده او در واقع [[دستورالعمل سیاسی]] برای [[رهبری]] است که باید [[یگانگی]] و [[وحدت]] را به وجود آورد و به تهاجمات [[بیگانگان]] پایان دهد. | |||
با گسترش تجارب در زمینه مدیریت و گسترش خط مونتاژ در این [[زمان]] «توماس [[مور]]» نقاط [[ضعف]] مدیریت عصر خویش را تجزیه و تحلیل کرد. ژان بودن در سال ۱۵۷۶ سه مفهوم عمده دولت، حکومت، و [[جامعه]] را در «شش کتاب [[جمهوری]]» تفکیک کرد. | |||
بر اثر بروز [[جنگهای صلیبی]] و کاهش [[قدرت]] مطلقه [[کلیسا]] و پیدایش نهضتهای [[اجتماعی]] و [[تحول]] در شالوده [[فکر]] و [[دگرگونی]] در مناسبات جامعه، نیازهای کاملا جدیدی آشکار شد. | |||
دولتهای کوچک محلی به دولتهای [[مقتدر]] با ارتشهای بزرگ و سازمانهای [[مالی]] گسترده تبدیل شد که طبیعتاً نیاز به مدیریت ویژهای داشت. در این دوره نظریههای حکومت و نحوه اداره [[مردمسالار]] آن توسط اشخاصی مانند «هوکر» «روسو»، «[[جان]] لاک» مطرح شد و طبیعتا منجر به دگرگونی [[نظام مدیریت]] در جامعه شد. | |||
در اوائل [[قرن]] نوزدهم با گسترش نقش ماشین، روش [[تولید]] انبوه و روشهای استاندارد شده مورد توجه قرار گرفت. مثلاً جیمز وات کوشید تا با استاندارد کردن اطلاعات، زمان انجام دادن کار و امکان [[نظارت]] و [[هدایت]] کارهای دستهجمعی را فراهم کند همزمان [[نهضت]] «رابرت اوئن» در جهت کاهش ساعات کار و افزایش [[دستمزد]] شکل گرفت. سپس «چارلز بابیج» در مورد شیوه [[تقسیم کار]] و تشریح مختصات [[شغل]] و راههای افزایش بهرهوری مطالعاتی را انجام و به [[مدیران]] کارخانجات ارائه کرد. در نیمه دوم [[قرن]] نوزدهم کسانی چون جوزف وارتون [[مدیریت]] را [[سازمان]] دادند. تجربیات عملی [[فرماندهان]] [[ارتش]] بین دو [[جنگ]] جهانی و به وجود آمدن شرکتهای فراملیتی، نیاز به [[اداره امور]] سازمانهای وسیع و گسترده دولتی، مدیریت را به تدریج به یک رشته مشخص در [[علوم اجتماعی]] و [[انسانی]] تبدیل کرد. در قرن بیستم نظریهها و مطالعات [[مدیریتی]] به شکل نظریههای موجود در [[علوم انسانی]] و [[اجتماعی]] درآمد و منجر به خط بندی تدریجی نظریههای مدیریتی شد.<ref>[[محسن عباسنژاد|عباسنژاد، محسن]]، [[سیره مدیریتی امام علی (کتاب)|سیره مدیریتی امام علی]]، ص ۲۲.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||
| خط ۳۲: | خط ۶۷: | ||
# [[پرونده:55210091.jpg|22px]] [[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۲ (کتاب)|'''فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم''']] | # [[پرونده:55210091.jpg|22px]] [[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۲ (کتاب)|'''فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم''']] | ||
# [[پرونده:13681049.jpg|22px]] [[سید حسین دینپرور|دینپرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|'''دانشنامه نهج البلاغه ج۲''']] | # [[پرونده:13681049.jpg|22px]] [[سید حسین دینپرور|دینپرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|'''دانشنامه نهج البلاغه ج۲''']] | ||
# [[پرونده:10107013.jpg|22px]] [[محسن عباسنژاد|عباسنژاد، محسن]]، [[سیره مدیریتی امام علی (کتاب)|'''سیره مدیریتی امام علی''']] | |||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||