بدون خلاصۀ ویرایش
(←مستجار) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۸: | خط ۸: | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
«[[مکه]]» بخشی از منطقه «[[تهامه]]» است و ارتفاع تقریبی آن از سطح دریا ۳۳۰ متر است و در فاصله شصت کیلومتری [[جده]] و ۲۵ کیلومتری [[مدینه]] قرار دارد. | «[[مکه]]» بخشی از منطقه «[[تهامه]]» است و ارتفاع تقریبی آن از سطح دریا ۳۳۰ متر است و در فاصله شصت کیلومتری [[جده]] و ۲۵ کیلومتری [[مدینه]] قرار دارد. | ||
[[شهر مکه]] به نامهای دیگری چون المعاذ، [[ام القری]]، البلد، البلد الامین، البلد الحرام، قریة النمل، [[حرم]] و [[قادسیه]] هم نامیده شده است. | [[شهر مکه]] به نامهای دیگری چون المعاذ، [[ام القری]]، البلد، البلد الامین، البلد الحرام، قریة النمل، [[حرم]] و [[قادسیه]] هم نامیده شده است. | ||
مکه در میان مناطق قبایلنشین [[حجاز]]، موقعیت ممتازی داشت. و وجود [[کعبه]] و [[خانه خدا]] [[قداست]] خاصی به این [[شهر]] بخشیده و انبوه [[مردم]] از اطراف و اکناف و دور و نزدیک هر سال برای [[زیارت]] کعبه به مکه میآمدند، و از آنجا که [[سرزمین مکه]] حاصلخیز نبود، اهالی مکه بیشتر به کار [[تجارت]] میپرداختند و همین دو عامل اساسی، موجب شده بود که مکه به صورت یک مرکز تجارتی مهم درآید و [[قبایل]] ساکن آن هم از اهمیت و [[شخصیت]] ممتازی برخوردار شوند. | |||
مکه در میان مناطق قبایلنشین [[حجاز]]، موقعیت ممتازی داشت. و وجود [[کعبه]] و [[خانه خدا]] [[قداست]] خاصی به این [[شهر]] بخشیده و انبوه [[مردم]] از اطراف و اکناف و دور و نزدیک هر سال برای [[زیارت]] کعبه به مکه میآمدند، و از آنجا که [[سرزمین مکه]] حاصلخیز نبود، اهالی مکه بیشتر به کار [[تجارت]] میپرداختند و همین دو عامل اساسی، موجب شده بود که مکه به صورت یک مرکز تجارتی مهم درآید و [[قبایل]] ساکن آن هم از اهمیت و [[شخصیت]] ممتازی برخوردار شوند. سیادت و [[حاکمیت]] مکه در دست [[قریش]] بود و با در دست داشتن کعبه، بر تعداد زیادی از [[قبایل عرب]] نفوذ کامل داشتند؛ زیرا در کعبه ۳۶۰ [[بت]] [[نصب]] شده بود که هر کدام متعلق به یک [[قبیله]] بود و قریش عهدهدار نگهداری [[بتها]] و تأمین وسایل و راههای آمدورفت [[زوار]] بودند. | |||
[[حرام]] بودن [[جنگ]] در حرم - به [[احترام]] کعبه - به این شهر [[امنیت]] و [[آرامش]] بخشیده و بر رونق و فعالیت [[تجاری]] آن افزوده و موجب جلب توجه در میان قبایل عرب شده بود. | [[حرام]] بودن [[جنگ]] در حرم - به [[احترام]] کعبه - به این شهر [[امنیت]] و [[آرامش]] بخشیده و بر رونق و فعالیت [[تجاری]] آن افزوده و موجب جلب توجه در میان قبایل عرب شده بود. | ||
خانههای اعضای قبایل مختلف به تناسب اهمیت وسیادتشان در اطراف خانه خدا قرار گرفته بود؛ به این ترتیب که خانههای [[قریشیان]] گرداگرد کعبه، و از آن پس خانههای دیگر قبایل قرار داشت. | خانههای اعضای قبایل مختلف به تناسب اهمیت وسیادتشان در اطراف خانه خدا قرار گرفته بود؛ به این ترتیب که خانههای [[قریشیان]] گرداگرد کعبه، و از آن پس خانههای دیگر قبایل قرار داشت. | ||
قریش خود از گروهها و قبایل زیادی تشکیل شده بود که ابتدا به دو تیره اصلی قریش بطاح، و قریش | قریش خود از گروهها و قبایل زیادی تشکیل شده بود که ابتدا به دو تیره اصلی قریش بطاح، و قریش ظواهر، تقسیم میشد و عمدهترین قبایل قریش بطاح، عبارت بودند از: [[بنیعبدمناف]]، [[بنیعبدالعزی]]، [[بنیعبدالدار]]، [[بنیزهره]]، [[بنیتمیم]]، [[بنیمخزوم]]، [[بنیجمع]]، [[بنیسهم]] و اهم قبایل قریش ظواهر عبارت بودند از [[بنی عامر بن لؤی]]، [[بنیفهر]]، [[بنیتیم]]، [[بنیقیس]]، [[بنیالحارث]]، [[بنیمالک]]. | ||
[[شهر مکه]] یک واحد مستقل [[سیاسی]]، و برای خود کشوری [[آزاد]] بود، و [[قریش]] پردهداری [[کعبه]] را که مهمترین سمت | |||
[[شهر مکه]] یک واحد مستقل [[سیاسی]]، و برای خود کشوری [[آزاد]] بود، و [[قریش]] پردهداری [[کعبه]] را که مهمترین سمت سیادت و [[امارت]] بود، بر عهده داشت و به همین دلیل در [[مکه]] [[حاکم]] مطلق بوده و دیگر [[وظایف]] و تأسیسات مربوط به کعبه مانند: سقایت حجاج، مهمانداری، حل و فصل امور و رسیدگی به [[اختلافات]] از اختیارات قریش بود. | |||
جرجی زیدان مورخ معروف، تأسیسات وابسته به کعبه و اداره شهر مکه را در حدود ۲۰ منصب ذکر میکند که هر کدام در [[اختیار]] یکی از [[قبایل]] قریش قرار داشت. | |||
[[عبدالمطلب]] با دستیابی به آب [[زمزم]] ۔ پس از مسدود شدن آنکه مدتها طول کشیده بود - و یک قبضه [[شمشیر]] و چند شیء گرانبها که در جریان حفر زمزم به دست آمد، از موقعیت و سیادت و [[حاکمیت]] [[برتری]] برخوردار شد. | [[عبدالمطلب]] با دستیابی به آب [[زمزم]] ۔ پس از مسدود شدن آنکه مدتها طول کشیده بود - و یک قبضه [[شمشیر]] و چند شیء گرانبها که در جریان حفر زمزم به دست آمد، از موقعیت و سیادت و [[حاکمیت]] [[برتری]] برخوردار شد. | ||
در [[حمله ابرهه]] به مکه، عبدالمطلب به عنوان [[رییس]] [[مردم]] مکه و | در [[حمله ابرهه]] به مکه، عبدالمطلب به عنوان [[رییس]] [[مردم]] مکه و نماینده قبایل ساکن مکه با وی ملاقات کرد، ولی حاضر نشد سیادت مکه را به پای [[ابرهه]] بریزد، و با جمله «و للبیت [[رب]] یمنعه» یعنی [[خانه کعبه]] نیز خدایی و صاحبی دارد که از آن [[دفاع]] میکند، رُعب بر [[دل]] ابرهه افکند و با [[اطمینان]] و [[آرامش]] کامل درباره شتران مردم مکه که به دست سپاهیان ابرهه به یغما برده شده بود، سخن گفت و از سوی دیگر مردم شهر مکه به دستور عبدالمطلب [[شهر]] را ترک گفته و به کوههای مجاور پناه بردند. [[تهدید]] متکی به [[ایمان عبدالمطلب]]، با سیاستی که در تخلیه شهر [[اعمال]] کرد، ابرهه و سپاهیانش را به وحشتی وصفناپذیر دچار، و سرانجام با [[امداد الهی]] وادار به هزیمت کرد. | ||
در جریان [[صلح حدیبیه]] نیز [[پیامبر]] با قریش به عنوان نماینده حاکمیت مکه، [[پیمان]] [[متارکه جنگ]] و عدم تعرض بست و به این ترتیب دست قریش را از تحریک مردم و | |||
در جریان [[صلح حدیبیه]] نیز [[پیامبر]] با قریش به عنوان نماینده حاکمیت مکه، [[پیمان]] [[متارکه جنگ]] و عدم تعرض بست و به این ترتیب دست قریش را از تحریک مردم و تحمیل عقیده و [[توطئه]] بر علیه [[اسلام]] قطع کرد. | |||
مکه، شهر مورد علاقه [[پیامبر اسلام]]{{صل}} بوده و در این باره فرموده است: «به [[خدا]] [[سوگند]] که تو ای [[مکه]] پربرکتترین و محبوبترین [[سرزمین]] خدا نزد من هستی که اگر مرا از تو جدا نمیکردند، هرگز از تو [[هجرت]] نمینمودم»<ref>شفاء الغرام باخبار البلد الحرام، ج۱، ص۱۱۹.</ref>. | |||
مکه به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص در [[جزیرةالعرب]] و نیز بنا به قداست [[کعبه]]، همواره در [[تاریخ]]، مرکز [[آمال]] و محور [[قدرت]] در منطقه و یک [[قطب]] [[سیاسی]] و [[اقتصادی]] بهشمار میآمده است. | |||
[[قریش]] که از نظر نفوذ سیاسی و اقتصادی بر دیگر [[قبایل عرب]] تفوق داشته، پیوسته اداره شئونات ویژه مکه را در میان قبائل [[عرب]] عهدهدار بوده است. | |||
مکه به دلیل موقعیت خاص کعبه، مرکزیت [[دینی]] شبه جزیره را هم دارا بوده و بتهای بزرگ مشترک و بتهای کوچک اختصاصی هر [[قبیله]] در آن قرار داشتند. | مکه به دلیل موقعیت خاص کعبه، مرکزیت [[دینی]] شبه جزیره را هم دارا بوده و بتهای بزرگ مشترک و بتهای کوچک اختصاصی هر [[قبیله]] در آن قرار داشتند. | ||
به علت این ویژگیها بود که مکه بارها [[شاهد]] برخورد قدرتهای منطقه و حوادث | |||
به علت این ویژگیها بود که مکه بارها [[شاهد]] برخورد قدرتهای منطقه و حوادث ناگواری چون [[حمله ابرهه]] [[سلطان]] مقتدر [[افریقا]] ([[حبشه]]) بوده و برخی از این وقایع ناشی از معارضه قدرتها، در دوران پس از [[اسلام]] هم اتفاق افتاد، که منجر به [[آتش]] کشیده شدن کعبه توسط منجنیقها برای سرکوبی [[عبدالله بن زبیر]] مدعی [[خلافت]] در برابر [[یزید بن معاویه]] شد و [[حرمت]] دیرینه کعبه و [[حرم]] در هم شکسته شد<ref>مروج الذهب، ج۳، ص۶۶.</ref> و در قرن سوم نیز کعبه توسط [[قرامطه]] مورد هتک قرار گرفت<ref>تاریخ و آثار اسلامی مکه مکرمه و مدینه منوره، ص۷۱.</ref>. | |||
[[مسجدالحرام]] نیز به نوبه خود حوادث فراوانی به خود دیده و تحولات [[تاریخی]]، آثاری را در آن به وجود آورده است. | [[مسجدالحرام]] نیز به نوبه خود حوادث فراوانی به خود دیده و تحولات [[تاریخی]]، آثاری را در آن به وجود آورده است. | ||
اهمیت، قداست و جایگاه ویژه حرم، مکه، مسجدالحرام و کعبه بر حوادث تاریخی این سرزمین اثری عمیق گذارده و این حوادث را در تاریخ به نحو بارزی برجستگی و اهمیت فوقالعادهای بخشیده است. به همین دلیل [[حفظ]] آثار تاریخی این سرزمین به معنای | اهمیت، قداست و جایگاه ویژه حرم، مکه، مسجدالحرام و کعبه بر حوادث تاریخی این سرزمین اثری عمیق گذارده و این حوادث را در تاریخ به نحو بارزی برجستگی و اهمیت فوقالعادهای بخشیده است. به همین دلیل [[حفظ]] آثار تاریخی این سرزمین به معنای حراست از [[اسرار]] و موقعیت آن تلقی میگردد و در نتیجه، مفهوم مخالف آن یعنی که هرگونه تخریب و از میان بردن این آثار مثبت یا منفی [[تاریخی]] این [[سرزمین]] به مثابه ضربهای بر موقعیت آن و محو علایم و آثار نشاندهنده اسرار [[نهان]] آن است. | ||
به اختصار به بخشی از آثار تخریب شده توسط حاکمانی که [[قدرت]] و | |||
به اختصار به بخشی از آثار تخریب شده توسط حاکمانی که [[قدرت]] و عظمت خود را از این [[سرزمین مقدس]] گرفتهاند، اشاره میکنیم<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۲ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۲]]، ص ۶۱۶.</ref>. | |||
==مستجار== | == مستجار == | ||
علامت «مستجار» در دیوار پشت درب و کنار [[رکن یمانی]] که نشانهای از میلاد [[نور]] در [[کعبه]] داشته و به این قسمت [[مقدس]] کعبه ملتزم نیز گفته میشده<ref>تذکرة الخواص، ص۱۰.</ref>، چنان محو شده که امروزه [[اثبات]] آن ناممکن است<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۲ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۲]]، ص ۶۱۸.</ref>. | |||
علامت «مستجار» در | |||
==حطیم== | == حطیم == | ||
{{اصلی|حطیم}} | {{اصلی|حطیم}} | ||
«حطیم» به قسمتی از فاصله رکن شامی و رکن | «حطیم» به قسمتی از فاصله رکن شامی و رکن غربی از یک سو و [[مقام ابراهیم]] و [[زمزم]] از سوی دیگر گفته میشد که از نظر [[عبادی]] و [[سیاسی]] اهمیت فوقالعادهای داشته و پناهگاهی برای [[مظلومان]] و [[محرومان]] بوده که در آنجا گردهم میآمدند و با [[استغاثه]] و [[دعا]] از [[خدا]] [[دادخواهی]] میکردند. چه بسیار [[ستمگران]] و متجاوزانی که با این استغاثهها نابود میشدند و چه مظلومانی که دعایشان [[مستجاب]] و داد خود را میستاندند. | ||
این محل مقدس که جنةالمعلی نیز نامیده میشود [[محل دفن]] اجداد [[پیامبر]]{{صل}} و مادر گرامی آن حضرت ([[آمنه بنت وهب]]{{س}})<ref>فقه سیاسی، ج۵، ص۱۴۲-۱۵۰.</ref> و شخصیتهای [[بنیهاشم]] بود که | |||
قبل از [[تسلط]] سعودیها بر [[حجاز]]، [[قبور]] | این محل مقدس که جنةالمعلی نیز نامیده میشود [[محل دفن]] اجداد [[پیامبر]]{{صل}} و مادر گرامی آن حضرت ([[آمنه بنت وهب]]{{س}})<ref>فقه سیاسی، ج۵، ص۱۴۲-۱۵۰.</ref> و شخصیتهای [[بنیهاشم]] بود که مدفن بانوی [[اسلام]] [[حضرت خدیجه]]{{س}} [[همسر گرامی پیامبر]]{{صل}} و مادر [[حضرت فاطمه زهرا]]{{س}} نیز در این محل قرار دارد. | ||
[[خانه]] خدیجه این بانوی بزرگ اسلام نخستین بارقههای [[وحی]] را به خود دیده و [[اقامتگاه]] پیامبر{{صل}} در دشوارترین شرایط زندگیش و در آغاز وحی بوده است. خانهای که پس از انجام | |||
قبل از [[تسلط]] سعودیها بر [[حجاز]]، [[قبور]] مطهره [[قصی بن کلاب]]، هاشم، عبدمناف، [[عبدالمطلب]]، [[ابوطالب]]، [[آمنه]]، [[خدیجه]] و جمعی از [[خاندان پیامبر]]{{صل}} و [[صحابه]] در این محل، دارای بارگاه و نام و نشان بوده که اکنون به گورستان متروکهای مبدل شده است. | |||
[[خانه]] خدیجه این بانوی بزرگ اسلام نخستین بارقههای [[وحی]] را به خود دیده و [[اقامتگاه]] پیامبر{{صل}} در دشوارترین شرایط زندگیش و در آغاز وحی بوده است. خانهای که پس از انجام مراسم عقد [[ازدواج پیامبر]]{{صل}} و خدیجه، با تعبیر شیوای وصفناپذیر خدیجه که گفت: «الی بیتک یا محمد{{صل}}» [[خانه]] [[آرامشبخش]] [[پیامبر]]{{صل}} شد. خانهای که سه [[فرزند پیامبر]]{{صل}} در آن تولد یافت، چه خانه بابرکت و بافضیلتی، اما خزان این خانه با تمامی [[شکوه]] و عظمتش با [[سلطه]] آل سعود پایان پذیرفت و ابتدا تخریب و سپس روی این کاشانه [[ملکوتی]] [[مدرسه]] اطفال بنا کردند، البته دیری نپایید همین مدرسه نیز به [[کعبه]] [[آمال]] عاشقان مبدل گشت و امروز میدان ترمینال اتوبوسهای ساخت غرب جای آنهمه شکوه و عظمت را گرفته است<ref>فقه سیاسی، ج۳، ص۱۴۷-۱۴۶.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۲ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۲]]، ص ۶۱۸.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||