تصمیم‌گیری: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۳۶ بایت حذف‌شده ،  ‏۳ دسامبر ۲۰۲۵
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۶: خط ۱۶:


==جایگاه تصمیم‌گیری در مدیریت==
==جایگاه تصمیم‌گیری در مدیریت==
هربرت سایمون (Simon) محققی است که در رابطه با مفهوم و مکانیسم تصمیم‌گیری مطالعات زیادی به عمل آورده است. از نظر او مدیریت و تصمیم‌گیری دو واژه هم‌معنی مترادف می‌باشد.
برخی از [[محققان]] که مطالعات گسترده‌ای در رابطه با مفهوم و مکانیسم [[تصمیم‌گیری]] انجام داده‌اند، بر این باورند که «مدیریت» و «تصمیم‌گیری» دو واژه هم‌معنی و مترادف هستند. از دیدگاه این گروه از صاحب‌نظران، مدیریت چیزی جز تصمیم‌گیری نیست و کانون اصلی آن را همین فرآیند تشکیل می‌دهد. بر این اساس، انجام وظایفی چون [[برنامه‌ریزی]]، [[سازماندهی]] و کنترل، در واقع کاری جز تصمیم‌گیری درباره نحوه و چگونگی انجام این فعالیت‌ها نیست.
علاوه بر سایمون گروه دیگری از صاحب‌نظران نیز مدیریت و تصمیم‌گیری را هم‌معنی تعریف کرده‌اند و مدیریت را چیزی جز تصمیم‌گیری ندانسته‌اند و معتقدند که کانون اصلی در مدیریت را تصمیم‌گیری تشکیل می‌دهد و انجام وظایفی چون [[برنامه‌ریزی]]، [[سازماندهی]] و کنترل در واقع کاری جز تصمیم‌گیری درباره نحوه و چگونگی انجام این فعالیت‌ها نیست. از نظر این دسته از محققین اصل اول مدیریت، تصمیم‌گیری است زیرا به وسیله تصمیم‌گیری است که [[مدیر]] تمامی [[وظایف]] خود را به انجام می‌رساند.
 
به گفته بارنارد (BARNARD) تصمیم‌گیری اصل و اساس [[وظایف مدیر]] را تشکیل می‌دهد و [[مهارت]] مدیر در تصمیم‌گیری، خود را در کارائی وظایف و در کیفیت خدماتی که او ارائه می‌دهد، نمایان می‌سازد.
از نظر این دسته از [[پژوهشگران]]، اصل اول مدیریت، تصمیم‌گیری است؛ زیرا به وسیله آن است که [[مدیر]] تمامی [[وظایف]] خود را به انجام می‌رساند. گفته می‌شود که تصمیم‌گیری اصل و اساس [[وظایف مدیر]] را تشکیل می‌دهد و [[مهارت]] مدیر در این امر، خود را در [[کارایی]] وظایف و کیفیت خدماتی که ارائه می‌دهد، نمایان می‌سازد.
نیومن (NEWMAN) کیفیت مدیریت را تابع کیفیت تصمیم‌گیری می‌داند و مدعی است که تصمیم‌گیری به [[تنهایی]] مهم‌ترین [[وظیفه]] مدیر است؛ زیرا کیفیت طرح و برنامه‌ها، اثربخشی و [[کارآمدی]] [[استراتژی‌ها]] و کیفیت نتایجی که از [[اعمال]] آنها به دست می‌آید، همگی تابع کیفیت تصمیماتی است که مدیر اتخاذ می‌کند و در واقع، تعیین و انتخاب یک [[استراتژی]] خاص، خود نوعی تصمیم‌گیری است که لازمه آن [[بسیج]] و بکارگیری تمام امکانات و مهارت‌های موجود در سازمان است. ازاین‌رو باید نتیجه گرفت که تصمیم‌گیری مهم‌ترین وظیفه یک مدیر را تشکیل می‌دهد زیرا اگر مدیر تصمیم گیرنده‌ای [[دانا]] و قابل نباشد بالطبع [[قادر]] به سازماندهی، کنترل و [[رهبری]] مؤثر نیز نخواهد بود<ref>سعادت، اسفندیار، فرایند تصمیم‌گیری در سازمان، سمت، تهران، ۱۳۷۶، ص۱۵.</ref>.
 
همچنین کیفیت مدیریت تابع کیفیت تصمیم‌گیری دانسته شده و ادعا می‌شود که تصمیم‌گیری به [[تنهایی]] مهم‌ترین [[وظیفه]] مدیر است؛ زیرا کیفیت طرح و برنامه‌ها، اثربخشی و [[کارآمدی]] [[استراتژی‌ها]] و کیفیت نتایجی که از [[اعمال]] آنها به دست می‌آید، همگی تابع کیفیت تصمیماتی است که مدیر اتخاذ می‌کند. در واقع، تعیین و [[انتخاب]] یک [[استراتژی]] خاص، خود نوعی تصمیم‌گیری است که لازمه آن [[بسیج]] و به‌کارگیری تمام امکانات و مهارت‌های موجود در [[سازمان]] است.
 
ازاین‌رو باید نتیجه گرفت که تصمیم‌گیری مهم‌ترین وظیفه یک مدیر را تشکیل می‌دهد؛ زیرا اگر مدیر تصمیم‌گیرنده‌ای [[دانا]] و قابل نباشد، بالطبع [[قادر]] به سازماندهی، کنترل و [[رهبری]] مؤثر نیز نخواهد بود<ref>سعادت، اسفندیار، فرایند تصمیم‌گیری در سازمان، سمت، تهران، ۱۳۷۶، ص۱۵.</ref>.
 
تصمیم‌گیری درست نیاز به طی مراحلی دارد، در صورتی که این مراحل انجام شود می‌توان [[انتظار]] داشت که تصمیم صحیحی گرفته شود.<ref>[[محسن عباس‌نژاد|عباس‌نژاد، محسن]]، [[سیره مدیریتی امام علی (کتاب)|سیره مدیریتی امام علی]]، ص ۴۶.</ref>
تصمیم‌گیری درست نیاز به طی مراحلی دارد، در صورتی که این مراحل انجام شود می‌توان [[انتظار]] داشت که تصمیم صحیحی گرفته شود.<ref>[[محسن عباس‌نژاد|عباس‌نژاد، محسن]]، [[سیره مدیریتی امام علی (کتاب)|سیره مدیریتی امام علی]]، ص ۴۶.</ref>


۲۲۴٬۸۴۸

ویرایش